۱) در روایت معروف توحید مفضل که تعالیمی است که از امام جعفر بن محمد صادق (ع) روایت شده است، سه فراز دارد که به این آیه مرتبط است:
الف. [در باب روییدنیها و منافع گوناگونی که در آنهاست]
ای مفضّل، در این روییدنیها و منافع گوناگونی که در آنهاست بیندیش: میوهها برای خوراک، کاهها برای علوفه، هیزمها برای افروختن، چوبها برای انواع نجّاری و جز آن، و پوست درخت، برگ، ریشه، رشتههای زیرزمینی و صمغها برای انواع منافع دیگر. آیا نمیبینی که اگر ما میوههایی را که از آنها تغذیه میکنیم، روی زمین جمعشده مییافتیم و بر این شاخههای حملکننده نمیروییدند، چقدر در زندگی ما اختلال و خلل پیش میآمد؟ حتی اگر غذا هم موجود میبود، منافع فراوان و بزرگی که در چوب، هیزم، کاه و سایر چیزهایی که برشمردیم، وجود دارد — که قدرشان بزرگ و جایگاهشان ارجمند است — از دست میرفت. اینها گذشته از لذّتی است که در گیاهان از زیبایی منظره و شادابیشان هست که هیچیک از مناظر و سرگرمیهای جهان با آن برابری نمیکند...
ب. [در حکمت آفرینش درخت و انواع گیاهان]
در حکمت آفرینش درخت و انواع گیاهان تأمّل کن. چون آنها در عین حال که همچون جانوران نیازمند تغذیه مداوم هستند، اما نه دهانی مانند جانوران دارند و نه حرکتی که بهواسطه آن برای به دست آوردن غذا اقدام کنند، پس ریشههایشان در زمین فرو برده شده تا از آن غذا بگیرند و به شاخهها و برگها و میوههایی که بر آنهاست برسانند. پس زمین برای آنها مانند مادری مهربان و پرورشدهنده شد، و ریشههایشان که به منزله دهان است که رو به سوی زمین دارد تا از آن لقمه بردارند، همانطور که در حیوانات هم مادران، بچههایشان را شیر میدهند. آیا به ستونهای خیمهها و خرگاهها نگاه نکردهای که چگونه از هر سو با طنابها کشیده میشوند تا برپا بمانند و نیفتند و کج نشوند؟ همینگونه میبینی که تمام گیاهان ریشههایی دارند که در زمین پراکنده و به هر سو گسترده شده تا گیاه را نگاه دارند و برپا کنند. اگر اینها نبود، این نخلهای بلند و درختان بزرگ در برابر باد توفنده چگونه استوار میماندند؟ پس به حکمت آفریدگار بنگر که چگونه بر حکمت صنعتگران پیشی گرفته است، همان تدبیری که صنعتگران برای استواری خیمهها و خرگاهها به کار میبرند، پیش از آن در آفرینش درختان به کار رفته است؛ زیرا آفرینش درخت پیش از ساختن خیمهها و خرگاهها بوده است. آیا نمیبینی که ستونها و چوبهای خیمه از درخت گرفته میشود؟ پس صنعتگری از آفرینش الهام گرفته شده است.
ج. [در رسیدن انواع گیاهان در زمان مناسب خود]
و بنگر که چگونه انواع گیاهان در زمان مناسب خود پدیدار میشوند، در گرمای شدید تابستان و سوز حرارت، در آن هنگام جانها با گشادگی و اشتیاق به استقبالشان میروند. حال آنکه اگر در زمستان میرسیدند، مردم نسبت به آنها احساس کراهت و انزجار میکردند، گذشته از اینکه برای بدنها زیانآور هم بودند. آیا نمیبینی که گاهی برخی خیارها در زمستان به عمل میآید و مردم از خوردن آن خودداری میکنند، مگر آدم حریصی که از خوردن چیزی که به او زیان میرساند و معدهاش را بیمار میکند، خودداری نمیکند؟...
توحيد المفضل، ص154 و ۱۵۶-۱۵۷ و ۱۶۱؛ بحار الأنوار، ج3، ص129 و ۱۳۰ و ۱۳۴
رَوَى مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ قَالَ حَدَّثَنِي الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ قَال ... قال جَعْفَر بْن مُحَمَّد الصَّادِق ع: ...
[النبات و ما فيه من ضروب المآرب]
فَكِّرْ يَا مُفَضَّلُ فِي هَذَا النَّبَاتِ وَ مَا فِيهِ مِنْ ضُرُوبِ الْمَآرِبِ فَالثِّمَارُ لِلْغِذَاءِ وَ الْأَتْبَانُ لِلْعَلَفِ وَ الْحَطَبُ لِلْوُقُودِ وَ الْخَشَبُ لِكُلِّ شَيْءٍ مِنْ أَنْوَاعِ النِّجَارَةِ وَ غَيْرِهَا وَ اللِّحَاءُ وَ الْوَرَقُ وَ الْأُصُولُ وَ الْعُرُوقُ وَ الصُّمُوغُ لِضُرُوبٍ مِنَ الْمَنَافِعِ. أَ رَأَيْتَ لَوْ كُنَّا نَجِدُ الثِّمَارَ الَّتِي نَغْتَذِي بِهَا مَجْمُوعَةً عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ وَ لَمْ تَكُنْ تَنْبُتُ عَلَى هَذِهِ الْأَغْصَانِ الْحَامِلَةِ لَهَا كَمْ كَانَ يَدْخُلُ عَلَيْنَا مِنَ الْخَلَلِ فِي مَعَاشِنَا وَ إِنْ كَانَ الْغِذَاءُ مَوْجُوداً فَإِنَّ الْمَنَافِعَ بِالْخَشَبِ وَ الْحَطَبِ وَ الْأَتْبَانِ وَ سَائِرِ مَا عَدَدْنَاهُ كَثِيرَةٌ عَظِيمٌ قَدْرُهَا جَلِيلٌ مَوْقِعُهَا هَذَا مَعَ مَا فِي النَّبَاتِ مِنَ التَّلَذُّذِ بِحُسْنِ مَنْظَرِهِ وَ نَضَارَتِهِ الَّتِي لَا يَعْدِلُهَا شَيْءٌ مِنْ مَنَاظِرِ الْعَالَمِ وَ مَلَاهِيهِ...
[الحكمة في خلق الشجر و أصناف النبات]
تَأَمَّلِ الْحِكْمَةَ فِي خَلْقِ الشَّجَرِ وَ أَصْنَافِ النَّبَاتِ. فَإِنَّهَا لَمَّا كَانَتْ تَحْتَاجُ إِلَى الْغِذَاءِ الدَّائِمِ كَحَاجَةِ الْحَيَوَانِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهَا أَفْوَاهٌ كَأَفْوَاهِ الْحَيَوَانِ وَ لَا حَرَكَةٌ تَنْبَعِثُ بِهَا لِتَنَاوُلِ الْغِذَاءِ جُعِلَتْ أُصُولُهَا مَرْكُوزَةً فِي الْأَرْضِ لِتَنْزِعَ مِنْهَا الْغِذَاءَ فَتُؤَدِّيَهُ إِلَى الْأَغْصَانِ وَ مَا عَلَيْهَا مِنَ الْوَرَقِ وَ الثَّمَرِ فَصَارَتِ الْأَرْضُ كَالْأُمِّ الْمُرَبِّيَةِ لَهَا وَ صَارَتْ أُصُولُهَا الَّتِي هِيَ كَالْأَفْوَاهِ مُلْتَقِمَةً لِلْأَرْضِ لِتَنْزِعَ مِنْهَا الْغِذَاءَ كَمَا تُرْضِعُ أَصْنَافَ الْحَيَوَانِ أُمَّهَاتُهَا. أَ لَمْ تَرَ إِلَى عَمَدِ الْفَسَاطِيطِ وَ الْخِيَمِ كَيْفَ تُمَدُّ بِالْأَطْنَابِ مِنْ كُلِّ جَانِبٍ لِتَثْبُتَ مُنْتَصِبَةً فَلَا تَسْقُطُ وَ لَا تَمِيلُ؟ فَهَكَذَا تَجِدُ النَّبَاتَ كُلَّهُ لَهُ عُرُوقٌ مُنْتَشِرَةٌ فِي الْأَرْضِ مُمْتَدَّةٌ إِلَى كُلِّ جَانِبٍ لِتُمْسِكَهُ وَ تُقِيمَهُ. وَ لَوْ لَا ذَلِكَ كَيْفَ كَانَ يَثْبُتُ هَذَا النَّخْلُ الطِّوَالُ وَ الدَّوْحُ الْعِظَامُ فِي الرِّيحِ الْعَاصِفِ. فَانْظُرْ إِلَى حِكْمَةِ الْخَالِقِ كَيْفَ سَبَقَتْ حِكْمَةَ الصِّنَاعَةِ فَصَارَتِ الْحِيلَةُ الَّتِي تَسْتَعْمِلُهَا الصُّنَّاعُ فِي ثَبَاتِ الْفَسَاطِيطِ وَ الْخِيَمِ مُتَقَدِّمَةً فِي خَلْقِ الشَّجَرِ لِأَنَّ خَلْقَ الشَّجَرِ قَبْلَ صَنْعَةِ الْفَسَاطِيطِ وَ الْخِيَمِ أَ لَا تَرَى عَمَدَهَا وَ عِيدَانَهَا مِنَ الشَّجَرِ فَالصِّنَاعَةُ مَأْخُوذَةٌ مِنَ الْخِلْقَة ...
[موافاة أصناف النبات في الوقت المشاكل لها]
وَ انْظُرْ كَيْفَ صَارَتِ الْأَصْنَافُ تُوَافِي فِي الْوَقْتِ الْمُشَاكِلِ لَهَا مِنْ حَمَارَّةِ الصَّيْفِ وَ وَقْدَةِ الْحَرِّ فَتَلَقَّاهَا النُّفُوسُ بِانْشِرَاحٍ وَ تَشَوُّقٍ إِلَيْهَا وَ لَوْ كَانَتْ تُوَافِي الشِّتَاءَ لَوَافَقَتْ مِنَ النَّاسِ كَرَاهَةً لَهَا وَ اقْشِعْرَاراً مِنْهَا مَعَ مَا يَكُونُ فِيهَا مِنَ الْمَضَرَّةِ لِلْأَبْدَانِ أَ لَا تَرَى أَنَّهُ رُبَّمَا أَدْرَكَ شَيْءٌ مِنَ الْخِيَارِ فِي الشِّتَاءِ فَيَمْتَنِعُ النَّاسُ مِنْ أَكْلِهِ إِلَّا الشَّرِهَ الَّذِي لَا يَمْتَنِعُ مِنْ أَكْلِ مَا يَضُرُّهُ وَ يُسْقِمُ مَعِدَتَه ...
۲) از امیرالمومنین ع روایت شده که در یکی از خطبههای خویش فرمودند:
پس کسی که با دل مینگرد و با بصیرت عمل میکند، آغاز کارش این است که بداند آیا عملش به زیان اوست یا به سود او. اگر به سودش بود، در آن پیش رود و اگر به زیانش بود، از آن بازایستد. زیرا کسی که بدون علم عمل میکند، مانند کسی است که در بیراهه گام میزند؛ دور شدنش از راه روشن چیزی جز دوری از مقصودش برای او به ارمغان نمیآورد. و کسی که از روی علم عمل میکند، مانند کسی است که در راه روشن گام برمیدارد. پس هر بینندهای باید بنگرد که آیا راه را میپیماید یا بازمیگردد؟!
و بدان که هر ظاهری را باطنی همسانِ آن است. آنچه ظاهرش پاک است، باطنش نیز پاک است و آنچه ظاهرش ناپاک است، باطنش نیز ناپاک است. و این در حالی است که پیامبر راستگو (ص) هم فرمودند: «همانا گاه میشود که خداوند بندهای را دوست دارد و عملش را دشمن میدارد، و عملی را دوست دارد و بدنِ [عامل] آن را دشمن میدارد.»
و بدان که برای هر عملی رویشی است [یا: هر عملی روییدنی است]، و هر روییدنیای بینیاز از آب نیست و آبها گوناگونند. آنچه آبیاریاش پاک باشد، کِشتش پاک و میوهاش شیرین شود و آنچه آبیاریاش ناپاک باشد، کِشتش ناپاک و میوهاش تلخ گردد.
نهج البلاغة، خطبه ۱۵۴
... فَالنَّاظِرُ بِالْقَلْبِ الْعَامِلُ بِالْبَصَرِ يَكُونُ مُبْتَدَأُ عَمَلِهِ أَنْ يَعْلَمَ أَ عَمَلُهُ عَلَيْهِ أَمْ لَهُ؟ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَضَى فِيهِ، وَ إِنْ كَانَ عَلَيْهِ وَقَفَ عَنْهُ. فَإِنَّ الْعَامِلَ بِغَيْرِ عِلْمٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ طَرِيقٍ فَلَا يَزِيدُهُ بُعْدُهُ عَنِ الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ إِلَّا بُعْداً مِنْ حَاجَتِهِ، وَ الْعَامِلُ بِالْعِلْمِ كَالسَّائِرِ عَلَى الطَّرِيقِ الْوَاضِحِ. فَلْيَنْظُرْ نَاظِرٌ أَ سَائِرٌ هُوَ أَمْ رَاجِعٌ؟
وَ اعْلَمْ أَنَّ لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِناً عَلَى مِثَالِهِ فَمَا طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَا خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ وَ قَدْ قَالَ الرَّسُولُ الصَّادِقُ ص إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْعَبْدَ وَ يُبْغِضُ عَمَلَهُ وَ يُحِبُّ الْعَمَلَ وَ يُبْغِضُ بَدَنَهُ وَ اعْلَمْ أَنَّ لِكُلِّ عَمَلٍ نَبَاتاً [/ كُلَّ عَمَلٍ نَبَاتٌ] وَ كُلُّ نَبَاتٍ لَا غِنَى بِهِ عَنِ الْمَاءِ وَ الْمِيَاهُ مُخْتَلِفَةٌ فَمَا طَابَ سَقْيُهُ طَابَ غَرْسُهُ وَ حَلَتْ ثَمَرَتُهُ وَ مَا خَبُثَ سَقْيُهُ خَبُثَ غَرْسُهُ وَ أَمَرَّتْ ثَمَرَتُه.
۳) فرازهایی از یک خطبهای توحیدی هست که هم امام صادق ع آن را به عنوان یکی از منبرهای امیرالمومنین ع روایت کرده است (که در جلسه 381، حدیث3 https://yekaye.ir/al-qiyamah-75-23/ گذشت) و هم روایت شده که شبیه آن فراز را امام رضا ع در خطبه هنگام نصب ایشان به ولایتعهدی ایراد کردند (که آن هم در جلسه ۷۸۴، حدیث۱ https://yekaye.ir/ya-seen-36-36/ گذشت؛ و هردو در کنار هم و با سندهایی متفاوت در جلشه ۷۲۱، حدیث۲ https://yekaye.ir/al-fater-35-21/ نیز گذشت) که بخاطر تناسبی که با بحث زوجیت در این آیه هست در اینجا نیز تقدیم میشود:
الف. متنی که از امیرالمومنین ع روایت شده بدین صورت است:
... و با ضدیتی که بین اشیاء برقرار کرده، دانسته میشود که ضدی ندارد؛ و با مقارنتی که بین اشیاء برقرار کرده، معلوم میشود که قرینی ندارد؛ ضدیت داد نور را با ظلمت، و خشک را با تَر، و خشن را با نرم، و سرد را با گرم؛ بین اختلافهایشان تالیف کرد [کنار هم قرار داد] و بین نزدیکِهمهایشان فرق انداخت؛ و با فرق انداختنشان بر فرقاندازنده دلالت کرد و با تالیف کردنشان بر مؤلِف [کنار هم قرار دهنده] ؛ و این سخن خداوند متعال است که «از هر چیزی زوجی آفریدیم باشد که متذکر شوید» (ذاریات/49). پس بین قبل و بعد تفاوت انداخت، تا معلوم شود که نه قبلی دارد و نه بعدی...
الكافي، ج1، ص139؛ التوحيد (للصدوق)، ص30۸
مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ رَفَعَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: بَيْنَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِ الْكُوفَةِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ ذِعْلِبٌ ... قَالَ ع: وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ ...
... بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا ضِدَّ لَهُ وَ بِمُقَارَنَتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا قَرِينَ لَهُ؛ ضَادَّ النُّورَ بِالظُّلْمَةِ وَ الْيُبْسَ بِالْبَلَلِ وَ الْخَشِنَ بِاللَّيِّنِ وَ الصَّرْدَ بِالْحَرُورِ مُؤَلِّفٌ بَيْنَ مُتَعَادِيَاتِهَا وَ مُفَرِّقٌ بَيْنَ مُتَدَانِيَاتِهَا دَالَّةً بِتَفْرِيقِهَا عَلَى مُفَرِّقِهَا وَ بِتَأْلِيفِهَا عَلَى مُؤَلِّفِهَا وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى «وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» فَفَرَّقَ بَيْنَ قَبْلٍ وَ بَعْدٍ لِيُعْلَمَ أَنْ لَا قَبْلَ لَهُ وَ لَا بَعْدَ لَهُ ...
ب. فرازی که از امام رضا ع نقل شده نیز بسیار شبیه فراز فوق است فقط به جای عبارت «ضدیت داد نور را با ظلمت، و خشک را با تَر، و خشن را با نرم، و سرد را با گرم» آمده است:
ضدیت داد نور را با ظلمت، و وضوح را با ابهام، و خشکی را با تَری، و سردی را با گرمی»
التوحيد (للصدوق)، ص۳۷
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَمْرٍو الْكَاتِبُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ زِيَادٍ الْقُلْزُمِيِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي زِيَادٍ الْجُدِّيِّ صَاحِبِ الصَّلَاةِ بِجُدَّةَ قَالَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى بْنِ عُمَرَ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع يَتَكَلَّمُ بِهَذَا الْكَلَامِ عِنْدَ الْمَأْمُونِ فِي التَّوْحِيدِ ...
... وَ بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا ضِدَّ لَهُ وَ بِمُقَارَنَتِهِ بَيْنَ الْأُمُورِ عُرِفَ أَنْ لَا قَرِينَ لَهُ ضَادَّ النُّورَ بِالظُّلْمَةِ وَ الْجَلَايَةَ بِالْبُهَمِ وَ الْجَسْوَ بِالْبَلَلِ وَ الصَّرْدَ بِالْحَرُورِ مُؤَلِّفٌ بَيْنَ مُتَعَادِيَاتِهَا مُفَرِّقٌ بَيْنَ مُتَدَانِيَاتِهَا دَالَّةً بِتَفْرِيقِهَا عَلَى مُفَرِّقِهَا وَ بِتَأْلِيفِهَا عَلَى مُؤَلِّفِهَا ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» فَفَرَّقَ بِهَا بَيْنَ قَبْلٍ وَ بَعْدٍ لِيُعْلَمَ أَنْ لَا قَبْلَ لَهُ وَ لَا بَعْدَ ...