سوره الشعراء - آیه 8

۱۲۲۳) سوره شعراء (۲۶) آیه ۸ اِنَّ فٖی ذٰلِکَ لَآیَةً وَ ماٰ کاٰنَ اَکْثَرُهُمْ مُؤْمِنٖینَ ۱۷ محرم ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۴/۱۱

همانا در آن عبرتی است ولی اکثر آنان ایمان‌آورنده نبوده‌اند.

لَآيَةً ۱

مُّؤْمِنِينَ / مُّومِنِينَ۲


  1. . لحمزة في الوقف تحقيق الهمزة وتسهيلها. (معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۱)↩
  2. . تقدمت قراءة «مومنين بالواو من غير همز في مواضع وانظر الآية / ٩٩ من سورة يونس (معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۱).↩

لَآيَةًؐ

درباره کلمه «آیه» قبلا ذیل آیه ۱۲۸ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۰۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-128/

مُّؤْمِنِينَ

درباره ماده «أمن» و کلمه «مومن» قبلا ذیل آیه ۳ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۱۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-003/

۱) از امیرالمومنین ع روایت شده که در فرازی از یکی از خطبه‌های خود فرمودند

«اما بعد، همانا خداوند تبارک و تعالی اسلام را تشریع کرد و راه‌های آن را برای کسی که به آن درآید آسان گردانید و ارکان آن را برای کسی که با آن بجنگد عزتمند و نفوذناپذیر ساخت و آن را قرار داد ...

فهمی برای کسی که تفطن به خرج دهد، و یقینی برای کسی که تعقل کند، و بصیرتی برای کسی که اراده کند، و آیه‌ای برای کسی که نشانه‌شناس باشد، و عبرتی برای کسی که پند گیرد، و نجاتی برای کسی که تصدیق کند...»

الكافي، ج‏2، ص49؛ كتاب سليم بن قيس الهلالي، ج‏2، ص618۱؛ الغارات، ج‏1، ص83۲

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ يَعْقُوبَ السَّرَّاجِ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع وَ بِأَسَانِيدَ مُخْتَلِفَةٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ:

خَطَبَنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي دَارِهِ أَوْ قَالَ فِي الْقَصْرِ وَ نَحْنُ مُجْتَمِعُونَ ثُمَّ أَمَرَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ فَكُتِبَ فِي كِتَابٍ وَ قُرِئَ عَلَى النَّاسِ؛

وَ رَوَى غَيْرُهُ أَنَّ ابْنَ الْكَوَّاءِ سَأَلَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ صِفَةِ الْإِسْلَامِ وَ الْإِيمَانِ وَ الْكُفْرِ وَ النِّفَاقِ فَقَالَ:

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى شَرَعَ الْإِسْلَامَ وَ سَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْكَانَهُ لِمَنْ حَارَبَهُ وَ جَعَلَهُ ...۳

فَهْماً لِمَنْ تَفَطَّنَ وَ يَقِيناً لِمَنْ عَقَلَ وَ بَصِيرَةً لِمَنْ عَزَمَ وَ آيَةً لِمَنْ تَوَسَّمَ وَ عِبْرَةً لِمَنِ اتَّعَظَ وَ نَجَاةً لِمَنْ صَدَّق‏...

۲) از حکمت‌هایی که از امیرالمومنین ع روایت شده این است که فرمودند:

کسی که تأمل کند عبرت گیرد.

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص57؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص423

مَنْ تَأَمَّلَ اعْتَبَرَ (138/ 5).

۳) الف. از حکمت‌هایی که از امیرالمومنین ع روایت شده این است که فرمودند:

«تفکر کردنت تو را بهره‌مند از بصیرت‌یابی می‌کند و برایت عبرت‌آموزی به ارمغان می‌آورد.»

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص57؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص199

تَفَكُّرُكَ يُفِيدُكَ الِاسْتِبْصَارَ وَ يَكْسِبُكَ الِاعْتِبَارَ (316/ 3).

ب. کسی که فکر ندارد بصیرتی ندارد.

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص57؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص539

لَا بَصِيرَةَ لِمَنْ لَا فِكْرَ لَهُ (401/ 6).

۴) از حکمت‌هایی که از امیرالمومنین ع روایت شده این است که فرمودند:

«تند و تیز بودن را کنار بگذار و در دلیل تفکر کن و از سبکسری بپرهیز تا از لغزش در امان بمانی.»

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص۵۸؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص250

دَعِ الْحِدَّةَ وَ تَفَكَّرْ فِي الْحُجَّةِ وَ تَحَفَّظْ مِنَ الْخَطَلِ تَأْمَنِ الزَّلَلَ (19/ 4).


  1. . عَنْ أَبَانِ بْنِ أَبِي عَيَّاشٍ عَنْ سُلَيْمٍ قَالَ جَاءَ رَجُلٌ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ع فَسَأَلَهُ عَنِ الْإِسْلَامِ. فَقَالَ ع إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى شَرَعَ الْإِسْلَامَ ...↩
  2. . حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ قَالَ: حَدَّثَنَا الْحَسَنُ قَالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ قَالَ: وَ حَدَّثَنَا أَبُو زَكَرِيَّا بِهَذَا الْكَلَامِ أَكْثَرَ مِنْ هَذَا وَ رَوَاهُ عَنْ أَهْلِ الْعِلْمِ مِنْ أَصْحَابِهِ قَالَ: قَالَ عَلِيٌّ ع: أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ شَرَعَ الْإِسْلَام‏ ..↩
  3. . عِزّاً لِمَنْ تَوَلَّاهُ وَ سِلْماً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ ائْتَمَّ بِهِ وَ زِينَةً لِمَنْ تَجَلَّلَهُ وَ عُذْراً لِمَنِ انْتَحَلَهُ وَ عُرْوَةً لِمَنِ اعْتَصَمَ بِهِ وَ حَبْلًا لِمَنِ اسْتَمْسَكَ بِهِ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ نُوراً لِمَنِ اسْتَضَاءَ بِهِ وَ عَوْناً لِمَنِ اسْتَغَاثَ بِهِ وَ شَاهِداً لِمَنْ خَاصَمَ بِهِ وَ فَلْجاً لِمَنْ حَاجَّ بِهِ وَ عِلْماً لِمَنْ وَعَاهُ وَ حَدِيثاً لِمَنْ رَوَى وَ حُكْماً لِمَنْ قَضَى وَ حِلْماً لِمَنْ جَرَّبَ وَ لِبَاساً لِمَنْ تَدَبَّرَ وَ↩
📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):

۱) «إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنين‏»

در آیات قبل خداوند ابتدا به پیامبرش دلداری داد که این اندازه خود را برای ایمان نیاوردن انسانها به زحمت نینداز و اگر خداوند می‌خواست، می‌توانست آیه و معجزه‌ای نازل کند که اساسا باب اختیار افراد مسدود گردد و همگی به طور قطعی تسلیم شوند، ولی اینان این گونه اند که هر مطلب جدیدی هم برای تذکر اینان از جانب خداوندی که سراسر رحمت است بیاید باز از آن رویگردان خواهند بود. سپس به عاقبت این رویگردانی و تکذیب آنها اشاره کرد و فرمود که بزودی خبر آنچه مسخره می‌گرفتند سراغشان خواهد آمد. در آیه بعد تذکر می‌دهد به اینکه چقدر در زمین «زوج‌های کریم» رویانده است؛ و اکنون می‌فرماید در این مطلب آیه‌ای هست هرچند که اغلب آنها اهل ایمان آوردن نیستند. و در واقع تأکیدی است بر مفاد آیه ۵، که هر تذکر و آیه‌ای از جانب خداوند برسد باز اینها رویگردان خواهند بود.

۲) «إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً»

چرا این آیه‌ای که در نگاه کردن به زمین و رویاندن زوج‌های کریم هست را تصریح نکرد که دقیقا آیه و نشانه چیست و به صرف اینکه آیه‌ای در آن هست بسنده کرد؟

الف. شاید توضیح بیشتر دادن، برای چنین مخاطبانی را در این مرحله از کلام بیهوده می‌شمارد. انگار می‌خواهد بگوید مشکل این جماعت، مشکل غفلت و اعراض از هر چیزی است که بتواند باعث هدایت آنها شود. اگر از این حالت خارج می‌شدند، اگر چشمشان را درست باز می‌کردند خیلی چیزها براحتی قابل مشاهده بود. خصوصا که موضوع محوری در سوره شعراء دعوت الهی و اعراض مردم از آن است ... که اگر چشم ما باز شود سراسر عالم را به صورت داعی و مدعوِ دعوتی یگانه خواهیم دید؛ آن وقت در همه چیز، از خودمان تا زمینی که زیر پای ماست، این حقیقت را خواهیم یافت، تنها اگر نگاهمان باز شود. بله، در این مطلب آیه است اما اکثر اینها ایمان نمی‌آورند بلکه بالاتر، اکثر اینها مومن‌شدنی نبوده و نیستند ۱۳ ص۳بل مشاهده بود ا شو‌شده ک و (روحانی، مقاله۳، ص۱۴)

ب. ...

۳) «إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنين‏»

در واقع در آیه ۴ فرمود که اگر بخواهیم آیه‌ای می‌فرستیم که راه مقاومت را بر آنان ببندد، اما قرار نیست چنین آیه‌ای بفرستیم؛ و اکنون می‌فرماید اگر واقعا آیه می‌خواهند همین توجه به روییدن زوج‌های کریم در زمین برای آیه بودن و ایمان آوردن کفایت می‌کند. اما چگونه؟ (با توجه به دو احتمالی که ذیل تدبر ۱ از آیه قبل مطرح شد دست کم دو گزینه در پاسخ می‌توان گفت)

الف. از این جهت که رویاندن هر زوج کریمی به این است که زوجی برایش قرار داده شود و نقص هریک را با دیگری کامل کند و آن دو را به غایت وجودی‌شان برساند؛ و کسی که سنتش چنین است چگونه ممکن است امر انسان را مهمل بگذارد و او را به سعادتش هدایت نکند (الميزان، ج‏15، ص252۱).

ب. وقتی به قرینه آیه «وَ اللَّهُ أَنْبَتَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَباتا» (نوح/۱۷) خداوند هر موجود زنده زمینی‌ای (اعم از انسانها و تمام چیزها) را از زمین می‌رویاند پس نهایت و غایت زندگی شما را در زمین قرار نداده است؛ بلکه شما باید برویید [= رویشی داشته باشید] و از زمین جدا شوید، و اگر این را جدی بگیرید حتما احساس نیاز به هدایت الهی برای این رویش و از زمین فراتر رفتن در شما زنده می‌شود.

ج. ...

۴) «إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنين‏»

قرآن کریم تصریح می‌کند که عده‌ای چنان‌اند که آیه در مقابل آنها هست اما ایمان نمی‌آورند. چرا اینها چنین‌اند؟

الف. گاه آیه هست اما نگاه آیه‌بین نیست؛ چون شخص چنین نگاهی را در خود تقویت نکرده است (حدیث۱). مانند اینکه علائم راهنمایی و رانندگی در جایی باشد اما شخصی اصلا نداند که این تابلوها برای چیست و آنها را صرفا برای تزیین خیابان گمان کند!

ب. گاه آیه هست اما شخص اهل تفکر و تامل نیست (احادیث۲-۴). در واقع تفاوت است بین آیه و درک محسوس و مستقیم. اینکه انسان بفهمد چیزی آیه و نشانه چیز دیگری است و از اولی به دومی پی ببرد نیازمند آن است که عقل و فکر خویش را به کار اندازد و بر موضوع مورد نظر تأمل کند. از این روست که قرآن کریم یکی از مهمترین علائم ایمان نیاوردن را عدم تعقل معرفی کرده وبارها هشدار داده است که اگر افرادی زیر بار حقیقت نمی‌روند بدین جهت است که تعقل نمی‌کنند: «ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُون» (مائده/۵۸؛‌حشر/۱۴) و این عدم تعقل اساسا چشم و گوش و زبان آنها را هم می‌بندد: «‏صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ‏» (بقره/۱۷۱)، «إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ‏» (انفال/۲۲)، «أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ‏» (یونس/۴۲).

ج. گاه هم آیه هست و هم شخص متوجه مطلب شده است، اما منافع وی ویا لجاجت و برتری‌طلبی و ... مانع این می‌شود که ایمان بیاورد و تسلیم حقیقت شود چنانکه فرمود: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا» (نمل/۱۴).

د. ...

ثمره اخلاقی- تربیتی

بسیاری از انسانها به‌گونه‌ای‌اند که حتی خداوند هم آیه و نشانه‌ای بفرستد نمی‌فهمند و اگر هم بفهمند زیر بار نمی‌روند؛ چه رسد به اقدامات تبلیغی و تربیتی ما.

۵) «وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنين‏»

این تعبیر که ۸ بار در این سوره تکرار شده است به صراحت تمام اعتبار داشتن رأی اکثریت – به صرف اکثریت داشتن – را نفی می‌کند... با این تکرار گویی قرآن می‌خواهد سنتی تاریخی را برای شما شرح دهد که بسیاری از مردم ایمان نمی‌آورند و تا بوده چنین بوده است... این نکته مخصوصا از این جهت اهمیت دارد که کسی تصور نکند نگاه قرآن در این جمله تنها به همان سالیان اولیه دعوت پیامبر بوده و مخاطب آن هم صرفا قریش است.

... این مطلبی نیست که تنها در سوره شعراء آمده باشد. آیات فراوانی در قرآن همین مضمون را دارند: «وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ‏» (بقره/۲۴۳؛ یوسف/۳۸؛ غافر/۶۱؛)، «وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ‏» (اعراف/۱۸۷؛ یوسف/۲۱ و ۴۰ و ۶۸؛ نحل/۳۸؛ روم/۶ و ۳۰؛ سبأ/۲۸ و ۳۶؛ غافر/۵۷؛ جاثیه/۲۶)، «وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ‏» (هود/۱۷؛ رعد/۱؛ غافر/۵۹)، «وَ ما أَكْثَرُ النَّاسِ وَ لَوْ حَرَصْتَ بِمُؤْمِنينَ‏» (یوسف/۱۰۳)، «فَأَبى‏ أَكْثَرُ النَّاسِ إِلاَّ كُفُوراً» (اسراء/۸۹؛ فرقان/۵۰) و ... و گاه نکات دیگری در این بیان مورد تأکید قرار می‌گیرد مثلا گاهی می‌فرماید: « لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلى‏ أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُون‏» (یس/۷) که انگار از یک حقیقت مسلم فلسفی سخن می‌گوید و گاه همچون «أَمْ تَحْسَبُ أَنَّ أَكْثَرَهُمْ يَسْمَعُونَ أَوْ يَعْقِلُونَ إِنْ هُمْ إِلاَّ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبيلا» (فرقان/۴۴) شبیه یک حقیقت انسان‌شناسانه می‌شود؛ و بالاخره می‌رسیم به آیه بسیار مشهوری که صراحتا می‌گوید اگر از اکثریت مردم پیروی کنی همانا ترا از راه خدا گمراه خواهند کرد:‌ «وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ» (انعام/۱۱۶) ... به هر حال این آیه را باید از آن دسته آیاتی به حساب آورد که دست کم، اعتماد به مطلق رای اکثریت را – به صرف اکثریت بودنش قاطعانه رد می‌کند. نه اینکه ساز مخالف زدن و برخلاف رای اکثریت رفتار کردن یک فضیلت باشد ... بلکه قرآن می‌خواهد ما را به این نکته آگاه کند که ملاک حق و باطل را با اکثریت و اقلیت سنجیدن اشتباه بزرگی است. باید کوشید تا فارغ از اکثریت یا اقلیت داشتن یک نظر، ملاکی برای تشخیص حق و باطل پیدا کرد. (روحانی، مقاله۳، ص۱۶-۱۹).


  1. . قوله تعالى: «إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً وَ ما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ» الإشارة بذلك إلى ما ذكر في الآية السابقة من إنبات كل زوج كريم حيث إن فيه إيجادا لكل زوج منه و تتميم نقائص كل من الزوجين بالآخر و سوقهما إلى الغاية المقصودة من وجودهما و فيه هداية كل إلى سعادته الأخيرة و من كانت هذه سنته فكيف يهمل أمر الإنسان و لا يهديه إلى سعادته و لا يدعوه إلى ما فيه خير دنياه و آخرته. هذا ما تدل عليه آية النبات.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر