به نظر میرسد همان مطالبی که ذیل آیه قبل در تدبرهای ۱ و ۲ گذشت عینا در این آیه هم قابل ارائه باشد. اما نکات دیگر:
۳) «وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ»
قبلا (جلسه۳۴۱، تدبر۱ https://yekaye.ir/al-balad-90-1 ) اشاره شد که تعبیر «ما ادراک» (چه چيزی آگاهت کرد) ۱۳ بار در قرآن کریم آمده است. ۱۱ بار آن درباره قیامت و احوالات آن است که عبارتند از «الْحَاقَّةُ» (حاقه/۳) ، «سَقَر» (مدثر/۲۷) ، «يَوْمُ الْفَصْلِ» (مرسلات/۱۴) «يَوْمُ الدِّينِ» (انفطار/۱۷-۱۸) «سِجِّين» (مطففين/۸) ، «عِلِّيُّونَ» (مطففين/۱۹) ، «الْعَقَبَةُ» (بلد/۱۲) ، «الْقارِعَةُ» (قارعه/۳) ، «هاویة» (قارعه/۱۰). یکی در مورد «لَيْلَةُ الْقَدْرِ» (قدر/۲) است، که قبلا بیان شد که به نظر میرسد «لَيْلَةُ الْقَدْرِ» حقیقتی در دنیاست که در ازای «يَوْمَ الْقِيامَة» است. و تنها مورد دیگر درباره «الطَّارِقُ» (طارق/۲) است.
این نشان میدهد که حقیقت این «طارق» حقیقتی بسیار عظیم است که در ازای حقایقی همچون قیامت و شب قدر است. این نکته آن تفاسیر انفسی را که ذیل آیه قبل گذشت و مطلب را بسیار برتر از توضیحی درباره یک ستاره فیزیکی میدانست، بسیار تقویت میکند و چهبسا دلالت دارد که مطلب از آن هم بسیار فراتر است و چیزی نیست که با تحلیلهای عادی بشری و بدون راهنمایی و استمداد از معلم معصوم بتوان بدان رسید.
۴) «وَ ما أَدْراكَ مَا الطَّارِقُ»
در همان جلسه۳۴۱، تدبر۱https://yekaye.ir/al-balad-90-1 ) به این نکته نیز اشاره شد که در همه این موارد مذکور در تدبر ۱، اگر میخواهد توجه را جلب کند چرا یکدفعه نفرمود «مَا …؟ : فلان چیز چیست»؟ و فرمود «وَ ما أَدْراكَ ما …: و چه چيزی آگاهت کرد [= میتواند آگاهت کند] كه … چيست»؟۱ نکات زیر در همانجا مطرح شد که مواردی که در خصوص طارق هم قابل بیان باشد عینا تکرار میشود:
الف. میخواهد کمال اهمیت و نهایت بزرگی (فخیم بودن) مطلب را بفهماند (المیزان، ج۱۹، ص۳۹۲). یعنی تو به کُنه و عظمت آن علم نداری؛ و از بس که آن مطلب عظیم و شدید است، عقل و وهم کسی توان درک آن را ندارد، و هرچه دربارهاش تصور کنی، مطلب بزرگتر از آن است (الكشاف، ج۴، ص۵۹۹)
ب. در قرآن کریم، هرجا مطلب معلوم است و از آن خبر دادهاند، تعبیر «ما أدراك» (= چه چيزی آگاهت کرد) میآید و هر جا مطلب معلوم نیست و از آن خبر ندادهاند، تعبیر «ما يدريك» (= چه چيزی آگاهت میکند) میآید؛ و از این جهت، خطاب به کسی که مطلبی را میداند، «ما أدراك» میگویند که: آن را [نه مستقیم و بالعیان، بلکه] فقط با توصیفش میشناسد. (سفیان ثوری، به نقل از مجمعالبیان، ج۱۰، ص۵۱۶ و ۷۵۰)۲ یعنی گویی وقتی میفرماید «ما أدراك»، به کنایه فرموده که «نمیدانی»؛ و وقتی میفرماید «ما يدريك»، به تصریح فرموده که «نمیدانی». (ابنعباس، به نقل المیزان، ج۱۹، ص۳۹۲)
ج. برخی چیزهاست که ما نمیدانیم، اما باید بدانیم. در عین حال به گونهای هستند که با مدلهای محاسباتی رایج نمیتوانیم آنها را بفهمیم. در واقع، ابتدا باید این سوال به طور جدی پیش آید که «چه چیزی میتوانست تو را آگاه سازد که ... چیست؟»، و تا جواب این سوال را پیدا نکنیم، جواب سوالِ «طارق چیست» را پیدا نمیکنیم. به تعبیر دیگر، شاید میخواهد بفرماید اگر با روشهای عادی کسب معرفت (مشاهده و استدلالهایی که بدان انس داشتهاید) دنبال یافتن پاسخ این سوالید، بدانید که به پاسخ نمیرسید.
د. ...