📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «نُعَمِّرْهُ»
عمر به دست خداست. (تفسير نور، ج9، ص556)
2) «نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ»
سنّت خداوند بر آن است كه پيری همراه با شكستگی باشد. (تفسير نور، ج9، ص556)
3) «نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ»
آثار عمر طولانی به دست خداست. [اوست که پیری را با شکستگی همراه میکند؛ پس] آن جا كه خداوند اراده كند، افرادی مثل حضرت نوح و حضرت مهدی عليهما السلام عمر طولانی میكنند. (تفسير نور، ج9، ص556)
4) «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِی الْخَلْقِ»
«خلق» در این آیه:
میتواند به معنای مصدری (= آفرینش) باشد (چنانکه در اغلب آیات به این معنا به کار رفته) آنگاه مقصود از آیه این است که وقتی سن بالا میرود تواناییهای خدادادی رو به نقصان مینهد)؛ که اغلب نکات قبل و بعد ناظر به این معناست؛
و میتواند به معنای مفعولی (آفریده، آفریدگان، خلایق) باشد، (شبیه آیه: وَ ما كُنَّا عَنِ الْخَلْقِ غافِلينَ؛ مومنون/17)؛ آنگاه مقصود از آیه این است که وقتی سن بالا میرود شخص به طور طبیعی در میان خلایق خُرد و خوار میشود؛ و تنها اعمال صالحی که داشته یا فرزند صالح او و اموری از این قسم است که میتواند او را همچنان در جامعه سربلند نگه دارد.
5) «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یعْقِلُونَ»
از میانسالی به بعد، هرچه سن انسان بیشتر میشود، تواناییهایش کاهش مییابد؛ پس این تواناییها را صرفاً برای زندگی در دنیا به ما ندادند.
نکته تخصصی انسانشناسی
خداوند استعدادها و تواناییهای گوناگونی را در وجود ما قرار داده تا آنها را شکوفا کنیم؛
اما شکوفا کنیم، که چه شود؟
که نهایتاً بمیریم و همه آنچه شکوفا شده، هدر رود؟
اگر مرگ را جدی بگیریم – که از معدود واقعیتهایی است که هیچ گونه تردیدی در آن نیست - میفهمیم شکوفا شدن تواناییها صرفاً به این نیست که این استعدادها در زندگی دنیوی به کار آید؛ زیرا معنی ندارد که هدف نهایی شکوفا شدن یک استعداد، نابود شدنش باشد!
یعنی شکوفا شدن حقیقیِ این استعدادها به این است که بتوانیم به مقام خلیفةاللهی دست یابیم؛ و تنها در این صورت است که انسان چنان از آن استعدادها بهره گرفته که مرگ هم برایش صرفاً معبری برای رفتن به مرحله دیگر میباشد، نه پایان کار.
اگر این نکته را درست دریابیم، آنگاه این آیه پیام مهمی برای ما خواهد داشت:
برای شکوفا شدن استعدادها که انسان را به خلیفةاللهی برساند، زمان بینهایت لازم نیست؛ همین مدت متعارف عمر کافی است؛ بلکه نیمی از این عمر هم کافی است! به تعبیر دیگر، خداوند با رو به نقصان نهادنِ تواناییها به ما پیام میدهد که آن مقدار زمانی که برای شکوفا کردنِ آنها در اختیارتان گذاشتم کافی بود. اگر شکوفا کردید و به سرمنزل مقصود رسید که خوشا به سعادتتان؛ وگرنه، بدانید که کمکم این استعدادها را از شما پس میگیرم.
6) «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یعْقِلُونَ»
کسی که عمرش طولانی میشود، رو به شکستگی و فرتوتی مینهد.
این از بهترین شواهد است که نشان میدهد که زندگی و بقای ما به دست خود ما نیست. (حدیث6)
7) «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یعْقِلُونَ»
این آیه میتواند در مقام استشهاد برای دو آیه قبل باشد.
در دو آیه قبل فرمود اگر بخواهیم میتوانیم قلم محو بر چشمانشان بکشیم که دیگر نبینند؛ ویا اینکه آنان را مسخ کنیم که دیگر راه پس و پیش نداشته باشند؛ اکنون میفرماید شاهدش هم این است که آنان را بعد از اینکه به قدرت و تواناییهای جوانی رساندیم، به سمت نقصان و ضعف میرانیم. (المیزان، ج17، ص108)
8) «وَ مَنْ نُعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَ فَلا یعْقِلُونَ»
انسان وقتی رو به سالخوردگی میرود دائما تواناییهایش کمتر میشود.
این هشداری است به انسان، که فرصت بهرهگیریات در دنیا رو به اتمام است؛ آماده آخرت شو!
ثمره اخلاقی
آیا خود این هشدار یکی از بزرگترین نعمتهای الهی نیست که انسانها را از خواب غفلت بیرون آورد؟
و آیا عجیبتر این نیست که انسانهایی که پا به سن میگذارند از خواب غفلت بیدار نمیشوند؟!
حکایت
در برخی کتب اخلاقی حدیثی از پیامبر اکرم ص نقل شده که: «من بلغ الأربعين و لم يأخذ [لم یحمل] العصا فقد عصی: کسی که به چهل سالگی برسد و عصا برندارد عصیان کرده است! (تحفة الملوک، ص728)
در رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم (ص33) در توضیح این حدیث آمده است:
«چه، عصا علامت سفر است و مسافر را برداشتن عصا مندوب است. و چون چهل سال تمام شد هنگام سفر است. و تأويل عصا مهيّا شدن سفر آخرت است، و جمع كردن خود از برای رحلت (و هر كه عصا بر نداشت از فكر سفر غافل است).
آیت الله سبحانی هم از قول امام خمینی نقل کردهاند که امام میفرمودند "منظور از عصا، همان عصای ظاهری نیست، بلکه منظور عمل به احتیاط کامل است". http://hawzahnews.com/detail/News/327419
9) «لَطَمَسْنا ...، لَمَسَخْناهُمْ ... نُنَكِّسْهُ فِي الْخَلْقِ أَ فَلا يَعْقِلُونَ»
انسان هم بايد به فكر از دست رفتن نعمتها باشد. و هم به فكر ضعيف شدن آنها. (تفسير نور، ج9، ص556)
10) «أَ فَلا یعْقِلُونَ»
قرآن کریم افراد را به خاطر اینکه نمیاندیشند، توبیخ میکند. (المیزان، ج17، ص108)
ثمره دینشناسی
در اسلام - برخلاف بسیاری از مکاتبی که فقط درصدد جمع کردن مرید هستند و از مریدانشان میخواهند فکر و عقل را تعطیل کنند و صرفاً از دستور مراد تبعیت نمایند - تعقل و اندیشدن، نهتنها مذمت نشده، بلکه کسانی که نمیاندیشند مورد مذمت قرار میگیرند.