📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «وَ ما عَلَيْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ»
و وظیفه اصلی پیامبران این است که سخن خدا را به طور واضح و آشکار به مخاطب برسانند؛ اینکه آنان ایمان بیاورند یا نیاورند، برعهده پیامبران نیست و آنها در قبال ایمان نیاوردن مردم مسؤول نیستند.
ثمره اجتماعی
وقتی پیامبران درباره ایمان نیاوردن مردم مسئول نیستند، به طریق اولی، مبلغان دین نیز از این جهت مسؤل نیستند.
مهم این است که آنان وظیفه خود را درست انجام دهند؛ اما دلهای مردم به دست خداست و خود افرادند که مسؤول ایمان آوردن یا نیاوردن خویش اند، نه مبلغان دین.
در نتیجه،
برای سنجش میزان انجام وظیفه یک مبلغ دینی و مقایسه اینکه کدامیک کارش را درستتر انجام داده است،، نمیتوان تعداد ایمان آورندگان را معیار قرار داد. مقایسه تعداد کسانی که توسط حضرت ابراهیم ع ایمان آوردند با کسانی از قوم یونس که ایمان آوردند شاهد خوبی بر این مدعاست.
2) «إِذْ أَرْسَلْنا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ ... إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ ... وَ ما عَلَيْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ»
در بحث از آیه 15 (جلسه 762، تدبر9) اشاره شد که: «عزت بخشیدن و یاری خداوند لزوما به این معنا نیست که حتما پیروزی ظاهری به دست آید.»
اکنون میافزاییم، این ثمره نداشتن در ظاهر، به این معنا نیست که واقعا ثمرهای بر کار افراد مترتب نشده است.
همین که شخص انجام وظیفه خویش را درست و در حد توانش انجام دهد، به هدف خود رسیده است.
ثمره اخلاقی
گاه در مسیری تلاشمان را مضاعف میکنیم اما در ظاهر ثمرهای که میخواهیم نمیرسد؛ اگر واقعا این تلاشمان در راه خدا بوده باشد، به ثمرهای که باید بدان میرسیدیم، رسیدهایم.
3) «وَ ما عَلَيْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ»
ابلاغ و رسانیدن پیام دین، باید به نحو کاملا روشنگرانه و واضح باشد تا حجت بر مخاطب تمام شود.
ثمره اجتماعی
اگر پیام دین به نحو واضح و آشکاری به دست مردمانی نرسد و آنان بدین جهت دین حق را نپذیرفته باشند، اصطلاحا جاهل قاصر هستند، نه کافری که سزاوار جهنم است.
4) «وَ ما عَلَيْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ»
پیامبران صرفا وظیفه تذکر دادن نداشتند بلکه وظیفه رساندن پیام هم داشتند.
ثمره دینشناسی
دین صرفا تذکر به اخلاقیات و مطالبی که میدانیم نیست، بلکه حاوی مطالب جدیدی هم هست که نمیدانیم و باید از آنها مطلع شویم؛ و این نشان میدهد عباراتی نظیر «إِنَّما أَنْتَ مُذَكِّر» (غاشیه/21) یا صرفا تاکید است، نه حصر؛ و یا اگر حصر باشد، حصر ناظر به وضعیت خاصی است (مثلا ناظر به سیطره نداشتن پیامبر ص بر آنان، چنانکه در آیه بعد از آن فرمود: لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِر)، نه حصر مطلق.
5) «وَ ما عَلَيْنا إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبينُ»
شبهه
آیا اینکه وظیفه پیامبران را منحصر در ابلاغ کرده، نتیجه نمیشود که حکومت کردن جزء وظایف آنان نیست؟
پاسخ
حصر در هر موقعیتی به فراخور خود آن است. اینجا مقام بحث این است که اگر عدهای پیامبران را تکذیب کردند پیامبران مقصر نیستند؛ چنانکه در تدبر قبل هم گذشت که حصر در مورد «تذکردهنده بودن پیامبر» مطلق نیست.
اینکه بخواهیم این حصر را به عرصههای دیگر تسری دهیم باید دلیل داشته باشیم، و در اینجا نهتنها دلیلی در کار نیست، بلکه آیات متعدد دیگری که دستور به اطاعت مطلق از پیامبران داده و دعوت آنان به برقراری عدالت و ... همگی نشان میدهد که تلاش برای برقراری حکومت الهی هم جزء وظایف آنان بوده است.
توضیح بیشتر در بحث از آیه «إِنْ أَنْتَ إِلاَّ نَذيرٌ» (فاطر/23) گذشت.
(جلسه723 تدبر2 http://yekaye.ir/al-fater-35-23/)