۱) «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
در برخورد با دشمن، نه خود عجله كنيد و نه از خدا عجله بخواهيد (تفسير نور، ج10، ص446)
۲) «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
غفلت از دشمن هرگز، ولى مهلت دادن مانعى ندارد (تفسير نور، ج10، ص446)
۳) «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
سعه صدر، شرط لازم براى رهبرى است (تفسير نور، ج10، ص446)
۴) «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
درباره مقصود از تعبیر «أَمْهِلْهُمْ»:
الف. اکثریت قریب به اتفاق مفسران و مترجمان، تعبیر «أَمْهِلْهُمْ» را فعل امر دانستهاند که تأکید مجددی بر «مَهِّلِ الْكافِرينَ» است؛ و در مورد اینکه لفظش تغییر کرده (از باب تفعیل به باب افعال رفته)، حداکثر توضیحی دادهاند مانند اینکه:
الف.۱. چون تکرار جالب نیست، برای اینکه هم تأکید حاصل شود و هم از تکرار عین تعبیر اجتناب شود از باب تفعیل به باب افعال برد؛ و با توجه به اینکه «رویدا» هم باز همان معنای مهلت بده دارد، این بار اصل ماده را هم تغییر داد؛یعنی سه بار تأکید کرد در عین حال برای این سه بار تأکید از سه لفظ استفاده کرد (ابن جنی، به نقل از مجمع البيان، ج10، ص716 ۱؛ التبيان في تفسير القرآن، ج10، ص327۲).
الف.۲. باب تفعیل دلالت بر تدریج دارد و باب افعال دلالت بر دفعی بودن؛ و اینکه ابتدا از باب تفعیل استفاده کرد که ظهور در تدریج دارد و سپس به باب افعال- که دلالت بر دفعی بودن دارد- برد و آن را با «رویدا» مقید کرد، دلالتی آشکار بر لطف [خداوند] دارد (الميزان، ج20، ص261۳).
الف.۳. ...
ب. معدودی از آنها دومی را صیغه متکلم دانستهاند که چون در پاسخ به «مَهِّل» آمده مجزوم شده است، یعنی خدا به پیامرش میفرماید تو مهلت بده تا من هم مهلت اندکی به آنها بدهم؛ و چنین ترجمه کردهاند:
«زمان ده كافران را اندكى، تا بينى كه چه كنم با هر يكى». (تفسير نسفى، ج2، ص115۳)
«پس مهلت ده كافران را، مهلت ميدهم ايشان را مهلتدادنى». (ترجمه صفیعلیشاه، تفسیر صفی، ص۸۲۰)
«پس مهلت ده كافران را، مهلت ميدهم ايشان را تا وقت كيفر». (ترجمه مصباحزاده، ص59۱)
ج. ...
۵) «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
در آیات قبل فرمود اینان چارهای میاندیشند و من هم چارهای کنم. با حرف «ف» که هم دلالت بر بلافاصله بودن دارد و هم دلالت بر تفریع، میفرماید به این کافران مهلت بده؛ و دوباره تأکید میکند که مهلتی بده مهلتی اندک.
یعنی اگر چارهاندیشی مرا قبول دارید، وقتی با کید دشمن مواجه شدید دستپاچه نشوید و فکر نکنید که همین الان باید کار را یکسره کنید. خیر، عجله نکنید و تدبیر خدواند را جدی بگیرید (مجمع البيان، ج10، ص716۴) و با سه واژه (مَهِّل، أَمْهِلْ، رُوَيْداً) تأکید کرد که به آنها مهلتی بدهید. البته بار دوم و سومش میتواند به معنای «من مهلتی میدهم» باشد (توضیح در تدبر۴)، که اگر چنین باشد چهبسا میحواهد بفرماید در برخورد با دشمن، نه خود عجله كنيد و نه از خدا عجله بخواهيد (تفسير نور، ج10، ص446)، شما به کافران مهلتی بدهید، تا من هم مهلتی اندک به آنان بدهم؛ اما خیالتان راحت باشد که این مهلت اندک خواهد بود و حتما به کید من گرفتار خواهند شد، به هریک از سه معنایی که در تدبر ۳ از آیه قبل گفته شد (به سزای کیدشان خواهند رسید؛ یا شما را در برابر کید آنان یاری و پیروز میکنم؛ یا کید آنان اساسا درون کید من و برای تحقق اهداف من رقم میخورد).
۶) «فَمَهِّلِ الْكافِرينَ أَمْهِلْهُمْ رُوَيْداً»
تعبیر «رُوَيْداً» به معنای همان مهلت دادن است که در اینجا اغلب مفسران این تأکید را به معنای «اندک» دانستهاند (مثلا ابن عباس و قتاده و سدی، به نقل الدر المنثور، ج6، ص337۵). مقصود از این زمان اندک چیست؟
الف. تأکیدی بر مهلت دادن است که چون دو بار از ماده «مهل» آورد این بار از ماده دیگری استفاده کرد (ر.ک: تدبر ۴.الف.۱)
ب. میخواهد بفرماید مقدار مهلت به دشمن، به قدرى نباشد كه فرصت را از شما بگيرد (تفسير نور، ج10، ص446)
ج. مقصود قتل و ذلتی است که در همین دنیا دامنگیر آنها خواهد شد، که به طور خاص میتواند اشاره باشد به جنگ بدر (مجمع البيان، ج10، ص716۶) از این جهت که این آیه مکی است، و آنجا اجازه جهاد نداشتند ولی اندکی بعد مسلمانان به مدینه رفتند اجازه جهاد پیدا کردند؛ که شاید برخی که گفتهاند این آیه توسط آیه «فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ» (توبه/۵) نسخ شده (الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج21، ص12۷) همین مورد نظرشان بوده است.
د. مرادش زمان ظهور امام زمان ع است که خداوند انتقام تمام مومنان را از کافران میگیرد (حدیث۱) و جهان از شرک و کفر پاک میشود.
ه. مقصود آخرت است که آنها به سزای اعمالشان خواهند رسید؛ و از آنجا که چیزی است که در آینده به صورت قطعی رخ میدهد پس زمانی اندک است (مجمع البيان، ج10، ص716۸)؛ و شاید از این باب باشد که آخرت بر آنها احاطه دارد: «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ» (توبه/۴۹)، «يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرين» (عنکبوت/۵۴)؛ و لذا این مهلت صرفا همین مهلت زندگی دنیویشان است که خود را از عذاب آخرت دور میبینند، چنانکه در موارد دیگر هم فرمود که کفار است که آخرت را دور میبینند وگرنه ما آن را نزدیک میبینیم «إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعيدا؛ وَ نَراهُ قَريبا» (معارج/۶-۷).