1) از امام باقر ع درباره این آیه که میفرماید: «نه خورشید را سزد که به ماه رسد، و نه شب سبقتگیرنده بر روز است، و هر یک در فلکی شناورند» روایت شده است:
خورشید سلطان روز است و ماه سلطان شب؛ نه خورشید را سزد که همراه با نورافشانی ماه در شب [حاضر] باشد
و نه شب بر روز میگیرد، یعنی شب نمیرود تا اینکه روز به او برسد، و
«هر یک در فلکی شناورند» یعنی هریک در مداری به نحو چرخشی در حرکت است.
تفسیر القمی، ج2، ص214
فِی رِوَایةِ أَبِی الْجَارُودِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع فِی قَوْلِهِ «لَا الشَّمْسُ ینْبَغِی لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّیلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یسْبَحُونَ» یقُولُ الشَّمْسُ سُلْطَانُ النَّهَارِ وَ الْقَمَرُ سُلْطَانُ اللَّیلِ لَا ینْبَغِی لِلشَّمْسِ أَنْ تَكُونَ مَعَ ضَوْءِ الْقَمَرِ بِاللَّیلِ وَ لَا یسْبِقُ اللَّیلُ النَّهَارَ یقُولُ لَا یذْهَبُ اللَّیلُ حَتَّی یدْرِكَهُ النَّهَارُ «وَ كُلٌّ فِی فَلَكٍ یسْبَحُونَ» یقُولُ یجِیءُ [یجْرِی] وَرَاءَ الْفَلَكِ الِاسْتِدَارَة.۱
2) از امام سجاد ع دعایی در هنگام صبح و شام روایت شده است که این دعا چنین آغاز میشود:
حمد و سپاس خداوندی را كه به قوّت خود شب و روز را بیافرید و به قدرت خویش آن دو را از یكدیگر فرق نهاد و هر یك را حدّی محدود و مدتی معین قرار داد.
یکی را در دیگری فرو میبرد و دیگری را در این فرو میبرد، به تقدیری از جانب خویش برای بندگانش تا مایه به دست آوردن غذایشان باشد و عاملی برای رشد و بقایشان.
پس برایشان شب را بیافرید تا در آن از رنج و تلاش بیاسایند و آن را به مثابه پوششی گردانید تا در آن به خواب راحت روند: تنشان بدان آسوده شود و نیرو گیرد و خود به لذت و كامیابی رسند.
و برایشان روز را بیافرید تا در روشنایی آن به طلب فضل و نعمتش پردازند و رزق او را فرا چنگ آرند و در زمین خدا به سیر و سفر روند، در طلب رسیدن به نعم این جهان زودگذر و سعادتِ آن جهان دیرپا.
به همه اینها كارشان به صلاح میآورد و از كردارهایشان آگاه میشود و مینگرد كه در اوقات فرمانبرداریاش چگونهاند و اعمال واجب چسان به جای میآورند و احكام او چسان مجری میدارند، تا بدكاران را به كیفر بد رساند و نیكوكاران را پاداش نیك دهد.
بار خدایا، حمد و سپاس تو را كه پرتو بامدادی را بر ما آشكار ساختی و ما را از فروغ روز بهرهمند گردانیدی و جایهایی را كه روزی خود از آنجا فراچنگ میآوریم به ما نمودی و از پیشامدهای آفات در امان داشتی...
الصحیفة السجادیة، دعاء6، (اقتباس از ترجمه آیتی، ص59-60)
وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیهِ السَّلَامُ عِنْدَ الصَّبَاحِ وَ الْمَسَاءِ:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ اللَّیلَ وَ النَّهَارَ بِقُوَّتِهِ وَ مَیزَ بَینَهُمَا بِقُدْرَتِهِ وَ جَعَلَ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا حَدّاً مَحْدُوداً، وَ أَمَداً مَمْدُوداً،
یولِجُ كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِی صَاحِبِهِ، وَ یولِجُ صَاحِبَهُ فِیهِ بِتَقْدِیرٍ مِنْهُ لِلْعِبَادِ فِیمَا یغْذُوهُمْ بِهِ وَ ینْشِئُهُمْ عَلَیهِ،
فَخَلَقَ لَهُمُ اللَّیلَ لِیسْكُنُوا فِیهِ مِنْ حَرَكَاتِ التَّعَبِ وَ نَهَضَاتِ النَّصَبِ، وَ جَعَلَهُ لِبَاساً لِیلْبَسُوا مِنْ رَاحَتِهِ وَ مَنَامِهِ، فَیكُونَ ذَلِكَ لَهُمْ جَمَاماً وَ قُوَّةً، وَ لِینَالُوا بِهِ لَذَّةً وَ شَهْوَةً،
وَ خَلَقَ لَهُمُ النَّهارَ مُبْصِراً لِیبْتَغُوا فِیهِ مِنْ فَضْلِهِ، وَ لِیتَسَبَّبُوا إِلَی رِزْقِهِ، وَ یسْرَحُوا فِی أَرْضِهِ، طَلَباً لِمَا فِیهِ نَیلُ الْعَاجِلِ مِنْ دُنْیاهُمْ، وَ دَرَكُ الْآجِلِ فِی أُخْرَاهُمْ،
بِكُلِّ ذَلِكَ یصْلِحُ شَأْنَهُمْ، وَ یبْلُو أَخْبَارَهُمْ، وَ ینْظُرُ كَیفَ هُمْ فِی أَوْقَاتِ طَاعَتِهِ، وَ مَنَازِلِ فُرُوضِهِ، وَ مَوَاقِعِ أَحْكَامِهِ، لِیجْزِی الَّذِینَ أَساؤُا بِما عَمِلُوا، وَ یجْزِی الَّذِینَ أَحْسَنُوا بِالْحُسْنَی.
اللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَی مَا فَلَقْتَ لَنَا مِنَ الْإِصْبَاحِ، وَ مَتَّعْتَنَا بِهِ مِنْ ضَوْءِ النَّهَارِ، وَ بَصَّرْتَنَا مِنْ مَطَالِبِ الْأَقْوَاتِ، وَ وَقَیتَنَا فِیهِ مِنْ طَوَارِقِ الْآفَاتِ...۲
3) عبدالرحمن بن سیابه میگوید:
به امام صادق ع عرض کردم: فدایت شوم! مردم میگویند علم تنجیم [= علم نجوم احکامی، که اصطلاحا به آن ستارهبینی میگویند و از علوم غریبه، و غیر از علم نجوم عادی است] جایز نیست، اما من خیلی از آن خوشم میآید؛ اگر ورود در آن به دینم ضرر میزند، آدمی نیستم که سراغ چیزی بروم که به دینم ضرر بزند؛ اما اگر به دینم ضرر نمیزند به خدا سوگند که من خیلی از آن، و اینکه در آن تحقیق کنم، خوشم میآید.
حضرت فرمود: آن گونه که آنها میگویند به دینت ضرر نمیزند؛ اما مساله این است که شما سراغ عرصهای رفتهاید که زیاد آن به چنگ کسی نمیآید، و مقدار اندکش سودی ندارد! شما بر اساس طالع ماه محاسبه میکنید!
[سپس حضرت پرسشهایی درباره وضعیت کرات مختلف آسمانی و نسبت جغرافیایی آنان به هم میپرسد که وی از آنها کاملا ابراز بیاطلاعی میکند و میگوید منجمی را هم سراغ ندارم که اینها را بلد باشد. آنگاه حضرت میفرمایند: ]
ای عبدالرحمن! این حسابی است که اگر شخصی بتواند آن را حساب کند و آن را بلد باشد، هم نی وسط یک نیزار را میشناسد و هم اینکه چندتا نی در سمت راست آن هست و در سمت چپ آن و در جلوی آن و در عقب آن هست؛ به طوری که از نیهای آن بیشهزار حتی یکی را هم فروگذار نخواهد کرد.
الكافی، ج8، ص195
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَیابَةَ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع جُعِلْتُ لَكَ الْفِدَاءَ إِنَّ النَّاسَ یقُولُونَ إِنَّ النُّجُومَ لَا یحِلُّ النَّظَرُ فِیهَا وَ هِی تُعْجِبُنِی فَإِنْ كَانَتْ تُضِرُّ بِدِینِی فَلَا حَاجَةَ لِی فِی شَیءٍ یضِرُّ بِدِینِی وَ إِنْ كَانَتْ لَا تُضِرُّ بِدِینِی فَوَ اللَّهِ إِنِّی لَأَشْتَهِیهَا وَ أَشْتَهِی النَّظَرَ فِیهَا
فَقَالَ لَیسَ كَمَا یقُولُونَ لَا تُضِرُّ بِدِینِكَ؛
ثُمَّ قَالَ إِنَّكُمْ تَنْظُرُونَ فِی شَیءٍ مِنْهَا كَثِیرُهُ لَا یدْرَكُ وَ قَلِیلُهُ لَا ینْتَفَعُ بِهِ تَحْسُبُونَ عَلَی طَالِعِ الْقَمَرِ ...۳
ثُمَّ قَالَ یا عَبْدَ الرَّحْمَنِ هَذَا حِسَابٌ إِذَا حَسَبَهُ الرَّجُلُ وَ وَقَعَ عَلَیهِ عَرَفَ الْقَصَبَةَ الَّتِی فِی وَسَطِ الْأَجَمَةِ وَ عَدَدَ مَا عَنْ یمِینِهَا وَ عَدَدَ مَا عَنْ یسَارِهَا وَ عَدَدَ مَا خَلْفَهَا وَ عَدَدَ مَا أَمَامَهَا حَتَّی لَا یخْفَی عَلَیهِ مِنْ قَصَبِ الْأَجَمَةِ وَاحِدَةٌ.