حدیث۲ ذیل آيه قبل (۶۳) به اینجا هم مربوط میشود. اما احادیث دیگر:
۱) حدیثی از امام صادق ع در تفسیر این آیات آمده که به طور کامل به عنوان حدیث۱ ذیل آیه ۱۰ در جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/ گذشت و فرازهایی از آن متناسب با هر آیه تا آیه قبل تقدیم شد. در ادامه آن آمده است:
... و فرعون و لشکریانش روی آوردند. چون به دریا رسید به یارانش گفت: آیا نمیدانید که من پروردگار برتر شما هستم؟ دریا برای من گشوده شده است. اما هیچکس جرأت نکرد وارد دریا شود و اسبان از هول آب خودداری میکردند. پس فرعون پیش رفت تا به ساحل دریا رسید. منجمش به او گفت: وارد دریا نشو، و با او مخالفت کرد؛ اما او نپذیرفت. و بر اسبی نر سوار شد، اما اسب نر از رفتن به آب خودداری کرد. پس جبرئیل که بر مادیانی سوار به استقبال او آمد، از او پیشی گرفت و وارد شد. اسب نر به مادیان نظر کرد و در پی آن رفت و وارد دریا شد و یارانش از پی او وارد شدند. چون همه وارد شدند تا آنکه آخرین نفر از یارانش وارد و آخرین نفر از یاران موسی خارج شد، خداوند بادها را فرمان داد و دریا را به تلاطم انداخت، پس آب چون کوهها بر آنان فرو میریخت.
پس فرعون در آن هنگام گفت: «ایمان آوردم که هیچ معبودی نیست جز آنکه بنیاسرائیل به او ایمان آوردند و من از تسلیمشوندگانم.» (یونس/۹۰)
پس جبرئیل مشتی از گلِ تیره برداشت و در دهان او فرو کرد، سپس گفت: «اکنون؟! در حالی که پیش از این نافرمانی کردی و از تبهکاران بودی؟» (یونس/۹۱)
تفسير القمي، ج2، ص۱۲۱-122
حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
... وَ أَقْبَلَ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى الْبَحْرِ قَالَ لِأَصْحَابِهِ: أَ لَا تَعْلَمُونَ أَنِّي رَبُّكُمُ الْأَعْلَى؟ قَدْ فُرِّجَ لِيَ الْبَحْرُ. فَلَمْ يَجْسُرْ أَحَدٌ أَنْ يَدْخُلَ الْبَحْرَ وَ امْتَنَعَتِ الْخَيْلُ مِنْهُ لِهَوْلِ الْمَاءِ. فَتَقَدَّمَ فِرْعَوْنُ حَتَّى جَاءَ إِلَى سَاحِلِ الْبَحْرِ. فَقَالَ لَهُ مُنَجِّمُهُ: لَا تَدْخُلِ الْبَحْرَ؛ وَ عَارَضَهُ فَلَمْ يَقْبَلْ مِنْهُ. وَ أَقْبَلَ عَلَى فَرَسٍ حِصَانٍ فَامْتَنَعَ الْحِصَانُ أَنْ يَدْخُلَ الْمَاءَ. فَعَطَفَ عَلَيْهِ جَبْرَئِيلُ وَ هُوَ عَلَى مَادِيَانَةٍ فَتَقَدَّمَهُ وَ دَخَلَ فَنَظَرَ الْفَرَسُ إِلَى الرَّمَكَةِ فَطَلَبَهَا وَ دَخَلَ الْبَحْرَ وَ اقْتَحَمَ أَصْحَابُهُ خَلْفَهُ. فَلَمَّا دَخَلُوا كُلُّهُمْ حَتَّى كَانَ آخِرُ مَنْ دَخَلَ مِنْ أَصْحَابِهِ وَ آخِرُ مَنْ خَرَجَ مِنْ أَصْحَابِ مُوسَى أَمَرَ اللَّهُ الرِّيَاحَ فَضَرَبَتِ الْبَحْرَ بَعْضَهُ بِبَعْضٍ فَأَقْبَلَ الْمَاءُ يَقَعُ عَلَيْهِمْ مِثْلَ الْجِبَالِ.
فَ«قَالَ» فِرْعَوْنُ عِنْدَ ذَلِكَ «آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».
فَأَخَذَ جَبْرَئِيلُ كَفّاً مِنْ حَمْأَةٍ فَدَسَّهَا فِي فِيهِ ثُمَّ قَالَ: «آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِين»؟
۲) ذیل آیه ۶۱ حدیثی از امام باقر ع در شرح داستان حضرت موسی ع گذشت (حدیث۱ جلسه ۱۲۷۵ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-061). در ادامه آن آمده است:
پس موسی پروردگارش را خواند، و خداوند به او وحی فرمود: «که عصایت را بر دریا بزن.» (سوره شعراء/ ۶۳) پس او زد و دریا شکافته شد، موسی و یارانش رفتند تا از دریا گذشتند، و آل فرعون [نیز] به آنان رسیدند.
پس چون [قوم فرعون] به دریا نگاه کردند، به فرعون گفتند: «از آنچه میبینی تعجب نمیکنی؟»
فرعون گفت: «این [دریا] را من پدید آوردهام؛ پس بگذرید و در آن پیش روید.»
چون فرعون و همراهانش به میان دریا رسیدند، خداوند به دریا فرمان داد، و دریا بر آنان بسته شد و همه آنها را غرق کرد.
تفسير القمي، ج1، ص315
وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع:
... فَدَعَا مُوسَى رَبَّهُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ «أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ» فَضَرَبَهُ «فَانْفَلَقَ» الْبَحْرُ فَمَضَى مُوسَى وَ أَصْحَابُهُ حَتَّى قَطَعُوا الْبَحْرَ وَ أَدْرَكَهُمْ آلُ فِرْعَوْنَ.
فَلَمَّا نَظَرُوا إِلَى الْبَحْرِ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ: مَا تَعْجَبُ مِمَّا تَرَى؟
قَالَ: أَنَا فَعَلْتُ هَذَا فَمُرُّوا وَ امْضُوا فِيهِ.
فَلَمَّا تَوَسَّطَ فِرْعَوْنُ وَ مَنْ مَعَهُ أَمَرَ اللَّهُ الْبَحْرَ فَانْطَبَقَ عَلَيْهِمْ فَغَرَّقَهُمْ أَجْمَعِينَ.
ادامه این حدیث ذیل آیه ۶۶ خواهد آمد.
۳) در منابع اهل سنت از ابوالدرداء روایت شده است که:
پیامبر ص بر دست خود میزد، و از بنیاسرائیل و یقین و باوری که داشتند، اظهار شگفتی میکرد که هنگامی که به دریا رسیدند و دشمنشان نیز به آنها رسید، نزد موسی ع آمدند و به او گفتند: دشمن به ما رسیده است، تو چه دستوری دادهای؟ گفت: «به من دستور داده شده که همینجا فرود آیم؛ یا پروردگارم فتحی [= گشایشی یا پیروزیای] برایم پیش میآورد و آنان را شکست میدهد، یا این دریا را برایم میشکافد.» پس گروهی از آنان به راه افتادند تا اینکه در میان دریا ایستادند. پروردگار متعال به موسی فرمود که به دریا بزن. پس [موسی] ضربهای زد و دریا بهصدا درآمد، همانگونه که عرش بهصدا درمیآید. سپس بار دوم زد و باز همینگونه شد، سپس بار سوم زد و دریا شکافته شد. فرمودند: این [شکافتن دریا] از اقتدار و قدرت موسی نبود. سپس از دریا گذر کردند. و شنیده نشده است که قومی گناهشان بزرگتر و توبهشان سریعتر از آنان باشد!
المتفق و المفترق (خطیب بغدادی)، ج2، ص1264؛ الدر المنثور، ج5، ص89
أخبرنا الحسن بن أبي بكر أخبرنا عبد الله بن جعفر ابن درستويه حدثنا يعقوب بن سفيان حدثنا أبو يعقوب إسحاق بن إبراهيم بن العلاء بن الضحاك حدثنا عبد الله بن رجاء الربعي ثم الشيباني عن شرحبيل بن الحكم عن أبي عائذ عن جبير بن نفير عن أبي الدرداء رضي الله عنه قال:
جعل النبي صلى الله عليه وعلى آله وسلم يصفق بيديه ويعجب من بني إسرائيل ويقينهم لما حضروا البحر وحضرهم عدوهم جاءوا موسى عليه الصلاة والسلام. فقالوا له: قد حضرنا العدو فماذا أمرت؟ قال: أن أنزل هاهنا فإما أن يفتح لي ربي ويهزمهم وإما أن يفرق لي هذا البحر. فانطلق نفر منهم حتى وقفوا في البحر. قال ربك تعالى لموسى: أن أضرب البحر فضرب فتأطط كما يتأطط العرش. ثم ضربه الثانية فمثل ذلك. ثم ضربه الثالثة فانصدع. فقال: هذا عن غير سلطان موسى. فأجاز البحر فلم يسمع بقوم أعظم ذنبا ولا أسرع توبة منهم.