سوره الشعراء - آیه 59

۱۲۷۳) سوره شعراء (۲۶) آیه ۵۹ کَذٰلِکَؐ وَ اَوْرَثْنـٰهاٰ بَنٖی إِسْرٰءٖیلَ ۱۵ ربیع‌الثانی ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۷/۰۵

چنین بود، و آن را به بنی‌‌اسرائیل به ارث دادیم.

أَوْرَثْناها

قبلا بیان شد که ماده «ورث» به معنای آن است که چیزی از آنِ کسی باشد و [با مرگش] به دیگری منتقل گردد؛ و به همین مناسبت گاه در جایی که انسان چیزی را بدون زحمت تصاحب کند (مثلا در آیه: «لا یحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ كَرْهاً: جایز نیست که از زنان به زور ارث ببرید» (نساء/۱۹) ویا چیزی که کاملا آماده و مهیا به کسی واگذار شود (وَ تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِی أُورِثْتُمُوها: و این بهشتی است که آن را به ارث بردید؛ زخرف/۷۲) به کار می‌رود. هرچند، تعبیر «به ارث بردن بهشت» که در قرآن زیاد به کار رفته، شاید از این باب باشد که وراثت حقیقی آن است که انسان بعد از به دست آوردن میراث، دیگر نه زحمتی دارد و نه قرار است در قبال آنچه به ارث برده حساب و کتابی پس دهد...

«وارث» اسم فاعل این ماده و به معنای کسی است که ارث می‌برد: «عَلَى الْوارِثِ مِثْلُ ذلِک» (بقره/۲۳۳) و جمع آن هم به صورت جمع سالم: «أُولئِكَ هُمُ الْوارِثُونَ» (مومنون/10)، «نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ» (قصص/5) و هم به صورت «ورّاث» و «ورثة»: «وَ اجْعَلْني‏ مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعيمِ» (شعراء/85) رایج است و کاربرد آن به صورت اسم مفعول «مَوْرُوث» هم برای مالی است که به ارث گذاشته می‌شود و هم برای شخصی که می‌میرد و ارثی برجای می‌گذارد. ...

این ماده با رفتن به باب افعال و تفعیل متعدی به دو مفعول می‌شود که در قرائت عاصم به روایت حفص فقط کاربرد آن در باب افعال مشاهده می‌شود: «وَ أَوْرَثْناها بَني‏ إِسْرائيلَ» (شعراء/59)، «وَ أَوْرَثَكُمْ أَرْضَهُم» (احزاب/۲۷)؛ هرچند در برخی قراءات دیگر چنین کاربردی مشاهده می‌شود ...

جلسه ۲۶۱ http://yekaye.ir/al-hegr-15-23/

بَنی إِسْرٰءٖيلَ۱


  1. . تقدم حكم الهمز في إسرائيل في الآية / ۱۷ من هذه السورة (معجم القراءات، ج۶، ص٤٢٣)↩

۱) از امام صادق ع حدیثی درباره درباره ورود حضرت موسی ع بر فرعون و وقایعی که رخ داد گذشت؛ فراز اول آن ذیل آیه ۱۶ (حدیث۴ جلسه ۱۲۳۰ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-016/) و فراز دوم آن ذیل آیه ۳۴ (حدیث۲ جلسه ۱۲۴۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-034/) و فراز سوم آن ذیل آیه ۵۲ حدیث۲ (https://yekaye.ir/ash-shuara-026-052/) بود. در ادامه‌اش آمده است:

... سپس بنی‌اسرائیل خانه‌ها و اموال خود را به ارث بردند و چنان بود که یک مرد خانه‌های بسیاری را در اختیار می‌گرفت و زنان بسیاری پیدا می‌کرد.

قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي)، ص155

عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

... ثُمَّ وَرِثَ بَنُو إِسْرَائِيلَ دِيَارَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ فَكَانَ الرَّجُلُ يَدُورُ عَلَى دُورٍ كَثِيرَةٍ وَ يَدُورُ عَلَى النِّسَاء.

۲) در منابع اهل سنت از رسول الله ص روایت شده که فرمودند:

خداوند به ستمگر مهلت می‌دهد؛ اما هنگامی که او را بگیرد، دیگر رهایش نمی‌کند. سپس این آیه را خواندند: «و اين گونه بود [به قهر] گرفتن پروردگارت، وقتى شهرها را در حالى كه ستمگر بودند [به قهر] می‌گرفت. آرى [به قهر] گرفتن او دردناك و سخت است.» (هود/102)

صحيح البخاري، ج4، ص1726

حَدَّثَنَا صَدَقَةُ بْنُ الْفَضْلِ: أَخْبَرَنَا أَبُو مُعَاوِيَةَ: حَدَّثَنَا بُرَيْدُ بْنُ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي بُرْدَةَ، عَنْ أَبِي مُوسَى رضي الله عنه قَالَ:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: إِنَّ اللَّهَ لَيُمْلِي لِلظَّالِمِ، حَتَّى إِذَا أَخَذَهُ لَمْ يُفْلِتْهُ. قَالَ: ثُمَّ قَرَأَ: «وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ.»

۳) از امیرالمومنین روایت شده است که فرمودند:

ای مردم، تقوای خدایی را در پیش گیرید که اگر سخن گویید می‌شنود، اگر در دل پنهان کنید می‌داند، و حواستان به مرگ باشد که اگر بگریزید به شما می‌رسد و اگر بمانید شما را درمی‌یابد. و اگر فراموشش کنید شما را به یاد دارد.

نهج‌البلاغه، حکمت۲۰۳؛ روضة الواعظين، ج‏2، ص437

وَ قَالَ ع:

أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِنْ قُلْتُمْ سَمِعَ وَ إِنْ أَضْمَرْتُمْ عَلِمَ وَ بَادِرُوا الْمَوْتَ الَّذِي إِنْ هَرَبْتُمْ أَدْرَكَكُمْ وَ إِنْ أَقَمْتُمْ أَخَذَكُمْ وَ إِنْ نَسِيتُمُوهُ ذَكَرَكُمْ

ب. حلوانی این را به عنوان فرازی از یکی از خطبه‌های امیرالمومنین ع به روایت ابن عباس آورده است با این افزوده که ابن عباس بعد از نقل این فراز گفته است:

این سخنان گویی فرازی از قرآن بود که از آسمان نازل شده است!

نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص44

وَ قَالَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ رَحِمَهُ اللَّهُ، وَ قَدْ سَمِعَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً عَلَيْهِ السَّلَامُ يَخْطُبُ، وَ يَقُولُ فِي خُطْبَتِهِ:

«اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِنْ قُلْتُمْ سَمِعَ، وَ إِنْ أَضْمَرْتُمْ عَلِمَ وَ بَادِرُوا (إِلَى الْمَوْتِ) الَّذِي إِنْ هَرَبْتُمْ أَدْرَكَكُمْ، وَ إِنْ وَقَفْتُمْ أَخَذَكُمْ، وَ إِنْ نَسِيتُمُوهُ ذَكَرَكُمْ» كَأَنَّهُ قُرْآنٌ نَزَلَ مِنَ السَّمَاء.

ج. سید رضی در کتاب دیگرش ظاهرا همین حدیث را با اندک تفاوتی بدین صورت نقل شده است:

ای مردم، تقوای خدایی را در پیش گیرید که اگر سخن گویید می‌شنود، اگر در دل پنهان کنید می‌داند، و اگر نهان دارید ثبت می‌کند؛ خدایی که اگر بگریزید به شما می‌رسد و اگر بمانید شما را درمی‌یابد.»

خصائص الأئمة عليهم السلام (خصائص أمير المؤمنين عليه السلام)، ص115

أَيُّهَا النَّاسُ، اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِنْ قُلْتُمْ سَمِعَ، وَإِنْ أَضْمَرْتُمْ عَلِمَ، وَإِنْ أَسْرَرْتُمْ عَلَيْهِ كَتَبَ، وَالَّذِي إِنْ هَرَبْتُمْ أَدْرَك، وَإِنْ أَقَمْتُمْ أَخَذَ.

۱) «كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها بَني‏ إِسْرائيل‏»

کلمه «کذلک» در ابتدای این آیه یک نحوه جمع‌بندی مطالب قبل بود. در آیات قبل بیان شد که فرعونیان برای تار و مار کردن حضرت موسی و پیروانش راه خروج از شهر را در پیش گرفتند، اما در حقیقت این خداوند بود که آنها را از آن بوستانها و چشمه‌سارهایی که در آن می‌زیستند و نیز از اندوخته‌های گرانبها و اقامتگاه‌های ارزشمندی که داشتند بیرون برد.

حالا یک کلمه می‌فرماید: این چنین بود؛‌ یعنی داستان آنها همین بود که گفته شد؛ و ادامه می‌دهد که ما بنی‌اسرائیل را وارث آنها ساختیم؛ که عمده مفسران از این آیه برداشت کرده‌اند که خداوند سبحان بعد از غرق فرعونیان بنی‌اسرائیل را به مصر برگرداند و جمیع آنچه در اختیار فرعون و قومش بود در اختیار آنان قرار گرفت (مجمع البيان، ج‏7، ص300۱)؛ ‌هرچند در برخی کتب تفسیر قولی هم (بدون اشاره به قائل آن) نقل شده که مدعی است آنان به شام رفتند و بعدا در زمان حضرت سلیمان مصر را به دست گرفتند (البحر المحيط، ج‏8، ص159۲).۳

۲) «كَذلِكَ ...‏»

چنانکه اشاره شد تعبیر «کذلک» یک جمع‌بندی از داستان است؛ شاید محور این جمع‌بندی این باشد که ببینید که فرعون ادعا کرد که «وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ»، و با ادعای آمادگی و مراقبت، درصدد تحریک مردم و بسیج نیروها علیه موسی علیه‌السلام برآمد؛ اما این حذر، در برابر تدبیر الهی بی‌اثر ‌ماند و آنان سرانجام به همان چیزی گرفتار شدند که از آن بیم داشتند: «وَنُرِيَ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُمْ مَا كَانُوا يَحْذَرُونَ». این مضمون با حدیث نبوی «إِنَّ اللَّهَ لَيُمْلِي لِلظَّالِمِ، حَتَّى إِذَا أَخَذَهُ لَمْ يُفْلِتْهُ» هماهنگ است (حدیث۲)؛ یعنی قدرت و فرصت‌یابی ظالم، هرگز به معنای رهایی او از کیفر الهی نیست.


  1. . «كَذلِكَ» أي كما وصفنا لك أخبارهم «وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ» و ذلك إن الله سبحانه رد بني إسرائيل إلى مصر بعد ما أغرق فرعون و قومه و أعطاهم جميع ما كان لفرعون و قومه من الأموال و العقار و المساكن و الديار↩
  2. . و الظاهر أن قوله: وَ أَوْرَثْناها بَنِي إِسْرائِيلَ، أنهم ملكوا ديار مصر بعد غرق فرعون و قومه، لأنه اعتقب قوله: وَ أَوْرَثْناها: قوله: و فَأَخْرَجْناهُمْ، و قاله الحسن قال: كما عبروا النهر، رجعوا و ورثوا ديارهم و أموالهم. و قيل: ذهبوا إلى الشام و ملكوا مصر زمن سليمان.↩
  3. . با اینکه هیچ شاهدی بر مدعای این قول اقامه نشده، اما بر اساس حکایت این واقعه در سوره اعراف، این احتمال هست که برگشتن و مسلط شدن آنان بر مصر بلافاصله بعد از غرق شدن فرعونیان نبوده باشد، چرا که در آن سوره بعد از اشاره به عبور آنان از دریا، با حرف «ف» که دلالت بر ترتب بلافاصله دارد این حکایت را آورده که بر قومی صنم‌پرست گذشتند و از حضرت موسی ع خواستند که صمنی هم برای آنها قرار دهد (وَ جاوَزْنا بِبَني‏ إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى‏ أَصْنام‏...؛ اعراف/۱۳۸) و بلافاصله بعد از آن سراغ حکایت گوساله‌پرستی آنان می‌رود و ... ؛
    و یک احتمال دیگر این است که مقصود از اینکه بنی‌اسرائیل وارث آن اموال شدند این بود که آن اموال همگی به آنها رسید ولی در عین حال ماموریت داشتند مهاجرتشان را ادامه دهند؛ یعنی برگشتند و آن مقدار از آن اموال را ممکن بود با خود برداشتند و دوباره از دریا گذشتند و به ادامه مسیر خود رفتند.
    ↩

نظرات کاربران

ثبت نظر