1) حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى الدَّقَّاقُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الطَّارِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ الْخَشَّابُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَسِّنٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ آبَائِهِ قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع:
وَ اللَّهِ مَا دُنْيَاكُمْ عِنْدِي إِلَّا كَسَفْرٍ عَلَى مَنْهَلٍ حَلُّوا إِذْ صَاحَ بِهِمْ سَائِقُهُمْ فَارْتَحَلُوا وَ لَا لَذَاذَتُهَا فِي عَيْنِي إِلَّا كَحَمِيمٍ أَشْرَبُهُ غَسَّاقاً وَ عَلْقَمٍ أَتَجَرَّعُهُ زُعَاقاً وَ سَمِّ أَفْعًى أَسْقَاهُ دِهَاقاً وَ قِلَادَةٍ مِنْ نَارٍ أُوهِقُهَا خِنَاقاً وَ لَقَدْ رَقَّعْتُ مِدْرَعَتِي هَذِهِ حَتَّى اسْتَحْيَيْتُ مِنْ رَاقِعِهَا وَ قَالَ لِيَ اقْذِفْ بِهَا قَذْفَ الْأُتُنِ لَا يَرْتَضِيهَا لِيَرْقَعَهَا فَقُلْتُ لَهُ اعْزُبْ عَنِّي:
فَعِنْدَ الصَّبَاحِ يَحْمَدُ الْقَوْمُ السُّرَى وَ تَنْجَلِي عَنَّا عُلَالاتُ [غَلَالاتُ] الْكَرَى
وَ لَوْ شِئْتُ لَتَسَرْبَلْتُ بِالْعَبْقَرِيِّ الْمَنْقُوشِ مِنْ دِيبَاجِكُمْ وَ لَأَكَلْتُ لُبَابَ هَذَا الْبُرِّ بِصُدُورِ دَجَاجِكُمْ وَ لَشَرِبْتُ الْمَاءَ الزُّلَالَ بِرَقِيقِ زُجَاجِكُمْ وَ لَكِنِّي أُصَدِّقُ اللَّهَ جَلَّتْ عَظَمَتُهُ حَيْثُ يَقُولُ:
«مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ. أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ»
فَكَيْفَ أَسْتَطِيعُ الصَّبْرَ عَلَى نَارٍ لَوْ قَذَفَتْ بِشَرَرَةٍ إِلَى الْأَرْضِ لَأَحْرَقَتْ نَبْتَهَا وَ لَوِ اعْتَصَمَتْ نَفْسٌ بِقُلَّةٍ لَأَنْضَجَهَا وَهْجُ النَّارِ فِي قُلَّتِهَا وَ أَيُّمَا خَيْرٌ لِعَلِيٍّ أَنْ يَكُونَ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مُقَرَّباً أَوْ يَكُونَ فِي لَظَى خَسِيئاً مُبَعَّداً مَسْخُوطاً عَلَيْهِ بِجُرْمِهِ مُكَذِّباً وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِيتَ عَلَى حَسَكِ السَّعْدَانِ مُرَقَّداً وَ تَحْتِي أَطْمَارٌ عَلَى سَفَاهَا مُمَدَّداً أَوْ أُجَرَّ فِي أَغْلَالِي مُصَفَّداً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى فِي الْقِيَامَةِ مُحَمَّداً خَائِناً فِي ذِي يَتْمَةٍ أَظْلِمُهُ بِفَلْسَةٍ مُتَعَمِّداً وَ لَمْ أَظْلِمِ الْيَتِيمَ وَ غَيْرَ الْيَتِيمِ لِنَفْسٍ تُسْرِعُ إِلَى الْبَلَاءِ قُفُولُهَا وَ يَمْتَدُّ فِي أَطْبَاقِ الثَّرَى حُلُولُهَا وَ إِنْ عَاشَتْ رُوَيْداً فَبِذِي الْعَرْشِ نُزُولُهَا ۱
الأمالي(للصدوق)، ص620-621
از امام صادق ع از پدرانش عليهم السلام روايت شده كه حضرت امير المؤمنين فرمود:
به خدا سوگند دنياى شما در پيش من نيست مگر مانند مسافرانى كه در کنار برکهای توقف کردهاند و جلودارشان فرياد ندا میدهد و كوچ میكنند؛ و لذات دنيا در چشم من نیست مگر مانند آب جوش چرکى كه قرار باشد آن را بنوشم یا مایع تلخی که قرار باشد آن را جرعه جرعه سر کشم یا زهر افعى که آن را اندك اندك بچشم، یا گردنبندهائى از آتش که در گردنم بسته باشند؛ و همانا آنقدر جامهام را وصله زدهام كه از وصله زنندهاش شرم دارم، او به من گفت این جامه را دور افكن و دیگر راضى نمىشود كه آن را وصله زند؛ پس به او گفتم از من این را نخواه که:
زر كامل عيار از بوته بىغش چهره افروزد دل صاحب نظر را سرخ، روز امتحان بينى۲
من اگر میخواستم، مىتوانستم از جامههاى ديباى رنگين شما بپوشم، و نان گندم با سينه بریان مرغ بخورم، و آبی زلال در جامهای بلورین بنوشم؛ ولى باور کردهام سخن خداى عز و جل را كه فرمود:
«کسی که روالش بر این باشد که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهد، به آنان [ثمره] کارهایشان را در آن [= زندگی دنیا] به طور کامل میدهیم و آنان در آن کم داده نشوند. آنها در کسانیاند که در آخرت جز آتش بهرهای ندارند»
پس چگونه توانائى شكيبائى دارم بر آتشى كه اگر شعلهاى از آن آتش بر زمين افتد تمام گياهانش را مىسوزاند و اگر کسی برای فرار از آن به قله کوهی پناه برد، شعاع حرارت آن از راه دور گوشت بدنش را بپزد!
و کدام براى على ع بهتر است؟ مقرب در پيشگاه صاحب عرش شود؟ يا در لهیب آتش رانده شده و به خاطر جرمش مورد غضب و تکذیب واقع شده باشد ؟ بخدا سوگند اگر بر روى خارهاى تيز بخوابم در حالی که جامههاى ژندهام بر روى تیغهايش كشيده باشد يا در غل و زنجیرها كشيده شوم برایم دوستداشتنیتر است از اينكه در قيامت، [حضرت] محمّد ص را خائن ديدار كنم در حق يتيمى كه او را به خاطر اندک مالی عامداً مورد ستم قرار داده باشم، و [بدانید که] من به خاطر بدنی كه نهایتش پوسیدن است و هرچقدر هم که زندگی کند، جایگاه نهاییاش درون لایههای زمین [= قبر] است و به جانب خداوند ذیالعرش روان میشود در حق يتيم و غير يتيم ستم نکنم.
2) ... أَ لَسْتُمْ فِي مَسَاكِنِ مَنْ كَانَ أَطْوَلَ مِنْكُمْ أَعْمَاراً وَ أَبْيَنَ آثَاراً وَ أَعَدَّ مِنْكُمْ عَدِيداً وَ أَكْثَفَ مِنْكُمْ جُنُوداً وَ أَشَدَّ مِنْكُمْ عُنُوداً تَعَبَّدُوا لِلدُّنْيَا أَيَّ تَعَبُّدٍ وَ آثَرُوهَا أَيَّ إِيْثَارٍ ثُمَّ ظَعَنُوا عَنْهَا بِالصَّغَارِ أَ فَهَذِهِ تُؤْثِرُونَ أَمْ عَلَى هَذِهِ تَحْرِصُونَ أَمْ إِلَيْهَا تَطْمَئِنُّونَ يَقُولُ اللَّهُ مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ. أُولئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ فَبِئْسَتِ الدَّارُ لِمَنْ لَمْ يَتَهَيَّبْهَا وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا عَلَى وَجَل ...
تحف العقول، ص182
... آیا شما ساكن خانههائى نيستيد كه صاحبان قبلى آن عمر بيشتر و اثر زيادتر و مال فراوانتر و سپاه افزونتر و لجاجت بيشتر داشتند، دلبسته دنیا بودند، چه دلبستگیای، و آن را بر همه چیز ترجیح میدادند، چه ترجیح دادنی؛ بزودى با خواری از آن كوچ كردند. آيا چنين چيزى را ترجیح میدهید؟ آیا برای این حرص میزنید؟ یا به چنین چیزی اطمينان كردهايد؟ در حالی که خداوند ميفرمايد:
«کسی که روالش بر این باشد که زندگی دنیا و زینت آن را بخواهد، به آنان [ثمره] کارهایشان را در آن [= زندگی دنیا] به طور کامل میدهیم و آنان در آن کم داده نشوند. آنها در کسانیاند که در آخرت جز آتش بهرهای ندارند و آنچه درست کردند نابود شد و آنچه عمل کردند همگی هدر رفت»
پس [دنیا] بد جايگاهى است براى كسى كه از دنيا نترسد و نسبت به آن نگران و بیمناک نباشد...