1) امام باقر ع روایت میکنند که رسول الله ص فرمودند:
من اولین کسی هستم که روز قیامت بر خداوند عزیز جبار وارد میشوم و نیز کتابم و اهل بیتم؛ سپس امتم وارد میشوند و آنگاه از آنان میپرسم با کتاب خدا و اهل بیتم چه کردید؟
الكافي، ج2، ص600
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْجَارُودِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیهالسلام قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلم:
أَنَا أَوَّلُ وَافِدٍ عَلَی الْعَزِيزِ الْجَبَّارِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ كِتَابُهُ وَ أَهْلُ بَيْتِي ثُمَّ أُمَّتِي ثُمَّ أَسْأَلُهُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ وَ بِأَهْلِ بَيْتِي.۱
2) ابنصلت میگوید: به امام رضا ع عرض کردم» درباره قرآن چه میفرمایید؟
فرمود: کتاب خداست از آن عبور نکنید و هدایت را در غیر آن نجویید که گمراه خواهید شد.
التوحيد (للصدوق)، ص224
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ:
قُلْتُ لِلرِّضَا ع مَا تَقُولُ فِي الْقُرْآنِ؟
فَقَالَ كَلَامُ اللَّهِ لَا تَتَجَاوَزُوهُ وَ لَا تَطْلُبُوا الْهُدَی فِي غَيْرِهِ فَتَضِلُّوا.
3) از امیرالمومنین ع روایت شده است که رسول الله ص فرمود:
پیکی از جانب خداوند نزد من آمد و گفت: همانا خداوند عز و جل به تو دستور میدهد که قرآن را بر حرف واحدی قرائت کنی.
گفتم: پروردگارا ! بر امتم گشایشی ده!
گفت: همانا خداوند عز و جل به تو دستور میدهد که قرآن را بر حرف واحدی قرائت کنی.
گفتم: پروردگارا ! بر امتم گشایشی ده!
گفت: همانا خداوند عز و جل به تو دستور میدهد که قرآن را بر حرف واحدی قرائت کنی.
گفتم: پروردگارا ! بر امتم گشایشی ده!
گفت: گفت: همانا خداوند عز و جل به تو دستور میدهد که قرآن را بر هفت حرف قرائت کنی.
الخصال، ج2، ص358
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی الْعَطَّارُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنْ عِيسَی بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْهَاشِمِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
أَتَانِي آتٍ مِنَ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ الْقُرْآنَ عَلَی حَرْفٍ وَاحِدٍ فَقُلْتُ يَا رَبِّ وَسِّعْ عَلَی أُمَّتِي فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ الْقُرْآنَ عَلَی حَرْفٍ وَاحِدٍ فَقُلْتُ يَا رَبِّ وَسِّعْ عَلَی أُمَّتِي فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ الْقُرْآنَ عَلَی حَرْفٍ وَاحِدٍ فَقُلْتُ يَا رَبِّ وَسِّعْ عَلَی أُمَّتِي فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكَ أَنْ تَقْرَأَ الْقُرْآنَ عَلَی سَبْعَةِ أَحْرُفٍ.۲
در جلسات قبل بویژه در جلسه 280 http://yekaye.ir/al-hegr-15-41/ و جلسه 342 http://yekaye.ir/al-balad-90-13/ توضیحاتی درباره «هفت حرف» یا «هفت قرائت» و سوءتفاهمهایی که در این زمینه رخ داده گذشت.
4) الف. از امام صادق ع روایت شده است:
هیچ مطلبی نیست که دو نفر در آن اختلاف پیدا کنند مگر اینکه در کتاب خدا اصلی برای آن هست؛ ولیکن عقول بزرگان هم بدان قد نمی دهد!
ب. و نیز در نامهای که در پاسخ برخی از شیعیان نوشته بودند فرمودند:
و اما اینکه درباره قرآن سوال کردی؛ آن هم از امور خطیر ذوابعادی بود که در آن وارد شدهای؛ و مطلب آن گونه که گفته بودی نیست؛ و آنچه در این زمینه شنیدهای غیر از آن تلقی و برداشتی است که به ذهنت خطور کرده است:
همانا قرآن حکایتهایی است برای کسانی که میدانند و نه غیر آنان؛ و نیز برای کسانی که حق تلاوت آن را انجام میدهند؛ و آنان کسانیاند که بدان ایمان میآورند و آن را میشناسند؛ اما غیرآنها، فهم قرآن چقدر بر آنان دشوار است و چقدر از آنجایی که دلهایشان بدان سو میرود دور است؛ و به همین جهت است که رسول الله ص فرمودند: هیچ چیزی به اندازه تفسیر قرآن، از عقول بزرگان دور نیست!
و در این وادی است که خلایق همگی حیران شدند، مگر کسی که خدا بخواهد؛ و همانا خداوند با کور کردن آنان [از درک مراد عمیق قرآن] خواسته است که به سوی دری که او قرار داده و به سوی صراط او بروند [= از صراطی که او معلوم کرده به سراغ فهم قرآن بروند] و اینکه او را بپرستند؛ و در [فهم] سخنش، نهایتِ کارشان را اطاعت از کسانی قرار دهند که قائم به کتاب اویند و از امر او سخن میگویند؛
و خواسته است که خلایق آنچه از قرآن را که بدان نیاز دارند، توسط آنان - و نه از جانب خودشان - به سخن درآورند؛ سپس این آیه را تلاوت فرمود «اگر آن را به رسول خدا و اولیالامرشان بازمیگرداندند به يقين كسانی از آنان كه اهل تحقيقاند، به حقيقت آن پی میبردند» (نساء/83)؛ اما غیر آنان، نه ابدا آن را بدانند و نه چنین چیزی یافت شود؛
و تو قبلا دانستی که نمیشود که همه خلایق اولی الامر [= والیان امور] باشند، چرا که در این صورت کسی نمیماند که بخواهند امر را در مورد او پیاده کنند و امر و نهی خدا را به او برسانند؛ پس خداوند آن والیان را افراد خاصی قرار داد تا کسی که چنین اختصاصی نیافته، بدانان اقتدا کند؛ پس این را بفهم ان شاء الله؛
و هشدار و هشدار که مبادا قرآن را بر اساس نظر شخصیات تلاوت کنی که همانا مردم در علم بدان همسان نیستند آن گونه که در سایر امورشان مشترک و همسانند؛ و بر آن و بر تاویل آن توانا نیستند، مگر از حد آن، و از دری که خداوند برایش قرار داده است؛ پس ان شاء الله این را بفهم و مطلب را از جای خودش دنبال کن تا ان شاء الله آن را بیابی.
المحاسن، ج1، ص268
عَنْهُ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ مُعَلَّی بْنِ خُنَيْسٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَمْرٍ يَخْتَلِفُ فِيهِ اثْنَانِ إِلَّا وَ لَهُ أَصْلٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ وَ لَكِنْ لَا تَبْلُغُهُ عُقُولُ الرِّجَال
عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رِسَالَةٍ وَ أَمَّا مَا سَأَلْتَ مِنَ الْقُرْآنِ فَذَلِكَ أَيْضاً مِنْ خَطَرَاتِكَ الْمُتَفَاوِتَةِ الْمُخْتَلِفَةِ لِأَنَّ الْقُرْآنَ لَيْسَ عَلَی مَا ذَكَرْتَ وَ كُلُّ مَا سَمِعْتَ فَمَعْنَاهُ غَيْرُ مَا ذَهَبْتَ إِلَيْهِ وَ إِنَّمَا الْقُرْآنُ أَمْثَالٌ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ دُونَ غَيْرِهِمْ وَ لِقَوْمٍ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ وَ هُمُ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَعْرِفُونَهُ فَأَمَّا غَيْرُهُمْ فَمَا أَشَدَّ إِشْكَالَهُ عَلَيْهِمْ وَ أَبْعَدَهُ مِنْ مَذَاهِبِ قُلُوبِهِمْ وَ لِذَلِكَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَيْسَ شَيْءٌ بِأَبْعَدَ مِنْ قُلُوبِ الرِّجَالِ مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ فِي ذَلِكَ تَحَيَّرَ الْخَلَائِقُ أَجْمَعُونَ إِلَّا مَنْ شَاءَ اللَّهُ وَ إِنَّمَا أَرَادَ اللَّهُ بِتَعْمِيَتِهِ فِي ذَلِكَ أَنْ يَنْتَهُوا إِلَی بَابِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ أَنْ يَعْبُدُوهُ وَ يَنْتَهُوا فِي قَوْلِهِ إِلَی طَاعَةِ الْقُوَّامِ بِكِتَابِهِ وَ النَّاطِقِينَ عَنْ أَمْرِهِ وَ أَنْ يَسْتَنْطِقُوا مَا احْتَاجُوا إِلَيْهِ مِنْ ذَلِكَ عَنْهُمْ لَا عَنْ أَنْفُسِهِمْ ثُمَّ قَالَ «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ» فَأَمَّا غَيْرُهُمْ فَلَيْسَ يُعْلَمُ ذَلِكَ أَبَداً وَ لَا يُوجَدُ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّهُ لَا يَسْتَقِيمُ أَنْ يَكُونَ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ وُلَاةَ الْأَمْرِ إِذْ لَا يَجِدُونَ مَنْ يَأْتَمِرُونَ عَلَيْهِ وَ لَا مَنْ يُبَلِّغُونَهُ أَمْرَ اللَّهِ وَ نَهْيَهُ فَجَعَلَ اللَّهُ الْوُلَاةَ خَوَاصَّ لِيَقْتَدِي بِهِمْ مَنْ لَمْ يَخْصُصْهُمْ بِذَلِكَ فَافْهَمْ ذَلِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ إِيَّاكَ وَ إِيَّاكَ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ بِرَأْيِكَ فَإِنَّ النَّاسَ غَيْرُ مُشْتَرِكِينَ فِي عِلْمِهِ كَاشْتِرَاكِهِمْ فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الْأُمُورِ وَ لَا قَادِرِينَ عَلَيْهِ وَ لَا عَلَی تَأْوِيلِهِ إِلَّا مِنْ حَدِّهِ وَ بَابِهِ الَّذِي جَعَلَهُ اللَّهُ لَهُ فَافْهَمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ اطْلُبِ الْأَمْرَ مِنْ مَكَانِهِ تَجِدْهُ إِنْ شَاءَ اللَّه.۳