۱) در منابع اهل سنت روایتی با چند از امّ هاني دختر ابوطالب و زبیر و سعید بن مسیب روايت شده است:
الف. در نقلی از ام هانی آمده که رسول الله فرمودند:
خداى تعالى قريش را به هفت ویژگی فضیلت بخشید:
من از ايشان هستم؛ نبوت در میان آنان است؛ حجابداری خانه كعبه و سقایی حاجیان در میان آنهاست؛ و خداوند آنان را بر [اصحاب] فیل پیروز کرد؛ و آنان ده سال خداوند را پرستیدند که غیر از آنان کسی او را نمیپرستید؛ و خداوند سورهای از قرآن درباره آنان نازل کرد؛ سپس سوره قریش را تلاوت کردند.
المستدرك على الصحيحين، ج2، ص584
حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْدَانَ الصَّيْرَفِيُّ، ثنا أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدِ اللَّهِ النَّرْسِيُّ، ثنا يَعْقُوبُ بْنُ مُحَمَّدٍ الزُّهْرِيُّ، ثنا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ ثَابِتِ بْنِ شُرَحْبِيلَ، حَدَّثَنِي عُثْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي عَتِيقٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ جَعْدَةَ بْنِ هُبَيْرَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدَّتِهِ أُمِّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ رضي الله عنها، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص، قَالَ:
فَضَّلَ اللَّهُ قُرَيْشًا بِسَبْعِ خِلَالٍ؛ أَنِّي فِيهِمْ وَأَنَّ النُّبُوَّةَ فِيهِمْ، وَالْحِجَابَةَ فِيهِمْ، وَالسِّقَايَةَ فِيهِمْ، وَأَنَّ اللَّهَ نَصَرَهُمْ عَلَى الْفِيلِ، وَأَنَّهُمْ عَبَدُوا اللَّهَ عَشْرَ سِنِينَ لَا يَعْبُدُهُ غَيْرُهُمْ، وَأَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ فِيهِمْ سُورَةً مِنَ الْقُرْآنِ» ثُمَّ تَلَاهَا رَسُولُ اللَّهِ ص، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ، فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍ. «هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحُ الْإِسْنَادِ وَلَمْ يُخَرِّجَاهُ»
ب. در نقل دیگری از طریق همین ام هانی به نحوی آمده که ابتدا و وسط و انتهایش افزودهای دارد؛ بدین صورت که:
خداى تعالى قريش را به هفت ویژگی فضیلت بخشید که نه قبل از آن و نه بعد از آن به کسی نداد ... و ... و آنان را بر [اصحاب] فیل پیروز کرد در حالی که غیر از خدا را نمیپرستیدند و ... خداوند سورهای درباره آنان نازل کرد که در آن کسی را با آنها شریک نکرد.
المستدرك على الصحيحين، ج4، ص60
أَخْبَرَنِي أَبُو جَعْفَرٍ أَحْمَدُ بْنُ عُبَيْدٍ الْحَافِظُ الْأَسَدِيُّ بِهَمْدَانَ، ثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي مُصْعَبٍ، وَمُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ رَوَّادٍ، قَالَا: ثَنَا عُثْمَانُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي عَتِيقٍ، حَدَّثَنِي سَعِيدُ بْنُ عَمْرِو بْنِ جَعْدَةَ بْنِ هُبَيْرَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ جَعْدَةَ بْنِ هُبَيْرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أُمِّي أُمَّ هَانِئٍ بِنْتَ أَبِي طَالِبٍ، قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَضَّلَ قُرَيْشًا بِسَبْعِ خِصَالٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَدًا قَبْلَهُمْ وَلَا يُعْطِيهَا أَحَدًا بَعْدَهُمْ، فِيهِمُ النُّبُوَّةُ، وَفِيهِمُ الْحِجَابَةُ، وَفِيهِمُ السِّقَايَةُ، وَنَصَرَهُمْ عَلَى الْفِيلِ وَهُمْ لَا يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ، وَعَبَدُوا اللَّهَ عَشْرَ سِنِينَ لَمْ يَعْبُدْهُ غَيْرُهُمْ، وَنَزَلَتْ فِيهِمْ سُورَةٌ لَمْ يُشْرِكْ فِيهَا غَيْرَهَمْ «لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ».
وَقَدْ رُوِيَ عَنْ يَحْيَى بْنِ جَعْدَةَ بْنِ هُبَيْرَةَ، عَنْ جَدَّتِهِ أُمِّ هَانِئٍ
ج. ظاهرا معنای حدیث فوق این است که در این سوره از غیر قریش سخنی گفته نشده است؛ اما همین روایت أمهانی با سند سومی پایانش بدین نحو نقل شده است:
و خداوند سورهای از قرآن درباره آنان نازل کرد که در مورد کسی غیر از آنان نازل نکرد.
المعجم الكبير للطبراني، ج24، ص409
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ سُلَيْمَانَ النَّوْفَلِيُّ، وَمُوسَى بْنُ هَارُونَ، وَمُعَاذُ بْنُ الْمُثَنَّى، قَالُوا: ثنا أَبُو مُصْعَبٍ الزُّبَيْرِيُّ، ثنا إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ ثَابِتٍ، أَحَدُ بَنِي عَبْدِ الدَّارِ بْنِ قُصَيٍّ، عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عَبْدِ اللهِ بْنِ أَبِي عَتِيقٍ، عَنْ سَعِيدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ جَعْدَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدَّتِهِ أُمِّ هَانِئٍ بِنْتِ أَبِي طَالِبٍ، قَالَ رَسُولُ اللهِ ص:
فَضَّلَ اللهُ قُرَيْشًا بِسَبْعِ خِصَالٍ لَمْ يُعْطَهَا أَحَدٌ قَبْلَهُمْ، وَلَا يُعْطَاهَا أَحَدٌ بَعْدَهُمْ: فَضَّلَ اللهُ قُرَيْشًا أَنِّي مِنْهُمْ فَإِنَّ النُّبُوَّةَ فِيهِمْ، وَإِنَّ الْحِجابَةَ فِيهِمْ، وَإِنَّ السِّقَايَةَ فِيهِمْ، ونَصَرَهُمْ عَلَى الْفِيلِ، وعَبَدُوا اللهَ عَشْرَ سِنِينَ لَا يَعْبُدُهُ غَيْرُهُمْ، وَأَنْزَلَ اللهُ فِيهِمْ سُورَةً مِنَ الْقُرْآنِ لَمْ تَنْزِلْ فِي أَحَدٍ غَيْرِهِمْ.۱
د. این حدیث نبوی از زبیر بدین صورت روایت شده است:
خداى قريش را به هفت ویژگی فضیلت بخشید: آنان ده سال خداوند را پرستیدند که در آن مدت غیر قرشیای او را نمیپرستید؛ و آنان را فضیلت داد به خاطر اینکه آنان را بر [اصحاب] فیل پیروز کرد در حالی که مشرک بودند؛ و فضیلتشان داد بدین جهت که سورهای از قرآن درباره آنان نازل کرد که غیر آنان را در آن داخل نکرد، یعنی [سوره] لایلاف قریش؛ و آنان را فضیلت بخشید بدینکه در میان آنان نبوت و خلافت و حجابداری [خانه كعبه] و سقایت [حاجیان] را قرار داد.
المعجم الأوسط للطبراني، ج9، ص76؛ معرفة الصحابة (لأبي نعيم)، ج1، ص115؛ الدر المنثور، ج6، ص397۲
حدَّثَنَا مُصْعَبٌ، حَدَّثَنِي أَبِي، نَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ مُصْعَبِ بْنِ ثَابِتِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ، عَنْ هِشَامِ بْنِ عُرْوَةَ، عَنْ أَبِيهِ، عَنِ الزُّبَيْرِ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
«فَضَّلَ اللَّهُ قُرَيْشًا بِسَبْعِ خِصَالٍ: فَضَّلَهُمْ بِأَنَّهُمْ عَبَدُوا اللَّهَ عَشْرَ سِنِينَ، لَا يَعْبُدُهُ إِلَّا قُرَشِيٌّ، وَفَضَّلَهُمْ بِأَنَّهُ نَصَرَهُمْ يَوْمَ الْفِيلِ وَهُمْ مُشْرِكُونَ، وَفَضَّلَهُمْ بِأَنَّهُ نَزَلَتْ فِيهِمْ سُورَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ لَمْ يَدْخُلْ فِيهِمْ غَيْرُهُمْ: لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ، وَفَضَّلَهُمْ بِأَنَّ فِيهِمُ النُّبُوَّةَ، وَالْخِلَافَةَ، وَالْحِجَابَةَ، وَالسِّقَايَةَ.»
ه. این حدیث نبوی از سعید بن مسیب بدین صورت روایت شده است:
خداى قريش را به هفت ویژگی فضیلت بخشید: اینکه من از آنها هستم، اینکه سوره کاملی از قرآن درباره آنان نازل کرد که در آن از کسی غیر آنان یادی نشده است، اینکه آنان ده سال خداوند را پرستیدند که در آن مدت احدی غیرآنان او را نمیپرستید؛ اینکه خداوند آنان را در یوم الفیل یاری کرد و اینکه در میان آنان خلافت و سقایت [حاجیان] و حجابداری [خانه كعبه] را در آنان قرار داد؛ و بسیار خداوند را باید حمد گفت.
تاريخ بغداد، ج8، ص95
أخبرنا أبو نعيم الحافظ قال: حدثنا أبو بكر عبد الله بن يحيى الطلحي قال: حدثنا أبي قال: حدثني جعفر بن محمد بن حرب العباداني ببغداد قال: حدثني إبراهيم بن محمد التيمي قال: حدثنا عبد الرحمن بن عياض قال: حدثتني عمتي عتيبة بنت عبد الملك بن يحيى، عن الزهري، عن سعيد بن المسيب قال: قال رسول الله ص:
إن الله فضل قريشا بسبع خصال: أني منهم، وأن الله أنزل فيهم سورة كاملة من كتابه لم يذكر فيها أحدا غيرهم، وأنهم عبدوا الله عشر سنين لا يعبده أحد غيرهم، وأن الله نصرهم يوم الفيل، وأن الخلافة والسقاية والسدانة فيهم، ولله الحمد كثيرا.
تبصره:
معنای فضیلت در حدیث فوق اگر واقعا از رسول الله ص صادر شده باشد به معنای امتیازات دنیویای بود که خداوند به قریش داده و حداکثر دلالت دارد بر منتی که خداوند بر قریش گذاشته است، نه بر برتری معنوی و حقیقی آنان بر سایر اقوام، چرا که از سویی خداوند در جای دیگر بسیاری از اینها را که مایه تفاخر قریش بر دیگران بوده است را مایه فخر ندانسته و تذکر داده که اینها در برابر ایمان به خدا (که بسیاری از قریش تا مدتها از آن خارج بودند) ارزشی ندارد: «أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ في سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين» (توبه/۱۹)؛ و از سوی دیگر نهتنها صریحا در قرآن گلایه پیامبر ص را از قوم خود متذکر شده: « وَ قالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورا» (فرقان/۳۰)، بلکه در احادیث فراوانی که شیعه و سنی از پیامبر ص روایت کردهاند بارها شکوه و گلایه پیامبر ص از قریش و آزارهایی که از آنها دید حکایت شده، که به خاطر همین آزارها بود که از مکه هجرت کردند و بارها و بارها از برتری مردم مدینه که به ایشان ایمان آوردند و پناه دادند بر قریش ساکن مکه که قصد جان ایشان را کردند سخنانی فرمودند.۳