📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ»
مرگِ بیبازگشتِ این همه از پیشینیان، از محسوسترین و تجربیترین واقعیاتی است که پیش روی همگان است!
بحث تخصصی انسانشناسی: مرگآگاهی
انسان هرچقدر هم ظاهرگرا و مادیگرا باشد، واقعیت محسوس و مشهودی پیش روی او هست که نمیتواند انکارش کند؛ و آن، مرگ است: همه ما دیدهایم دیگرانی که میمیرند و تردیدی نداریم که سرانجام ما نیز همین خواهد بود؛ و اتفاقا تمام شروط یک استقرای تجربی را دارد: بسیار است، متنوع است و در شرایط گوناگون و برای افراد در هر موقعیتی پیش میآید!
اگر انسانها همین امر مشهود و محسوس را جدی بگیرند، زندگیشان را جدی میگیرند؛
و کسی که زندگی و مسیر سعادت خویش را جدی بگیرد، پیام الهی را هم جدی خواهد گرفت. (تدبر2)
2) «ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ؛ أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ»
آنان که پیامبران الهی را مسخره میگرفتند، ریشه مشکلشان این بود که مرگ را جدی نگرفته بودند.
3) «أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا»
تاريخ، برای عبرت گرفتن است.
و كسانی كه در تاريخ تحقيق نكنند و از سرنوشت گذشتگان عبرت نگيرند، مورد انتقاد قرار میگيرند. (تفسير نور، ج9، ص538)
4) «أَ لَمْ يَرَوْا»
سنّتهای الهی در تاريخ ثابت است و سرنوشتها به يكديگر شباهت دارد و ديدن يك صحنه میتواند الگوی صحنههای ديگر باشد. (تفسير نور، ج9، ص538)
5) «كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ ... أَهْلَكْنا»
نتيجهی مسخره کردن انبيا [و جدی نگرفتن هشدارهای الهی] هلاكت است. (تفسير نور، ج9، ص538)
6) «أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ»
بعد از قهر الهی راهی برای برگشت و جبران نيست، فرصتها را از دست ندهيم. (تفسير نور، ج9، ص538)
7) «كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ»
آیا این جمله نشان میدهد که هیچکس بعد از مرگش به دنیا برنمیگردد؟!
شبهه و پاسخ (رجعت)
برخی از مخالفان شیعه با استناد به این آیه، باور به رجعت را زیر سوال میبرند. (تفسیر قرطبی، ج16، ص24؛ البحر المحيط، ج9، ص63)
در حالی که آیه در مقام بیان عدم رجوع عادی اغلب هلاک شدگان به دنیاست به عنوان یک از وضعیت طبیعی و محسوس و ومشهود همگان؛ یعنی همین که به طور عادی میبینیم که افراد میمیرند و دیگر برنمیگردند؛
اما اعتقاد رجعت، که یک باور صریح قرآنی است (مثلا در آیه 83 سوره نمل از حشر «گروهی از تکذیبکنندگان» سخن به میان آمده، در حالی که میدانیم در قیامت همه تکذیبکنندگان محشور میشوند؛ کهف/47) ناظر به یک واقعه خاص در آینده تاریخ است، نه یک واقعه عادی و عمومی؛ و اتفاقا شیعه که به رجعت باور دارد، چنین نیست که بگوید همگان برمیگردند.
علاوه بر این، اگر کسی این آیه را به منزله نفی مطلق رجعت انسانها به دنیا قلمداد کند، آنگاه نه فقط باور شیعه، بلکه باید بسیاری از آیات دیگری را نیز مورد انکار قرار دهد که از رجوع عدهای از انسانها به عنایت خاص خداوند سخن میگوید: از حکایت آنان که حضرت موسی برای دیدار پروردگار برگزید (بقره/55-56) تا آن جوان بنیاسرائیل که در زمان حضرت موسی ع به دنیا برگشت (بقره/67-73) تا حکایت آن هزاران نفری که از ترس مرگ گریختند و همگان مردند و خداوند دوباره آنها را زنده کرد (بقره/243) ویا حکایت عُزَیر (بقره/259) و یا بازگشت برخی از مردگان به دم مسیحایی (آلعمران/49 ؛ مائده/110)
(إعتقادات الإمامية (للصدوق)، ص60-63)