1) «وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ»:
ما بسیاری وقتها مخفیکاری میکنیم؛ اما از چه کسی؟ باورمان نمیشود که خود چشم و گوش و پوست بدن [یا اندامهای جنسی]مان هم ممکن است روزی بخواهند شهادت دهند! گمان میکنیم که وقتی مخفیکاری کردیم از خدا هم مخفی میماند؟ و خدا هم باخبر نمیشود؟ اگر میدانیم که خدا میبیند، که میدانیم، چرا از او حیا نمیکنیم؟ (حدیث3)
2) «وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ...»:
اغلب افراد وقتی کار ناشایستی انجام میدهند سعی در مخفیکاری دارند، حالا یا از آبرو و شهرت و اعتبارشان میترسند و یا از عقوبت عمل. اگر بدانیم در محلی که هستیم دوربین مخفی کار گذاشتهاند، آیا بسیاری از رفتارهایمان تغییر نمیکند؟
خدا در این آیات به ما خبر داده است که برایمان دوربین مخفی گذاشته، آن هم نه فقط از زاویهای خاص، بلکه دوربینهای خدا از همه زوایا فیلمبرداری میکنند؛ و تکتک دوربینها را هم نشانمان داده و تاکید کرده که هر وقت کاری انجام دهید اینها خودکار روشن میشوند.
اگر وقتی میخواهیم از چشممان استفاده کنیم و در فضای حقیقی خیابانها ویا در فضاهای مجازی تلویزیون و ماهواره و وب و تلگرام و ... به هر کسی و هر چیزی نگاه کنیم، بدانیم که همین چشمی که با او نگاه میکنیم، دوربین مخفیِ خداست، همان گوشی که با آن به موسیقیای یا به کسی گوش میسپاریم، ضبط صوت مخفیِ خداست که در محضر خدا صداهای شنیده شده را دوباره پخش خواهد کرد، دستی که با آن قلم میزنیم و یا مطلبی را تایپ میکنیم، مامور ثبت و ضبط خداست و ...، آنگاه آیا زندگیمان تغییری نمیکند؟
3) «وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ»
آیا ممکن است کسی «خدا» را به «خدا بودن» قبول داشته باشد و در عین حال گمان کند که خدا از بسیاری از کارهایش بیخبر است؟ کسی که خدا را منکر است که علم خدا را هم کاملا منکر است، و کسی که خدا را قبول دارد، این را هم قبول دارد که او همه چیز را میداند. پس منظور آیه چیست؟
الف. میخواهد بگوید اینکه شما مخفی کردن خود از شهادت اعضای بدنتان را جدی نگرفتید، به خاطر این نبود که شهادت آنها را خوار بشمارید، بلکه در حقیقت، شهادت و علم خدا را خوار شمردید. (المیزان، ج17، ص383)
ب. ظاهرا «ظن» در این آیه، ناظر به وضعیت وجودیِ است، نه ظن و گمان ذهنی؛ یعنی اگرچه وقتی به مساله توجه کنید، میدانید که خدا از همه چیز باخبر است؛ اما در عمق وجودتان نهتنها این باور نهادینه نشده است، بلکه غفلت چنان وجود شما را فراگرفته که وقتی میخواهید مخفیکاری کنید، همین که کارتان از دید انسانهای دیگر مخفی شد، گویی دیگر از خدا هم مخفی شده است؛ گویی در عمق وجودتان این گمان هست که خدا هم خبردار نمیشود. به تعبیر دیگر، «شما عمل کسی را انجام دادید که گمان میکند خدا از اغلب کارهایش بیاطلاع است» (مجمعالبیان، ج9،ص14)
ج. ...
4) «أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ»
چرا «علیکم» را آورد و نفرمود «یشهد سمعکم و ...»؟
ظاهرا آوردن «علیکم» نشان میدهد که شهادت دادن اعضاء و جوارح، مربوط به گناهکاران و بدکاران است که منکر اعمالشان میشوند (حدیث2)، نه خوبان، که اعمال خوب خود را قبول دارند (جلسه193، حدیث1).۱
5) «أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ ... ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ»:
[از قرین شدنِ «بیتوجهی آنها به شهادت اعضای بدن» با «گمان اینکه خدا نمیداند» نتیجه میتوان گرفت:] شهادت شهود، به نحوی شهادت دادن [و علمِ] خود خداست، چنانکه در جای دیگری (یونس/61) نیز میفرماید: «وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ شُهُوداً إِذْ تُفِيضُونَ فِيه: هیچ عملی انجام نمیدهید مگر اینکه ما در همان حال که به آن مبادرت میکنید بر شما شاهد بودهایم» (المیزان، ج17، ص384)
6) «وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ»:
نگاه ظاهرگرایانه موجب میشود که انسانها واقعیتهایی را که ندیده و از آن بیاطلاعند جدی نگیرند! گمانِ بسیاری بر این است که اندامهای بدن موجوداتی بیشعور هستند و شعور و ادراک، مال مغز است! برای همین، با اینکه هنگام کارهای ناشایست مخفیکاری میکنند، اما در این مخفیکاری، اعضاء و جوارح خود را به حساب نمیآورند.
اما در جهانی که خدا آفریده همه موجوداتش درک و شعور دارند و مامور خدایند و به تسبیح او مشغولند (اسراء/44) و اگر ما این را نمیفهمیم، به خاطر این است که با ماده و مادیات انس گرفتهایم و به آنها بسنده کردهایم:
چون شما سوی جمادی میروید محرم جانِ جمادان چون شوید
وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ
و شما این گونه نبودید که [هنگام ارتکاب گناه، خود را] از این که [مبادا] شنواییتان و دیدگانتان و پوستهای بدنتان [یا: اندامهای جنسیتان] علیه شما شهادت دهند پوشیده دارید؛ ولیکن گمان میکردید که خداوند بسیاری از آنچه را که میکنید، نمیداند.