در حدیث۲ ذیل آیه ۱ گذشت که امام صادق ع طارق را امیرالمومنین ع و نجم ثاقب را رسول الله ص معرفی کرده بودند.
اما احادیث دیگر ناظر به این آیه:
۲) ابانبنتغلب گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که مردی از اهالی یمن وارد شد و بر وی سلام کرد و حضرت (علیه السلام) جواب سلام وی را داد و فرمود: «خوش آمدی سعد»!
آن مرد گفت: «این نامی است که مادرم مرا با آن نامید، و اندک هستند کسانی که این نام مرا میدانند»!
حضرت (علیه السلام) فرمود: «راست گفتی. ای سعد المَولَی»!
پس آن مرد به ایشان عرض کرد: «فدایت شوم! این لقب من بود».
امام جعفر صادق (علیه السلام) فرمود: ...۱ ای سعد! شغلت چیست؟
عرض کرد: «فدایت شوم! من از خانوادهای هستم که تخصصمان در نجوم است و هیچکس در یمن در علم نجوم از ما داناتر نیست».
امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس از تو سوالاتی بپرسم.
گفت: از نجوم هرچه میخواهی بپرس که عالمانه جوابت را خواهم گفت..
حضرت سوالاتی پرسید که وی در پاسخ همه آنها گفت نمیدانم. تا بدینجا رسید که:
حضرت فرمود: راست گفتی که «نمیدانم». کیوان نزد شما چگونه ستارهای است»؟
گفت: «ستارهای نحس است».
فرمود: «خاموش باش! این سخن را بر زبان نیاور؛ آن ستاره، ستارهی امیرالمؤمنین ع و ستارهی اوصیاء ع است، همان ستارهای است که خداوند عزّوجلّ در قرآن از آن بهعنوان «النَّجْمُ الثَّاقِبُ» یاد میکند».
عرض کرد: «منظور از ثاقب چیست»؟
فرمود: محلّ طلوع آن در آسمان هفتم است، و با نورش چنان نفوذ کرد (ثقب) در آسمان دنیا هم نمایان گشت، و بدین جهت است که خداوند عزّوجلّ آن را النَّجْمُ الثَّاقِبُ نامید.
الخصال، ج2، ص489-490؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج2، ص352-353
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ السَّعْدَآبَادِيُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ وَ غَيْرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الصَّنْعَانِيِ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْفَضْلِ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ قَالَ:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْيَمَنِ. فَسَلَّمَ عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيْهِ السَّلَامَ وَ قَالَ لَهُ: مَرْحَباً بِكَ يَا سَعْدُ!
فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ: بِهَذَا الِاسْمِ سَمَّتْنِي أُمِّي؛ وَ مَا أَقَلَّ مَنْ يَعْرِفُنِي بِهِ.
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ص صَدَقْتَ يَا سَعْدُ الْمَوْلَى!
فَقَالَ الرَّجُلُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ بِهَذَا كُنْتُ أُلَقَّبُ.
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: ...۲ مَا صِنَاعَتُكَ يَا سَعْدُ؟
فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّا مِنْ أَهْلِ بَيْتٍ نَنْظُرُ فِي النُّجُومِ لَا نَقُولُ إِنَّ بِالْيَمَنِ أَحَداً أَعْلَمَ بِالنُّجُومِ مِنَّا فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع فَأَسْأَلُكَ فَقَالَ الْيَمَانِيُّ سَلْ عَمَّا أَحْبَبْتَ مِنَ النُّجُومِ فَإِنِّي أُجِيبُكَ عَنْ ذَلِكَ بِعِلْمٍ ...۳
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: صَدَقْتَ فِي قَوْلِكَ لَا أَدْرِي. فَمَا زُحَلُ عِنْدَكُمْ فِي النُّجُومِ؟
فَقَالَ الْيَمَانِيُّ نَجْمٌ نَحْسٌ.
فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: مَهْ! لَا تَقُولَنَّ هَذَا؛ فَإِنَّهُ نَجْمُ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ هُوَ نَجْمُ الْأَوْصِيَاءِ ع وَ هُوَ «النَّجْمُ الثَّاقِبُ» الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ.
فَقَالَ لَهُ الْيَمَانِيُّ: «فَمَا يَعْنِي بِالثَّاقِبِ؟
قَالَ: إِنَّ مَطْلِعَهُ فِي السَّمَاءِ السَّابِعَةِ وَ إِنَّهُ ثَقَبَ بِضَوْئِهِ حَتَّى أَضَاءَ فِي السَّمَاءِ الدُّنْيَا فَمِنْ ثَمَّ سَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ النَّجْمَ الثَّاقِبَ. ...۴
سید بن طاووس در فرج المهموم في تاريخ علماء النجوم، این حدیث را با همین سند ص۹۸-۹۹ و با سند دیگری در ص92-۹۳ آورده است.۵
۳) خطبهای از امیرالمومنین ع نقل شده معروف است به «خطبة البیان» در حدی که در کتاب «إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالى فرجه الشريف» سه نسخه متفاوت از متن این خطبه را آورده است. آنچه از این خطبه به این آیه مربوط میشود:
الف. فرازی است که در هر سه نسخه آمده است که ایشان در معرفی خود فرمودند:
«أنا زحل الثواقب: من ستاره کیوان در میان [ستارگان] نورافشان هستم.» (إلزام الناصب، ج2، ص150 و 178 و 194).
ب. . فرازی دیگری هست که در هر سه نسخه آمده، اما با تعبیر متفاوت، بدین صورت که:
ب.۱. در نسخه اول، وقتی حضرت در معرفی خویش بدینجا میرسد که «أنا أبو المهدي القائم في آخر الزمان» مالک اشتر درباره زمان قیام حضرت مهدی ع سوال میپرسد و حضرت توضیحات مفصلی درباره وقایعی که رخ میدهد میفرمایند که یکی از آن وقایع را این معرفی میکنند که:
«نَجِمَ ثاقبٌ: ثاقبی طلوع کرد» (إلزام الناصب، ج2، ص۱۵۱)۶
ب.۲. در نسخههای دوم و سوم که حضرت ابتدا به ساکن (یعنی بدون اینکه در پاسخ به کسی باشد) این وقایع صرفا به عنوان آنچه در آینده رخ میدهد (بدون تصریح به حضرت مهدی ع) بیان میکند، یکی از آن وقایع این است که:
«نَجِمَ الثاقبُ: آن ثاقب طلوع کرد» (إلزام الناصب، ج2، ص ۱۷۶۷ و ۱۹۳۸).
ج. فرازی که فقط در نسخه دوم و سوم آمده است که ایشان در معرفی خود فرمودند:
«أنا صاحب النجم: من صاحب [صاحب اختیار یا همنشین] آن ستاره هستم» (إلزام الناصب، ج2، ص1۷۹ و ۱۹۵).
تبصره: درباره میزان اعتبار این خطبه
وجود چنین خطبهای در کلمات امیرالمومنین ع در حدیثی از امام رضا ع به مأمون که نام خطبههای حضرت علی ع را پرسید مطرح شده است (ایشان از ۱۱۷ خطبه امیرالمومنین ع یاد میکند که این چهارمین مورد است؛ المناقب (للعلوي)، ص184۹). اسم این خطبه از دیرباز در متون قدیمی یافت میشود و ظاهرا فرازهایی از آن ناظر به علم کیمیاء بوده است چنانکه فؤاد سزکین وقتی میخواهد به تاریخ مطرح شدن «کیمیاء» در دوره اسلامی بپردازد به رسالههایی از زوسیموس (حکیم و کیمیاگر بزرگ یونانی-مصری که ظاهرا معاصر امیرالمومنین ع بوده)۱۰ اشاره میکند که در شرح خطبه البیان حضرت علی ع است و در آن نقل میشود که حضرت توضیحاتی درباره کیمیاء دادهاند (تاريخ التراث العربي، ج1، ص24۱۱) و در نوشتههای جابر بن حیان (م۱۹۸) نیز اشاراتی به این مطلب مشاهده میشود (مجموعة مصنفات في الخيمياء والإكسير الأعظم، ص۳۷۹۱۲).
در حدی که جستجو شد در منابع شیعی تنها مرحوم علی حائری یزدی (م۱۳۳۳ق) در کتاب «إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب عجل الله تعالى فرجه الشريف» سه نسخه متفاوت از متن این خطبه را آورده است که خود آن سه متن هم با هم متفاوتند (به ترتیب در صفحات ۱۴۸-۱۷۴ و ۱۷۴-۱۹۰ و ۱۹۱-۱۹۸). صرف نظر از تفاوتهای بین متون این سه خطبه، در اولی ادعا میشود این آخرین خطبه حضرت است و در بصره ایراد شده و راوی آن عبدالله بن مسعود است (در حالی که ابن مسعود سالها قبل از دنیا رفته بوده است)۱۳ در دومی توضیحی داده نمیشود و در سومی ادعا میشود که این خطبه در کوفه ایراد شده است.
علاوه بر این، با اینکه ارجاعتی بدان در کلمات برخی از علمای قبل از قرن دهم دیده میشود (مثلا ملا فتح الله کاشانی (م۹۸۸) در تفسير منهج الصادقين، ج7، ص38۱۴)؛ اما درباره اعتبار خطبهای که بدین نام به دست ما رسیده است بین علمای محدث در قرن یازدهم اختلاف شدیدی مشاهده میشود:
برخی که صبغه عرفانیتری دارند همچون ملاصالح مازندرانی (م۱۰۸۱) در شرح خویش بر اصول کافی (ج4، ص324۱۵) یا ملا محسن فیض کاشانی (م۱۰۹۱) (عين اليقين الملقب بالأنوار والأسرار، ج ۲، ص۲۷۶۱۶ و ص۳۰۳۱۷؛ الحقائق في محاسن الأخلاق، ص۴۰۲۱۸؛ الكلمات المكنونة، ص۲۳۲۱۹؛ قرة العيون في أعز الفنون، ص۱۳۱۲۰) در کتب خویش اشاراتی به این خطبه دارند که گویا آن را تلقی به قبول کردهاند.
در مقابل برخی همچون مجذوب تبریزی (م۱۰۹۳) در شرح خویش بر اصول کافی (به نام: الهدايا لشيعة أئمة الهدى، ج2، ص344۲۱) مدعیاند این خطبه به این صورتی که در دستها موجود است فقط در کتب اهل سنت آمده و قطعا ساخته و پرداخته غلات است. مرحوم مجلسی (۱۱۱۰) نیز در جایی بعد از اینکه سخن مرحوم فیض را بدون اشاره به نام وی درباره این خطبه میآورد خودش در مورد این خطبه توقف میکند (مرآة العقول، ج10، ص396۲۲)؛ اما در جای دیگر لحن نسبتا تندی نسبت به امثال این خطبه دارد (مرآة العقول، ج۳، ص۴۰۳۲۳؛ بحار الأنوار، ج25، ص348۲۴)، به طوری که شیخ عباس قمی به ایشان نسبت میدهد که ایشان صریحا این را ساخته و پرداخته غلات میداند (سفينة البحار، ج2، ص644۲۵).
آن گونه که برخی از اهل سنت گزارش کردهاند ظاهرا برخی فرقههای غلات مانند فرقه کاکائیه (از فرقههای علی اللهی که به اهل حق معروفند) (فتاوى الشبكة الإسلامية، ج1، ص5684۲۶) ویا فرقه نصیریه (علویه سوریه) (موسوعة الفرق المنتسبة للإسلام، 9، ص266۲۷) به این کتاب اهتمام ویژه دارند. جالب اینجاست که مطابق با گزارش موجود در فهرست کتب خطیای که به نام «خزانة التراث» در عربستان تهیه شده، ظاهرا نسخههای خطیای از اصل این کتاب در عربستان و مصر و برخی شروح آن، از جمله شروحی ناظر به همان علم کیمیاء در کشور مراکش موجود است (خزانة التراث، ج17، ص790۲۸؛ ج۲۰، ص۵۶۳۲۹؛ ج83، ص964۳۰ و 965۳۱؛ ج98، ص502۳۲؛ ج115، ص165۳۳ و ص388۳۴): و البته در میان عرفا هم شرحهای متعددی برای این خطبه (به ویژه به زبان ترکی) موجود است.
با این حال چون برخی فرازهای آن در برخی منابع دیگر یافت میشود حتی اگر کلیت آن را هم ساختگی بدانیم باز نمیتوان انکار کرد که فرازهایی از آن مشخصا برگرفته از سخنان خود حضرت امیر ع بوده است.۳۵