📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «فَلا یسْتَطیعُونَ تَوْصِیةً وَ لا إِلی أَهْلِهِمْ یرْجِعُونَ»
همانا که به مسخره میگفتند کی وعده خدا میرسد، وقتی آن صیحه واحد بیاید بقدری سریع جان آنان را میگیرد که نه فرصت وصیت کردن پیدا میکنند نه میتوانند نزد اهل و عیالشان برگردند.
نتیجه اخلاقی
خداوند با کسی شوخی ندارد!
2) «فَلا یسْتَطیعُونَ تَوْصِیةً وَ لا إِلی أَهْلِهِمْ یرْجِعُونَ»
این آیه تعابیری دارد که همگی بر شدت آن صیحه دلالت میکند:
الف. نفرمود «وصیت نمیکنند» بلکه فرمود استطاعت وصیت کردن هم ندارند که خیلی شدیدتر است (چرا که گاه شخص وصیت نمیکند اما استطاعت آن را دارد)
ب. عدم استطاعت را در مورد «وصیت» مطرح کرد که سخن است، نه عمل و اقدام (ادای واجبات و رد مظالمی که برعهده دارد)؛ و زمان وصیت کردن خیلی کمتر از زمان ادای کارهایی است که باید انجام دهد.
ج. در میان سخنهای مختلف، وصیت را مطرح کرد که مهمترین خواسته یک نفر است قبل از مرگ؛ یعنی فرصت انجام اهم خواستههایشان هم ندارند.
د. «توصیه» را نکره آورد که خود این نکره دلالت بر تعمیم دارد یعنی استطاعت هیچ گونه وصیتی – حتی در حد یک کلمه – و حتی در حد یک اشاره (چرا که گاه انسان با اشاره به چیزی وصیت میکند) هم ندارند.
ه. اضافه کرد که «به نزد اهل و عیالشان هم برنمیگردند» که شدت نیاز آنان به وصیت کردن را میرساند، چرا که کسی که امید به بازگشت به نزد اهل خویش را دارد این اندازه نگران وصیت کردن نیست.
(مفاتيح الغيب، (فخر رازی) ج26، ص290)
3) «فَلا یسْتَطیعُونَ تَوْصِیةً»
موقعیتی پیش خواهد آمد که هیچ کس توان وصیت کردن ندارد.
ثمره اخلاقی
پیش از آنکه به چنان موقعیتی گرفتار آییم، اگر وصیتی داریم آن را انجام دهیم.
4) «وَ لا إِلی أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ»
مقصود از اینکه «به سوی اهل خود برنمیگردند» چیست؟
الف. فرصت برگشتن به نزد اهل و عیال خود را ندارند و از این جهت نیازشان به وصیت شدیدتر است. (مفاتيح الغيب، ج26، ص290)
ب. آنها میمیرند و به دنیا برنمیگردند و کسی که میداند که سفری در پیش دارد که بیبرگشت است بیشتر احساس نیاز به وصیت میکند. (مفاتيح الغيب، ج26، ص290)
ج. ...