📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»
چنانکه اغلب مفسران هم اشاره کردهاند، سیاق آیات نشان میدهد که بعد از اینکه او ایمان خود را علنی کرد او را به قتل رساندند؛ از این رو، بلافاصله بعد از آن ابراز ایمان، قرآن کریم حکایت میکند که به او گفته شد به بهشت داخل شو! (مثلا مجمع البيان، ج8، ص659، البحر المحیط، ج9، ص57؛ المیزان، ج17، ص79)
بحث و مناقشهای بیهوده: آیا او را نکشتند؟!
نقل شده که برخی به این دلیل که در قرآن اشارهای به قتل نشده، آن را نپذیرفتهاند! برخی گفتهاند اینکه گفتهاند «به بهشت داخل شو» یعنی بهشت بر او واجب شد، تا اینکه در روز قیامت به بهشت وارد شود! (به نقل البحر المحیط، ج9، ص57)؛ برخی گفتهاند خواستند او را به قتل برسانند، اما خداوند او را به آسمانها برد و در بهشت جای داد (حسن و مجاهد، به نقل مجمع البيان، ج8، ص659). همچنین نقل میکنند که گفته شده این سخن که «به بهشت داخل شو» را قومش از باب استهزاء به او گفتند! (به نقل از المیزان، ج17، ص79)۱
در پاسخ باید گفت که:
اولاً سیاق آیات (بویژه جملات خود وی که میگوید «مرا مورد مغفرت قرار داد» نه اینکه «قرار خواهد داد») دلالت دارد که او را به قتل رساندند؛ بویژه که در آیه 28 که از نزول عذاب بر قوم وی سخن گفته، تعبیر «من بعده» را به کار برده است؛
و از ابنعطیه هم نقل شده که احادیث و روایات متعددی که بیان میکند او را کشتند وارد شده است (به نقل از البحر المحیط، ج9، ص57) و حتی درباره چگونگی کشتن وی هم نظراتی نقل شده است: برخی گفتهاند که او را زیر مشت و لگد کشتند (ابنمسعود، به نقل مجمع البيان، ج8، ص659) یا سنگسار کردند (قتاده، به نقل مجمع البيان، ج8، ص659؛ سدی، به نقل البحر المحیط، ج9، ص57)؛ یا زنده به گور کردند (کلبی به نقل البحر المحیط، ج9، ص57)؛ ویا زنده زنده سوزاندند (حسن، به نقل البحر المحیط، ج9، ص57).
ثانیاً چنانکه علامه طباطبایی هم تذکر میدهد خود آن سخنان نیز سخنانی تحکمآمیز و بیدلیل است؛ و نهتنها هیچ شاهدی در آیه ندارد بلکه برخی از آنها با سیاق آیه ویا با ادامه آیه نیز ناسازگار است. (المیزان، ج17، ص79)
2) «قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمي يَعْلَمُونَ»
او مردمش را به ایمان به خدا و فرستادگان الهی دعوت کرد؛ اما او را کشتند. نکته جالب توجه این است که بعد از این که به او گفتند به بهشت داخل شو؛ اولین چیزی که گفت: این بود که ای کاش قوم من میدانستند.
یعنی، مردان خدا حتّی بعد از مرگ و شهادت نيز در فكر زندهها هستند. (تفسیر نور، ج9، ص535)
نکته تخصصی انسانشناسی
برخی انسانها چنان روح عظیمی دارند که هر بدیای هم بر آنان وارد شود، در عمق وجودشان جز خوبی و خیرخواهی یافت نمیشود؛ چنان خیرخواه مردمان خویشاند، که حتی اگر به دست آنها کشته شوند و از دنیا هم بروند، باز دلشان میخواهد آنان هدایت شوند (حدیث1)
شاید این سخنان او دریچهای شود به فهم اندکی از دلسوزی فراوان پیامبر اکرم برای این امت، تا حدی که خداوند نهیب زد که گویا از فرط این همه دلسوزی که چرا اینان ایمان نمیآورند، داری جانت را از دست میدهی! (فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَديثِ أَسَفاً،کهف/6؛ لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنين، شعراء/3)
تاملی با خویش
آیا ما نیز این گونهایم؟ یا به محض دیدن اندک ناملایماتی از جانب مردم، ... ؟!
3) «قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»
برخی بقدری پاک و خالص و بیآلایشاند که به محض اینکه از دنیا میروند، خطاب میآید به بهشت داخل شو!
بحث تخصصی انسانشناسی
رسیدن به مقام خلوص و پاکی محض (= مقام عصمت)، منحصر در پیامبران و امامان نیست.
انسانهای عادی هم میتوانند این گونه پاک و خالص شوند.
4) «قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ»
شهید به محض اینکه به شهادت میرسد، بلافاصله و بدون حساب به بهشت وارد میشود. (جلسه بعد، حدیث3) و میان شهادت و بهشت فاصلهای نیست (تفسیر نور، ج9، ص535)
البته این بهشت، بهشت برزخی است، چرا که هنوز حشر جمعی و قیامت کبری برپا نشده است. (المیزان، ج17، ص80)
بحث هستیشناسی: وجود عالم برزخ و حیات برزخی
برخی افراد، بویژه در وهابیون، منکر وجود عالم برزخ هستند و گمان میکنند که انسان با مردن نابود میشود و در قیامت دوباره از عدم ایجاد میشود! گذشته از احادیث فراوان در شیعه و نیز احادیث کاملا معتبر در اهل سنت، که به وضوح بر زندگی بعد از مرگ دلالت دارد (حدیث2) از آیاتی که به خوبی دلالت بر وجود برزخ و حیات برزخی دارد، همین آیه است. برخی از آنان این آیه را این گونه توجیه میکنند که این وعده بهشت به اوست، نه ورود در بهشت. علاوه بر اینکه این توجیه، خروج از معنای ظاهری آیه است، با عبارات بعدی وی نیز منافات دارد؛ چرا که او میگوید خدا مرا مورد مغفرت «قرار داد» (نه اینکه قرار خواهد داد)؛ و نیز میگوید «کاش قوم من میدانستند» که حکایت از وضعیت او بعد از مرگ، و نیز برخورداری از حیات و سخن گفتن او میکند؛ آن هم در موقعیتی که قوم او هنوز زندهاند (که نشان میدهد سخن گفتن او نه در دنیا انجام شده، و نه مربوط به قیامت است).
5) «قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمي يَعْلَمُونَ»
این گونه نیست که کسانی که میمیرند و به عالم برزخ وارد میشوند، رابطهشان با دنیا کاملا قطع شده باشد. برخی از آنان حتی نسبت به کسانی که در میانشان میزیستند، احساس تعلق خاطر و دلسوزی هم دارند.