📌 فهرست دسترسی سریع (حدیث):
بسیاری از احادیثی که خصوصا ذیل فراز پایانی آیه قبل گذشت به این آیه نیز مرتبط میباشد و بسیاری از احادیثی که در فراز اول در ادامه مطرح میشود به آیه قبل هم مربوط میشود.
الف. وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَايَحْتَسِبُ
۱) از امام کاظم ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت کردهاند که:
رسول الله ص فرمودند: هرکس را که خداوند روزیای به او رسانید که او با پای خود قدم بهسوی آن بر نداشته و دستی بهجانب آن دراز ننموده، و سخنی برای بر زبان نیاورده و لباسی برای آن بر تن خویش محکم نکرده [نقل دیگر: مرکبی را آماده رفتن به سوی آن آماده نکرده] و متعرّض آن نشده باشد، این از آن مواردی است که خداوند متعال در آسمان [در کتاب خود] یاد کرده است؛ و قرائت کردند: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ: و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند برایش محل بیرونشدی قرار میدهد و از راهی که حساب نمیکند او را روزی میدهد» (طلاق/۲-۳).
الجعفريات (الأشعثيات)، ص153؛ دعائم الإسلام، ج2، ص326۱؛ من لا يحضره الفقيه، ج3، ص166۲
أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدٌ حَدَّثَنِي مُوسَى قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ:
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: مَنْ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقٍ لَمْ يَتَخَطَّأْ إِلَيْهِ رِجْلُهُ وَ لَا مُدَّ إِلَيْهِ يَدُهُ وَ لَمْ يَتَكَلَّمْ بِهِ لِسَانُهُ وَ لَمْ تُشَدَّ إِلَيْهِ ثِيَابُهُ [/ لم يَشُدَّ إِلَيْهِ رِكَابَهُ] وَ لَمْ يَتَعَرَّضْ لَهُ، كَانَ مِمَّنْ [/ مِنْ] ذِكْرِ اللَّهِ تَعَالَى فِي السَّمَاءِ [/ فِي كِتَابِهِ]؛ وَ قَرَأَ: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِب».
۲) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
«و از راهی که حساب نمیکند او را روزی میدهد» یعنی برکتی برایش قرار میدهد در آنچه به وی اعطاء میکند.
مجمع البيان، ج10، ص460
روي عن الصادق (ع) أنه قال «وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» أَيْ يُبَارِكُ لَهُ فِيمَا آتَاهُ.
۳) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمودند:
خداوند بر خودش واجب کرده است که هرکس به او ایمان آورد، هدایتش کند؛ و هرکس تقوای او را پیشه سازد، او را حفظ کند؛ و هرکس بر او توکّل کند، کفایتش کند؛ و هرکس به او قرض دهد، آن [قرض] را رشد دهد [= بیشتر از آن را به او برگرداند]؛ و هرکس به او اعتماد کند، نجاتش دهد؛ و هرکه به او پناه آورَد، پناهش دهد؛ و هرکس او را بخواند، اجابتش کرده و پاسخش دهد؛ و تأیید این کلام از کتاب خدا، این آیات است: « وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ: و هرکس به خدا ایمان آورد، خداوند قلبش را هدایت میکند» (تغابن/۱۱)، «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً: و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند برایش محل بیرونشدی قرار میدهد» (طلاق/۲)، «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ: و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است» (طلاق/۳)، « مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ: کیست که به خدا قرض نیکویی دهد تا آن را برای او، چندین برابر کند؟» (بقره/۲۴۵)، « وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ: و هرکس به خدا تمسّک جوید، قطعا هدایت شده است» (آل عمران/۱۰۱)، «وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ: و به سوی پروردگارتان بازگردید» (زمر/۵۴)، « وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ: و هنگامیکه بندگانم، از تو دربارهی من سؤال کنند، [بگو]: من نزدیکم! دعای دعاکننده را، به هنگامیکه مرا میخواند، پاسخ میگویم» (بقره/۱۸۶).
مستدرك الوسائل، ج11، ص218
الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ:
قَضَى اللَّهُ عَلَى نَفْسِهِ أَنَّهُ مَنْ آمَنَ بِهِ هَدَاهُ وَ مَنِ اتَّقَاهُ وَقَاهُ وَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ وَ مَنْ أَقْرَضَهُ أَنْمَاهُ وَ مَنْ وَثِقَ بِهِ أَنْجَاهُ وَ مَنِ الْتَجَأَ إِلَيْهِ آوَاهُ وَ مَنْ دَعَاهُ أَجَابَهُ وَ لَبَّاهُ وَ تَصْدِيقُهَا مِنْ كِتَابِ اللَّهِ: «وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ»، «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً»، «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»، «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ»، «وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ»، «وَ أَنِيبُوا إِلى رَبِّكُمْ»، «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي» الْآيَةَ.
۴) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمودند:
هرکس انقطاع الی الله حاصل کند [= از همه چیز جدا و فقط به خدا امید ببندد] خدا هزینه [زندگی] او و روزی او را از جایی که حساب نمیکند، کفایت فرماید؛ و هرکس به دنیا بپیوندد، خدایش او را به آن وامیگذارد.
روضة الواعظين، ج2، ص426؛ مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص18؛ مجموعة ورام، ج1، ص222
وَ قَالَ ص:
مَنِ انْقَطَعَ إِلَى اللَّهِ كَفَاهُ اللَّهُ مَئُونَتَهُ وَ رَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنِ انْقَطَعَ إِلَى الدُّنْيَا وَكَلَهُ إِلَيْهَا.
ب. در منبع اخیر، قبل از حدیث فوق، این حدیث را هم از رسول الله ص روایت کرده است که:
اگر شما آن گونه که سزاوار اوست بر خدا توکل میکردند، روزیتان میداد آن گونه که پرندگان را روزی میدهد: صبح با شکم خالی به پرواز درمیآیند و عصر با شکم پر برمیگردند.
مجموعة ورام، ج1، ص222
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
لَوْ أَنَّكُمْ تَتَوَكَّلُونَ عَلَى اللَّهِ حَقَّ تَوَكُّلِهِ لَرَزَقَكُمْ كَمَا يَرْزُقُ الطَّيْرَ تَغْدُو خِمَاصاً وَ تَرُوحُ بِطَاناً.
ج. در برخی منابع اهل سنت، حدیث الف آمده است و بلافاصله بعد از آن حدیث نبوی دیگری آمده است که ایشان فرمودند:
اگر چنین بودید که هروقت به شما دستوری میدادند بدان تن میدادید، بدون اینکه زراعت کرده باشید [درو میکردید و] میخوردید!
الدر المنثور، ج6، ص233
الف. أخرج ابن أبى حاتم و الطبراني و الخطيب عن عمران بن حصين رضى الله عنه قال:
قال رسول الله ص: من انقطع إلى الله كفاه الله كل مؤنة و رزقه مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ و من انقطع إلى الدنيا وكله الله اليها.
ج. أخرج البخاري في تاريخه عن إسماعيل الجبلي رضى الله عنه قال:
قال النبي ص: لئن انتهيتم عند ما تؤمرون لتأكلن غير زارعين.
۵) از امام باقر ع روایت شده است که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در حجة الوداع فرمودند:
همانا روح الامین (جبرئیل) چنین در جان من القا فرمود که هیچ نفسی تا روزی خود را به طور کامل دریافت نکند، نمیمیرد. پس تقوای الهی پیشه کنید و در طلب روزی میانهرو باشید و تأخیر در دریافت روزی، شما را به جستجوی آن از طریق نافرمانی خدا نکشاند، زیرا خداوند تبارک و تعالی روزی را در میان خلق خود به حلال تقسیم کرده است. او آن را به حرام تقسیم نکرده است. پس هر کس تقوای الهی پیشه کند و صبر نماید، خداوند روزی او را از راه حلال به او میرساند؛ و هر کس پردهدری کند و عجله نماید و آن را از راه غیرحلال به چنگ آورد، از روزی حلال او کم میشود و به خاطر آن در روز قیامت بازخواست خواهد شد.
الكافي، ج5، ص80
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ الثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فِي حَجَّةِ الْوَدَاعِ:
أَلَا إِنَّ الرُّوحَ الْأَمِينَ نَفَثَ فِي رُوعِي أَنَّهُ لَا تَمُوتُ نَفْسٌ حَتَّى تَسْتَكْمِلَ رِزْقَهَا؛ فَاتَّقُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَجْمِلُوا فِي الطَّلَبِ؛ وَ لَا يَحْمِلَنَّكُمُ اسْتِبْطَاءُ شَيْءٍ مِنَ الرِّزْقِ أَنْ تَطْلُبُوهُ بِشَيْءٍ مِنْ مَعْصِيَةِ اللَّهِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَسَمَ الْأَرْزَاقَ بَيْنَ خَلْقِهِ حَلَالًا وَ لَمْ يَقْسِمْهَا حَرَاماً. فَمَنِ اتَّقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ صَبَرَ أَتَاهُ اللَّهُ بِرِزْقِهِ مِنْ حِلِّهِ؛ وَ مَنْ هَتَكَ حِجَابَ السِّتْرِ وَ عَجَّلَ فَأَخَذَهُ مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ قُصَّ بِهِ مِنْ رِزْقِهِ الْحَلَالِ وَ حُوسِبَ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَة.
۶) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
خداوند عز و جل ابا دارد که روزی مومنان را جز از راهی قرار دهد که حسابش را نمیکنند!
الكافي، ج5، ص83
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْخَزَّازِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
أَبَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَّا أَنْ يَجْعَلَ أَرْزَاقَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُونَ.
ب. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
خداوند عز و جل روزی مومنان را از راهی قرار داده است که حسابش را نمیکنند؛ و این بدان جهت است که بنده وقتی وجه روزیاش [= نحوه اینکه روزی به او میرسد] را نداند دعایش زیاد میشود.
الكافي، ج5، ص84
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ صَفْوَانَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي الْهَزْهَازِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ السَّرِيِّ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ أَرْزَاقَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُونَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الْعَبْدَ إِذَا لَمْ يَعْرِفْ وَجْهَ رِزْقِهِ كَثُرَ دُعَاؤُهُ.
ج. از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمودند:
احسان و نیکی کردن بیچشمداشت تنها سزاوار کسی است که یا دین* دارد یا اصل و نسب خوب؛ جهاد ضعیفان حج است. جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است. مهربانی نیمی از دین است. هیچکس هرگز به خاطر میانهروی نیازمند و محتاج نشده است. روزی را با صدقه دادن نازل کنید. خداوند ابا دارد از اینکه روزی بندگان مؤمنش را در جایی که حساب میکنند قرار دهد!
* تعبیر هم میتواند به صورت «دین» خوانده شود، و «ذی ذین» یعنی کسی که دین و ایمان دارد؛ هم میتواند به صورت «دِین» خوانده شود یعنی کسی که دِین و بدهکاری دارد؛ که در صورت دوم مقصود این است که نیکی کردن در حق کسی رواست که از فرط نیاز، بدهکار دیگران شده است.
تحف العقول، ص60
وَ قَالَ ص:
إِنَّمَا تَكُونُ الصَّنِيعَةُ إِلَى ذِي دِينٍ أَوْ ذِي حَسَبٍ، وَ جِهَادُ الضُّعَفَاءِ الْحَجُّ، وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ لِزَوْجِهَا، وَ التَّوَدُّدُ نِصْفُ الدِّينِ، وَ مَا عَالَ امْرُؤٌ قَطُّ عَلَى اقْتِصَادٍ، وَ اسْتَنْزِلُوا الرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ، أَبَى اللَّهُ أَنْ يَجْعَلَ رِزْقَ عِبَادِهِ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ حَيْثُ يَحْتَسِبُون.
این حدیث به همین صورت در منابع اهل سنت با سند از قول امیرالمومنین ع از پیامبر ص روایت شده است؛ ر.ک: الدر المنثور، ج6، ص234۳
۷) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
امیدت به آنچه انتظارش را نداری، بیش از آن چیزی باشد که انتظارش را داری؛ که همانا حضرت موسی علیه السلام رفت که برای خانوادهاش آتش بیاورد، و برگشت در حالی که پیامبری مرسل شده بود.
و خداوند متعال با او سخن گفت و او به عنوان پیامبری فرستاده شده بازگشت. و ملکه سبا نیز به همراه سلیمان علیه السلام تسلیم خدا شد. و جادوگران فرعون برای طلب عزت برای فرعون بیرون رفتند و مؤمن بازگشتند.
ب. روایت شده که امام صادق ع از پدرانشان روایت کردهاند که امیرالمومنین ع فرمودند:
امیدت به آنچه انتظارش را نداری، بیش از آن چیزی باشد که انتظارش را داری؛ که همانا حضرت موسی علیه السلام رفت که برای خانوادهاش آتش بیاورد، پس به توفیق گفتگو با خداوند عز و جل رسید و پیامبری مرسل بازگشت؛و ملکه سبا [کافر از شهر و دیار خود] خارج شد؛ اما همراه سلیمان علیه السلام اسلام آورد و جادوگران فرعون به قصد عزت برای فرعون آمدند و مؤمن بازگشتند.
الكافي، ج5، ص83
الف. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى ع ذَهَبَ لِيَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ نَاراً فَانْصَرَفَ إِلَيْهِمْ وَ هُوَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ.
ب. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:
كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجَعَ نَبِيّاً مُرْسَلًا وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ ع وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ.
۸) از امام صادق ع روایت شده که فرمودهاند:
گروهی از بنیامیه در زمان عثمان، روز جمعه در مسجد پیامبر جمع شدند و قصد داشتند برای یکی از مردان خود ازدواجی ترتیب دهند. امیرالمؤمنین علی (علیهالسلام) در همان نزدیکی بود. برخی از آنها پیشنهاد دادند: «موافقید آبروی علی ع را ببریم؟ بیایید از او بخواهیم که برای ما خطبهای [= خطبه عقد] بخواند و برایمان صحبت کند؛ زیرا او خجالتی و ناتوان در سخنوری است!* پس آنها موافقت کردند. نزد او رفتند و گفتند: «ای ابوالحسن، ما میخواهیم فلانی را به ازدواج فلانی درآوریم و دوست داریم شما خطبهاش را بخوانید.» فرمودند: «آیا منتظر کسی هستید؟». گفتند: «نه.».
به خدا سوگند، او درنگی نکرد و چنین گفت: [سپس امام صادق خطبه حضرت را به تفصیل روایت کردهاند. در فرازی از آن خطبه آمده است:]
من شما و خودم را به تقوای الهی توصیه میکنم، که همانا خداوند متعال برای تقواپیشگان راه نجاتی از آنچه خوش ندارند و روزی از جایی که حساب نمیکنند، قرار داده است. پس آنچه از جانب خوداوند وعدهد داده شده را محقق سازید و آنچه را که نزد خداست، با اطاعت از او و با انجام آنچه او دوست دارد، بطلبید، زیرا خیر جز بدان حاصل نمیشود و به آنچه نزد اوست جز با اطاعت از او نمیتوان رسید. در حوادثی که واقع میشود، جز او تکیهگاهی نیست، و هیچ حول و قوهای جز به خدا نیست...
* پینوشت:
سخنوریهای غرای امیرالمومنین ع که موجب شده سید رضی عنوان سخنانی که از ایشان گردآوری کرده را «نهج البلاغه» (شیوه بلاغت) بگذارد، عمدتا ناظر به زمانی است که در مسند حکومت قرار گرفتند. این واقعه بخوبی نشان میدهد که شدت مهجوریت حضرت امیر ع در دوره خلفا بقدری بوده که اطرافیان عثمان گمان میکردند که ایشان اصلا سخنوری بلد نیست!
الكافی، ج5، ص369-370
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ جَمَاعَةً مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ فِي إِمَارَةِ عُثْمَانَ اجْتَمَعُوا فِي مَسْجِدِ رَسُولِ اللَّهِ ص فِي يَوْمِ جُمُعَةٍ وَ هُمْ يُرِيدُونَ أَنْ يُزَوِّجُوا رَجُلًا مِنْهُمْ وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع قَرِيبٌ مِنْهُمْ. فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ: هَلْ لَكُمْ أَنْ نُخْجِلَ عَلِيّاً السَّاعَةَ؟ نَسْأَلُهُ أَنْ يَخْطُبَ بِنَا وَ نَتَكَلَّمُ، فَإِنَّهُ يَخْجَلُ وَ يَعْيَا بِالْكَلَامِ. فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ فَقَالُوا: يَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّا نُرِيدُ أَنْ نُزَوِّجَ فُلَاناً فُلَانَةَ وَ نَحْنُ نُرِيدُ أَنْ تَخْطُبَ بِنَا. فَقَالَ: فَهَلْ تَنْتَظِرُونَ أَحَداً؟ فَقَالُوا: لَا. فَوَ اللَّهِ مَا لَبِثَ حَتَّى قَالَ:
...۴ أُوصِيكُمْ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِيمِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ جَعَلَ لِلْمُتَّقِينَ الْمَخْرَجَ مِمَّا يَكْرَهُونَ وَ الرِّزْقَ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُونَ فَتَنَجَّزُوا مِنَ اللَّهِ مَوْعُودَهُ وَ اطْلُبُوا مَا عِنْدَهُ بِطَاعَتِهِ وَ الْعَمَلِ بِمَحَابِّهِ فَإِنَّهُ لَا يُدْرَكُ الْخَيْرُ إِلَّا بِهِ وَ لَا يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلَّا بِطَاعَتِهِ وَ لَا تُكْلَانَ فِيمَا هُوَ كَائِنٌ إِلَّا عَلَيْهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ ...۵
۹) از امام صادق ع روایت شده که فرمودهاند:
هر که دلنگران معیشت خود باشد، گناه برایش ثبت نوشته میشود. همانا دانیال در زمان پادشاهی ستمگر و سرکش زندگی میکرد. او را گرفت و در گودال عمیقی انداخت و حیواناتی وحشی هم کنار او انداخت. اما آنها به او نزدیک نشدند و به او آسیبی نرساندند. سپس خداوند به یکی از پیامبرانش وحی کرد: «برای دانیال غذا بیاور.»
گفت: «پروردگارا، دانیال کجاست؟»
فرمود: «تو از این شهر بیرون برو؛ کفتاری به تو خواهد رسید، دنبال او برو که تو را به سوی او راهنمایی خواهد کرد.» پس کفتار او را به سر آن گودال آورد و دانیال آنجا بود. پس غذا را برایش پایین فرستاد.
دانیال گفت: حمد خدایی را که کسانی را که او را یاد میکنند فراموش نمیکند و حمد خدایی را که کسانی را که او را میخوانند ناامید نمیکند، و حمد خدایی را که کسی را به او توکل کند، کفایتش کند! و حمد خدایی را که چون کسی به او اعتماد کند، او را به دیگری وانمیگذارد. و خدایی را که نیکی را با نیکی پاداش میدهد و با صبر، انسان را نجات میدهد.
سپاس خدایی را که نیکی را با نیکی، و صبر را با نجات پاداش میدهد.
سپس امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند ابا دارد از اینکه روزی پرهیزگاران را جز در جایی که حساب نکردهاند قرار دهد، و ابا دارد از اینکه بگذارد شهادت و گواه دادن اولیایش را در زمانه سیطره ستمگران پذیرفته شود!
الأمالي (للطوسي)، ص300؛ قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي)، ص230۶
أَبُو مُحَمَّدٍ الْفَحَّامُ، قَالَ: حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِيسَى بْنِ هَارُونَ، قَالَ: حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ عَبْدِ الصَّمَدِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ جَدِّهِ، قَالَ: قَالَ سَيِّدُنَا الصَّادِقُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ):
مَنِ اهْتَمَّ لِرِزْقِهِ كُتِبَ عَلَيْهِ خَطِيئَةً، إِنَّ دَانِيَالَ كَانَ فِي زَمَنِ مَلِكٍ جَبَّارٍ عَاتٍ، أَخَذَهُ فَطَرَحَهُ فِي جُبٍّ وَ طَرَحَ مَعَهُ السِّبَاعَ، فَلَمْ تَدْنُ مِنْهُ، وَ لَمْ تَجْرَحْهُ، فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ: أَنِ ائْتِ دَانِيَالَ بِطَعَامٍ. قَالَ: يَا رَبِّ، وَ أَيْنَ دَانِيَالُ؟ قَالَ: تَخْرُجُ مِنَ الْقَرْيَةِ فَيَسْتَقْبِلُكَ ضَبُعٌ فَاتَّبِعْهُ فَإِنَّهُ يَدُلُّكَ عَلَيْهِ. فَأَتَتْ بِهِ الضَّبُعُ إِلَى ذَلِكَ الْجُبِّ، فَإِذَا فِيهِ دَانِيَالُ، فَأَدْلَى إِلَيْهِ الطَّعَامَ، فَقَالَ دَانِيَالُ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَنْسَى مَنْ ذَكَرَهُ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يُخَيِّبُ مَنْ دَعَاهُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْهِ كَفَاهُ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنْ وَثِقَ بِهِ لَمْ يَكِلْهُ إِلَى غَيْرِهِ، الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي يَجْزِي بِالْإِحْسَانِ إِحْسَاناً وَ بِالصَّبْرِ نَجَاةً.
ثُمَّ قَالَ الصَّادِقُ (عَلَيْهِ السَّلَامُ): إِنَّ اللَّهَ أَبَى إِلَّا أَنْ يَجْعَلَ أَرْزَاقَ الْمُتَّقِينَ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُونَ، وَ أَلَّا تُقْبَلَ لِأَوْلِيَائِهِ شَهَادَةٌ [أَبَى اللَّهُ أَنْ يُقْبَلَ شَهَادَةٌ لِأَوْلِيَائِهِ] فِي دَوْلَةِ الظَّالِمِينَ.
۱۰) نقل شده که به امیرالمومنین ع گفته شد: اگر بر شخصی در خانهاش را ببندند و وی را در آن رها کنند روزیاش از کجا نزد او خواهد آمد؟
فرمود: از همان جایی که اجلش سراغش میرود!
نهج البلاغه، خطبه 356
وَ قِيلَ لَهُ ع: لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ [بَيْتٍ] بَيْتِهِ وَ تُرِكَ فِيهِ مِنْ أَيْنَ كَانَ يَأْتِيهِ رِزْقُهُ؟
فَقَالَ ع: مِنْ حَيْثُ يَأْتِيهِ أَجَلُه.
۱۱) الف. روایت شده است که هنگامیکه آیه «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» نازل شد، گروهی از یاران پیامبر (صلی الله علیه و آله) در خانههایشان ماندند و به عبادت پروردگارشان مشغول شدند با اعتماد به اینکه روزیشان ضمانت شده است،. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) وقتی از ماجرا آگاه شد، آنان را سرزنش کردند و فرمودند:
من بدم میآید از کسی که دهانش را به سوی پروردگارش بگشاید و بگوید: به من روزی بده، و کار و تلاش را رها کند.
عوالي اللئالي العزيزية في الأحاديث الدينية، ج2، ص108
وَ فِي الْحَدِيثِ أَنَّهُ لَمَّا نَزَلَ قَوْلُهُ تَعَالَى «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» انْقَطَعَ رِجَالٌ مِنَ الصَّحَابَةِ فِي بُيُوتِهِمْ وَ اشْتَغَلُوا بِالْعِبَادَةِ وُثُوقاً بِمَا ضُمِنَ لَهُمْ. فَعَلِمَ النَّبِيُّ ص بِذَلِكَ فَعَابَ مَا فَعَلُوهُ وَ قَالَ:
إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ فَاغِراً فَاهُ إِلَى رَبِّهِ يَقُولُ: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي، وَ يَتْرُكُ الطَّلَب.
ب. علیبنعبد العزیز روایت کرده است که امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «عمربنمسلم چه میکند»؟
گفتم: «فدایت شوم! به عبادت رو آورده و تجارت را ترک کرده».
فرمود: «وای بر او! آیا نمیداند کسی که طلب [روزی] را ترک کند دعایش اجابت نمیشود؟ همانا گروهی از اصحاب رسول الله (صلی الله علیه و آله) وقتی این آیه نازل شد که: «وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ» درها را بستند و به عبادت رو آوردند و گفتند: کفایت شدیم!
این مطلب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) رسید، و ایشان سراغ آنها فرستاد و فرمود: «چه چیز شما را بر این کار واداشت»؟
گفتند: «ای رسول الله (صلی الله علیه و آله) روزی ما ضمانت شد لذا به عبادت رو آوردیم».
فرمود: «هرکس چنین کند دعایش مستجاب نمیگردد، بر شما باد طلب [روزی]».
الكافي، ج5، ص84؛ تهذيب الأحكام، ج6، ص323؛ فقه القرآن، ج2، ص30
عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ هَارُونَ بْنِ حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ:
قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَا فَعَلَ عُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ؟
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ أَقْبَلَ عَلَى الْعِبَادَةِ وَ تَرَكَ التِّجَارَةَ!
فَقَالَ: وَيْحَهُ أَ مَا عَلِمَ أَنَّ تَارِكَ الطَّلَبِ لَا يُسْتَجَابُ لَهُ؟ إِنَّ قَوْماً مِنْ أَصْحَابِ رَسُولِ اللَّهِ ص لَمَّا نَزَلَتْ «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ» أَغْلَقُوا الْأَبْوَابَ وَ أَقْبَلُوا عَلَى الْعِبَادَةِ وَ قَالُوا: قَدْ كُفِينَا.
فَبَلَغَ ذَلِكَ النَّبِيَّ ص فَأَرْسَلَ إِلَيْهِمْ فَقَالَ: مَا حَمَلَكُمْ عَلَى مَا صَنَعْتُمْ؟
قَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ تُكُفِّلَ لَنَا بِأَرْزَاقِنَا فَأَقْبَلْنَا عَلَى الْعِبَادَةِ.
فَقَالَ: إِنَّهُ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ لَمْ يُسْتَجَبْ لَهُ. عَلَيْكُمْ بِالطَّلَبِ.
ج. شیخ صدوق مطلب را با همین سند به همین صورت فوق روایت کرده است؛ فقط در پایانش این جمله را هم از حضرت ص آورده است که فرمودند:
من بدم میآید از کسی که دهانش را به سوی پروردگارش بگشاید و بگوید: به من روزی بده، و کار و تلاش را رها کند.
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص192
رَوَى هَارُونُ بْنُ حَمْزَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: مَا فَعَلَ عُمَرُ بْنُ مُسْلِمٍ؟ ...
ثُمَّ قَالَ: إِنِّي لَأُبْغِضُ الرَّجُلَ فَاغِراً فَاهُ إِلَى رَبِّهِ يَقُولُ: ارْزُقْنِي، وَ يَتْرُكُ الطَّلَبَ.
۱۲) از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:
فقیهان و حکیمان روالشان این بود که چون به یکدیگر نامه مینوشتند سه مطلب مینوشتند که چهارمیای ندارد:
آنکه همّتش را به کار آخرت گماشت خداوند کار دنیای او را کفایت میکند؛
و کسی که باطنش را اصلاح کند خداوند وضعیت آشکار وی را اصلاح می کند؛
وکسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و مردم را اصلاح میکند.
ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص181
أَبِي ره عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنِ السَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:
كَانَتِ الْفُقَهَاءُ وَ الْحُكَمَاءُ إِذَا كَاتَبَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً كَتَبُوا بِثَلَاثٍ لَيْسَ مَعَهُنَّ رَابِعَةٌ:
مَنْ كَانَتِ الْآخِرَةُ هَمَّهُ كَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ مِنَ الدُّنْيَا؛
وَ مَنْ أَصْلَحَ سَرِيرَتَهُ أَصْلَحَ اللَّهُ عَلَانِيَتَهُ؛
وَ مَنْ أَصْلَحَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ.
۱۳) ابن شهر آشوب واقعهای را از محاسن برقی نقل میکند که در نسخههای کنونی محاسن وجود ندارد. ایشان میگوید:
روایت شده است به عبدالملک مروان خبر دادند که شمشیر رسول الله (صلی الله علیه و آله) در نزد زینالعابدین ع است. پیغام فرستاد و از ایشان درخواست کرد که آن را به وی هبه کند و [در عوض] از او حاجتی بخواهد.
امام امتناع ورزید. این بار عبدالملک نامهای تهدیدآمیز نوشت که روزیاش را از بیت المال حذف خواهد کرد.
حضرت ع جوابش دادند: خداوند برای تقواپیشگان ضمانت کرده برونشدی از جایی که دوست ندارند و روزی را از جایی که حساب نمیکنند؛ و خداوند عز و جل فرمود: «همانا خداوند هیچ خیانتکار ناسپاسی را دوست ندارد» (حج/۳۸). خودت ببین کدام ما به این آیه سزاوارتریم.
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج4، ص165
مَحَاسِنِ الْبَرْقِيِّ: بَلَغَ عَبْدَ الْمَلِكِ أَنَّ سَيْفَ رَسُولِ اللَّهِ ص عِنْدَ زَيْنِ الْعَابِدِينَ فَبَعَثَ يَسْتَوْهِبُهُ مِنْهُ وَ يَسْأَلُهُ الْحَاجَةَ.
فَأَبَى عَلَيْهِ. فَكَتَبَ إِلَيْهِ عَبْدُ الْمَلِكِ يُهَدِّدُهُ وَ أَنَّهُ يَقْطَعُ رِزْقَهُ مِنْ بَيْتِ الْمَالِ.
فَأَجَابَهُ ع: أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ ضَمِنَ لِلْمُتَّقِينَ الْمَخْرَجَ مِنْ حَيْثُ يَكْرَهُونَ وَ الرِّزْقَ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُونَ؛ وَ قَالَ جَلَّ ذِكْرُهُ: «إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ». فَانْظُرْ أَيُّنَا أَوْلَى بِهَذِهِ الْآيَةِ.
۱۴) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
جبرئیل وقتی حضرت یوسف در چاه بود سراغش آمد و به او گفت: بعد از هر نمازی بگو:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ ارْزُقْنِي مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لَا أَحْتَسِبُ: خدایا برایم گشایش و برونشدی قرار بده و مرا از جایی که حساب میکنم و از جایی که حساب نمیکنم روزی بده».
الكافی، ج2، ص549
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ سَيْفِ بْنِ عَمِيرَةَ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
جَاءَ جَبْرَئِيلُ ع إِلَى يُوسُفَ وَ هُوَ فِي السِّجْنِ. فَقَالَ لَهُ: يَا يُوسُفُ! قُلْ فِي دُبُرِ كُلِّ صَلَاةٍ:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ لِي فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ ارْزُقْنِي مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لَا أَحْتَسِبُ».
ب. این مطلب با طول و تفصیل بیشتری اینکه از امام صادق ع روایت شده است:
وقتی برادران یوسف او را در چاه انداختند، جبرئیل نزد او آمد و بر او وارد شد و گفت: «ای پسر، اینجا چه میکنی؟»
گفت: «برادرانم مرا در چاه انداختند.»
گفت: «آیا میخواهی از آن بیرون بیایی؟»
گفت: «این به خداوند عز و جل مربوط میشود. اگر او بخواهد، مرا بیرون میآورد.»
گفت: «خداوند متعال به تو میگوید: مرا با این دعا بخوان تا تو را از چاه بیرون بیاورم.»
گفت: «دعا چیست؟»
گفت: « اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي مِمَّا أَنَا فِيهِ فَرَجاً وَ مَخْرَجاً. بگو: خدایا، به حق اینکه حمد اساسا مخصوص توست، و خدایی جز تو نیست و منتگذارنده و آفریننده آسمانها و زمین و صاحب جلال و اکرام هستی، از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی برایم از اینجایی که هستم گشایش و برونشدی قرار دهی.»
فرمود: سپس بقیه داستان او همان چیزی است که خداوند در کتاب خود ذکر کرده است.
الكافی، ج2، ص556-557
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَمَّارٍ الدَّهَّانِ عَنْ مِسْمَعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَمَّا طَرَحَ إِخْوَةُ يُوسُفَ يُوسُفَ فِي الْجُبِّ، أَتَاهُ جَبْرَئِيلُ ع، فَدَخَلَ عَلَيْهِ فَقَالَ: يَا غُلَامُ مَا تَصْنَعُ هَاهُنَا؟
فَقَالَ: إِنَّ إِخْوَتِي أَلْقَوْنِي فِي الْجُبِّ!
قَالَ: فَتُحِبُّ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهُ؟
قَالَ: ذَاكَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ شَاءَ أَخْرَجَنِي.
قَالَ فَقَالَ لَهُ: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ لَكَ: ادْعُنِي بِهَذَا الدُّعَاءِ حَتَّى أُخْرِجَكَ مِنَ الْجُبِّ.
فَقَالَ لَهُ: وَ مَا الدُّعَاءُ؟
فَقَالَ: قُلِ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِأَنَّ لَكَ الْحَمْدَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ لِي مِمَّا أَنَا فِيهِ فَرَجاً وَ مَخْرَجاً.
قَالَ: ثُمَّ كَانَ مِنْ قِصَّتِهِ مَا ذَكَرَ اللَّهُ فِي كِتَابِهِ.
ج. علی بن ابراهیم همین مطلب را با تفاوت مختصری چنین روایت کرده است:
وقتی برادران یوسف او را در چاه انداختند، جبرئیل بر او وارد شد در حالی که در چاه بود و گفت: «ای پسر، چه کسی تو را در این چاه انداخته است؟»
یوسف گفت: «برادرانم، به خاطر جایگاهم نزد پدرم حسد ورزیدند و برای همین مرا در این چاه انداختند.»
گفت: «آیا دوست داری از آن بیرون بیایی؟»
گفت: «این به خداوند ابراهیم و اسحاق و یعقوب مربوط میشود.»
گفت: « خداوند ابراهیم و اسحاق و یعقوب به تو میگوید: بگو:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فَإِنَّ لَكَ الْحَمْدَ كُلَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ [وَ] صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ مِنْ أَمْرِي فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ ارْزُقْنِي مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لَا أَحْتَسِبُ: خدایا، به حق اینکه حمد اساسا همگی اش از آن توست، و خدایی جز تو نیست و مهریان و منتگذارنده و آفریننده آسمانها و زمین و صاحب جلال و اکرام هستی، از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی برایم از اینجایی که هستم گشایش و برونشدی قرار دهی و مرا از جایی که حساب میکنم و از جایی که حساب نمیکنم روزی دهی».
پس وی به درگاه خداوند دعا کرد و خداوند برایش از آن چاه گشایش و از مکر آن زن برونشدی قرار داد و سلطنت مصر از جایی که حسابش را هم نمیکرد به او رسید.
تفسير القمي، ج1، ص354
حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عُمَارَةَ عَنِ ابْنِ سَيَّارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَمَّا طَرَحَ إِخْوَةُ يُوسُفَ يُوسُفَ فِي الْجُبِّ دَخَلَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ وَ هُوَ فِي الْجُبِّ فَقَالَ: يَا غُلَامُ مَنْ طَرَحَكَ فِي هَذَا الْجُبِّ؟
فَقَالَ لَهُ يُوسُفُ: إِخْوَتِي لِمَنْزِلَتِي مِنْ أَبِي وَ حَسَدُونِي لِذَلِكَ فِي الْجُبِّ طَرَحُونِي.
قَالَ: فَتُحِبُّ أَنْ تَخْرُجَ مِنْهَا؟
فَقَالَ لَهُ يُوسُفُ: ذَلِكَ إِلَى إِلَهِ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ.
قَالَ: فَإِنَّ إِلَهَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ يَقُولُ لَكَ: قُلِ: «اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فَإِنَّ لَكَ الْحَمْدَ كُلَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ [وَ] صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ مِنْ أَمْرِي فَرَجاً وَ مَخْرَجاً وَ ارْزُقْنِي مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لَا أَحْتَسِبُ».
فَدَعَا رَبَّهُ فَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الْجُبِّ فَرَجاً، وَ مِنْ كَيْدِ المَرْأَةِ مَخْرَجاً، وَ آتَاهُ مُلْكَ مِصْرَ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ.
همچنین ر.ک: المصباح للكفعمي، ص295-296۷
۱۵) الف. از پیامبر اکرم ص روایت شده که فرمودند:
کسی که انقطاع الی الله حاصل کند [= از همه چیز قطع امید کند و فقط به خداوند امید داشته باشد] خداوند برایش هر مؤونه [هزینه] ای که داشته باشد کفایت کند؛ و کسی که انقطاع به دینا داشته باشد [= همه امیدش به دنیا باشد] خداوند او را بدان واگذارد.
روضة الواعظين، ج2، ص426؛ مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص18
قَالَ النَّبِيُّ ص
مَنِ انْقَطَعَ إِلَى اللَّهِ كَفَاهُ اللَّهُ مَئُونَتَهُ وَ رَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنِ انْقَطَعَ إِلَى الدُّنْيَا وَكَلَهُ إِلَيْهَا.
ب. دیلمی همین حدیث نبوی فوق را آورده است با این تتمه:
و کسی که میخواهد که خداوند او را از جایی که حسابش را نکرده روزی دهد پس باید که بر خدا توکل کند.
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج1، ص120
وَ قَالَ:
مَنِ انْقَطَعَ إِلَى اللَّهِ كَفَاهُ اللَّهُ كُلَّ مَئُونَةٍ وَ مَنِ انْقَطَعَ إِلَى الدُّنْيَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَرْزُقَهُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ فَلْيَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ.
۱۶) روایت شده که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
خداوند متعال میفرماید: هیچ مخلوقی نیست که به جای من به مخلوق دیگری پناه ببرد، مگر اینکه تمام راههای آسمانها و زمین را بر او میبندم. اگر از من بخواهد، به او نمیدهم و اگر مرا بخواند، به او پاسخ نمیدهم.
و هیچ مخلوقی نیست که صرفا به من و نه به مخلوقات من پناه ببرد، مگر اینکه رزق او را در آسمانها و زمین تضمین میکنم؛ اگر از من بخواهد، به او میدهم؛ و اگر مرا بخواند، به او پاسخ میدهم؛ و اگر از من طلب بخشش کند او را ببخشم.
روضة الواعظين، ج2، ص426؛ مشكاة الأنوار في غرر الأخبار، ص18
قَالَ النَّبِيُّ ص: يَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ:
مَا مِنْ مَخْلُوقٍ يَعْتَصِمُ بِمَخْلُوقٍ دُونِي إِلَّا قَطَعْتُ أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ مِنْ دُونِهِ، فَإِنْ سَأَلَنِي لَمْ أُعْطِهِ وَ إِنْ دَعَانِي لَمْ أُجِبْهُ؛
وَ مَا مِنْ مَخْلُوقٍ يَعْتَصِمُ بِي دُونَ خَلْقِي إِلَّا ضَمَّنْتُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ رِزْقَهُ، فَإِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ وَ إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ وَ إِنِ اسْتَغْفَرَنِي غَفَرْتُ لَهُ.
۱۷) ابن ابی الحدید، در پایان شرحی که بر نهج البلاغه نوشته است، فهرستی از کلمات قصاری که در کتب مختلف به امیرالمومنین ع نسبت داده شده ولی سید رضی نیاورده را در کتاب خویش آورده است؛ و البته تصریح کرده که معلوم نیست همه اینها لزوما سخن خود حضرت باشد و ممکن است برخی از اینها سخن برخی از حکما باشد که به اسم ایشان معروف شده است. یکی از آن حکمتها این است:
کسی که طلب کردن [مال] اجمال ورزد*، روزیاش از جایی که گمان نمیکند نزدش بیاید.
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج20، ص311 (ش۵۶۶)
قال علی ع:
من أجمل* في الطلب أتاه رزقه من حيث لا يحتسب.
* پینوشت:
تعبیر «أجمل» دست کم به دو معنا ممکن است به کار رفته باشد و هر دو در اینجا محتمل است: یکی از تعبیر «مجمل»، یعنی به اختصار، یعنی در دنبال دنیا رفتن حرص نزند و به حداقلها بسنده کند؛ و دوم از تعبیر «جمیل» یعنی به نحو زیبا و شایسته [یعنی از راه حلال] مال را طلب کند نه اینکه از هر راهی شد.
۱۸) الف. از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
کسی که باب گدایی را بر خویش باز کند [= به گدایی کردن اقدام کند] بدون اینکه فقری بر خودش یا افراد تحت تکفلش عارض شده باشد که آنها را به تنگ آورده باشد ، خداوند بابی از فقر از جایی که حسابش را نمی کند بر او باز کند.
مجموعة ورام، ج1، ص45
قَالَ النَّبِيُّ ص:
مَنْ فَتَحَ عَلَى نَفْسِهِ بَابَ مَسْأَلَةٍ مِنْ غَيْرِ فَاقَةٍ نَزَلَتْ بِهِ أَوْ عِيَالٍ يُطِيقُهُمْ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ بَاباً مِنْ فَاقَةٍ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِب.
در منابع اهل سنت روایت شده که رسول الله ص فرمودند:
ب. کسی که گرفتار حاجت شدید [فقر] شود و آن را بر مردم عرضه کند نیازش رفع نخواهد شد و کسی که گرفتار حاجت شدید [فقر] شود و آن را بر خداوند عرضه کند خداوند روزیای فوری یا زماندار را به سوی وی شتاب دهد.
ج. کسی که گرسنه یا نیازمند شود و آن را از مردم مخفی کند و فقط آن را بروشنی در درگاه خداوند مطرح کند بر خداوند است که برای او روزی یکسالهاش را از راه حلال بگشاید.
الدر المنثور، ج6، ص234
ب. أخرج أبو داود و الترمذي و الحاكم و صححه عن ابن مسعود رضى الله عنه قال قال رسول الله ص:
من نزلت به فاقة فانزلها بالناس لم تسد فاقته و من نزلت به فاقة فانزلها بالله فيوشك الله له برزق عاجل أو آجل
ج. أخرج الطبراني في الأوسط عن أبى هريرة رضى الله عنه قال قال رسول الله ص:
مَنْ جَاعَ أَوِ احْتَاجَ فَكَتَمَهُ النَّاسِ وَ أَفضَى به إِلَى اللَّهِ كَانَ حَقّاً عَلَيْ الله أَنْ يَفْتَحَ لَهُ قوت سَنَةٍ من حَلَال
آخرین حدیث فوق در منابع شیعی هم آمده است؛ با این تفاوت که در برخی از آنها به جای «أفضی» کلمه «مضی» (طب النبي، ص21۸) ویا «أفشاه» (جامع الأخبار(للشعيري)، ص111۹) آمده است.
۲۰) ابونعیم از سدیر صیرافی نقل کرده است که وی گفت: بر امام صادق ع وارد شدم در حالی که نعلین سفيد رنگى به پايم بود.
فرمود: اى سدير! اين چه كفشى است؟ آيا آن را آگاهانه پوشيدهاى؟
عرض كردم: فداى تو گردم! نه، بخدا سوگند.
فرمود: هر كس برای اينكه كفش سپيد رنگى خريدارى كند، به بازار رود، آن كفش كهنه نمىگردد مگر اينكه دارنده او را ثروتى رسد از راهى كه حساب نمیکرده است.
ابو نعيم میگوید: سدير به من گفت: پيش از آنكه آن كفشها كهنه و غير قابل استفاده شود، صد دينار به دست آوردم از راهى که حساب نمىكردم.
الكافی، ج6، ص465؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص24
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنِ السَّيَّارِيِّ عَنْ أَبِي سُلَيْمَانَ الْخَوَّاصِ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ دُكَيْنٍ عَنْ سَدِيرٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع وَ عَلَيَّ نَعْلٌ بَيْضَاءُ.
فَقَالَ: يَا سَدِيرُ مَا هَذِهِ النَّعْلُ؟ احْتَذَيْتَهَا عَلَى عِلْمٍ؟
قُلْتُ: لَا وَ اللَّهِ، جُعِلْتُ فِدَاكَ.
فَقَالَ: مَنْ دَخَلَ السُّوقَ قَاصِداً لِنَعْلٍ بَيْضَاءَ لَمْ يُبْلِهَا حَتَّى يَكْتَسِبَ مَالًا مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ.
قَالَ أَبُو نُعَيْمٍ: أَخْبَرَنِي سَدِيرٌ: أَنَّهُ لَمْ يُبْلِ تِلْكَ النَّعْلَ حَتَّى اكْتَسَبَ مِائَةَ دِينَارٍ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ
خواص این آیه
۲۰) از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده که فرمودند:
هرکس بر او روزی او تنگ شده باشد و راههای طلب معاش او بسته شده باشد پس این دعا را در ورق از پوست آهو یا در قطعهای از پوست دیگری بنویسد و آن را بر خود بیاویزد یا آنکه آن را در جامهای قرار ده که آن را میپوشد و آن را از خود جدا ننماید، خدای تعالی روزی او را وسیع میگرداند و درهای طلب معاش او را میگشاید از جایی که آن را حساب نکرده باشد؛ و دعا این است:
خدایا، فلانی، پسر فلانی، طاقت تحمل سختی، و صبر بر بلا، و توانی برای فقیر بودن و نداری را ندارد. خدایا، بر محمد و آل محمد درود فرست و روزی خود را از فلانی پسر فلانی، دریغ مدار و گشایش آنچه را که نزد توست بر او تنگ مکن و از فضل خود محرومش مکن و [سهم وی] از نصیب فراوان خود قطع مکن و او را به خلق خویش و به خودش واگذار مکن، که در این صورت به عجز افتد و در دستیابی به خیر و صلاح خودش و خیر و صلاحی که در پیش روی وی میتواند باشد، ناتوان گردد. بلکه خودت بتنهایی امور پراکنده او را جمع و جور فرما و کفایتش را عهدهدار شو و در تمام امورش به او نظری بیفکن؛ که اگر او را به خلق خود واگذار کنی، سودی به او نمیرسانند؛ و اگر او را به خویشاوندانش پناه دهی، محرومش کنند؛ و اگر هم به او بدهند، مقدار اندک و ناچیزی به او میدهند؛ و اگر از او دریغ کنند، بسیار دریغ میکنند؛ و اگر بخواهند بخل ورزند، بخل میورزند و شایسته بخل ورزیدن هستند.
خدایا، فلانی فرزند فلانی، را از فضل خود غنی کن و او را از آن بینصیب مگذار، زیرا او روی اضطرار به تو دارد و بدانچه در دست توست نیازمند است و تو از او بینیازی و تو به او دانا و آگاه هستی؛ «و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است» (طلاق/۳) «قطعا با سختی آسانی است» (انشراح/۶) «و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند برایش محل بیرونشدی قرار میدهد و از راهی که حساب نمیکند او را روزی میدهد» (طلاق/۲-۳).
مهج الدعوات، ص126
عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ص أَنَّهُ قَالَ مَنْ تَعَذَّرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ وَ تَغَلَّقَتْ عَلَيْهِ مَذَاهِبُ الْمَطَالِبِ فِي مَعَاشِهِ ثُمَّ كَتَبَ لَهُ هَذَا الْكَلَامَ فِي رَقِّ ظَبْيٍ أَوْ قِطْعَةٍ مِنْ أَدَمٍ وَ عَلَّقَهُ عَلَيْهِ أَوْ جَعَلَهُ فِي بَعْضِ ثِيَابِهِ الَّتِي يَلْبَسُهَا فَلَمْ يُفَارِقْهُ وَسَّعَ اللَّهُ رِزْقَهُ وَ فَتَحَ عَلَيْهِ أَبْوَابَ الْمَطَالِبِ فِي مَعَاشِهِ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَ هُوَ:
اللَّهُمَّ لَا طَاقَةَ لِفُلَانِ بْنِ فُلَانٍ بِالْجَهْدِ وَ لَا صَبْرَ لَهُ عَلَى الْبَلَاءِ وَ لَا قُوَّةَ لَهُ عَلَى الْفَقْرِ وَ الْفَاقَةِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَا تَحْظُرْ عَلَى فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ رِزْقَكَ وَ لَا تَقْتُرْ عَلَيْهِ سَعَةَ مَا عِنْدَكَ وَ لَا تَحْرِمْهُ فَضْلَكَ وَ لَا تَحْسِمْهُ مِنْ جَزِيلِ قِسْمِكَ وَ لَا تَكِلْهُ إِلَى خَلْقِكَ وَ لَا إِلَى نَفْسِهِ فَيَعْجِزَ عَنْهَا وَ يَضْعُفَ عَنِ الْقِيَامِ فِيمَا يُصْلِحُهُ وَ يُصْلِحُ مَا قَبْلَهُ. بَلْ تَنْفَرِدُ بِلَمِّ شَعْثِهِ وَ تَوَلِّي كِفَايَتِهِ وَ انْظُرْ إِلَيْهِ فِي جَمِيعِ أُمُورِهِ؛ إِنَّكَ إِنْ وَكَلْتَهُ إِلَى خَلْقِكَ لَمْ يَنْفَعُوهُ وَ إِنْ أَلْجَأْتَهُ إِلَى أَقْرِبَائِهِ حَرَمُوهُ وَ إِنْ أَعْطَوْهُ أَعْطَوْهُ قَلِيلًا نَكِداً وَ إِنْ مَنَعُوهُ مَنَعُوهُ كَثِيراً وَ إِنْ بَخِلُوا بَخِلُوا وَ هُمْ لِلْبُخْلِ أَهْلٌ.
اللَّهُمَّ أَغْنِ فُلَانَ بْنَ فُلَانٍ مِنْ فَضْلِكَ وَ لَا تُخْلِهِ مِنْهُ فَإِنَّهُ مُضْطَرٌّ إِلَيْكَ فَقِيرٌ إِلَى مَا فِي يَدَيْكَ وَ أَنْتَ غَنِيٌّ عَنْهُ وَ أَنْتَ بِهِ خَبِيرٌ عَلِيمٌ «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» «إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً» «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ».
ب. وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
این فراز از آیه در بسیاری از ادعیه آمده است که بسیار است و از این رو مواردی که فقط از این فراز استفاده شده و نکتهای ناظر به شرح و تفسیر این فراز ندارد نیاوردیم.
۲۱) از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
الف. اگر بندهای آن گونه که حق توکل است بر خدا توکل کند خداوند برایش [وضعیتی] همچون پرندگان قرار میدهد، که صبح با شکم خالی از لانه خود بیرون میآیند و عصر با شکم پر به لانه برمیگردند.
إرشاد القلوب (للديلمي)، ج1، ص120؛ الدر المنثور، ج6، ص234۱۰
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
لَوْ أَنَّ الْعَبْدَ يَتَوَكَّلُ عَلَى اللَّهِ حَقَّ تَوَكُّلِهِ لَجَعَلَهُ كَالطَّيْرِ تَغْدُو خِمَاصاً وَ تَرُوحُ بِطَاناً.
ب. و باز از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
کسی که راضی و قانع باشد و توکل کند از طلب کردن کفایت شود.
الدر المنثور، ج6، ص234
أخرج ابن مردويه عن الحسن رضى الله عنه قال قال رسول الله ص:
من رضى و قنع و توكل كفى الطلب.۱۱
۲۲) از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
کسی که بر خداوند توکل کند مغلوب واقع نمیشود و کسی که به خدا پناه ببرد هرگز ناچار به فرار کردن نمیشود.
روضة الواعظين، ج2، ص425
قَالَ الْبَاقِرُ ع:
مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ لَا يُغْلَبُ وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِاللَّهِ لَا يُهْزَمُ.
۲۳) الف. علیّبنسوید گوید: از امام کاظم ع سؤال نمودم دربارهی آیه «وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»
فرمودند: توکّل بر خدا دارای درجاتی است؛ از جمله اینکه در کلیهی کارهای خود توکّل بر او داشته باشی پس هر آنچه دربارهی تو انجام دهد راضی باشی در حالی که میدانی که او از هیچ خیر و فضیلتی در حقّ تو کوتاهی نخواهد کرد و میدانی که حکم و فرمان در این امور از آن او است. پس با واگذارکردن این امور به او بر او توکّل کن [کردهای] و در این و در غیر آن به او اعتماد داشته باش.
الكافي، ج2، ص65؛ التمحيص، ص62۱۲
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عُمَرَ الْحَلَّالِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ».
فَقَالَ: التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَتَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ [/ تَثِقَ بِهِ] فِي أُمُورِكَ كُلِّهَا فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ عَنْهُ رَاضِياً تَعْلَمُ أَنَّهُ لَا يَأْلُوكَ خَيْراً وَ فَضْلًا وَ تَعْلَمُ أَنَّ الْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَهُ. فَتَوَكَّلْ [/ فَتَوَكَّلْتَ] عَلَى اللَّهِ بِتَفْوِيضِ ذَلِكَ إِلَيْهِ وَ ثِقْ بِهِ فِيهَا وَ فِي غَيْرِهَا.
ب. ابن شعبه حرانی همین گفتگو را عینا نقل کرده است فقط در پایانش اندکی تفاوت دارد:
توکّل بر خدا دارای درجاتی است؛ از جمله اینکه ... پس با واگذارکردن این امور به او بر او توکّل کن؛
و از جمله آن، ایمان به یغبهای الهی است که علم تو بدانها احاطه ندارد پس علم بدانها را به او و به کسانی که او آنها را امین بر آن قرار داده واگذار نمایی و در این و در غیر آن به او اعتماد داشته باش.
تحف العقول، ص443
وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ»؛
فَقَالَ ع: التَّوَكُّلُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ تَثِقَ بِهِ فِي أَمْرِكَ كُلِّهِ فِيمَا فَعَلَ بِكَ فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ رَاضِياً وَ تَعْلَمَ أَنَّهُ لَمْ يَأْلُكَ خَيْراً وَ نَظَراً وَ تَعْلَمَ أَنَّ الْحُكْمَ فِي ذَلِكَ لَهُ فَتَتَوَكَّلَ عَلَيْهِ بِتَفْوِيضِ ذَلِكَ إِلَيْهِ وَ مِنْ ذَلِكَ الْإِيمَانُ بِغُيُوبِ اللَّهِ الَّتِي لَمْ يُحِطْ عِلْمُكَ بِهَا فَوَكَلْتَ عِلْمَهَا إِلَيْهِ وَ إِلَى أُمَنَائِهِ عَلَيْهَا وَ وَثِقْتَ بِهِ فِيهَا وَ فِي غَيْرِهَا.
۲۴) الف. از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:
خداوند این گونه نیست که درِ دعا را برای بندهاش بگشاید و درِ اجابت را بر او ببندد، که خودش میفرماید: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم.» (غافر/۶۰)؛
و خداوند این گونه نیست که درِ توبه را بگشاید و درِ بخشش را ببندد، زیرا که میفرماید: «او کسی است که توبه را از بندگانش میپذیرد و گناهان را میبخشد.» (شوری/۲۵)؛
و خداوند این گونه نیست که درِ شکر را بگشاید و درِ افزونی را ببندد، زیرا میگوید: «اگر شکرگزاری کنید، قطعاً [نعمت] شما را افزون میکنم.» (ابراهیم/۷)؛
و خداوند این گونه نیست که درِ توکل را بگشاید برای کسی که به او توکل میکند، محل بیرونشدی قرار ندهد، زیرا خودش میفرماید: «و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند برایش محل بیرونشدی قرار میدهد؛ و از راهی که حساب نمیکند او را روزی میدهد؛ و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است» (طلاق/۲-۳).
إرشاد القلوب (للديلمي)، ج1، ص149
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:
مَا كَانَ اللَّهُ لِيَفْتَحَ عَلَى الْعَبْدِ بَابَ الدُّعَاءِ وَ يُغْلِقَ عَنْهُ بَابَ الْإِجَابَةِ، وَ هُوَ يَقُولُ: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ»؛
وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيَفْتَحَ بَابَ التَّوْبَةِ وَ يُغْلِقَ بَابَ الْمَغْفِرَةِ، لِأَنَّهُ تَعَالَى يَقُولُ: «وَ هُوَ الَّذِي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئاتِ»؛
وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيَفْتَحَ بَابَ الشُّكْرِ وَ يُغْلِقَ بَابَ الزِّيَادَةِ، لِأَنَّهُ يَقُولُ: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ»؛
وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيَفْتَحَ بَابَ التَّوَكُّلِ وَ لَمْ يَجْعَلْ لِلْمُتَوَكِّلِ مَخْرَجاً، فَإِنَّهُ سُبْحَانَهُ يَقُولُ: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً؛ وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.»
ب. معاویه بن وهب از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که فرمودند:
معاویه! به هرکس سه چیز عطا شود از سه چیز محروم نمیگردد:
به هرکس [توفیق] دعا داده شد اجابت هم به او داده شود؛
و به هرکس [توفیق] شکر و سپاسگزاری داده شد زیادی نعمت اجابت هم به او داده شود؛
و به هرکس [توفیق] توکّل داده شد کفایت هم به او داده شود؛
همانا خداوند عز و جل میفرماید: «و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است» (طلاق/۳)؛ و میفرماید: «اگر شکرگزاری کنید، قطعاً [نعمت] شما را افزون میکنم و اگر کفر بورزید همانا عذابم شدید است» (ابراهیم/۷)؛ و میفرماید: «مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم؛ که همانا کسانی که از عبادت من استکبار میورزند بزودی سرافکنده داخل جهنم خواهند شد.» (غافر/۶۰).
المحاسن، ج1، ص3؛ الكافي، ج2، ص65۱۳؛ الخصال، ج1، ص101۱۴
أَحْمَدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيُّ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
يَا مُعَاوِيَةُ مَنْ أُعْطِيَ ثَلَاثاً لَمْ يُحْرَمْ ثَلَاثاً؛
مَنْ أُعْطِيَ الدُّعَاءَ أُعْطِيَ الْإِجَابَةَ؛
وَ مَنْ أُعْطِيَ الشُّكْرَ أُعْطِيَ الزِّيَادَةَ؛
وَ مَنْ أُعْطِيَ التَّوَكُّلَ أُعْطِيَ الْكِفَايَةَ؛
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ»؛ وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ» وَ قَالَ: «ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِين».
۲۵) سلیمانبنخالد روایت کرده است که از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: «وقتی بعد از دو رکعت نماز صبح به پهلوی راست خود میخوابم، چه چیز بگویم»؟
فرمود: «پنج آیه از آیات آخر سوره آل عمران را تا «إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمِیعادَ» (آل عمران/۱۸۹-194) بخوان.
[آن آیات این است:
إِنَّ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لَآياتٍ لِأُولِي الْأَلْبابِ؛ الَّذينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ يَتَفَكَّرُونَ في خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النَّارِ؛ رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ؛ رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادي لِلْإيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ؛ رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ:
ترجمه: مسلماً در آفرينش آسمانها و زمين، و در پى يكديگر آمدن شب و روز، براى خردمندان نشانههايى است. همانان كه خدا را ايستاده و نشسته، و به پهلو آرميده، ياد مىكنند، و در آفرينش آسمانها و زمين مىانديشند [كه:] پروردگارا، اينها را بيهوده نيافريدهاى منزهى تو! پس ما را از عذابِ آتش دوزخ در امان بدار. پروردگارا، هر كه را تو در آتش درآورى، يقيناً رسوايش كردهاى، و براى ستمكاران ياورانى نيست. پروردگارا، ما شنيديم كه دعوتگرى به ايمان فرا مىخواند كه: «به پروردگار خود ايمان آوريد»، پس ايمان آورديم. پروردگارا، گناهان ما را بيامرز، و بديهاى ما را بزداى و ما را در زمره نيكان بميران. پروردگارا، و آنچه را كه به وسيله فرستادگانت به ما وعده دادهاى به ما عطا كن، و ما را روز رستاخيز رسوا مگردان، زيرا تو وعدهات را خلاف نمىكنی»]
سپس بگو: به دستاویز محکم خداوند چنگ زدم که گسستی ندارد، و به ریسمان استوار خداوند پناه بردم، و از شر فاسقان عرب و عجم به خدا پناه میبرم. به خدا ایمان آوردم، و بر خدا توکّل کردم، و به خدا تکیه دادم، و امورم را به خدا واگذار نمودم، «و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.» (طلاق/۲-۳)، «خداوند مرا بس است و او بهترین کارگزار است» (آل عمران/۱۷۳). خدایا! هر کس صبحش را آغاز کرده در حالی که روی نیازش به سوی مخلوقی است، پس [بدان که من] روی نیاز و رغبتم به سوی توست. «سپاس از آنِ پروردگار صبحگاه است، سپاس از آنِ شکافنده صبحگاه است.» و سه مرتبه این را بگو.
تهذيب الأحكام، ج2، ص136
الْحُسَيْنُ بْنُ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ حُسَيْنِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَمَّا أَقُولُ إِذَا اضْطَجَعْتُ عَلَى يَمِينِي بَعْدَ رَكْعَتَيِ الْفَجْرِ؟
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: اقْرَأِ الْخَمْسَ آيَاتٍ الَّتِي فِي آخِرِ آلِ عِمْرَانَ إِلَى «إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ» وَ قُلِ:
اسْتَمْسَكْتُ بِعُرْوَةِ اللَّهِ الْوُثْقَى الَّتِي لَا انْفِصامَ لَها، وَ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِينِ، وَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شَرِّ فَسَقَةِ الْعَرَبِ وَ الْعَجَمِ، آمَنْتُ بِاللَّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ، أَلْجَأْتُ ظَهْرِي إِلَى اللَّهِ، فَوَّضْتُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ، «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» «حَسْبِيَ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ» اللَّهُمَّ مَنْ أَصْبَحَتْ حَاجَتُهُ إِلَى مَخْلُوقٍ فَإِنَّ حَاجَتِي وَ رَغْبَتِي إِلَيْكَ، «الْحَمْدُ لِرَبِّ الصَّبَاحِ، الْحَمْدُ لِفَالِقِ الْإِصْبَاحِ» ثَلَاثاً.
با توجه به نحوهای که این مطلب در من لا يحضره الفقيه (ج1، ص495)۱۵ و المقنعة (ص134-135۱۶) آمده معلوم میشود که این تکرار سه بار، فقط ناظر به عبارت «الْحَمْدُ لِرَبِّ الصَّبَاحِ، الْحَمْدُ لِفَالِقِ الْإِصْبَاحِ» است نه کل دعا.
۲۶) از امام علی (علیه السلام)روایت شده که فرمودند:
من تورات و انجیل و زبور و فرقان را خواندم و از هر کتابی کلمهای انتخاب کردم:
از تورات: «کسی که سکوت اختیار کند نجات یابد».
از انجیل: «کسی که قناعت کند سیر شود».
از زبور: «کسی که شهوات [= دلخواهها] را رها کند از آفتها سالم بماند».
و از فرقان: «کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است».
جامع الأخبار(للشعيري)، ص184
وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ: قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ فَخَيَّرْتُ مِنْ كُلِّ كِتَابٍ كَلِمَةً؛
مِنَ التَّوْرَاةِ: مَنْ صَمَتَ نَجَا؛
وَ مِنَ الْإِنْجِيلِ: مَنْ قَنِعَ شَبِعَ؛
وَ مِنَ الزَّبُورِ: مَنْ تَرَكَ الشَّهَوَاتِ فَقَدْ سَلِمَ عَنِ الْآفَاتِ؛
وَ مِنَ الْفُرْقَانِ: مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ.
۲۷) اباصلت میگوید: در آخرین جمعه ماه شعبان بر امام رضا ع وارد شدم. به من فرمودند:
اباصلت! همانا بیشتر شعبان گذشته است و این آخرین جمعه آن است. پس کوتاهیهای خود در آنچه از آن گذشته است را در آنچه از آن باقی مانده است، جبران کند. و بر تو باد که بدانچه به تو مربوط است بپردازی و آنچه را به تو مربوط نیست رها کنی. دعا و استغفار و تلاوت قرآن را زیاد کن. از گناهان خود به درگاه خدا توبه کن تا ماه خدا در حالی که خود را برای خداوند عز و جل خالص میکنی، به سوی تو آید. هیچ امانتی را برعهده خویش باقی نگذار مگر اینکه ادایش کرده باشی، و هیچ کینهای را در دلت نسبت به مؤمنی نباشد مگر اینکه برطرفش کرده باشی، و هیچ گناهی نباشد که مرتکب شدهای مگر اینکه آن را از وجودش خویش برکنی.
تقوای الهی در پیش گیر و در پنهان و آشکار خود به او توکل کن، «و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.» (طلاق/۳)
و در باقی مانده این ماه بسیار بگو: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ: خدایا، اگر ما را از آنچه از شعبان گذشته است، نیامرزیدهای، پس ما را از آنچه از آن باقی مانده است بیامرز.» زیرا خداوند تبارک و تعالی در این ماه، به خاطر حرمت ماه رمضان، بسیاری از افرادی که درگروی جهنماند را آزاد میکند.
عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص51؛ إقبال الأعمال، ج1، ص8-9
حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ تَمِيمٍ الْقُرَشِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ عَلِيٍّ الْأَنْصَارِيُّ عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِيِّ قَالَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع فِي آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَانَ.
فَقَالَ لِي: يَا أَبَا الصَّلْتِ! إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَى أَكْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْهُ. فَتَدَارَكْ فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ تَقْصِيرَكَ فِيمَا مَضَى مِنْهُ؛ وَ عَلَيْكَ بِالْإِقْبَالِ عَلَى مَا يَعْنِيكَ وَ تَرْكِ مَا لَا يَعْنِيكَ. وَ أَكْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكَ لِيُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَيْكَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِي عُنُقِكَ إِلَّا أَدَّيْتَهَا، وَ لَا فِي قَلْبِكَ حِقْداً عَلَى مُؤْمِنٍ إِلَّا نَزَعْتَهُ، وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَكِبُهُ إِلَّا قَلَعْتَ عَنْهُ.
وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ فِي سِرِّ أَمْرِكَ وَ عَلَانِيَتِكَ «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً». وَ أَكْثِرْ مِنْ أَنْ تَقُولَ فِيمَا بَقِيَ مِنْ هَذَا الشَّهْرِ: «اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ»؛ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُعْتِقُ فِي هَذَا الشَّهْرِ رِقَاباً مِنَ النَّارِ لِحُرْمَةِ شَهْرِ رَمَضَانَ.
۲۸) روایت شده است که پیامبر ص فرمودهاند:
یکبار جبرئیل علیه السلام نزدم آمد و گفت: رسول الله! خداوند تبارک و تعالی مرا با هدیهای به سوی تو فرستاده است که به هیچ کس پیش از تو نداده است.
پرسیدم: آن چیست؟
گفت: «صبر و چیزی بهتر از آن.»
پرسیدم: «آن چیست؟»
گفت: «قناعت و چیزی بهتر از آن.»
پرسیدم: «آن چیست؟»
گفت: «زهد و چیزی بهتر از آن.»
پرسیدم: «آن چیست؟»
گفت: «اخلاص و چیزی بهتر از آن.»
پرسیدم: «آن چیست؟»
گفت: «یقین و چیزی بهتر از آن.»
پرسیدم: «و آن چیست ای جبرئیل؟»
گفت: «نردبان آن، که توکل بر خدای عز و جل است.»
گفتم: «و توکل بر خدای عز و جل چیست؟»
گفت: «دانستن اینکه مخلوق نه زیان میرساند و نه سود میرساند، نه میدهد و نه منع میکند، و اعمال ناامیدی از مخلوق. پس وقتی بنده چنین باشد، جز برای خدا کار نخواهد کرد و جز به خدا امید ندارد و جز از خدا نمیترسد و جز به خدا به احدی طمع ندارد؛ این همان توکل [حقیقی] است...
معاني الأخبار، ص260-261؛ مشكاة الأنوار، ص241؛ عدة الداعي، ص94
حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ فِي حَدِيثٍ مَرْفُوعٍ إِلَى النَّبِيِّ ص قَالَ:
جَاءَ جَبْرَئِيلُ ع إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَرْسَلَنِي إِلَيْكَ بِهَدِيَّةٍ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلَكَ.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: قُلْتُ: وَ مَا هِيَ؟
قَالَ: الصَّبْرُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ.
قُلْتُ: وَ مَا هِو؟
قَالَ: الرِّضَا وَ أَحْسَنُ مِنْهُ.
قُلْتُ: وَ مَا هِو؟
قَالَ: الزُّهْدُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ.
قُلْتُ: وَ مَا هِو؟
قَالَ: الْإِخْلَاصُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ.
قُلْتُ: وَ مَا هِو؟
قَالَ: الْيَقِينُ وَ أَحْسَنُ مِنْهُ.
قُلْتُ: وَ مَا هُوَ يَا جَبْرَئِيلُ؟
قَالَ: إِنَّ مَدْرَجَةَ ذَلِكَ التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
فَقُلْتُ: وَ مَا التَّوَكُّلُ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؟
فَقَالَ: الْعِلْمُ بِأَنَّ الْمَخْلُوقَ لَا يَضُرُّ وَ لَا يَنْفَعُ وَ لَا يُعْطِي وَ لَا يَمْنَعُ وَ اسْتِعْمَالُ الْيَأْسِ مِنَ الْخَلْقِ. فَإِذَا كَانَ الْعَبْدُ كَذَلِكَ لَمْ يَعْمَلْ لِأَحَدٍ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَرْجُ وَ لَمْ يَخَفْ سِوَى اللَّهِ وَ لَمْ يَطْمَعْ فِي أَحَدٍ سِوَى اللَّهِ. فَهَذَا هُوَ التَّوَكُّل ...۱۷
۲۹) عبدالله بن عمر روایت کرده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
کسی که میخواهد بر خداوند متعال توکّل کند، باید اهل بیت مرا دوست بدارد.
و کسی که میخواهد از آتش جهنم نجات یابد، باید اهل بیت مرا دوست بدارد. [ وکسی که حکمت میخواهد، باید اهل بیت مرا دوست بدارد.]
و کسی که میخواهد بیحساب به بهشت وارد شود، باید اهل بیت مرا دوست بدارد.
پس به خدا سوگند احدی آنان را دوست نداشت مگر اینکه در دنیا و آخرت سود برد.
مائة منقبة من مناقب أمير المؤمنين و الأئمة، ص 84 (منقبت۵۱)؛ بحارالأنوار، ج۲۷، ص۱۱۶
حَدَّثَنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَيْنُ [بْنُ أَحْمَدَ] بْنِ مُحَمَّدِ [بْنِ الْأَحْوَلِ] بِالْمُحَمَّدِيَّةِ قَالَ حَدَّثَنِي الْحُسَيْنُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ [عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ نَصْرِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ شُعْبَةَ بْنِ الْحَجَّاجِ] قَالَ حَدَّثَنِي أَيُّوبُ السَّخْتِيَانِيُ عَنْ نَافِعٍ عَنِ ابْنِ عُمَرَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص:
مَنْ أَرَادَ التَّوَكُّلَ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى فَلْيُحِبَّ أَهْلَ بَيْتِي؛
وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَنْجُوَ مِنَ النَّارِ فَلْيُحِبَّ أَهْلَ بَيْتِي؛ [وَ مَنْ أَرَادَ الْحِكْمَةَ فَلْيُحِبَّ أَهْلَ بَيْتِي]؛
وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حِسَابٍ فَلْيُحِبَّ أَهْلَ بَيْتِي؛
فَوَ اللَّهِ مَا أَحَبَّهُمْ أَحَدٌ إِلَّا رَبِحَ [فِي] الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.
خواص آیه
۳۱) ابن منذر روایت کرده است که نزد امام صادق ع سخن از وحشت به میان آمد. فرمودند:
آیا می خواهید شما را از چیزی خبر دهم که اگر آن را بگویید نه در شب و نه در روز دچار وحشت نشوید؟ بگویید:
بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ أَنَّهُ «مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي كَنَفِكَ وَ فِي جِوَارِكَ وَ اجْعَلْنِي فِي أَمَانِكَ وَ فِي مَنْعِكَ.
ترجمه: به نام خدا و به [اعتماد] خدا و بر خدا توکل کردم که همانا مطلب چنین است که «کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.» خدایا مرا تحت مایت خودت و در جوار خودت قرار ده و مرا در امان و در منع خودت قرار ده.
گفت: به ما خبر دادند که شخصی ۳۰ سال این را گفت؛ ولی یک شب این را نگفت و همان شب عقرب وی را نیش زد.
الكافي، ج2، ص568
حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبَانٍ عَنِ ابْنِ الْمُنْذِرِ قَالَ:
ذُكِرَتْ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الْوَحْشَةُ فَقَالَ أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِشَيْءٍ إِذَا قُلْتُمُوهُ لَمْ تَسْتَوْحِشُوا بِلَيْلٍ وَ لَا نَهَارٍ: بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ وَ أَنَّهُ «مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي كَنَفِكَ وَ فِي جِوَارِكَ وَ اجْعَلْنِي فِي أَمَانِكَ وَ فِي مَنْعِكَ.
فَقَالَ: بَلَغَنَا أَنَّ رَجُلًا قَالَهَا ثَلَاثِينَ سَنَةً وَ تَرَكَهَا لَيْلَةً فَلَسَعَتْهُ عَقْرَبٌ.
و در مكارم الأخلاق (ص412۱۸) این حدیث امام صادق ع برای در امان ماندن از نیش عقرب و مارها مطرح شده است.
۳۳) الف. بدون اشاره به نام هیچ امامی، مطرح شده است که برای آرام کردن کودکان این آیات خوانده شود:
سوره زلزال تا پایان سوره؛
و آیه «فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً»؛
و آیه «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيم» (آل عمران/۱۸)؛
و آیات: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى وَ لا تَجْهَرْ بِصَلاتِكَ وَ لا تُخافِتْ بِها وَ ابْتَغِ بَيْنَ ذلِكَ سَبيلا؛ وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيرا» (اسراء/۱۱۰-۱۱۱)؛
و آیات «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيم؛ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيم» (توبه/۱۲۸-۱۲۹)؛
و آیه «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» (طلاق/۳).
مكارم الأخلاق، ص386
لفزع الصبيان:
إِذَا زُلْزِلَتْ إِلَى آخِرِ السُّورَةِ، فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً، وَ آيَةُ شَهِدَ اللَّهُ، وَ قُلِ ادْعُوا اللَّهَ إِلَى آخِرِ السُّورَةِ، لَقَدْ جاءَكُمْ إِلَى آخِرِ السُّورَةِ، وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ، الْآيَةَ.
ب. در طب الأئمة عليهم السلام (للشبر)، ص304 همین آمده است فقط در انتهایش این آیات را هم اضافه دارد:
قل من يكلؤكم بالليل و النهار من السبع و الجن و السحرة. قل هو اللّه الواحد القهار، اليوم تجزى كل نفس بما كسبت. لا ظلم اليوم، إن اللّه سريع الحساب إن الملك اليوم للّه الواحد القهار).
ج. و در همین کتاب ص۳۰۵ آمده است:
و لدفع الخوف و الفزع للأطفال: يقرأ سورة إذا زلزلت الأرض، ثم يقرأ هذه الآية وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ، إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ، قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً
ج. إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ
۳۵) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
از پدرم شنیدم که به جماعتی از اصحابش میفرمود:
به خدا سوگند اگر دهانهای شما چفت و بست داشت هریک از شما را باخبر میکردم از چیزی که با آن از هیچ چیزی وحشت نکند [در برابر هیچ حادثهای غافلگیر نشود] ولیکن اینکه مطالب را پخش کنید [رازنگهدار نباشید] در میان شما سابقه دارد؛ و «خداوند به انجامرساننده امر خویش است».
الأمالي (للطوسي)، ص197؛ بشارة المصطفى لشيعة المرتضى، ص105۱۹
أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدٍ، قَالَ: أَخْبَرَنِي الشَّرِيفُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ مُحَمَّدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ طَاهِرٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ، قَالَ: حَدَّثَنِي أَحْمَدُ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا أَبِي، قَالَ: حَدَّثَنِي ظَرِيفُ بْنُ نَاصِحٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَصَمِّ الْأَعْلَمِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (عَلَيْهِمَا السَّلَامُ) قَالَ:
سَمِعْتُ أَبِي (عَلَيْهِ السَّلَامُ) يَقُولُ لِجَمَاعَةٍ مِنْ أَصْحَابِهِ:
وَ اللَّهِ لَوْ أَنَّ عَلَى أَفْوَاهِكُمْ أَوْكِيَةً لَأَخْبَرْتُ كُلَّ رَجُلٍ مِنْكُمْ مَا لَا يَسْتَوْحِشُ مَعَهُ إِلَى [أَيَّ] شَيْءٍ، وَ لَكِنْ قَدْ سَبَقَتْ فِيكُمُ الْإِذَاعَةُ وَ «اللَّهُ بَالِغُ أَمْرِهِ».
۳۶) از ابن عباس روایت شده است که: وقتی عایشه از بازگشت به مدینه امتناع کرد، به امیرالمؤمنین (علیه السلام) گفتم: «ای امیرالمؤمنین، به نظر من باید او را در بصره بگذار و او را بدانجا کوچ مده.»
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «او از انجام کارهای بد دریغ نخواهد کرد، اما من او را به خانهای که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) او را در آن گذاشته بود، باز خواهم گرداند، که «همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است.» (طلاق/۳)
بحار الأنوار، ج32، ص341
رُوِيَ۲۰ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ أَنَّهُ قَالَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع لَمَّا أَبَتْ عَائِشَةُ الرُّجُوعَ إِلَى الْمَدِينَةِ: أَرَى أَنْ تَدَعَهَا يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ بِالْبَصْرَةِ وَ لَا تُرَحِّلَهَا.
فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: إِنَّهَا لَا تَأْلُو شَرّاً وَ لَكِنِّي أَرُدُّهَا إِلَى بَيْتِهَا الَّذِي تَرَكَهَا فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص فَ«إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ».
۳۷) واقعهای در زمان امام حسن ع رخ داده که در نقلهای اهل از آن، آیه «ان الله بالغ أمره» در آن مورد استفاده امام حسن ع قرار گرفته است. این واقعه با اندک تفاوتی در منابع شیعه هم گزارش شده است. چون در نقل شیعه استناد به این آیه وجود ندارد، ابتدا واقعه مطابق با نقل اهل سنت و سپس مطابق با روایت شیعه تقدیم میشود:
الف. از سفیان بن ابی لیلی روایت شده است که گفت:
وقتی حسن بن علی ع با معاویه بیعت کرد، نزد او رفتم و او را در درگاه خانهاش با گروهی از مردم یافتم. گفتم: «السلام علیک ای ذلیل کننده مؤمنان!»
فرمود: «و علیک السلام ای سفیان.»
پیاده شدم، شترم را بستم و نزد او رفتم و کنارش نشستم. فرمود: «ای سفیان، چه گفتی؟»
گفتم: «السلام علیک ای ذلیل کننده مؤمنان!»
فرمود: «چرا از جانب تو چنین چیزی به ما میرسد؟»
گفتم: «به خدا قسم، به پدر و مادرم، تو با بیعت با این ظالم و سپردن امر به پسر جگرخوار ملعون، ما را ذلیل کردی، در حالی که صد هزار مرد با تو هستند که همه برای تو میمیرند. خدا امور مردم را زیر نظر تو متحد کرده بود.»
فرمود: ای سفیان، ما خاندانی هستیم که چون حق را بشناسیم، به آن پایبند میشویم. من از حضرت علی ع شنیدم که میفرمود: «از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: شبها و روزها نمیگذرد تا امور این امت به دست مردی می افتد که نشیمنگاهی گشاد و گلویی بزرگ دارد؛ میخورد و سیر نمیشود؛ خداوند به او نظر نمیکند و نمیمیرد تا اینکه نه کسی را در آسمان برای عذرخواهی داشته باشد و نه یاوری در زمین» و آن مرد قطعا معاویه است و من میدانستم که «همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است.» (طلاق/۳)
سپس مؤذن اذان گفت و ما نزد شیرفروشی رفتیم تا شترش را بدوشیم. او ظرف را گرفت و ایستاده نوشید، سپس به من هم داد و راه افتادیم به مسجد رفتیم. به من گفت: «سفیان، چه چیزی تو را به اینجا آورده است؟»
گفتم: «قسم به کسی که محمد را با هدایت و دین حق فرستاد، محبت شما.»
فرمود: «سفیان، بشارت باد بر تو؛ زیرا از حضرت علی ع شنیدم که میفرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: اهل بیت من و کسانی از امتم که آنها را دوست دارند، مانند این دو انگشت - یعنی دو انگشت اشاره - یا مانند این دو - یعنی انگشت اشاره و انگشت وسطی که یکی از دیگری بلندتر است - بر من در کنار حوض وارد خواهند شد. بشارت باد بر تو ای سفیان، زیرا جهان برای نیکوکاران و بدکاران به اندازه کافی وسیع است تا زمانی که خداوند امام حق را از خاندان محمد صلی الله علیه و آله برانگیزد.»
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج16، ص44؛ مقاتل الطالبيين 67- 68.
قال أبو الفرج فحدثني محمد بن أحمد بن عبيد قال حدثنا الفضل بن الحسن البصري قال حدثنا ابن عمرو قال حدثنا مكي بن إبراهيم قال حدثنا السري بن إسماعيل عن الشعبي عن سفيان بن أبي ليلى قال أبو الفرج و حدثني به أيضا محمد بن الحسين الأشنانداني و علي بن العباس المقانعي [المفاقعى] عن عباد بن يعقوب عن عمرو بن ثابت عن الحسن بن الحكم عن عدي بن ثابت عن سفيان بن أبي ليلى قال:
أتيت الحسن بن علي حين بايع معاوية فوجدته بفناء داره و عنده رهط. فقلت: السلام عليك يا مذل المؤمنين!
قال: و عليك السلام يا سفيان!
و نزلت فعقلت راحلتي ثم أتيته فجلست إليه. فقال: كيف قلت يا سفيان؟
قلت: السلام عليك يا مذل المؤمنين!
فقال: لم جرى هذا منك إلينا؟
قلت: أنت و الله بأبي و أمي أذللت رقابنا حيث أعطيت هذا الطاغية البيعة و سلمت الأمر إلى اللعين ابن آكلة الأكباد و معك مائة ألف كلهم يموت دونك فقد جمع الله عليك أمر الناس.
فقال: يا سفيان إنا أهل بيت إذا علمنا الحق تمسكنا به و إني سمعت عليا يقول سمعت رسول الله ص يقول لا تذهب الليالي و الأيام حتى يجتمع أمر هذه الأمة على رجل واسع السرم ضخم البلعوم يأكل و لا يشبع لا ينظر الله إليه و لا يموت حتى لا يكون له في السماء عاذر و لا في الأرض ناصر و إنه لمعاوية و إني عرفت «أن الله بالغ أمره».
ثم أذن المؤذن. فقمنا على حالب نحلب ناقته. فتناول الإناء فشرب قائما. ثم سقاني و خرجنا نمشي إلى المسجد. فقال لي: ما جاء بك يا سفيان؟
قلت: حبكم و الذي بعث محمدا بالهدى و دين الحق.
قال: فأبشر يا سفيان! فإني سمعت عليا يقول: سمعت رسول الله ص يقول: يرد علي الحوض أهل بيتي و من أحبهم من أمتي كهاتين - يعني السبابتين - أو كهاتين - يعني السبابة و الوسطى إحداهما تفضل على الأخرى. أبشر يا سفيان! فإن الدنيا تسع البر و الفاجر حتى يبعث الله إمام الحق من آل محمد ص.
ب. از امام باقر ع روایت شده است که فرمودند:
یکی از اصحاب امام حسن ع که به وی سفیان بن [ابی] لیلی گفته میشود سواره خدمت امام حسن ع رسید و بر ایشان وارد شد در حالی که ایشان در درگاه خانهشان بودند. گفت: «السلام علیک ای ذلیل کننده مؤمنان!»
امام حسن ع فرمود: پیاده شو و عجله نکن!
وی پیاده شد و شترم را در خانه بست و نزد ایشان رفت. حضرت فرمود: «سفیان، چه گفتی؟»
گفت: گفتم: السلام علیک ای ذلیل کننده مؤمنان!
فرمود: «از کجا چنین چیزی را دانستی؟»
گفتم: به امر امت پرداختی سپس آن را از گردنت درآوردی و به گردن این طغیانگر انداختی که برخلاف آنچه خداوند نازل کرده است حکم میکند!
امام حسن ع به او فرمود: تو را خبردار میکنم که چرا چنین کردم. از پدرم شنیدم که فرمود: «از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که میفرمود: شبها و روزها نمیگذرد تا امور این امت به دست مردی می افتد که با گلویی گشاد و شکمی بزرگ؛ میخورد و سیر نمیشود» و او همان معاویه است؛ و بدین جهت من چنین کردم. حالا چه چیزی تو را به اینجا آورد؟»
گفتم: محبت شما؛ به خدا سوگند؛ به خدا سوگند.
امام حسن ع فرمود: «به خدا سوگند هیچ بندهای هیچگاه ما را دوست ندارد – حتی اگر اسیری در دیلم باشد- مگر اینکه خداوند وی را به خاطر محبت ما نفعی رساند و همانا محبت ما گناهان را از فرزند آدم میریزد همان طور که باد خزان برگهای درختان را میریزد.»
رجال الكشي، ص111؛ الإختصاص، ص82۲۱
رُوِيَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ الطَّوِيلِ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ النُّعْمَانِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُسْكَانَ، عَنْ أَبِي حَمْزَةَ، عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ جَاءَ رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ الْحَسَنِ (ع) يُقَالُ لَهُ سُفْيَانُ بْنُ لَيْلَى وَ هُوَ عَلَى رَاحَةٍ لَهُ، فَدَخَلَ عَلَى الْحَسَنِ (ع) وَ هُوَ مُحْتَبٍ فِي فِنَاءِ دَارِهِ، قَالَ، فَقَالَ لَهُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُذِلَّ الْمُؤْمِنِينَ!
فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ (ع) انْزِلْ وَ لَا تَعْجَلْ.
فَنَزَلَ فَعَقَلَ رَاحِلَتَهُ فِي الدَّارِ وَ أَقْبَلَ يَمْشِي حَتَّى انْتَهَى إِلَيْهِ، قَالَ، فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ (ع) مَا قُلْتَ؟
قَالَ: قُلْتُ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا مُذِلَّ الْمُؤْمِنِينَ!
قَالَ: وَ مَا عِلْمُكَ بِذَلِكَ؟
قَالَ: عَمَدْتَ إِلَى أَمْرِ الْأُمَّةِ فَخَلَعْتَهُ مِنْ عُنُقِكَ وَ قَلَّدْتَهُ هَذِهِ الطَّاغِيَةَ يَحْكُمُ بِغَيْرِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ.
قَالَ، فَقَالَ لَهُ الْحَسَنُ (ع) سَأُخْبِرُكَ لِمَ فَعَلْتُ ذَلِكَ، قَالَ: سَمِعْتُ أَبِي يَقُولُ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): لَنْ تَذْهَبَ الْأَيَّامُ وَ اللَّيَالِي حَتَّى يَلِيَ أَمْرَ الْأُمَّةِ رَجُلٌ وَاسِعُ الْبُلْعُومِ رَحْبُ الصَّدْرِ يَأْكُلُ وَ لَا يَشْبَعُ وَ هُوَ مُعَاوِيَةُ، فَلِذَلِكَ فَعَلْتُ، مَا جَاءَ بِكَ؟
قَالَ: حُبُّكَ قَالَ اللَّهَ قَالَ اللَّهَ. قَالَ فَقَالَ الْحَسَنُ (ع): وَ اللَّهِ لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ أَبَداً وَ لَوْ كَانَ أَسِيراً فِي الدَّيْلَمِ [بِالدَّيْلَمِ] إِلَّا نَفَعَهُ اللَّهُ بِحُبِّنَا وَ إِنَّ حُبَّنَا لَيُسَاقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنِي [ابْنِ] آدَمَ كَمَا تُسَاقِطُ [يُسَاقِطُ] الرِّيحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.
۳۸) امام حسین ع در اوایل روز عاشورا جلوی دشمن ایستاد و نگاهی به عمر سعد در میانه لشکر دشمن کرد و خطبهای خواندند و مردم را از فریب شیطان و گرفتار شدن به خشم خداوند برحذر داشتند. به اشاره عمر سعد، شمر در مقام پاسخگویی درآمد و گفت: ما نمیفهمیم چه میگویی. یک طوری حرف بزن که بفهمیم.
امام حسین ع فرمود: من میگویم: تقوای الهی پیشه کنید و مرا نکشید، زیرا کشتن من [و هتک حرمت من] برای شما روا نیست، زیرا من پسر دختر پیامبر شما هستم و جدهام خدیجه همسر پیامبر شماست و شاید شما سخن پیامبرتان صلّى اللّه عليه و آله را شنیده باشید که فرمود: حسن و حسین سرور جوانان بهشتند. اگر مرا انکار میکنید، در میان شما* برخی از اصحاب پیامبر مانند جابر بن عبدالله [و سهل بن سعد]، زید بن ارقم و انس بن مالک هستند، پس از آنها درباره این حدیث بپرسید، و قطعا آنها به شما خواهند گفت که آن را از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله شنیدهاند. و اگر در امور من شک دارید، آیا من پسر دختر پیامبر شما نیستم؟ آیا در این هم شک دارید؟ به خدا سوگند، از شرق تا غرب عالم پسر دختر پیامبری جز من نیست. آیا از خون کسی از شما را که ریخته باشم، یا مالی را که غصب کردهام، یا قصاص زخمهایی را که زده باشم، میطلبید؟
آنها سکوت کردند و هیچ پاسخی ندادند.
سپس فرمود: «به خدا سوگند، دستم را ذلیلانه در دست شما نمی گذارم و همچون یک برده فرار نمیکنم. ای بندگان خدا، «همانا من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه میبرم از هر متکبری که به روز حساب ایمان ندارد» (غافر/۲۷)
شمر گفت: «ای حسین، شمر خدا را به یک حرف میپرستد، اگر فهمیده باشد که چه میگویی.»
حسین علیه السلام سکوت کرد و حبیب بن مظاهر به او فریاد زد: «ای فاسق، من گمان میکنم تو خدا را به هفتاد حرف میپرستی! و من شهادت میدهم که تو نمیفهمی که چه میگویی، و همانا خداوند متعال بر قلب تو مهر زده است.»
امام حسین علیه السلام به او فرمود: «کافی است ای برادر بنی اسد! قضا جاری شده، [نوشته] قلم خشک شد و «همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است.» (طلاق/۳) و همانا شوق من به [دیدار] جدم و پدرم و مادرم و برادرم و گذشتگانم، شدیدتر از شوق یعقوب به یوسف علیه السلام و برادرش است. من قربانگاهی دارم که به طور حتم آن را ملاقات خواهم کرد.»
* پی نوشت: مقصود حضرت از تعبیر «در میان شما» اشاره است به اینکه اینها هنوز زندهاند و میتوانید از آنها بپرسید؛ نه اینکه مقصود این باشد که اینها الان در لشکر شما هستند.
تسلية المجالس و زينة المجالس (مقتل الحسين عليه السلام)، ج2، ص274-275
و تقدّم الحسين عليه السلام حتى وقف بإزاء القوم، فجعل ينظر إلى صفوفهم كأنّهم السيل، و نظر إلى عمر بن سعد واقفا في صناديد الكوفة، فقال: ...۲۲
فقال عمر بن سعد: ويلكم كلّموه فإنّه ابن أبيه، و اللّه لو وقف فيكم هكذا يوما جديدا لما انقطع و لا حصر، فكلّموه، فتقدّم إليه شمر، فقال: يا حسين، [ما] هذا الّذي تقول؟ أفهمنا حتى نفهم.
قال عليه السلام: أقول: اتّقوا اللّه و لا تقتلون، فإنّه لا يحلّ لكم قتلي، [و لا انتهاك حرمتي] فإنّي ابن بنت نبيّكم، و جدّتي خديجة زوجة نبيّكم، و لعلّكم قد بلغكم قول نبيّكم صلّى اللّه عليه و آله: الحسن و الحسين سيّدا [شباب] أهل الجنّة ، فإن كذّبتموني فإنّ فيكم من الصحابة مثل جابر بن عبد اللّه [و سهل بن سعد] و زيد بن أرقم و أنس بن مالك فاسألوهم عن هذا الحديث فإنّهم يخبرونكم انّهم سمعوه من رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله، و إن كنتم في شكّ من أمري أ فلست ابن بنت نبيّكم؟ أ تشكّون في ذلك؟ فو اللّه ما بين المشرقين و المغربين ابن بنت نبيّ غيري، أ تطلبوني بدم أحد قتلته منكم، أو بمال استملكته ، أو بقصاص من جراحات [استهلكته] ؟ فسكتوا لا يجيبونه.
ثمّ قال عليه السلام: و اللّه لا اعطي بيدي إعطاء الذليل، و لا أفرّ فرار العبيد، عباد اللّه، إنّي عذت بربّي و ربّكم [أن ترجمون و أعوذ بربّي و ربّكم] من كلّ متكبّر لا يؤمن بيوم الحساب.
فقال شمر: يا حسين، الشمر يعبد اللّه على حرف إن كان يدري ما تقول.
قال: فسكت الحسين عليه السلام، و ناداه حبيب بن مظاهر: إنّي أظنّك تعبد اللّه على سبعين حرفا يا فاسق، و أنا أشهد أنّك ما تدري ما تقول، و أنّ اللّه تعالى قد طبع على قلبك.
فقال له الحسين عليه السلام : حسبك يا أخا بني أسد، فقد قضى القضاء، و جفّ القلم، و اللّه بالغ أمره، و إنّي لأشوق إلى جدّي و أبي و امّي و أخي و أسلافي من يعقوب إلى يوسف عليه السلام و أخيه، ولي مصرع أنا ملاقيه.
۳۹) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
وقتی به زیارت اباعبدالله (علیه السلام) میروی، بر سکوت ملازمت نما جز برای امر خیر و همانا فرشتگان شب و روز (از فرشتگان نگهبان انسان)، نزد فرشتگانی که در حائر [حسینی] هستند حاضر میشوند و با آنان مصافحه میکنند، اما آنان به خاطر شدت گریه پاسخشان نمیدهند. آنها منتظر میمانند تا خورشید غروب کند و سپیده دم بدمد، سپس با آنها صحبت میکنند و از امور آسمانی از آنها میپرسند. اما بین این دو زمان، آنها نه سخن میگویند و نه از گریه و دعا دست میکشند و در این دو وقت از کسانی که مامور بر آنان هستند غافل نمیشوند، چرا که وقتی که شما صحبت میکنید مشغولیت آنها به شما میشود.
گفتم: فدایت شوم، از آنها درباره چه چیزی میپرسند و کدام یک از آنها از دیگری میپرسد؟ فرشتگان نگهبان یا فرشتگان حائر [حسینی]؟
فرمود: فرشتگان حائر از فرشتگان نگهبان میپرسند؛ زیرا فرشتگان حائر هرگز آنجا را ترک نمیکنند، در حالی که فرشتگان نگهبان پایین میآیند و بالا میروند.
گفتم: به نظر شما از آنها درباره چه چیزی میپرسند؟
فرمود: وقتی بالا میروند، از کنار اسماعیل، [فرشته] مأمور هوا، عبور میکنند؛ گاه شاید پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را ملاقات کنند، در حالی که حضرت فاطمه زهرا س، امام حسن ع، و امام حسین ع و امامانی که از دنیا رفتهاند، نزد ایشان هستند. از آنها درباره امور و کسانی از شما که در حائر [حسینی] حضور دارد، میگوید: آنها را به دعای خود بشارت دهید. سپس فرشتگان نگهبان میگویند: چگونه میتوانیم آنها را بشارت دهیم در حالی که سخنان ما را نمیشنوند؟ به آنها میگویند: «بر آنان برکت بفرستید و از طرف ما برای آنها دعا کنید که این بشارتی از جانب ماست.» وقتی میروند، آنها را با بالهای خود احاطه کنید تا حضور شما را احساس کنند. ما آنها را به کسی میسپاریم که ودیعههایی که به او سپرده میشود را ضایع نمیکند. و اگر آنها بدانند چه خیری در زیارت او هست و مردم این را میدانستند، برای رفتن به زیارت او دست به شمشیر میبردند و اموال خود را میفروختند تا به نزد او بروند. و هنگامی که فاطمه (سلام الله علیها) به آنها نگاه میکند، در حالی که هزار پیامبر و هزار صدیق و هزار شهید با او هستند و هزار هزار کروبی او را در گریستن یاری میدهند، و او فریادی سر میدهد که هیچ فرشتهای در آسمانها باقی نمیماند مگر اینکه از باب رحمت بر صدای او میگرید. و او آرام نمیگیرد تا زمانی که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نزد او میآید و میفرماید: «ای دخترم، تو اهل آسمانها را به گریه انداختی و آنها را از تسبیح و تقدیس خدا مشغول ساختی. پس دست نگه دار تا تقدیس کنند، که «همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است.» (طلاق/۳). و او به کسانی از شما که حضور دارند نگاه میکند و از خدا برای آنها هر خیری را میخواهد. نسبت به آمدن به سوی او بیتفاوت نباشید، زیرا خوبیِ آمدن به سوی او بیش از آن است که شمارش شود.
كامل الزيارات، ص86
حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ قَالَ حَدَّثَنَا الْهَيْثَمُ بْنُ وَاقِدٍ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ مُقَرِّنٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِذَا زُرْتُمْ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَالْزَمُوا الصَّمْتَ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ وَ إِنَّ مَلَائِكَةَ اللَّيْلِ وَ النَّهَارِ مِنَ الْحَفَظَةِ- تَحْضُرُ الْمَلَائِكَةَ الَّذِينَ بِالْحَائِرِ فَتُصَافِحُهُمْ فَلَا يُجِيبُونَهَا مِنْ شِدَّةِ الْبُكَاءِ فَيَنْتَظِرُونَهُمْ حَتَّى تَزُولَ الشَّمْسُ وَ حَتَّى يُنَوِّرَ الْفَجْرُ ثُمَّ يُكَلِّمُونَهُمْ وَ يَسْأَلُونَهُمْ عَنْ أَشْيَاءَ مِنْ أَمْرِ السَّمَاءِ فَأَمَّا مَا بَيْنَ هَذَيْنِ الْوَقْتَيْنِ- فَإِنَّهُمْ لَا يَنْطِقُونَ وَ لا يَفْتُرُونَ عَنِ الْبُكَاءِ وَ الدُّعَاءِ وَ لَا يَشْغَلُونَهُمْ فِي هَذَيْنِ الْوَقْتَيْنِ عَنْ أَصْحَابِهِمْ فَإِنَّمَا شُغُلُهُمْ بِكُمْ إِذَا نَطَقْتُمْ.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا الَّذِي يَسْأَلُونَهُمْ عَنْهُ وَ آیهمْ يَسْأَلُ صَاحِبَهُ الْحَفَظَةُ أَوْ أَهْلُ الْحَائِرِ؟
قَالَ: أَهْلُ الْحَائِرِ يَسْأَلُونَ الْحَفَظَةَ لِأَنَّ أَهْلَ الْحَائِرِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ لَا يَبْرَحُونَ وَ الْحَفَظَةُ تَنْزِلُ وَ تَصْعَدُ.
قُلْتُ: فَمَا تَرَى يَسْأَلُونَهُمْ عَنْهُ؟
قَالَ: إِنَّهُمْ يَمُرُّونَ إِذَا عَرَجُوا بِإِسْمَاعِيلَ صَاحِبِ الْهَوَاءِ فَرُبَّمَا وَافَقُوا النَّبِيَّ ص وَ عِنْدَهُ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الْأَئِمَّةُ مَنْ مَضَى مِنْهُمْ فَيَسْأَلُونَهُمْ عَنْ أَشْيَاءَ وَ مَنْ حَضَرَ مِنْكُمُ الْحَائِرَ وَ يَقُولُونَ بَشِّرُوهُمْ بِدُعَائِكُمْ. فَتَقُولُ الْحَفَظَةُ: كَيْفَ نُبَشِّرُهُمْ وَ هُمْ لَا يَسْمَعُونَ كَلَامَنَا؟ فَيَقُولُونَ لَهُمْ: بَارِكُوا عَلَيْهِمْ وَ ادْعُوا لَهُمْ عَنَّا. فَهِيَ الْبِشَارَةُ مِنَّا. فَإِذَا انْصَرَفُوا فَحِفُّوهُمْ بِأَجْنِحَتِكُمْ حَتَّى يُحِسُّوا مَكَانَكُمْ وَ إِنَّا نَسْتَوْدِعُهُمُ الَّذِي لَا تَضِيعُ وَدَائِعُهُ وَ لَوْ يَعْلَمُونَ مَا فِي زِيَارَتِهِ مِنَ الْخَيْرِ وَ يَعْلَمُ ذَلِكَ النَّاسُ لَاقْتَتَلُوا عَلَى زِيَارَتِهِ بِالسُّيُوفِ وَ لَبَاعُوا أَمْوَالَهُمْ فِي إِتْيَانِهِ وَ إِنَّ فَاطِمَةَ ع إِذَا نَظَرَتْ إِلَيْهِمْ وَ مَعَهَا أَلْفُ نَبِيٍّ وَ أَلْفُ صِدِّيقٍ وَ أَلْفُ شَهِيدٍ وَ مِنَ الْكَرُوبِيِّينَ أَلْفُ أَلْفٍ يُسْعِدُونَهَا عَلَى الْبُكَاءِ وَ إِنَّهَا لَتَشْهَقُ شَهْقَةً فَلَا يَبْقَى فِي السَّمَاوَاتِ مَلَكٌ إِلَّا بَكَى رَحْمَةً لِصَوْتِهَا. وَ مَا تَسْكُنُ حَتَّى يَأْتِيَهَا النَّبِيُّ ص [أَبُوهَا] فَيَقُولُ: يَا بُنَيَّةِ قَدْ أَبْكَيْتِ أَهْلَ السَّمَاوَاتِ وَ شَغَلْتِهِمْ عَنِ التَّسْبِيحِ وَ التَّقْدِيسِ فَكُفِّي حَتَّى يُقَدِّسُوا فَ«إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ» وَ إِنَّهَا لَتَنْظُرُ إِلَى مَنْ حَضَرَ مِنْكُمْ فَتَسْأَلُ اللَّهَ لَهُمْ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ وَ لَا تَزْهَدُوا فِي إِتْيَانِهِ فَإِنَّ الْخَيْرَ فِي إِتْيَانِهِ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ يُحْصَى.
۴۰) ابراهیم کرخی روایت کرده است:
بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم و نزد او نشسته بودم که امام کاظم (علیه السلام) در حالی که پسر بچهای بود، وارد شد. من به سمت او برخاستم، او را بوسیدم و نشستم.
امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «ای ابراهیم، او پس از من صاحباختیار شماست. برخی از مردم به خاطر او هلاک میشوند و برخی دیگر رستگار میشوند. خداوند قاتل او را لعنت کند و عذاب را برای روحش دو برابر کند. قطعاً خداوند از صلب او بهترین اهل زمین در زمانهاش را بیرون میآورد، که همنام جدش است و وارث علم و احکام و قضاوتها، معدن امامت و رأس حکمت است. او را جباری از بنیفلان [ظاهرا منظور بنیعباس است] پس از اقدامات عجیب و غریبی، از روی حسادت خواهد کشت. اما « خداوند به انجامرساننده امر خویش است.» (طلاق/۳) «هرچند مشرکان آن را خوش نداشته باشند» (توبه/۳۳؛ صف/۹). خداوند از صلب او، مابقیِ دوازده امام هدایتشده را بیرون میآورد که آنان را به کرامت خویش اختصاص داده و در سرای قدس خویش مستقر کرده است. کسی که منتظر دوازدهمین نفر است و شمشیرش را پیش روی او برکشیده، همانند کسی است که شمشیرش را در پیشگاه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) کشیده و از او دفاع کرده است.
مردی از بنی امیه وارد شد و گفتگو قطع شد. من یازده بار دیگر نزد امام صادق (علیه السلام) برگشتم که میخواستم آن سخن را تمام کند؛ اما توفیقش را پیدا نکردم. تا اینکه در سال بعد بر او وارد شدم در حالی که نشسته بود، فرمود:
«ای ابراهیم، او کسی است که پس از سختی شدید، رنج طولانی، ظلم و ترس، ناراحتی و تنگنا را از شیعیانش برطرف میکند. خوشا به حال کسی که آن زمان را درک کند. ای ابراهیم، همین برای تو کافی است.»
ابراهیم کرخی میگوید: و من هرگز با چیزی که این اندازه قلبم را شاد و چشمانم را روشن کند، برنگشته بودم.
الغيبة للنعماني، ص90-۹۱
حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ بْنِ عَمَّارٍ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ هِشَامٍ اللُّؤْلُؤِيُّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ قَالَ:
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَإِنِّي عِنْدَهُ جَالِسٌ، إِذْ دَخَلَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى وَ هُوَ غُلَامٌ. فَقُمْتُ إِلَيْهِ فَقَبَّلْتُهُ وَ جَلَسْتُ.
فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: يَا إِبْرَاهِيمُ أَمَا إِنَّهُ صَاحِبُكَ مِنْ بَعْدِي. أَمَا لَيَهْلِكَنَّ فِيهِ أَقْوَامٌ وَ يَسْعَدُ آخَرُونَ. فَلَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ وَ ضَاعَفَ عَلَى رُوحِهِ الْعَذَابَ. أَمَا لَيُخْرِجَنَّ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ صُلْبِهِ خَيْرَ أَهْلِ الْأَرْضِ فِي زَمَانِهِ؛ سَمِيَّ جَدِّهِ وَ وَارِثَ عِلْمِهِ وَ أَحْكَامِهِ وَ قَضَايَاهُ وَ مَعْدِنَ الْإِمَامَةِ وَ رَأْسَ الْحِكْمَةِ، يَقْتُلُهُ جَبَّارُ بَنِي فُلَانٍ بَعْدَ عَجَائِبَ طَرِيفَةٍ حَسَداً لَهُ، وَ لَكِنَّ «اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ» «وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ». يُخْرِجُ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ تَكْمِلَةَ اثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً مَهْدِيّاً اخْتَصَّهُمُ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ قُدْسِهِ. الْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِي عَشَرَ الشَّاهِرُ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ كَانَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص يَذُبُّ عَنْهُ.
وَ دَخَلَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِي بَنِي أُمَيَّةَ فَانْقَطَعَ الْكَلَامُ فَعُدْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِحْدَى عَشْرَةَ مَرَّةً أُرِيدُ أَنْ يَسْتَتِمَّ الْكَلَامَ فَمَا قَدَرْتُ عَلَى ذَلِكَ.
فَلَمَّا كَانَ قَابِلُ السَّنَةِ الثَّانِيَةِ دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ فَقَالَ: يَا إِبْرَاهِيمُ هُوَ الْمُفَرِّجُ لِلْكَرْبِ عَنْ شِيعَتِهِ بَعْدَ ضَنْكٍ شَدِيدٍ وَ بَلَاءٍ طَوِيلٍ وَ جَوْرٍ وَ خَوْفٍ فَطُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ حَسْبُكَ يَا إِبْرَاهِيمُ.
قَالَ: فَمَا رَجَعْتُ بِشَيْءٍ أَسَرَّ إِلَيَّ مِنْ هَذَا لِقَلْبِي وَ لَا أَقَرَّ لِعَيْنِي.
۴۱) ابراهیم بن مهزیار از اصحاب امام حسن عسکری ع است که در دوره غیبت صغری توفیق زیارت امام زمان ع را پیدا کند. وی حکایت اینکه چگونه این توفیق را پیدا کرد به تفصیل بیان کرده و سپس به گفتگوهایی که بین او و امام ع رخ داد اشاره کرده است تا آنجا که میگوید:
سپس امام زمان ع فرمودند: پدرم با من عهد کرده است كه جز در سرزمينهاى نهان و دوردست وطن اختيار نكنم تا امرم مخفى بماند و مكانم از کیدهای گمراهان و افراد سرکش از تازهبهدورانرسیدههای امتهای گمراه در امان باشد از اين رو مرا به طرف بيابانها و شنزارها روان ساخت تا در انتظار آن غایتی باشد که آن موقع قرار است گره از كار گشوده شود و فرياد و وحشت مردم برطرف گردد. و او عليه السّلام از خزانههاى حكمت و اسرار دانش ها آنقدر به من آموخت كه اگر شمّهاى از آن را برايت بازگويم از همه چیز بىنيازت مىکند.
و بدان اى ابا اسحاق! كه پدرم فرمودند: فرزندم! خداوند جل ثنائه این گونه نیست که طبقات زمين و اهل طاعت و عبادتش را رها کند بدون حجّت و امامی که وسيله تعالى آنهاست، امامى كه پيرو وى باشند و به راه سنتش و روش میانهاش اقتدا كنند. و فرزندم! اميدوارم تو آن كسى باشى كه خداوند وی را براى نشر حق و برچيدن اساس باطل و اعلاى دين و خاموش كردن آتش گمراهى آماده كرده است؛ پس بر تو باد كه در مكانهاى پنهان و دور ساكن شوى، كه برای هر ولیای از اولياى خداوند عز و جل دشمنى كوبنده و ضدّى ستيزنده هست تا با اهل نفاق در گیر شود و ملحدان را از میان بردارد! * پس این امر تو را نگران نکند!
و بدان كه دلهاى مردم اهل طاعت و بااخلاص مانند پرندگانى كه ميل به آشيانه دارند مشتاق لقاى تو خواهد بود، و آنان جماعتی هستند که در ميان مردم خوار و ناتوان به حساب میآیند در حالی که نزد خداوند نیک و عزيزند؛ در ظاهر مردمى بيچاره و محتاجند در حالى كه در حقیقت مردمى اهل قناعت و خويشتندارند؛ دين را آن گونه که باید و شاید، استنباط کردهاند و از این رو، آن را در مقام مجاهده با مخالفان پشتيبانى مىكنند، خداوند آنها را به تحمّل ستم در دنیا امتياز داده تا در آخرت كه قرارگاه ابديست مشمول عزّت واسعه او باشند و آنها را بر خوى شكيبايى آفریده تا به سرانجام نیک و افتخار فرجام نیک دست یابند. پس اى فرزندم! در هر مطلبی که برایت پیش میآید از نور صبر بهره بگیر، تا به درک آنچه باید انجام دهی از سرچشمهاش دست یابی. و در آنچه برایت پیش میآید، عزت را احساس کن، تا ان شاء الله، از آنچه موجب حمد و ذكر جميل است برخوردار شوى.
و فرزندم! گویی تو را میبینم که با نصرت الهی تایید شدهای و زمان آسان شدن دشواریها و رفعت جایگاهت فرا رسیده است و گويا به اهتزار درآمدن پرچمهاى زرد و عَلَمهای سفيد را بر فراز شانههايت مىبينم كه بين حطيم و زمزم در جنبش است و گويا تو را میبینم در میان ردیف بيعتكنندگان و دوستیهایی که خالصانه است و همچون رشته مرواريد در دو سوى گردنبند بر پيرامون تو صف كشيدهاند و دستهاست كه در کنار حجرالاسود برای بیعت به دست تو برخورد میکنند، كسانى به آستان تو پناه آوردهند كه خداوند آنان را به طهارت مولد و پاكى طینتشان ممتاز ساخته، قلوبشان از پليدى نفاق منزه، و سینههایشان از آلودگى شقاق پاك است، چهارستون بدنشان در پیشگاه دین، نرم و منعطف، و تیزی شمشیرشان بر دشمن سخت و خشن است؛ چهرههایشان براى قبول حقّ، باز و گشاده، و درختان وجودشان از فراوانی بار، پرشکوفه است و متديّن به دين حقّ و اهل آن مىباشند؛ چون اركان و ستونهاى آنان نيرومند گردد با اجتماع [یا: جنگاوری] آنان، طبقاتی از امتها[ی مخاصم] از پیرامون امام پراکنده و متفرق گردند، در وقتى كه آنها در سآیه درخت بزرگى كه شاخ و برگ آن بر اطراف درياچه طبريّه [طبرستان؟] سركشيده با تو بيعت كنند، آنگاه صبح حقيقت بدمد و ظلمت باطل از ميان برود و خداوند به وسيله تو پشت طغيان را در هم شكند و راه و رسم ايمان را اعاده كند؛ به واسطه تو بیماریهای [باطنی] مردمان گوناگون و سلامتی دوستان تو [از این بیماریهای روحی] آشكار گردد. كودك در گهواره آرزو مىكند كه برخيزد و به نزد تو آيد و وحوش صحرا مايلند كه راهى به جوار تو داشته باشند. اطراف و اکناف جهان به وجود تو خرّم شود و شاخههاى عزّت بر سر تو شکوفه دهند و شالودههای حقّ در قرارگاه خود پابرجا گردد و رمندگان از دين به آشيانههاى خود برگردند، ابرهاى پيروزى سيلآسا بر تو ببارد و هر دشمنی خناق بگیرد و هر دوستی یاری شود؛ پس در روى زمين هیچ جبّار ستمگر و منكر ناسپاس و بدخواه كينهتوز و دشمنی که دشمنیاش را در دل مخفی کرده باقى نماند؛ «و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.» (طلاق/۳) ...
*پینوشت:
در ترجمهای از این کتاب که توسط آقای منصور پهلوان انجام، و با تصحیح علی اکبر غفاری منتشر شده است (ج۲، ص۱۸۲) این فراز چنین ترجمه شده است:
«و بر تو باد كه در مكانهاى پنهان و دور ساكن شوى كه هر يك از اولياى خداى تعالى دشمنى كوبنده و ضدّى ستيزنده دارد، خداوند جهاد با اهل نفاق و خلاف يعنى ملحدان و دشمنان را واجب مىداند، پس زيادى دشمن تو را به وحشت نيندازد.»
در حالی که واضح است تعبیر «افْتِرَاضاً لِمُجَاهَدَةِ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ خَلَاعَةِ [أَهْلِ نِفَاقِهِ وَ خِلَافِهِ] أُولِي الْإِلْحَادِ وَ الْعِنَادِ» تمییز برای «عَدُوّاً مُقَارِعاً وَ ضِدّاً مُنَازِعاً» است و معنایش آن گونه است که در متن نوشته شد. ظاهرا مترجم محترم چون این معنا برایش سنگین بوده عملا آن را این گونه تغییر داده است. در حالی که مطلب با مجموعه معارف دیگر قابل حل است و آن این است که خداوند برخی حاکمان جائر را – که دشمن امام ع هم هستند – بر اوضاع مسلط میکند؛ که البته اینها خودشان در فضای جنگ قدرت، برخی از منافقان و ملحدان را که خطر آنان برای امام ع بیش از خود این حاکمان است، از میان برمیدارند؛ و این در راستای همان مضمون حدیث نبوی است که فرمودند: «إنَّ اللَّهَ يُؤَيِّدُ هَذَا الدِّينَ بِالرَّجُلِ الْفَاجِرِ وَ بِأَقْوَامٍ لا خَلاقَ لَهُم: همانا خداوند این دین را با مردی فاجر و اقوامی که هیچ بهرهای [در آخرت] ندارند یاری میکند» (منية المريد، ص335)
كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص447-450
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَكِّلِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: قَدِمْتُ مَدِينَةَ الرَّسُولِ ص فَبَحَثْتُ عَنْ أَخْبَارِ آلِ أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ الْأَخِيرِ ع فَلَمْ أَقَعْ عَلَى شَيْءٍ مِنْهَا فَرَحَلْتُ مِنْهَا إِلَى مَكَّةَ مُسْتَبْحِثاً عَنْ ذَلِكَ ...۲۳
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ أَبِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ عَهِدَ إِلَيَّ أَنْ لَا أُوَطِّنَ مِنَ الْأَرْضِ إِلَّا أَخْفَاهَا وَ أَقْصَاهَا إِسْرَاراً لِأَمْرِي وَ تَحْصِيناً لِمَحَلِّي لِمَكَايِدِ [مِنْ مَكَايِدِ] أَهْلِ الضَّلَالِ وَ الْمَرَدَةِ مِنْ أَحْدَاثِ الْأُمَمِ الضَّوَالِّ؛ فَنَبَذَنِي إِلَى عَالِيَةِ الرِّمَالِ وَ جُبْتُ صَرِائِمَ الْأَرْضِ، يُنْظِرُنِي الْغَايَةَ الَّتِي عِنْدَهَا يَحُلُّ الْأَمْرُ وَ يَنْجَلِي الْهَلَعُ؛ وَ كَانَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ أَنْبَطَ لِي مِنْ خَزَائِنِ الْحِكَمِ وَ كَوَامِنِ الْعُلُومِ مَا إِنْ أَشَعْتُ إِلَيْكَ مِنْهُ جُزْءاً أَغْنَاكَ عَنِ الْجُمْلَةِ.
وَ اعْلَمْ يَا أَبَا إِسْحَاقَ أَنَّهُ قَالَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ: يَا بُنَيَّ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ثَنَاؤُهُ لَمْ يَكُنْ لِيُخْلِيَ أَطْبَاقَ أَرْضِهِ وَ أَهْلَ الْجِدِّ فِي طَاعَتِهِ وَ عِبَادَتِهِ بِلَا حُجَّةٍ يُسْتَعْلَى بِهَا وَ إِمَامٍ يُؤْتَمُّ بِهِ وَ يُقْتَدَى بِسَبِيلِ سُنَّتِهِ وَ مِنْهَاجِ قَصْدِهِ. وَ أَرْجُو يَا بُنَيَّ أَنْ تَكُونَ أَحَدَ مَنْ أَعَدَّهُ اللَّهُ لِنَشْرِ الْحَقِّ وَ وَطْءِ [طَيِّ] الْبَاطِلِ وَ إِعْلَاءِ الدِّينِ وَ إِطْفَاءِ الضَّلَالِ. فَعَلَيْكَ يَا بُنَيَّ بِلُزُومِ خَوَافِي الْأَرْضِ وَ تَتَبُّعِ أَقَاصِيهَا، فَإِنَّ لِكُلِّ وَلِيٍّ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَدُوّاً مُقَارِعاً وَ ضِدّاً مُنَازِعاً افْتِرَاضاً لِمُجَاهَدَةِ أَهْلِ النِّفَاقِ وَ خَلَاعَةِ [أَهْلِ نِفَاقِهِ وَ خِلَافِهِ] أُولِي الْإِلْحَادِ وَ الْعِنَادِ، فَلَا يُوحِشَنَّكَ ذَلِكَ.
وَ اعْلَمْ أَنَّ قُلُوبَ أَهْلِ الطَّاعَةِ وَ الْإِخْلَاصِ نَزَعَ إِلَيْكَ مِثْلَ الطَّيْرِ إِلَى [إِذَا أَمَّتْ] أَوْكَارِهَا وَ هُمْ مَعْشَرٌ يَطَّلِعُونَ بِمَخَائِلِ الذِّلَّةِ وَ الِاسْتِكَانَةِ، وَ هُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَرَرَةٌ أَعِزَّاءُ يَبْرُزُونَ بِأَنْفُسٍ مُخْتَلِفَةٍ [مُخْتَلَّةٍ] مُحْتَاجَةٍ وَ هُمْ أَهْلُ الْقَنَاعَةِ وَ الِاعْتِصَامِ اسْتَنْبَطُوا الدِّينَ فَوَازَرُوهُ عَلَى مُجَاهَدَةِ الْأَضْدَادِ خَصَّهُمُ اللَّهُ بِاحْتِمَالِ الضَّيْمِ فِي الدُّنْيَا لِيَشْمُلَهُمْ بِاتِّسَاعِ الْعِزِّ فِي دَارِ الْقَرَارِ وَ جَبَلَهُمْ عَلَى خَلَائِقِ الصَّبْرِ لِتَكُونَ لَهُمُ الْعَاقِبَةُ الْحُسْنَى وَ كَرَامَةُ حُسْنِ الْعُقْبَى. فَاقْتَبِسْ يَا بُنَيَّ نُورَ الصَّبْرِ عَلَى مَوَارِدِ أُمُورِكَ تَفُزْ بِدَرْكِ الصُّنْعِ فِي مَصَادِرِهَا وَ اسْتَشْعِرِ الْعِزَّ فِيمَا يَنُوبُكَ تُحْظَ بِمَا تُحْمَدُ غِبَّهُ [عَلَيْه] إِنْ شَاءَ اللَّهُ.
وَ كَأَنَّكَ يَا بُنَيَّ بِتَأْيِيدِ نَصْرِ اللَّهِ وَ قَدْ آنَ وَ تَيْسِيرِ الْفَلْجِ [الْفَلَحِ] وَ عُلُوِّ الْكَعْبِ وَ قَدْ حَانَ وَ كَأَنَّكَ بِالرَّايَاتِ الصُّفْرِ وَ الْأَعْلَامِ الْبِيضِ تَخْفِقُ عَلَى أَثْنَاءِ أَعْطَافِكَ مَا بَيْنَ الْحَطِيمِ وَ زَمْزَمَ وَ كَأَنَّكَ بِتَرَادُفِ الْبَيْعَةِ وَ تَصَافِي الْوَلَاءِ يَتَنَاظَمُ عَلَيْكَ تَنَاظُمَ الدُّرِّ فِي مَثَانِي الْعُقُودِ وَ تَصَافُقَ الْأَكُفِّ عَلَى جَنَبَاتِ الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ، تَلُوذُ بِفِنَائِكَ مِنْ مَلَإٍ بَرَأَهُمُ اللَّهُ مِنْ طَهَارَةِ الْوِلَادَةِ وَ نَفَاسَةِ التُّرْبَةِ، مُقَدَّسَةً قُلُوبُهُمْ مِنْ دَنَسِ النِّفَاقِ، مُهَذَّبَةً أَفْئِدَتُهُمْ مِنْ رِجْسِ الشِّقَاقِ، لَيِّنَةً عَرَائِكُهُمْ لِلدِّينِ، خَشِنَةً ضَرَائِبُهُمْ عَنِ الْعُدْوَانِ، وَاضِحَةً بِالْقَبُولِ أَوْجُهُهُمْ، نَضِرَةً بِالْفَضْلِ عِيدَانُهُمْ، يَدِينُونَ بِدِينِ الْحَقِّ وَ أَهْلِهِ. فَإِذَا اشْتَدَّتْ أَرْكَانُهُمْ وَ تَقَوَّمَتْ أَعْمَادُهُمْ قُدَّتْ بِمُكَاثَفَتِهِم [فَدَّتْ بِمُكَانَفَتِهِمْ] طَبَقَاتُ الْأُمَمِ [طَبَقَاتُ الْأُمَمِ إِلَى إِمَامٍ]، إِذْ تَبِعَتْكَ فِي ظِلَالِ شَجَرَةِ دَوْحَةٍ تَشَعَّبَتْ [بَسَقَتْ] أَفْنَانُ غُصُونِهَا عَلَى حَافَاتِ بُحَيْرَةِ الطَّبَرِيَّةِ، فَعِنْدَهَا يَتَلَأْلَأُ صُبْحُ الْحَقِّ وَ يَنْجَلِي ظَلَامُ الْبَاطِلِ وَ يَقْصِمُ اللَّهُ بِكَ الطُّغْيَانَ وَ يُعِيدُ مَعَالِمَ الْإِيمَانِ، يَظْهَرُ بِكَ أسقام [اسْتِقَامَةُ] الْآفَاقِ وَ سَلَامُ الرِّفَاقِ، يَوَدُّ الطِّفْلُ فِي الْمَهْدِ لَوِ اسْتَطَاعَ إِلَيْكَ نُهُوضاً وَ نَوَاشِطُ [نواسط] الْوَحْشِ لَوْ تَجِدُ نَحْوَكَ مَجَازاً، تَهْتَزُّ بِكَ أَطْرَافُ الدُّنْيَا بَهْجَةً وَ تَنْشُرُ عَلَيْكَ [تُهَزُّ بِكَ] أَغْصَانُ الْعِزِّ نَضْرَةً وَ تَسْتَقِرُّ بَوَانِي الْحَقِّ [الْعِزِّ] فِي قَرَارِهَا وَ تَئُوبُ شَوَارِدُ الدِّينِ إِلَى أَوْكَارِهَا، تَتَهَاطَلُ عَلَيْكَ سَحَائِبُ الظَّفَرِ فَتَخْنُقُ كُلَّ عَدُوٍّ وَ تَنْصُرُ كُلَّ وَلِيٍّ فَلَا يَبْقَى عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ جَبَّارٌ قَاسِطٌ وَ لَا جَاحِدٌ غَامِطٌ وَ لَا شَانِئُ مُبْغِضٌ وَ لَا مُعَانِدٌ كَاشِحٌ؛ «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً». ثُمَّ قَالَ ...۲۴
۴۲) الف. علی بن سالم از امام صادق ع روایت کرده که ایشان از پدرشان روایت کردهاند که:
امام حسین ع دو انگشتر داشت که نقش یکی از آنها «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عُدَّةٌ لِلِقَاءِ اللَّهِ: خدایی جز الله نیست، آمادگیای است برای لقاء الله» و نقش دیگری این بود که «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِه: همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است» و نقش انگشتر امام سجاد ع این بود: «خَزِيَ وَ شَقِيَ قَاتِلُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع: خوار و شقاوتمند شد قاتل حسین بن علی ع».
الأمالي( للصدوق)، ص131
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُوسَى الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ ع قَالَ:
كَانَ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع خَاتَمَانِ نَقْشُ أَحَدِهِمَا «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ عُدَّةٌ لِلِقَاءِ اللَّهِ» وَ نَقْشُ الْآخَرِ «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ» وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع «خَزِيَ وَ شَقِيَ قَاتِلُ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع».
ب. حسین بن خالد نقش انگشتر امامان را در روایتی از امام رضا ع نقل کرده که این روایت به چند گونه به ما رسیده است؛ که در روایت اول و سوم به نظر میرسد در خصوص انگشتر امام رضا ع جملهای که در حدیث آمده اشتباها اضافه شده است. این روایات بدین قرارند:
ب.۱. بعد از گفتگویی که بین او و امام رضا ع رخ میدهد امام ع از او می پرسد: آیا می دانی نقش انگشتر حضرت آدم ع چه بود؟
گفتم: نه.
فرمود: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ: خدایی جز الله نیست و محمد ص رسول خداست» و انگشتر پیامبر اکرم ص «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ: محمد رسول خداست» بود، و انگشتر امیرالمومنین ع «اللَّهُ الْمَلِكُ: خداوند سلطان است» بود، و انگشتر امام حسن ع «الْعِزَّةُ لِلَّهِ: عزت از آن خداوند است» بود، و انگشتر امام حسین ع «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِه: همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است» بود، و انگشتر امام سجاد ع و امام باقر ع همان انگشتر امام حسین ع بود و انگشتر امام صادق ع «اللَّهُ وَلِيِّي وَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ: خداوند ولیّ من و حفظکننده من از خلایق است» بود، و انگشتر ابوالحسن اول [امام کاظم ع] «حَسْبِيَ اللَّهُ: خداوند مرا بس است» بود، و انگشتر ابوالحسن ثانی [امام رضا ع] «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ: آنچه خداوند بخواهد، قدرتی جز به واسطه خداوند نیست» بود.
راوی [حسین بن خالد] ادامه داده است: و امام رضا ع دستش را به سوی من دراز کرد و فرمود: انگشتر من همان انگشتر پدرم است!
الكافي، ج6، ص474
سَهْلُ بْنُ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع قَالَ: ...۲۵
فَقَالَ أَ تَدْرِي مَا كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ آدَمَ ع؟
فَقُلْتُ: لَا.
فَقَالَ: «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ النَّبِيِّ ص «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»، وَ خَاتَمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع «اللَّهُ الْمَلِكُ»، وَ خَاتَمِ الْحَسَنِ ع «الْعِزَّةُ لِلَّهِ»، وَ خَاتَمِ الْحُسَيْنِ ع «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ»، وَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع خَاتَمُ أَبِيهِ، وَ أَبُو جَعْفَرٍ الْأَكْبَرُ خَاتَمُ جَدِّهِ الْحُسَيْنِ ع، وَ خَاتَمُ جَعْفَرٍ ع «اللَّهُ وَلِيِّي وَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ»، وَ أَبُو الْحَسَنِ الْأَوَّلُ ع «حَسْبِيَ اللَّهُ»، وَ أَبُو الْحَسَنِ الثَّانِي «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» - وَ قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ: وَ مَدَّ يَدَهُ إِلَيَّ وَ قَالَ: - خَاتَمِي خَاتَمُ أَبِي ع أَيْضاً.
ب.۲. در نقل دیگر، علاوه بر این گفتگوی اولیه، حضرت بعد از اشاره به نقش انگشتر حضرت آدم ع توضیحات مفصلی در خصوص جریاناتی که بر حضرت نوح ع و ابراهیم ع و موسی ع و سلیمان ع و عیسی ع گذشته با اشاراتی به نقش انگشتر ایشان مطرح میکنند؛ سپس نقش انگشتران ائمه اطهار با اندک تفاوتی با نقل بالا روایت شده است؛ یعنی:
برای انگشتر پیامبر تعبیر «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» آمده (یعنی لا اله الا الله هم دارد) برای انگشتر امیرالمومنین ع تعبیر «الْمُلْكُ لِلَّهِ: سلطنت از آن خداست» به جای «اللَّهُ الْمَلِكُ» مطرح شده و نقوش انگشترها تا امام کاظم ع به همان صورت فوق مطرح میشود؛ سپس راوی (حسین بن خالد) میگوید: و امام رضا ع دستش را به سوی من باز کرد و دیدم انگشت پدرش در انگشت اوست و نقش آن را به من نشان داد.
الأمالي( للصدوق)، ص456-457؛ عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص55-۵۶
حَدَّثَنَا أَبِي رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْكُوفِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ أَبِي الْعُقْبَةِ الصَّيْرَفِيِّ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ خَالِدٍ الصَّيْرَفِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع ...۲۶
قَالَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ آدَمَ ع «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ» ...۲۷ وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ مُحَمَّدٍ ص «لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»، وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع «الْمُلْكُ لِلَّهِ»، وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ الْحَسَنِ ع «الْعِزَّةُ لِلَّهِ»، وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ الْحُسَيْنِ ع «إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ»، وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع يَتَخَتَّمُ بِخَاتَمِ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ ع، وَ كَانَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع يَتَخَتَّمُ بِخَاتَمِ الْحُسَيْنِ، وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع «اللَّهُ وَلِيِّي وَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ» وَ كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع «حَسْبِيَ اللَّهُ» - قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ وَ بَسَطَ أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع كَفَّهُ وَ خَاتَمُ أَبِيهِ ع فِي إِصْبَعِهِ حَتَّى أَرَانِيَ النَّقْشَ.
ب.۳. در نقل سومی از این راوی، فقط اشاره به نقش انگشتر پیامبر اکرم ص به بعد شده است که تا امام رضا ع همانند حدیث اول است؛ فقط بعد از اینکه در روایت از قول خود امام رضا ع گفته که انگشتر ابوالحسن ثانی [= امام رضا ع] «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ» بود، مطلب این طور ادامه پیدا کرده است:
راوی (حسین بن خالد) میگوید: و امام رضا ع دستش را به سوی من باز کرد و فرمود: انگشتر من همان انگشتر پدرم است؛ و نقش انگشتر ابوجعفر ثانی [= امام جواد ع] «حَسْبِيَ اللَّهُ حَافِظِي: خداوند مرا بس است که حافظ من است» و انگشتر ابوجعفر [= امام باقر ع] این گونه بوده است؛ و نقش انگشتر ابوالحسن ثالث [= امام هادی ع] «اللَّهُ الْمَلِكُ: خداوند سلطان است» بود. [به نظر میرسد توضیحات مربوط به امام جواد ع به بعد، مربوط به خود راوی است].
مكارم الأخلاق، ص91
الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع قَالَ:
كَانَ نَقْشُ خَاتَمِ النَّبِيِّ ص «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ»، وَ خَاتَمِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع «اللَّهُ الْمَلِكُ»، وَ خَاتَمِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع «الْعِزَّةُ لِلَّهِ»، وَ خَاتَمِ الْحُسَيْنِ ع «إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ»، وَ خَاتَمُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع خَاتَمَ أَبِيهِ، وَ أَبُو جَعْفَرٍ الْكَبِيرُ ع خَاتَمُهُ خَاتَمَ جَدِّهِ الْحُسَيْنِ أَيْضاً، وَ خَاتَمُ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع «اللَّهُ وَلِيِّي وَ عِصْمَتِي مِنْ خَلْقِهِ»، وَ خَاتَمُ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ ع «حَسْبِيَ اللَّهُ»، وَ أَبِي الْحَسَنِ الثَّانِي ع «ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ»- قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ خَالِدٍ: وَ مَدَّ يَدَهُ إِلَيَّ وَ قَالَ ع: - خَاتَمِي خَاتَمُ أَبِي وَ نَقْشُ خَاتَمِ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي ع «حَسْبِيَ اللَّهُ حَافِظِي» هَكَذَا كَانَ عَلَى خَاتَمِ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ عَلَى خَاتَمِ أَبِي الْحَسَنِ الثَّالِثِ ع «اللَّهُ الْمَلِكُ».
۴۳) از رسول الله ص روایت شده که فرمودندک
از مومن در تعجبم که خداوند هیچ قضایی را بر او جاری نمیسازد مگر اینکه برای او خوب [یا: بهتر] باشد.
إرشاد القلوب إلى الصواب (للديلمي)، ج1، ص120
قَالَ النَّبِيُّ ص:
عَجِبْتُ لِلْمُؤْمِنِ لَا يَقْضِي اللَّهُ لَهُ قَضَاءً إِلَّا كَانَ خَيْراً لَهُ.
د. قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا
۴۵) در خطبهای که از امیرالمومنین ع روایت شده، آمده است:
حمد خدایی را که شناخته است بیآنکه دیده شود، و آفریننده است، بیآنکه رنجی برد. خلایق را به نیروی خود بیافرید، و مهتران را با چیرگی در بند بندگی کشید، و بزرگان را با بخشش خویش مهتری بخشید، و اوست که آفریده خود را در این جهان ساکن گرداند، و پیامبرانش را بر جنّ و انس برانگیزاند، تا پردههای دنیا را از برابر [دیدگان] ایشان کنار زنند، و آنان را از زیانهایش بترسانند، و از آن برایشان مثلها زنند، و زشتیهای آن را به آنان نشان دهند، و به آنان گوشزد کنند آنچه از آن عبرت توان گرفت، از دگرگونیهایی پیدرپیِ تندرستیها و بیماریهایش، و حلال و حرامش، و آنچه خدا آماده ساخته است برای فرمانبران و نافرمانان، از بهشت و جهنم، و ارجمندی و خواری. او را در پیشگاه خودش حمد گویم، چنانکه خودش این حمد را از آفریدگانش خواسته است؛ «برای هر چیزی اندازهای قرار داده» و برای هر اندازه مهلتی و برای هر مهلتی، نوشتهای [= ثبت و ضبطی].
نهج البلاغة، خطبه ۱۸۳ (من خطبة له ع في قدرة اللّه و في فضل القرآن و في الوصية بالتقوى الله تعالى)
قال امیرالمومنین ع:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمَعْرُوفِ مِنْ غَيْرِ رُؤْيَةٍ الْخَالِقِ مِنْ غَيْرِ مَنْصَبَةٍ خَلَقَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ اسْتَعْبَدَ الْأَرْبَابَ بِعِزَّتِهِ وَ سَادَ الْعُظَمَاءَ بِجُودِهِ وَ هُوَ الَّذِي أَسْكَنَ الدُّنْيَا خَلْقَهُ وَ بَعَثَ إِلَى الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ رُسُلَهُ لِيَكْشِفُوا لَهُمْ عَنْ غِطَائِهَا وَ لِيُحَذِّرُوهُمْ مِنْ ضَرَّائِهَا وَ لْيَضْرِبُوا لَهُمْ أَمْثَالَهَا وَ لِيُبَصِّرُوهُمْ عُيُوبَهَا وَ لِيَهْجُمُوا عَلَيْهِمْ بِمُعْتَبَرٍ مِنْ تَصَرُّفِ مَصَاحِّهَا وَ أَسْقَامِهَا وَ حَلَالِهَا وَ حَرَامِهَا وَ مَا أَعَدَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِلْمُطِيعِينَ مِنْهُمْ وَ الْعُصَاةِ مِنْ جَنَّةٍ وَ نَارٍ وَ كَرَامَةٍ وَ هَوَانٍ أَحْمَدُهُ إِلَى نَفْسِهِ كَمَا اسْتَحْمَدَ إِلَى خَلْقِهِ «جَعَلَ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً» وَ لِكُلِّ قَدْرٍ أَجَلًا وَ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتَاباً.
۴۶) قاضی قضاعی، از علمای اهل سنت در قرن پنجم (متوفی۴۵۴) نقل کرده است:
هنگامی که امیرالمومنین ع توسط ابن ملجم ضربت خورد اهل بیت و جماعتی از اصحاب خاص ایشان نزد ایشان گرد آمدند. ایشان فرمودند:
سپاس خدای را که مهلتها را زمانمند فرموده، روزی بندگانش را مقدر فرموده «و برای هر چیزی اندازهای قرار داده است» (طلاق/۳) و هیچ چیزی را در کتاب [= قرآن] فروگذار نکرده است، چنانکه فرمود: «هر کجا که باشید، مرگ شما را درمییابد، اگرچه در برجهای محکم باشید.» (نساء/۷۸) و فرمود: «بگو: اگر در خانههایتان هم بودید، کسانی که مرگ بر آنها نوشته شده بود، به سوی قتلگاه خود بیرون میرفتند.» (آل عمران/۱۵۴) و به پیامبرش ص فرمود: «امر به معروف و نهی از منکر کن. و در برابر آنچه به تو میرسد، شکیبا باش، که این از امور بسیار مهم است.» (لقمان/۱۷).
حبیب خدا، و برگزیدهی او از میان آفریدگانش، آن راستگو و امین، مرا از این روزم آگاه کرد و آن را به من سپرد و فرمود:
«ای علی، چگونه خواهی بود وقتی که در میان انبوه مردم باشی، دعوت کنی اما پاسخی نشنوی، در دین نصیحت کنی اما یاری نبینی؟ در حالی که یارانت بر تو پشت کردهاند و ناصحانت با تو دشمنی ورزیدهاند. کسانی که با تو بودند، از دشمنانت با تو دشمنتر بودند. اگر آنها را دعوت میکردی، روی میگرداندند و امتناع میکردند؛ اگر آنها را به سوی خود فرا میخواندی، با بیزاری فرار میکردند، به خاطر پایبندی تو به امر خداوند عز و جل و دور کردنشان از خواستههای دنیوی، آرزوی هلاکت تو را داشتند. برخی از آنها کسی بود که تو طمع او را ناکام گذاشتی، پس خشم خود را فرو خورد؛ و برخی چنان بود که خانوادهاش را کشتی، پس کینه تو را به دل گرفته و منتظر مصیبتهایی است که بر تو نازل شود و بلاهایی که به تو روی آورد. همه آنها پر از کینه و نفرت هستند و ملتهب از خشم آنها؛ و این حالت همواره با آنها خواهد ماند تا زمانی که تو را به خدعه بکشند یا به شری گرفتار سازند. آنها تو را با همان نامهایی که بر من میگذاشتند بر تو خواهند نهاد؛ گفتند کاهن است، و گفتند جادوگر است، و گفتند دروغگویی افترازننده است. پس صبر کن، زیرا در من سرمشقی برای تو خواهد بود و خداوند بدین دستور داده است، آنجا که میفرماید: «قطعاً براى شما در رسول الله ص سرمشقى نيكوست.» (احزاب/۲۱). ای علی، خداوند عز و جل به من دستور داده است که تو را به خود نزدیک کنم و دورت نسازم، به تو تعلیم دهم و به حال خود رها نکنم، و به تو نزدیک باشم و با تو سخت نگیرم. این وصیت او به من و پیمان او با من است.
پس شما را توصیه میکنم، ای جماعتی که برای اقامه فرمان خدا اقدام کردهاید و از دین خدا دفاع کردهاید و در احقاق حقوق بیوهزنان و فقیران کوشیدهاید، شما را بعد از خودم به تقوا توصیه میکنم و شما را از دنیا و فریب خوردن به زرق و برق و زینت آن برحذر میدارم، زیرا آن سرمایه غرور و فریب است. دوری کنید از راه کسانی که بدان اعتماد کردند و غفلت دلهایشان را کور کرد، تا از جانب خداوند [چیزی] سراغشان آمد که حساب نمی کردند، و ناگهان در حالی که بیخبر بودند، گرفتار شدند. و پیش از شما مردمی بودند که با پیروی از آثار پیامبرانشان جانشین آنها شدند. پس اگر به هدایت آنها تمسک و به راه آنها اقتدا کنید، گمراه نخواهید شد.
پیامبر خدا، که درود خدا بر او و خاندانش باد، کتاب خدا و اهل بیتش را در میان شما به یادگار گذاشت. پس نزد آنها علم به آنچه انجام میدهید و آنچه اجتناب میکنید، وجود دارد. و آنها راه روشن، نور تابناک و ستونهای زمین هستند که عدالت را برپا میکنند. با نور آنها هدایت میشود و به هدایت آنها اقتدا میشود. آنها از درختی هستند که اصل آن شریف، ریشههایش محکم، شاخههایش بلند و میوهاش گواراست. در قرارگاه حرم رشد کرده، با آب کرامت سیراب شده، از ناپاکیها و آلودگیها پاک گشته و از پاکترین زادهها برگزیده شده است. ای مردم، آنها را رها نکنید که پراکنده میشوید، و از آنها منحرف نشوید که متلاشی میگردید. ملازم آنان باشید تا هدایت شوید و رشد یابید. و جای رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) را در حق آنها به بهترین شکل ممکن پر کنید، که همانا او به شما خبر داده است که «آنها هرگز از هم جدا نمیشوند تا اینکه در کنار حوض (کوثر) بر من وارد شوند». یعنی کتاب الله و اهل بیتش.
شما را به خدایی میسپارم که هیچ چیز در نزد او گم نمیشود. خداوند آنچه را که به آن امید دارید به شما عطا کند و شما را از آنچه که از آن میترسید، حفظ نماید. سلام مرا به اهل محبت من و به فرزندان و فرزندان فرزندان [آنها] برسان. خداوند شما را حفظ کند و پیامبرتان را در میان شما حفظ کند. والسلام.»
دستور معالم الحكم و مأثور مکارم الشّیَم (قضاعی م۴۵۴)، ص85-89؛ نهج السعادة، ج۸، ص368-374؛ مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج2، ص252-254
وصيته كرم الله وجهه لما ضربه ابن ملجم
لمَّا ضُربَ أمير المؤمنين عليه السلام، اجتمع إليه أهل بيته و جَماعة من خاصَّة أصحابه، فقال:
«الحمْدُ للَّهِ الَّذي وَقَّتَ الآجالَ، وقَدَّر أرزاقَ العِبادِ، وجعَلَ لِكُلِ شَيءٍ قَدْراً، ولَم يُفَرِّط في الكتاب مِن شَيءٍ، فقالَ: «أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِى بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ» ، وقال عز و جل: «قُل لَّوْ كُنتُمْ فِى بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ» ، وقال عز و جل لنبيِّه صلى الله عليه [و آله] و سلم: «وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنكَرِ وَاصْبِرْ عَلَى مَآ أَصَابَكَ إِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» .
لقد خبَّرَنِي حَبِيبُ اللَّه، وخِيَرَتُه من خلقه، وهو الصَّادِقُ المَصْدُوقُ عن يَومِي هذا، وعَهِد إليَّ فيهِ، فقال:
يا عليُّ، كيفَ بِكَ إذا بقيتَ في حُثالَةٍ مِنَ النَّاسِ، تَدعُو فَلا تُجابُ، وتَنْصَحُ عَنِ الدِّينِ فلا تُعانُ. وقد مالَ أصحابُكَ، وشَنَفَ لَكَ نُصَحاؤُكَ، وكان الَّذي مَعكَ أشدُّ عليْكَ مِن عَدُوِّكَ إذا اسْتَنْهَضْتَهم صَدُّوا مُعرضِينَ، وإنِ اسْتَحْثَثْتَهم أدْبَروا نافِرينَ، يَتَمَّنونَ فَقْدَك لِما يرَوْن من قِيامِكَ بِأَمْرِ اللَّهِ عز و جل، وصَرْفِك إيَّاهُم عَنِ الدُّنيا، فَمِنهُم مَن قد حَسَمْتَ طَمَعَهُ فهُو كاظِمٌ علَى غَيْظِهِ، ومِنهُم مَن قَتَلْتَ أُسْرَتَه فهو ثائِرٌ متربّصٌ بِكَ رَيْبَ المَنونِ، وصُرُوفِ النَّوائِبِ، وكُلُّهم نَغِلُ الصَّدرِ، ملْتَهِبُ الغَيْظِ، فَلا تَزالُ فِيهِم كذلِكَ حَتَّى يَقتُلوكَ مكْراً، أو يُرْهِقُوك شَرَّاً، وسَيُسَمُّونَك بأسماءَ قَد سمَّونِي بِها، فَقالُوا: كاهِنٌ، وقالُوا سَاحِرٌ، وقالوا كَذَّابٌ مُفْتَرٍ، فاصْبِر، فإنَّ لَكَ فِيَّ أسْوَةٌ. وبذلك أمَرَ اللَّهُ، إذ يقولُ: «لَّقَدْ كَانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ». يا عليُّ، إنَّ اللَّهَ عز و جل أمرَنِي أن أُدنِيَكَ ولا أُقْصِيَكَ، وأن أُعَلِّمَكَ ولا أُهْمِلَكَ، وأن أُقَرِّبَكَ ولا أجْفُوكَ. فهذِه وصيَّتُه إليَّ، وَعهْدُه لِي.
ثُمَّ إنِّي أُوصِيكُم آیها النَّفَرُ، الَّذينَ قَامُوا بِأمرِ اللَّهِ، وذَبُّوا عَن دِينِ اللَّهِ، وجَدُّوا في طَلَبِ حُقُوقِ الأرامِلِ والمساكِينَ، أُوصِيكُم بَعدِي بالتَّقوى، وأُحَذِّرُكُم الدُّنيا والاغْتِرارِ بزِبرِجِها وزُخرُفِها، فَإنَّها مَتاعُ الغُرورِ، وجانِبوا سَبِيلَ مَن رَكَنَ إليْها، وطَمَست الغَفْلةُ على قُلوبِهِم، [حَتَّى أَتاهُم مِنَ اللَّهِ ما لَم يَحْتَسِبُوا. وأُخِذُوا بَغْتَةً] وهُم لا يشْعرُونَ. وقد كان قبْلَكُم قَومٌ خلَفوا أنبياءَهُم باتِّباعِ آثارِهِم، فَإنْ تمسَّكْتُم بِهَديهِم، واقتَدَيتُم بِسُنَّتِهِم لَمْ تُضِلُّوا.
إنَّ نبِيَّ اللَّهِ صلى الله عليه [و آله] و سلم خلَّف فِيكُم كِتابَ اللَّهِ، وأهلَ بَيتِهِ، فَعِندَهُم عِلمُ ما تَأتُونَ وما تتَّقونَ، وهُمُ الطَّريقُ الواضِحُ، والنُّورُ اللائح [الملائِحُ]، وأركانُ الأرضِ القوَّامُونَ بالقِسطِ، بِنُورهِم يُستَضاءُ، بِهَديِهِم [بهداهم] يُقتَدى، من شَجَرةٍ كَرُمَ مَنْبَتُها، فَثَبَتَ أصلُها، وبَسَقَ فَرْعُها، وطابَ جَناها، نبَتتْ فِي مُستَقرِّ الحَرَمِ، وسُقِيت ماءَ الكرَمِ، وَصَفَتْ مِنَ الأقذاءِ والأدناسِ، وتُخُيِّرت مِن أطيَبِ مَواليدِ النَّاسِ، فَلا تَزولوا عَنهُم فَتَفرَّقوا، ولا تَتَحرَّفوا عَنهُم فتَمَزَّقُوا، والزَموهُم تَهتَدوا وتَرشُدوا، واخْلُفوا رَسولَ اللَّهِ صلى الله عليه [و آله] و سلم فِيهِم بأحسَنِ الخِلافَةِ، فَقَدْ أخبرَكُم أنَّهما لَن يَفتَرِقا حَتَّى يَرِدا علَيَّ الحَوضَ، أعْني كتابَ اللَّهِ وذرِّيَّتَهُ.
أستودِعُكم اللَّهَ الَّذي لا تَضِيعُ ودائِعُهُ، بلَّغَكُم اللَّهُ ما تأمُلونَ، ووَقاكُم ما تَحذَرونَ. اقرؤوا على أهلِ مَودَّتي السَّلامَ، والخَلَفِ وخَلَفِ الخَلَفِ، حفِظَكم اللَّهُ، وحَفِظَ فِيكم نَبِيَّكُم، والسَّلامُ».
۴۷) شعیب بن سعد حریفیش (از علمای اهل سنت در قرن ۹) از برخی از راوایانی که مورد اعتمادش بودهاند روایت کرده است:
خدیجه کبری، روزی از روزها از سرور بشریت [حضرت محمد ص] درخواست کرد که نگاهی به میوهای از دارسالام [= بهشت] بیندازد. پس جبرئیل با دو سیب از بهشت نزد کسی که بر دو جهان برتری دارد، آمد و گفت: ای محمد! کسی که «برای هر چیزی اندازهای قرار داده است»، به تو میگوید: یکی را بخور و دیگری را به خدیجه کبری بخوران و با او همبستر شو، که من می خواهم از شما دو نفر، فاطمه زهرا را بیافرینم.
پس برگزیده خداوند آنچه را که روحالامین به آن اشاره و دستور داده بود، انجام داد.
پس هنگامی که کافران از ایشان خواستند که شق القمر را به آنها نشان دهد – و این زمانی بود که برای خدیجه آشکار شد که او به فاطمه باردار است - خدیجه گفت: «وای بر کسی که محمد را انکار کند، زیرا او بهترین رسولان و پیامبران است.» پس فاطمه از درون شکمش ندا داد: «مادرم! غمگین مباش و مترس، زیرا خدا با پدرم است.»
پس هنگامی که مدت بارداری او تمام شد و به پایان رسید، فاطمه را وضع حمل کرد پس از نور چهرهاش فضا روشن شد. و هرگاه برگزیده خدا [رسول الله ص] مشتاق بهشت و نعمتهای آن میشد، فاطمه را میبوسید و نسیم خوش او را میبویید و چون نفس پاکش را استنشاق میکرد، میفرمود: «به راستی که فاطمه حوریهای انسانی است.»
الروض الفائق فی المواعظ والرقائق (شعیب بن سعد الحریفیش م۸۱۰)، [نسخه خطی در کتابخانه نور] ص۲۱۷؛ إحقاق الحق، ج۱۰، ص۱۰؛ عوالم العلوم و المعارف، ج11، ص42
روي عن بعض الرواة الکرام: أنّ خديجة الكبرى رضی الله عنها تمنّت يوما من الأيّام على سيّد الأنام أن تنظر إلى بعض فاكهة دار السلام، فأتى جبريل إلى المفضّل على الكونين من الجنّة بتفّاحتين، و قال: يا محمّد! يقول لك من جعل لكلّ شيء قدرا: كُلْ واحدة، و أطعم الاخرى لخديجة الكبرى، و أغشیها، فإنّي خالق منكما فاطمة الزهراء.
ففعل المختار ما أشار به الأمين و أمر.
فلما سأله الکفار أن یریهم انشقاق القمر، و قد بان لخدیجة حملها بفاطمة و ظهر، قالت: خدیجة واخیبة من کذّب محمدا و هو خیر رسول و نبی. فنادت فاطمة من بطنها: یا أماه لاتحزنی و لاترهبی فإن الله مع أبی.
فلما تم أمد حملها و انقضی، وضعت فاطمة؛ فأشرق بنور وجهها الفضا. و کان المختار كلّما اشتاق إلى الجنّة و نعيمها، قبّل فاطمة و شمّ طيب نسيمها، فيقول حين يتنشّق نسمتها القدسيّة: «إنّ فاطمة لحوراء إنسيّة.»
۴۸) مرحوم مجلسی از کتاب العتیق غروی، بدون ذکر نام معصوم ع، دعایی را با عنوان «دعای تمجید» روایت کرده است که با این جمله شروع میشود: «اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمُحِيطُ بِكُلِّ شَيْء». در فرازی از این دعا آمده است:
«و تو غذا میدهی و غذا داده نمیشوی» (انعام/۱۴)، «و نعمتهای تو به شمارش درنیاید» (نحل/۱۸)، «به هر که بخواهی دختر میبخشی، و به هر که بخواهی پسر میبخشی، و هر که را بخواهی عقیم میسازی.» (شوری/۴۹-۵۰)، «آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست را در شش روز آفریدی و هیچ خستگی به تو نرسید.» (ق/۳۸)، «خنداندی و گریاندی و میراندی و زنده کردی» (نجم/۴۳-۴۴) «و ثروتمند نمودی و فقیر گردانی، و [آفریدن] نشأهی دیگر بر توست.» (نجم/۴۷-48) «قرآن را برای یادآوری آسان کردی» (قمر/۱۷)، «و هر چیزی را به اندازهای آفریدهای» (قمر/۴۹)، «و برای هر چیزی اندازهای قرار دادهای.» (طلاق/۳) در آفرینش تو هیچ نقص و کاستی نیست. «ملک/۳)
بحار الأنوار، ج91، ص174
كتاب العتيق الغروي دُعَاءُ التَّمْجِيدِ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْمُحِيطُ بِكُلِّ شَيْء ...
... وَ أَنْتَ تَطْعَمُ وَ لَا تُطْعَمُ وَ لَا تُحْصَى نِعَمُكَ تَهَبُ لِمَنْ تَشَاءُ إِنَاثاً وَ تَهَبُ لِمَنْ تَشَاءُ الذُّكُورَ وَ تَجْعَلُ مَنْ تَشَاءُ عَقِيماً؛ خَلَقْتَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ مَا مَسَّكَ مِنْ لُغُوبٍ؛ أَضْحَكْتَ وَ أَبْكَيْتَ وَ أَمَتَّ وَ أَحْيَيْتَ وَ أَغْنَيْتَ وَ أَقْنَيْتَ وَ عَلَيْكَ النَّشْأَةُ الْأُخْرَى يَسَّرْتَ الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ وَ خَلَقْتَ كُلَّ شَيْءٍ بِقَدَرٍ وَ جَعَلْتَ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً لَيْسَ فِي خَلْقِكَ تَفَاوُتٌ وَ لَا فُطُور ...