📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «يا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
این تنها موردی در قرآن کریم است که خود خداوند برای بندگان حسرت خورده است!
پس،
اینکه فرستادگان خدا مسخره گرفته میشوند، حسرتبارترین واقعه برای انسان است.۱
2) «ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
مسخره کردن پیامبران صرفا به معنای ریشخند گرفتن آنان نیست؛ بلکه جدی نگرفتن و غیر مهم (حقیر) دانستن پیام ایشان، هم مصداق مسخره گرفتن آن است.
جدی گرفتن مثل وضعیت کسی است که بیماری حاد قلبی دارد و نزد دکتر میرود و دکتر نسخه مینویسد و پرهیز هم میدهد. وی چگونه در خوردن قرصها و رعایت پرهیزها مراقبت میکند؟
تاملی با خویش
آیا ما پیامهای خدا را جدی میگیریم؟
آیا قلب ما سالم است؟ (علامت سلامتش، حضور قلب در نماز است. اگر سالم نیستیم نسخه را خیلی باید جدی بگیریم. البته گویی آنها که قلبشان سالم است جدیتر می گیرند تا امثال من!)
3) «ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
متاسفانه معیار برخی برای انتخاب مطلب، جذابیت است؛ نه حقیقت.
یادمان باشد حقیقت در بسیاری از موارد تلخ است؛ اما مبادا تلخ بودنش بهانه شود که آن را مسخره کنیم! کسی که ملاک انتخابش جذابیت است، منتظر است دلش را ببرند؛ و وقتی پیامبران چنین نمیکنند، آنها را مسخره میکند و ناتوان میشمرد؛ اما کسی که ملاک انتخابش حقیقت است؛ به حقیقت، حتی اگر تلخ باشد، دل میدهد. (به حقیقت دل دادن = ایمان)
یکبار دیگر حدیث1 را مرور کنیم.
4) «رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
متاسفانه جدی نگرفتن حقیقت و رسولان الهی یک عادت شده است، نفرمود: «یستهزؤن»، فرمود: «کانوا یستهزؤن».
5) «ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
«مِنْ رَسُولٍ» یعنی هر رسولی؛ یعنی تمام انبيا مورد استهزا قرار گرفتند.
پس مبلّغان دينی در انتظار زخم زبان ديگران باشند! (تفسیر نور، ج9، ص537)
6) «ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
فرستاده الهی منحصر در پیامبر نیست. اگر همه اشیای عالم و همه وقایع عالم آیت خداست، پس همه چیز برایمان پیامی از جانب خدا دارد؛ تا اینکه ما چقدر اهل کنایه باشیم! اگر فقیه (به معنای مورد نظر در حدیث1) شویم، خواهیم دید هر کاری که در این عالم به ما ارجاع شود، فرستادهای از خداست؛ حتی مراجعه یک نیازمند.
حضرت علی ع فرمود: «نیازمند، فرستادهی خداست؛ کسی که از او دریغ کرد، از خدا دریغ کرده . کسی که به او بخشید به خدا بخشیده است. (نهجالبلاغه، حکمت 304: إِنَّ الْمِسْكِينَ رَسُولُ اللَّهِ فَمَنْ مَنَعَهُ فَقَدْ مَنَعَ اللَّهَ وَ مَنْ أَعْطَاهُ فَقَدْ أَعْطَی اللَّه)
7) «يا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ»
آیا بر ما هم حسرت خواهند خورد؟!
از کجا بفهمیم؟
هرکس که روز قیامت حسرت بخورد، کسی است که خدا در اینجا بر او حسرت خورده است.
اما چه کسی در آن روز حسرت میخورد؟
کسی که:
هم و غماش در محدوده دنیا تمام شود و دیدار خدا را باور نمیکند (انعام/31)۲ و از فرصتی که خدا به او داده بهره لازم را نمیبرد و با مسخره بازی، عمر هدر میدهد (زمر/56)۳ و کار تمام میشود و او به غفلت سپری کرده است (مریم/39)۴؛
و خلاصه اینکه، زیادی در دنیا فرو میرود (حدیث2)
در عوض،
به جهادگران و مدافعان حرم و حریم دین انتقاد میکند که چرا خودتان را به کشتن میدهید (آلعمران/156)۵
و به پیروی از کسانی روی میآورد که روز قیامت کاری از دستشان ساخته نیست (بقره/167)۶ ویا اموالش را به بهانههای مختلف در راه مقابله با دین خدا و دستورات خدا خرج میکند (انفال/36)
(یادآوری: برای خدا و آخرت کار کردن، صرفا نماز و روزه و ... نیست؛ یعنی هرکاری میکنیم خدا را در نظر بگیریم. مثلا کسب روزی حلال برای خانواده، در حد جهاد شمرده شده است)
8) «ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
برخی فرستادگان خدا را مسخره میکنند (مانند کسی که به پیامبر توهین میکند یا مسکین واقعی را از خود میراند)؛
و برخی آیات خدا را مسخره میکنند (نساء/140): هر سخن و حکم خدا که رعایت نشود، مسخره کردن آیات (و بنابراین مسخره کردن فرستادهی) خداست.
9) «يا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
چرا مسخره کردن فرستاده خدا حسرتبارترین کار ممکن است؟
زیرا این فرستاده آمده که به ما کمک کند. به خاطر خودش نیامده و کار تکلفآمیز هم از ما نخواسته (ص/86)؛
اگر برخی کارهایش سخت است چون اساسا رشد کردن سخت است (مثل کسی که میخواهد دکتری بگیرد).
آنگاه کسی فقط این سختیها را ببیند و فرستاده حقیقت را جدی نگیرد، واقعا جز به خودش به چه کسی ضرر زده؟
10) «يا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
فرستادگان الهی فقط پیامبران نیستند. خداوند یک فرستاده ویژه برای همه انسانهای تاریخ ذخیره کرده است که میآید و بشریت را نجات میبخشد.
آیا او را در زندگیمان جدی میگیریم و منتظرش هستیم؛ یا او را مسخره گرفتهایم؟
جدی گرفتن او صرفا به دعای ندبه و ... نیست؛ به این است که در تکتک لحظاتمان طوری زندگی کنیم که اگر او را دیدیم اصلا خجالت نکشیم. یکبار دیگر حدیث 1 را بخوانیم. چه ربطی است بین اهل کنایه بودن، امام زمان ع، و این آیه؟
آیا وضع کسانی – که امام زمان ع را مسخره گرفتهاند - جای حسرت ندارد؟
11) «ما يَأْتيهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ»
هیچ فرستاده الهی نیامد مگر اینکه مسخرهاش کردند.
باور نکردند، خوب! اما چرا مسخره کردند؟
در واقع، مسخره کردن پیام الهی، یکی از مهمترین ویژگیهای کفار و منکران انبیاست که مایه حسرت بر آنان خواهد بود.
تاملی با خویش
مواظب نفوذ این ویژگی در خودمان باشیم! اگر در مطلبی از مطالب دینی شک کردیم و هنوز باور نداریم، اشکال ندارد، شک مقدمه یقین است. اما اگر چیزی را که باور نداریم مسخره کردیم، نگران خود شویم.
مسخره کردن حکایت از یک نقطه ضعف در وجود آدمی میکند: کسی که استدلال دارد، استدلالش را بیان میکند، نیازی به مسخره کردن ندارد؛ کسی که کم بیاورد، مسخره میکند.
اگر نسبت به کسی هم انتقاد داریم، اشکال ندارد؛ نه همگان معصوماند (که بر هیچکس نتوان انتقاد کرد)؛ و نه خود ما معصومیم (که در انتقاد کردن اشتباه نکنیم!)؛ اما وقتی مسخره میکنیم، یعنی …۷
12) «جَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ ... يا حَسْرَةً عَلَی الْعِبادِ»
انسانی كه با موضعگيری حقّ، میتوانست فريادگر حقّ باشد و با پيروی از انبيا سعادتمند شود و مورد اکرام الهی قرار گیرد، چگونه با لجاجت خود را مورد قهر قرار میدهد و به وضعیتی میرسد که بر او فقط باید افسوس خورد! (تفسير نور، ج7، ص535)