۱) از امام صادق ع روایت شده است که حضرت امیر وقتی برای بار دوم مردم را برای جنگ با معاویه میخواست آماده کند خطبهای خواندند که اوایل آن کاملا معارف توحیدی است. در فرازی از آن آمده است:
پاک و منزّه است او، همانطور که خود را توصیف کرده است. و توصیفکنندگان به کنه وصف او نمیرسند. هنگام آفرینش اشیاء برای آنها حد و مرزهایی قرار داد تا آنها را از شباهت به خود متمایز سازد و خود را نیز از شباهت به آنها مبرا نماید. او در آنها حلول نکرده، تا گفته شود که او در آنها موجود است؛ و همچنین از آنها دور نمیباشد، تا گفته شود که او از آنها جدا و مباین است و از آنها غایب نیست که پرسیده شود که کجاست. لیکن او بدانها احاطه دارد و متقن و محکم کردشان صنعش، و همه را دربرگرفت حفاظت او. هیچ چیز از او پنهان نیست، نه مخفیترین غیبهای هوا و نه رازهای پنهان در ظلمات شبها و نه آنچه در آسمانهای بلندبالا تا زمین دونپایه نهفته است.برای هر چیزی از آنها حافظ و مراقب است و هر چیزی از آنها به وسیله چیزی دیگر احاطه شده است و او خود محیط است بر آنچه از آنها که احاطه شده است.
الكافي، ج1، ص135؛ التوحيد (للصدوق)، ص42۱
مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى جَمِيعاً رَفَعَاهُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع:
أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع اسْتَنْهَضَ النَّاسَ فِي حَرْبِ مُعَاوِيَةَ فِي الْمَرَّةِ الثَّانِيَةِ فَلَمَّا حَشَدَ النَّاسُ قَامَ خَطِيباً فَقَال:
... سُبْحَانَهُ هُوَ كَمَا وَصَفَ نَفْسَهُ وَ الْوَاصِفُونَ لَا يَبْلُغُونَ نَعْتَهُ وَ حَدَّ الْأَشْيَاءَ كُلَّهَا عِنْدَ خَلْقِهِ [إِيَّاهَا] إِبَانَةً لَهَا مِنْ شَبَهِهِ وَ إِبَانَةً لَهُ مِنْ شَبَهِهَا؛ لَمْ يَحْلُلْ فِيهَا فَيُقَالَ هُوَ فِيهَا كَائِنٌ، وَ لَمْ يَنْأَ عَنْهَا فَيُقَالَ هُوَ مِنْهَا بَائِنٌ، وَ لَمْ يَخْلُ مِنْهَا فَيُقَالَ لَهُ أَيْنَ. لَكِنَّهُ سُبْحَانَهُ أَحَاطَ بِهَا عِلْمُهُ وَ أَتْقَنَهَا صُنْعُهُ وَ أَحْصَاهَا حِفْظُهُ لَمْ يَعْزُبْ عَنْهُ خَفِيَّاتُ غُيُوبِ الْهَوَاءِ [الْهَوَى] وَ لَا غَوَامِضُ مَكْنُونِ ظُلَمِ الدُّجَى وَ لَا مَا فِي السَّمَاوَاتِ الْعُلَى إِلَى [وَ] الْأَرَضِينَ السُّفْلَى لِكُلِّ شَيْءٍ مِنْهَا حَافِظٌ وَ رَقِيبٌ وَ كُلُّ شَيْءٍ مِنْهَا بِشَيْءٍ مُحِيطٌ وَ الْمُحِيطُ بِمَا أَحَاطَ مِنْهَا ...
در الغارات (ط - القديمة، ج1، ص99-100) همین خطبه با سند دیگری از حضرت امیر ع روایت شده بدین صورت که راوی میگوید شخصی از حضرت درباره «صفة الرب» سوال کرد و حضرت این خطبه را ایراد کرد که تفاوتهای جزیی مختصری در برخی عباراتش وجود دارد.۲
۲) امام صادق ع نامهای به شیعیان نوشته و خواسته بودند اين نامه را به يك ديگر بياموزند و در آن درنگ كنند و آن را به كارش بندند، آنها هم هر يك نسخهاى از آن را در نمازخانۀ منزل خويش نهاده بودند و هر گاه نمازشان به پايان مىرسيد در آن مىنگريستند؛ که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۳ در فرازی از آن، وقتی میخواهند شیعیان را خطاب قرار دهند با این تعبیر بیان میکنند:
فرمود: ای جماعتی که خداوند حافظ است برای آنها امرشان را؛ بر شما باد به آثار [= پیروی از تعالیم و دستورات] رسول الله ص و سنت او و آثار ائمه هدی از اهل بیت رسول الله ص بعد از او و سنت ایشان...
الكافي، ج8، ص8
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَفْصٍ الْمُؤَذِّنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ كَتَبَ بِهَذِهِ الرِّسَالَةِ إِلَى أَصْحَابِهِ وَ أَمَرَهُمْ بِمُدَارَسَتِهَا وَ النَّظَرِ فِيهَا وَ تَعَاهُدِهَا وَ الْعَمَلِ بِهَا فَكَانُوا يَضَعُونَهَا فِي مَسَاجِدِ بُيُوتِهِمْ فَإِذَا فَرَغُوا مِنَ الصَّلَاةِ نَظَرُوا فِيهَا؛
قَالَ وَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ الْكُوفِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ الرَّبِيعِ الصَّحَّافِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَخْلَدٍ السَّرَّاجِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ خَرَجَتْ هَذِهِ الرِّسَالَةُ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِلَى أَصْحَابِهِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيم ...
وَ قَالَ: أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْحَافِظُ اللَّهُ لَهُمْ أَمْرَهُمْ عَلَيْكُمْ بِآثَارِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ سُنَّتِهِ وَ آثَارِ الْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص مِنْ بَعْدِهِ وَ سُنَّتِهِمْ.
۳) شخصی به نام ابوقره خدمت امام رضا ع میرسد و سوالاتی از امام ع میپرسد. وی به خاطر تعابیری همچون «وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ: و عرش پروردگارت را آن روز هشت نفر فوق خویش حمل میکنند» (حاقه/۱۷) و « الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْش: کسانی که عرض را حمل میکنند» (غافر/۷) خیال میکرده که درباره خداوند میتوان گفت که او «محمول» [عدهای او را حمل میکنند!] است
حضرت در پاسخ وی میفرمایند: عرش، خداوند نیست [یعنی وقتی آیه میفرماید عرش پروردگارت را حمل میکنند، معنایش این نیست که خود خدا را حمل میکنند]؛ بلکه عرش نامی است برای علم و قدرت و عرشی که در آن هر چیزی هست؛ سپس حمل آن را به غیر خویش، یعنی برخی از مخلوقات خود، نسبت داد؛ زیرا مخلوقاتش را با حمل کردن عرش خویش [= قبول علم و قدرت خداوند] به ابراز بندگی خود واداشت و آنان حاملان عرش اویند و مخلوقاتی هم پیرامون عرش او تسبیح میگویند و آنان علم او را میدانند و فرشتگانی هم هستند که اعمال بندگانش را مینویسند؛ و زمینیان را هم با طواف به دور خانه خویش به ابراز بندگی خویش واداشت «و خداوند بر عرش استوا دارد» (طه/۵) همان گونه که خود فرمود. و عرش و کسانی که آن را حمل میکنند و کسانی که پیرامون عرشاند، خداوند حامل و حافظ همه آنهاست و نگهدارنده و و قائم بر هرکسی و فوق هر چیزی و بر هر چیزی است؛ و در مورد او کلمه «محمول» [حمل شده] و «أسفل» [پایینتر] هیچگاه بهنحوی که به کلمه دیگری متصل نباشد اطلاق نمیگردد که اگر چنین شود لفظ و معنا فاسد شده است. ..
ابوقره گفت:
الكافي، ج1، ص130-131
أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى قَالَ: سَأَلَنِي أَبُو قُرَّةَ الْمُحَدِّثُ أَنْ أُدْخِلَهُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع، فَاسْتَأْذَنْتُهُ فَأَذِنَ لِي. فَدَخَلَ فَسَأَلَهُ عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ. ثُمَّ قَالَ لَهُ: أَ فَتُقِرُّ أَنَّ اللَّهَ مَحْمُولٌ؟
فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع: كُلُّ مَحْمُولٍ مَفْعُولٌ بِهِ مُضَافٌ إِلَى غَيْرِهِ مُحْتَاجٌ وَ الْمَحْمُولُ اسْمُ نَقْصٍ فِي اللَّفْظِ وَ الْحَامِلُ فَاعِلٌ وَ هُوَ فِي اللَّفْظِ مِدْحَةٌ وَ كَذَلِكَ قَوْلُ الْقَائِلِ فَوْقَ وَ تَحْتَ وَ أَعْلَى وَ أَسْفَلَ وَ قَدْ قَالَ اللهُ: «وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى فَادْعُوهُ بِها» وَ لَمْ يَقُلْ فِي كُتُبِهِ إِنَّهُ الْمَحْمُولُ، بَلْ قَالَ إِنَّهُ الْحَامِلُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ الْمُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولَا وَ الْمَحْمُولُ مَا سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يُسْمَعْ أَحَدٌ آمَنَ بِاللَّهِ وَ عَظَمَتِهِ قَطُّ قَالَ فِي دُعَائِهِ يَا مَحْمُولُ؟
قَالَ أَبُو قُرَّةَ: فَإِنَّهُ قَالَ: «وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ» وَ قَالَ: «الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْش».
فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع: الْعَرْشُ لَيْسَ هُوَ اللَّهَ وَ الْعَرْشُ اسْمُ عِلْمٍ وَ قُدْرَةٍ وَ عَرْشٍ فِيهِ كُلُّ شَيْءٍ ثُمَّ أَضَافَ الْحَمْلَ إِلَى غَيْرِهِ خَلْقٍ مِنْ خَلْقِهِ لِأَنَّهُ اسْتَعْبَدَ خَلْقَهُ بِحَمْلِ عَرْشِهِ وَ هُمْ حَمَلَةُ عِلْمِهِ وَ خَلْقاً يُسَبِّحُونَ حَوْلَ عَرْشِهِ وَ هُمْ يَعْمَلُونَ بِعِلْمِهِ وَ مَلَائِكَةً يَكْتُبُونَ أَعْمَالَ عِبَادِهِ وَ اسْتَعْبَدَ أَهْلَ الْأَرْضِ بِالطَّوَافِ حَوْلَ بَيْتِهِ «وَ اللَّهُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» كَمَا قَالَ. وَ الْعَرْشُ وَ مَنْ يَحْمِلُهُ وَ مَنْ حَوْلَ الْعَرْشِ وَ اللَّهُ الْحَامِلُ لَهُمُ الْحَافِظُ لَهُمُ الْمُمْسِكُ الْقَائِمُ عَلَى كُلِّ نَفْسٍ وَ فَوْقَ كُلِّ شَيْءٍ وَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَ لَا يُقَالُ مَحْمُولٌ وَ لَا أَسْفَلُ قَوْلًا مُفْرَداً لَا يُوصَلُ بِشَيْءٍ فَيَفْسُدُ اللَّفْظُ وَ الْمَعْنَى. ...۴
۴) الف. از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:
کسی که بین خودش و خدا را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح میکند و کسی که امر آخرتش را اصلاح کند خداوند امر دنیایش را اصلاح میکند؛
و کسی که واعظی از خویش بر خویش داشته باشد از جانب خداوند بر او حافظی خواهد بود.
نهج البلاغة، حکمت 89
وَ قَالَ ع: مَنْ أَصْلَحَ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ؛
وَ مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظ
ب. در نقل دیگری از ایشان چنین روایت شده است:
کسی که بازدارندهای از جانب خویش بر خویش داشته باشد از جانب خداوند حافظی بر او خواهد بود.
عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص433؛ تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص239
مَنْ كَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ زَاجِرٌ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ.
۵) در دعایی که از امام سجاد ع روایت شده آمده است:
خدایا من خودم و دینم و مالم و فرزندانم و هرچه از آن من است و برادران مومنم که به خاطر تو با آنها برادر شدهام را نزد تو ودیعه میگذارم و از تو میخواهم که همه آنها را حفظ کنی که همنا در حالی که تو حافظ باشی هیچ چیزی از داراییهای من ضایع نخواهد شد؛بلکه تو بهترین حافظ و رحمکنندهترین رحمکنندگانی و همنشینی با تو کافی است...
إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج1، ص236
دعاء آخر في اليوم التاسع و العشرين من شهر رمضان من مجموعة مولانا زين العابدين ع
... اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْتَوْدِعُكَ نَفْسِي وَ دِينِي وَ مَالِي وَ وَلَدِي وَ كُلَّ ضَيْعَةٍ هِيَ لِي وَ إِخْوَانِي فِيكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَسْتَحْفِظُكَ ذَلِكَ كُلَّهُ فَإِنَّهُ لَا يَضِيعُ ضَيْعَةٌ عَلَيَّ وَ أَنْتَ حَافِظٌ بَلْ أَنْتَ خَيْرٌ حافِظاً وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ وَ كَفَى بِكَ صَاحِبا ..
فراز فوق را در دعای اول ماه رجب هم آورده است (إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج2، ص640)۵.
ممکن است مراد از «حافظ» در این آیه همان باشد که در آیه «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظين» (انفطار/۱۰) آمده است. احادیث مربوط به این آیه قبلا در جلسه ۱۹۰ (https://yekaye.ir/al-infitar-082-10/) گذشت. در اینجا فقط حدیثی که آنجا در پاورقی آمده بود تکرار میشود:
۵) حدیثی عموما در تفاسیر اهل سنت ذیل آیه ۱۱ سوره رعد (لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّه) آمده است و سید بن طاوس نیز از کتابی که ظاهرا از علمای اهل سنت است نقل کرده است بدین بیان:
عثمان بر رسول خدا ص وارد و گفت: به من خبر دهید که همراه هر بندهای چند فرشته هست؟
پایمبر ص فرمودند:
فرشتهای در سمت راستت برای حسناتت، و یکی در سمت چپت، که او قرار است کارهای بدت را بنویسد. هنگامی که کار خوبی انجام میدهی ده تا مینویسند و هنگامی که کار بدی انجام دهی، آنکه سمت چپت است به آنکه سمت راستت است میگوید: بنویسم؟ او میگوید: «شاید که استغفار و توبه کند.» وقتی که سه بار تکرار میشود: پاسخ میدهد: «بنویس، خدا ما را از دست او راحت کند که بدهمنشینی است، چقدر مراقبتش نسبت به خداوند عز و جل اندک است، چقدر در برابر ما بیحیاست.» که خداوند میفرماید: هیچ سخنی به لفظ درنمیآید مگر اینکه رقیب و عتیدی نزد آن هست» (ق/۱۸).
و دو فرشته در مقابل و پشت سرت که خداوند متعال میفرماید: «تعقیبکنندگانی در پیش رو و پشت سر او هست که او را به امر الهی حفظ میکنند.»
و فرشتهای که پیشانیات را به قبضه خود دارد، هنگامی که برای خدا تواضع کنی تو را بالا میبرد و هنگامی که بر خدا گردنکشی کنی تو را درهم میکوبد [یا: پایین میآورد و رسوا میکند].
و دو فرشته که کنار لبهای تو هستند و فقط مامور ثبت و ضبط صلوات بر محمد ص هستند؛
و فرشتهای که بر دهان تو ایستاده و مانع ورود حیوانات موذی بدان میشود؛
و دو فرشتهای که بر چشم تو جای دارند؛
پس اینها ده فرشته برای هر آدمی هستند و فرشتگان شب هم بر فرشتگان روز وارد میشوند زیرا فرشتگان روز غیر از فرشتگان شباند؛ پس بیست فرشته برای هر آدمی هست.
و ابلیس خودش روزها و فرزندانش شبها سراغت میآیند؛
و خداوند فرمود: «و قطعا که بر شما حافظانی هست» (انفطار/۱۰) و فرمود: «هنگامی که آن دو دریافتکننده، در حالی که چپ و راست او نشستهاند، دریافت میکنند» (ق/۱۷).
جامع البيان في تفسير القرآن (طبری)، ج13، ص7۶؛ سعد السعود للنفوس منضود، ص225۷؛ بحار الأنوار، ج5، ص324
حدثني المثنى قال: حدثنا إبراهيم بن عبد السلام بن صالح القشيري قال: حدثنا علي بن جرير، عن حماد بن سلمة، عن عبد الحميد بن جعفر، عن كنانة العدوي قال:
دَخَلَ عُثْمَانُ بن عفان عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ الْعَبْدِ كَمْ مَعَهُ مِنْ مَلَكٍ؟
قَالَ: مَلَكٌ عَلَى يَمِينِكَ عَلَى حَسَنَاتِكَ وَ وَاحِدٌ عَلَى الشِّمَالِ [وهو أمينٌ على الذي على الشمال] فَإِذَا عَمِلْتَ حَسَنَةً كَتَبَ عَشْراً وَ إِذَا عَمِلْتَ سَيِّئَةً قَالَ الَّذِي عَلَى الشِّمَالِ لِلَّذِي عَلَى الْيَمِينِ: أَكْتُبُ. قَالَ: لَعَلَّهُ يَسْتَغْفِرُ الله وَ يَتُوبُ. فَإِذَا قَالَ ثَلَاثاً، قَالَ: نَعَمْ اكْتُبْ أَرَاحَنَا اللَّهُ مِنْهُ، فَبِئْسَ الْقَرِينُ [الصديق]؛ مَا أَقَلَّ مُرَاقَبَتَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ [مَا] أَقَلَّ اسْتِحْيَاءَهُ مِنا؛ يَقُولُ اللَّهُ عز و جل: «ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ»؛
وَ مَلَكَانِ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ مِنْ خَلْفِكَ؛ يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ: «لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ»؛
وَ مَلَكٌ قَابِضٌ عَلَى نَاصِيَتِكَ فَإِذَا تَوَاضَعْتَ لِلَّهِ عز و جل رَفَعَكَ وَ إِذَا تَجَبَّرْتَ عَلَى اللَّهِ قصمك [وَضَعَكَ وَ فَضَحَكَ]؛
وَ مَلَكَانِ عَلَى شَفَتَيْكَ لَيْسَ يَحْفَظَانِ عليك إِلَّا الصَّلَاةَ [الصلوات] عَلَى مُحَمَّدٍ ص؛
وَ مَلَكٌ قَائِمٌ عَلَى فِيكَ لَا يَدَعُ أَنْ تدب [تَدْخُلَ] الْحَيَّةُ فِي فِيكَ؛
وَ مَلَكَانِ عَلَى عَيْنَيْكَ؛
فَهَذِهِ عَشَرَةُ أَمْلَاكٍ عَلَى كُلِّ آدَمِيٍّ وَ ینزولون ملائكة الليل على ملائكة النهار، لأن مَلَائِكَةُ اللَّيْلِ سِوَى مَلَائِكَةِ النَّهَارِ فَهَؤُلَاءِ عِشْرُونَ مَلَكاً عَلَى كُلِّ آدَمِيٍّ؛
وَ إِبْلِيسُ بِالنَّهَارِ وَ وُلْدُهُ بِاللَّيْلِ؛
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى «وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ» الْآيَةَ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ «إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ» الْآيَةَ.