📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»
منظور از آن «گفتهای که در مورد بیشتر آنان محقق شده است» چیست؟
الف. این گفته (قول) همان است که در جای دیگر به عنوان «کلمة ربک» از آن یاد شده است «إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ» (يونس/96) و این همان وعده عذابی است (حدیث1) که خداوند هم در ابتدای آفرینش انسان از آن سخن گفت «فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ» (ص/84-85) و هم در پایان کار در جهنم هم از قول جهنمیان بر آن تاکید کرد «وَ لكِنْ حَقَّتْ كَلِمَةُ الْعَذابِ عَلَی الْكافِرِينَ قِيلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدِينَ فِيها فَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَكَبِّرِينَ:» (زمر/72) و «فَحَقَّ عَلَيْنا قَوْلُ رَبِّنا إِنَّا لَذائِقُونَ» (صافات/31) (الميزان، ج17، ص64؛ مجمعالبیان، ج8، ص651؛ البحر المحيط، ج9، ص50)
و البته این مطلب (قطعی شدن عذاب خدا به عنوان «حق علیهم القول») در آیات دیگری هم آمده است:
«قالَ الَّذينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنا هؤُلاءِ الَّذينَ أَغْوَيْنا ...: و آن کسانی که آن گفته بر آنان محقق شده بود گفتند پروردگارا اینان کسانیاند که گمراه کردیم ...» (قصص/63)
«وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ فَزَيَّنُوا لَهُمْ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ: و برای آنان همنشینانی قرار دادیم، و آنچه پیش روی ايشان و آنچه در پی آنان بود در نظرشان زيبا جلوه دادند و در ميان امّتهايی از جنّ و انس كه پيش از آنان روزگار به سر برده بودند، آن گفته بر ايشان محقق شد، چرا كه آنها زيانكاران بودند» (فصلت/25)
«أُولئِكَ الَّذينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ في أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنَّهُمْ كانُوا خاسِرينَ: آنان کسانیاند که در ميان امّتهايی از جنّ و انس كه پيش از آنان روزگار به سر برده بودند، آن گفته بر ايشان محقق شد، چرا كه آنها زيانكاران بودند» (احقاف/18)
و ظاهرا منحصر به عذاب اخروی نیست بلکه عذاب دنیوی را هم شامل میشود؛ مثلا:
«وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفيها فَفَسَقُوا فيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْميراً» (اسراء/16)
ب. ممکن است منظور همان جمله بعدی آیه (فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ: که آنان ایمان نمیآورند) باشد که خداوند قبلا به فرشتگان خبر داده باشد که آنان ایمان نخواهند آورد و این سخن بر آنان محقق شد. (مجمعالبیان، ج8، ص651)۱ یعنی «ف» فاء تعلیل باشد: این سخن بر آنان محقق شد چون آنان ایمان نیاوردند.
ج. چهبسا منظور همان سخن توحید و معارفی است که پیامبران الهی آوردند؛ و خداوند میفرماید: [صحت] آن سخنان با برهانهای متقن بر آنان محقق شد، اما باز هم اکثر اینان ایمان نمیآورند. (البحر المحيط، ج9، ص50)۲
د. ...
2) «فَهُمْ غافِلُونَ لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ»
اكثر مردم غافل، به حقّ گرايش ندارند. (تفسير نور، ج9، ص523)
3) «أَكْثَرِهِمْ ... لا يُؤْمِنُونَ»
مخالفت اكثريّت، نبايد مبلّغ و رهبر را دلسرد كند. (تفسير نور، ج9، ص523)
4) «لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»
اینکه اکثر افرادی که مورد انذار قرار گرفتهاند ایمان نمیآورند، یک واقعیتی است که قرآن بدان اشاره کرده است؛
پس، موفقیت یک انذاردهنده، به این نیست که حتما اکثر مخاطبان او ایمان بیاورند؛ و ایمان نیاوردن اکثریت لزوما دلیلی بر ناکارآمدی ویا ناتوانی وی در تبلیغ دین نیست.
نکته
آن کسی که ایمان نیاوردن اکثر مردم در زمان حضرت نوح را دلیل بر ضعف مدیریتی حضرت نوح قلمداد میکرد، از اولیات معارف قرآنی بویی نبرده است!۳
5) «فَهُمْ غافِلُونَ ... فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»
غفلت، زمينهساز كفر است. (تفسير نور، ج9، ص523)
6) «تَنْزيلَ الْعَزيزِ الرَّحيمِ ... لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلی أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ»
خداوند قبلاً وعده داده کسانی را که ایمان نمیآورند و از شیطان پیروی میکنند به جهنم ببرد کسانی که ایمان نمیآورند «فَالْحَقُّ وَ الْحَقَّ أَقُولُ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكَ وَ مِمَّنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ أَجْمَعِينَ» (ص/84-85)
و در این آیه تاکید میشود که این وعدهای است که حتما محقق خواهد شد.
تذکر : جدی بودن جهنم
برخی گمان کردهاند با توجه به مهربانی عظیم الهی وعدههای عذاب خداوند محقق نخواهد شد.
در حالی که همان خدایی که در آیات قبل بر رحیم بودنش تاکید شده، خبر قطعی داده که این وعده محقق شده است؛ و در آیات دیگری از قول جهنمیان هم بر تحقق این وعده تاکید کرده است. (مثلا در زمر/72؛ صافات/31؛ قصص/63)
مشکل این افراد آن است که توجه ندارد که عذابهای اخروی، باطن باورها و اعمال دنیوی خود افراد است، نه یک امر قراردادی و اعتباری. باطن کفر، آتش جهنم است هرچند شخص کافر در دنیا فرد ظاهرالصلاحی به نظر برشد.
تبصره
اینکه کافر قطعا جهنمی است از مسلمات قرآنی است؛ اما باید توجه کرد که کافر در اینجا مقصود کسی است که حقیقت بر او عرضه شده و عناد ورزیده باشد، نه جاهل قاصر؛ از این رو، بسیاری از افرادی که ما اصطلاحاً آنها را کافر میدانیم، معلوم نیست نزد خدا کافر محسوب شوند؛ و نیز بسیاری از کسانی که ظاهرا مسلمان هستند، چون منافقاند حقیقتا کافر هستند.
پس مقصود از اینکه کافران حتما جهنمیاند اصلا این نیست که مسلمانان شناسنامهای به بهشت میروند و غیرمسلمانان شناسنامهای به جهنم.