1) در آیه 69 و 71 حدیثی از امام باقر ع گذشت. در ادامهاش فرمودند:
پس هنگامی ابراهیم ع را بشارت آمد و ترس از او برفت، و او شروع کرد به مناجات کردن با پروردگارش درباره قوم لوط؛ و از او میخواست که بلا را از آنها بردارد. پس خداوند فرمود: ابراهیم! از این درگذر! همانا امر پروردگارت آمده است و همانا آنان چناناند که عذابم بدانان خواهد رسید بعد از طلوع خورشیدِ روز بعد و این امری قطعی و غیرقابل برگشت است.
علل الشرائع، ج2، ص550؛ تفسير العياشي، ج2، ص152
... فَلَمَّا جَاءَتْ إِبْرَاهِيمَ الْبِشَارَةُ بِإِسْحَاقَ فَذَهَبَ عَنْهُ الرَّوْعُ أَقْبَلَ يُنَاجِي رَبَّهُ فِي قَوْمِ لُوطٍ وَ يَسْأَلُهُ كَشْفَ الْبَلَاءِ عَنْهُمْ فَقَالَ اللَّهُ يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابِي بَعْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ مِنْ يَوْمِكَ مَحْتُوماً غَيْرُ مَرْدُود.
2) از امام صادق ع روایت شده است: همانا خداوند چهار فرشته را برای به هلاکت رساندنِ قوم لوط مبعوث کرد: جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و کروبیل؛ پس بر ابراهیم ع گذشتند در حالی که عمامه بسته بودند؛ و بر او سلام کردند ولی آنان را نشناخت. وی آنان را در هیاتی نیکو یافت و گفت: تنها خودم عهدهدار پذیرایی اینان میشوم و او اهل میهماننوازی بود؛ پس برایشان گوساله چاقی را بریان کرد تا کاملا گوشتش نرم و لذیذ شد سپس پیش آنان آورد. چون آن را در مقابل آنان نهاد «دید دستانشان را، که به آن نمیرسد، آنان را بیگانه شمرد، و از آنان ترسی احساس کرد» (هود/70). جبرئیل چون این را دید عمامه را از سر و روی خود باز کرد.
حضرت ابراهیم ع فرمود: تو خودتی؟
گفت: آری! و ساره همسرش بر آنان گذشت «پس او را به اسحاق مژده دادیم، و پشت سر اسحاق، یعقوب.» (هود/70) آنگاه ساره همان مطالبی را گفت که خداوند در کتاب عزیز خود بیان فرمود. سپس حضرت ابراهیم ع فرمود: برای چه کاری آمدهاید؟
گفتند: برای به هلاکت رساندن قوم لوط.
فرمود: اگر در میان آنان صد نفر مومن باشند باز هم آنان را هلاک میکنید؟
جبرئیل گفت: خیر.
فرمود: اگر در میان آنان پنجاه نفر مومن باشند؟
جبرئیل گفت: خیر.
فرمود: اگر در میان آنان سی نفر مومن باشند؟
جبرئیل گفت: خیر.
فرمود: اگر در میان آنان بیست نفر مومن باشند؟
جبرئیل گفت: خیر.
فرمود: اگر در میان آنان ده نفر مومن باشند؟
جبرئیل گفت: خیر.
فرمود: اگر در میان آنان پنج نفر مومن باشند؟
جبرئیل گفت: خیر.
فرمود: اگر در میان آنان یک نفر مومن باشد؟
جبرئیل گفت: خیر.
فرمود: «همانا لوط در میان آنان است. گفتند ما بدانکه در میان آنان است آگاهتریم؛ قطعا او و خانواده اش را نجات می دهیم، غیر از همسرش که در زمره برجایماندگان بود.» و سپس رفتند.
حسن بن علی* می گوید: گمان نکنم که این سخن وی منظوری داشته باشد جز اینکه از خداوند برای آنان بقا[ی عمر] را طلب می کرد. و این همان سخن خداوند عز و جل است که فرمود «شروع کرد به مجادله با ما درباره قوم لوط» (هود/74)
الكافي، ج5، ص546 و ج8، ص328۱؛ تفسير العياشي، ج2، ص153
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ عَنْ أَبِي يَزِيدَ الْحَمَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ أَرْبَعَةَ أَمْلَاكٍ فِي إِهْلَاكِ قَوْمِ لُوطٍ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ وَ إِسْرَافِيلَ وَ كَرُوبِيلَ. فَمَرُّوا بِإِبْرَاهِيمَ ع وَ هُمْ مُعْتَمُّونَ [متعممون] فَسَلَّمُوا عَلَيْهِ فَلَمْ يَعْرِفْهُمْ وَ رَأَى هَيْئَةً حَسَنَةً. فَقَالَ لَا يَخْدُمُ هَؤُلَاءِ إِلَّا أَنَا بِنَفْسِي؛ وَ كَانَ صَاحِبَ ضِيَافَةٍ [أضياف] فَشَوَى لَهُمْ عِجْلًا سَمِيناً حَتَّى أَنْضَجَهُ ثُمَّ قَرَّبَهُ إِلَيْهِمْ.
فَلَمَّا وَضَعَهُ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ «رَأى أَيْدِيَهُمْ لا تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَ أَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً»
فَلَمَّا رَأَى ذَلِكَ جَبْرَئِيلُ حَسَرَ الْعِمَامَةَ عَنْ وَجْهِهِ [وَ عَنْ رَأْسِهِ]؛ فَعَرَفَهُ إِبْرَاهِيمُ. فَقَالَ أَنْتَ هُوَ؟ قَالَ نَعَمْ.
وَ مَرَّتْ سَارَةُ امْرَأَتُهُ «فَبَشَّرَهَا بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوب»َ فَقَالَتْ مَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَجَابُوهَا بِمَا فِي الْكِتَابِ [الْعَزِيزِ].
فَقَالَ لَهُمْ إِبْرَاهِيمُ لِمَا ذَا [فیما] جِئْتُمْ؟
قَالُوا فِي إِهْلَاكِ قَوْمِ لُوطٍ.
فَقَالَ لَهُمْ إِنْ كَانَ فِيهِمْ مِائَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَ تُهْلِكُونَهُمْ؟ فَقَالَ جَبْرَئِيلُ لَا.
قَالَ فَإِنْ كَانَ فِيهَا خَمْسُونَ؟ قَالَ لَا.
قَالَ فَإِنْ كَانَ فِيهَا ثَلَاثُونَ؟ قَالَ لَا.
قَالَ فَإِنْ كَانَ فِيهَا عِشْرُونَ؟ قَالَ لَا.
قَالَ فَإِنْ كَانَ فِيهَا عَشَرَةٌ؟ قَالَ لَا.
قَالَ فَإِنْ كَانَ فِيهَا خَمْسَةٌ؟ قَالَ لَا.
قَالَ فَإِنْ كَانَ فِيهَا وَاحِدٌ؟ قَالَ لَا.
قَالَ فَـ«إِنَّ فِيها لُوطاً. قالُوا نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَنْ فِيها لَنُنَجِّيَنَّهُ وَ أَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرِينَ» [ثم مضوا]
قَالَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ لَا أَعْلَمُ هَذَا الْقَوْلَ إِلَّا وَ هُوَ يَسْتَبْقِيهِمْ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ».
* پینوشت: درباره اینکه مقصود از «حسن بن علی» کیست، نقلی که از این حدیث در جلد 8 کافی آمده تعبیر «قال الحسن العسكريّ أبومحمّد» (یعنی امام حسن عسکری) دارد، و از آنجا که حدیث از امام صادق ع است، به جهت همین تعبیر، برخی احتمال دادهاند این روایت را مرحوم کلینی از تفسیر منسوب به امام حسن عسکری ع نقل کرده است. اما دیگران آن را خطایی از جانب ناسخان قلمداد کردهاند. برخی هم احتمال داده اند که مقصود از «حسن بن علی» امام حسن مجتبی باشد و این جزیی از کلام امام صادق ع است. اما مرحوم مجلسی هر دو احتمال را بعید میشمرد و احتمال اقوی را این میداند که مقصود، «حسن بن علی بن فضال» است که یکی از افراد مهم در سلسله سند این روایت میباشد. (مرآة العقول، ج26، ص452)
3) دعایی از امام رضا ع روایت شده است برای کسی که کسی را امین میشمرد اما مورد خیانت واقع میشود و در برابر احسان با کفران مواجه میشود. شروع دعا چنین است:
خدایا ! من در کتاب راست و درستت یافتم که حضرت ابراهیمِ خلیل علیهالسلام را ستودی هنگامی که با تو در مورد کسانی که کفران کرده بودند مجادله کرد و فرمودی «شروع کرد به مجادله با ما در مورد قوم لوط؛ همان ابراهیم بردبار و مناجاتی و توبهکار بود» (هود/74-75) و یافتم که پیامبرت حضرت محمد ص که سید المرسلین است را بازداشتی از اینکه با تو در مورد خیانتپیشگان گناهکار بحث کند و فرمودی «و مجادله مکن از برای کسانی که در حق خویش خیانت میکنند که همانا خداوند کسی که خیانتکار گناهکار باشد را دوست نمیدارد» (نساء/107) پس اینجا بود که دریافتم که [گناه] خیانت و نفاق نزد تو عظیمتر است از کفران و شقاق؛ ...
المجتنى من الدعاء المجتبى (سید بن طاووس)، ص15
رَوَيْنَاهُ فِي كِتَابِ الدُّعَاءِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ بِإِسْنَادِهِ إِلَى الرِّضَا ع قَالَ: ...
وَ دُعَاءُ مَنِ اؤْتُمِنَ فَخَانَ وَ قَابِلِ الْإِحْسَانِ بِالْكُفْرَانِ: اللَّهُمَّ إِنِّي وَجَدْتُ فِي كِتَابِكَ الصَّادِقِ أَنَّكَ مَدَحْتَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلَكَ عَلَيْهِ السَّلَامُ لَمَّا جَادَلَكَ عَنِ الْكَافِرِينَ فِي قَوْلِكَ جَلَّ جَلَالُكَ «يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ» وَ وَجَدْتُكَ قَدْ مَنَعْتَ مُحَمَّداً نَبِيَّكَ سَيِّدَ الْمُرْسَلِينَ أَنْ يُجَادِلَكَ فِي الْخَائِنِينَ الْآثِمِينَ فَقُلْتَ لَهُ جَلَّ جَلَالُكَ وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ خَوَّاناً أَثِيماً فَعَرَفْتُ عِنْدَ ذَلِكَ أَنَّ الْخِيَانَةَ وَ النِّفَاقَ أَعْظَمُ عِنْدَكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الشِّقَاق ...