📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «قالُوا یا وَیلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا»
کافران وقتی با نفخ صور وارد عرصه قیامت میشوند میگویند: ای وای بر ما ! چه کسی ما را از آرامگاهمان برانگیخت؟!
چرا برای اشاره به قبر از همان تعبیر «اجداث» که در آیه قبل آمد استفاده نکرد و تعبیر «مرقد» (آرمیدن یا محل آرمیدن) را به کار برد؟
الف. زنده شدن آنان همانند بیدار شدن و برخاستن شخص از بستر خوابش است (مجمع البيان، ج8، ص670) یعنی چهبسا میخواهد بیان کند که همان گونه که انتقال انسان از این عالم به عالم خواب و عالم مرگ شبیه هم است (زمر/42)۱، برخاستن وی از خواب و مرگ نیز همانند است.
ب. آنان وقتی سختیها و وحشتهای قیامت را دیدند، همه سختیهایی که در عالم برزخ از سر گذرانده بودند برایشان همچون آرمیدن و خوابیدن بود (مجمع البيان، ج8، ص670) در واقع، با اینکه کافران در برزخ هم دچار عذابهایی میشوند (مثلا: غافر/46)؛ اما وضعیت قیامت بقدری برای آنان هولناکتر است که آن وضعیت عذاب برزخی را همچون خوابی میدانند که از آن بیدار شده و حالا در معرض عذاب قرار گرفتهاند!
ج. این خواب اشاره به وضعیت فاصله دو نفخه است - نه عالم برزخ - که همگان در آن بیهوش میشوند و گویی به خواب رفتهاند. (قتاده، مجمع البيان، ج8، ص670)
د. ...
2) «إِلی رَبِّهِمْ ینْسِلُونَ؛ قالُوا یا وَیلَنا ...»
چرا با اینکه بعد از نفخ صور از تعبیر «ینسلون» (فعل مضارع) استفاده کرد، اینجا نفرمود «یقولون»، بلکه فرمود «قالوا»؟ (یعنی فرمود «و در صور دمیده شود؛ پس بناگاه آنان از آن قبرها به سوی پروردگارشان شتاب گیرند! گفتند ای وای بر ما ...»)
الف. تعبیر «پس بناگاه آنان از آن قبرها به سوی پروردگارشان شتاب گیرند!» که در آیه قبل گذشت در مقام نشان دادن شدت غافلگیریِ آنان بود؛ اگر مطلب را با فعل مضارع ادامه میداند، این جمله «حال» برای «ینسلون» میشد؛ یعنی معنای این جمله این میشود که «آنان از آن قبرها به سوی پروردگارشان شتاب میگیرند، در حالی که میگویند ...» اما با آوردن فعل ماضی، میخواهد نشان دهد که این سخن، به محض برانگیخته شدن و قبل از اینکه بخواهند حرکتی انجام دهند و برای حساب بشتابند، گفته شده است. (مفاتيح الغيب، (فخر رازی) ج26، ص292)
ب. یکی از کارکردهای فعل ماضی، بیان یک وضعیت قطعیت یافته و نهایی شده است. در اینجا چهبسا فعل «ینسلون» حال و هوای آنها را که در آن بسر میبرند (وضعیت شتابان و مضطرب، که همچنان بر آنها جاری است) نشان می دهد؛ اما فعل «قالوا» که به صورت ماضی آمده، برای بیان یک وضعیت قطعیت یافته و نهایی شده است.
ج. ...
3) «قالُوا یا وَیلَنا»
قيامت، روز حسرت كفّار است. (تفسير نور، ج9، ص548)
4) «هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ»
این جملات که «این آن چیزی است که خداوند رحمان وعده داد» سخن کیست؟
الف. خود همین کفار، که اعتراف می کنند به غفلتشان. (مجمع البيان، ج8، ص670)
ب. سخن خداوند یا فرشتگان است در مقام مواخذه آنان. (مجمع البيان، ج8، ص670)
ج. ...
5) «قالُوا ... هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ»
چرا آنان در این مقام از کلمه «رحمان» استفاده کردند و نگفتند که آنچه الله وعده داد ...؟
الف. با بیان تملقآمیز میخواهند رحمت و عطوفت خدا را به خود جلب کنند. (المیزان، ج17، ص100)
ب. برپايی قيامت و حسابرسی، لازمه رحمان بودن خداست. (تفسير نور، ج9، ص548) یعنی اساساً تحقق قیامت ناشی از صفت رحمانیت خدا (رحمت عام و جهانشمولی که همه افراد، حتی کافران را دربرمیگیرد) است؛ چنانکه حتی عذاب جهنم هم ناشی از رحمانیت اوست. (أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمن؛ مریم/45)
ج. ...
6) «هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»
كفّار آن چه را در دنيا انكار میكردند در آن روز اقرار مینمايند:
در دنيا همين كه نام رحمن برده میشد، میگفتند: «وَ مَا الرَّحْمنُ: رحمان دیگر چیست؟!» (فرقان/60) ولی در آن روز میگويند: «هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ» (تفسير نور، ج9، ص548)
در دنیا در مقام انکار فرستادگان الهی میگفتند «ما أَنْتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا وَ ما أَنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُون» (یس/15) ولی در آن روز میگویند «صدق المرسلون»
7) «قالُوا یا وَیلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»
قيامت، صحنهی بيداری و اقرار و اعتراف است. (تفسير نور، ج9، ص548)
و در قیامت حتی کافران هم به واقعی بودن وعده معاد و راستگویی پیامبران الهی اعتراف میکنند؛
اما این اعتراف برایشان دیگر سودی ندارد.
ثمره اخلاقی
تا وقتی که در دنیا هستیم باید آخرت و پیام پیامبران الهی را جدی بگیریم.
8) «مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ»
عبارت «صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ: فرستادگان راست گفتند» جایگاههای نحوی متعددی میتواند داشته باشد و از این رو معانی متعددی را میتواند افاده کند (المیزان، ج17، ص100)؛ از جمله:
الف. «صدق» عطف به «وعد» باشد؛ که صدق نیز در همان سیاق معنا خواهد شد؛ آنگاه
الف.1. «هذا» را مبتدا و حرف «ما» را مای مصدریه یا موصوله و خبر آن بدانیم، آنگاه یعنی: این است آنچه که خداوند رحمان وعده داد و آنچه که فرستادگانش براستی از آن خبر دادند.
الف.2. «هذا» را وصف برای «مرقدنا» و حرف «ما» را مبتدایی بدانیم که خبرش محذوف است؛ آنگاه یعنی: چه کسی ما را از این آرامگاهمان برانگیخت؛ آنچه خداوند رحمان وعده داد حق بود و نیز آنچه فرستادگان براستی بیان کردند حق بود.
ب. «صدق» شروع جمله جدید و عطف به کل جمله قبل باشد؛ آنگاه
ب.1. جمله قبل با «هذا ...» شروع میشود؛ آنگاه یعنی: این است آنچه خداوند رحمان وعده داد؛ و فرستادگان نیز راست گفتند.
ب.2. جمله قبل با «ما وعد ...» شروع میشود؛ آنگاه یعنی: آنچه خداوند رحمان وعده داد حق بود و فرستادگان نیز راست گفتند.
ج. ...