📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
۱) ذیل آیه ۱ حدیثی از امام صادق ع در بیان معنای تأویلی سه آیه اول در تفسیر قمی گذشت که امام صادق ع آسمان را امیرالمومنین ع معرفی کرده بود و طارق را روحی که همراه ائمه است و آنان را ثابتقدم میگرداند و برایشان اخبار عالم را میآورد و نجم ثاقب را پیامبر ص (حدیث۳). ادامه متن تفسیر قمی به گونهای است که به نظر میرسد توضیحات خود وی است. اما مرحوم بحرانی در الإيقاظ من الهجعة بالبرهان على الرجعة (ص348) با حذف دو سه جملهای که به نظر میرسد کلام مرحوم قمی است، عبارات ناظر به این آیه را به عنوان تتمه کلام امام صادق ع آورده است:
سپس فرمود: «بدرستی که او بر بازگرداندن او قطعا تواناست.» (طارق/۸) همان گونه که او را از نطفه آفرید میتواند که آن را به دنیا و به قیامت برگرداند.
عن جعفر بن أحمد عن عبد اللّه بن موسى عن الحسن بن على بن أبى حمزة عن أبيه عن أبى بصير عن أبى عبد اللّه عليه السّلام فى قوله تعالى: «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» قال: السماء هنا أمير المؤمنين عليه السّلام الى أن قال: قلت «النَّجْمُ الثَّاقِبُ» قال: ذاك رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله.
ثم قال: «إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ» كما خلقه من نطفة يقدر أن يردّه الى الدنيا و الى القيمة.
متن تفسير القمي (ج2، ص415) بدین صورت است:
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ «وَ السَّماءِ وَ الطَّارِقِ» قَالَ:
قَالَ: السَّمَاءُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ الطَّارِقُ الَّذِي يَطْرُقُ الْأَئِمَّةَ ع مِنْ عِنْدِ رَبِّهِمْ- مِمَّا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ- وَ هُوَ الرُّوحُ الَّذِي مَعَ الْأَئِمَّةِ ع يُسَدِّدُهُمْ. قُلْتُ: «وَ النَّجْمُ الثَّاقِبُ؟» قَالَ: ذَاكَ رَسُولُ اللَّهِ ص.
قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي قَوْلِهِ: «فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ». قَالَ: النُّطْفَةُ الَّتِي تَخْرُجُ بِقُوَّةٍ.
«يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ». قَالَ: الصُّلْبُ الرَّجُلُ وَ التَّرَائِبُ الْمَرْأَةُ وَ هِيَ صَدْرُهَا».
«إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ» كَمَا خَلَقَهُ مِنْ نُطْفَةٍ يَقْدِرُ أَنْ يَرُدَّهُ إِلَى الدَّنْيَا وَ إِلَى الْقِيَامَة.
۲) الف. عجلان ابوصالح روایت کرده که امام صادق ع به من فرمودند:
ای اباصالح! هنگامی که جنازهای را بر دوش میبری چنان باش که گویی تو را بر دوش میبرند و گویی از پروردگارت درخواست رجوع به دنیا کردهای و خداوند چنین کرده است؛ پس بنگر که چگونه از نو کار را آغاز میکنی؟
سپس فرمود: عجب از قومی که اولینشان از آخرینشان بازداشته شده است [یعنی میمیرند و به هم دسترسی ندارند] و در عین حال در میانشان ندای کوچ کردن سر داده شده اما به بازی مشغولند.
الكافي، ج3، ص258؛ الزهد، ص77
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ سَعْدَانَ عَنْ عَجْلَانَ أَبِي صَالِحٍ قَالَ:
قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: يَا أَبَا صَالِحٍ! إِذَا أَنْتَ حَمَلْتَ جَنَازَةً فَكُنْ كَأَنَّكَ أَنْتَ الْمَحْمُولُ وَ كَأَنَّكَ سَأَلْتَ رَبَّكَ الرُّجُوعَ إِلَى الدُّنْيَا فَفَعَلَ [لِتَعْمَلَ] فَانْظُرْ مَا ذَا تَسْتَأْنِفُ.
قَالَ: ثُمَّ قَالَ: عَجَبٌ [عَجَباً] لِقَوْمٍ حُبِسَ أَوَّلُهُمْ عَنْ آخِرِهِمْ ثُمَ نُودِيَ [نَادَى مُنَادٍ] فِيهِمُ الرَّحِيلُ وَ هُمْ يَلْعَبُونَ.
ب. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند: هنگامی که جان به لب برسد فرشتهای میآید و به وی میگوید: ای فلانی! اما آنچه که بدان امید داشتی – که همان رجوع به دنیا بود- از آن ناامید شود و آنچه از آن میترسیدی، از آن ایمن شدی.
الكافي، ج3، ص133
حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكِنْدِيِّ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَامِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُذَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ:
إِنَّ النَّفْسَ إِذَا وَقَعَتْ فِي الْحَلْقِ أَتَاهُ مَلَكٌ فَقَالَ لَهُ: يَا هَذَا أَوْ يَا فُلَانُ؛ أَمَّا مَا كُنْتَ تَرْجُو فَأْيَسْ مِنْهُ وَ هُوَ الرُّجُوعُ إِلَى الدُّنْيَا وَ أَمَّا مَا كُنْتَ تَخَافُ فَقَدْ أَمِنْتَ مِنْهُ.
ج. راوی میگوید از امام صادق ع درباره مومن پرسیدم که آيا از قبض روحش بدش میآید؟
فرمود: به خدا قسم که چنین نیست.
گفتم: چگونه چنین ميشود؟
فرمود: هنگامی که ملکالموت برای قبض روح او میآید، او در این هنگام [ابتدا] جزع [ناراحتی] میکند. اما ملکالموت به او میگوید: ای ولیّ خدا ! ناراحتی نکن! به کسی که محمد ص را مبعوث کرد قسم میخورم که من نسبت به تو دلسوزتر و مهربانترم از پدری مهربان که بر بالینت باشد. چشمانت را بگشای و نگاه کن!
فرمود: و در این هنگام رسول خدا ص و امیرمومنان ع و امام حسن ع و امام حسین ع و امامان پس از ایشان و حضرت فاطمه که بر آنان سلام و تحیت و سلام باد در مقابل دیدگان او نمایان میشوند.
فرمود: پس بدانها مینگرد و بشارت میگیرد؛ آیا دیدهای که چشمش خیره میماند؟
گفتم: بله.
فرمود: چون دارد به آنها مینگرد.
گفتم: فدایت شوم. هم مومن چشمش خیره میماند و هم کافر.
فرمود: وای بر تو. کافر چشمش خیره میماند در حالی که به پشت سر متوجه میشود زیرا ملک الموت وقتی که میآید که او را ببرد از پشت سرش میآید؛ ولی مومن به پیش روی خود مینگرد و منادیای از جانب ربالعزه از جانب عرش از فوق افق اعلی روح او را ندا میدهد و میگوید: «ای نفسِ به آرامش رسیده» به سوی محمد ص و اهل بیت او؛ «به جانب پروردگارت بازگرد، در حالی که راضی و مورد رضایت هستی. پس داخل شو در بندگانم و در بهشت من درآی.» (فجر/۲۷-۳۰) پس ملک الموت به وی میگوید: به من دستور داده شده که تو را بین بازگشتن به دنیا و رفتن مخیر کنم؟ پس در آن لحظه برایش چیزی دوستداشتنیتر از برکنده شدن روحش وجود ندارد.
تفسير فرات الكوفي، ص554-555
فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ زَكَرِيَّا الدِّهْقَانُ مُعَنْعَناً عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي قَالَ سَمِعْتُ الْإِفْرِيقِيَّ يَقُولُ:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَنِ الْمُؤْمِنِ أَ يُسْتَكْرَهُ عَلَى قَبْضِ رُوحِهِ؟
قَالَ: لَا وَ اللَّهِ.
قُلْتُ: وَ كَيْفَ ذَاكَ؟
قَالَ: لِأَنَّهُ إِذَا حَضَرَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ [ع] جَزِعَ. فَيَقُولُ لَهُ مَلَكُ الْمَوْتِ: لَا تَجْزَعْ فَوَ اللَّهِ لَأَنَا [أَنَا] أَبَرُّ بِكَ وَ أَشْفَقُ [عَلَيْكَ] مِنْ وَالِدٍ رَحِيمٍ لَوْ حَضَرَكَ؛ افْتَحْ عَيْنَيْكَ فَانْظُرْ [وَ انْظُرْ].
قَالَ: وَ يَتَهَلَّلُ [يَتَمَثَّلُ] لَهُ رَسُولُ اللَّهِ [ص] وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ فَاطِمَةُ عَلَيْهِمُ [الصَّلَاةُ وَ] السَّلَامُ وَ التَّحِيَّةُ وَ الْإِكْرَامُ.
قَالَ: فَيَنْظُرُ إِلَيْهِمْ فَيَسْتَبْشِرُ بِهِمْ. فَمَا رَأَيْتَ شَخْصَتَهُ تِلْكَ؟
قُلْتُ: بَلَى.
قَالَ: فَإِنَّمَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ.
قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَدْ يَشْخَصُ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ.
قَالَ: وَيْحَكَ! إِنَّ الْكَافِرَ يَشْخَصُ مُنْقَلِباً إِلَى خَلْفِهِ لِأَنَّ مَلَكَ الْمَوْتِ إِنَّمَا يَأْتِيهِ لِيَحْمِلَهُ مِنْ خَلْفِهِ؛ وَ الْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ أَمَامَهُ وَ يُنَادِي رُوحَهُ مُنَادٍ مِنْ قِبَلِ رَبِّ الْعِزَّةِ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ فَوْقَ الْأُفُقِ الْأَعْلَى وَ يَقُولُ: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ» إِلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ «ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً. فَادْخُلِي فِي عِبادِي. وَ ادْخُلِي جَنَّتِي». فَيَقُولُ مَلَكُ الْمَوْتِ: إِنِّي قَدْ أَمَرْتُ أَنْ أُخَيِّرَكَ الرُّجُوعَ إِلَى الدُّنْيَا وَ الْمُضِيَّ. [قَالَ:] فَلَيْسَ شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَيْهِ مِنْ إِسْلَالِ [انسلال] رُوحِهِ.
این حدیث از راویای دیگر و با سندی متفاوت و اندک تفاوتهایی در تعبیر در الكافي (ج3، ص127)۱ آمده است، که در جلسه ۸۹۹، حدیث۲ https://yekaye.ir/al-fajr-89-28/ گذشت؛ فقط در پایانش به سخنی را که از ملک الموت نقل میشود ندارد.۲
تبصره:
آیه میتواند ناظر به قدرت خدا بر رجوع به دنیا باشد و این علاوه بر اینکه چندین بار در امتهای قبل رخ داده (و ان شاء الله در تدبرها توضیح داده خواهد شد) بعد از ظهور امام زمان ع هم در پدیدهای که نام «رجعت» بر آن گذاشتهاند رخ میدهد. بحث رجعت ذیل آیات متعددی بحث خواهد شپ، فقط به مناسبت اینکه مصداقی از قدرت خدا بر رجوع انسان به دنیاست به برخی از احادیث آن در اینجا اشاره میشود:
۳) الف. از زراره روایت شده که: خوش نداشتم از امام باقر ع مستقیما درباره رجعت سوال کنم. لذا مسالهای لطیف طراحی کردیم تا به مقصودم برسم. گفتم: فدایت شوم! بفرمایید آیا کسی که کشته میشود مرده است؟
فرمودند: خیر؛ کشته شدن، کشته شدن است؛ و مرگ، مرگ است.
گفتم: هیچکس نیست که کشته شود مگر اینکه میمیرد.
فرمود: زراره! سخن خداوند از سخن تو درستتر است که در قرآن بین قتل و مرگ فرق گذاشت و فرمود: «اگر بمیرند یا کشته شوند»(آل عمران/۱۴۴) و فرمود: «و اگر بمیرید یا کشته شوید قطعا به سوی خداوند محشور میشوید» (آل عمران/۱۵۸). پس زراره! مطلب آن طور نیست که تو گفتی. و خداوند عز و جل فرمود: «در حقيقت، خدا از مؤمنان، جان و مالشان را به اينكه بهشت براى آنان باشد، خريداری کرده است؛ همان كسانى كه در راه خدا مىجنگند، پس مىكُشند و كشته مىشوند» (توبه/۱۱۱).
گفتم: اما خداوند عز و جل میفرماید: «هر نفسی مرگ را میچشد» (آل عمران/۱۸۵). آیا به نظر شما کسی که کشته میشود مرگ را نچشیده است؟
فرمود: کسی که با شمشیر کشته شود همچون کسی نیست که در بسترش بمیرد. کسی که کشته میشود بناچار به دنیا برمیگردد تا مرگ را بچشد.
مختصر البصائر، ص93؛ تفسير العياشي، ج۱، ص۲۰۲۳ و ج2، ص112۴
عَنْهُ [أَحْمَد بْن مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى] وَ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ ، عَنْ زُرَارَةَ قَالَ:
كَرِهْتُ أَنْ أَسْأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ ع [في الرجعة،] [و استخفيت ذلك] فَاحْتَلْتُ مَسْأَلَةً لَطِيفَةً لِأَبْلُغَ بِهَا حَاجَتِي مِنْهَا، فَقُلْتُ: جعلت فداك! أَخْبِرْنِي عَمَّنْ قُتِلَ مَاتَ؟
قَالَ: «لَا، الْمَوْتُ مَوْتٌ، وَ الْقَتْلُ قَتْلٌ.»
فَقُلْتُ لَهُ: مَا أَحَدٌ يُقْتَلُ إِلَّا مَاتَ.
قَالَ: فَقَالَ: «يَا زُرَارَةُ قَوْلُ اللَّهِ أَصْدَقُ مِنْ قَوْلِكَ قَدْ فَرَّقَ بَيْنَ الْقَتْلِ وَ الْمَوْتِ [بينهما] فِي الْقُرْآنِ، فَقَالَ: «أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ» وَ قَالَ «وَ لَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ». فَلَيْسَ كَمَا قُلْتَ يَا زُرَارَةُ، فَالْمَوْتُ مَوْتٌ وَ الْقَتْلُ قَتْلٌ. وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا»
قَالَ: فَقُلْتُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ:« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ» أَ فَرَأَيْتَ مَنْ قُتِلَ لَمْ يَذُقِ الْمَوْتَ؟
فَقَالَ: «لَيْسَ مَنْ قُتِلَ بِالسَّيْفِ كَمَنْ مَاتَ عَلَى فِرَاشِهِ، إِنَّ مَنْ قُتِلَ لَا بُدَّ أَنْ يَرْجِعَ إِلَى الدُّنْيَا حَتَّى يَذُوقَ الْمَوْتَ» .
ب. و از امام رضا ع روایت شده که فرمودند:
هرکس از مومنین بمیرد، [بعدا برمیگردد و] کشته خواهد شد؛ و هرکس از آنان کشته شود، [بعدا برمیگردد و] خواهد مرد.
مختصر البصائر، ص94
مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى، عَنْ أَبِيالْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ: سَمِعْتُهُ يَقُولُ فِي الرَّجْعَةِ: «مَنْ مَاتَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ، وَ مَنْ قُتِلَ مِنْهُمْ مَاتَ»
ج. و از امام صادق ع ذیل آیه «روزی که از هر امتی فوجی محشور میگردانیم» (نمل/۸۳) روایت شده که فرمودند:
احدی از مومنان نیست که کشته شود مگر اینکه برمیگردد تا اینکه بمیرد؛و برنمیگردد مگر کسی که ایمانش کاملا محض و خالص شده باشد و نیز کسی که در کفر کاملا محض و خالص شده باشد.
تفسير القمي، ج2، ص131؛ مختصر البصائر، ص153
حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً» قَالَ:
لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قُتِلَ إِلَّا يَرْجِعُ حَتَّى يَمُوتَ، وَ لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً وَ مَنْ مَحَضَ الْكُفْرَ مَحْضاً.
۴) حماد روایت میکند که امام صادق ع از من پرسید: مردم درباره این آیه که «روزی که از هر امتی فوجی محشور میگردانیم» (نمل/۸۳) چه میگویند؟
گفتم: میگویند: مربوط به قیامت است.
فرمود: این طور نیست که میگویند. این مربوط به رجعت است. آیا خداوند در قیامت از هر امتی فوجی را محشور میکند و بقیه را به حال خود وامیگذارد؟ همانا آیه قیامت این است که: «و آنها را محشور کردیم و احدی را فروگذار نکردیم» (کهف/۴۷) و این آیه که: «و حرام است بر شهرى كه نابودش كرديم كه آنان بازنمىگردند» (انبیاء/95).
سپس فرمودند: هر شهری را که خداوند اهل آن را با عذاب به هلاکت برساند و در کفر خالص شده باشند در رجعت برنمیگردند؛ ولی در قیامت برمیگردند. اما غیر أنها که با عذاب هلاک نشدهاند و در ایمان محض باشند ویا در کفر محض و خالص شده باشند برمیگردند.
تفسير القمي، ج1، ص24-25
حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع:
قَالَ: مَا يَقُولُ النَّاسُ فِي هَذِهِ الْآيَةِ «وَ يَوْمَ نَحْشُرُ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً»؟
قُلْتُ: يَقُولُونَ: إِنَّهَا فِي الْقِيَامَةِ.
قَالَ: لَيْسَ كَمَا يَقُولُونَ. إِنَّ ذَلِكَ فِي الرَّجْعَةِ. أَ يَحْشُرُ اللَّهُ فِي الْقِيَامَةِ مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجاً وَ يَدَعُ الْبَاقِينَ؟ إِنَّمَا آيَةُ الْقِيَامَةِ قَوْلُهُ «وَ حَشَرْناهُمْ فَلَمْ نُغادِرْ مِنْهُمْ أَحَداً» وَ قَوْلُهُ «وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ».
فَقَالَ الصَّادِقُ ع: كُلُّ قَرْيَةٍ أَهْلَكَ اللَّهُ أَهْلَهَا بِالْعَذَابِ وَ مَحَضُوا الْكُفْرَ مَحْضاً لَا يَرْجِعُونَ فِي الرَّجْعَةِ، وَ أَمَّا فِي الْقِيَامَةِ فَيَرْجِعُونَ. أَمَّا غَيْرُهُمْ مِمَّنْ لَمْ يَهْلِكُوا بِالْعَذَابِ (وَ مَحَضُوا الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ) وَ مَحَضُوا الْكُفْرَ مَحْضاً يَرْجِعُونَ.
۵) از امام صادق ع روایت شده است که فرمودند:
خداوند از زمان حضرت آدم ع پیامبری نفرستاده است مگر اینکه به دنیا برمیگردد و امیرالمومنین ع را یاری میکند.
تفسير القمي، ج1، ص106
حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
مَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِيّاً مِنْ لَدُنْ آدَمَ فَهَلُمَّ جَرّاً إِلَّا وَ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا وَ يَنْصُرُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع.
عین همین روایت هم از امام باقر ع وهم از امام صادق ع ناظر به آیه «وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُكُمْ مِنْ كِتابٍ وَ حِكْمَةٍ ثُمَّ جاءَكُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّه» (آل عمران/۸۱) نیز آمده است (در تفسير القمي، ج1، ص۲۵ و ۲۴۷۵؛ مختصر البصائر، ص412۶) که ان شاءالله ذیل آیه مذکور خواهد آمد.
۶) از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
من در مِنی مریض بودم و پدرم [امام سجاد ع] کنارم بود که جوانی آمد و گفت: عدهای از مردم عراق آمدهاند و اجازه ورود میخواهند. پدرم فرمود: آنها را به داخل چادر راهنمایی کن. و بلند شد و نزد آنها رفت و مدتی نگذشت که شنیدم صدای خنده پدرم بلند شد. ناراحت شدم که من در این حال هستم و او دارد میخندد.
مدتی بعد نزد من برگشت. فرمود: ابوجعفر! آیا به خاطر خنده من ناراحت شدی؟
گفتم: فدایت شوم! چه چیزی موجب شد آن چنان بخندید؟
فرمود: این اهل عراق از من سوالی میکردند در باره مطلبی که از پدران و گذشتگانت بدانان رسیده بود و بدان ایمان داشتند و بدان اقرار میکردند. از خوشحالی بود که آنچنان خندیدم که در میان خلایق کسانی هستند که بدان ایمان دارند و اقرار میکنند.
گفتم: فدایت شوم! آن چه بود؟
فرمود: از من درباره مردگانی پرسیدند که چه زمانی زنده خواهند شد و با زندگان بر [= در راه اقامه] دین خدا بجنگند؟!
مختصر البصائر، ص96-۹۷
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ، وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ عِيسَى، عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ، عَنْ رِفَاعَةَ بْنِ مُوسَى، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَطَاءٍ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
كُنْتُ مَرِيضاً بِمِنًى وَ أَبِي ع عِنْدِي. فَجَاءَهُ الْغُلَامُ، فَقَالَ: هَاهُنَا رَهْطٌ مِنَ الْعِرَاقِيِّينَ يَسْأَلُونَ الْإِذْنَ عَلَيْكَ. فَقَالَ أَبِي ع: أَدْخِلْهُمُ الْفُسْطَاطَ، وَ قَامَ إِلَيْهِمْ فَدَخَلَ عَلَيْهِمْ. فَمَا لَبِثَ أَنْ سَمِعْتُ ضَحِكَ أَبِي ع قَدِ ارْتَفَعَ، فَأَنْكَرْتُ وَ وَجَدْتُ فِي نَفْسِي مِنْ ضَحِكِهِ وَ أَنَا فِي تِلْكَ الْحَالِ. ثُمَّ عَادَ إِلَيَّ فَقَالَ: يَا أَبَا جَعْفَرٍ عَسَاكَ وَجَدْتَ فِي نَفْسِكَ مِنْ ضَحِكِي؟
فَقُلْتُ: وَ مَا الَّذِي غَلَبَكَ مِنْهُ الضَّحِكُ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟
فَقَالَ: إِنَّ هَؤُلَاءِ الْعِرَاقِيِّينَ سَأَلُونِي عَنْ أَمْرٍ كَانَ مَضَى مِنْ آبَائِكَ وَ سَلَفِكَ، يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يُقِرُّونَ. فَغَلَبَنِي الضَّحِكُ سُرُوراً، أَنَّ فِي الْخَلْقِ مَنْ يُؤْمِنُ بِهِ وَ يُقِرُّ.
فَقُلْتُ: وَ مَا هُوَ جُعِلْتُ فِدَاكَ؟
قَالَ: سَأَلُونِي عَنِ الْأَمْوَاتِ مَتَى يُبْعَثُونَ فَيُقَاتِلُونَ الْأَحْيَاءَ عَلَى الدِّينِ.
۷) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
اولین کسی که زمین از روی او شکافته میشود و به دنیا برمیگردد حسین بن علی ع است؛ و همانا رجعت برای عموم نیست بلکه برای خواص است؛ برنمیگردد مگر کسی که در ایمان محض و خالص شده باشد یا در شرک ورزیدن خالص و محض شده باشد.
مختصر البصائر، ص107-۱۰۸
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: سَمِعْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ وَ أَبَا الْخَطَّابِ يُحَدِّثَانِ جَمِيعاً قَبْلَ أَنْ يُحَدِّثَ أَبُو الْخَطَّابِ مَا أُحَدِّثُ أَنَّهُمَا سَمِعَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
«أَوَّلُ مَنْ تَنْشَقُّ الْأَرْضُ عَنْهُ وَ يَرْجِعُ إِلَى الدُّنْيَا الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع، وَ إِنَّ الرَّجْعَةَ لَيْسَتْ بِعَامَّةٍ بَلْ هِيَ خَاصَّةٌ، لَا يَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِيمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضاً»
ب. از امام باقر ع روایت شده که: امام حسین ع قبل از اینکه به شهادت برسند به اصحابشان فرمودند:
همانا رسول الله ص به من فرمود: «فرزندم! همانا تو به سوق عراق سوق داده خواهی شد و آن زمینی است که پیامبران و جانشینان پیامبران ص در آنجا دیدار کردهاند و آن زمین عمورا خوانده میشود؛ و تو در آ»جا به شهادت میرسی و همراه با تو جمعی از اصحابت به شهادت میرسند که درد برخورد با آهن [شمشیر] را متوجه نمیشوند و این آيه را تلاوت کرد: «گفتیم ای آتش سرد و سلامت شو بر ابراهیم» (انبیاء/۶۹) که جنگ بر تو و بر آنان سرد و سلامت باشد.»
پس بشارت باد که به خدا سوگند که اگر کشته شویم بر پیامبرمان وارد خواهیم شد. سپس آن مقدار که خداوند بخواهد درنگ کنیم؛ پس من اولین کسی هستم که زمین از روی من شکافته میشود و بیرون میآیم بیرون آمدنی که با بیرون آمدن امیرالمومنین ع و قیام قائممان و زندگی رسول الله ص هماهنگ است. سپس بر من جماعتی از آسمان از نزد خداوند نازل میشوند که تاکنون به زمین فرود نیامده بودند ....
الخرائج و الجرائح، ج2، ص848-850
عَنْ أَبِي سَعِيدٍ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ حَدَّثَنَا ابْنُ فُضَيْلٍ حَدَّثَنَا سَعْدٌ الْجَلَّابُ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع لِأَصْحَابِهِ قَبْلَ أَنْ يُقْتَلَ:
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ: يَا بُنَيَّ إِنَّكَ سَتُسَاقُ إِلَى الْعِرَاقِ وَ هِيَ أَرْضٌ قَدِ الْتَقَى بِهَا النَّبِيُّونَ وَ أَوْصِيَاءُ النَّبِيِّينَ وَ هِيَ أَرْضٌ تُدْعَى عَمُورَا وَ إِنَّكَ تُسْتَشْهَدُ بِهَا وَ يُسْتَشْهَدُ مَعَكَ جَمَاعَةٌ مِنْ أَصْحَابِكَ لَا يَجِدُونَ أَلَمَ مَسِّ الْحَدِيدِ وَ تَلَا: «قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ». تَكُونُ الْحَرْبُ عَلَيْكَ وَ عَلَيْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً.
فَأَبْشِرُوا فَوَ اللَّهِ لَئِنْ قَتَلُونَا فَإِنَّا نَرِدُ عَلَى نَبِيِّنَا. ثُمَّ أَمْكُثُ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ فَأَكُونُ أَوَّلَ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ؛ فَأَخْرُجُ خَرْجَةً يُوَافِقُ ذَلِكَ خَرْجَةَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع وَ قِيَامَ قَائِمِنَا وَ حَيَاةَ رَسُولِ اللَّهِ ص. ثُمَّ لَيَنْزِلَنَّ عَلَيَّ وَفْدٌ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لَمْ يَنْزِلُوا إِلَى الْأَرْضِ قَطُّ ...۷