📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
الف. لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَمَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا ءاتَـٰهُ الله۱
فراز اول این آیه با این فراز از آیه ۲۳۶ سوره بقره: «وَ مَتِّعُوهُن عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ» (بقره/۲۳۶) شباهت دارد؛ با این تفاوت که این آیه ناظر به جایی است که زن مطلقه هنوز دوره عده را میگذراند اما آن آیه مربوط به جایی است که زن طلاق داده شده ولی چون با هم نزدیکی نکردهاند، طلاق رجعی نیست و عده، و لذا نفقه مربوط به ایام عده ندارد. در احادیث هر دو آیه را فراتر از این وضعیت و به عنوان یک قاعده عمومی در خرج کردن مطرح کردهاند:
۱) الف. روایت شده است که از امام (علیه السلام) دربارهی مردی پرسیده شد که دارای وسعت روزی است، لباسهای خوب متعدد دارد، طیلسان (ردای سبزرنگ و زیبا) و پیراهنهایی روی هم میپوشد و بدانها خود را میآراید، آیا این مرد مسرف است؟
فرمود: خیر؛ زیرا خداوند عز و جل میفرماید: «لِیُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ: دارای وسعت از وسعت خویش هزینه کند» (طلاق/۷)
الكافي، ج6، ص443؛ مكارم الأخلاق، ص96۲
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ [/ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ] ۳ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ الْمُوسِرِ يَتَّخِذُ الثِّيَابَ الْكَثِيرَةَ الْجِيَادَ [/ الْجِبَابَ] وَ الطَّيَالِسَةَ [وَ لَهَا عُدَّةٌ] وَ الْقُمُصَ الْكَثِيرَةَ يَصُونُ بَعْضُهَا بَعْضاً يَتَجَمَّلُ بِهَا أَ يَكُونُ مُسْرِفاً؟
قَالَ: لَا لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ»
ب. ابن حیون شبیه همین را با اندک تفاوتی در عبارات روایت کرده است:
دعائم الإسلام، ج2، ص155
وَ عَنْهُ ع أَنَّ رَجُلًا سَأَلَهُ فَقَالَ: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ! هَلْ يُعَدُّ مِنَ السَّرَفِ أَنْ يَتَّخِذَ الرَّجُلُ ثِيَاباً كَثِيرَةً يَتَجَمَّلُ بِهَا وَ يَصُونُ بَعْضُهَا مِنْ بَعْضٍ؟
فَقَالَ: لَا لَيْسَ هَذَا مِنَ السَّرَفِ؛ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ.»
ج. معاویه بن وهب روایت کرده است:
به امام صادق (علیه السلام) گفتم: «گاهی انسان در قسمتی از عمرش ثروتمند است؛ مال و ثروتی دارد و لباس و سر و وضع او اعیانی است؛ بعداً ثروتش از دست میرود و وضعش عوض میگردد، اما خوش ندارد که بدخواهان شماتتش کنند، پس خویشتن را به مشقّت میافکند که باز چنان سر و وضعی برای خود فراهم آورد.
حضرت فرمودند: «دارای وسعت باید از وسعت خویش هزینه کند و کسی که روزیاش بر او تنگ گرفته شده از آنچه خداوند به او داده است هزینه کند» متناسب با حال و روزش.
مكارم الأخلاق، ص114
عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: الرَّجُلُ يَكُونُ قَدْ غَنِيَ دَهْرَهُ وَ لَهُ مَالٌ وَ هَيْئَةٌ فِي لِبَاسِهِ وَ نَخْوَةٌ، ثُمَّ يَذْهَبُ مَالُهُ وَ يَتَغَيَّرُ حَالُهُ فَيَكْرَهُ أَنْ يَشْمَتَ بِهِ عَدُوٌّ، فَيَتَكَلَّفُ مَا يَتَهَيَّأُ بِهِ.
فَقَالَ: «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ» عَلَى قَدْرِ حَالِهِ.
۲) از امام صادق (علیه السلام)، دربارهی آیه: «دارای وسعت باید از وسعت خویش نفقه دهد و کسی که روزیاش بر او تنگ گرفته شده از آنچه خداوند به او داده است باید انفاق کند» (طلاق/۷) سوال شد.
فرمودند: «مرد باید به زن چندان نفقه و خرجی دهد که وی كمر راست كند و نيز او را بپوشاند [= وظيفه خود را در تأمین هزینههای متعارف خوراک و پوشاک همسرش انجام دهد] وگرنه بايد ميان آن دو را جدا ساخت [= اگر نفقه در حد تأمین خوراک و پوشاک وی نمیدهد حاکم شرع میتواند وی را ملزم به طلاق کند].
تفسير القمي، ج2، ص375
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ» قَالَ:
إِذَا أَنْفَقَ الرَّجُلُ عَلَى امْرَأَتِهِ مَا يُقِيمُ ظَهْرَهَا مَعَ الْكِسْوَةِ وَ إِلَّا فُرِّقَ بَيْنَهُمَا.
مرحوم کلینی (و به تبع وی، مرحوم طبرسی در مكارم الأخلاق، ص217۴) عین همین حدیث را با سند دیگری از امام صادق ع آورده است (الكافي، ج5، ص512۵)؛ و شیخ صدوق نیز همین را با دو سند دیگر از امام صادق ع روایت کرده است (من لا يحضره الفقيه، ج3، ص441۶). شیخ طوسی با همین دو سند شیخ صدوق این حدیث را آورده با این تفاوت که در آن به جای «مَا يُقِيمُ ظَهْرَهَا» تعبیر «مَا يُقِيمُ صُلْبَهَا» آمده است (تهذيب الأحكام، ج7، ص462۷). البته خود شیخ صدوق در همانجا۸ (و به تبع وی مرحوم طبرسی در مكارم الأخلاق، ص217) با همان سندی که در تفسیر قمی آمده بود عین همین حدیث را از امام باقر با همین تعبیر «مَا يُقِيمُ صُلْبَهَا» آورده است. و در حدیث بعدی هم در تعبیر نقل شده از امام صادق ع همین «مَا يُقِيمُ صُلْبَهَا» آمده است:
ب. ابن ابی عمیر روایت کرده که:
جمیل بن دراج گفت: شخص را جز بر نفقه والدین و فرزند نمیشود مجبور کرد.
من گفتم: و زن.
گفت: عنبسه از امام صادق ع روایت کرده که فرمودند:
اگر [مرد] پوشاکی برای زن تهیه کرد که وی را بپوشاند و خوراکی برای او مهیا کرد که با آن وی کمر راست کند، زن نزد او میماند وگرنه باید طلاقش ندهد.
الكافي، ج5، ص512
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ قَالَ: لَا يُجْبَرُ الرَّجُلُ إِلَّا عَلَى نَفَقَةِ الْأَبَوَيْنِ وَ الْوَلَدِ.
قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ قُلْتُ لِجَمِيلٍ: وَ الْمَرْأَةُ.
قَالَ: قَدْ رُوِيَ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِذَا كَسَاهَا مَا يُوَارِي عَوْرَتَهَا وَ يُطْعِمُهَا مَا يُقِيمُ صُلْبَهَا أَقَامَتْ مَعَهُ وَ إِلَّا طَلَّقَهَا.
۳) از امام باقر ع روایت شده است که امام سجاد ع فرمودند:
«انسان باید در خرج کردن، میانهروی کند و به اندازه نیازش خرج کند و مقداری از آن را برای آخرتش هدیه بفرستد، زیرا این کار برای حفظ نعمتها مفیدتر، برای دریافت بیشتر از جانب خداوند متعال نزدیکتر و برای عافیت سودمندتر است.»
الكافي، ج4، ص52
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا:
لِيُنْفِقِ الرَّجُلُ بِالْقَصْدِ وَ بُلْغَةِ الْكَفَافِ وَ يُقَدِّمُ مِنْهُ فَضْلًا لآِخِرَتِهِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَبْقَى لِلنِّعْمَةِ وَ أَقْرَبُ إِلَى الْمَزِيدِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْفَعُ فِي الْعَافِيَةِ.
۴) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
اگر خداوند تبارک و تعالی بر شما بذل و بخشش کرد، شما نیز بذل و بخشش کنید. و اگر دادن به شما خودداری کرد، شما نیز دست نگه دارید. در بذل و بخشش با خدا رقابت مکنید، که او بخشندهترین است.
مرحوم فیض کاشانی توضیح داده است: یعنی بذل و بخشش را با تکلف به خدا نبندید؛ زیرا خداوند به شما و به آنچه مصلحت شماست آگاهتر است و بر این اساس از شما دریغ داشته؛ بذل و بخشش او فوق بذل و بخشش شماست (الوافي، ج10، ص499۹)
الكافي، ج4، ص54
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مَرْوَكِ بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِذَا جَادَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَيْكُمْ فَجُودُوا وَ إِذَا أَمْسَكَ عَنْكُمْ فَأَمْسِكُوا وَ لَا تُجَاوِدُوا اللَّهَ فَهُوَ الْأَجْوَدُ.
ب. در منابع اهل سنت از رسول الله ص روایت شده است که فرمودند:
مومن ادب نیکویی را از خداوند فراگرفته است: هنگامی که بر او وسعت داده شود بر خویش وسعت میدهد و هنگامی که از او دریغ شود امساک میورزد.
معرفة علوم الحديث (للحاكم النیسابوری)، ص38؛ «أمالي ابن بشران، ج۱، ص227۱۰؛ شعب الإيمان، ج8، ص514۱۱؛ الدر المنثور، ج6، ص237۱۲
حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الشَّافِعِيُّ ، ثنا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ كَزَّالٍ، ثنا إِبْرَاهِيمُ بْنُ بَشِيرٍ الْمَكِّيُّ ، ثنا مُعَاوِيَةُ بْنُ عَبْدِ الْكَرِيمِ الضَّالُّ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا حَمْزَةَ، يَقُولُ: سَمِعْتُ ابْنَ عُمَرَ، يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَخَذَ عَنِ اللَّهِ أَدَبًا حَسَنًا: إِذَا وُسِّعَ عَلَيْهِ وَسَّعَ عَلَى نَفْسِهِ، وَإِذَا أُمْسِكَ عَلَيْهِ أَمْسَكَ.
تبصره: چنانکه آدرس دادهایم حاکم نیشابوری و ابن بشران حدیث فوق را با سند خویش به پیامبر ص رساندهاند؛ اما بیهقی بعد از نقل حدیث با همین سند، آن را ضعیف دانسته و احتمال داده از کلمات حسن بصری باشد.
۵) الف. سماعه از ابوبصیر روایت کرده که امام صادق ع فرمودند:
چهبسیار فقیری که از ثروتمندان اسرافکارتر است! زیرا ثروتمند از آنچه به او داده شده خرج میکند، در حالی که فقیر خرج میکند بدون آنچه به او چیزی داده شده باشد.
الكافي، ج4، ص55
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
رُبَّ فَقِيرٍ هُوَ أَسْرَفُ مِنَ الْغَنِيِّ إِنَّ الْغَنِيَّ يُنْفِقُ مِمَّا أُوتِيَ وَ الْفَقِيرَ يُنْفِقُ مِنْ غَيْرِ مَا أُوتِيَ.
ج. متن کاملتری از این تحلیل با سند دیگری چنین روایت شده است:
سماعه روایت کرده که از امام صادق ع در مورد مردی پرسیدم که مالی دارد که با آن کار میکند و زکات بر آن واجب است و مازاد آن که با کسب و کارش به دست میآورد، برای اصل خوراک و پوشاک خانوادهاش کافی است ولی برای إدام آنها [إدام = خورشت ویا دِسِری که در کنار خوراک اصلی سر سفره میآورند] کافی نیست، بلکه فقط چیزی است که اصل خوراک و پوشاک آنها را تأمین میکند.
ایشان فرمودند: پس باید به زکات آن مال خود نگاه کند و از آن مقداری را، کم یا زیاد، به برخی از کسانی که واجد شرایط دریافت زکات هستند بدهد و سپس از آنچه از زکات باقی میماند برای خانوادهاش خرج کند، با آن إدام وسایر خوردنیهای مورد نیاز و متعارف برای آنها بخرد بدون اینکه به اسراف کشیده شود و البته خودش چیزی از آن نخورد، زیرا چهبسیار فقیری که از ثروتمندان اسرافکارتر است!
پرسیدم: «چگونه یک فقیر میتواند از یک ثروتمند اسرافکارتر باشد؟»
ایشان پاسخ دادند: «زیرا ثروتمند از آنچه به او داده شده خرج میکند، در حالی که فقیر خرج میکند بدون آنچه به او چیزی داده شده باشد.»
الكافي، ج3، ص562
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ أَخِيهِ الْحَسَنِ عَنْ زُرْعَةَ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الدَّرَاهِمُ يَعْمَلُ بِهَا وَ قَدْ وَجَبَ عَلَيْهِ فِيهَا الزَّكَاةُ وَ يَكُونُ فَضْلُهُ الَّذِي يَكْسِبُ بِمَالِهِ كَفَافَ عِيَالِهِ لِطَعَامِهِمْ وَ كِسْوَتِهِمْ لَا يَسَعُهُ لِأُدُمِهِمْ وَ إِنَّمَا هُوَ مَا يَقُوتُهُمْ فِي الطَّعَامِ وَ الْكِسْوَةِ.
قَالَ فَلْيَنْظُرْ إِلَى زَكَاةِ مَالِهِ ذَلِكَ فَلْيُخْرِجْ مِنْهَا شَيْئاً قَلَّ أَوْ كَثُرَ فَيُعْطِيهِ بَعْضَ مَنْ تَحِلُّ لَهُ الزَّكَاةُ وَ لْيَعُدْ بِمَا بَقِيَ مِنَ الزَّكَاةِ عَلَى عِيَالِهِ وَ لْيَشْتَرِ بِذَلِكَ آدَامَهُمْ وَ مَا يُصْلِحُهُمْ مِنْ طَعَامِهِمْ مِنْ غَيْرِ إِسْرَافٍ وَ لَا يَأْكُلْ هُوَ مِنْهُ؛ فَإِنَّهُ رُبَّ فَقِيرٍ أَسْرَفُ مِنْ غَنِيٍّ!
فَقُلْتُ« كَيْفَ يَكُونُ الْفَقِيرُ أَسْرَفَ مِنَ الْغَنِيِّ؟
فَقَالَ: إِنَّ الْغَنِيَّ يُنْفِقُ مِمَّا أُوتِيَ وَ الْفَقِيرَ يُنْفِقُ مِنْ غَيْرِ مَا أُوتِيَ.
۶) از عبدالله بن ابان روایت شده است:
از امام کاظم (علیه السلام) درباره نفقه بر خانواده پرسیدم.
فرمودند: بین به دو حد ناپسند: اسراف و خساست.
الكافي، ج4، ص55
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبَانٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الْأَوَّلَ ع عَنِ النَّفَقَةِ عَلَى الْعِيَالِ؟
فَقَالَ: مَا بَيْنَ الْمَكْرُوهَيْنِ الْإِسْرَافِ وَ الْإِقْتَارِ.
ب. از امام کاظم (علیه السلام) رویت شده است که در مورد فرموده خداوند متعال که «[و كسانى كه هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مىنمايند و نه سختگيرى؛] و در میان این دو، «قوام» است» (فرقان/۶۷) فرمودند:
«قوام» همان چیزی است که معروف [= شایسته] است: «ثروتمند باید به اندازه توان خود و فقیر به اندازه توان خود، بهرهای به نحو شایسته بدهد، این حقی است بر عهده نیکوکاران» (بقره/۲۳۶) به اندازه توان خانوادهاش و هزینههای آنها، که برای او و آنها مفید باشد. « خداوند بر کسی جز [در حد] آنچه به او داده است تکلیف نمیکند.» (طلاق/۷)
الكافي، ج4، ص56
أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً» قَالَ:
الْقَوَامُ هُوَ الْمَعْرُوفُ: «عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَ عَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتاعاً بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ» عَلَى قَدْرِ عِيَالِهِ وَ مَئُونَتِهِمُ الَّتِي هِيَ صَلَاحٌ لَهُ وَ لَهُمْ «وَ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها».
ج. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
«هیچ بندهای نیست که مالی به دست آورد و سپس آن را بر خانوادهاش خرج کند، مگر اینکه خداوند در برابر هر درهمی که بر خانوادهاش خرج میکند، هفتصد برابر به او عطا میکند.»
مكارم الأخلاق، ص216
وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
مَا مِنْ عَبْدٍ يَكْسِبُ ثُمَّ يُنْفِقُ عَلَى عِيَالِهِ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ بِكُلِّ دِرْهَمٍ يُنْفِقُهُ عَلَى عِيَالِهِ سَبْعُمِائَةِ ضِعْفٍ.
۷) الف. از امام رضا ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده است که:
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «توحید نیمی از دین است و با صدقه دادن، نازل شدن روزی را بخواهید.»
التوحيد (للصدوق)، ص68؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص35
حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْأُشْنَانِيُّ الرَّازِيُّ الْعَدْلُ بِبَلْخٍ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مَهْرَوَيْهِ الْقَزْوِينِيُّ عَنْ دَاوُدَ بْنِ سُلَيْمَانَ الْفَرَّاءِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: التَّوْحِيدُ نِصْفُ الدِّينِ وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَة.
ب. در همین راستا فرازهایی از این حدیث امام کاظم ع هم قابل توجه است که فرمودند:
و هر کس به جایگزینی یقین باشد، در بخشش سخاوتمند خواهد بود و کسی که میانهروی پیشه کند، هرگز فقیر نخواهد شد. تدبیر نیمی از معیشت است و مهربانی با مردم نیمی از خرد است. نگرانی فراوان منجر به پیری میشود...
و خداوند معونه (یاری) را به اندازه مؤونه (نیاز) میفرستد و صبر را به اندازه مصیبت نازل میکند. و کسی که میانهرو و قناعتپیشه باشد، نعمت برایش میماند و کسی که اسراف و زیادهروی کند، نعمت از دستش میرود. ادای امانت و صداقت، روزی را جلب میکند، و خیانت و دروغ، فقر و نفاق به همراه دارد. اگر خداوند برای مورچه بدی بخواهد، به او دو بال میدهد، آنگاه او پرواز میکند و پرندگان میخورندش! و عمل نیک در حق مؤمن برای انجامدهندهاش کامل نمیشود، مگر با سه چیز: کوچک شمردن آن، پنهان کردن آن و تسریع در انجام آن. پس هر کس عمل نیکش در حق مؤمن را کوچک بشمارد برادرش را بزرگ شمرده ست، و کسی که عمل نیکش در حق او را بزرگ شمارد، برادرش را کوچک شمرده است. و هر که کار نیکی را که در حق او انجام داده پنهان دارد، کارش را ارجمند ساخته است. و هر که در انجام وعدهاش شتاب کند، عطایش را [بر گیرنده] گوارا کرده است.
تحف العقول، ص403
روي عن الإمام الكاظم الأمين أبي الحسن موسى بن جعفر ع أَنَّهُ قَالَ ...۱۳
وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ وَ التَّدْبِيرُ نِصْفُ الْعَيْشِ وَ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ نِصْفُ الْعَقْلِ وَ كَثْرَةُ الْهَمِّ يُورِثُ الْهَرَمَ ...۱۴
وَ اللَّهُ يُنْزِلُ الْمَعُونَةَ عَلَى قَدْرِ الْمَئُونَةِ وَ يُنْزِلُ الصَّبْرَ عَلَى قَدْرِ الْمُصِيبَةِ وَ مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ وَ مَنْ بَذَّرَ وَ أَسْرَفَ زَالَتْ عَنْهُ النِّعْمَةُ وَ أَدَاءُ الْأَمَانَةِ وَ الصِّدْقُ يَجْلِبَانِ الرِّزْقَ وَ الْخِيَانَةُ وَ الْكَذِبُ يَجْلِبَانِ الْفَقْرَ وَ النِّفَاقَ وَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِالذَّرَّةِ شَرّاً أَنْبَتَ لَهَا جَنَاحَيْنِ فَطَارَتْ فَأَكَلَهَا الطَّيْرُ وَ الصَّنِيعَةُ لَا تَتِمُّ صَنِيعَةً عِنْدَ الْمُؤْمِنِ لِصَاحِبِهَا إِلَّا بِثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ تَصْغِيرِهَا وَ سَتْرِهَا وَ تَعْجِيلِهَا، فَمَنْ صَغَّرَ الصَّنِيعَةَ عِنْدَ الْمُؤْمِنِ فَقَدْ عَظَّمَ أَخَاهُ وَ مَنْ عَظَّمَ الصَّنِيعَةَ عِنْدَهُ فَقَدْ صَغَّرَ أَخَاهُ وَ مَنْ كَتَمَ مَا أَوْلَاهُ مِنْ صَنِيعَةٍ فَقَدْ كَرُمَ فَعَالُهُ وَ مَنْ عَجَّلَ مَا وَعَدَ فَقَدْ هَنِئَ الْعَطِيَّةَ.
تبصره: شبیه حدیث فوق با اندک تفاوتهایی در برخی عبارات از امام صادق ع نیز روایت شده است؛ ر.ک: من لا يحضره الفقيه، ج4، ص416۱۵
ج. شبیه این مضمونها در حدیثی طولانی از امیرالمومنین ع نیز روایت شده که فقط برخی فرازهای مرتبط تقدیم میشود:
و هر کس به جایگزینی یقین باشد، در بخشش سخاوتمند خواهد بود؛ با صدقه دادن، نازل شدن روزی را بخواهید و با دادن زکات اموالتان را ایمن کنید؛ و کسی که میانهروی پیشه کند، هرگز فقیر نخواهد شد. تدبیر نیمی از معیشت است و مهربانی نیمی از خرد است و نگرانی فراوان منجر به پیری میشود...
پس کسی که اندازهگیری [را رعایت] کند خداوند روزیاش دهد و کسی که زیادهروی کند خداوند محرومش سازد؛ و امانت روزی را پیش میآورد و خیانت فقر را پیش میآورد. و اگر خداوند برای مورچه بدی بخواهد، به او دو بال میدهد، آنگاه او پرواز میکند و پرندگان میخورندش!
تحف العقول، ص221
روي عن أمير المؤمنين ع
وَ قَالَ ع ...۱۶ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ اقْتَصَدَ وَ التَّقْدِيرُ نِصْفُ الْعَيْشِ وَ التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ وَ الْهَمُّ نِصْفُ الْهَرَمِ ...۱۷
فَمَنْ قَدَّرَ رَزَقَهُ اللَّهُ وَ مَنْ بَذَّرَ حَرَمَهُ اللَّهُ وَ الْأَمَانَةُ تَجُرُّ الرِّزْقَ وَ الْخِيَانَةُ تَجُرُّ الْفَقْرَ وَ لَوْ أَرَادَ اللَّهُ بِالنَّمْلَةِ صَلَاحاً مَا أَنْبَتَ لَهَا جَنَاحاً.
شبیه این فرازها در همان حدیثی که امیرالمومنین ع در یک مجلس ۴۰۰ باب که خیر دنیا و آخرت در آن است به شیعیانش یاد داد (الخصال، ج2، ص611-637) و فرازهایی از آن قبلا گذشت نیز آمده است؛ ر.ک: الخصال، ج2، ص619-621۱۸.
۸) دو حدیث زیر در منابع اهل سنت آمده است:
الف. از امیرالمومنین ع روایت شده است که: شخصی نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد که صد اوقیه* نقره داشت و ده اوقیه را صدقه داد. مرد دیگری آمد که صد دینار داشت و ده دینار صدقه داد. مرد سومی آمد که ده دینار داشت و یک دینار صدقه داد.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «شما در پاداش برابر هستید، زیرا هر یک از شما یک دهم مال خود را دادهاید.» سپس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه را تلاوت کرد: «دارای وسعت از وسعت خویش انفاق کند» (طلاق/۷).
ب. از طریق دیگری نیز روایت شده است که سه مرد، یکی از آنها ده دینار داشت و یک دینار صدقه داد؛ دیگری ده اوقیه نقره داشت و یک اوقیه صدقه داد؛ و سومی صد اوقیه نقره داشت و ده اوقیه صدقه داد.
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «آنها در پاداش برابرند، زیرا هر یک از آنها یک دهم از دارایی خود را صدقه داد. خداوند میفرماید: «دارای وسعت از وسعت خویش انفاق کند» (طلاق/۷).
* ظاهرا هر اوقیه معادل ۷ مثقال و چهل درهم (سکه نقره) است.
الدر المنثور، ج6، ص237
الف. أخرج ابن مردويه عن على قال جاء رجل إلى النبي ص كان له مائة أوقية بعشر أواق و جاءه رجل كان له مائة دينار بعشر دنانير و جاءه رجل له عشرة دنانير بدينار.
فقال النبي ص أنتم في الأجر سواء كل واحد منكم جاء بعشر ماله؛ ثم قرأ رسول الله ص: «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ».
ب. أخرج الطبراني عن ابى مالك الأشعري قال قال رسول الله ص: ثلاثة نفر كان لأحدهم عشرة دنانير فتصدق منها بدينار و كان لآخر عشر أواق فتصدق منها بأوقية و كان لآخر مائة أوقية فتصدق منها بعشرة أواق.
فقال رسول الله ص: هم في الأجر سواء كل تصدق بعشر ماله قال الله: «لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِه».
حکايت
۹) از محمد بن عیسی بن زیاد روایت شده است که گفت:
در دفتر ابن عباد بودم که دیدم که از کتابی نسخهبرداری میکنند. در مورد آن پرسیدم، گفتند: نامهای از حضرت رضا (ع) به پسرش (علیه السلام) از خراسان است. از آنها خواستم آن را به من بدهند و دادند. در آن نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحیم. خداوند عمرت را طولانی کند و تو را از دشمنت محافظت فرماید. پسرم، پدرت فدای تو. من در حالی که زندهام اموالم را به طور کامل برایت توضیح دادم، به امید اینکه خداوند به خاطر خویشاوندیت و به خاطر سرورانم موسی و جعفر علیهما السلام بر تو منت نهد [= تو را مشمول رحمت خویش سازد].
اما سعیده، زنی است که در عین حال که رقیق القلب است، در مقام بخشش و کار صواب، ارادهای استوار دارد، ولی مطلب فقط این نیست. خداوند فرمود: «کیست که به خدا قرض نیکو دهد تا آن را برای او چندین برابر کند؟» (بقره/۲۴۵) و فرمود: «دارای وسعت از وسعت خویش انفاق کند و کسی که روزیاش بر او تنگ گرفته شده از آنچه خداوند به او داده است انفاق کند» (طلاق/۷) و خدا به تو بسیار وسعت داده است، ای پسرم، پدرت فدای تو. مراقب باش که ظواهر امر را بر تو مخفی و مشتبه نکند که در این صورت نخوانی سهم و بهره خود را ببری؛ والسلام.
تفسير العياشي، ج1، ص132
عن محمد بن عيسى بن زياد قال كنت في ديوان ابن عباد فرأيت كتابا ينسخ. فسألت عنه، فقالوا: كتاب الرضا إلى ابنه ع من خراسان فسألتهم أن يدفعوه إلي، فدفعوه إلي. فإذا فيه:
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ. أَبقاكَ اللَّهُ طَويلًا، وَأَعاذَكَ مِن عَدُوِّكَ. يا وَلَدي فَداكَ أَبوكَ، قَد فَسَّرتُ لَكَ مالي وَأَنَا حَيٌّ سَويٌّ، رَجاءَ أَن يَمُنَّكَ (اللَّهُ) بِالصِّلَةِ لِقَرابَتِكَ وَلِمَوالي موسى وَجَعفَرَ رَضيَ اللَّهُ عَنهُما.
فَأَمَّا سَعيدَةُ فَإِنَّها امرأَةٌ قَويُّ الجَزمِ في النَّحلِ وَالصَّوابِ، في رِقَّةِ الفِطرِ، وَلَيسَ ذلِكَ كَذلِكَ، قالَ اللَّهُ: «مَّن ذَا الَّذِى يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً» وقال: «لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مّن سَعَتِهِ وَ مَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّآ ءَاتَاهُ اللَّهُ» وَقَد أَوسَعَ اللَّهُ عَلَيكَ كَثيراً يا بُنَيَّ فَداكَ أَبوكَ لا يستر في الأُمورِ بِحَسبِها فَتَحظى حَظَّكَ وَالسَّلام.
ظاهرا این سعیده همان است که در روایت کشی این حکایت از امام رضا ع در وصفش آمده است:
ب. از امام رضا (ع) نقل شده که فرمودند:
سعیده، کنیز آزادشدهای امام صادق (ع)، از اهل فضل بود. هرچه از امام عبدالله (ع) میشنید، میآموخت. وصیت پیامبر (ص) نزد او بود و امام صادق (ع) به او گفته بود: «از خدایی که تو را در دنیا به من شناساند میخواهم که در بهشت تو را به همسریام درآورد.» او نزدیک خانه امام صادق (ع) زندگی میکرد و در مسجد دیده نمیشد مگر در حال سلام و صلوات فرستادن بر پیامبر (ص)، هنگام خروج به سمت مکه یا بازگشت از مکه.
و فرمود: آخرین گفتههایش همیشه او این بود: «[ان شاء الله] راضی باشیم به ثواب [الهی] و ایمن باشیم از عقاب [الهی].»
رجال الكشي، ص366
سَعِيدَةُ مَوْلَاةُ جَعْفَرٍ (ع)
مُحَمَّدُ بْنُ مَسْعُودٍ، قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ الْحَسَنِ، قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ الْوَلِيدِ، عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ هِلَالٍ، عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا (ع)، ذَكَرَ:
أَنَّ سَعِيدَةَ مَوْلَاةَ جَعْفَرٍ (ع) كَانَتْ مِنْ أَهْلِ الْفَضْلِ، كَانَتْ تَعَلَّمُ كُلَّمَا سَمِعَتْ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع)، وَ أَنَّهُ كَانَ عِنْدَهَا وَصِيَّةُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَ أَنَّ جَعْفَراً قَالَ لَهَا أَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي عَرَّفَنِيكِ فِي الدُّنْيَا أَنْ يُزَوِّجَنِيكِ فِي الْجَنَّةِ، وَ أَنَّهَا كَانَتْ فِي قُرْبِ دَارِ جَعْفَرٍ (ع)، لَمْ تَكُنْ تُرَى فِي الْمَسْجِدِ إِلَّا مُسَلِّمَةً عَلَى النَّبِيِّ (ص) خَارِجَةً إِلَى مَكَّةَ أَوْ قَادِمَةً مِنْ مَكَّةَ.
وَ ذَكَرَ أَنَّهُ كَانَ آخِرُ قَوْلِهَا: قَدْ رَضِينَ الثَّوَابَ وَ أَمِنَّا الْعِقَابَ.
ب. لَايُكَلِّفُ الله نَفْسًا إِلَّا مَا ءاتَـٰها
این فراز از آیه شبیه فراز «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» (بقره/۲۸۶) است؛ که آنجا بحث کلی استطاعت مد نظر بوده است و اینجا حالت خاصی از آن؛ لذا اینجا فقط احادیث مربوط به این فضا یا احادیثی که این آیه در آنها آمده میآوریم و احادیث مفصل مربوط به ابعاد مختلف این مساله ان شاءالله ذیل آیه مذکور خواهد آمد.
۱۱) عبدالأعلی گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: «آیا در مردم ابزاری نهاده شده است که بهوسیلهی آن به معرفت دست یابند»؟
فرمودند: «خیر».
گفتم: «آیا به [تحصیل] معرفت مکلف شدهاند»؟
فرمود: «خیر، همانا بیان کردن برعهده خداوند است؛ «خداوند بر بندگان جز به اندازه وسع آنها تکلیف نمیکند» (بقره/۲۸۶)، «خداوند بر کسی جز [در حد] آنچه به او داده است تکلیف نمیکند» (طلاق/۷).
المحاسن، ج1، ص277
عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: هَلْ جُعِلَ فِي النَّاسِ أَدَاةٌ يَنَالُونَ بِهَا الْمَعْرِفَةَ؟
قَالَ فَقَالَ: لَا.
قُلْتُ: فَهَلْ كُلِّفُوا الْمَعْرِفَةَ؟
قَالَ: لَا، إِنَّ عَلَى اللَّهِ الْبَيَانَ «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ الْعِبَادَ إِلَّا وُسْعَها» «وَ لَا يُكَلِّفُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها».
ب. مرحوم کلینی و شیخ صدوق هم این حدیث را آورده و فرازی هم در ادامهاش آوردهاند بدین صورت که:
عبدالاعلی ادامه داد: و از ایشان درباره این آیه پرسیدم: «و این گونه نیست که خداوند قومی را پس از هدايتشان نموده، به حال نادانى واگذارد، تا آنكه آنچه را كه بايد از آن تقوا پیشه كنند برای آنها تبیین نماید» (توبه/۱۱۵).
فرمودند: تا آنکه به آنان بشناساند آنچه که موجب رضایت اوست و آنچه موجب خشم اوست.
الكافي، ج1، ص163؛ التوحيد (للصدوق)، ص414۱۹
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ حَمَّادٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: أَصْلَحَكَ اللَّهُ هَلْ جُعِلَ فِي النَّاسِ أَدَاةٌ يَنَالُونَ بِهَا الْمَعْرِفَةَ؟
قَالَ فَقَالَ: لَا.
قُلْتُ: فَهَلْ كُلِّفُوا الْمَعْرِفَةَ؟
قَالَ: لَا عَلَى اللَّهِ الْبَيَانُ «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» «وَ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها».
قَالَ: وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ «وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ ما يَتَّقُونَ»؟
قَالَ: حَتَّى يُعَرِّفَهُمْ مَا يُرْضِيهِ وَ مَا يُسْخِطُهُ.
ج. شاید حدیث زیر بتواند مقصود حدیث فوق را بهتر آشکار کند که از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمودند:
برعهده خلایق نیست که خدا را بشناسند [= خودشان ابتدا به ساکن برای شناخت خدا اقدام کنند]، بلكه حق آنها بر خدا این است که [خودش را] به آنان بشناساند؛ و حق خدا بر خلایق این است که وقتی بدانان شناساند، بپذیرند.
الكافي، ج1، ص164
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ الْمَحَامِلِيِّ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَيْسَ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَنْ يَعْرِفُوا وَ لِلْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ وَ لِلَّهِ عَلَى الْخَلْقِ إِذَا عَرَّفَهُمْ أَنْ يَقْبَلُوا.
۱۲) از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:
به بندگان امر نمیشود مگر در حدی کمتر از وسع آنها. پس هر چیزی را که به مردم دستور داده شده، وسعت و ظرفیت آن را داشتهاند؛ و چیزی که ظرفیتش را نداشتهاند، از آنان برداشته شده است؛ ولی مردم به گونهایاند که خیری در آنها نیست!
تبصره: ظاهرا این تعبیر اخیر اشاره به این است که با اینکه خداوند همیشه بارهایی کمتر از ظرفیت افراد بر دوششان میگذارد، اما غالبا اعتراض میکنند و طوری وانمود میکنند که گویی باری فوق توان بر دوششان گذاشته شده است.
التوحيد (للصدوق)، ص347
حَدَّثَنَا أَبِي وَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُمَا اللَّهُ قَالا حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ جَمِيعاً عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ الْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
مَا أُمِرَ الْعِبَادُ إِلَّا بِدُونِ سَعَتِهِمْ فَكُلُّ شَيْءٍ أُمِرَ النَّاسُ بِأَخْذِهِ فَهُمْ مُتَّسِعُونَ لَهُ وَ مَا لَا يَتَّسِعُونَ لَهُ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُمْ وَ لَكِنَّ النَّاسَ لَا خَيْرَ فِيهِمْ.
۱۳) از امام صادق ع روایتی درباره اینکه نه جبر درست و است و نه تفویض، بلکه «منزلت بین منزلتین» است، آمده که برای توضیح آن محتوا، پنج مطلب را لازم دانستهاند؛ که اولین مورد آن در نقل تحف العقول با عبارت «صِحَّةُ الْخِلْقَة» و در نقل الاحتجاج با عبارت «صِحَّةُ الْعَقْل» ثبت شده است۲۰. بعدها عدهای از شیعیان برای امام هادی ع نامهای نوشتند و در آن درباره جبر و تفویض سوال کردند؛ و ایشان عمده پاسخ خود را به شرح این حدیث امام صادق ع اختصاص میدهند که فرازی از این شرح را مرحوم طبرسی در احتجاج (ج۲، ص۴۵۰-۴۵۳)، و متن نسبتا کامل آن را ابن شعبه حرانی در تحف العقول (ص۴۵۸-۴۷۵) روایت کردهاند و فرازهایی از آن قبلا گذشت.۲۱ در فراز دیگری از آن آمده است:
و سخن بین جبر و تفویض همان امتحان کردن و آزمودن و مبتلا کردن با استطاعتی اس که به بنده واگذار شده است و شرح آن در همان پنج موردی است که امام صادق ع برشمرد که آنها جوامع فضل را در خد جمع کردهاند و من با شواهدی از قرآن و بیان آنها را تفسیر میکنم ان شاء الله.
تفسیر «سلامت خلقت» [یا: سلامت عقل]
اما این سخن امام صادق ع، معنایش کمال آفرینش انسان و کمال حواس و ثبات عقل و تمییر و رها بودن زبان برای سخن گفتن است؛ و این همان سخن خداوند است که: «و حقّا كه ما فرزندان آدم را كرامت بخشيديم، و آنها را در خشكى و دريا سوار كرديم و آنها را از انواع پاكيزهها روزى كرديم، و آنها را بر بسيارى از آفريدههاى خود برترى داديم» (اسراء/۷۰)؛ پس خبر داد از برتری بنی آدم بر سایر خلائق از چهارپایان و درندگان و آبزیان و پرندگان و هر متحرکی که حواس بنیآدم آن را با تمییز عقل و نطق در میکند؛ و این همان سخن خداوند است که «براستى انسان را در نيكوترين قوام آفريديم» (تین/4) و فرمود «اى انسان، چه چيز تو را به پروردگار بزرگوارت مغرور نمود؟ خدايى كه تو را آفريد و [اندامهاي] تو را درست کرد ساخت و [آن گاه] تو را سامان بخشيد؛ در هر صورتى كه خواست تو را تركيب بخشيد.» (انفطار/۶-۸) و آیات فراوان دیگری؛
پس اولین نعمت خداوند بر انسان صحت عقل او و برتریاش بر بسیاری از آفریدگانش به خاطر کمال عقل و تمییز بیان، و این بدان جهت است که هر متحرکی در گستره زمین، به ذات خویش به حواس خود برپا و در ذاتش کمالجوست؛ پس بنی آدم را با سخن گفتنی که غیر او، از آفریدههای درککننده به وسیله حواس از آن محرومند بر آنان برتری داد؛ وبه خاطر این سخن گفتن بود که فرزند آدم بر سایر خلائق سلطنت پیدا کرد تا جایی که امر کننده و نهی کننده شد و غیر او مسخر او گردید همان گونه که خداوند فرمود: «اين گونه آنها را تحت تسخیر شما درآورد، تا خدا را به پاس آنكه شما را هدايت نموده به بزرگى ياد كنيد» (حج/37) و فرمود: «و اوست كسى كه دريا را مسخّر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد، و زینتهایی كه آن را مىپوشيد از آن بيرون آوريد» (نحل/14) و « و چارپايان را براى شما آفريد: در آنها براى شما [وسيله] گرمى و سودهايى است، و از آنها مىخوريد. و در آنها براى شما زيبايى است، آن گاه كه [آنها را] از چراگاه برمىگردانيد، و هنگامى كه به چراگاه مىبريد. و بارهاى شما را به شهرى مىبرند كه جز با دشوارى جانكاه بدان نمىتوانستيد برسيد» (نحل/۵-7)
از اینرو خداوند انسان را به خاطر اینکه او را با متعادل بودن آفرینش و کمال نطق و معرفت برتری داد به پیروی اوامر و اطاعت خود دعوت کرد پس از آنکه وی را استطاعت انجام تکلیف بهرهمند ساخت با این سخنش که فرمود: «پس تا میتوانید تقوای الهی پیشه کنید و گوش دهید و اطاعت نمایید» (تغابن/۱۶) و فرمود: «خداوند بر بندگان جز به اندازه وسع آنها تکلیف نمیکند» (بقره/۲۸۶)، «خداوند بر کسی جز [در حد] آنچه به او داده است تکلیف نمیکند» (طلاق/۷) و آیات بسیار دیگر،
و اگر خدا از بندهاش حسی از حواس [پنجگانه] اش را بگیرد عمل مربوط به آن حس را از عهده او برمیدارد، همانند اینکه فرموده: «نه بر نابینا حرجی هست و نه بر لنگ» (فتح/۱۷)؛ پس، از هرکس که این گونه باشد جهاد و کلّیهی وظایفی را که از انجامش عاجز است برداشته و همچنین حج و زکات را بر آنکه مال و استطاعتش داده واجب کرده و از فقیر نخواسته، فرمود: «و براى خدا، حج آن خانه، بر عهده مردم است [البته بر] كسى كه بتواند به سوى آن راه يابد» (آل عمران/۹۷) و دربارهی «ظهار» فرمود: « و كسانى كه با همسران خود ظهار مىكنند، سپس از آنچه گفتهاند بازمىگردند، بر آنها واجب است پيش از آن كه با هم تماس [جنسی] برقرار کنند، بردهاى آزاد كنند» تا آنجا که فرمود: «و کسی که توانایی [آزادکردن بردهای] نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از تماس روزه بگیرد و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند» (مجادله/42-۴۳) اینها همه دلیل است که خداوند تبارکوتعالی بندگان را تکلیفی ما زاد بر قدرتی که به آنها داده نخواسته، و نهی و منع او هم به همین منوال است، این است معنای «سلامت خلقت» ... .۲۲
تحف العقول، ص۴۶۰ و۴۷۰-۴۷۲
رسالته [الإمام أبي الحسن علي بن محمد ع] ع في الرد على أهل الجبر و التفويض و إثبات العدل و المنزلة بين المنزلتين
فَإِنَّا نَبْدَأُ مِنْ ذَلِكَ بِقَوْلِ الصَّادِقِ ع لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ وَ لَكِنْ مَنْزِلَةٌ بَيْنَ الْمَنْزِلَتَيْنِ وَ هِيَ صِحَّةُ الْخِلْقَةِ [/ صِحَّةُ الْعَقْل] وَ تَخْلِيَةُ السَّرْبِ وَ الْمُهْلَةُ فِي الْوَقْتِ وَ الزَّادُ مِثْلُ الرَّاحِلَةِ وَ السَّبَبُ الْمُهَيِّجُ لِلْفَاعِلِ عَلَى فِعْلِهِ. فَهَذِهِ خَمْسَةُ أَشْيَاءَ جَمَعَ بِهِ الصَّادِقُ ع جَوَامِعَ الْفَضْلِ. فَإِذَا نَقَصَ الْعَبْدُ مِنْهَا خَلَّةً كَانَ الْعَمَلُ عَنْهُ مَطْرُوحاً بِحَسَبِهِ فَأَخْبَرَ الصَّادِقُ ع...
... وَ الْقَوْلُ بَيْنَ الْجَبْرِ وَ التَّفْوِيضِ هُوَ الِاخْتِبَارُ وَ الِامْتِحَانُ وَ الْبَلْوَى بِالاسْتِطَاعَةِ الَّتِي مَلَّكَ الْعَبْدَ وَ شَرْحُهَا فِي الْخَمْسَةِ الْأَمْثَالِ الَّتِي ذَكَرَهَا الصَّادِقُ ع أَنَّهَا جَمَعَتْ جَوَامِعَ الْفَضْلِ وَ أَنَا مُفَسِّرُهَا بِشَوَاهِدَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ الْبَيَانِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
تَفْسِيرُ صِحَّةِ الْخِلْقَةِ: أَمَّا قَوْلُ الصَّادِقِ ع فَإِنَّ مَعْنَاهُ كَمَالُ الْخَلْقِ لِلْإِنْسَانِ وَ كَمَالُ الْحَوَاسِّ وَ ثَبَاتُ الْعَقْلِ وَ التَّمْيِيزِ وَ إِطْلَاقُ اللِّسَانِ بِالنُّطْقِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا» فَقَدْ أَخْبَرَ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ تَفْضِيلِهِ بَنِي آدَمَ عَلَى سَائِرِ خَلْقِهِ مِنَ الْبَهَائِمِ وَ السِّبَاعِ وَ دَوَابِّ الْبَحْرِ وَ الطَّيْرِ وَ كُلِّ ذِي حَرَكَةٍ تُدْرِكُهُ حَوَاسُّ بَنِي آدَمَ بِتَمْيِيزِ الْعَقْلِ وَ النُّطْقِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ» وَ قَوْلُهُ «يا آیها الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ. الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ. فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ» وَ فِي آيَاتٍ كَثِيرَةٍ؛
فَأَوَّلُ نِعْمَةِ اللَّهِ عَلَى الْإِنْسَانِ صِحَّةُ عَقْلِهِ وَ تَفْضِيلُهُ عَلَى كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِهِ بِكَمَالِ الْعَقْلِ وَ تَمْيِيزِ الْبَيَانِ وَ ذَلِكَ أَنَّ كُلَّ ذِي حَرَكَةٍ عَلَى بَسِيطِ الْأَرْضِ هُوَ قَائِمٌ بِنَفْسِهِ بِحَوَاسِّهِ مُسْتَكْمِلٌ فِي ذَاتِهِ فَفَضَّلَ بَنِي آدَمَ بِالنُّطْقِ الَّذِي لَيْسَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الْخَلْقِ الْمُدْرِكِ بِالْحَوَاسِّ فَمِنْ أَجْلِ النُّطْقِ مَلَّكَ اللَّهُ ابْنَ آدَمَ غَيْرَهُ مِنَ الْخَلْقِ حَتَّى صَارَ آمِراً نَاهِياً وَ غَيْرُهُ مُسَخَّرٌ لَهُ كَمَا قَالَ اللَّهُ «كَذلِكَ سَخَّرَها لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلى ما هَداكُمْ» وَ قَالَ «وَ هُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْماً طَرِيًّا وَ تَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَها» وَ قَالَ «وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ. وَ لَكُمْ فِيها جَمالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَ حِينَ تَسْرَحُونَ. وَ تَحْمِلُ أَثْقالَكُمْ إِلى بَلَدٍ لَمْ تَكُونُوا بالِغِيهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ»
فَمِنْ أَجْلِ ذَلِكَ دَعَا اللَّهُ الْإِنْسَانَ إِلَى اتِّبَاعِ أَمْرِهِ وَ إِلَى طَاعَتِهِ بِتَفْضِيلِهِ إِيَّاهُ بِاسْتِوَاءِ الْخَلْقِ وَ كَمَالِ النُّطْقِ وَ الْمَعْرِفَةِ بَعْدَ أَنْ مَلَّكَهُمْ اسْتِطَاعَةَ مَا كَانَ تَعَبَّدَهُمْ بِهِ بِقَوْلِهِ «فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطِيعُوا» وَ قَوْلِهِ «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها» وَ قَوْلِهِ «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا ما آتاها» وَ فِي آيَاتٍ كَثِيرَةٍ؛
فَإِذَا سَلَبَ مِنَ الْعَبْدِ حَاسَّةً مِنْ حَوَاسِّهِ رَفَعَ الْعَمَلَ عَنْهُ بِحَاسَّتِهِ كَقَوْلِهِ «لَيْسَ عَلَى الْأَعْمى حَرَجٌ وَ لا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ» الْآيَةَ فَقَدْ رَفَعَ عَنْ كُلِّ مَنْ كَانَ بِهَذِهِ الصِّفَةِ الْجِهَادَ وَ جَمِيعَ الْأَعْمَالِ الَّتِي لَا يَقُومُ بِهَا وَ كَذَلِكَ أَوْجَبَ عَلَى ذِي الْيَسَارِ الْحَجَّ وَ الزَّكَاةَ لِمَا مَلَّكَهُ مِنِ اسْتِطَاعَةِ ذَلِكَ وَ لَمْ يُوجِبْ عَلَى الْفَقِيرِ الزَّكَاةَ وَ الْحَجَّ قَوْلُهُ «وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» وَ قَوْلُهُ فِي الظِّهَارِ «وَ الَّذِينَ يُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ» إِلَى قَوْلِهِ «فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً» كُلُّ ذَلِكَ دَلِيلٌ عَلَى أَنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمْ يُكَلِّفْ عِبَادَهُ إِلَّا مَا مَلَّكَهُمْ اسْتِطَاعَتَهُ بِقُوَّةِ الْعَمَلِ بِهِ وَ نَهَاهُمْ عَنْ مِثْلِ ذَلِكَ فَهَذِهِ صِحَّةُ الْخِلْقَةِ. وَ أَمَّا قَوْلُهُ تَخْلِيَةُ السَّرْب ...
ج. سَيَجْعَلُ الله بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا
ذیل آیه ۲ حدیثی آمد که به این فراز هم مربوط است: جلسه ۱۱۷۷،حدیث۵۷ https://yekaye.ir/at-talaq-65-02/
اما احادیث دیگر:
۱۵) الف. میبدی (م ۹۱۱) در دیوانی که اشار منسوب به امیرالمومنین را گردآوری کرده شعر زیر را به ایشان نسبت داده است.
وَ كَمْ لِلَّهِ مِنْ لُطْفٍ خَفِيٍّ / يَدِقُّ خِفَاهُ عَنْ فَهْمِ الزَّكِيِ
وَ كَمْ يُسْرٍ أَتَى مِنْ بَعْدِ عُسْرٍ / وَ فَرَّجَ كُرْبَةَ الْقَلْبِ الشَّجِيِ
وَ كَمْ أَمْرٍ تُسَاءُ بِهِ صَبَاحاً / وَ تَأْتِيكَ الْمَسَرَّةُ بِالْعَشِي
إِذَا ضَاقَتْ بِكَ الْأَحْوَالُ يَوْماً / فَثِقْ بِالْوَاحِدِ الْفَرْدِ الْعَلِيِ
تَوَسَّلْ بِالنَّبِيِّ فَكُلُّ خَطْبٍ / يَهُونُ إِذَا تُوُسِّلَ بِالنَّبِيِ
وَ لَا تَجْزَعْ إِذَا مَا نَابَ خَطْبٌ / فَكَمْ لِلَّهِ مِنْ لُطْفٍ خَفِيِ
ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص494-498
ترجمه شعری:
خدا راست مر لطف پنهان بسی / خفی مانده از فهم شخص زکی
بسی حال خوش، بعدِ بس ناخوشی / فرج آمده بهر قلب شجی
بسی وضع ناخوش تو را در صباح / شده مایه سرخوشی در مساء
گرت عرصه تنگ آورد روزگار / به حق کن توکل به تک کردگار۲۳
تو رو بر پیمبر توسل نما / صعویت شود نزد تو بینوا۲۴
مَنال ار به پایت فرو شد خسی۲۵/ خدا راست مر لطف پنهان بسی
ترجمه دقیق:
خداوند چه بسیار الطاف پنهانی دارد که پنهانیاش بقدری است که حتی فهم انسان زیرک هم ظرافت آن را درنیابد.
چهبسا آسانیاى كه پس از سختىای آمده؛ و فرجی که برای گرفتاری قلب غمگين رسیده.
چهبسا موضوعى كه صبح تو را ناراحت میکرده و شب مآیهى خوشحالى تو گرديده است.
اگر روزى اوضاع و احوال عرصه را بر تو تنگ کرد، به يكتاى بیهمتای بلندمرتبه تکیه كن.
در هر پیشامدی به پیامبر ص توسل بجوی، زيرا هر مشكلى هنگامی که به آن حضرت توسل جستى آسان مىگردد.
آنگاه كه پیشامدها تو را نیش زد ناله مكن، زيرا خداوند چه بسیار الطاف پنهانی دارد.
ب. سماهیجی (م۱۱۳۵) نیز در کتاب خویش همین اشعار را به ایشان نسبت داده است، که یک بیت اضافه دارد:
الصحيفة العلوية و التحفة المرتضوية، ص277
و كم للّه من لطف خفىّ / يدقّ خفاه عن فهم الزّكىّ
و كم يسر اتى من بعد عسر / ففرّج كربة القلب الشّجىّ
و كم امر تساء به صباحا / فتأتيك المسرّة بالعشىّ
اذا ضاقت بك الأحوال يوما / فثق بالواحد الفرد العلىّ
توسّل بالنّبىّ فكلّ خطب / يهون اذا توسّل بالنّبىّ
و لا تجزع اذا ما ناب خطب / فكم للّه من لطف خفىّ
و صلّى اللّه ربّى كلّ حين / على الهادى النّبىّ الأبطحى
ترجمه بیت آخر که اضافه است:
و هر لحظه خواهم خدا یک درود / فرستد به سوی نبیّ ودود
و در هر لحظه صلوات خداوند پروردگارم بر آن پیامبر هدایتگر اهل بطحاء [مکه]
۱۶) الف. این شعر نیز به امیرالمومنین ع نسبت داده شده است:
لَئِنْ سَاءَنِي دَهْرٌ فَقَدْ سَرَّنِي دَهْرٌ / وَ إِنْ مَسَّنِي عُسْرٌ فَقَدْ مَسَّنِي يُسْرٌ
لِكُلٍّ مِنَ الْأَيَّامِ عِنْدِي عَادَةٌ / فَإِنْ سَاءَنِي صَبْرٌ وَ إِنْ سَرَّنِي شُكْرٌ
ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص189
ترجمه شعری:
گرَم ناخوش آمد زمانی به کام / چه غم چون زمان دگر، غرق کام
به گاهی شود وضع و حالم خراب / به گاه دگر باشدم لب به جام
به هر روز باشد مرا سیرهای / به هنگام غم صبر و، شکرم به کام۲۶
ترجمه دقیق:
اگر روزگاری به من بدی كرد روزگاری هم بود که مرا خوشحال کرد و اگر سختیای به من رسید، آسانیای هم به من رسید
و برای هر روزی من عادتی دارم: اکر با من بدی کرد صبر میکنم و اگر شیرینکامم کرد کرد شکر میکنم
ب. شعر زیر هم که منسوب به ایشان است مضمونی نزدیک به شعر فوق دارد:
لَئِنْ سَاءَنِي دَهْرٌ عَزَمْتُ تَصَبُّراً / فَكُلُّ بَلَاءٍ لَا يَدُومُ يَسِيرٌ
وَ إِنْ سَرَّنِي لَمْ أَبْتَهِجْ بِسُرُورِهِ / فَكُلُّ سُرُورٍ لَا يَدُومُ حَقِير
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج4، ص35؛ ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص189
ترجمه شعری
گر تلخ شود به من زمانه / با صبر کنم بر او حماسه
زیرا که بلا نباشدم سخت / وقتی که نبُود جاودانه
گر سرخوشی و شگفتم آرد / مستی نکنم به هر بهانه
زیرا که بسی حقیر باشد / هر سرخوشیِ بند [به] زمانه۲۷
ترجمه دقیق:
اگر روزگار به من بد كرد تصميم به صبر مىگيرم، زيرا هر بلایی كه دوام ندارد آسان است.
و اگر روزگار مرا خوشحال ساخت، از فرط خوشی دست و پایم را گم نمیکنم، زيرا آن خوشىای كه دوام ندارد ناچيز است.
۱۷) این شعر نیز به امیرالمومنین ع نسبت داده شده است:
الدَّهْرُ يَخْنِقُ أَحْيَاناً قِلَادَتَهُ / عَلَيْكَ لَا تَضْطَرِبْ فِيهِ وَ لَا تَثِبِ
حَتَّى يُفَرِّجَهَا فِي حَالِ مُدَّتِهَا / فَقَدْ يَزِيدُ اخْتِنَاقاً كُلُّ مُضْطَرِبٍ
ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص59
ترجمه شعری (از میبدی در همان ديوان أمير المؤمنين ع ص۶۱)
گاهى كه دلت ز دهر مىگردد ريش / زنهار مباش مضطرب اي درويش
شخصى كه كنند ريسمانش به گلو / هرچند طپد، خناق او گردد بيش
ترجمه دقیق:
گاهى روزگار گلويت را فشار مىدهد در اين صورت نه مضطرب شو و نه از جاى بپر.
تا اینکه با گذشت زمانش فرجی بر تو حاصل شود؛ زیرا اضطراب، فشار بر گلو را مىافزاید.
۱۸) این شعر نیز به امیرالمومنین ع نسبت داده شده است:
إِنِّي أَقُولُ لِنَفْسِي وَ هِيَ ضَيِّقَةٌ / وَ قَدْ أَتَاحَ عَلَيْهَا الدَّهْرُ بِالْعَجَبِ
صَبْراً عَلَى شِدَّةِ الْأَيَّامِ إِنَّ لَهَا / عُقْبَى وَ مَا الصَّبْرُ إِلَّا عِنْدَ ذِي الْحَسَبِ
سَيَفْتَحُ اللَّهُ عَنْ قُرْبٍ بِنَافِعَةٍ / فِيهَا لِمِثْلِكَ رَاحَاتٌ مِنَ التَّعَبِ
ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص59
ترجمه شعری
وقتی که روزگار به هنگامه ی حضیض / بر من گرفت سخت، به خود گویم ای عزیز
بر شدت زمانه تو به صبری بکن گذار / این نیز بگذرد و تو مانی و افتخار
آنگه گشایشی ز خدا مر تو را رسد / بس راحتی است بهر تو وقتی که غم رود۲۸
ترجمه دقیق
به خودم مىگويم در آن شرائطى كه به سختى افتادهام و روزگار حوادث عجيبى براى من در نظر گرفته است:
در برابر سختىهاى روزگار صبر داشته باش كه آنها را پايانی است؛ و افراد باحسب و نسباند که اهل صبرند
خداوند بزودی با امری سودمند [درهای بسته را] میگشاید و براى مثل تو در آن آسايش فراوانى از رنج وجود دارد.
۱۹) این شعر نیز به امیرالمومنین ع نسبت داده شده است:
إِذَا اشْتَمَلَتْ عَلَى الْيَأْسِ الْقُلُوبُ / وَ ضَاقَ لِمَا بِهِ الصَّدْرُ الرَّحِيبُ
وَ أَوْطَنَتِ الْمَكَارِهُ وَ اطْمَأَنَّتْ / وَ أَرْسَتْ فِي أَمَاكِنِهَا الْكُرُوبُ
وَ لَمْ يُرَ لِانْكِشَافِ الضُّرِّ وَجْهٌ / وَ لَا أَغْنَى بِحِيلَتِهِ الْأَرِيبُ
أَتَاكَ عَلَى قُنُوطٍ مِنْكَ غَوْثٌ / يَمُنُّ بِهِ اللَّطِيفُ الْمُسْتَجِيبُ
وَ كُلُّ الْحَادِثَاتِ إِذَا تَنَاهَتْ / فَمَوْصُولٌ بِهِ فَرَجٌ قَرِيبٌ
ديوان أمير المؤمنين عليه السلام، ص59
ترجمه شعری
وقتی که گرفت یأس، قلبت را هم / و سینهات آمد به گلو از این غم
وقتی که مکاره آمد اندر پس هم / و ریشه دوانید ز سر تا به قدم
وقتی که ندیدی تو نجاتی سر راه / و زمین خورد تدبیر از هر چه صنم۲۹
بنگر که رسد ز غیب از فضل خدای / یُمن و فرج و بر همه غمها مرهم
وقتی همهی حوادث تلخ رسید / به غایت خود، رسد گشایش پیِ هم۳۰
ترجمه دقیق
آنگاه كه قلبها را نااميدى احاطه كرد و غمها، سينهها را تنگ كرد،
و آنگاه كه ناراحتىها، خانه كرد و ريشه دوانيد و سختىها در مراكز خود، استوار گرديد،
و آنگاه كه براى برطرف كردن ناملايمات راهى دیده نمیشد و عاقل نمىتوانست با تدبیر خود مشکل را رفع کند،
در دل تمام نااميدىهایت فريادرسی سراغت آید كه خداوند اجابتکننده با آن بر بندگانش منت میگذارد.
و تمام حوادث وقتى به نهایت خود برسد، گشايشی نزدیک بدان وصل شود.
۲۰) الف. از امام صادق ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:
زاهد نزد ما کسی است که بداند پس عمل کند، کسی که یقین کند پس برحذر شود؛ و اگر بر سختی، روز به شب رساند خدا را حمد گوید و اگر بر آسانی، شب را به صبح رساند خدا را شکر گوید؛ که چنین کسی زاهد است.
الجعفريات (الأشعثيات)، ص232
بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ:
الزَّاهِدُ عِنْدَنَا مَنْ عَلِمَ فَعَمِلَ وَ مَنْ أَيْقَنَ فَحَذِرَ وَ إِنْ أَمْسَى عَلَى عُسْرٍ حَمِدَ اللَّهَ وَ إِنْ أَصْبَحَ عَلَى يُسْرٍ شَكَرَ اللَّهَ فَهُوَ الزَّاهِدُ.
ب. با همین سند به صورت زیر نیز روایت شده است که:
زاهد در دنیا کسی است که موظه شود پس پند گیرد و کسی که بداند پس عمل کند، و یقین کند پس برحذر شود؛ زاهدان درد نیا کسانیاند که موعظه شدند پس پند پذیرفتند و یقین کردند پس برحذر شدند و دانستند پس عمل کردند؛ اگر آسانیای بدانها رسید شکر کردند و اگر سختیای بدانان رسید صبر نمودند.
الجعفريات (الأشعثيات)، ص233؛ مجموعة ورام، ج2، ص213؛ إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج1، ص14
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ: الزَّاهِدُ فِي الدُّنْيَا مَنْ وُعِظَ فَاتَّعَظَ وَ مَنْ عَلِمَ فَعَمِلَ وَ مَنْ أَيْقَنَ فَحَذِرَ فَالزَّاهِدُونَ فِي الدُّنْيَا قَوْمٌ وُعِظُوا فَاتَّعَظُوا وَ أَيْقَنُوا فَحَذِرُوا وَ عَلِمُوا فَعَمِلُوا إِنْ أَصَابَهُمْ يُسْرٌ شَكَرُوا وَ إِنْ أَصَابَهُمْ عُسْرٌ صَبَرُوا.
۲۱) برای هر روز ماه مبارک رمضان دعاهایی از پیامبر ص روایت شده است. در دعای مربوط به روز بیست و نهم آمده است:
خدایا شب قدر را روزیام فرما و هر سختیای برای من به آسانی بدل کن و عذرهایم را بپذیر و بار [گناهان] را از دوشم بردار؛ ای کسی که به بندگان مومنش رحیم است.
البلد الأمين، ص222؛ المصباح للكفعمي، ص616
و يستحب أن يدعو في أيام شهر رمضان بهذه الأدعية لكل يوم دعاء على حدة من أوله إلى آخره من كتاب الذخيرة
رَوَاهَا ابْنُ عَبَّاسٍ عَنِ النَّبِيِّ ص:
الْيَوْمَ التَّاسِعَ وَ الْعِشْرِينَ:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ صَيِّرْ لِي كُلَّ عُسْرٍ إِلَى يُسْرٍ وَ اقْبَلْ مَعَاذِيرِي وَ حُطَّ عَنِّي الْوِزْرَ يَا رَحِيماً بِعِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ.۳۱
۲۲) در ماه رمضان مستحب است انسان هر شب بیست رکعت نماز نافله بخواند؛ بعد از نماز مغرب انسان هشت رکعت، و بعد از نماز عشاء ۱۲ رکعت. بعد هر دو رکعت، دعایی از امام صادق ع روایت شده است. ابتدای دعایی که بعد از دوازده رکعت (یعنی بعد از چهارمین رکعت بعد از عشاء) آمده چنین است:
خدایا من از تو حسن ظن به خودت را و صدق در توکل بر تو را درخواست دارم؛
و به تو پناه میبرم از اینکه مرا به بلایی مبتلا کنی که ضرورتش مرا به این وادارد که سراغ معاصی تو روم؛
و به تو پناه میبرم از اینکه مرا به حالی وارد کنی که در آن حال، خواه سختی باشد خواه آسایش، گمان کنم که معاصی تو برای من سودمندتر است از طاعتت؛
و به تو پناه میبرم از اینکه سخن حقی در عرصه طاعت تو بگویم که بخواهم با آن [دل و توجه] غیر تو را طلب کنم؛
و به تو پناه میبرم از اینکه مرا مایه پند گرفتن دیگری قرار دهی؛
و به تو پناه میبرم از اینکه کسی از من به واسطه آنچه به من دادهای خوشبختتر از خودم شود؛
و به تو پناه میبرم از اینکه به زحمت بیفتم برای طلب کردن چیزی که تو سهم من قرار ندادهای؛ و هر سهمی را که سهم من و هر روزیای را که روزی من کردهای آن را در آسانیای از جانب تو و نیز در عافیت و به نحو حلال و طیب به من بده؛
و به تو پناه میبرم از هر چیزی که بین من و تو جدایی اندازد و بین من و تو دوری افکند یا بهره مرا از آنچه نزد توست بکاهد یا مایه رویگردانی وجه کریم تو از من شود؛
و به تو پناه میبرم از اینکه خطا یا ظلم و جرم یا اسرافم بر خویشتن و پیرویام از هوای نفسم و عجله کردنم برای دلخواههایم فاصله بیندازد بین من و مغفرت و رضوان و ثواب و جایزه و برکات و وعدههای نیکوی زیبایی که برعهده خودت گذاشتهای.
این فراز ظاهرا یعنی نعمتی را به من بدهی؛ اما بجای اینکه خودم از آن استفاده کنم و به سعادت برسم خودم آن را هدر دهم و دیگر با استفاده صحیح از آن به سعادت برسد.
تهذيب الأحكام، ج3، ص74؛ المقنعة، ص175؛ مصباح المتهجد، ج2، ص546؛ المصباح للكفعمي، ص566؛ الإقبال بالأعمال الحسنة، ج1، ص100
عَلِيُّ بْنُ حَاتِمٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ السَّرَّاجِ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع:
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ حُسْنَ الظَّنِّ بِكَ وَ الصِّدْقَ فِي التَّوَكُّلِ عَلَيْكَ؛
وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَبْتَلِيَنِي بِبَلِيَّةٍ تَحْمِلُنِي ضَرُورَتُهَا عَلَى التَّعَوُّدِ بِشَيْءٍ مِنْ مَعَاصِيكَ؛
وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي حَالٍ كُنْتُ أَوْ أَكُونُ فِيهَا فِي عُسْرٍ أَوْ يُسْرٍ أَظُنُّ أَنَّ مَعَاصِيَكَ أَنْجَحُ لِي مِنْ طَاعَتِكَ؛
وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَقُولَ قَوْلًا حَقّاً مِنْ طَاعَتِكَ أَلْتَمِسُ بِهِ سِوَاكَ؛
وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَجْعَلَنِي عِظَةً لِغَيْرِي؛
وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ يَكُونَ أَحَدٌ أَسْعَدَ بِمَا آتَيْتَنِي بِهِ مِنِّي؛
وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَتَكَلَّفَ طَلَبَ مَا لَمْ تَقْسِمْ لِي وَ مَا قَسَمْتَ لِي مِنْ قِسْمٍ أَوْ رَزَقْتَنِي مِنْ رِزْقٍ فَأْتِنِي بِهِ فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَ عَافِيَةٍ حَلَالًا طَيِّباً؛
وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ زَحْزَحَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ وَ بَاعَدَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ أَوْ نَقَصَ بِهِ حَظِّي عِنْدَكَ أَوْ صَرَفَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ عَنِّي؛
وَ أَعُوذُ بِكَ أَنْ تَحُولَ خَطِيئَتِي أَوْ ظُلْمِي أَوْ جُرْمِي وَ إِسْرَافِي عَلَى نَفْسِي وَ اتِّبَاعُ هَوَايَ وَ اسْتِعْجَالُ شَهْوَتِي دُونَ مَغْفِرَتِكَ وَ رِضْوَانِكَ وَ ثَوَابِكَ وَ نَائِلِكَ وَ بَرَكَاتِكَ وَ مَوْعُودِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ عَلَى نَفْسِك...
د. خواص این آیه
یافعی شافعی (م۷۶۸) بدون اشاره به اینکه مطلب زیر حدیث است یا نه، در کتاب خویش آورده است:
کسی که معیشت بر او تنگ آمده، به درگاه خداوند توبه کند و قصد خیر نماید، سپس سحرگاه شب جمعه برخیزد و صد با استغفار کند و این آیه را بخواند تا خوابش ببرد، که آنگاه خواهد دید چگونه باید از تنگنایش خارج شود و در برایش گشوده گردد.
الدر النظيم في خواص القرآن الكريم، ص۱۰۳
قوله تعالى: وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ الآية لمن ضاقت عليه معيشة فليتب إلى اللّه و يضمر خيرا ثم يقوم ليلة الجمعة سحرا و يستغفر اللّه مائة مرة و يتلو الآية إلى أن ينام فإنه يرى كيفية المخرج من ضيقه و يفتح له الباب.