📌 فهرست دسترسی سریع (حديث):
الف. يَـٰآیها النَّبِيُّ
۱) علی بن ابراهیم قمی بعد از اشاره به ابتدای این آیه که میفرماید: «ای پیامبر...» توضیح داده که اینجا خطاب به پیامبر ص است اما مردم مورد نظر است؛ و سپس از امام صادق ع روایت میکند که فرمودند:
همانا خداوند پیامبرش را به سبک «به در میگویم دیوار بشنود»* مبعوث فرمود.
*پینوشت:
عبارت «إِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَهْ» ضربالمثلی است که مردی به همسرش گفت: «با تو سخن میگویم ولی ای زن همسایه، تو بشنو!» و این ضربالمثل در فارسی به صورت «به در میگویم تا دیوار بشنود» معروف است.
تفسير القمي، ج2، ص373
«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ؛ يا آیها النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» قَالَ: الْمُخَاطَبَةُ لِلنَّبِيِّ ص وَ الْمَعْنَى لِلنَّاسِ، وَ هُوَ مَا قَالَ الصَّادِقُ ع:
إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ نَبِيَّهُ بِ«إِيَّاكِ أَعْنِي وَ اسْمَعِي يَا جَارَهْ».
ب. إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ
۲) الف. از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
رسول الله ص بر مردی گذشت و از او پرسید: با همسرت چه کردی؟
گفت: طلاقش دادم یا رسول الله!
فرمود: بدون اینکه بدیای از او ببینی؟
گفت: بدون اینکه بدیای از او ببینم.
سپس آن مرد ازدواج کرد و بر رسول الله گذشت. پرسید: آیا ازدواج کردی؟
گفت:بله.
بعد از مدتی از وی پرسید: با همسرت چه کردی؟
گفت: طلاقش دادم یا رسول الله!
فرمود: بدون اینکه بدیای از او ببینی؟
گفت: بدون اینکه بدیای از او ببینم.
سپس آن مرد ازدواج کرد و بر رسول الله گذشت. پرسید: آیا ازدواج کردی؟
گفت: بله.
بعد از مدتی از وی پرسید: با همسرت چه کردی؟
گفت: طلاقش دادم یا رسول الله!
فرمود: بدون اینکه بدیای از او ببینی؟
گفت: بدون اینکه بدیای از او ببینم.
پس رسول الله ص فرمودو: همانا خداوند عز و جل بدش میآید از - یا لعنت میکند- هر ذواقی* اعم از مردان و زنان را.
الكافي، ج6، ص54
أَخْبَرَنَا عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِي جَمِيلَةَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِيفٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص بِرَجُلٍ فَقَالَ: مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ؟
قَالَ: طَلَّقْتُهَا يَا رَسُولَ اللَّهِ.
قَالَ: مِنْ غَيْرِ سُوءٍ؟
قَالَ: مِنْ غَيْرِ سُوءٍ.
ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ، فَمَرَّ بِهِ النَّبِيُّ ص فَقَالَ: تَزَوَّجْتَ؟
قَالَ: نَعَمْ.
ثُمَّ قَالَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ: مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ؟
قَالَ: طَلَّقْتُهَا.
قَالَ: مِنْ غَيْرِ سُوءٍ.
قَالَ: مِنْ غَيْرِ سُوءٍ.
ثُمَّ إِنَّ الرَّجُلَ تَزَوَّجَ فَمَرَّ بِهِ النَّبِيُّ ص فَقَالَ: تَزَوَّجْتَ.
فَقَالَ: نَعَمْ.
ثُمَّ قَالَ لَهُ بَعْدَ ذَلِكَ: مَا فَعَلْتَ امْرَأَتَكَ؟
قَالَ: طَلَّقْتُهَا قَالَ: مِنْ غَيْرِ سُوءٍ.
قَالَ: مِنْ غَيْرِ سُوءٍ.
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ أَوْ يَلْعَنُ كُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ كُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاءِ.
ب. در منابع اهل سنت هم از رسول الله روایت شده که فرمودند:
ازدواج کنید و زنان را طلاق ندهید مگر به خاطر لغزشها، که همانا خداوند نه مردان ذواق* را دوست دارد و نه زنان ذواق* را.
مسند الشاميين (للطبراني)، ج3، ص267؛ أحكام القرآن (للجصاص)، ج2، ص138۱؛ الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج18، ص149۲؛ مجمع البيان، ج10، ص457
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَضْرَمِيُّ، ثَنَا وَهْبُ بْنُ بَقِيَّةَ الْوَاسِطِيُّ، ثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الْمَلِكِ الْوَاسِطِيُّ، عَنْ عَمْرِو بْنِ قَيْسٍ الْمُلَائِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عِيسَى عَنْ عُمَارَةَ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ عُبَادَةَ بْنِ نُسَيٍّ، ثَنَا أَبُو مُوسَى الْأَشْعَرِيُّ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص :
[تَزَوَّجُوا و] لَا تُطَلِّقُوا النِّسَاءَ إِلَّا مِنْ رِيبَةٍ، فَإِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَا يُحِبُّ الذَّوَّاقِينَ وَلَا الذَّوَّاقَاتِ.
ج. و باز در منابع اهل سنت از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
هر زنی که بدون هیچ مشکل جدیای از شوهرش درخواست طلاق کند بوی بهشت بر او حرام باشد.
مسند أحمد، ج37، ص62؛ مصنف عبد الرزاق، ج6، ص508۳؛ الكشف والبيان عن تفسير القرآن (ثعلبی)، ج26، ص537؛ مجمع البيان، ج10، ص457
حَدَّثَنَا إِسْمَاعِيلُ، حَدَّثَنَا أَيُّوبُ، عَنْ أَبِي قِلَابَةَ، عَمَّنْ حَدَّثَهُ، عَنْ ثَوْبَانَ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ ص:
أَيُّمَا امْرَأَةٍ سَأَلَتْ زَوْجَهَا الطَّلَاقَ مِنْ غَيْرِ بَأْسٍ، فَحَرَامٌ عَلَيْهَا رَائِحَةُ الْجَنَّةِ.
۳) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
در میان چیزهایی که خداوند عز و جل حلال کرده، هیچ چیزی نزد او مبغوضتر از طلاق نیست؛ و خداوند از شخص بسیار طلاقدهنده ذواق* بدش میآید.
الكافي، ج6، ص54
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
مَا مِنْ شَيْءٍ مِمَّا أَحَلَّهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَبْغَضَ إِلَيْهِ مِنَ الطَّلَاقِ وَ إِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ الْمِطْلَاقَ الذَّوَّاقَ.
ب. به سند دیگر از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
از پدرم شنیدم که میفرمود: خداوند عز و جل از هر انسان بسیار طلاقدهنده ذواق* بدش میآید.
الكافي، ج6، ص55
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
سَمِعْتُ أَبِي ع يَقُولُ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ كُلَّ مِطْلَاقٍ ذَوَّاقٍ.
*پینوشت:
ذواق، صیغه مبالغه از «ذوق» است یعنی کسی که دنبال این است که طعم هر چیزی را بچشد، و کنایه از مردان و زنانی است که دنبال تنوعطلبی در امر جنسی هستند.
۴) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
همانا خداوند عز و جل خانهای که در آن عروسی برگزار شود را دوست دارد و خانهای که در آن طلاق رخ دهد را مبغوض میدارد؛ و نزد خداوند عز و جل چیزی مبغوضتر از طلاق نیست.
الكافي، ج6، ص54
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِي خَدِيجَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُحِبُّ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الْعُرْسُ وَ يُبْغِضُ الْبَيْتَ الَّذِي فِيهِ الطَّلَاقُ وَ مَا مِنْ شَيْءٍ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الطَّلَاقِ.
۵) در منابع اهل سنت از حضرت علی ع روایت شده که پیامبر ص فرمودند:
ازدواج کنید و طلاق ندهید؛ زیرا طلاق امری است که عرش از آن به لرزه درمیآید.
الكشف والبيان عن تفسير القرآن (ثعلبی)، ج26، ص535؛ مجمع البيان، ج10، ص457؛ تاريخ أصبهان، ج1، ص194۴؛ تاريخ بغداد، ج14، ص93۵
أخبرنا ابن فنجويه، حدثنا ابن حبش المقرئ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ عَبد الْحَمِيدِ الغضائري بحلب، قَال: حَدَّثَنا أَبُن إِبْرَاهِيم الترجماني، حَدَّثَنا عَمْرو بْنُ جُمَيْعٍ عَنْ جُوَيْبِرٍ عَنِ الضَّحَّاكِ عَنِ النَّزَّالِ بن سبرة عَنْ عَلِيٍّ عليه السلام عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ:
تَزَوَّجُوا، ولَا تُطَلِّقُوا فَإِنَّ الطَّلاقَ يَهْتَزُّ منه العرش.
۶) در منابع اهل سنت از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:
فقط کسی به طلاق دادن همسرش سوگند میخورد یا از دیگری تقاضای سوگند به طلاق میکند که منافق باشد.
الكشف والبيان عن تفسير القرآن (ثعلبی)، ج26، ص542؛ تاريخ دمشق (لابن عساكر)، ج57، ص393۶؛ مجمع البيان، ج10، ص457؛ عوالي اللئالي، ج2، ص140
وأخبرنا ابن فنجويه، أخبرنا أبو حذيفة أَحْمد بن محمَّد بن عليّ، حدثنا عبد الصمد بن سعيد -قاضي حمص - حدثنا عبد السلام بن العباس بن الوليد الحضرميّ، أخبرنا محمَّد ابن خالد، حدثنا أبي، حدثنا سويد، عن حميد عن أنس رضي الله عنه قال: قال رسول الله ص:
مَا حَلَفَ بِالطَّلَاقِ وَ لَا اسْتَحْلَفَ بِهِ إِلَّا مُنَافِق.
ج. فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ
۱۰) از پیامبر ص و امام سجاد ع و امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
پس آنها را پیش از عدّهشان طلاق دهید.
مجمع البيان، ج10، ص455
روي عن ابن عباس و أبي بن كعب و جابر بن عبد الله و علي بن الحسين (ع) و زيد بن علي و جعفر بن محمد و مجاهد « فَطَلِّقُوهُنَّ في قُبُل عِدَّتِهِنَّ».
تبصره: ظهور کلام مرحوم طبرسی این است که این، سخن، نه صرفا تفسیر آیه، بلکه قرائت دیگری از آیه بوده که توسط پیامبر ص و بسیاری از صحابه و اهل بیت ع قرائت میشده است و در بحث اختلاف قراءات گذشت.
۱۱) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده ناظر به این آیه که فرمودند:
«فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ» عدّه همان طهارت از حیض است و «وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» همان است که خانم به حال خود واگذار شود تا حیض شود، پس هرگاه حیض شد و پاک شد و غسل کرد، یکبار او را طلاق دهد بدون آنکه با وی [بعد از این پاک شدن] جماع کرده باشد، و بر این طلاق دادن شاهد بگیرد. سپس اگر بخواهد میتواند به وی رجوع کند و باید بر رجوع خود شاهد بگیرد. اگر بخواهد او را باز طلاق دهد، باید هرگاه که حیض شد و پاک شد و غسل کرد، برای بار دوّم او را طلاق دهد و بر طلاق آن، بدون آنکه با وی [بعد از پاک شدنش] جماع کرده باشد، شاهد بگیرد. سپس اگر بخواهد، باز میتواند به او رجوع کند و البته بر رجوع خود شاهد بگیرد. اما اگر قصد دارد [وی را سهطلاقه کند] باید دوباره منتظر باشد تا آن زمانکه حیض شود و پاک شود، و هرگاه غسل کرد، وی را برای سوّمین بار طلاق دهد. مرد در آن زمان، قبل از آنکه سوّمین طلاق را دهد، همچنان نسبت به آن زن اختیار دارد، و اگر بخواهد به او رجوع میکند، امّا اگر رجوع کرد و تصمیم بر طلاقدادن او گرفت، همان طلاق دفعهی قبل را مدّ نظر قرار میدهد. این است سنّت در طلاق: که طلاق واقع نمیشود مگر اینکه زن از حیض پاک شود، و قبل از این باشد که با او جماع کند، همانگونه که توصیف کردم. همچنین هر زمانکه بخواهد به او رجوع کند، باید شاهد بگیرد. پس اگر زن خویش را طلاق داد ولی به وی رجوع کرد، تا آن زمانکه میخواهد وی را نزد خود نگه میدارد. سپس اگر برای بار دوّم طلاق داد، سپس دوباره به وی رجوع کرد، برای یکبار میتواند او را تا آن زمانکه بخواهد نزد خود نگه دارد. سپس اگر بعد از اینکه به وی رجوع کرد، آن یکبار طلاق باقی مانده را نیز انجام بدهد، آن زن برای عِدّه سهبار پاکشدن را مدّنظر قرار میدهد که همان سهبار عادت ماهیانه است ...
تفسير القمي، ج2، ص373
وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع:
فِي قَوْلِهِ «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ»: وَ الْعِدَّةُ الطُّهْرُ مِنَ الْحَيْض؛ «وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ»: وَ ذَلِكَ أَنْ تَدَعَهَا حَتَّى تَحِيضَ فَإِذَا حَاضَتْ ثُمَّ طَهُرَتْ وَ اغْتَسَلَتْ طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً مِنْ غَيْرِ أَنْ يُجَامِعَهَا وَ يُشْهِدُ عَلَى طَلَاقِهَا إِذَا طَلَّقَهَا. ثُمَّ إِذَا شَاءَ رَاجَعَهَا وَ يَشْهَدُ عَلَى رَجْعَتِهَا إِذَا رَاجَعَهَا. فَإِذَا أَرَادَ طَلَاقَهَا الثَّانِيَةَ فَإِذَا حَاضَتْ وَ طَهُرَتْ وَ اغْتَسَلَتْ طَلَّقَهَا الثَّانِيَةَ، وَ أَشْهَدَ عَلَى طَلَاقِهَا مِنْ غَيْرِ أَنْ يُجَامِعَهَا. ثُمَّ إِنْ شَاءَ رَاجَعَهَا [غَيْرَ أَنَّهُ إِنْ رَاجَعَهَا وَ أَشْهَدَ عَلَى رَجْعَتِهَا] وَ يُشْهِدُ عَلَى رَجْعَتِهَا ثُمَّ يَدَعُهَا حَتَّى تَحِيضَ ثُمَّ تَطَهَّرُ فَإِذَا اغْتَسَلَتْ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ، وَ هُوَ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ قَبْلَ أَنْ يُطَلِّقَ الثَّالِثَةَ أَمْلَكُ بِهَا، إِنْ شَاءَ رَاجَعَهَا غَيْرَ أَنَّهُ إِنْ رَاجَعَهَا ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يُطَلِّقَهَا اعْتَدَّتْ بِمَا طَلَّقَ قَبْلَ ذَلِكَ، وَ هَكَذَا السُّنَّةُ فِي الطَّلَاقِ، لَا يَكُونُ الطَّلَاقُ إِلَّا عِنْدَ طُهْرِهَا مِنْ حَيْضِهَا مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ كَمَا وُصِفَتْ. وَ كُلَّمَا رَاجَعَ فَلْيُشْهِدْ فَإِنْ طَلَّقَهَا ثُمَّ رَاجَعَهَا حَبَسَهَا مَا بَدَا لَهُ. ثُمَّ إِنْ طَلَّقَهَا الثَّانِيَةَ ثُمَّ رَاجَعَهَا حَبَسَهَا بِوَاحِدَةٍ مَا بَدَا لَهُ. ثُمَّ إِنْ طَلَّقَهَا تِلْكَ الْوَاحِدَةَ الْبَاقِيَةَ بَعْدَ مَا كَانَ رَاجَعَهَا اعْتَدَّتْ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ وَ هِيَ ثَلَاثُ حَيْضَاتٍ.
ادامه این حدیث ذیل آیه ۴ خواهد آمد.
تبصره: ظاهرا مصححین این کتاب (یا تدوینکنندگان نرمافزار جامع احادیث) نظرشان این بوده است که از آیه «وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» و عبارت «وَ ذَلِكَ أَنْ تَدَعَهَا حَتَّى تَحِيضَ ...» توضیحات خودم مرحوم قمی است؛ اما هم مرحوم بحرانی (البرهان في تفسير القرآن، ج5، ص 405) هم مرحوم مجلسی (بحار الأنوار، ج101، ص148) و هم مرحوم حویزی (تفسير نور الثقلين، ج5، ص347) و هم مرحوم قمی مشهدی (تفسير كنز الدقائق، ج13، ص292) این را به عنوان ادامه سخنان امام باقر ع نقل کردهاند.
۱۲) الف. زراره روایت کرده است که: امام باقر ع فرمودند:
هر طلاقی که براساس سنّت و یا هر طلاقی که براساس عدّه نباشد، اعتبار ندارد.
به امام باقر (علیه السلام) عرض کردم: «طلاق سنّت و طلاق عدّه را برای من شرح دهید»؟
فرمود: «اما طلاق سنّت، هرگاه مرد بخواهد زنش را طلاق دهد، باید منتظر بماند تا زمانیکه آن زن حیض شود و پاک شود. سپس هنگامیکه عادت ماهیانه خویش را پشتسر گذاشت، بدون اینکه با او جماع کرده باشد او را یکبار طلاق بدهد و دو شاهد بر این ماجرا بگیرد؛ سپس او را به حال خود رها کند تا دو دوره دیگر از عادت ماهیانه را بگذراند و بدین صورت عدّهاش با سه حیض به اتمام خواهد رسید، و دراینصورت از آن مرد جدا شده است. از این پس [اگر آن مرد بخواهد با او ازدواج کند] همانند یکی از خواستگارهای آن زن خواهد بود، و آن زن اگر بخواهد میتواند با وی ازدواج کند و یا نکند.
البته تا زمانیکه در عدّه باشد، نفقه و مسکن او برعهدهی همان مرد است و تا پایان عدّه [اگر یکی از آنها از دنیا برود] از همدیگر ارث میبرند.
فرمود: «و امّا طلاق عدّه، که همان است که خداوند عز و جل فرمود: «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ»، [باید گفت]: اگر مردی از شما بخواهد زن خویش را طلاق عدّه دهد، باید منتظر باشد که آن زن حیض شود و از حیض خارج شود، سپس بدون اینکه با او جماع کرده باشد او را یکبار طلاق بدهد و دو شاهد عادل بیاورد؛ و اگر خواست همان روز و یا چند روز بعد از آن، قبل از آنکه حیض شود، به او رجوع کند؛ و البته باید بر رجوع به وی شاهد بگیرد؛ و آنگاه با او همبستر شود، و تا زمانیکه حیض شود با او باشد. سپس وقتی حیض شد و از حیض خود خارج شد، بدون اینکه با او جماع کند بار دیگر او را طلاق بدهد، و بر آن شاهد بگیرد. سپس هرگاه که بخواهد، قبل از آنکه حیض شود، به او رجوع کند و برای رجوع خود شاهد بگیرد و با وی همبستر شود و تا زمانیکه برای سوّمینبار حیض شود، پیش او باشد. و هنگامیکه از سوّمین حیض خویش خارج شد، بدون اینکه جماع کرده باشند او را برای بار سوّم طلاق دهد و بر آن شاهد بگیرد. و هنگامیکه این کار را انجام داد، زن از وی کاملا جدا خواهد شد و دیگر ازدواجکردن با وی بر آن مرد حلال نخواهد بود، مگر آنکه آن زن با مردی دیگر ازدواج کند.
به ایشان گفته شد: «اگر از جمله زنانی نباشد که حیض شوند چه»؟
فرمود: «چنین زنی، [فقط] به الگوی طلاق سنّت، طلاق داده میشود».
الكافي، ج6، ص65؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص26؛ مجمع البيان، ج10، ص459۷
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ:
كُلُّ طَلَاقٍ لَا يَكُونُ عَلَى السُّنَّةِ أَوْ طَلَاقٍ عَلَى الْعِدَّةِ فَلَيْسَ بِشَيْءٍ.
قَالَ زُرَارَةُ: فَقُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع: فَسِّرْ لِي طَلَاقَ السُّنَّةِ وَ طَلَاقَ الْعِدَّةِ.
فَقَالَ: أَمَّا طَلَاقُ السُّنَّةِ، فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ فَلْيَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّى تَطْمَثَ وَ تَطْهُرَ. فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ طَمْثِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ يُشْهِدُ شَاهِدَيْنِ عَلَى ذَلِكَ. ثُمَّ يَدَعُهَا حَتَّى تَطْمَثَ طَمْثَتَيْنِ فَتَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا بِثَلَاثِ حِيَضٍ وَ قَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ يَكُونُ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ إِنْ شَاءَتْ تَزَوَّجَتْهُ وَ إِنْ شَاءَتْ لَمْ تَتَزَوَّجْهُ؛ وَ عَلَيْهِ نَفَقَتُهَا وَ السُّكْنَى مَا دَامَتْ فِي عِدَّتِهَا وَ هُمَا يَتَوَارَثَانِ حَتَّى تَنْقَضِيَ الْعِدَّةُ.
قَالَ: وَ أَمَّا طَلَاقُ الْعِدَّةِ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ»؛ فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ مِنْكُمْ أَنْ يُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ طَلَاقَ الْعِدَّةِ فَلْيَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّى تَحِيضَ وَ تَخْرُجَ مِنْ حَيْضِهَا، ثُمَّ يُطَلِّقُهَا تَطْلِيقَةً مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ يُشْهِدُ شَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ، وَ يُرَاجِعُهَا مِنْ يَوْمِهِ ذَلِكَ إِنْ أَحَبَّ أَوْ بَعْدَ ذَلِكَ بِأَيَّامٍ أَوْ قَبْلَ أَنْ تَحِيضَ، وَ يُشْهِدُ عَلَى رَجْعَتِهَا وَ يُوَاقِعُهَا وَ يَكُونُ مَعَهَا حَتَّى تَحِيضَ، فَإِذَا حَاضَتْ وَ خَرَجَتْ مِنْ حَيْضِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً أُخْرَى مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ. ثُمَّ يُرَاجِعُهَا أَيْضاً مَتَى شَاءَ قَبْلَ أَنْ تَحِيضَ وَ يُشْهِدُ عَلَى رَجْعَتِهَا وَ يُوَاقِعُهَا وَ تَكُونُ مَعَهُ إِلَى أَنْ تَحِيضَ الْحَيْضَةَ الثَّالِثَةَ فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ حَيْضَتِهَا الثَّالِثَةِ طَلَّقَهَا التَّطْلِيقَةَ الثَّالِثَةَ بِغَيْرِ جِمَاعٍ وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا تَحِلُّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ.
قِيلَ لَهُ: فَإِنْ كَانَتْ مِمَّنْ لَا تَحِيضُ؟
فَقَالَ: مِثْلُ هَذِهِ تُطَلَّقُ طَلَاقَ السُّنَّةِ.
ب. ابن حیون، بدون ذکر سند، شبیه فراز مربوط به «طلاق العدة» از روایت فوق را از امام باقر ع و نیز از امام صادق ع روایت کرده است؛ و در پایانش این عبارات را اضافه دارد:
اگر او از آن دسته از زنهایی است که حیض نمیشوند، [مرد] او را در طول چند ماه طلاق دهد [یعنی سه طلاقه کردن را در طی چند ماه جداگانه انجام دهد، نه یکباره] و اگر برطبق چیزی که ما وصف کردیم، یکبار طلاق داد سپس نظرش تغییر کرد و خواست که همسرش را نگه دارد، همچنان آن دو طلاق دیگر برایش باقی میماند و اگر دوبار همسرش را طلاق داد و سپس نظرش تغییر کرد و خواست که همسرش را نگه دارد، هنوز [فرصت] یک طلاق [بدون اینکه لازم باشد آن زن با مرد دیگری ازدواج کند] برایش باقی میماند؛ ولی اگر سهبار او را [با شرایطی که ما وصف کردیم] طلاق داد، دیگر حقِّ رجوع [و نگهداشتن] همسرش را ندارد و دیگر آن زن، برای او حلال نیست مگر اینکه با مرد دیگری ازدواج کند [و آن مرد بعد از نزدیکی بمیرد یا او را طلاق دهد].
اینها در صورتی است که رجوع وی قبل از پایان عده رخ داده باشد؛ وگرنه اگر یکبار یا دوبار او را با شرایطی که ما وصف کردیم طلاق داد، و به وی رجوع نکرد تا اینکه عدهاش تمام شد، دیگر حق رجوع ندارد و از این پس، [اگر بخواهد سراغ آن زن برود] همانند خواستگاری از خواستگاران اوست، که اگر آن زن به ازدواج با وی رضایت دهد باید با عقد مستقلی با هم ازدواج کنند.
دعائم الإسلام، ج2، ص259
وَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُمَا قَالا:
طَلَاقُ الْعِدَّةِ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ» إِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ أَنْ يُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ لِلْعِدَّةِ فَلْيَنْتَظِرْ بِهَا حَتَّى تَحِيضَ وَ تَخْرُجَ مِنْ حَيْضَتِهَا فَيُطَلِّقَهَا وَ هِيَ طَاهِرٌ فِي طُهْرٍ لَمْ يَمَسَّهَا فِيهِ تَطْلِيقَةً وَاحِدَةً وَ يُشْهِدُ شَاهِدَيْ عَدْلٍ عَلَى ذَلِكَ وَ لَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا مِنْ يَوْمِهِ ذَلِكَ إِنْ أَحَبَّ أَوْ بَعْدَ ذَلِكَ بِأَيَّامٍ قَبْلَ أَنْ تَحِيضَ وَ يُشْهِدُ عَلَى رَجْعَتِهَا شَاهِدَيْنِ وَ يُوَاقِعُهَا وَ تَكُونُ مَعَهُ حَتَّى تَحِيضَ فَإِذَا حَاضَتْ وَ خَرَجَتْ مِنْ حَيْضَتِهَا طَلَّقَهَا تَطْلِيقَةً أُخْرَى مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ شَاهِدَيْنِ وَ يُرَاجِعُهَا أَيْضاً مَتَى شَاءَ قَبْلَ أَنْ تَحِيضَ وَ يُشْهِدُ عَلَى رَجْعَتِهَا وَ يُوَاقِعُهَا وَ تَكُونُ مَعَهُ إِلَى أَنْ تَحِيضَ الْحَيْضَةَ الثَّالِثَةَ فَإِذَا خَرَجَتْ مِنْ حَيْضَتِهَا وَ طَهُرَتْ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ يُشْهِدُ عَلَى ذَلِكَ شَاهِدَيْنِ فَإِذَا فَعَلَ ذَلِكَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ بِثَلَاثِ تَطْلِيقَاتٍ وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ.
فَإِنْ كَانَتْ مِمَّنْ لَا تَحِيضُ فَلْيُطَلِّقْهَا لِلشُّهُورِ وَ إِنْ طَلَّقَهَا عَلَى مَا وَصَفْنَا وَاحِدَةً ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَحْبِسَهَا بَقِيَتْ عِنْدَهُ عَلَى تَطْلِيقَتَيْنِ بَاقِيَتَيْنِ؛ وَ إِنْ طَلَّقَهَا تَطْلِيقَتَيْنِ ثُمَّ بَدَا لَهُ أَنْ يَحْبِسَهَا بَقِيَتْ عِنْدَهُ عَلَى وَاحِدَةٍ؛ فَإِنْ طَلَّقَهَا الثَّالِثَةَ لَمْ يَكُنْ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ وَ لَمْ تَحِلَّ لَهُ إِلَّا بَعْدَ الزَّوْجِ.
وَ هَذَا إِنَّمَا يَكُونُ إِذَا رَاجَعَهَا قَبْلَ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا فَأَمَّا إِنْ طَلَّقَهَا وَاحِدَةً أَوِ اثْنَتَيْنِ عَلَى مَا وَصَفْنَا ثُمَّ تَرَكَهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا فَلَيْسَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ وَ هُوَ خَاطِبٌ مِنَ الْخُطَّابِ فَإِنْ تَزَوَّجَهَا بِرِضَاهَا عَقَدَ عَلَيْهَا بِنِكَاحٍ مُسْتَقْبَلٍ.
تبصره
ظاهرا تفاوت طلاق السنة و طلاق العده این است که طلاق السنة ناظر به اصل طلاق دادن است؛ اما طلاق العده ناظر به جایی است که شخص تمایل دارد زنش را سهطلاقه کند و توضیح دادهاند که این سهطلاقه شدن باید به نحوی باشد که فاصلهگذاری عده در هربار رعایت شود. احادیث در این باره در کتب حدیثی فراوان است؛ در اینجا فقط برخی مواردی که در آنها به متن آیه اشاره شده بود ذکر شد.
مساله سهطلاقه کردن در یک مجلس، از زمان پیامبر ص مطرح شده بود و پیامبر ص با آن مخالفت کرده بود ولی در زمان عمر بابش دوباره باز شد و اهل بیت ع غالبا با استناد به این آیه، آن را زیر سوال میبردند. در ادامه ناظر به این فضا برخی از احادیثی که در فضای شیعه و سنی مطرح شده تقدیم میشود.
احادیثی ناظر به ضرورت اینکه برای یک طلاق باید عده نگه داشته شود؛ در شیعه:
۱۳) الف. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمودند: طلاق آن است که مرد همسرش را وقتی از حیضش پاک شد، و بدون اینکه نزدیکیای بین آنها رخ دهد، طلاق دهد و دو مرد عادل را بر طلاق دادنش شاهد بگیرد و او (شوهر) تا زمانیکه سهبار عادت ماهیانه تمام نشده حق دارد برای رجوعکردن؛ این طلاقی است که خداوند عزّوجلّ در کتابش به آن دستور داده است و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در سنت خویش بدان دستور داد؛ و هر طلاقی که عده در آن سپری نشود طلاق نیست.
مجمع البيان، ج10، ص459؛ فقه القرآن، ج2، ص206؛ الكافي، ج6، ص68۸
و مما يعضد ما ذكرته ما اشتهر من الأخبار في كتبهم و رواياتهم و نقل عن متقدميهم مثل زرارة بن أعين و بكير ابن أعين و محمد بن مسلم و غيرهم فمن ذلك ما رواه يونس عن مَا رَوَى بُكَيْرُ بْنُ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع أَنَّهُ قَالَ:
الطَّلَاقُ أَنْ يُطَلِّقَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ وَ يُشْهِدَ رَجُلَيْنِ عَدْلَيْنِ عَلَى تَطْلِيقِهِ ثُمَّ هُوَ أَحَقُّ بِرَجْعَتِهَا مَا لَمْ تَمْضِ ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ فَهَذَا الطَّلَاقُ الَّذِي أَمَرَ اللَّهُ بِهِ فِي الْقُرْآنِ وَ أَمَرَ بِهِ رَسُولُ اللَّهِ فِي سُنَّتِهِ وَ كُلُّ الطَّلَاقِ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ فَلَيْسَ بِطَلَاق.
ب .حریز گوید: از امام صادق (علیه السلام) دربارهی طلاق سنّت [= طلاقی که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) با نظر ایشان انجام میگرفت] پرسیدم.
فرمودند: [طلاقی که] در زمان پاکی صادر شود بدون اینکه [در آن زمان پاکی] نزدیکی صورت گرفته باشد، به همراه شهادت دو شاهد عادل. طلاقدادن جایز نیست مگر به همراه دو شاهد و عدّه نگهداشتن؛ و این همان کلام خداوند است که فرمود: «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ» تا آخر آیه.
فقه القرآن، ج2، ص206؛ مجمع البيان، ج10، ص459
وَ عَنْ حَرِيزٍ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ طَلَاقِ السُّنَّةِ؟
فَقَالَ: عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَيْ عَدْلٍ وَ لَا يَجُوزُ الطَّلَاقُ إِلَّا بِشَاهِدَيْنِ وَ الْعِدَّةِ وَ هُوَ قَوْلُهُ «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ» الْآيَة.
احادیثی ناظر به ضرورت اینکه برای یک طلاق حتما باید عده نگه داشته شود؛ در اهل سنت:
۱۴) الف. از پیامبر ص روایت شده که توضیح «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ» فرمودند:
یعنی در حالی که پاک باشد بدون اینکه [در این پاکی اخیر] نزدیکیای صورت گرفته باشد.
الدر المنثور، ج6، ص230
و أخرج ابن مردويه عن ابن عمر عن النبي ص «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ» قال طاهرا من غير جماع.۹
ب. عبدالله بن عمر حکایت کرده که زنش را طلاق داد در حالی که در حیض بود. عمر مطلب را خدمت رسول الله ص نقل کرد. پیامبر از این ماجرا عصبانی شد و فرمود: باید به زنش رجوع کند؛ سپس او را نگه دارد تا زمانی که پاک شود و دوباره حیض گردد و بعدش پاک شود. آنگاه اگر خواست که طلاقش دهد وی را در حال طهارت و پیش از آنکه بعد از این پاکی اش با وی رابطهای نداشته، طلاق دهد؛ این آن عدهای است که خداوند بدان امر کرده است.
صحيح البخاري، ج4، ص1864 ؛ ج۵، ص۲۰۱۱ ؛ ج۶، ص۲۶۱۷
حَدَّثَنَا يَحْيَى بْنُ بُكَيْرٍ: حَدَّثَنَا اللَّيْثُ قَالَ: حَدَّثَنِي عُقَيْلٌ، عَنْ ابْنِ شِهَابٍ قَالَ: أَخْبَرَنِي سَالِمٌ:
أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عُمَرَ رضي الله عنهما أَخْبَرَهُ: أَنَّهُ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ وَهِيَ حَائِضٌ.
فَذَكَرَ عُمَرُ لِرَسُولِ اللَّهِ ص، فَتَغَيَّظَ فِيهِ رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ:
لِيُرَاجِعْهَا، ثُمَّ يُمْسِكْهَا حَتَّى تَطْهُرَ، ثُمَّ تَحِيضَ فَتَطْهُرَ، فَإِنْ بَدَا لَهُ أَنْ يُطَلِّقَهَا فَلْيُطَلِّقْهَا طَاهِرًا قَبْلَ أَنْ يَمَسَّهَا، فَتِلْكَ الْعِدَّةُ كَمَا أَمَرَه اللَّهُ.
احادیث نهی صریح از سهطلاقه کردن در یک مجلس به استناد این آیه در شیعه
۱۵) الف. مردی نزد امام صادق (علیه السلام) آمد و پرسید: «من زن خویش را در یک مجلس، سهبار طلاق دادم».
فرمودند: اهمیّتی ندارد. سپس فرمودند: مگر کتاب خداوند تعالی را نمیخوانی که میفرماید: «ای پیامبر! هنگامی که [خواستید] زنان را طلاق گویید، پس در [زمان مناسب برای محاسبه] عِدّهشان آنان را طلاق دهید و عِدّه را بشمارید و تقوای خداوند، پروردگارتان، را در پیش گیرید؛ نه آنان را از خانههایشان بیرون کنید و نه [آنان خودشان] خارج شوند، مگر اینکه بیشرمی آشکاری انجام دهند»؟ سپس میفرماید: «چه میدانی، بلکه خداوند بعد از آن امری پدید آورد.»
سپس فرمودند: «هر آنچه که با قرآن و سنّت مخالفت داشته باشد، به قرآن و سنّت بازگردانده خواهد شد».
قرب الإسناد، ص61
حَدَّثَنِي السِّنْدِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ، عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام ... قَالَ صَفْوَانُ:
وَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ وَ جَاءَ رَجُلٌ فَسَأَلَهُ فَقَالَ: إِنِّي طَلَّقْتُ امْرَأَتِي ثَلَاثاً فِي مَجْلِسٍ.
فَقَالَ: «لَيْسَ بِشَيْءٍ. ثُمَّ قَالَ: أَمَا تَقْرَأُ كِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى: «يا آیها النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» ثُمَّ قَالَ: «لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً.»
ثُمَّ قَالَ: كُلُّ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ السُّنَّةَ فَهُوَ يُرَدُّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ.
ب) کلبی گوید: ... به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: حکم مردی که به زنش گفت: تو را به عدد ستارههای آسمان طلاق دادم؛ چیست؟
فرمود: «مگر سورهی طلاق را نخواندهای»؟
گفتم: «چرا».
فرمود: «بخوان»!
خواندم: تا به عبارت «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ» رسیدم.
فرمود: «در این آیه ستارههای آسمان هم هست»؟
گفتم: «نه». سپس عرض کردم: «آقا مردی که به زنش بگوید تو را سهبار طلاق دادم چگونه است»؟
فرمود: «به کتاب خدا و سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) برگشت داده میشود».
سپس فرمود: «طلاق صحیح نیست مگر در ایّام پاکی زن درصورتیکه با او همبستر نشده باشد با دو شاهد عادل».
با خود گفتم: یک بار. [یعنی و در یک مجلس فقط یک طلاق جاری میشود].
الكافي، ج1، ص350
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ أَخْبَرَنِي سَمَاعَةُ بْنُ مِهْرَانَ قَالَ أَخْبَرَنِي الْكَلْبِيُّ النَّسَّابَةُ قَالَ: دَخَلْتُ الْمَدِينَةَ وَ لَسْتُ أَعْرِفُ شَيْئاً مِنْ هَذَا الْأَمْرِ ... ُ فَقَالَ ائْتِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع ...
فَقُلْتُ لَهُ: أَخْبِرْنِي عَنْ رَجُلٍ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاء؟
فَقَالَ: وَيْحَكَ أَ مَا تَقْرَأُ سُورَةَ الطَّلَاقِ؟
قُلْتُ: بَلَى.
قَالَ: فَاقْرَأْ.
فَقَرَأْتُ «فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ».
قَالَ: أَ تَرَى هَاهُنَا نُجُومَ السَّمَاءِ؟
قُلْتُ: لَا. قُلْتُ: فَرَجُلٌ قَالَ لِامْرَأَتِهِ أَنْتِ طَالِقٌ ثَلَاثاً؟
قَالَ: تُرَدُّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ ص. ثُمَّ قَالَ: لَا طَلَاقَ إِلَّا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدَيْنِ مَقْبُولَيْنِ.
فَقُلْتُ فِي نَفْسِي: وَاحِدَةٌ.
ج) سعید اعرج میگوید:
شنیدم که امام صادق ع فرمود: ابن عمر زنش را در حالی که در حیض بود سهبار طلاق داد؛ عمر این را از رسول الله ص سوال کرد؛ ایشان دستور داد که رجوع کند.
گفتم: مردم میگویند او زنش را در حالی که در حیض بود یک بار طلاق داد.
فرمود: پس برای چه رسول الله [رجوع کردن وی را] درخواست کرد اگر که خودش همچنان اختیار رجوعش را داشت؟ دروغ میگویند؛ بلکه او را سه طلاقه کرد و رسول الله ص دستور داد که رجوع کند و سپس فرمود [وقتی مراحل مقدمات عده را طی کرده] اگر خواستی طلاق بده و اگر خواستی وی را نگهدار.
الكافي، ج6، ص59
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ سَعِيدٍ الْأَعْرَجِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:
طَلَّقَ ابْنُ عُمَرَ امْرَأَتَهُ ثَلَاثاً وَ هِيَ حَائِضٌ فَسَأَلَ عُمَرُ رَسُولَ اللَّهِ ص فَأَمَرَهُ أَنْ يُرَاجِعَهَا.
فَقُلْتُ: إِنَّ النَّاسَ يَقُولُونَ إِنَّمَا طَلَّقَهَا وَاحِدَةً وَ هِيَ حَائِضٌ.
فَقَالَ: فَلِأَيِّ شَيْءٍ سَأَلَ رَسُولَ اللَّهِ ص إِذَا كَانَ هُوَ أَمْلَكَ بِرَجْعَتِهَا؟ كَذَبُوا وَ لَكِنَّهُ طَلَّقَهَا ثَلَاثاً فَأَمَرَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يُرَاجِعَهَا؛ ثُمَّ قَالَ: إِنْ شِئْتَ فَطَلِّقْ وَ إِنْ شِئْتَ فَأَمْسِكْ.
تبصره
در حدیث دیگری امام صادق ع مطلب را این طور توضیح میدهند که: اگر او یک طلاق داده بود، خواه در حیض بود یا نبود، به هر حال خودش اختیار رجوع داشت (الكافي، ج6، ص61۱۰)؛ یعنی چون وی فکر میکرد اختیار رجوع ندارد پیامبر ص به او دستور رجوع داد؛ و این زمانی معنیدار است که وی سهطلاقه کرده باشد. و جالب است که در گفتگویی که بین امام باقر ع و نافع، غلام ابن عمر، درگرفته، و نافع ادعا می کرده که وی فقط یک طلاق داده، حضرت صریحا میگوید من خودم از ابن عمر این را شنیدم که چون من وی را سهطلاقه کردم پیامبر آن دستور را داد؛ و تو و امثال تو دارید به ابن عمر دروغ میبندید (الكافي، ج6، ص61۱۱). مرحوم فیض هم در توضیح حدیث میفرماید: چون مخالفان اهل بیت طرفدار این بودند که در یک مجلس میشود سهطلاقه کرد و در این صورت دیگر رجوع امکان ندارد و از آن سو هم معلوم بود که پیامبر در آن واقعه به ابن عمر دستور رجوع داده بود، حکایت را تحریف کرده و میگفتند وی فقط یک طلاق داده بود و لذا پیامبر ص دستور به رجوع داد (الوافي، ج23، ص1009۱۲).۱۳
احادیثی ناظر به نحوه جایز شدن سهطلاقه کردن در یک مجلس در اهل سنت
۱۶) روایات ناظر به این مطلب که سهطلاقه کردن در یک مجلس در زمان رسول الله ص و ابوبکر مردود بود؛ و عمر بود که اول بار بنا را بر این گذاشت که سهطلاقه بودن در یک مجلس را امضا کند، بقدری در منابع اهل سنت فراوان است که مسلم در صحیح خود، وقتی بابی با عنوان «باب طَلَاقِ الثَّلَاثِ» باز میکند تمام روایاتی که میآورد بیان همین است که این مطلب از زمان عمر شروع شد و قبلش نبوده است:
الف. ابن عباس گفته است: طلاق در عهد رسول الله ص و ابوبکر و دو سال اول خلافت عمر، سهطلاقه کردن فقط یک طلاق حساب میشد. عمر بن خطاب گفت: مردم در عرصهای که برایش مهلت قرار داده شده است عجله دارند [که آن مهلت را بسوزانند]. پس بهتر است این را برایشان امضا و قطعی کنیم [که تنبیه شوند]. و بدین ترتیب به طلاقه بودن در یک مجلس را امضا کرد.
ب. ابوالصهباء می گوید: به ابن عباس گفتم: آیا خبر داری که در زمان رسول الله ص و ابوبکر و سه سال از خلافت عمر، سهطلاقه کردن فقط یک طلاق حساب میشد.
ابن عباس گفت: بله.
ج. طاووس روایت کرده که ابوالصهباء به ابن عباس گفت: آن اطلاعاتی را که داری رو کن! آیا در زمان رسول الله ص و ابوبکر سهطلاقه کردن فقط یک طلاق حساب نمیشد؟
ابن عباس گفت: همین طور بود. اما در زمانه عمر بود که مردم این رویه را زیاد کردند و عمر این را بر ایشان مجاز کرد.
صحيح مسلم، ج2، ص1099
الف. حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ وَمُحَمَّدُ بْنُ رَافِعٍ. (وَاللَّفْظُ لِابْنِ رَافِعٍ) (قَالَ إِسْحَاق: أَخْبَرَنَا. وَقَالَ ابْنُ رَافِعٍ: حَدَّثَنَا عَبْدُ الرزاق). أخبرنا معمر عن ابن طاوس، عن أَبِيهِ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ. قَالَ:
كَانَ الطَّلَاقُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَأَبِي بَكْرٍ وَسَنَتَيْنِ مِنْ خِلَافَةِ عُمَرَ، طَلَاقُ الثَّلَاثِ وَاحِدَةً. فقَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ: إِنَّ النَّاسَ قَدِ اسْتَعْجَلُوا فِي أَمْرٍ قَدْ كَانَتْ لَهُمْ فِيهِ أَنَاةٌ. فَلَوْ أَمْضَيْنَاهُ عَلَيْهِمْ! فأمضاه عليهم.»
ب. حَدَّثَنَا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ. أَخْبَرَنَا رَوْحُ بْنُ عُبَادَةَ. أَخْبَرَنا ابْنُ جُرَيْجٍ. ح وحدثنا ابْنُ رَافِعٍ (وَاللَّفْظُ لَهُ). حَدَّثَنَا عَبْدُ الرَّزَّاقِ. أَخْبَرَنَا ابْنُ جُرَيْجٍ. أَخْبَرَنِي ابْنُ طَاوُسٍ عَنْ أَبِيهِ؛
أَنَّ أَبَا الصَّهْبَاءِ قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: أَتَعْلَمُ أَنَّمَا كَانَتِ الثَّلَاثُ تُجْعَلُ وَاحِدَةً عَلَى عَهْدِ النَّبِيِّ ص وَأَبِي بَكْرٍ، وَثَلَاثًا مِنْ إِمَارَةِ عُمَرَ؟
فقَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ: نعم.
ج. وحدثنا إِسْحَاق بْنُ إِبْرَاهِيمَ. أَخْبَرَنَا سُلَيْمَانُ بْنُ حَرْبٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ زَيْدٍ، عَنْ أَيُّوبَ السَّخْتِيَانِيِّ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ مَيْسَرَةَ، عَنْ طَاوُسٍ؛
أَنَّ أَبَا الصَّهْبَاءِ قَالَ لِابْنِ عَبَّاسٍ: هَاتِ مِنْ هَنَاتِكَ. أَلَمْ يَكُنِ الطَّلَاقُ الثَّلَاثُ عَلَى عَهْدِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَأَبِي بَكْرٍ وَاحِدَةً؟
فقَالَ: قَدْ كَانَ ذَلِكَ. فَلَمَّا كَانَ فِي عَهْدِ عُمَرَ تَتَايَعَ النَّاسُ في الطلاق. فأجازه عليهم.»
احادیث دیگری در کتب شیعه که اصرار دارد انحرافات پیش آمده در امر طلاق را به کتاب الله برگرداند:
۱۷) محمد بن ابی نصر میگوید: از امام کاظم ع سوال کردم درباره مردی که زنش را طلاق داد بعد از اینکه همبستر شدند با حضور دو شاهد عادل.
فرمودند: این طلاق جاری نیست.
گفتم: فدایت شوم! طلاق بر اساس سنت چگونه است؟
فرمود: وقتی که وی از حیض پاک شد پیش از اینکه با هم همبستر شوند در حضور دو شاهد عادل طلاقش دهد همان طور که خداوند عز و جل در کتابش فرمود؛ پس اگر با کتاب الله مخالفت کند به کتاب الله برگردانده شود.
گفتم: اگر طلاق دهد در حالت پاکیای که نزدیکیای رخ نداده، با یک شاهد مرد و دو شاهد زن چطور؟
فرمود: شهادت زنان در طلاق جایز نیست؛ و این در حالی است که شهادت آنها همراه با غیرآنها حتی در خصوص خون [= قصاص مربوط به قتل] قبول است اگر که حاضر و شاهد بودهاند.
گفتم: اگر شاهد طلاق دو مرد ناصبی باشند، آیا طلاق جاری میشود؟
فرمود: کسی که بر فطرتش زاده میشود شهادتش بر طلاق قبول است بعد از اینکه وی به خوبی [= عدالت] شناخته شود.
الكافي، ج6، ص67-68؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص49
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنْ رَجُلٍ طَلَّقَ امْرَأَتَهُ بَعْدَ مَا غَشِيَهَا بِشَهَادَةِ عَدْلَيْنِ؟
فَقَالَ: لَيْسَ هَذَا بِطَلَاقٍ.
فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ طَلَاقُ السُّنَّةِ؟
فَقَالَ يُطَلِّقُهَا إِذَا طَهُرَتْ مِنْ حَيْضِهَا قَبْلَ أَنْ يَغْشَاهَا بِشَاهِدَيْنِ عَدْلَيْنِ كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ، فَإِنْ خَالَفَ ذَلِكَ رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.
فَقُلْتُ لَهُ فَإِنْ طَلَّقَ عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ بِشَاهِدٍ وَ امْرَأَتَيْنِ؟
فَقَالَ لَا تَجُوزُ شَهَادَةُ النِّسَاءِ فِي الطَّلَاقِ وَ قَدْ تَجُوزُ شَهَادَتُهُنَّ مَعَ غَيْرِهِنَّ فِي الدَّمِ إِذَا حَضَرَتْهُ.
فَقُلْتُ: فَإِنْ أَشْهَدَ رَجُلَيْنِ نَاصِبِيَّيْنِ عَلَى الطَّلَاقِ أَ يَكُونُ طَلَاقاً؟
فَقَالَ مَنْ وُلِدَ عَلَى الْفِطْرَةِ أُجِيزَتْ شَهَادَتُهُ عَلَى الطَّلَاقِ بَعْدَ أَنْ تَعْرِفَ مِنْهُ خَيْراً.
۱۸) مفضل گفتگویی طولانی با امام صادق ع دارد که در فرازی از آن، بحث به موضوع متعه (ازدواج موقت) کشیده میشود؛ و حضرت در مقام توضیح آن، به تفاوتهای آن با ازدواج دائم میپردازند. در فرازی از آن گفتگو آمده است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
خداوند طلاق را برای زنان شوهردار مجاز ندانسته مگر با دو شاهد عادل مسلمان؛ و دربارهی سایر شهادتها در خصوص اموال و املاک و خون [قتل] و نوامیس فرموده: «و دو نفر از مردان [عادل] خود را [بر این حقّ] شاهد بگیرید! و اگر دو مرد نبودند، یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند» (بقره/۲۸۲). ولی مساله طلاق [به گونهای متفاوت] تبیین کرد و فرمود: «ای پیامبر! هنگامی که [خواستید] زنان را طلاق گویید، پس در [زمان مناسب برای محاسبه] عِدّهشان آنان را طلاق دهید و عِدّه را بشمارید» (طلاق/۱) و اگر قرار بود زن با سه طلاق که یکجا با یک کلمه یا بیشتر طلاق داده شود [سهطلاقه شود] دیگر نمیفرمود «و عِدّه را بشمارید و تقوای خداوند، پروردگارتان، را در پیش گیرید» تا آنجا که فرمود: «آن حد و مرزهای خداوند است و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند بیشک به خویش ستم کرده است. چه میدانی، چهبسا خداوند بعد از آن امری پدید آورد. پس هنگامی که زمانشان بسر رسید پس آنان را بشایستگی نگه دارید یا بشایستگی رها کنید و دو شاهد از خودتان بر آنها بگیرید و شهادت را برای خدا اقامه کنید؛ اين است اندرزى كه به آن كس كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارد، داده مىشود» (طلاق/۱-۲). و اینکه فرمود «چه میدانی، چهبسا خداوند بعد از آن امری پدید آورد» اشاره به [برطرف شدن] آن امر ناخوشایندی دارد که بین زوجین حاصل میشود؛ پس طلاق اول جاری میشود با شهادت دو شخص عادل و نگه داشتن زمان طلاق دادن، که همان پایان عادت ماهیانه است و عادت ماهیانه همان حیض است. و طلاق مستقر میشود هنگامیکه خون حیض از سرخی و زردی گذشته و [دستمال] سفید شود. و برای وقوع طلاق دوم و سوم باید دوباره این فرایند طی شود و «آنچه خداوند شاید پدید آورد» مربوط به این فاصله است و آن [برطرف کردن] چیزی است که آن دو ناخوشایند میداشتند.
الهداية الكبرى، ص422؛ بحار الأنوار، ج53، ص26؛ رياض الأبرار، ج3، ص233؛ مستدرك الوسائل، ج14، ص475۱۴
قَالَ الْحُسَيْنُ بْنُ حَمْدَانَ الْخُصَيْبِيٌّ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ وَ عَلِيُّ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْحَسَنِيَّانِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ مُحَمَّدِ بْنِ نُصَيْرٍ عَنِ ابْنِ الْفُرَاتِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُفَضَّلِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: سَأَلْتُ سَيِّدِي أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقَ (عَلَيْهِ السَّلَامُ)، ...
قال: ... وَ جُعِلَ الطَّلَاقُ فِي النِّسَاءِ الْمُزَوَّجَاتِ غَيْرَ جَائِزٍ إِلَّا بِشَاهِدَيْنِ ذَوَيْ عَدْلٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ قَالَ فِي سَائِرِ الشَّهَادَاتِ عَلَى الدِّمَاءِ وَ الْفُرُوجِ وَ الْأَمْوَالِ وَ الْأَمْلَاكِ: وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداء؛ وَ بَيَّنَ الطَّلَاقَ عَزَّ ذِكْرُهُ فَقَالَ تَعَالَى: «يا آیها النَّبِيُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ» وَ لَوْ كَانَتِ الْمُطَلَّقَةُ تَبِينُ بِثَلَاثِ تَطْلِيقَاتٍ يَجْمَعُهَا كَلِمَةٌ وَاحِدَةٌ وَ أَكْثَرُ مِنْهَا وَ أَقَلُّ لمَا۱۵ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: «وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ» إِلَى قَوْلِهِ «وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً؛ فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ أَقِيمُوا الشَّهادَةَ لِلَّهِ ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ» وَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «لا تَدْرِي لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً» هُوَ نُكْرٌ يَقَعُ بَيْنَ الزَّوْجِ وَ الزَّوْجَةِ فَتُطَلَّقُ التَّطْلِيقَةَ الْأُولَى بِشَهَادَةِ ذَوَيْ عَدْلٍ وَ حَرَّرَ وَقْتَ التَّطْلِيقِ وَ هُوَ آخِرُ الْقُرُوءِ وَ الْقُرُوءُ هُوَ الْحَيْضُ وَ الطَّلَاقُ يَجِبُ عِنْدَ آخِرِ النُّطْفَةِ تَنْزِلُ بَيْضَاءَ بَعْدَ الْحُمْرَةِ وَ الصُّفْرَةُ أَوَّلُ التَّطْلِيقَةِ الثَّانِيَةِ وَ الثَّالِثَةِ وَ مَا يُحْدِثُ اللَّهُ بَيْنَهُمَا عَطْفاً وَ ذَلِكَ مَا كَرِهَاه.
۱۹) الف. از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمودند:
مردم در مساله طلاق جز با شمشیر به راه نمیآیند؛ و اگر حکومت به من میرسید آنان را به کتاب الله برمیگرداندم.
ب. شبیه همین مطلب با سند دیگر از امام صادق ع روایت شده است.
ج. همچنین از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
اگر حکومت بر مردم را در دست داشتم آنها را آگاه میکردم که چگونه سزاوار است که طلاق دهند؛ سپس هیچ کسی که مخالفت کرده باشد نزدم نمیآوردند مگر اینکه پشتش را [با تازیانه] می نواختم؛ و کسی که بر غیر سنت طلاق دهد، باید علی رغم خودش به کتاب الله برگردانده شود.
د. از امام صادق ع و از امام کاظم ع روایت شده که فرمودهاند:
اگر حکومت بر مردم را به دست می گرفتم آنها را به [شیوه صحیح] طلاق آگاه میکردم؛ سپس هیچ کسی را که مخالفت کرده باشد نزدم نمیآوردند مگر اینکه او را تنبیه میکردم.
الكافي، ج6، ص56-۵۷
الف.حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ حُذَيْفَةَ عَنْ مَعْمَرِ بْنِ عَطَاءِ بْنِ وَشِيكَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ:
لَا يَصْلُحُ النَّاسُ فِي الطَّلَاقِ إِلَّا بِالسَّيْفِ وَ لَوْ وَلِيتُهُمْ لَرَدَدْتُهُمْ فِيهِ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.۱۶
ب. قَالَ وَ حَدَّثَنِي بِهَذَا الْحَدِيثِ الْمِيثَمِيُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ بَعْضِ رِجَالِهِ أَوْهَمَهُ الْمِيثَمِيُّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع.
ج. وَ عَنْهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِي الْمَغْرَاءِ عَنْ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
لَوْ وَلِيتُ النَّاسَ لَأَعْلَمْتُهُمْ كَيْفَ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يُطَلِّقُوا ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِرَجُلٍ قَدْ خَالَفَ إِلَّا وَ أَوْجَعْتُ ظَهْرَهُ وَ مَنْ طَلَّقَ عَلَى غَيْرِ السُّنَّةِ رُدَّ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِنْ رَغِمَ أَنْفُهُ.
د. قَالَ أَحْمَدُ وَ ذَكَرَ بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع، وَ مُحَمَّدُ بْنُ سَمَاعَةَ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنِ الْعَبْدِ الصَّالِحِ ع أَنَّهُ قَالَ:
لَوْ وَلِيتُ أَمْرَ النَّاسِ لَعَلَّمْتُهُمُ الطَّلَاقَ ثُمَّ لَمْ أُوتَ بِأَحَدٍ خَالَفَ إِلَّا أَوْجَعْتُهُ ضَرْباً.
۲۰) از امام باقر (علیه السلام) دربارهی زنی سوال شد که از شخصی شنید که شوهرش او را طلاق داده است ولی شوهرش [طلاق] را انکار کرد، که آیا آن زن همچنان نزد آن مرد زندگی کند؟
فرمودند: «بله؛ چون طلاقی که بدون حضور شاهدان باشد، طلاق نیست، و طلاقِ غیرِ عدّی [یعنی طلاقی که قوانین محاسبه عده در آن رعایت نشود] طلاق نیست؛ و آن مرد هم حق نداشته که چنین کند و آن زن را طلاق دهد بدون حضور شاهدان و به غیر از عدّهای که خداوند عزّوجلّ به آن (عدّه) دستور داده است».
الكافي، ج6، ص59؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص48
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع:
أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ امْرَأَةٍ سَمِعَتْ أَنَّ رَجُلًا طَلَّقَهَا وَ جَحَدَ ذَلِكَ، أَ تُقِيمُ مَعَهُ؟
قَالَ: نَعَمْ؛ فَإِنَّ طَلَاقَهُ بِغَيْرِ شُهُودٍ لَيْسَ بِطَلَاقٍ، وَ الطَّلَاقُ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ لَيْسَ بِطَلَاقٍ. وَ لَا يَحِلُّ لَهُ أَنْ يَفْعَلَ فَيُطَلِّقَهَا بِغَيْرِ شُهُودٍ وَ لِغَيْرِ الْعِدَّةِ الَّتِي أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهَا.
د. لَاتُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَايَخْرُجْنَ
۲۱) ابوبصیر از یکی از دو امام باقر ع یا صادق ع سوال میکند که زنی که طلاق داده میشود در کجا عده نگه دارد؟
فرمودند: در خانهاش اگر که طلاقی است که مرد در آن حق رجوع دارد، که در این صورت نمیتواند وی را از خانهای که در آن بوده بیرون کند و او نیز نباید خودش برود تا اینکه عدهاش تمام شود.
الكافي، ج6، ص91؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص132
حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ، عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ، عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع: فِي الْمُطَلَّقَةِ أَيْنَ تَعْتَدُّ؟
فَقَالَ: فِي بَيْتِهَا إِذَا كَانَ طَلَاقاً لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ لَيْسَ لَهُ أَنْ يُخْرِجَهَا وَ لَا لَهَا أَنْ تَخْرُجَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.
در همین آدرس کافی با همین مضمون سه حدیث دیگر با سندهای متفاوت آمده است.۱۷
۲۲) الف. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
زنی که طلاق داده شده سزاوار نیست بدون اجازه همسرش بیرون رود تا زمانی که عدهاش تمام شود که سه دوره پاک شدن است، یا سه ماه اگر که حیض نمیشود
الكافي، ج6، ص89
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَا يَنْبَغِي لِلْمُطَلَّقَةِ أَنْ تَخْرُجَ إِلَّا بِإِذْنِ زَوْجِهَا حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ أَوْ ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ إِنْ لَمْ تَحِضْ.۱۸
ب. از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
زنی که طلاق داده میشود باید عِدّه را در خانهاش نگه دارد و سزاوار نیست که بیرون رود تا اینکه عدهاش تمام شود و عدهاش سه دوره پاک شدن است، یا سه ماه مگر اینکه حیض شود.
الكافي، ج6، ص90
عَلِيٌّ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
الْمُطَلَّقَةُ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا وَ لَا يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تَخْرُجَ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا وَ عِدَّتُهَا ثَلَاثَةُ قُرُوءٍ أَوْ ثَلَاثَةُ أَشْهُرٍ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تَحِيضُ.
۲۳) الف. امام صادق (علیه السلام) در خصوص زنی که همسرش از دنیا برود فرمودند:
برای حج و عمره بیرون میرود ولی زنی که طلاق داده میشود، [حتی برای حج بدون اجازه شوهرش] بیرون نرود؛ زیرا خداوند تعالی میفرماید: «وَ لَا یَخْرُجْنَ» مگر آنکه در سفر [= به صورت غیابی] طلاق داده شده باشد.
تهذيب الأحكام، ج5، ص401-402؛ الإستبصار، ج2، ص317
مُوسَى بْنُ الْقَاسِمِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ أَبِي هِلَالٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ فِي الَّتِي يَمُوتُ عَنْهَا زَوْجُهَا:
تَخْرُجُ إِلَى الْحَجِ وَ الْعُمْرَةِ وَ لَا تَخْرُجُ الَّتِي تُطَلَّقُ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يَقُولُ: «وَ لا يَخْرُجْنَ» إِلَّا أَنْ تَكُونَ طُلِّقَتْ فِي سَفَرٍ.
ب. سماعة بنمهران گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره اینکه زن مطلّقه کجا باید ایّام عدّه را بسر ببرد، پرسیدم.
فرمودند: «در خانهای که زندگی میکرده، و چنانچه بخواهد به زیارت رود بعد از نیمهی شب برود و در روز از خانه بیرون نشود، و نمیتواند به حج رود تا عدّهاش تمام شود».
الكافي، ج6، ص90
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ قَالَ:
سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُطَلَّقَةِ أَيْنَ تَعْتَدُّ؟
قَالَ: فِي بَيْتِهَا لَا تَخْرُجُ وَ إِنْ أَرَادَتْ زِيَارَةً خَرَجَتْ بَعْدَ نِصْفِ اللَّيْلِ وَ لَا تَخْرُجُ نَهَاراً وَ لَيْسَ لَهَا أَنْ تَحُجَّ حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.
وَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا أَ كَذَلِكَ هِيَ؟
قَالَ: نَعَمْ وَ تَحُجُّ إِنْ شَاءَتْ .
۲۴) سعدبنأبی خلف گوید: از امام کاظم (علیه السلام) دربارهی موردی از طلاق پرسیدم.
فرمود: «اگر مرد زن خویش را طلاقی دهد که در آن اختیار رجوع ندارد، زن در همان لحظه از او جدا و صاحب اختیار خویش میشود و مرد حقّی بر وی نخواهد داشت؛ و هرطور که میخواهد عدّه خویش را به اتمام خواهد رساند [یعنی نیاز نیست که در زمان عده، در خانه شوهر بماند] و البته نفقهای هم نخواهد داشت».
عرض کردم: «مگر خداوند عزّوجلّ نفرمود: «نه آنان را از خانههایشان بیرون کنید و نه [آنان خودشان] خارج شوند» (طلاق/۱)؟
فرمود: «منظور از این آیه زنی است که برای بار اول و دوم [یعنی با امکان رجوع] طلاق داده میشود، و این زنی است که بیرون انداخته نشود و خودش هم نباید بیرون رود تا آنکه برای بار سوّم طلاق داده شود. وقتی که برای بار سوّم طلاق داده شود، از آن مرد جدا خواهد شد و نفقه نیز ندارد. زنی که مرد، او را یکبار طلاق دهد، منتظر میشود که عدّهی او به اتمام رسد. این زن، عدّه را منزل همسرش به اتمام خواهد رساند و تا آن زمانکه عدّهی خویش را به اتمام میرساند، دارای حقّ مسکن و نفقه است».
الكافي، ج6، ص90؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص132
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي خَلَفٍ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ع عَنْ شَيْءٍ مِنَ الطَّلَاقِ.
فَقَالَ: إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ طَلَاقاً لَا يَمْلِكُ فِيهِ الرَّجْعَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ سَاعَةَ طَلَّقَهَا وَ مَلَكَتْ نَفْسَهَا وَ لَا سَبِيلَ لَهُ عَلَيْهَا وَ تَعْتَدُّ حَيْثُ شَاءَتْ وَ لَا نَفَقَةَ لَهَا.
قَالَ: قُلْتُ: أَ لَيْسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ»؟
قَالَ فَقَالَ: إِنَّمَا عَنَى بِذَلِكَ الَّتِي تُطَلَّقُ تَطْلِيقَةً بَعْدَ تَطْلِيقَةٍ فَتِلْكَ الَّتِي لَا تُخْرَجُ وَ لَا تَخْرُجُ حَتَّى تُطَلَّقَ الثَّالِثَةَ فَإِذَا طُلِّقَتِ الثَّالِثَةَ فَقَدْ بَانَتْ مِنْهُ وَ لَا نَفَقَةَ لَهَا وَ الْمَرْأَةُ الَّتِي يُطَلِّقُهَا الرَّجُلُ تَطْلِيقَةً ثُمَّ يَدَعُهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا فَهَذِهِ أَيْضاً تَقْعُدُ فِي مَنْزِلِ زَوْجِهَا وَ لَهَا النَّفَقَةُ وَ السُّكْنَى حَتَّى تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا.
۲۵) محمد بن حسن صفار میگوید: به امام حسن عسکری نامهای نوشتم و درباره زنی سوال کردم که شوهرش وی را طلاق داده ولی برای ایام عدهاش نفقهای برای او قرار نداده است و او نیازمند است؛ آیا جایز است که از خانه بیرون رود و بیرون از منزلش برای کار و نیاز در جایی بیتوته کند.
پاسخ آمد: اشکالی ندارد اگر که در پیشگاه خداوند صادقانه بدین کار اقدام کرده باشد.
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص499
كَتَبَ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ إِلَى أَبِي مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فِي امْرَأَةٍ طَلَّقَهَا زَوْجُهَا وَ لَمْ يُجْرِ عَلَيْهَا النَّفَقَةَ لِلْعِدَّةِ وَ هِيَ مُحْتَاجَةٌ، هَلْ يَجُوزُ لَهَا أَنْ تَخْرُجَ وَ تَبِيتَ عَنْ مَنْزِلِهَا لِلْعَمَلِ وَ الْحَاجَةِ؟
فَوَقَّعَ ع: لَا بَأْسَ بِذَلِكَ إِذَا عَلِمَ اللَّهُ الصِّحَّةَ مِنْهَا.
درباره اینکه وقتی این زن در زمان عِدّه در خانه شوهرش میماند چگونه باید باشد (حق آرایش و ... دارد یا خیر) احادیثی ذیل فراز پایانی آیه (لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْرًا) خواهد آمد.
ه. إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفَاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ
۲۶) از امام باقر ع و امام صادق ع روایت شده است که:
مقصود از «مگر اینکه «فاحشه آشکاری» انجام دهند»، بددهنی و ناسزاگویی آن زن نسبت به خانوادهاش است؛ که در این صورت بیرون کردنش بر آنها حلال میشود.
مجمع البيان، ج10، ص458
«إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ» ... قِيلَ: هِيَ الْبَذَاءُ عَلَى أَهْلِهَا فَيَحِلُّ لَهُمْ إِخْرَاجُهَا. عن ابن عباس وَ هُوَ الْمَرْوِيُّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع.
۲۷) الف. روایت شده که مأمون از امام رضا (علیه السلام) دربارهی سخن خداوند عزّوجلّ پرسید که میفرماید «نه آنان را از خانههایشان بیرون کنید و نه [آنان خودشان] خارج شوند، مگر اینکه «فاحشه آشکاری» انجام دهند»؟
فرمودند: «منظور از «فاحشه آشکار» آن است که خانوادهی همسرش را اذیت کند. پس اگر چنین کرد، اگر [شوهر] بخواهد میتواند قبل از آنکه عدّه آن زن به اتمام برسد، او را بیرون کند».
الكافي، ج6، ص97؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص132؛ عوالي اللئالي، ج3، ص390۱۹
بَعْضُ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ التَّيْمُلِيِّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ قَالَ:
سَأَلَ الْمَأْمُونُ الرِّضَا ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ»؟
قَالَ: يَعْنِي بِالْفَاحِشَةِ الْمُبَيِّنَةِ أَنْ تُؤْذِيَ أَهْلَ زَوْجِهَا. فَإِذَا فَعَلَتْ فَإِنْ شَاءَ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَنْقَضِيَ عِدَّتُهَا فَعَلَ.
ب. نقل دیگری از امام رضا ع ذیل این آیه، چنین است که فرمودهاند:
اینکه خانواده مرد را اذیت کند و بداخلاق باشد.
الكافي، ج6، ص97؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص131
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنِ الرِّضَا ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ»؟
قَالَ: أَذَاهَا لِأَهْلِ الرَّجُلِ وَ سُوءُ خُلُقِهَا.
ج. و نقل دیگری از امام رضا ع ذیل این آیه، چنین است که فرمودهاند:
فاحشه این است که خانواده شوهرش را اذیت کند و به آنان دشنام بگوید.
مجمع البيان، ج10، ص458
قَالَ وَ رَوَى عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ عَنِ الرِّضَا ع قَالَ:
الْفَاحِشَةُ أَنْ تُؤْذِيَ أَهْلَ زَوْجِهَا وَ تَسُبَّهُمْ.
۲۸) از امام صادق (علیه السلام) دربارهی سخن خداوند عزّوجلّ پرسیدندند که میفرماید: «و تقوای خداوند، پروردگارتان، را در پیش گیرید؛ نه آنان را از خانههایشان بیرون کنید و نه [آنان خودشان] خارج شوند، مگر اینکه «فاحشه آشکاری» انجام دهند».
فرمودند: «مگر آنکه زنا کند، پس [از خانه] بیرون، و حدّ بر او جاری میشود».
من لا يحضره الفقيه، ج3، ص499
وَ سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لا يَخْرُجْنَ إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ»؟
قَالَ: إِلَّا أَنْ تَزْنِيَ فَتُخْرَجَ وَ يُقَامَ عَلَيْهَا الْحَد.
۲۹) سعد بن عبدالله قمی، در تشرفی که خدمت امام حسن عسگری و امام زمان ع داشت، از امام زمان ع سوالاتی میپرسد که اصل حکایت آن دیدار (جلسه۴۰۸، حدیث۳ http://yekaye.ir/al-ankaboot-29-11/)؛ و فرازهایی از آن قبلا گذشت.۲۰ در فرازی از این سوال و جواب آمده است:
گفتم: به من خبر دهید از آن «فاحشه آشکاری» که اگر زن در روزهای عدّه خویش انجام دهد، همسرش اجازه دارد وی را از منزل خود بیرون کند؟
فرمودند: «فاحشه آشکاری» همان «سحق» [= رابطه جنسی بین دو زن] است که غیر از زنا است؛ زیرا که اگر زن زنا کند و حدّ بر او جاری شود، مردی که او را بخواهد، به خاطر حدّ، از ازدواجکردن با او امتناع نخواهد کرد، ولی اگر «مساحقه» انجام دهد، رجم [سنگسار] بر او واجب میشود، و رجم خواری و زبونی است. هرکس که خداوند دستور داده باشد او را رجم کنند، او را خوار ساخته است، و هرکس را که خدا او را خوار ساخته باشد، او را دور کرده است، و هرکس را که خدا او را دور ساخته باشد، هیچکس نمیتواند او را نزدیک سازد».
كمال الدين، ج2، ص459؛ دلائل الإمامة، ص512۲۱؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج2، ص463۲۲
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ حَاتِمٍ النَّوْفَلِيُّ الْمَعْرُوفُ بِالْكِرْمَانِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْعَبَّاسِ أَحْمَدُ بْنُ عِيسَى الْوَشَّاءُ الْبَغْدَادِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ طَاهِرٍ الْقُمِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ بَحْرِ بْنِ سَهْلٍ الشَّيْبَانِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مَسْرُورٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّيِّ قَالَ: كُنْتُ امْرَأً لَهِجاً بِجَمْعِ الْكُتُبِ الْمُشْتَمِلَةِ عَلَى غَوَامِضِ الْعُلُومِ وَ دَقَائِقِهَا ... عَلَى أَنْ أَسْأَلَ عَنْهَا خَبِيرَ أَهْلِ بَلَدِي أَحْمَدَ بْنَ إِسْحَاقَ صَاحِبَ مَوْلَانَا أَبِي مُحَمَّدٍ ع فَارْتَحَلْتُ خَلْفَهُ وَ قَدْ كَانَ خَرَجَ قَاصِداً نَحْوَ مَوْلَانَا بِسُرَّ مَنْ رَأَى فَلَحِقْتُهُ فِي بَعْضِ الْمَنَازِل ... فَلَمَّا انْصَرَفَ أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ لِيَأْتِيَهُ بِالثَّوْبِ نَظَرَ إِلَيَّ مَوْلَانَا أَبُو مُحَمَّدٍ ع فَقَال مَا جَاءَ بِكَ يَا سَعْدُ فَقُلْتُ شَوَّقَنِي أَحْمَدُ بْنُ إِسْحَاقَ عَلَى لِقَاءِ مَوْلَانَا قَالَ وَ الْمَسَائِلُ الَّتِي أَرَدْتَ أَنْ تَسْأَلَهُ عَنْهَا قُلْتُ عَلَى حَالِهَا يَا مَوْلَايَ قَالَ فَسَلْ قُرَّةَ عَيْنِي وَ أَوْمَأَ إِلَى الْغُلَامِ فَقَالَ لِيَ الْغُلَامُ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ مِنْهَا فَقُلْتُ لَهُ ...
قُلْتُ: فَأَخْبِرْنِي عَنِ الْفَاحِشَةِ الْمُبَيِّنَةِ الَّتِي إِذَا أَتَتِ الْمَرْأَةُ بِهَا فِي عِدَّتِهَا حَلَّ لِلزَّوْجِ أَنْ يُخْرِجَهَا مِنْ بَيْتِهِ؟
قَالَ الْفَاحِشَةُ الْمُبَيِّنَةُ هِيَ السَّحْقُ دُونَ الزِّنَاءِ؛ فَإِنَّ الْمَرْأَةَ إِذَا زَنَتْ وَ أُقِيمَ عَلَيْهَا الْحَدُّ لَيْسَ لِمَنْ أَرَادَهَا أَنْ يَمْتَنِعَ بَعْدَ ذَلِكَ مِنَ التَّزَوُّجِ بِهَا لِأَجْلِ الْحَدِّ وَ إِذَا سَحَقَتْ وَجَبَ عَلَيْهَا الرَّجْمُ وَ الرَّجْمُ خِزْيٌ وَ مَنْ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ بِرَجْمِهِ فَقَدْ أَخْزَاهُ وَ مَنْ أَخْزَاهُ فَقَدْ أَبْعَدَهُ وَ مَنْ أَبْعَدَهُ فَلَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يَقْرَبَه.
وسائل الشيعة، ج22، ص221
أَقُولُ: هَذَا مَحْمُولٌ عَلَى أَنَّ السَّحْقَ أَعْظَمُ أَفْرَادِ الْفَاحِشَةِ الْمُبَيِّنَةِ جَمْعاً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَا مَضَى وَ يَأْتِي
و. وَتِلْكَ حُدُودُ اللهِ وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ
۳۰) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
طلاق واقع نمیشود مگر بر طبق كتاب و سنت؛ زيرا حدّى است از حدود خداوند عزّ و جل؛ که فرموده: «هنگامی که [خواستید] زنان را طلاق گویید، پس در [زمان مناسب برای محاسبه] عِدّهشان آنان را طلاق دهید و عِدّه را بشمارید» (طلاق/۱) و نیز میفرماید «و دو نفر عادل از میان خودتان به شهادت بگیرید» (طلاق/۲) و نیز میفرماید: «و آن حد و مرزهای خداوند است و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند بیشک به خویش ستم کرده است.» (طلاق/۱) و رسول الله ص طلاق عبدالله بن عمر را رد کرد به خاطر آن كه بر خلاف كتاب و سنّت بود.
علل الشرائع، ج2، ص506
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَسَنِ الْقَطَّانُ قَالَ حَدَّثَنَا بَكْرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَبِيبٍ قَالَ حَدَّثَنَا تَمِيمُ بْنُ بُهْلُولٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ الْفَضْلِ الْهَاشِمِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:
لَا يَقَعُ الطَّلَاقُ إِلَّا عَلَى الْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ، لِأَنَّهُ حَدٌّ مِنْ حُدُودِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ»، وَ يَقُولُ: «وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُمْ»، وَ يَقُولُ: «وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ»، وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص رَدَّ طَلَاقَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ، لِأَنَّهُ كَانَ خِلَافاً لِلْكِتَابِ وَ السُّنَّةِ.
۳۱) مفضل نامهای خدمت امام صادق ع مینویسد و در آن برخی دیدگاههای نادرستی که درباره اعتقادات شیعه مطرح شده را از امام ع سوال میکنند که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۲۳ در فراز دیگری از این پاسخ امام ع آمده است:
امّا آنچه تذکّر داده بودی که برخی از مدعیان تشیع چند نفری پشت سر هم با یک زن همبستر میشوند به خدا پناه میبرم که چنین کاری از دین خدا و پیامبرش باشد؛ دین خدا آن است که آنچه خداوند حلال کرده، حلال بدانی و آنچه را خداوند حرام کرده، حرام بدانی؛ از جمله چیزهایی که خداوند حلال نمود، متعه زنان [= ازدواج موقت] در قرآن و دیگری متعه حج*، این دو را حلال فرمود و هیچگاه تحریم نکرد. پس وقتی مرد مسلمانی تصمیم بگیرد زنی را متعه کند باید آن را مطابق دستور خدا و سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و به عنوان یک ازدواج، و نه زناکاری، با توافق بر سر مهریه و زمان آن انجام دهد، چنانچه خداوند میفرماید: «و زنانى را كه مُتعه كردهايد، مَهرشان را به عنوان فريضهاى به آنان بدهيد، و بر شما گناهى نيست كه پس از [تعيين مبلغ] مقرّر، با يكديگر توافق كنيد [كه مدت عقد را كم يا زياد كنيد]» (نساء/۲۴)؛ اگر هر دو مایل بودند با همان مهریه مدّت را طولانی کنند قبل از تمام شدن آخرین روزی که از زمانش باقی مانده، پیش از غروب آفتاب، هرچه مایلند به مدّت میافزایند؛ امّا درصورتی که روز آخر سپری شد دیگر نمیتوانند به آن زمانی را اضافه کنند مگر با عقد جدیدی؛ و در این حالت نیازی نیست که زن عدّه نگه دارد، اما اگر آن زن خواست با مرد دیگری متعه شود دراینصورت چهلوپنج روز عدّه نگه میدارد که در آن از هم ارث نمیبرند؛ بعد اگر خواست با مرد دیگری متعه میشود. این کار برای هر دو نفر [زن و مرد] تا روز قیامت حلال است؛ اگر خواست آن زن تا در دنیا هست با هفتنفر یا حتی با بیستنفر میتواند [متعه شود؛ یعنی با یکی متعه شود و بعد از پایانش عده نگه دارد و با فرد دیگر و همین طور با دیگران]. تمام اینها برای هر دو حلال است بر اساس «حد و مرزهای خداوند، و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند بیشک به خویش ستم کرده است.» (طلاق/۱)
*پینوشت:
متعه حج فاصله میان دو احرامِ عمره تمتع و حج تمتع است، که حجگزار با انجام عمل «تقصیر» [کوتاه کردن مقداری از مو یا ناخن] از احرام عمره بیرون میآید و اجازه دارد عملهایی که بهدلیل مُحرِم بودن بر او حرام بوده است را انجام دهد و مانند فردی عادی در مکه حضور دارد تا اینکه زمان حج تمتع فرا برسد و در مکه احرام ببندد و اعمال تمتع را شروع کند. خلیفه دوم به تصریح خودش این دو متعه (متعه زنان و متعه حج) را که در زمان رسول الله ص حلال بود، حرام اعلام کرد؛ و در احادیث اهل بیت ع بر این کار او خرده گرفتهاند.
بصائر الدرجات، ج1، ص۵۳۳
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْقَاسِمُ بْنُ الرَّبِيعِ الوَرَّاقُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ صَبَّاحٍ الْمَدَائِنِيِّ عَنِ الْمُفَضَّلِ أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَجَاءَهُ هَذَا الْجَوَابُ مِنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُوصِيكَ وَ نَفْسِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ طَاعَتِه ...
وَ أَمَّا مَا ذَكَرْتَ أَنْ الشِّيعَةَ يَتَرَادَفُونَ الْمَرْأَةَ الْوَاحِدَةَ فَأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ يَكُونَ ذَلِكَ مِنْ دِينِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِنَّمَا دِينُهُ أَنْ يُحَلَّ مَا أَحَلَّ اللَّهُ وَ يُحَرَّمَ مَا حَرَّمَ اللَّهُ وَ إِنَّ مِمَّا أَحَلَّ اللَّهُ الْمُتْعَةَ مِنَ النِّسَاءِ فِي كِتَابِهِ وَ الْمُتْعَةَ فِي الْحَجِّ أَحَلَّهُمَا ثُمَّ لَمْ يُحَرِّمْهُمَا فَإِذَا أَرَادَ الرَّجُلُ الْمُسْلِمُ أَنْ يَتَمَتَّعَ مِنَ الْمَرْأَةِ فَعَلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّتِهِ نِكَاحٍ غَيْرِ سِفَاحٍ تَرَاضَيَا عَلَى مَا أَحَبَّا مِنَ الْأُجْرَةِ وَ الْأَجَلِ كَمَا قَالَ اللَّهُ «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَرِيضَةِ» إِنْ هُمَا أَحَبَّا أَنْ يَمُدَّا فِي الْأَجَلِ عَلَى ذَلِكَ الْأَجْرِ فَآخِرُ يَوْمٍ مِنْ أَجَلِهَا قَبْلَ أَنْ يَنْقَضِيَ الْأَجَلُ قَبْلَ غُرُوبِ الشَّمْسِ مَدَّا فِيهِ وَ زَادَا فِي الْأَجَلِ مَا أَحَبَّا فَإِنْ مَضَى آخِرُ يَوْمٍ مِنْهُ لَمْ يَصْلُحْ إِلَّا بِأَمْرٍ مُسْتَقْبِلٍ وَ لَيْسَ بَيْنَهُمَا عِدَّةٌ [إِلَّا] مِنْ سِوَاهُ فَإِنْ أَرَادَتْ سِوَاهُ اعْتَدَّتْ خَمْسَةً وَ أَرْبَعِينَ يَوْماً وَ لَيْسَ بَيْنَهُمَا مِيرَاثٌ ثُمَّ إِنْ شَاءَتْ تَمَتَّعَتْ مِنْ آخَرَ فَهَذَا حَلَالٌ لَهُمَا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ إِنْ هِيَ شَاءَتْ مِنْ سَبْعَةٍ وَ إِنْ هِيَ شَاءَتْ مِنْ عِشْرِينَ مَا بَقِيَتْ فِي الدُّنْيَا كُلُّ هَذَا حَلَالٌ لَهُمَا عَلَى «حُدُودِ اللَّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ».
۳۲) از پیامبر ص روایت شده که فرمودند:
گاه شود که یک فرد، هفتاد سال همانند بهشتیان عمل مینماید؛ اما چنان در وصیّت خود به حقوق دیگران جور و ستم میکند که پایان کارش به عمل اهل جهنّم ختم میشود؛ و گاه شود که یک فرد، هفتاد سال رفتار جهنّمی دارد ولی در وصیّت خود چنان به حق و عدالت سفارش مینماید که کارش با عمل اهل بهشت پایان مییابد.
سپس قرائت کردند: «و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند» (طلاق/۱) یا فرمودند: «اینها حد و مرزهای خداوند است» (طلاق/۱).
الدعوات (للراوندي)، ص234
وَ عَنِ النَّبِيِّ ص أَنَّهُ قَالَ:
إِنَّ الرَّجُلَ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ سَبْعِينَ سَنَةً فَيَحِيفُ فِي وَصِيَّتِهِ فَيُخْتَمُ لَهُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ. وَ إِنَّ الرَّجُلَ لَيَعْمَلُ بِعَمَلِ أَهْلِ النَّارِ سَبْعِينَ سَنَةً فَيَعْدِلُ فِي وَصِيَّتِهِ فَيُخْتَمُ لَهُ بِعَمَلِ أَهْلِ الْجَنَّةِ فَيَدْخُلُ الْجَنَّةَ.
ثُمَّ قَرَأَ: «وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ» أَوْ قَالَ: «تِلْكَ حُدُودُ اللَّه».
ز. لَاتَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا
۳۵) از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمودند:
برای مرد فقیه [کسی که فهم عمیقی از دین دارد] این را میپسندم که اگر بخواهد زن خویش را طلاق دهد، او را به نحو طلاق سنّت* طلاق دهد. و این همان چیزی است که خداوند تعالی میفرماید: «چهبسا خداوند بعد از آن امری پدید آورد» (طلاق/۱) منظور بعد از طلاق و به اتمامرسیدن عدّه است؛ یعنی ازدواجکردن با وی قبل از آنکه با مردی دیگر ازدواج کند.
و فرمودند: عادلانهتر و وضعیتی که برای هردو راحتتر باشد این است، که زن خویش را درحالت طهارت و پاکی زن، که در آن دوره از پاکی، نزدیکیای رخ نداده است، طلاقی دهد و بر آن شاهدانی بیاورد، سپس او را رها کند تا اینکه سهماه و یا سه پاکی وی به اتمام رسد، سپس [اگر خواستند دوباره با هم زندگی کنند ] آن مرد یکی از خواستگاران وی باشد! [یعنی از اول دوباره به خواستگاری وی برود].
*پینوشت:
«طلاق سنت» اصطلاحی است برای مدل خاصی از طلاق، که در حدیث ۱۲ اشاره شد.
الكافي، ج6، ص66
ابْنُ مَحْبُوبٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ:
أُحِبُّ لِلرَّجُلِ الْفَقِيهِ إِذَا أَرَادَ أَنْ يُطَلِّقَ امْرَأَتَهُ أَنْ يُطَلِّقَهَا طَلَاقَ السُّنَّةِ.
قَالَ ثُمَّ قَالَ: وَ هُوَ الَّذِي قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ: «لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً» يَعْنِي بَعْدَ الطَّلَاقِ وَ انْقِضَاءِ الْعِدَّةِ التَّزْوِيجَ لَهُمَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَزَوَّجَ زَوْجاً غَيْرَهُ.
قَالَ: وَ مَا أَعْدَلَهُ وَ أَوْسَعَهُ لَهُمَا جَمِيعاً أَنْ يُطَلِّقَهَا عَلَى طُهْرٍ مِنْ غَيْرِ جِمَاعٍ تَطْلِيقَةً بِشُهُودٍ ثُمَّ يَدَعَهَا حَتَّى يَخْلُوَ أَجَلُهَا ثَلَاثَةَ أَشْهُرٍ أَوْ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ ثُمَّ يَكُونَ خَاطِباً مِنَ الْخُطَّابِ.
۳۶) الف. از امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
زنی که طلاق داده میشود ما دامی که مرد حق رجوع دارد [یعنی در طلاق رجعی در زمان عده] خودش را برای شوهرش بیاراید و شوهرش هم برای ورود به [اتاق] او اجازه نگیرد.
الكافي، ج6، ص91
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ قَيْسٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
الْمُطَلَّقَةُ تَشَوَّفَتْ لِزَوْجِهَا مَا كَانَ لَهُ عَلَيْهَا رَجْعَةٌ وَ لَا يَسْتَأْذِنُ عَلَيْهَا.
ب. از امام باقر یا امام صادق ع در خصوص زن مطلقه روایت شده که فرمودهاند:
وی در خانهی خویش، عدّه را به اتمام برساند، و زینت خویش را برای همسر خویش آشکار نماید «چهبسا خداوند بعد از آن امری پدید آورد» (طلاق/۱).
الكافي، ج6، ص91؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص131
حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ سَمَاعَةَ عَنْ وُهَيْبِ بْنِ حَفْصٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي الْمُطَلَّقَةِ تَعْتَدُّ فِي بَيْتِهَا وَ تُظْهِرُ لَهُ زِينَتَهَا «لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً».
ج. از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:
زن مطلّقه [در خانه شوهرش که از او جدا شده] به چشمهای خویش سرمه بکشد و حنا ببندد و به خودش عطر بزند و هر لباس [زیبایی] که دلش میخواهد بر تن کند؛ زیرا خداوند عزّوجلّ میفرماید: «چهبسا خداوند بعد از آن امری پدید آورد» (طلاق/۱)؛ یعنی چهبسا چیزی به دل وی [= آن مرد] بیفتد و او [= زن] را [به زندگی مشترک] بازگرداند.
الكافي، ج6، ص92؛ تهذيب الأحكام، ج8، ص۱۳۱ و 158-159؛ الإستبصار، ج3، ص351
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
الْمُطَلَّقَةُ تَكْتَحِلُ وَ تَخْتَضِبُ وَ تَطَيَّبُ وَ تَلْبَسُ مَا شَاءَتْ مِنَ الثِّيَابِ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ: «لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً» لَعَلَّهَا أَنْ تَقَعَ فِي نَفْسِهِ فَيُرَاجِعَهَا.
تبصره
احادیث فوق را مرحوم کلینی و شیخ طوسی در کتابهایشان آوردهاند. شیخ طوسی بعد از ذکر احادیث فوق، حدیث دیگری را به نقل از مرحوم کلینی میآورد که خود مرحوم کلینی آن را در کتاب خویش نیاورده است؛ و در آن حدیث از امام صادق ع روایت شده که میفرمایند:
د. زنی که طلاق داده شده، مانند زنی که شوهرش از دنیا رفته، از زینت و آرایش خودداری کند، نه به چشمهای خویش سرمه بکشد و نه به خودش عطر بزند و نه حنا ببندد و نه موهایش را آرایش کند.
شیخ بعد از نقل این حدیث، میگوید: این حدیث حمل میشود بر جایی که زنی که طلاق داده میشود طلاقش طلاق بائن باشد [که دیگر مرد نمیتواند رجوع کند] که برای او خودداری کردن از زینت و آرایش مستحب است؛ زیرا که اصل زینت کردن در طلاق رجعی است که مرد وی را ببیند و شاید به خاطر آن دوباره به زندگی مشترک با آن زن برگردد.
تهذيب الأحكام، ج8، ص160؛ الإستبصار، ج3، ص351-352
فَأَمَّا مَا رَوَاهُ مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: الْمُطَلَّقَةُ تُحِدُّ كَمَا تُحِدُّ الْمُتَوَفَّى عَنْهَا زَوْجُهَا وَ لَا تَكْتَحِلُ وَ لَا تَطَيَّبُ وَ لَا تَخْتَضِبُ وَ لَا تَمْتَشِطُ.
فَهَذَا الْخَبَرُ مَحْمُولٌ عَلَى أَنَّهُ إِذَا كَانَتِ الْمُطَلَّقَةُ بَائِنَةً يُسْتَحَبُّ لَهَا الْحِدَادُ لِأَنَّ تَرْكَ الْحِدَادِ [اسْتِعْمَالَ الزِّينَةِ] إِنَّمَا يُسْتَحَبُّ فِي الطَّلَاقِ الرَّجْعِيِّ لِيَرَاهَا الرَّجُلُ فَرُبَّمَا رَاجَعَهَا.