1) «إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْیوْمَ فی شُغُلٍ فاكِهُونَ»
تا آیه قبل بحث از کافران بود و هول و هراسی که از ورود در عرصه قیامت بدانان دست داده بود.
از این آیه به سراغ مومنان میرود که درگیر این اضطرابها نیستند؛ و این فارغالبالی مومنان را با تعابیر مختلف مورد تاکید قرار داد.
الف. کل این مطلب را با آوردن حرف «إنّ» و استفاده از جمله اسمیه مورد تاکید قرار داد،
ب. کلمه «الیوم» (= همان روز) را هم افزود؛ یعنی همان روز قیامتی که کافران آن چنان در هول و هراساند بهشتیان کاملا سرگرم لذتهای خویش و فارغالبال از آن دغدغههایند!
ج. کلمه «شغل» را با تنوین و به صورت نکره آورد، یعنی «سرگرمیای»، که این ابهام در سرگرمیِ آنان نشاندهنده عظمت بهجت و لذتی است که بدانان دست داده و هشداری است به اینکه این سرگرمی فراتر از درک عمومی انسانها در این دنیاست. (كنز الدقائق، ج11، ص86)
د. از تعبیر «فاکهون» که به معنای «بسر بردن در وضعیت مزاح و شوخی» است، استفاده کرد؛ یعنی بقدری نسبت به وضعیت بحرانی قیامت بیدغدغهاند که مشغول شوخی و مزاح میباشند.
2) «إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ فِي شُغُلٍ»
منظور از «شغل» چیست؟
الف. نعمتها و سروری است که آنان را دربرگرفته است در قبال وضعیت عذابی که جهنمیان بدان گرفتارند، به طوری که اصلا به یاد آنان نمیافتند و اهتمامی بدانان ندارند. (حسن و کلبی، به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص670)
ب. مشغول لذت بردن از همسران بهشتی خویشاند. (حدیث1؛ و نیز: ابنعباس و ابنمسعود، به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص670) یعنی لذتی که از کاملا بیدغدغه بودن آنان حکایت دارد.
ج. با توجه به اعضای هفتگانه بدن، هفت گونه پاداش مشغولند (یعنی تمام حواس آنان درگیر نعمتهای بهشتی است) :
پاداش پایشان: «ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ: به سلامت و ایمن وارد [بهشت] شوید» (حجر/46)
پاداش دستشان: «يَتَنازَعُونَ فِيها كَأْساً لا لَغْوٌ فِيها وَ لا تَأْثيم: جامها را از دست هم میربایند بدون اینکه لغوی در کار باشد» (طور/23)
پاداش اندام جنسی: «حُورٌ عِينٌ: حوریان سیه چشم» (واقعه/22)
پاداش شکم: «كُلُوا وَ اشْرَبُوا هَنِيئاً: بخورید و بیاشامید که بر شما گوارا باد» (طور/19)
پاداش زبان: «آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين: آخرین دعا و درخواستشان این است که حمد خدایی راست که پروردگار جهانهاست» (یونس/10)
پاداش گوش: «لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثيما» نه سخن لغوی میشنوند و نه گناهی» (واقعه/25)
پاداش چشم «وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ: و آنچه چشمها از آن لذت ببرد» (زخرف/71) (به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص671)
د. آن مشغولیت، زیارت همدیگر است (ابنکیسان، به نقل از البحر المحیط، ج9، ص75)
ه. در بهشت، [کسی] بيكار نيست. («شغل» كه با تنوين و به اصطلاح نكره آمده به معنای مشغلهای است كه كنه و عمق آن ناشناخته و وصفناپذير است.) (تفسير نور، ج9، ص550)
و. ...
3) «إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ الْیوْمَ فی شُغُلٍ فاكِهُونَ»
مقصود از «فاكِهُونَ» چیست؟
الف. خوشحال و شاد بودن (ابنعباس، به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص671)
ب. در نعمتها غوطهور بودن و تعجب همراه با خوشحالی از این وضعیتی که دارند(به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص671)
ج. از «فکاهه» است به معنای در حال شوخی و مزاح بودن با همدیگر (ابومسلم، به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص671)
د. منسوب به «فاکهه» است یعنی در حال پذیرایی شدن با میوههای مختلفاند (به نقل از مجمعالبیان، ج8، ص671)
ه. در بهشت، غم و اندوه نيست؛ آنجا زندگی بدون مرگ، سلامتی بی مرض، جوانی بی پيری، عزّت بیذلّت، نعمت بی محنت، بقا بیفنا، خشنودی بی خشم و انس بی وحشت است. (تفسير نور، ج9، ص550)
و. ...