حدیث۲ ذیل آیه قبل به این آیه نیز مرتبط میباشد. اما احادیث دیگر:
۱) در تفسیر قمی مطلبی با همان سند متصلی که از قول ابوبصیر توضیحاتی از امام صادق ع در شرح آیات 1 تا 3 آورده، مطلبی از ابوبصیر روایت شده است که با توجه به اینکه در آن گفتگویی صورت گرفته این احتمال هست که گفتگو بین ابوبصیر و امام ع بوده باشد و اسم امام از متن افتاده باشد؛ خصوصا که فرازهایی از این گفتگو که بعدا (ذیل آیه۱۵ به بعد) خواهد آمد از جنس مطالب معصومین است (در غیر این صورت باید گفت که این گفتگو بین علی بن ابوحمزه و ابوبصیر رخ داده است). در بحار الأنوار در دو سه مورد (ج۷، ص۴۷ و ۱۷۷؛ و ج۵۳، ص۵۸) مطلب را به همین صورت فوق از تفسیر قمی نقل کرده، اما در یک مورد (ج23، ص368۱) این را به صورت اینکه روایت ابوبصیر از امام صادق ع باشد ذکر کرده است. در هر صورت آمده است که:
درباره آیه «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» گفت: «او را نیرویی نیست» که وی را در مقابل خداوند تقویت کند و نیز دربرابر خداوند «یاوری ندارد» که اگر خدا بخواهد آسیبی به او برساند او را یاری کند.
تفسير القمي، ج2، ص416
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنِ ابْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ فِي قَوْلِهِ: «فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ» قَالَ:
«مَا لَهُ قُوَّةٌ» يَقْوَى بِهَا عَلَى خَالِقِهِ «وَ لَا نَاصِرٌ» مِنَ اللَّهِ يَنْصُرُهُ إِنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً.
بقیه حدیث ذیل آیات ۱۵ به بعد خواهد آمد.
۲) از زهری نقل شده است که بعد از اینکه حضرت ابوطالب از دنیا رفت و سختگیریهای بر پیامبر ص شدت یافت ایشان سفری به طائف کرد به امید اینکه بزگران آ»جا همچون عبد نائل و مسعود و حبیب فرزندان عمرو بن نمیر به وی دست دوستی دهند. اما آنان ایشان را نپذیرفتند و فرومایگانی ایشان را با پرتاب سنگ به دنبال ایشان راه افتادند تا حدی که پاهایشان خونین شد. در هر صورت از دست آنان نجات پیدا کرد و در سایه درخت انگوری نشست و عرضه داشت:
خدایا! همانا من ضعف قوتم و کمی راه چاره و یاورم و خوار شدنم نزد مردم را به درگاه تو شکوه میآورم ای رحم کنندهترین رحمکنندگان.
عتبه و شیبه، فرزندان ربیعه که این صحنه را دیدند طبقی از انگور به غلامشان به نام عداس، که مسیحی بود، دادند که خدمت ایشان ببرد. چون ایشان خواست از آن انگور بخورد فرمود: «بسم الله».
عداس گفت: این سخنی نیست که اهل این شهر حاضر نیستند این را بگویند!
پیامبر ص فرموود: اهل کجایی؟
گفت: از سرزمین نینوا.
فرمود: از شهر آن مرد صالح، یونس بن متی؟!
گفت: او را از کجا میشناسی؟
فرمود: من پیامبر خدایم و خداوند مرا از حکایت یونس خبردار کرده است.
عداس در پیشگاه رسول الله ص به سجده افتاد و شروع کرد به بوسیدن پاهای ایشان و اشکهایش جاری بود.
عتبه به برادرش گفت: غلامت را فاسد کرد! وقتی برگشت از او درباره گفتگویش سوال کردند؛ گفت: به خدا سوگند که او پیامبری راستگوست. گفتند این یک مرد حیلهگر است؛ مبادا تو را از دین مسیحیت خویش منحرف کند؟ و گفتند: اگر محمد ص واقعا پیامبر بود نبوتش وی را از اینکه با زنی ازدواج کند و سراغ وی برود باز میداشت و همه آیات در اختیار او قرار میگرفت و میتوانست مرگ را از نزدیکان خویش دور کند.
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج1، ص68؛ إعلام الورى بأعلام الهدى، ج1، ص134
قال الزُّهْرِيُّ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى «فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ» الْآيَةَ:
لَمَّا تُوُفِّيَ أَبُو طَالِبٍ وَ اشْتَدَّ عَلَيْهِ الْبَلَاءُ عَمَدَ إِلَى ثَقِيفٍ بِالطَّائِفِ رَجَاءَ أَنْ يَؤُدُوهُ سَادَتُهَا عَبْدُ نَائِلٍ وَ مَسْعُودٌ وَ حَبِيبٌ بَنُو عَمْرِو بْنِ نُمَيْرٍ الثَّقَفِيُّ فَلَمْ يَقْبَلُوهُ وَ تَبِعَهُ سُفَهَاؤُهُمْ بِالْأَحْجَارِ وَ دَمَّوْا رِجْلَيْهِ.
فَخَلَصَ مِنْهُمْ وَ اسْتَظَلَّ فِي ظِلِّ حُبْلَةٍ مِنْهُ وَ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْكُو إِلَيْكَ مِنْ ضَعْفِ قُوَّتِي وَ قِلَّةِ حِيلَتِي وَ نَاصِرِي وَ هَوَانِي عَلَى النَّاسِ يَا ارْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
فَأَنْفَذَ عُتْبَةُ وَ شَيْبَةُ ابْنَا رَبِيعَةَ إِلَيْهِ بِطَبَقِ عِنَبٍ عَلَى يَدَيِ غُلَامٍ يُدْعَى عَدَّاساً وَ كَانَ نَصْرَانِيّاً فَلَمَّا مَدَّ يَدَهُ وَ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ فَقَالَ إِنَّ أَهْلَ هَذَا الْبَلَدِ لَا يَقُولُونَهَا فَقَالَ النَّبِيُّ ع مِنْ أَيْنَ أَنْتَ قَالَ مِنْ بَلْدَةِ نَيْنَوَى فَقَالَ ع مِنْ مَدِينَةٍ الرَّجُلِ الصَّالِحِ يُونُسَ بْنِ مَتَّى قَالَ وَ بِمَا تَعْرِفُهُ قَالَ أَنَا رَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ أَخْبَرَنِي خَبَرَ يُونُسَ- فَخَرَّ عَدَّاسٌ سَاجِداً لِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ جَعَلَ يُقَبِّلُ قَدَمَهُ وَ هُمَا يَسِيلَانِ الدِّمَاءَ فَقَالَ عُتْبَةُ لِأَخِيهِ قَدْ أَفْسَدَ عَلَيْكَ غُلَامَكَ فَلَمَّا انْصَرَفَ عَنْهُ سَأَلَ عَنْ مَقَالَتِهِ فَقَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُ نَبِيٌّ صَادِقٌ فَقَالُوا إِنَّ هَذَا رَجُلٌ خَدَّاعٌ لَا يَفْتِنَنَّكَ عَنْ نَصْرَانِيَّتِكَ وَ قَالُوا لَوْ كَانَ مُحَمَّدٌ نَبِيّاً لَشَغَلَتْهُ النُّبُوَّةُ عَنِ النِّسَاءِ وَ لَأَمْكَنَهُ جَمِيعُ الْآيَاتِ وَ لَأَمْكَنَهُ مَنْعُ الْمَوْتِ عَنْ أَقَارِبِهِ.
اصل این واقعه از قول همین زهری در منابع اهل سنت هم آمده است.
۳) هم قوت و هم نصرت از ویژگیهایی است که مهمترین و در یک معنای دقیق تنها کسی که واجد آنهاست و میتواند انسان را از آنها بهرهمند سازد خداوند است؛ و در بسیاری از ادعیه و تعابیر معصومین ع بر این نکته تأکید شده است؛ مثلا:
الف. دعایی را امام صادق ع از پیامبر ص روایت کردهاند که اگر کسی در شب عرفه یا شبهای جمعه با آن به پیشگاه خداوند دعا کند خداوند وی را میآمرزد و شروعش این است که «اللَّهُمَّ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى». در فرازی از آن دعا آمده است:
ای قوت و نیروی هر ضعیف؛ و ای یاریگر هر مظلوم.
إقبال الأعمال، ج1، ص328
وَجَدْنَاهُ فِي كُتُبِ الدَّعَوَاتِ يَقُولُ مَا هَذَا لَفْظُهُ: رُوِيَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع يَرْفَعُهُ إِلَى النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ: مَنْ دَعَا بِهِ فِي لَيْلَةِ عَرَفَةَ أَوْ لَيَالِي الْجَمْعِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ الدُّعَاءُ اللَّهُمَّ يَا شَاهِدَ كُلِّ نَجْوَى ...
يَا قُوَّةَ كُلِّ ضَعِيفٍ يَا نَاصِرَ كُلِّ مَظْلُوم
ب. در فرازی از یکی از دعاهای امام سجاد ع در وداع ماه رمضان آمده است:
خدایا ... ای صاحب قوت پابرجا و ای یاور مظلومان.
إقبال الأعمال، ج1، ص244؛
وداع شهر رمضان مِنْ مَجْمُوعَةِ مَوْلَانَا زَيْنِ الْعَابِدِينَ ص ...
اللَّهُمَّ إِنَّا نَسْأَلُكَ ... يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينَ وَ يَا نَاصِرَ الْمَظْلُومِين
ج. سعید بن زید بن ارطاة میگوید کمیل را دیدم و از فضایل امیرالمومنین ع از او پرسیدم. وی گفت امیرالمومنین ع وصایایی به من داشت و مطالبی به من آموخت که از آنچه در دنیاست بهتر است. در فرازی از آن وصایا آمده است:
ای کمیل! در هر شدت و سختیای بگو: «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم: حول و قوهای نیست مگر به خداوند علیّ عظیم» که از آن سختی کفایت میشوی.
بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ص27؛ تحف العقول، ص174
أَخْبَرَنَا الشَّيْخُ أَبُو الْبَقَاءِ إِبْرَاهِيمُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْبَصْرِيُّ بِقِرَاءَتِي عَلَيْهِ فِي الْمُحَرَّمِ سَنَةَ سِتَّ عَشْرَةَ وَ خَمْسِمِائَةٍ بِمَشْهَدِ مَوْلَانَا أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو طَالِبٍ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ عُتْبَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْحَسَنِ مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ أَحْمَدَ قَالَ: أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ وَهْبَانَ الدُّبَيْلِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ كَثِيرٍ الْعَسْكَرِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ الْمُفَضَّلِ أَبُو سَلَمَةَ الْأَصْفَهَانِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنِي رَاشِدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ وَائِلٍ الْقُرَشِيُّ قَالَ: حَدَّثَنِي عَبْدُ اللَّهِ بْنُ حَفْصٍ الْمَدَنِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْحَاقَ عَنْ سَعِيدِ بْنِ زَيْدِ بْنِ أَرْطَاةَ قَالَ: لَقِيتُ كُمَيْلُ بْنُ زِيَادٍ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ فَضْلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع فَقَالَ: أَ لَا أُخْبِرُكَ بِوَصِيَّةٍ أَوْصَانِي بِهَا يَوْماً هِيَ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الدُّنْيَا بِمَا فِيهَا؟ فَقُلْتُ بَلَى. قَالَ: قَالَ لِي عَلِيٌّ: يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَاد ...
يَا كُمَيْلُ قُلْ عِنْدَ كُلِّ شِدَّةٍ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم تُكْفَهَا
د. مسعدة بن صدقه میگوید از امام صادق ع خواستم دعایی به من بیاموزد که در امور مهم و گرفتاریها با آن به پیشگاه خداوند دعا کنم. ایشان برگههای قدیمیای درآوردند و گفتند: اینها را یادداشتبرداری کن که دعای حدم امام سجاد است برای امور مهم و دشوار؛ و هیچ با و دشواری بر من وارد نشدم مگر اینکه با این دعا خداوند را خواندم و خداوند غم را برطرف و دشواری را مرتفع فرمود و درخواستم را به من عطا کرد. در فرازی از آن دعا آمده است:
خدایا! تویی پروردگار و مولایم، و سرورم، و آرزویم، و خدای من، و فریادرس و تکیهگاهم، و آفرینندهام، و یاورم، و مورد اعتماد و امیدم؛زندگی و مرگم برای توسن، و شنوایی و بیناییام هم برای توست؛ و روزیام به دست تو، و کارم در دنیا و آخرت به تو برمیگردد، با قدرت خود مرا در ملکیت خود داری و با قوت خودت بر من تسلط داری، در هر امری از امور من، قدرت برای توست؛ و پیشانیام به دست توست؛ کسی جز به رضایت تو تغییری نکند، و به خاطر مهربان توست که امید به رحمتت دارم، و به رحمت توست که امید به رضوان تو دارم، نه اینکه به امید عمل خودم باشم چرا که عملم از یاریام ناتوان شد و چگونه میتوانم به چیزی امید ببندم که از یاری خودم ناتوان است؛ به تو شکایت میآورم از فقرم و ضعف در قوتم و زیادهروی در امورم، و همه اینها تقصیر خودم و تو به من آگاهتری، پس مرا در همه این امور کفایت فرما.
الأمالي (للطوسي)، النص، ص17
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي أَبُومن ظاهرا الْحَسَنِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَبِي، قَالَ: حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى، عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ، عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ، قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) أَنْ يُعَلِّمَنِي دُعَاءً أَدْعُو بِهِ فِي الْمُهِمَّاتِ، فَأَخْرَجَ إِلَيَّ أَوْرَاقاً مِنْ صَحِيفَةٍ عَتِيقَةٍ، فَقَالَ: انْتَسِخْ مَا فِيهَا فَهُوَ دُعَاءُ جَدِّي عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) لِلْمُهِمَّاتِ، فَكَتَبْتُ ذَلِكَ عَلَى وَجْهِهِ، فَمَا كَرَبَنِي شَيْءٌ قَطُّ وَ أَهَمَّنِي إِلَّا دَعَوْتُ بِهِ فَفَرَّجَ اللَّهُ هَمِّي وَ كَشَفَ كَرْبِي وَ أَعْطَانِي سُؤْلِي، وَ هُوَ:
... اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّي وَ مَوْلَايَ، وَ سَيِّدِي وَ أَمَلِي وَ إِلَهِي، وَ غِيَاثِي وَ سَنَدِي، وَ خَالِقِي وَ نَاصِرِي، وَ ثِقَتِي وَ رَجَائِي، لَكَ مَحْيَايَ وَ مَمَاتِي، وَ لَكَ سَمْعِي وَ بَصَرِي، وَ بِيَدِكَ رِزْقِي، وَ إِلَيْكَ أَمْرِي فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ، مَلَكْتَنِي بِقُدْرَتِكَ وَ قَدَرْتَ عَلَيَّ بِسُلْطَانِكَ، لَكَ الْقُدْرَةُ فِي أَمْرِي، وَ نَاصِيَتِي بِيَدِكَ، لَا يَحُولُ أَحَدٌ دُونَ رِضَاكَ، بِرَأْفَتِكَ أَرْجُو رَحْمَتَكَ، وَ بِرَحْمَتِكَ أَرْجُو رِضْوَانَكَ، لَا أَرْجُو ذَلِكَ بِعَمَلِي، فَقَدْ عَجَزَ عَنِّي عَمَلِي، فَكَيْفَ أَرْجُو مَا قَدْ عَجَزَ عَنِّي، أَشْكُو إِلَيْكَ فَاقَتِي وَ ضَعْفَ قُوَّتِي، وَ إِفْرَاطِي فِي أَمْرِي، وَ كُلُّ ذَلِكَ مِنْ عِنْدِي، وَ مَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ مِنِّي، فَاكْفِنِي ذَلِكَ كُلَّهُ....
ه. از امام کاظم ع دعایی روایت شده است که اگر کسی خداوند را به این دعا بخواند حتما اجابت میشود. در فرازی از این دعا آمده است:
... [خدایا] تویی امید ما در هر سختیای؛ و فریادرس ما در هر جایی؛ و قوت ما در هر ضعفی؛ و بیرونآورنده ما در هر عجزی؛ و تکیهگاه ما در هر موقعیت وحشتناکی؛ و یاور ما در برابر هر ظلمی؛ چه بسیار امور وحشتناک و دشوار که هر قوتی در آن ضعیف شد و راه چارهای باقی نماند به طوری که هر دوستی ما را به خود واگذاشت و هر یار مهربانی ما را خوار کرد، آن را نزد تو آوردیم ای پروردگار، و به غیر تو امیدی نبستیم، پس در آن گشایشی ایجاد کردی و سنگینی اش را کاستی و از ظلمتهایش پرده برداشتی و ما را در آن از غیر خودت کفایت و بینیاز کردی؛ پس حمد تنها تو را سزاوار است ...
البلد الأمين و الدرع الحصين، ص390
دعاء مستجاب مروي أيضا عن الكاظم ع
... أَنْتَ رَجَاؤُنَا عِنْدَ كُلِّ شِدَّةٍ وَ غِيَاثُنَا عِنْدَ كُلِّ مَحْلٍ وَ قُوَّتُنَا فِي كُلِّ ضَعْفٍ وَ بَلَاغُنَا فِي كُلِّ عَجْزٍ وَ سَنَدُنَا فِي كُلِّ كَرِيهَةٍ وَ نَاصِرُنَا عِنْدَ كُلِّ ظُلْمٍ كَمْ كَرِيهَةٍ وَ شِدَّةٍ ضَعُفَتْ فِيهَا الْقُوَّةُ وَ قَلَّتْ فِيهَا الْحِيلَةُ أَسْلَمَنَا فِيهَا الرَّفِيقُ وَ خَذَلَنَا فِيهَا الشَّفِيقُ أَنْزَلْتُهَا بِكَ يَا رَبِّ وَ لَمْ نَرْجُ غَيْرَكَ فَفَرَّجْتَهَا وَ خَفَّفْتَ ثِقْلَهَا وَ كَشَفْتَ غَمْرَتَهَا وَ كَفَيْتَنَا إِيَّاهَا عَمَّنْ سِوَاكَ فَلَكَ الْحَمْد ...