۱) حسن بن جهم روایت کرده است:
در حضور امام رضا ع از اصحاب ما یاد شد و از عقل سخن به میان آمد. حضرت فرمودند: به آن دسته از اهل دین که عقل ندارند، اعتنایی نمیشود.
گفتم: فدایت شوم، برخی از کسانی که به این امر [= امامت] باور دارند گروهیاند در نظر ما مشکلی ندارند، اما چنان عقلی ندارند.
فرمودند: اینان از کسانی نیستند که خداوند آنها را مخاطب قرار داده است. خداوند عقل را آفرید و به آن فرمود: «روی آور، و عقل روی آورد. به آن فرمود: پشت کن، و عقل پشت کرد. پس فرمود: «به عزت و جلالم سوگند، چیزی بهتر از تو و محبوبتر از تو نزد خود نیافریدهام. به واسطه تو میگیرم [مواخذه میکنم] و به واسطه تو اعطاء میکنم.»
الكافي، ج1، ص28؛ المحاسن، ج1، ص194
أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْعَاصِمِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْجَهْمِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ:
ذُكِرَ عِنْدَهُ أَصْحَابُنَا وَ ذُكِرَ الْعَقْلُ قَالَ فَقَالَ ع: لَا يُعْبَأُ بِأَهْلِ الدِّينِ مِمَّنْ لَا عَقْلَ لَهُ.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! إِنَّ مِمَّنْ يَصِفُ هَذَا الْأَمْرَ قَوْماً لَا بَأْسَ بِهِمْ عِنْدَنَا وَ لَيْسَتْ لَهُمْ تِلْكَ الْعُقُولُ.
فَقَالَ: لَيْسَ هَؤُلَاءِ مِمَّنْ خَاطَبَ اللَّهُ. إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ الْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ: أَقْبِلْ، فَأَقْبَلَ؛ وَ قَالَ لَهُ: أَدْبِرْ، فَأَدْبَرَ؛ فَقَالَ: وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي مَا خَلَقْتُ شَيْئاً أَحْسَنَ مِنْكَ أَوْ أَحَبَّ إِلَيَّ مِنْكَ، بِكَ آخُذُ وَ بِكَ أُعْطِي.
* ذیل آیه و قوله تعالى فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ. احادیث فراوانی است که اهل ذکر اهل بیت اند. اما در اینجا فقط موارد مرتبط با این آیه تقدیم ميشود:
۲) از امام سجاد و امام باقر (علیهما السلام) روایت شده که امیرالمومنین (علیه السلام) را به فرزندش حسن وصیّت کرد و حسین و محمد و همه فرزندانش و پیشوایان شیعه و خاندانش را بر وصیت خود گواه گرفت؛ که فرازهایی از این وصیت قبلا گذشت.۱ در فراز دیگری از آن وصیتنامه آمده است:
و برشما باد به اطاعت از کسی که در ترک اطاعت از او معذور نیستید، یعنی اطاعت از ما اهل البیت؛ زیرا خداوند اطاعت از ما را کنار اطاعت از خود و رسولش گذاشته است و این را در آیهای از کتابش به عنوان منتی از جانب خدا بر ما و شما قرار داده است. او واجب فرمود اطاعت از خود، اطاعت از رسولش و اطاعت از والیان امر از خاندان رسولش را، و به شما دستور داده است که از اهل ذکر بپرسید؛ و به خدا قسم ما اهل ذکر هستیم و هیچ کس دیگری چنین ادعایی نخواهد کرد مگر اینکه دروغگو باشد. تصدیق این سخن همان فرمودهی خدای متعال است که: «همانا که خداوند به جانب شما فروفرستاده است ذکری، رسولی که آیات مبین خداوند را بر شما تلاوت میکند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام میدهند از تاریکیها به سوی نور بیرون آورد» (طلاق/۱۰-۱۱). و در جای دیگر فرمود: «پس اگر نمیدانید، از اهل ذکر بپرسید.» (نحل/۴۳؛ انبیاء/۷). ما اهل ذکر هستیم، پس امر ما را بپذیرید و [آنچه را] از آن نهی کردهایم، باز ایستید، زیرا ما درهایی هستیم که به شما دستور داده شده است از آنها وارد خانهها شوید. به خدا سوگند، ما درهای آن خانهها هستیم. این برای هیچ کس دیگری نیست و کسی جز ما آن را نمیگوید.
دعائم الإسلام، ج2، ص353؛ مكاتيب الأئمة عليهم السلام، ج2، ص245؛ مستدرك الوسائل، ج17، ص283
عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ ع أَنَّهُمَا ذَكَرَا وَصِيَّةَ عَلِيٍّ ص فَقَالا أَوْصَى إِلَى ابْنِهِ الْحَسَنِ وَ أَشْهَدَ عَلَى وَصِيَّتِهِ الْحُسَيْنَ وَ مُحَمَّداً وَ جَمِيعَ وُلْدِهِ وَ رُؤَسَاءَ شِيعَتِهِ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ ثُمَّ دَفَعَ الْكُتُبَ إِلَيْهِ وَ السِّلَاحَ ثُمَّ قَالَ لَه: ...
ثُمَّ كَتَبَ كِتَابَ وَصِيَّةٍ وَ هُوَ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم ...
وَ عَلَيْكُمْ بِطَاعَةِ مَنْ لَا تَعْذِرُونَ فِي تَرْكِ طَاعَتِهِ، [و] طَاعَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَقَدْ قَرَنَ اللَّهُ طَاعَتَنَا بِطَاعَتِهِ وَ طَاعَةِ رَسُولِهِ وَ نَظَمَ ذَلِكَ فِي آيَةٍ مِنْ كِتَابِهِ مَنّاً مِنَ اللَّهِ عَلَيْنَا وَ عَلَيْكُمْ، فَأَوْجَبَ طَاعَتَهُ وَ طَاعَةَ رَسُولِهِ وَ طَاعَةَ وُلَاةِ الْأَمْرِ مِنْ آلِ رَسُولِهِ وَ أَمَرَكُمْ أَنْ تَسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ، وَ نَحْنُ وَ اللَّهِ أَهْلُ الذِّكْرِ لَا يَدَّعِي ذَلِكَ غَيْرُنَا إِلَّا كَاذِبٌ، يُصَدِّقُ [/تَصْدِيقُ] ذَلِكَ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ». ثُمَّ قَالَ: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» فَنَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ فَاقْبَلُوا أَمْرَنَا وَ انْتَهُوا إِلَى [عَمَّا] نَهْيِنَا فَإِنَّا نَحْنُ الْأَبْوَابُ الَّتِي أُمِرْتُمْ أَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْهَا. فَنَحْنُ وَ اللَّهِ أَبْوَابُ تِلْكَ الْبُيُوتِ لَيْسَ ذَلِكَ لِغَيْرِنَا وَ لَا يَقُولُهُ أَحَدٌ سِوَانَا. الْوَصِيَّةَ.
ب. مرحوم مجلسی حدیثی را از امیرالمومنین ع روایت کردهاند که به حدیث «معرفتی بالنورانیه» معروف است. در فرازی از این حدیث امام علی (علیه السلام) خطاب به سلمان و ابوذر میفرمایند:
ای سلمان و ای جندب [= اسم ابوذر]. محمّد (صلی الله علیه و آله) همان ذکری است که در قرآن فرموده است: «قَدْ أَنْزَلَ اللهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللهِ: همانا که خداوند به جانب شما فروفرستاده است ذکری، رسولی که آیات خداوند را بر شما تلاوت میکند» (طلاق/۱۰-۱۱).
بحار الأنوار، ج26، ص5
ذَكَرَ وَالِدِي رَحِمَهُ اللَّهُ أَنَّهُ رَأَى فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ، جَمَعَهُ بَعْضُ مُحَدِّثِي أَصْحَابِنَا فِي فَضَائِلِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع هَذَا الْخَبَرَ وَ وَجَدْتُهُ أَيْضاً فِي كِتَابٍ عَتِيقٍ مُشْتَمِلٍ عَلَى أَخْبَارٍ كَثِيرَةٍ قَالَ رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ صَدَقَةَ أَنَّهُ قَالَ:
سَأَلَ أَبُو ذَرٍّ الْغِفَارِيُّ سَلْمَانَ الْفَارِسِيَّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا: يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ مَا مَعْرِفَةُ الْإِمَامِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالنُّورَانِيَّةِ؟ قَالَ يَا جُنْدَبُ فَامْضِ بِنَا حَتَّى نَسْأَلَهُ عَنْ ذَلِك. قَالَ فَأَتَيْنَاهُ فَلَمْ نَجِدْهُ قَالَ فَانْتَظَرْنَاهُ حَتَّى جَاءَ قَالَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ مَا جَاءَ بِكُمَا قَالا جِئْنَاكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ نَسْأَلُكَ عَنْ مَعْرِفَتِكَ بِالنُّورَانِيَّةِ قَالَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْه: ...
يَا سَلْمَانُ وَ يَا جُنْدَبُ وَ صَارَ مُحَمَّدٌ الذِّكْرَ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ» ...۲
۳) الف. فضیل بن یسار روایت کرده است که امام باقر ع ذیل آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» (نحل/۴۳؛انبیاء/۷) فرمودند:
آنان ائمه از عترت رسول الله ص هستند و سپس این آیه را تلاوت کردند: «وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا» (طلاق/۱۰-۱۱)
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل، ج1، ص437
أَخْبَرَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ الْفَرْغَانِيُّ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْمُفَضَّلِ الشَّيْبَانِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا أَبُو زَيْدٍ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ سَلَّامٍ الْأَسَدِيُّ بِالْمَرَاغَةِ، قَالَ: حَدَّثَنَا السَّرِيُّ بْنُ خُزَيْمَةَ الرَّازِيُّ قَالَ: حَدَّثَنَا مَنْصُورُ بْنُ [يَعْقُوبَ بْنِ] أَبِي نُوَيْرَةَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ، [عَنِ] السُّدِّيِّ عَنِ الْفُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ:
عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ فِي قَوْلِهِ تَعَالَى: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ»
قَالَ: هُمُ الْأَئِمَّةُ مِنْ عِتْرَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص، وَ تَلَا: «أَنْزَلَ الله إِلَيْكُمْ [= وَ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ] ذِكْراً رَسُولًا».
ب. از جابر بن بزید جعفی و محمد بن مسلم هم از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
ما اهل ذکر هستیم و خداوند در آیه «ذِکْراً رَسُولًا» (طلاق/۱۰-۱۱) رسولش را ذکر نامیده است.
تأويل الآيات الظاهرة في فضائل العترة الطاهرة، ص259
جَابِرُ بْنُ يَزِيدَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ: نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ وَ قَدْ سَمَّى اللَّهُ رَسُولَهُ ذِكْراً فِي قَوْلِهِ «ذِكْراً رَسُولًا».۳
۴) کلبیّ روایت کرده است که امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) چند نام در قرآن دارد»؟
عرض کردم: «دو یا سه نام».
فرمود: «ای کلبیّ! ایشان ده نام دارد: «محمّد فقط فرستادهی خداست و پیش از او، فرستادگان دیگری نیز بودند». (آل عمران/۱۴۴)، و «بشارتدهنده به رسولی که بعد از من میآید و نام او احمد است!» (صف/۶)، و «هنگامیکه عبد الله [= حضرت محمّد] برخاست که او [= خدا] را میخواند، چيزى نمانده بود كه بر سر او روى هم بريزند» (جن/۱۹)، و «طه، ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که خود را به زحمت بیفکنی!» (طه/۲-۱). و «یس. سوگند به قرآن حکیم. که تو قطعاً از رسولان هستی، بر صراطی مستقیم» (یس/۴-۱)، و «ن، سوگند به قلم و آنچه مینویسند، که به نعمت پروردگارت تو مجنون نیستی». (قلم/۲۱)، و «ای مزمل [= جامه بر خود پیچیده]» (مزمل/۱)، و «ای مدثر [رداى شب بر سر كشيده]». (مدثر/۱)، و «خداوند به جانب شما فروفرستاده است ذکری، پیامبری» (طلاق/۱۰-۱۱). پس «ذکر» نامی از نامهای حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) است و ما اهل ذکر هستیم». سپس فرمودند: «ای کلبیّ! از هر چه به نظرت میرسد بپرس». [اشاره امام ع به آیه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون» (نحل/۴۳؛انبیاء/۷) است]
کلبی میگوید: امّا به خدا سوگند همه قرآن از یادم رفت و حتی حرفی از آن را به یاد نداشتم تا دربارهاش از امام (علیه السلام) سؤال کنم.
بصائر الدرجات، ج1، ص512؛ مختصر البصائر، ص211
حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ عَنْ أَعْمَشَ [عُثْمَانَ] بْنِ عِيسَى عَنْ حَمَّادٍ الطيافي [الطَّنَافِسِيِ] عَنِ الْكَلْبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
قَالَ لِي: كَمْ لِمُحَمَّدٍ اسْمٌ فِي الْقُرْآنِ؟
قَالَ قُلْتُ: اسْمَانِ أَوْ ثَلَاثٌ!
فَقَالَ: يَا كَلْبِيُّ لَهُ عَشَرَةُ أَسْمَاءَ: «وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ» وَ «مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ» وَ «لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً» وَ «طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى» وَ «يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ» وَ «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ وَ ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ» وَ «يا آیها الْمُزَّمِّلُ» وَ «يا آیها الْمُدَّثِّرُ» وَ «قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا» فَالذِّكْرُ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ مُحَمَّدٍ ص وَ نَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ. فَاسْأَلْ يَا كَلْبِيُّ عَمَّا بَدَا لَكَ.
قَالَ: فَأُنْسِيتُ وَ اللَّهِ الْقُرْآنَ كُلَّهُ فَمَا حَفِظْتُ مِنْهُ حَرْفاً أَسْأَلُهُ عَنْهُ.
۵) یکبار مامون جماعتی از علمای عراق و خراسان را جمع کرد و گفتگوهایی بین امام رضا ع و آنان رقم زد. در آن گفتگو امام رضا آیاتی که ناظر به اصطفای [= برگزیده بودن] امت است را به ائمه اطهار تطبیق میدهند. و در مقابل اعتراض آن علماء بیان میدارند که خداوند با صرف نظر از تفاسیر باطنی، در دوازده موضع و جایگاه در قرآن کریم، به طور آشکار و ظاهر نشان داد که مقصود از این افراد برگزیده، همین امامان از خاندان پیامبرند نه کل امت؛ و فرازهایی از این گفتگو قبلا گذشت.۴ در فراز دیگری از این گفتگو آمده است:
امام رضا (علیه السلام) فرمودند: واما نهمین مورد. ما همان «اهل ذکر» هستیم که خدا در آیات محکم کتابش فرموده است: «از اهل ذکر سوال کنید اگر نمیدانید.» (نحل/۴۳؛انبیاء/۷).
علمای حاضر د مجلس گفتند: «مقصود از اهل ذکر یهود و نصاری است».
امام رضا (علیه السلام) فرمود: «سبحان اللَّه! آیا این رواست؟ دراینصورت [اگر قرار باشد شما به نظر آنان رجوع کنید] به دین خود دعوت میکنند و خواهند گفت که دینشان از دین اسلام برتر است! [و شما باید این را هم از آنان قبول کنید!]
مأمون عرض کرد: «دراینباره شما توضیحی دارید به خلاف آنچه گفتند»؟
فرمودند: «آری مقصود از ذکر رسول الله ص است و ما اهل اوییم و این مطلب در سورهی طلاق کاملا آشکار است وقتی که فرمود: «فَاتَّقُوا اللهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا؛ قَدْ أَنْزَلَ اللهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً، رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللهِ مُبَیِّناتٍ: پس تقوای الهی در پیش گیرید ای اهل خردی که ایمان آوردند؛ همانا که خداوند به جانب شما فروفرستاده است ذکری، رسولی که آیات مبین خداوند را بر شما تلاوت میکند» (طلاق/۱۰-۱۱). پس ذکر رسول الله ص است و ما اهل اوییم».
الأمالي( للصدوق)، النص، ص532؛عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج1، ص239؛ تحف العقول، ص435
حَدَّثَنَا الشَّيْخُ الْفَقِيهُ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُوسَى بْنِ بَابَوَيْهِ الْقُمِّيُّ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ بْنِ شَاذَوَيْهِ الْمُؤَدِّبُ وَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَسْرُورٍ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ قَالا حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ الصَّلْتِ قَالَ: حَضَرَ الرِّضَا ع مَجْلِسَ الْمَأْمُونِ بِمَرْوَ وَ قَدِ اجْتَمَعَ فِي مَجْلِسِهِ جَمَاعَةٌ مِنْ عُلَمَاءِ أَهْلِ الْعِرَاقِ وَ خُرَاسَانَ. فَقَالَ الْمَأْمُونُ: أَخْبِرُونِي عَنْ مَعْنَى هَذِهِ الْآيَةِ «ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا». فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ: أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِذَلِكَ الْأُمَّةَ كُلَّهَا. فَقَالَ الْمَأْمُونُ: مَا تَقُولُ يَا أَبَا الْحَسَنِ؟ فَقَالَ الرِّضَا ع: لَا أَقُولُ كَمَا قَالُوا وَ لَكِنِّي أَقُولُ أَرَادَ اللَّهُ الْعِتْرَةَ الطَّاهِرَةَ. فَقَالَ الْمَأْمُونُ: وَ كَيْفَ عَنَى الْعِتْرَةَ مِنْ دُونِ الْأُمَّةِ. فَقَالَ لَهُ الرِّضَا ع ...
فَقَالَ الرِّضَا ع: فَسَّرَ الِاصْطِفَاءَ فِي الظَّاهِرِ سِوَى الْبَاطِنِ فِي اثْنَيْ عَشَرَ مَوْضِعاً وَ مَوْطِناً ...
وَ أَمَّا التَّاسِعَةُ فَنَحْنُ أَهْلُ الذِّكْرِ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ فِي مُحْكَمِ كِتَابِهِ «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ».
فَقَالَتِ الْعُلَمَاءُ: إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ الْيَهُودَ وَ النَّصَارَى.
فَقَالَ أَبُو الْحَسَنِ ع: سُبْحَانَ اللَّهِ وَ هَلْ يَجُوزُ ذَلِكَ؟ إِذاً يَدْعُونَّا إِلَى دِينِهِمْ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ أَفْضَلُ مِنْ دِينِ الْإِسْلَامِ؟
فَقَالَ الْمَأْمُونُ: فَهَلْ عِنْدَكَ فِي ذَلِكَ شَرْحٌ بِخِلَافِ مَا قَالُوا يَا أَبَا الْحَسَنِ؟
فَقَالَ ع: نَعَمْ الذِّكْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُهُ وَ ذَلِكَ بَيِّنٌ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَيْثُ يَقُولُ فِي سُورَةِ الطَّلَاقِ: «فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ الَّذِينَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْراً رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِ اللَّهِ مُبَيِّناتٍ» فَالذِّكْرُ رَسُولُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَهْلُه ...