بِسْمِ الل٘هِ الرَّحْمٰنِ الرَّحٖيمِ
ياۤ آیها النَّبِیُّ اِذا طَلَّقْتُمُ النِّسآءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ اَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللّهَ رَبَّكُمْ لٰا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَ لٰا يَخْرُجْنَ اِلّٰاۤ اَنْ يَاْتٖينَ بِفاحِشَةٍ مُبَـيِّـنَةٍ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لٰا تَدْرٖى لَعَلَّ اللّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ اَمْرًا
فَاِذا بَلَغْنَ اَجَلَهُنَّ فَاَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ اَوْ فارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ اَشْهِدُوا ذَوَیْ عَدْلٍ مِنْكُمْ وَ اَقٖيمُوا الشَّهادَةَ لِلّهِ ذٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهٖ مَنْ كانَ يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الْ۫اخِرِ وَ مَنْ يَتَّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا
وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لٰا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ۬ اِنَّ اللّهَ بالِغُ اَمْرِهٖ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا
وَاللّٰۤآئٖی يَئِسْنَ مِنَ الْمَحٖيضِ مِنْ نِسآئِكُمْ اِنِ ارْتَـبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلٰاثَةُ اَشْهُرٍ وَاللّٰآئٖی لَمْ يَحِضْنَ وَ اُولٰاتُ الْاَحْمالِ اَجَلُهُنَّ اَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ وَ مَنْ يَتَّقِ اللّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ اَمْرِهٖ يُسْرًا
ذٰلِكَ اَمْرُ اللّهِ اَنْزَلَهُ اِلَيْكُمْ وَ مَنْ يَتَّقِ اللّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهٖ وَ يُعْظِمْ لَهُ اَجْرًا
اَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ مِنْ وُجْدِكُمْ وَ لٰا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَيِّـقُوا عَلَيْهِنَّ وَ اِنْ كُنَّ اُولٰاتِ حَمْلٍ فَاَنـْفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتّی يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَاِنْ اَرْضَعْنَ لَكُمْ فَــؑاتُوهُنَّ اُجُورَهُنَّ وَاْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَ اِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ اُخْری
لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهٖ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمّاۤ ءاتٮٰهُ اللّهُ لٰا يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا اِلّٰا ماۤ ءاتٮٰها سَيَجْعَلُ اللّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا
وَ كَاَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ اَمْرِ رَبِّها وَ رُسُلِهٖ فَحاسَبْناها حِسابًا شَدٖيدًا وَ عَذَّبْناها عَذابًا نُكْرًا
فَذاقَتْ وَ بالَ اَمْرِها وَ كانَ عاقِبَةُ اَمْرِها خُسْرًا
اَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ عَذابًا شَدٖيدًا فَاتَّقُوا اللّهَ ياۤ اُولِی الْاَلْبابِ الَّذٖينَ ءامَنُوا قَدْ اَنْزَلَ اللّهُ اِلَيْكُمْ ذِكْرًا
رَسُولًا يَتْلُوا عَلَيْكُمْ ءاياتِ اللّهِ مُبَيِّناتٍ لِيُخْرِجَ الَّذٖينَ ءامَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ مِنَ الظُّلُماتِ اِلَی النُّورِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحًا يُدْخِلْهُ جَنّـاتٍ تَجْرٖى مِنْ تَحْتِهَا الْاَنـْهارُ خالِدٖينَ فٖيهاۤ اَبَدًا قَدْ اَحْسَنَ اللّهُ لَهُ رِزْقًا
ٱَللّهُ الَّذٖى خَلَقَ سَبْعَ سَمٰواتٍ وَ مِنَ الْاَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَـنَزَّلُ الْاَمْرُ بَيْنَهُنَّ لِتَعْلَمُوۤا اَنَّ اللّهَ عَلی كُلِّ شَیْءٍ قَدٖيرٌ وَ اَنَّ اللّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَیْءٍ عِلْمًا
به نام خداوند گستردهمهر مهرورز.
ای پیامبر! هنگامی که [خواستید] زنان را طلاق گویید، پس در [زمان مناسب برای محاسبه] عِدّهشان آنان را طلاق دهید و عِدّه را بشمارید و تقوای خداوند، پروردگارتان، را در پیش گیرید؛ نه آنان را از خانههایشان بیرون کنید و نه [آنان خودشان] خارج شوند، مگر اینکه بیشرمی آشکاری انجام دهند؛ و آن حد و مرزهای خداوند است و کسی که از حد و مرزهای خداوند تجاوز کند بیشک به خویش ستم کرده است. چه میدانی، بلکه خداوند بعد از آن امری پدید آورد.
پس آنگاه که [آن زنان] به پایان زمان معینشان رسیدند، پس آنان را به نیکی نگه دارید یا از آنان بهشایستگی جدا شوید؛ و دو نفر عادل از خودتان گواه گیرید و گواهی را برای خدا اقامه کنید؛ این است که با آن اندرز داده میشود به کسی که روالش این بوده که به خدا و آخرت ایمان آوَرَد؛ و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند برایش محل برونشدی قرار میدهد.
و از راهی که حساب نمیکند او را روزی میدهد؛ و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده امر خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.
و از زنان شما آنان که از حیض شدن مأیوسند، اگر تردید دارید [که بخاطر ورود به یائسگی است یا امور دیگر]، پس عدّه آنان سه ماه است؛ و [نیز] دخترانی که هنوز حیض نشدهاند؛ و زنان باردار مدتشان این است که بارشان را فروگذارند؛ و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند از امرش برایش آسانیای قرار میدهد.
آن امر خداست که آن را به سوی شما نازل فرموده است؛ و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد بدیهایش را از او بزداید و برایش اجری بزرگ فراهم سازد.
آنان را سکنی دهید از همان گونه مسکنی که در حد تواناییتان در آن سکونت دارید و آزارشان ندهید تا آنان را در مضیقه قرار دهید؛ و اگر باردارند نفقهشان را بدهید تا آنکه وضع حمل کنند؛ پس اگر برای شما [نوزاد را] شیر دادند اجرتشان را به آنان بدهید؛ و بین خودتان امرها را بخوبی قبول کنید؛ و اگر کارتان با همدیگر به سختی کشید پس [زن] ديگرى او را شير خواهد داد.
دارای وسعت باید از وسعت خویش نفقه دهد و کسی که روزیاش بر او تنگ گرفته شده، از آنچه خداوند به او داده است انفاق کند، خداوند بر کسی جز [در حد] آنچه به او داده است تکلیف نمیکند، خداوند بزودی بعد از سختی آسانیای قرار خواهد داد.
و چه بسا شهری که از امر پروردگار خود و فرستادگانش سرپیچید، پس، از آن حسابی سخت کشیدیم و به عذابی ناشناخته [سخت و نامتعارف] عذابش کردیم؛
پس وبال کار خود را چشید و سرانجام کارش خسارت بود.
خداوند برایشان عذابی سخت آماده کرد؛ پس تقوای الهی در پیش گیرید ای اهل خردی که ایمان آوردند؛ همانا که خداوند به جانب شما ذکری فروفرستاده است.
پیامبری که آیات روشنگر خداوند را [یا: آیات خداوند را به روشنی] بر شما تلاوت میکند تا کسانی را که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند از ظلمتها به سوی نور بیرون بَرَد، و کسی که به خدا ایمان آورد و کار شایستهای انجام دهد او را در بهشتهایی وارد کند که از زیرش نهرها جاری است، ابداً در آن جاودانهاند، به یقین خداوند برایش روزی را خوش کرده است.
خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین هم مانند آنها را، امر بین آنها تنزل مییابد، تا بدانید که براستی خداوند بر هر چیزی تواناست و همانا خداوند دربرگرفته است همه چيز را از حیث علم.
درباره فضیلت و جایگاه این سوره احادیثی در اولین جلسهای که بحث از این سوره را آغاز کردیم گذشت (جلسه ۱۱۷۵) که مروری بر مضامین آنها قبل از تدبر در کلیت سوره، ان شاء الله ما در فهم کلیت این سوره کمک کند:
از خود رسول الله ص روايت شد که کسي که این سوره را بخواند بر سنت رسول الله ص از دنيا ميرود (حدیث۱) و خداوند به او توفیق توبه نصوح ارزانی میدارد (حدیث۳) و از امام صادق ع روايت شد که دو سوره طلاق و تحريم از اختصاصیات پیامبر ص است و کسی آنها را در نماز واجب بخواند خداوند او را از ترس و غم در روز قیامت پناه ميدهد و از آتش نجات میدهد و به بهشت وارد ميکند (حدیث۲) و از اهل سنت هم روایت شده که ایشان این سوره را در نماز جمعه میخواندند (حدیث۵).
درباره وجه این احادیث به نظر میرسد اینکه انسان را در قیامت حفظ میکند میتواند بخاطر این باشد که ابعاد مختلف زندگی انسان را اگر در سه محور فردی، خانوادگی و اجتماعی خلاصه کنیم این سوره برای هرسه توصیههای جدی دارند: توصیه به رعایت تقوا در ابعاد خانوادگی، بهویزه در جایی که روابط خانوادگی به مشکل میخورد که بسیار واضح است؛ جدی گرفتن تقوا در ابعاد اجتماعی هم که در آیات ۸ تا ۱۰ بخوبی مشاهده میشود، و تأکید بر توکل و تقوا و ایمان و عمل صالح هم در اوایل و هم در اواخر سوره، ابعاد فردی را پررنگ میکند.
همچنین در خواص این سوره گفتهاند که خواندنش بر مریض وی را آرام میکند و بر بدهکار، موجب رهاییاش از بدهی میشود و بدهی اش گمان نميکند ادا خواهد شد (حدیث۴). و ظاهرا مداومت بر قرائت این سوره، موجب وسعت و خیر در معیشت و رزق خود شخص و اهل و عیال او میشود (حدیث ب.۳).
که این خواص به نظر میرسد عمدتا ناظر به آیات مربوط به توکل و اعتماد به خداوند باشد که تصریح شده که اگر کسی اهل تقوا و توکل باشد خداوند او را کفایت میکند و روزیاش را از جایی که حساب نکرده به او میرساند؛ و کسی که این امور را در زندگی جدی بگیرد طبیعی است که خداوند به وعده اش وفا میکند.
البته به پیامبر ص هم نسبت داده شده که اگر کسی این سوره را در برگهای بنويسد و بشويد و آبش را در منزلي بپاشد، هرگز در آنجا سکونت نخواهد کرد و اگر سکونت کند مادامی که آنجاست شر دامنگيرش ميشود؛ و به امام صادق ع هم منسوب است که انجام این کار، علاوه بر این، موجب میشود که وی هرگز از بغض و کينه ايمن نباشد، و آن محلی که آب مذکور در آنجا پاشیده شده، دیگر جای سکونت نیست و محل نزاع و فراق و جدايي خواهد بود (حدیث۳).
به نظر میرسد این آثار، به فرض صحت، از آثار وضعی این سوره و بخاطر طرح مساله طلاق در آن است که محاسباتی فراتر از محاسبات عادی ما دارد و احتمالا کسانی که در علوم غریبه سررشتهای دارند از وجه آن مطلع باشند.
📌 فهرست دسترسی سریع (جمعبندی):
در ابتدای سوره (جلسه ۱۱۷۵، مبحث «غرض سوره و مروري بر محتواي کلي» هم اشارهای به بیانات برخی مفسران درباره کلیت این سوره شد و هم توضیحاتی درباره فضای کلی سوره طلاق ارائه گردید؛ پیش از اینکه اکنون و در پایان سوره بخواهیم یک بار دیگر سوره را مرور میکنیم بد نیست ابتدا نگاهی به آن مرور اولیه بیندازیم تا ببینیم بعد از تأمل در تکتک آیات اکنون با نگاه به کل سوره چه مطالب جدیدی میتوان دریافت.
لازم به ذکر است که به خاطر تنوعی که در موضوعات این سوره وجود داشت تقریبا در اول هر آیهای درباره نسبت آیه مذکور با قبل و بعدش و جایگاهش در کلیت سوره نکاتی بیان شد که علاقمندان میتوانند به تدبرهای ذیل هر آیه مراجعه کنند.
الف) مروری اجمالی بر کل آیات این سوره
الف.۱) این سوره ۱۲ آیه دارد و اگرچه تا هفتمین آیهاش بحث طلاق ادامه دارد، اما در واقع نیمی از آیات این سوره (۶ آیه) درباره طلاق است (آیه ۳ بحث عامی است که ناظر به خصوص طلاق نیست) و در همان آیات هم فرازهای متعددی هست که دارد نگاه توحیدی به زندگی را تقویت میکند: تأکید میشود بر توکل، اینکه تقوا مایه خروج از معضلات و رساننده روزی و پوشاننده بدیها و افزایش دهنده پاداش است، بر اینکه روزی دست خداست، بر اینکه عالم حساب و کتاب دقیقی (قَدَر) دارد ولو در حساب و کتاب شما نگنجد («من حیث لا یحتسب» رخ میدهد)، و بر اینکه خداوند بنایش بر این است که در امور مختلف و بعد از سختیها آسانی قرار دهد و بیش از وسع تکلیف نمیکند.؛ و در مجموع از افراد میخواهد حدود امر خدا را جدی بگیرند و از آن تخطی نکنند.
سپس در سه آیه بعد (۸ تا ۱۰) هشدار میدهد درباره عذابهایی که بر قریههایی نازل شد که از امر خدا سرپیچی میکردند؛ هم به حسابرسی شدید و عذاب غیرمنتظره دنیویشان اشاره میکند و هم به عاقبت زیانبار نهایی و عذاب شدید اخرویشان؛ و این را مایه عبرتی برای مومنان خردمند میداند.
از اواخر آیه ۱۰ تا پایان آیه ۱۱ به نعمت تذکر و پیامبری که خدا برای ما فرستاده توجه میدهد و اشاره میکند که در قبال آنان که آن گونه در دنیا و آخرت عذاب شدند، کسانیاند که اهل ایمان و عمل صالح شدند و در نتیجه خداوند روزی نیکویی برایشان مقدر فرمود: در دنیا از ظلمات به سوی نور درآمدند و در آخرت هم به بهشتهای جاودان وارد خواهند شد.
در آیه ۱۲ یکدفعه بحث را دوباره روی همان نگاه توحیدی میبرد که خداوند خالق و مدبر عالم است و هدفش از این خلقت گسترده و آن گونه تنزل امر در این عالم، این بوده که شما به ابعاد قدرت و علم خداوند پی ببرید.
الف.۲) با یک نگاه مجموعی، در این سوره، ابتدا توصیههایی درباره نحوه اقدام به طلاق و رعایت حق و حقوق طرفین بعد از طلاق داشت و در فرازهای مختلف آن بر رعایت تقوا و لزوم توکل و سپردن همه امور به خداوند تأکید کرد. سپس از مخاطب خواست که وضعیت کسانی که بخاطر سرکشی از دستور خداوند گرفتار عذاب دنیوی و اخروی شدند عبرت بگیرند، و خردمندان مومن را به در پیش گرفتن تقوا توصیه کرد و به آنان فرمود خداوند «ذکری» را بر شما نازل کرده است، که این ذکر همان رسولی است که آیات خدا را بر شما میخواند تا اهل ایمان و عمل صالح را از تاریکیها به نور درآورد و خداوند چنین انسانهای را به بهشت جاودانه وارد کند، و این روزی نیکویی است که خداوند برای اینان مقدر کرده است.
در واقع، این سوره از وضعیت و تکالیف خانوادگی و لزوم تقوا و توکل شروع کرد، به افق تقوا و توکل اجتماعی رسید و بهاختصار ثمرات داشتن یا نداشتن این دو در دنیا و آخرت را برشمرد و به ارتباط و امتداد نحوه زندگی در دنیا و حیات جاویدان اخروی تذکر داد، و اکنون میفرماید، این نظام پیچیده آفرینش که خداوند هفت آسمان و هفت زمین قرار داده و امر خویش را در آنها به جریان میاندازد همه برای این است که شما پی ببرید که خداوند هر کاری میتواند بکند و هیچ امری از دایره علم او بیرون نیست.
ب) تحلیل تفصیلی از فرازهای سوره
۱) به نظر میرسد آیات ۱-۷ این سوره دارد چشماندازی که از وضعیت خانواده و روابط خانوادگی داریم را تصحیح میکند. موضوعی که در این سوره بسیار بارز است و عنوان سوره هم از همان برگرفته شده، مسله طلاق است. بیشک قرآن کریم در هر موضوعی که وارد میشود میخواهد تدرک صحیح از آن موضوع را برای مخاطب مستقر کند، و غالبا این درک صحیح در مقابل تصوراتی است که در جامعه از آن موضوع رایج است که باید اصلاح شود.
به نظر میرسد در فضای جامعه یک افراط و تفریطی در مسأله طلاق وجود دارد:
یک دیدگاه (غالبا در فضای سنتی) مسأله طلاق را چنان امر وحشتناک و نامطلوبی قلمداد میکند که هرگونه حرکت به سمت آن بشدت مذمت میشود؛ و در نتیجه چنین تصویری، تنها زمانی رخ میدهد که وضعیت به انتهای بنبست در روابط بین زوجین برسد، یعنی گمان میشود برای طلاق دادن باید حتما اختلاف و درگیری به حدی برسد که به هیچوجه زندگی مشترک قابل تداوم نباشد و کار به اضطرار برسد تا بشود سخن از طلاق به میان آورد؛ نقطه مقابل (غالبا در فضاهای مدرن) دیدگاهی است که خانواده را همچون تأسیس یک شرکت میبینند که بخودی خود هیچ قداست و موضوعیتی ندارد، گویی جدا شدن زوجین هم صرفا یک پایان همکاری مشترک است که به محض اینکه هریک از طرفین احساس کند که دلش نمی خواهد این شرکت ادامه داشته باشد میتواند شراکت را به هم بزند. و به نظر میرسد مواجهه قرآن با طلاق در میانه این دو دیدگاه ایستاده است.
در واقع، اسلام برای خانواده یک قداستی قائل است، که از سویی آن را کاملا با یک شرکت و موسسه اجتماعی متفاوت میبیند، که مبنای تصمیمگیری درباره آن بسیار فراتر از یک خوشآیند یا بدآیند طرفین برای تداوم زندگی است، اما از سوی دیگر، این قداست موجب آن نیست که تنها در مقام اضطرار باب طلاق را باز بگذارد؛ بلکه از سویی راه طلاق برای زن و مرد را - با در نظر گرفتن انواع تفاوتهای روانشناختی زن و مرد و نیز تفاوتهای نقشآفرینی این دو در خانواده و جامعه- متفاوت قرار داده است، و از آن سو انواع تدبیرها کرده که اگر کار به طلاق کشید باز بازسازی خانواده میسر باشد؛ و در این سوره عمدتا سراغ این محور اخیر رفته است:
ابتدا میخواهد زن عده نگه دارد و طرفین دقیق حساب عده را نگه دارند و در این مدت هم نه مرد زن را از خانهاش بیرون کند و نه زن زندگی را رها کند و از این خانه برود، بلکه خداوند امر جدیدی حادث کند. دقت کنید این گونه اصرار بر باقی ماندن زن در خانه شوهر بعد از طلاق، درست نقطه مقابل هر دو دیدگاه است: اگر طلاق یک تصمیم گیری شخصی مبتنی بر خوشآیند و بدآیندها باشد، این کار توجیهی ندارد؛ اگر هم طلاق زمانی رخ داده که وضعیت به جنگ و نزاع قطعی و برگشتناپذیر رسیده که این کار فایدهای ندارد!
در آیه بعد، باز در مقابل هردوی اینها سخن میگوید: نه میگوید حالا که عده تمام شود دیگر بروید پی کارتان، و نه میگوید که باز هم سعی کنید حتیالامکان به زندگی مشترک برگردید؛ بلکه میگوید اکنون که این فاصله – که فاصلهای است برای اینکه شاید از تصمیمتان منصرف شوید – تمام شد، هر کدام از دو گزینه ادامه زندگی مشترک یا جدایی کامل را خواستید انتخاب کنید بر اساس معروف باشد؛ یعنی اگر واقعا می توانید زندگی خوبی را دوباره بنا کنید چرا از هم جدا شوید؛ ولی اگر باز سر سازگاری ندارید حتما از هم جدا شوید؛
و مطلب را با این ختم میکند که اگر بنا را بر تقوا بگذارید حتما خداوند راه خروجیای برایتان باز میکند؛ دقت کنید، در مقابل هر دو دیدگاه فوق، نه میگوید خروج از خانواده، نه میگوید خروج از طلاق؛ بلکه خروجیای که بهترین وضعیت برای شما باشد.
آیه بعد نشان میدهد که در این منظر، این نوع مواجهه با طلاق، مواجهه ای است که یک انسان خداباور انجام میدهد؛ و یکدفعه معارف عمیق توحیدی را برای کسی که در این موقعیت است مطرح میکند؛ یعنی وضعیت مطلوب در خانواده در نگاه قرآن (حتی در صورتی که قرار به جدایی و طلاق باشد) بشدت به میزان ایمان اعضای خانواده گره خورده است: اگر بر مدار تقوا عمل کنید بدانید که روزیتان (که میتواند احیای مجدد همان خانواده باشد یا همسری جدید، یا تأمین مخارج اعضای خانواده بعد از طلاق یا ...) دست خداست، آن هم از مسیری که حسابش را نکردهاید؛ و کسی که بر خدا توکل کند خداوند برایش کافی است؛ یعنی به هیچ چیز دیگری نیاز ندارد؛ ولی اینکه شما حسابش را نکردهاید به معنای این نیست که خداوند بیحساب و کتاب کار میکند؛ نه، خداوند برای هر چیزی قدر و اندازهای قرار داده است.
سپس میرود سراغ انواع زنانی که کارشان به طلاق کشیده شده ولی عدهشان با عده متعارف و رایج متفاوت است، و وضعیت عده نگه داشتن برای تکتک آنها را جداگانه توضیح میدهد؛ شاید می خواهد بگوید این قانون عده را که گذاشتیم حساب و کتابش خیلی دقیق و جدی است و آن را سرسری نگیرید؛ و بلافاصله دوباره تذکر میدهد که اگر مدار کار بر تقوا باشد خداوند آسانیای در کارها پدید میآورد؛ و تاکید میکند که این امری نازل شده از جانب خداست و رعایت تقوا (در این امور و در هر امری) بدی ها را از بین میبرد و اجر را فراوان میکند؛ شاید این تلکید مجدد بر آثار تقوا نیمنگاهی داشته باشد به همان که در آیه اول فرمود که: شاید خداوند حادثه جدیدی رقم بزند.
دوباره سراغ نحوه نگه داشتن زنان در ایام عده و مسکنی که قرار است در آن بمانند میرود و سپس مسکن برای زنان بارداری که طلاق گرفتهاند و هزینههای مربوط به بارداری و شیردهی آنها، که هرکس متناسب با امکانات و وسع مالی خودش باید هزینه همسر باردارش در دوره طلاق و شیردهی را بدهد؛ و مطلب را این گونه جمعبندی میکند که این تکالیفی که خدا قرار داده در حد وسع شماست و البته امید است که خدا بعد از سختیها آسانیای قرار دهد.
شاید در این آیات میخواهد بفرماید ورود در زندگی مشترک چنان تحولی در زندگی افراد ایجاد میکند که وقتی طرفین تصمیم بر جدایی میگیرند، آینده برایشان تیره و تار میشود و این را باید گام به گام جلو رفت؛ بعد از طلاق مدتی آنها را کنار هم نگه میدارد و بعد از این مدت از آنها میخواهد یکبار دیگر فکرشان را بکنند که میخواهند با هم بمانند یا جدا شوند، که هر دو صورتش جای نگرانی دارد: طلاق که شروع یک زندگی کاملا جدید است، ادامه دادن با کسی هم که انسان قصد طلاق وی را داشته با هزار فکر و خیال همراه است که آيا باز دعوایمان میشود یا خیر؛ و از آنها میخواهد هرکدام را انتخاب میکنید باید بر اساس یک رویه معروف و پسندیده باشد، نه با زحمت و مزاحمت؛ که اگر کارتان را بر مدار ایمان و تقوا پیش ببرید ما راههایی برای ادامه زندگیتان باز میکنیم که فکرش را هم نمیکنید؛ و بعد از سختیها وضعیت دلخواه و ملایمی را برایتان رقم خواهیم زد.
۲) در آیات ۸-۱۰ سوره، بعد از تذکرات فوق درباره اینکه حدود الهی را - که نسبتا با جزییات و به تفصیل بیان شد – جدی بگیرید، سراغ جوامعی میرود که از دستور خدا سرپیچی کردند، که به چه حسابرسی شدید و عذاب نامتعارف و عاقبت زیانباری گرفتار شدند، که کارهای خودشان بود که وبال گردنشان شد؛ و تازه این پایان کار آنها نیست، بلکه خداوند عذابی شدید هم برای آینده ایشان آماده کرده است؛ و هشدار میدهد به خردمندان مومن، که اینها را ببینید و آنچه خدا به عنوان تذکر فروفرستاده جدی بگیرید.
۳) با اینکه در پایان آیه ۱۰ انسان گمانش این است که مقصود از تذکری که خدا فروفرستاده همین هشدارهایی است که در خصوص عبرت گرفتن از این قریههای هلاکشده فرمود، اما در ابتدای آیه بعد (۱۱) به شیرینی نشان میدهد که آن تذکر حقیقی، نه صرفا تذکر به این واقعه، بلکه خود پیامبری است که این آیات و دیگر آیات الهی را بر شما تلاوت میکند، که با این کارش برای آنان که رویه ایمان و عمل صالح را در پیش بگیرند، روزی نیکویی رقم خواهد خورد: آنها را از ظلمات به سمت نور بیرون میبرد و به بهشتهایی فوقالعاده جداب و جاودانه وارد خواهد کرد.
۴) در آیه ۱۲ نهایتا سوره را با نگاهی به کل عالم ختم میشود که خداوند هفت آسمان و از زمین هم همانند آنها آفریده و امر اوست که در اینها در گردش است؛ و همه اینها برای این است که ما پی ببریم که خدا چکارهایی میتوانست بکند (و اگر نکرده یا از باب لطف و رحمتی است که به خوبان داشته ویا از باب مهلت و فرصتی است که به ستمگران در دنیا داده) و چگونه هیچ چیزی از احاطه علمی او خارج نیست.
ج) برخی نکات دیگر با نگاه کلی به آیات
۵) «... فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَأَحْصُوا الْعِدَّةَ وَاتَّقُوا اللهَ رَبَّكُمْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ ... وَمَنْ يَتَّقِ اللهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ... وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا ... وَمَنْ يَتَّقِ الله يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا ... أَعَدَّ الله لَهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فَاتَّقُوا الله يَا أُولِي الْأَلْبَابِ الَّذِينَ ءامَنُوا...»
بحث تقوا در سوره طلاق
بحث تقوا در این سوره جالب توجه است. این آیه جمعا ۱۲ آیه دارد؛ که کلمه «تقوا» در ۵ آیه صریحا آمده (آیات ۱ و۲ و۴ و۵ و۱۰) و در واقع، در ۶ آیه (یعنی نصف سوره) مستقیما سخن از وضعیت متقین است (علاوه بر این ۵ آیه، فراز اول آیه ۳ (وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ) نیز ادامه توصیف وضعیت متقین در آیه قبلش است)؛ که همه اینها غیر از تعابیر دیگری در این سوره است که به دلالت التزامی به نحوی بر تقوا (توصیه به آن یا آثار آن) دلالت دارد (تعابیری همانند «وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ» در آیه۱، «وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» در آیه۳، «وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ» در آیه ۶).
توجه به نحوه کاربرد تقوا در کلیت این سوره دلالتهایی جالبی دارد، از جمله:
الف. در این میان، فقط یک مورد ناظر به وضعیت اجتماعی (عبرت گرفتن از قریهای که عذاب شد) آمده است و بقیه، اگرچه توصیهای عام و ناظر به کل ابعاد زندگی است، اما همگی در سیاق بحثهای ناظر به طلاق- که یک امر خانوادگی است- مطرح شده است. با توجه به اینکه اصل معنای «تقوا» از ماده «وقی» به معنای «خودنگهداری» است که شاید میخواهد بر تقدم شدید و جدی وظایف خانوادگی بر وظایف اجتماعی اشاره کند، که مهمترین عرصه برای خودنگهداری [= خود را نگه داشتن] در مسیر خداوند، جدی گرفتن وظایف خویش در خانواده است.
ثمره اخلاقی
فضای اجتماعی و جایگاهی که انسان به نحو ناخودآگاه برای خود در جامعه تصویر میکند امری است که در بسیاری از مواقع عامل بازدارنده ما از اقدامات خلاف اخلاق است که غالبا از این به عنوان رعایت آداب اجتماعی یاد میشود. در واقع، بسیاری از اوقات، رعایت آداب اجتماعی نه ناشی خوبی عامل، بلکه بخاطر تاثیر ساختار است؛ به زبان سادهتر نه ناشی از اخلاقمند بودن عامل آن، بلکه بخاطر جایگاه اجتماعی شخص است که این مبادی آداب بودن را عملا بر وی تحمیل میکند. اما عرصه خانواده، که وضعیت صمیمیتر و فشارهای ساختاری کمتر میشود انسانها بهتر باطن خود را نشان می دهند. از این جهت است که رفتار با خانواده محک دقیقتری برای تشخیص میزان اخلاقی بودن انسانهاست و به نظر میرسد بدین جهت است که این قدر تقوای در رفتارهای با خانواده، خصوصا آنجا که قرار است دیگر پیوند زناشویی خاتمه یابد و آن وضعیت منفعتطلبانه تمام شود، وضعیتی که تعامل خوب با طرف مقابلش، نه به خاطر خداست، بلکه به خاطر این است که او هم با وی برخورد خوب داشته باشد. اگر کسی تقوا را در این شرایط رعایت کرد مهم است، نه در جایی که منافعش یا ساختارها وی را ناچار به رفتار خوب میکند.
ب. در یک مورد (آیه۱) توصیه به رعایت تقوا بین دو دستور آمده است: دستور عده نگهداشتن و حساب آن را دقیق داشتن، و دستور به اینکه در ایام عده نه مرد حق دارد زن را از خانه بیرون کند و نه زن حق دارد خانه را رها کند و برود.
در سه مورد، جمعا پنج ثمره برای کسی که تقوای الهی در پیش گیرد مطرح شده، که خداوند برای چنین کسی (۱) راه برونشدی قرار میدهد، (۲) از جایی که حساب نمیکند روزیاش را میدهد، (۳) از امرش برای او آسانیای قرار میدهد، (۴) بدیهایش را میپوشاند و از بین میبرد، (۵) پاداش او را عظیم میگرداند؛
و در یک مورد (آیه ۱۰) هم آنجاست که آن را به عنوان ثمرهای که خردمندان مومن باید از وضعیت کسانی که گرفتار عذاب خداوند شدند عبرت بگیرند مطرح شده است.
بدین ترتیب آنچه در این سوره در خصوص تقوا پررنگتر است توجه به آثار تقواست، که این آثار به نظر میرسد تمام ابعاد زندگی را دربرگیرد. زندگی یک مسیر است که باید طی شود و شاید مهمترین دغدغه ما در این مسیر یکی این است که مسیر را با راحتی و بدون زحمت و با موفقیت کامل بپیماییم؛ راحتی هم در گروی این است که هم در مسیر امکانات کافی داشته باشیم و هم هیچجا گیر نیفتیم که نتوانیم ادامه دهیم.
حالا یکبار دیگر پنج ثمرهای که ذکر شد توجه کنید: کسی که تقوا داشته باشد در این مسیر زندگی: (۱) هیچجا گیر نمیافتد، (۲) امکانات کافی بدون اینکه حساب کرده باشد به او میرسد، (۳) دائما مسیرهای آسانتر برایش باز میشود، (۵) اگر در مسیر اشتباهی هم رفت خدا جبران میکند، (۵) موفقیتش را خییل بیش از آنچه تلاش کرده قرار میدهد.
۶) «... لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا ... إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ... وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا؛ ذَلِكَ أَمْرُ الله أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ ... وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ ... وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ ... فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا ... خَلَقَ سَبْعَ سَمَـٰوَ ٰتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ...»
حقيقت «امر» در سوره طلاق
بحث «أمر» در این سوره نیز بسیار جالب توجه است. این آیه جمعا ۱۲ آیه دارد؛ که کلمه «أمر» ۹ بار و در ۸ آیه صریحا آمده، یعنی در آیات ۱ و۳ و ۴و ۵ و۶ و۸ و ۹ و ۱۲ (که در آیه ۹ دوبار آمده). تقریبا در عموم تفاسیر هیچ تلاشی برای قرار دادن اینها در ذیل یک معنای واحد مشاهده نشده، در حالی که اصل بر این است که - اگر ضرورت خاصی ایجاب نکند - در یک متن مختصر، اگر کلمه واحدی تکرار میشود در معنای واحدی به کار رود؛ که در ادامه خواهیم دید که این تلاش چه ظرافتهایی را در آیه می تواند بازگو کند.
بگذارید یکبار آیات مشتمل بر این کلمه را مرور کنیم (مقداری از قبل و بعد برخی آیات را باقی گذاشتهایم که میتواند در فهم آیه موثر باشد):
... لَا تَدْرِي لَعَلَّ اللهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذٰلِكَ أَمْرًا (۱)
... وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (۳)
... وَمَنْ يَتَّقِ الله يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا (۴)
ذَلِكَ أَمْرُ الله أَنْزَلَهُ إِلَيْكُمْ وَمَنْ يَتَّقِ الله يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا (۵)
فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَئاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ وَإِنْ تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى (۶)
... وَكَأَيِّنْ مِنْ قَرْيَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَـٰهَا حِسَابًا شَدِيدًا وَعَذَّبْنَـٰهَا عَذَابًا نُكْرًا (۸)
فَذَاقَتْ وَبَالَ أَمْرِهَا وَكَانَ عَاقِبَةُ أَمْرِهَا خُسْرًا (۹)
... الله الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَـٰوَ ٰتٍ وَمِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ (۱۲)
غالبا گمان میشود که کلمه «امر» در دو معنای امر تشریعی (دستور و فرمان) و تکوینی (اراده تکوینی خداوند) به کار میرود، اما چنانکه قبلا (جلسه ۱۱۸۷، بند ج از تدبر۵ https://yekaye.ir/at-talaq-65-12/) بیان شد به نظر میرسد یک معنای سومی هم هست، که اعم و تاحدودی متفاوت با معنای دوم است، یعنی «امر» در معنای «وضعیت» عینی امور، به معنای واقعه و حادثه و رخداد، اعم از اینکه از زاویه اراده تکوینی خدا بدان نگاه شود یا خیر.
در این میان، در آیات ۶ و ۸ ظهور جدیاش در معنای اول است؛ و در دو موردی که در آیه ۹ آمده در معنای سوم؛ اما در بقیه موارد در همان ظهور اولیه در هر سه معنا میتواند باشد. اما آیا تطبیق همه موارد بر کدامیک از این سه معنا ممکن است؟ بگذارید کل آیات را هربار بر اساس محور قرار دادن هریک از این سه بازخوانی کنیم:
[در این بازخوانی، باید مطالبی در تقدیر گرفته شود تا معنای کلام درست شود، که آنها را داخل کروشه اضافه کردهام]
الف. بازخوانی آیات فوق در معنای اول (اراده تشریعی خداوند، دستور او):
... چه میدانی، شاید خداوند بعد از آن دستور جدیدی صادر کند. (۱)
و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده دستورات خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است. (۳)
... و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند در اراده تشریعی خود برایش آسانیای قرار میدهد. (۴) [یعنی در احکامش او را به عسر و حرج نمیاندازد و مفری برای راحتی وی قرار میدهد]
آن دستور خداوند است که آن را به سوی شما نازل فرموده است؛ (۵)
... و بین خودتان این دستورات را بهشایستگی پذیرا باشید؛ و اگر کارتان با همدیگر به سختی کشید پس [زن] ديگرى او را شير خواهد داد. (۶)
... و چه بسا شهری که از دستور پروردگارش و فرستادگانش سرپیچید، (۸)
پس وبال [سرپیچی از] آن دستور [مربوط به] خودش را چشید و سرانجام [سرپیچی از] آن دستور [مربوط به] خودش خسارت بود. (۹)
خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین هم مانند آنها را، دستورات [او] بین آنها تنزل مییابد،...(۱۲)
در این حالت، آنچه بیش از همه تکلفآمیز است کاربرد این کلمه در آیه ۹ است که با افزودههای داخل کروشه تلاش شد، معنای معقولی از این کاربرد اراده شود. در این حالت آیه ۱۲ معنای جامعی نسبت به کل فرازهای قبل پیدا میکند.
ب. بازخوانی آیات فوق در معنای دوم (اراده تکوینی خداوند):
... چه میدانی، بلکه خداوند بعد از آن ایجاد امر جدیدی را اراده کند. (۱)
و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده اراده تکوینی خویش است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است. (۳)
... و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند بر اساس اراده تکوینی خود برایش آسانیای قرار میدهد. (۴)
آن اراده تکوینی خداست که آن را به سوی شما نازل فرموده است؛ (۵)
... و بین خودتان این اراده تکوینی را بهشایستگی پذیرا باشید؛ و اگر کارتان با همدیگر به سختی کشید پس [زن] ديگرى او را شير خواهد داد. (۶)
... و چه بسا شهری که از اراده تکوینی پروردگارش و فرستادگانش سرپیچید، (۸)
پس وبال آن اراده تکوینی [که خداوند برای] آنجا [قرار داده بود] را چشید و سرانجام اراده تکوینیِ [مربوط به] آنجا خسارت بود. (۹)
خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین هم مانند آنها را، اراده تکوینی بین آنها تنزل مییابد،...(۱۲)
در این حالت، اگرچه به نظر میرسد آیات ۱ و ۳ و ۴ و ۱۲ تطابق بسیار زیادی با این معنا داشته باشد، و حتی آیه ۹ را هم با افزودههایی که در متن مشاهده میکنید توجیه کرد، اما تطبیقش بر آیه ۸ به هیچ عنوان قابل دفاع نیست، زیرا تخلف از اراده تکوینی خداوند فرض ندارد؛ از این رو، اگر این معنا را مبنا قرار دهیم نمیتوان تمام آیات را با این معنا توضیح داد.
ج. بازخوانی آیات فوق در معنای سوم (وضعیت عینی امور):
... چه میدانی، بلکه خداوند بعد از آن وضعیت جدیدی پدید آورد. (۱)
... و کسی که بر خداوند توکل کند پس او برایش بس است؛ همانا خداوند به انجامرساننده وضعیت مورد نظر است؛ به یقین خداوند برای هر چیزی اندازهای قرار داده است. (۳)
... و کسی که تقوای الهی در پیش گیرد خداوند در وضعیتش برایش آسانیای قرار میدهد. (۴)
آن وضعیت مورد نظر خداست که آن را به سوی شما نازل فرموده است؛ (۵)
... و بین خودتان این وضعیت را بهشایستگی پذیرا باشید؛ و اگر کارتان با همدیگر به سختی کشید پس [زن] ديگرى او را شير خواهد داد. (۶)
... و چه بسا شهری که از آن وضعیت [که] پروردگارش [برایش مقدر کرده بود] و از فرستادگان او سرپیچید، (۸)
پس وبال آن وضعیت [که برای] خود [رقم زده بود] را چشید و سرانجام وضعیتش خسارت بود. (۹)
خداوند همان کسی است که هفت آسمان را آفرید، و از زمین هم مانند آنها را، وضعیت امور بین آنها تنزل مییابد،...(۱۲)
در این حالت به نظر میرسد حتی آیات ۶ و ۸ هم بتواند با این معنا، معنای جدیدی بدهد؛ و آنگاه در این حالت، آیه ۱۲ معنای جامع و شامل زیبایی نسبت به کل فرازهای قبل پیدا میکند؛ که همان تدبیر عام الهی است که بداء هم درون آن رخ میدهد و تمام وضعیت امور را دربرمیگیرد.
همچنین اینکه «امر» با اینکه در این معنای اخیر در کل این آیات معنای قابل قبولی دارد، اما در معنای «اراده تکوینی» نمیتواند در تمام آیات قابل قبول باشد، و به وضوح معنایش در این حالت با کاربردش در معنای «اراده تشریعی» متفاوت است، شاهد مهمی برای دفاع از وجود معنای سومی برای «امر» است که بیرون از دوگانه «امر تکوینی» و «امر تشریعی» میباشد و ذیل آیه آخر (جلسه ۱۱۸۷، بند ج از تدبر۵ https://yekaye.ir/at-talaq-65-12/) توضیح داده شد.