دو حدیث اولی که ذیل آیات ۶۲ و ۶۳ خواهد آمد بدین آیه نیز مربوط است. اما احادیث دیگر:
۱) از امام باقر (علیهالسلام) درباره سخن خداوند «و بنیاسرائیل را از دريا گذرانديم، پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز، آنان را دنبال كردند، تا وقتى كه در شُرُفِ غرق شدن قرار گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويدهاند، نيست، و من از تسليمشدگانم.» (یونس/90) فرمودند:
بنیاسرائیل گفتند: «ای موسی! از خدا بخواه که برای ما از این وضعیتی که در آن هستیم، گشایشی پدید آورد.» پس موسی دعا کرد، و خداوند به او وحی فرمود که: «آنان را شبانه ببر.»
موسی گفت: «پروردگارا! دریا پیش روی آنهاست.»
خداوند فرمود: «برو! که من به دریا فرمان میدهم از تو فرمان ببرد و برایت شکافته شود.»
پس موسی با بنیاسرائیل بیرون رفت و فرعون از پی ایشان افتاد، تا آنکه نزدیک بود به آنها برسد. آنان [=بنیاسرائیل] به فرعون نگاه میکردند که بر سرشان سایه افکنده بود. موسی به دریا گفت: «برای من شکافته شو.»
دریا گفت: «هرگز چنین نخواهم کرد.» و بنیاسرائیل به موسی گفتند: «ما را فریب دادی و به هلاکت کشاندی. کاش ما را رها میکردی تا آل فرعون ما را به بندگی میگرفتند، و اکنون بیرون نیامده بودیم تا کشته شویم.»
«[موسی] گفت: چنین نیست؛ همانا پروردگار من با من است و بهزودی مرا هدایت خواهد کرد.» (سوره شعراء/ ۶۲)
و آنچه [=رفتاری که] توده قوم با موسی میکردند بر او سخت گران آمد، و گفتند: «ای موسی! بیتردید ما حتما گرفتارشدگانیم!» (شعراء/۶۱) [و افزودند:] «تو گمان کردی که دریا برای ما شکافته میشود تا بگذریم و برویم، درحالیکه فرعون و قومش ما را در رسیدهاند، و اینان همانها هستند که میبینی نزدیک ما شدهاند.»
پس موسی پروردگارش را خواند، و خداوند به او وحی فرمود: «که عصایت را بر دریا بزن.» (سوره شعراء/ ۶۳) پس او زد و دریا شکافته شد، موسی و یارانش رفتند تا از دریا گذشتند، و آل فرعون [نیز] به آنان رسیدند...
تفسير القمي، ج1، ص315
وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ «وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً» إِلَى قَوْلِهِ «وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ» فَإِنَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ قَالُوا: يَا مُوسَى ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَجْعَلَ لَنَا مِمَّا نَحْنُ فِيهِ فَرَجاً. فَدَعَا فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنْ سِرْ بِهِمْ.
قَالَ: يَا رَبِّ الْبَحْرُ أَمَامَهُمْ.
قَالَ: امْضِ فَإِنِّي آمُرُهُ أَنْ يُطِيعَكَ وَ يَنْفَرِجَ لَكَ.
فَخَرَجَ مُوسَى بِبَنِي إِسْرَائِيلَ وَ اتَّبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ حَتَّى إِذَا كَادَ أَنْ يَلْحَقَهُمْ وَ نَظَرُوا إِلَيْهِ وَ قَدْ أَظَلَّهُمْ، قَالَ مُوسَى لِلْبَحْرِ: انْفَرِجْ لِي.
قَالَ: مَا كُنْتُ لِأَفْعَلَ. وَ قَالَ بَنُو إِسْرَائِيلَ لِمُوسَى: غَرَرْتَنَا وَ أَهْلَكْتَنَا فَلَيْتَكَ تَرَكْتَنَا يَسْتَعْبِدُنَا آلُ فِرْعَوْنَ وَ لَمْ نَخْرُجْ الْآنَ نُقْتَلُ قَتْلَةً.
«قالَ: كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ». وَ اشْتَدَّ عَلَى مُوسَى مَا كَانَ يَصْنَعُ بِهِ عَامَّةُ قَوْمِهِ وَ قَالُوا: يَا مُوسَى «إِنَّا لَمُدْرَكُونَ»، زَعَمْتَ أَنَّ الْبَحْرَ يَنْفَرِجُ لَنَا حَتَّى نَمْضِيَ وَ نَذْهَبَ وَ قَدْ رَهِقَنَا فِرْعَوْنُ وَ قَوْمُهُ وَ هُمْ هَؤُلَاءِ تَرَاهُمْ قَدْ دَنَوْا مِنَّا.
فَدَعَا مُوسَى رَبَّهُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ «أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ» فَضَرَبَهُ «فَانْفَلَقَ» الْبَحْرُ فَمَضَى مُوسَى وَ أَصْحَابُهُ حَتَّى قَطَعُوا الْبَحْرَ وَ أَدْرَكَهُمْ آلُ فِرْعَوْنَ.
ادامه این حدیث ذیل آیه ۶۴ و ۶۶ خواهد آمد.
۲) از امام کاظم ع از پدرانشان روایت ذکر شده که امیرالمومنین ع در گفتگویی با یک عالم یهودی توضیح می دهند که چگونه پیامبر اکرم ص همه فضیلتهای پیامبران قبلی را داشتند، به اضافه فضیلتهایی اختصاصی؛ که فرازهایی از آن قبلا در مقدمه همین سوره (جلسه ۱۲۱۵ https://yekaye.ir/introduction-to-ash-shuara/) ونیز ذیل آیات ۳۲ و ۳۳ گذشت.
در فراز دیگری از آن آمده است:
يهودى گفت: اين حضرت موسى عليه السّلام است كه راهى از ميان دريا برايش گشوده شد، آیا با محمد ص [نیز] چیزی از این قسم انجام شد؟»
حضرت علی عليه السّلام فرمودند: همين طور است، [اما] به حضرت محمد ص چیزی برتر از این داده شد. ما با ایشان به [سوی] حنین بیرون رفتیم، و ناگاه به درّهای رسیدیم که سيل همه جا را گرفته بود. عمق آن را اندازه گرفتیم، و چهارده قامت بود. [اصحاب] گفتند: یا رسول الله! دشمن پشت سر ماست و وادى پرسيل پیش روی ما، همانگونه که اصحاب موسی گفتند: «بیتردید ما حتما گرفتارشدگانیم!» (شعراء/۶۱) پس رسول الله ص از مركب پياده شد و دست به دعا برداشت و فرمود: «خدایا! همانا تو برای هر پیامبری نشانهای قرار دادی؛ پس قدرتت را به من بنما.» و [سپس] سوار مرکب شد، و لشکر عبور کرد در حالی که سمهای اسبان و شتران تر نشد، و پيروزمندانه از آنجا بازگشتيم.
الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج1، ص218
رُوِيَ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ: إِنَّ يَهُودِيّاً مِنْ يَهُودِ الشَّامِ وَ أَحْبَارِهِمْ كَانَ قَدْ قَرَأَ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ الزَّبُورَ وَ صُحُفَ الْأَنْبِيَاءِ ع وَ عَرَفَ دَلَائِلَهُمْ جَاءَ إِلَى مَجْلِسٍ فِيهِ أَصْحَابُ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ فِيهِمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ ابْنُ عَبَّاسٍ وَ ابْنُ مَسْعُودٍ وَ أَبُو سَعِيدٍ الْجُهَنِيُ فَقَالَ يَا أُمَّةَ مُحَمَّدٍ مَا تَرَكْتُمْ لِنَبِيٍّ دَرَجَةً وَ لَا لِمُرْسَلٍ فَضِيلَةً إِلَّا أَنْحَلْتُمُوهَا نَبِيَّكُمْ فَهَلْ تُجِيبُونِّي عَمَّا أَسْأَلُكُمْ عَنْهُ؟ فَكَاعَ الْقَوْمُ عَنْهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع: ...
... قَالَ لَهُ الْيَهُودِيُّ فَإِنَّ مُوسَى ع قَدْ ضُرِبَ لَهُ طَرِيقٌ فِي الْبَحْرِ فَهَلْ فُعِلَ بِمُحَمَّدٍ شَيْءٌ مِنْ هَذَا؟
فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع لَقَدْ كَانَ كَذَلِكَ وَ مُحَمَّدٌ أُعْطِيَ مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا خَرَجْنَا مَعَهُ إِلَى حُنَيْنٍ فَإِذَا نَحْنُ بِوَادٍ يَشْخُبُ فَقَدَّرْنَاهُ فَإِذَا هُوَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ قَامَةً فَقَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ الْعَدُوُّ وَرَاءَنَا وَ الْوَادِي أَمَامَنَا كَمَا قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ فَنَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ جَعَلْتَ لِكُلِّ مُرْسَلٍ دَلَالَةً فَأَرِنِي قُدْرَتَكَ وَ رَكِبَ ص فَعَبَرَتِ الْخَيْلُ لَا تَنْدَى حَوَافِرُهَا وَ الْإِبِلُ لَا تَنْدَى أَخْفَافُهَا فَرَجَعْنَا فَكَانَ فَتْحُنَا
ب. این واقعه به روایت امیرالمومنین ع (بدون اشاره به گفتگوی حضرت با یهودی) را ابن حمزه طوسی هم روایت کرده است.
الثاقب في المناقب، ص46.
عن عليّ عليه السلام، قال: «خرج رسول اللّه (ص) إلى حنين ، فإذا هو بواد يشخب، فقدّرناه فإذا هو قدر أربع عشرة قامة، فقالوا: يا رسول اللّه، العدوّ من وراثنا، و الوادي أمامنا؛ كما قال أصحاب موسى عليه السلام: إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ، فنزل رسول اللّه (ص) فقال: اللهم إنّك جعلت لكلّ نبيّ مرسل دلالة، فأرني قدرتك. فركب (ص)، و عبرت الخيل لا تندى حوافرها، و الإبل لا تندى أخفافها، و رجعنا، فكان فتحنا».
ج. قطب الدین راوندی نیز عین این واقعه را در خصوص مسیر جنگ خیبر روایت کرده (که البته امکان دارد اشتباه نگارش نسخه باشد و ناسخ بین دو کلمه «حنین» و «خیبر» اشتباه کرده باشد) و در ادامهاش افزودهای دارد که ظاهرا این توضیح از خود وی است نه ادامه حدیث امام علی ع؛ در ادامه مذکور آمده است:
سپس خداوند هنگامی که عمرو بن معدیکرب لشکر اسلام را در مدائن از دریا گذر می داد نیز همین واقعه رخ داد؛
الخرائج و الجرائح، ج1، ص54
أَنَّ عَلِيّاً ع قَالَ لَمَّا خَرَجْنَا إِلَى خَيْبَرَ فَإِذَا نَحْنُ بِوَادٍ مَلْآنَ مَاءٍ فَقَدَّرْنَاهُ أَرْبَعَ عَشْرَةَ قَامَةً فَقَالَ النَّاسُ يَا رَسُولَ اللَّهِ الْعَدُوُّ مِنْ وَرَائِنَا وَ الْوَادِي أَمَامَنَا كَمَا «قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ قالَ كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ» فَنَزَلَ ص ثُمَّ قَالَ اللَّهُمَّ إِنَّكَ جَعَلْتَ لِكُلِّ مُرْسَلٍ عَلَامَةً فَأَرِنَا قُدْرَتَكَ فَرَكِبَ ص وَ عَبَرَتِ الْخَيْلُ وَ الْإِبِلُ لَا تَتَنَدَّى حَوَافِرُهَا وَ أَخْفَافُهَا فَفَتَحُوهُ.
ثُمَّ أُعْطِيَ بَعْدَهُ فِي أَصْحَابِهِ حِينَ عُبُورِ عَمْرِو بْنِ مَعْدِيكَرِبَ الْمَدَائِنَ وَ الْبَحْرَ بِجَيْشِهِ
الخرائج و الجرائح، ج2، ص912
و إن موسى ضرب البحر بعصاه فَانْفَلَقَ فكان آية فَمُحَمَّدٌ ص لَمَّا خَرَجَ إِلَى خَيْبَرَ إِذَا هُوَ بِوَادٍ يَشْخَبُ فَقَدَّرُوهُ أَكْثَرَ مِنْ أَرْبَعَ عَشْرَةَ قَامَةً وَ الْعَدُوُّ مِنْ وَرَائِهِمْ فَقَالَ النَّاسُ «إِنَّا لَمُدْرَكُونَ» قالَ كَلَّا فَدَعَا وَ عَبَرَتِ الْخَيْلُ وَ الْإِبِلُ عَلَى الْمَاءِ لَا تَنْدَى حَوَافِرُهَا وَ أَخْفَافُهَا.
وَ لَمَّا عَبَرَ عَمْرُو بْنُ مَعْدِيكَرِبَ بِعَسْكَرِ الْإِسْلَامِ بِالْبَحْرِ بِالْمَدَائِنِ كَانَ كَذَلِكَ.
د. در نقل ابن شهر آشوب نیز واقعه به عنوان مسیر خیبر ثبت شده و در ادامهاش افزوده است:
در روایت اَنَس [آمده] که: آسمان سه روز و شبهایش بر وادی «الخُزّان» باران بارید. پس گفتند: «ای رسول خدا! [این] حادثهای هولناک است.» پس فرمود: «ای مردم! دنبال من حرکت کنید.» و من [=راوی] آخرین نفرِ مردم بودم، و همانا دیدم که آب سم شتران را تر نکرد.
مناقب آل أبي طالب عليهم السلام (لابن شهرآشوب)، ج1، ص220-۲۲۱
قَوْلُهُ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ.
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع: خَرَجْنَا مَعَهُ يَعْنِي النَّبِيَّ ع إِلَى خَيْبَرَ فَإِذَا نَحْنُ بِوَادٍ يَشْخَبُ فَقَدَّرْنَاهُ فَإِذَا هُوَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ قَامَةً. فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ الْعَدُوُّ مِنْ وَرَائِنَا وَ الْوَادِي أَمَامَنَا كَمَا «قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ». فَنَزَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُمَّ إِنَّكَ جَعَلْتَ لِكُلِّ مُرْسَلً دَلَالَةً فَأَرِنِي قُدْرَتَكَ» وَ رَكِبَ. فَعَبَرَتِ الْخَيْلُ لَا تَنْدَى حَوَافِرُهَا وَ الْإِبِلُ لَا تَنْدَى أَخْفَافُهَا. فَرَجَعْنَا فَكَانَ فَتَحَهَا.
وَ فِي رِوَايَةِ أَنَسِ: أَنَّهُ مَطَرَتِ السَّمَاءُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ وَ لَيَالِيَهَا بِوَادِي الْخُزَّانِ. فَقَالُوا: يَا رَسُولَ اللَّهِ هَوْلٌ عَظِيمٌ. فَقَالَ أَيُّهَا النَّاسُ اتَّبِعُونِي وَ كُنْتُ آخِرَ النَّاسِ وَ لَقَدْ رَأَيْتُ الْمَاءِ مَا بَلَّ أَخْفَافَ الْإِبِلِ.