سوره الشعراء - آیه 9

۲۸) سوره شعراء (۲۶) آیه ۹ وَ اِنَّ رَبَّکَ لَهُوَ الْعَزٖیزُ الرَّحٖیمُ ‏
۱۳۹۵/۰۱/۲۸

و بدرستی که پروردگار تو قطعا تنها اوست که عزیز و رحیم است.

لَهُوَ / لَهْوَ۱


  1. . القراءة بضم الهاء وإسكانها تقدمت في مواضع وانظر الآيتين / ٢٩ و ٨٥ من سورة البقرة. (معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۲)↩

رَبَّكَ

درباره کلمه «ربّ» و ماده‌های «ربب» و «ربو» بعدا ذیل آیه ۱۶ همین سوره به تفصیل بحث شد. جلسه ۱۲۳۰https://yekaye.ir/ash-shuara-026-016/

الْعَزيزُ

قبلا بیان شد که ماده «عزز» در اصل به معنای شدت و قوت؛ و اموری شبیه آن مانند قهر و غلبه می‌باشد؛ هرچند برخی بر این باورند که چون «عزت» در مقابل «ذلت» می‌باشد (تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ؛ آل‌عمران/۲۶) پس اصل معنای آن تفوق و برتری جستن بر فرودستان است (همان گونه که اصل ماده «ذلل» خواری و پستی در مقابل مافوق است) و اموری همچون شدت و قوت و قهر و غلبه از لوازم آن می‌باشد. و اینکه کلمه «عزّت»، در مورد خدا و عزت خداداد در معنای مثبت به کار رفته (وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنين؛ منافقون/۸)، اما در مورد کافران در معنای منفی به کار رفته (بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَ شِقاقٍ‏، ص/۲) می‌تواند موید همین نکته باشد [چرا که کافران را همواره در غلبه و قوت دانستن خلاف منطق قرآن است و اینجا معنای برتری‌جویی مناسب‌تر است]؛ اما دیگران این موارد منفی را – مثلا در مورد «أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ» (بقره/۲۰۳) – کاربرد استعاری این کلمه برای باد به دماغ انداختن و تعصب مذموم دانسته‌اند.

در هر صورت، «عِزّ» و «عِزَّة» حالتی در شخص است که مانع از آن می‌شود که مغلوب واقع شود (أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً؛ نساء/۱۳۹) و در آیه «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا» (مريم/۸۱)، به معنای این است که مانع عذابشان شود؛ و «عزیز» یعنی کسی که همواره غالب است و هیچگاه مغلوب نمی‌شود (إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‏، عنكبوت/۲۶؛ يا آیها الْعَزِيزُ مَسَّنا، يوسف/۸۸؛ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِه‏، فصلت/۴۱-۴۲) (مفردات ألفاظ القرآن، ص۵۶۴) که جمع آن «أعِزَّة» می‌باشد (جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّة، نمل/۳۴؛ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرين، مائده/۵۴).

وقتی این ماده با حرف اضافه «علی» همراه شود به معنای «صَعُبَ» (سخت و دشوار شدن) می‌باشد چنانکه «عَزِيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ‏» (توبة/128) یعنی آنچه شما را به زحمت می‌اندازد بر او سخت می‌آید و «وَ ما ذلِكَ عَلَی اللَّهِ بِعَزيزٍ» (فاطر/17) نیز یعنی انجامش بر خدا سخت و دشوار نیست؛ و البته ظاهرا به همین مناسبت کم‌کم کاربرد این کلمه بدون حرف «علی» در این معنا هم رایج شده است، چنانکه تعبیر «عزیزی» (همان «عزیزم» در فارسی) را در مورد محبوبی به کار می‌رود که جدایی از او بر انسان سخت و دشوار است ویا به چیزی هم که نایاب است، چون دسترسی [= غلبه] به آن سخت و دشوار است، «عزیز» گفته می‌شود.

این ماده وقتی در باب ثلاثی مجرد است (عَزَّ، یَعِزُّ)، غالبا به معنای غلبه کردن می‌باشد چنانکه در آیه «عَزَّني‏ فِي الْخِطابِ» (ص/23) یعنی «در گفتگو و بحث بر من غلبه کرد»؛

اما وقتی به باب افعال و تفعیل می‌رود (أعَزَّ و عَزَّزَ) به معنای تقویت کردن و محکم کردن است (فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ؛ یس/14).

گفتیم که معنای عزت به قهر و غلبه بسیار نزدیک است؛ اما تفاوت «عزیز» با «قاهر» (غلبه‌کننده) در این است که عزیز از این جهت گفته می‌شود که کسی توان غلبه و اذیت و آزار او را ندارد، اما قاهر از این جهت گفته می‌شود که او بر دیگران غلبه می‌کند.

در مورد کلمه «أعز» واضح است که افعل تفضیل است (عزیزتر) (لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ؛ منافقون/8) و در مورد «عُزَّى» که نام بتی از بت های معروف عرب بوده (أَ فَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى؛‏ نجم/19) اغلب آن را در ذیل همین ماده (عزز) آورده‌اند و بعضا احتمال داده‌اند که این هم افعل تفضیل و مونث «أعَزّ» باشد.

جلسه ۷۶۱ http://yekaye.ir/ya-seen-36-14/

الرَّحيم

درباره ماده «رحم» و کلمات «رحمن» و «رحیم» ذیل آیه ۵ توضیح داده شد. جلسه ۱۲۲۰ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-005/

۱) حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِمْرَانَ الدَّقَّاقُ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الْقَاسِمِ الْعَلَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ الْبَرْمَكِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ بْنُ الْحَسَنِ قَالَ حَدَّثَنِي إِبْرَاهِيمُ بْنُ هَاشِمٍ الْقُمِّيُّ قَالَ حَدَّثَنَا الْعَبَّاسُ بْنُ عَمْرٍو الْفُقَيْمِيُّ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ فِي حَدِيثِ الزِّنْدِيقِ الَّذِي أَتَى أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع‏ ....

قَالَ السَّائِلُ فَلَهُ رِضًى وَ سَخَطٌ؟

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: نَعَمْ وَ لَيْسَ ذَلِكَ عَلَى‏ مَا يُوجَدُ فِي الْمَخْلُوقِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ الرِّضَا وَ السَّخَطَ دِخَالٌ يَدْخُلُ عَلَيْهِ فَيَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ وَ ذَلِكَ صِفَةُ الْمَخْلُوقِينَ الْعَاجِزِينَ الْمُحْتَاجِينَ وَ هُوَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ لَا حَاجَةَ بِهِ إِلَى شَيْ‏ءٍ مِمَّا خَلَقَ وَ خَلْقُهُ جَمِيعاً مُحْتَاجُونَ إِلَيْهِ وَ إِنَّمَا خَلَقَ الْأَشْيَاءَ مِنْ غَيْرِ حَاجَةٍ وَ لَا سَبَبٍ اخْتِرَاعاً وَ ابْتِدَاعا

التوحيد (للصدوق)، ص248

هشام بن حکم در روایت مفصلی حکایت زندیقی [=کافری] را نقل کرده که خدمت امام صادق ع آمده بود و سوالاتی می‌پرسید که یکی از سوالات او این است:

سوال کرد: پس آیا خداوند خوشنودى و خشم دارد؟

امام ع فرمود: آرى ولي نه آن گونه که در مخلوقات است؛ خشنودی و خشم[ی که در مخلوقات است] وضعیتی است که بر شخص وارد می‌شود و او را از حالی به حال دیگر درمی‌آورد؛ و این صفت مخلوقات عاجز و محتاج است در حالی که خداوند تبارک و تعالی، عزیز و رحیم است [یعنی:] که حاجتى به چيزى از چیزهایی که آفريده، ندارد بلکه مخلوقات او همگی بدو محتاجند و او اشیاء را بدون هیچ حاجت و سببی و کاملا به نحو ابداعی و بی‌سابقه آفرید.

۲) از پیامبر اکرم ص نقل شده است که فرمودند:

هر عزتی که مستند به خدا نباشد ذلت است.‏

مفردات ألفاظ القرآن، ص563

قَالَ عَلَيْهِ الصَّلَاةُ وَ السَّلَام‏:

كُلُّ عِزٍّ لَيْسَ بِاللَّهِ فَهُوَ ذُل.

۱) «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيم»

در آیه با چهار عبارت («إن» ، «لـ» ، «ضمیر فصل: هو» و «الـ روی خبر») تاکید شده است که «رب» ما – یعنی کسی که قرار است ما را در مسیر کمال حقیقی‌مان جلو ببرد – هم شکست‌ناپذیر است و هم بشدت مهربان نسبت به ما. اگر کسی چنین «رب»ی را به ربوبیت قبول کند، ذره‌ای توقف، ضرر، شکست، ویا بن‌بست برایش رخ می‌دهد؟ آیا عزتمندی و رحیمیت خدا را قبول داریم؟

۲) «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيم»

آیا ما رشد و هستی و جوابگویی نیازهای واقعی خود را با «این تنها عزیز رحیم» گره زده‌ایم یا وابسته به اطلاعات و توانایی‌های شخصی، پول، رفیق، شغل، مقام، و ... می‌دانیم؟ آیا ما عزیز و رحیم بودن (= کمک با رحمت تمام و بدون هیچ امکان شکست خوردنی) را از خدا انتظار داریم یا از گزینه‌های فوق؟ واقعا چه کسی را به عنوان «رب» خود قبول داریم؟ (حدیث۲)

۳) «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيم»

در سوره شعرا، این آیه به همین صورت 9 بار تکرار شده است؛ تقریبا بعد از داستان هر پیامبری؛ و اتفاقا موضوع تمامی داستانها این است که پیامبری مردم خود را به خدا دعوت می‌کند؛ و در پایان هریک می‌فرماید «اکثر آن مردم ایمان نیاوردند» به نحوی که ممکن است ما گمان کنیم آن پیامبر موفق نشد و شکست خورد؛ و بلافاصله هربار این آیه می‌آید که بر روی عزت و شکست‌ناپذیری خدا تاکید می‌شود. آیا تحلیل ما از شکست و موفقیت درست است؟

(مخصوصا قابل توجه کسانی که کار فرهنگی می‌کنند یا اقدامات فرهنگی دیگران را نقد می‌کنند: واقعا در چه صورت کار فرهنگی با شکست مواجه شده است؟)

مورد زیر بعدا در تاریخ ۱۱/۵/۱۴۰۵ با مطالعه مقالات آقای سید محمد روحانی در تفسیر سوره شعراء افزوده شد.

۴) «وَ إِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيم»

این عبارت دو نکته را به ما یادآوری می‌کند. نخست آنکه دعوت کردن از این مردم، به رغم آنکه ایمان نخواهند آورد به دلیل رحمت الهی است و رحمت او مستلزم دعوت انسانهاست. دوم اینکه اعراض این جماعت از دعوت الهی هرگز نباید به معنی شکست خداوند در دعوتش تلقی شود. و کلمه «ربک» هم یادآوری محتوای اصلی کلام در سوره شعراء است (بحث اصلی در سوره شعراء دلداری به کسی است که حامل عالی‌ترین، صمسمانه‌ترین و روشن‌ترین دعوتهاست اما مردم از دعوت او اعراض می‌کنند) و اینجا با گفتن «ربک» ربوبیت خداوند نسبت به او را یادآور می‌شود. او رب است و هرآنچه می‌کند در جهت تدبیر امور ما و در مسیر رشد و پرورش ماست پس رسول خدا – و به تبع او هرکس که در این مسیر گام برمی‌دارد- نباید از اعراض و زندگی استهزاء‌آلود مردمان سرخورده شود. (روحانی، مقاله۳، ص۱۵).

نظرات کاربران

ثبت نظر