📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
1) «قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ»
این فرستادگان الهی وقتی مورد تکذیب مخالفانشان قرار گرفتند گفتند «پروردگارمان میداند که همانا ما واقعا فرستادگان به سوی شماییم.»
یعنی تکذیب شما نه به متن واقعیت [= این واقعیت که خدا ما را فرستاده] لطمهای میزند و نه در این زمینه دنبال نفع و سودی بودهایم که ایمان نیاوردن شما زیانی به ما برساند؛ و همین که خداوند میداند که ما فرستاده اوییم، برای ما کافی است که در انجام وظیفه خود استقامت بورزیم. (المیزان، ج17، ص74)۱
ثمره اخلاقی
در برابر انكارهای پی در پی دشمن، دل خود را با ياد خدا آرامش دهيد. (تفسير نور، ج7، ص528)
2) «قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ»
ظاهراً اینکه این فرستادگان الهی گفتند «خدا میداند که ما واقعا فرستادگان به سوی شماییم!» بعد از آن است که معجزه ارائه کرده بودند و آنان زیر بار معجزه نرفتهاند؛ و با این سخن میخواستند آنان در این معجزات خوب نظر کنند تا بفهمند که اینان واقعا فرستادگان الهیاند. (مجمعالبیان، ج8، ص654)
در این صورت، «خدا میداند» می تواند به معنای شاهد گرفتن خدا باشد؛ یعنی خدا هم گواهی میدهد؛ و توضیحش هم این است که معجزه در حقیقت گواهی دادن خداوندست بر پیامبر بودنِ پیامبر.
نکته فلسفه دین: معجزه و کارکرد معرفتشناختیِ آن
چگونه معجزه بر نبوت یک پیامبر دلالت میکند؟
ابتدا باید تذکر دهیم که معجزه برای اثبات ادعای پیامبر بودن پیامبر است، نه برای اثبات مدعیات او؛ یعنی معجزه برای این نیست که اثبات کند که مثلا خدا هست یا معاد هست و ... . بلکه صرفا اثبات میکند این شخص که مدعی است از طرف خدا آمده، واقعا از طرف خدا آمده است.
معجزه یعنی: انجام «کاری خارقالعاده» ، «که دیگران از انجام آن عاجز باشند» ، و «این اقدام همراه با ادعای نبوت باشد».
در واقع، آورنده معجزه ادعای نبوت (یک ارتباط منحصر به فرد با خدا) میکند. او برای اینکه نشان دهد در این ادعایش صادق است، باید دلیل بیاورد؛ و این دلیل، باید نشانهای باشد بر این ارتباط خاص (چنانکه اگر کسی ادعا کند من از جانب فلان شخص آمدهام، مهر و امضای وی یا یک چیزی باید بیاید که واقعا فرستاده اوست).
او با آوردن معجزه نشان میدهد که:
اگر من میگویم ارتباط خاصی با خدا دارم که شما ندارید، برای نشان دادن این ارتباط خاص، به اذن خداوند اقدامی منحصر به فرد و خلاف روالهای عادی در جهان انجام میدهم که شما که چنان ارتباطی ندارید از انجام آن ناتوانید؛ تا این علامتی باشد که من در این ادعا (که ارتباطی منحصر به فرد با خدا دارم) راست گفتهام. (المیزان، ج1، ص83-87)
3) «قالُوا رَبُّنا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ»
آنها این مطلب را که ما فرستادگان به سوی شما هستیم با چندین تاکید بیان کردند (إنّ + جمله اسمیه + تقدیم جار و مجرور بر متعلَق آن+ لام مزحلقه + استفاده از اسم فاعل (مرسلون) به جای فعل و ...)
چرا؟
الف. تا نشان دهند مخالفتهای این مخالفان انبیا و دروغگو شمردن آنان، به هیچ عنوان موجب نشد که آنان کمترین تردیدی در حقانیت خویش پیدا کنند.
ثمره اخلاقی
کسی که واقعا در راه خدا قدم برمیدارد، مخالفتها نهتنها او را از راهش بازنمی دارد، بلکه حتی در درونش هم خللی وارد نمیکند.۲
تاملی با خویش
ما چه اندازه این طور هستیم؟
چه اندازه اگر مخالفتها زیاد شود در اصل کار خود تردید میکنیم؟
ب. ...
4) «إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ»
در حالت عادی باید میفرمود: «مرسلون الیکم»، این مقدم داشتن «الیکم» دلالت بر حصر، یا دست کم تاکید شدید – دارد؛ یعنی میخواهند بگویند ما واقعا و به طور خاص برای شما فرستاده شدهایم.
وجه این حصر یا تاکید شدید چیست؟
الف. وقتی در ابلاغ پیام، مخاطب را به نحو دقیق و خاص معلوم کنیم، او را به تامل جدی و واکنش وادار ساختهایم؛ وگرنه مطلب را به خود نمیگیرد.
ب. به مخاطب اهمیت دادهاند: این نیست که خدا شما را به حال خود رها کرده باشد؛ بلکه شما بقدری برای خدا اهمیت دارید که ما را خاص شما فرستاده است.
ج. ...