📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «إِنِّي إِذاً لَفي ضَلالٍ مُبينٍ»
این مومنی که از دور دست برای حمایت از فرستادگان الهی آمد، پس از آنکه دلیل خود در ضرورت بندگی خدا را بیان کرد؛ پرستش معبودهای دروغین را به چالش کشید و پرسید که آیا واقعا انتظار دارید که من چنین معبودهایی را بپرستم؛ سپس – چنانکه در نکات ادبی اشاره شد - با تاکیدات مکرر بیان کرد که در این صورت قطعاً قطعاً قطعاً قطعاً من در گمراهی آشکاری خواهم بود.
او با این همه تاکیدات میخواهد بفهماند:
الف. مساله ضلالت و هدایت یک مساله اساسی در زندگی یک انسان عاقل است.
نکته تخصصی انسانشناسی
بسیاری از انسانها در زندگیشان رویکرد پراگماتیستی دارند؛ یعنی صرفا با نتایج عملی دمدستی کار دارند: مساله هدایت و ضلالت را یک امر ثانوی و سلیقهای قلمداد میکنند و دغدغه اصلیشان سود و زیان مادی و دنیوی است، نه هدایت و ضلالت.
در مقابل، کسی که زندگی را جدی بگیرد، میفهمد که این زندگی نمیتواند به همین دنیا محدود باشد؛ از این رو، مساله هدایت و ضلالت و سرنوشت نهاییاش بسیار مهمتر از سود و زیانهای دنیوی و مادی میشود.
او اصرار دارد: این گمراهی، گمراهی بودنش کاملا آشکار است؛ برای همین حاضر نشد بدان تن دهد، هرچند که جانش را در این مسیر داد.
ب. ...
2) «إِنِّي إِذاً لَفي ضَلالٍ مُبينٍ»
تعبیر «ضلال مبین» 18 بار در قرآن کریم به کار رفته است که اینها را به سه دسته میتوان تقسیم کرد:
مواردی که عدهای دیگری را متهم به ضلال مبین میکردند ولی این اتهامزنیشان اعتباری ندارد (قوم نوح به نوح: اعراف/60؛ برادران یوسف به پدرشان یوسف/8؛ زنان شهر به زلیخا: یوسف/30؛ کافران به مومنان: یس/47).
مواردی که فقط از وجود دستهای از افراد چنین گمراه در مقابل هدایتیافتگان سخن میگوید و توضیحی درباره آنان نمیدهد (سبأ/24؛ زخرف/40؛ قصص/85؛ ملک/29)
مواردی که گروهی معین از منظری که قرآن کریم قبول دارد در ضلالت مبین معرفی شدهاند؛
که اینها چند گروهند:
کسانی که در جاهلیت بسر میبرند و هنوز پیامبری برایشان نیامده و کتاب و حکمتی بدانان تعلیم داده نشده (لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنينَ إِذْ بَعَثَ فيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ، آلعمران/164؛ هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي ضَلالٍ مُبينٍ، جمعه/2
بتپرستان (در خطابات حضرت ابراهیم ع: وَ إِذْ قالَ إِبْراهيمُ لِأَبيهِ آزَرَ أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ في ضَلالٍ مُبينٍ، انعام/74؛ قالَ لَقَدْ كُنْتُمْ أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ في ضَلالٍ مُبينٍ، انبیاء/45) و جهنمیانی که غیر خدا را میپرستیدند (تَاللَّهِ إِنْ كُنَّا لَفي ضَلالٍ مُبينٍ؛ شعراء/97-98)
کسانی که در برابر ذکر خدا قساوت قلب دارند (أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ في ضَلالٍ مُبينٍ؛ زمر/22)
کسانی که دعوتکنندگان الهی را اجابت نمیکنند (وَ مَنْ لا يُجِبْ داعِيَ اللَّهِ فَلَيْسَ بِمُعْجِزٍ فِي الْأَرْضِ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءُ أُولئِكَ في ضَلالٍ مُبينٍ؛ احقاف/32)
کسی که توجه کند که غیر خدا هیچکاره است باز هم آنها را بپرستد (أَ أَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَةً ... إِنِّي إِذاً لَفي ضَلالٍ مُبينٍ؛ يس/23- 24)
ظالمان (لكِنِ الظَّالِمُونَ الْيَوْمَ في ضَلالٍ مُبينٍ، مریم/38؛ هذا خَلْقُ اللَّهِ فَأَرُوني ما ذا خَلَقَ الَّذينَ مِنْ دُونِهِ بَلِ الظَّالِمُونَ في ضَلالٍ مُبينٍ، لقمان/11)
در واقع، در منطق قرآن کریم دو دسته را میتوان در گمراهی آشکار دانست:
کسانی که از ایمان به خداوند واحد و فرستادگان او سر باز زنند؛ خواه به فضای جاهلیت دلخوش کنند، یا رسما بتپرست شوند و به پرستش غیر خدا روی آورند؛ یا دلهایشان به ذکر خدا آرام نگیرد و دعوتکنندگان الهی را اجابت نکنند؛
و کسانی که اهل ظلم و ستم باشند و از حد و حدود خود تجاوز کنند.