سوره الشعراء - آیه 58

۱۲۷۲) سوره شعراء (۲۶) آیه ۵۸ وَکُنُوزٍ وَ مَقاٰمٍ کَرٖیمٍ ۱۴ ربیع‌الثانی ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۷/۰۴

و اندوخته‌های گرانبها و اقامتگاهی ارزشمند؛

كُنُوزٍ

قبلا بیان شد که ماده «کنز» در اصل بر «جمع شدن چیزی» و روی هم انبار شدن آن دلالت دارد و برخی افزوده اند جمع شدنی به قصد حفظ کردن و باقی ماندن آن.

بدین ترتیب «كَنْز» (هود/12؛ فرقان/8؛ کهف/82) به معنای ثروت فراوان ذخیره شده است (در فارسی: گنج) که جمع آن «كُنُوز» (قصص/76؛ شعراء/58) می‌باشد.

این کلمه به صورت فعل هم به کار رفته که به معنای انباشتن پول و ثروت می‌باشد (وَ الَّذينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ، توبه/34؛ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ، توبه/35)

جلسه۶۶۳ https://yekaye.ir/al-kahf-18-82/

در اینجا فقط می‌افزاییم که مرحوم طبرسی توضیح داه است که «کنوز» اموال ارزشمندی است که در یک جایگاه عمیق در زمین روی هم انباشته شود و از تعبیر «کناز التمر» که به انباشتن خرماها بر روی هم طالاق می‌شود اخذ شده است (مجمع البيان، ج‏7، ص299۱).

مَقامٍ

درباره ماده «قوم» ذیل آیه ۱۰ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/

فقط یادآوری می‌شود که «مَقام» به معنای مکانی است که شخص در آن جا می‌ایستد [یا اقامت می‌کند]، معادل کلمه «جایگاه» (لا مَقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا، أحزاب/13؛ إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ‏، دخان/51)، که به «جایگاه» از آن جهت که در آن می‌ایستند «مقام»؛ و از آن جهت که در آن می‌نشینند «مَقعد» (في‏ مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَليكٍ مُقْتَدِر؛ قمر/55) گفته می‌شود.

كَريمٍ

درباره ماده «کرم»‌ قبلا ذیل آیه ۷ توضیح داده شد. جلسه۱۲۲۲ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-007/


  1. . و الكنوز الأموال المخباة في مواضع غامضة من الأرض بعضها على بعض و منه كناز التمر و غيره مما يعبأ بعضه على بعض↩

كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَريمٍ / كُنُوزٌ وَ مَقامٌ كَريمٌ

در اغلب قراءات مشهور این سه کلمه به همین صورت مجرور قرائت شده که عطف به «جنات و عیون» است؛

اما در یکی از قراءات غیرمشهور (اعرج) به صورت مرفوع (كُنُوزٌ وَ مقامٌ كَريمٌ) قرائت شده است که جمله استینافیه است.

المغني في القراءات، ص۱۳۷۶۱

مَقَامٍ / مُقَامٍ

در عموم قراءات مشهور حرف اول این کلمه به صورت مفتوح قرائت شده است: «مَقَامٍ»

اما در برخی قراءات غیرمعروف (قتاده و اعرج و ابن سمیفع یمانی) به صورت مضموم قرائت شده است: «مُقَامٍ» که اسم مکان از فعل أقام است (مکان اقامت)

معجم القراءات، ج۶، ص٤٢٢۲؛ المغني في القراءات، ص۱۳۷۶۳


  1. . القراءة المعروفة : «وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَريمٍ» بجرّ الزَّايِ والميمين.
    ابن هرمز الأعرج: «وكنوزٌ ومَقَامٌ» برفع الزَّايِ والميم.
    ↩
  2. . قراءة الجماعة «مَقام» بفتح الميم من «قام».
    . وقرأ قتادة والأعرج وابن السميفع «مُقام» بضم الميم من «أقام»، وهو مكان الإقامة.
    ↩
  3. . اليماني: كقراءة العامة، إلا أنه (مُقامٍ) بضم الميم الأولى، وكذا في الدُّخَانِ.↩

۱) در ادامه همان حدیثی از امام باقر ع که عبارت «لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ» (ذیل آیه۵۴، حدیث۱ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-054 ) و «وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ» (ذیل آیه ۵۶ حدیث۱ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-056/) را توضیح دادند آمده است:

و اما اینکه فرمود «و مقام کریم» یعنی مسکن‌های نیکو.

تفسير القمي، ج‏2، ص122

وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ: لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ يَقُولُ عَصَبَةٌ قَلِيلَةٌ وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ يَقُولُ مُؤَدُّونَ فِي الْأَدَاةِ وَ هُوَ الشَّاكُّ فِي السِّلَاحِ‏ و أما قوله «وَ مَقامٍ كَرِيمٍ» يقول: مساكن حسنة.

تبصره: مصححان کتاب تفسیر قمی - و نیز در تفسیر صافی و تفسير نور الثقلين (ج‏4، ص53) و تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، (ج‏9، ص476) - ظاهرا این عبارت را به مثابه توضیح خود مرحوم قمی قلمداد کرده‌اند، (لذا در این تفاسیر متاخر هم آن را در ادامه حدیث فوق که از تفسیر قمی ذکر کرده‌اند، نیاورده‌اند)، اما در تفسیر برهان (ج‏4، ص173) و بحار الأنوار (ج‏13، ص108) آن را تتمه کلام امام باقر ع قلمداد کرده‌اند.

۲) نصر بن مزاحم درباره مسیر حرکت امام علی ع به سمت صفین بعد از آنکه حضرت از کربلا عبور می‌کنند و وقایع کربلا را پیش‌بینی می‌کنند آورده است:

سپس به سمت ساباط حرکت کرد تا به شهر بَهُرَسیر رسید. در آنجا مردی از یارانش به نام حر بن سهم بن طریف از قبیله ربیعه بن مالک به ویرانه‌های کسری خیره شده بود و سخنان ابن یعفور تمیمی را می‌خواند:

«بادها بر جای خانه‌هایشان وزیده‌اند / گویی دیداری از پیش تعیین‌شده داشته‌اند.»

حضرت علی ع فرمودند: چرا نگفتی: «چه بسیار بوستان‌ها و چشمه‌ساران، کشتزارها و خانه‌های باشکوه و نعمت‌هایی را که از خود به جا گذاشتند که در آنها شادمان بودند؟ چنین شد و ما آنها را به قومی دیگر به ارث دادیم. نه آسمان بر آنها گریست و نه زمین و نه به آنها مهلت داده شد.» (دخان/۲۵-۲۹) به راستی، اینها وارث بودند، بلکه از آنها به ارث برده شد. به راستی، این مردم از نعمت‌هایی که به آنها داده شده بود، سپاسگزاری نکردند، بنابراین با نافرمانی از اموال دنیوی خود محروم شدند. از ناسپاسی نعمت‌ها برحذر باشید، که مبادا نقمت‌ها بر شما نازل شود.

وقعة صفين، ص142؛ كنز الفوائد، ج‏1، ص315؛ شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج‏3، ص202

قَالَ نصر: ثُمَّ مَضَى نَحْوَ سَابَاطَ حَتَّى انْتَهَى إِلَى مَدِينَةِ بَهُرَسِيرَ وَ إِذَا رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِهِ يُقَالُ لَهُ حُرُّ بْنُ سَهْمِ بْنِ طَرِيفٍ مِنْ بَنِي رَبِيعَةَ بْنِ مَالِكٍ‏ يَنْظُرُ إِلَى آثَارِ كِسْرَى وَ هُوَ يَتَمَثَّلُ قَوْلَ ابْنِ يَعْفُرَ التَّمِيمِيِ:

«جَرَتِ الرِّيَاحُ عَلَى مَكَانِ دِيَارِهِمْ‏ / فَكَأَنَّمَا كَانُوا عَلَى مِيعَادٍ»

فَقَالَ عَلِيٌّ: أَ فَلَا قُلْتَ: «كَمْ‏ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ»‏ إِنَّ هَؤُلَاءِ كَانُوا وَارِثِينَ فَأَصْبَحُوا مَوْرُوثِينَ إِنَّ هَؤُلَاءِ لَمْ يَشْكُرُوا النِّعْمَةَ فَسُلِبُوا دُنْيَاهُمْ بِالْمَعْصِيَةِ إِيَّاكُمْ وَ كُفْرَ النِّعَمِ لَا تَحُلَّ بِكُمُ النِّقَمُ.

۱) «وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَريمٍ»

ذیل آیه قبل اشاره شد که فرعونیان خیال می‌کردند خودشان برنامه‌ای برای تار و مار کردن حضرت موسی و پیروانش دارند و به همین جهت راه خروج از شهر را در پیش گرفته‌اند، اما خداوند در این آیات نشان می‌دهد که آنها درون برنامه الهی رفتار می‌کردند؛ در آیه قبل اشاره کرد به اینکه خداوندآنها را از آن بوستانها و چشمه‌سارهایی که در آن می‌زیستند بیرون کرد، و در این آیه اضافه می‌کند که همچنین آنها را از اندوخته‌های گرانبها و اقامتگاه‌های ارزشمندی که داشتند بیرون برد.

لازم به ذکر است که مفاد این آیه با اندک تفاوتی در سوره دخان هم مورد توجه واقع شده است، آنجا که درباره همین فرعونیان می‌فرماید: «كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ؛ وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَريم‏» (دخان/25)؛ فقط در آنجا به جای بیرون شدن از «کنوز: گنج‌ها و اندوخته‌های گرانبها»، به رها کردن و باقی گذاشتنِ «زروع: کشتزارها» اشاره می‌کند.

۲) «وَ كُنُوزٍ»

مقصود از «کنوز» چیست؟

الف. گنجینه‌ها و گنج‌های دفن شده است (مجمع البيان، ج‏7، ص300۱).

ب. ثروت‌هایی هستند که آنها هدر دادند. و از مجاهد نقل کرده که آنها را «کنز» [= کنجی که زیر خاک مدفون است] نامید زیرا در طاعت خدا خرج نشدند (البحر المحيط، ج‏8، ص158۲). در واقع، چه‌بسا قرآن کریم با این تعبیر می‌خواهد اشاره کند همین که کسی ثروتی را می‌اندوزد اما آن را صرفا نگه می‌دارد و از آن برای رشد حقیقی خود درست استفاده نمی‌کند همانند کسی است که گنجی را زیر خاک دفن کند و بمیرد و از آن استفاده نکند.

ج. از ضحاک نقل شده که مقصود از آن «نهرها و رودخانه‌ها» می باشد. اما بر او خرده گرفته‌اند که کلمه «عیون» (چشمه‌سارها) که در آیه قبل آمد شامل این می‌شود (البحر المحيط، ج‏8، ص158۳).

د. گفته شده: گنج‌های واقع در کوه مُقطَّم [کوهی در شرق قاهره کنونی] و معادن آن است. و از ابن عطیه نقل شده که تاکنون باقی مانده است. ابوحیان بعد از اشاره به این قول، توضیح می‌دهد که اهل مصر در زمان ما بر اساس این ادعا بشدت دنبال این گنج‌ها هستند و مبالغ هنگفتی را صرف حفاری در این مکان‌ها می‌کنند، اما چیزی جز خاک ویا سنگ آهکی که کوه‌های مقطم از آن تشکیل شده‌اند، نمی‌یابند و بسیاری از آنها ثروت خود را در این راه خرج می‌کنند تا زمانی که فقیر شوند. وی اشاره می‌کند که من تا زمان نگارش این مطالب حدود چهل و پنج سال است که در میان آن‌ها زندگی می‌کنم، و هیچ یک از آن‌ها را نمی‌شناسم که چیزی جز فقر به دست آورده باشد و توضیح می‌دهد که چگونه اهل مغرب [= مراکش] در این زمینه سر مصریان کلاه می‌گذارند (البحر المحيط، ج‏8، ص158۴).

ه. ...

۳) «فَأَخْرَجْناهُمْ مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُون‏؛ وَ كُنُوزٍ وَ مَقامٍ كَريمٍ»

واضح است که «کنوز» عطف به «جنات» است، یعنی «أَخْرَجْناهُمْ مِنْ كُنُوزٍ». تعبیر بیرون بردن آنها از باغهایشان و نیز بیرون بردن از «مقام کریم» که در ادامه می‌آید، تعبیری کاملا مرسوم و متداول است. اما چرا در مورد «گنج‌ها» این تعبیر بیرون بردن از آنها را به کار برد؟

الف. چه‌بسا می‌خواهد اشاره کند که اینها چنان به آن ثروت و دارایی‌هایشان (آن هم ثروتی که آن را در کار خیر به کار نبسته بودند که باقیات صالحاتی برایشان شود) دل بسته بودند که گویی همان گونه که آنها را از دل باغها و خانه‌هایشان بیرون آوردیم از دل این ثروت هم بیرون آوردیم.

ب. چه‌بسا می‌خواهد این جدایی اموال و ثروت از انسان را به معنای عمیقش گوشزد کند. یعنی اینها دارند به سمت مرگ و هلاکت می‌روند و هرکس با مردن از دارایی‌هایش جدا می‌شود و در واقع از آنها کنده می‌شود و بیرون می‌آید و می‌خواهد این کنده شدن و بیرون رفتن از دارایی‌های دنیوی بخوبی جلوی چشم مخاطب بیاورد.

ج. شاید با این تعبیر بیرون آوردن می‌خواهد اشاره کند که چنان این ثروتهایشان را از آنها گرفتیم که حتی وصیتی هم در خصوص نحوه مصرف آن برای بازماندگانشان نتوانستند بکنند.

د. ...

۴) ‌«وَ مَقامٍ كَرِيمٍ»

مقصود از «مقام کریم»‌ چیست؟

الف. خانه‌های شیک و گران‌قیمتی که در آن احساس بزرگی و کرامت می‌کردند (حدیث۱؛ مجمع البيان، ج‏7، ص300۵؛ البحر المحيط، ج‏8، ص15۹۶).

ب. جایگاه‌ها و منبرهای خطباء (ابن عباس و ضحاک و مجاهد، به نقل مجمع البيان، ج‏7، ص300۷؛ البحر المحيط، ج‏8، ص158).

ج. مجالس امیران و روسا و اشراف که زیردستانشان در آنجا گرد ایشان جمع می‌شدند و به اوامر آنها عمل می‌کردند (به نقل مجمع البيان، ج‏7، ص300۸؛ البحر المحيط، ج‏8، ص158۹).

د. محل‌های بستن و نگهداری اسبان جنگی، زیرا رؤسا و فرماندهان، این اسبان را به‌طور ویژه برای خود اختصاص می‌دادند، هم به‌عنوان «عُدّه» (تجهیزات و آمادگی نظامی) و هم به‌عنوان «زینت» (نشانه شکوه و مقام)؛ پس جایگاهِ این اسبان، گرامی‌ترین جایگاهی شد که [پس از هلاکت قوم] رها گردید. (ماوردی، به نقل مجمع البيان، ج‏7، ص300۱۰؛ البحر المحيط، ج‏8، ص15۹۱۱).

ه. مقصود منطقه فیوم [در مصر] است (ابن لهیعه، به نقل البحر المحيط، ج‏8، ص158۱۲). فیوم نام سرزمینی حاصل‌خیز و آباد در غرب رود نیل و جنوب غرب قاهره است که در متون تاریخی و جغرافیایی اسلامی به‌عنوان یکی از مناطق بسیار باارزش مصر، با باغ‌ها، چشمه‌ها و زمین‌های کشاورزی فراوان شناخته می‌شود.

و. خاندان و نزدیکانی است که انسان در زمان پیری و ناتوانی (کَلَل) به آن‌ها تکیه می‌کند و آن‌ها مایه شرافت و عزّت او می‌شوند (به نقل البحر المحيط، ج‏8، ص159۱۳).

ز. ...


  1. . ثم أخبر سبحانه عن كيفية إهلاكهم بقوله «فَأَخْرَجْناهُمْ» يعني آل فرعون «مِنْ جَنَّاتٍ» أي بساتين «وَ عُيُونٍ» جارية فيها «وَ كُنُوزٍ» أي أموال مخبأة و خزائن و دفائن↩
  2. . . وَ كُنُوزٍ: هي الأموال التي خربوها. قال مجاهد: سماها كنوزا لأنه لم ينفق في طاعة اللّه قط.↩
  3. . و قال الضحاك: الكنوز: الأنهار. قال صاحب التحبير: و هذا فيه نظر، لأن العيون تشملهما.↩
  4. . و قيل: هي كنوز المقطم و مطالبه. قال ابن عطية: هي باقية إلى اليوم. انتهى.
    و أهل مصر في زماننا في غاية الطلب لهذه الكنوز التي زعموا أنها مدفونة في المقطم، فينفقون على حفر هذه المواضع في المقطم الأموال الجزيلة، و يبلغون في العمق إلى أقصى غاية، و لا يظهر لهم إلا التراب أو حجر الكذان الذي المقطم مخلوق منه، و أي مغربي يرد عليهم سألوه عن علم المطالب. فكثير منهم يضع في ذلك أوراقا ليأكلوا أموال المصريين بالباطل، و لا يزال الرجل منهم يذهب ماله في ذلك حتى يفتقر، و هو لا يزداد إلا طلبا لذلك حتى يموت. و قد أقمت بين ظهرانيهم إلى حين كتابة هذه الأسطر، نحوا من خمسة و أربعين عاما، فلم أعلم أن أحدا منهم حصل على شي‏ء غير الفقر و كذلك رأيهم في تغوير الماء. يزعمون أن ثم آبارا، و أنه يكتب أسماء في شقفة، فتلقى في البئر، فيغور الماء و ينزل إلى باب في البئر، يدخل منه إلى قاعة مملوءة ذهبا و فضة و جوهرا و ياقوتا. فهم دائما يسألون من يرد من المغاربة عمن يحفظ تلك الأسماء التي تكتب في الشقفة، فيأخذ شياطين المغاربة منهم مالا جزيلا، و يستأكلونهم، و لا يحصلون على شي‏ء غير ذهاب أموالهم، و لهم أشياء من نحو هذه الخرافات، يركنون إليها و يقولون بها، و إنما أطلت في هذا على سبيل التحذير لمن يعقل.
    ↩
  5. . و قيل المنازل الحسان التي كانوا مقيمين فيها في كرامة↩
  6. . قال النقاش: المساكن الحسان.↩
  7. . «وَ مَقامٍ كَرِيمٍ» أي منابر يخطب عليها الخطباء عن ابن عباس↩
  8. . و قيل هو مجالس الأمراء و الرؤساء التي كان يحف بها الأتباع فيأتمرون بأمرهم↩
  9. . و قال ابن عباس، و مجاهد، و الضحاك: هو المنابر للخطباء.↩
  10. . و قيل يريد مرابط الحيل لتفرد الرؤساء بارتباطها عدة و زينة فصار مقامها أكرم مقام متروك↩
  11. . و قيل: مرابط الخيل، حكاه الماوردي. و قرأ قتادة، و الأعرج: و مقام، بضم الميم من أقام كذلك. قال الزمخشري: يحتمل ثلاثة أوجه: النصب على أخرجناهم مثل ذلك الإخراج الذي وصفناه، و الجر على أنه وصف لمقام، أي و مقام كريم مثل ذلك المقام الذي كان لهم، و الرفع على أنه خبر لمبتدأ محذوف، أي الأمر كذلك. انتهى. فالوجه الأول لا يسوغ، لأنه يؤول إلى تشبيه الشي‏ء بنفسه، و كذلك الوجه الثاني، لأن المقام الذي كان لهم هو المقام الكريم، و لا يشبه الشي‏ء بنفسه.↩
  12. . و قوله تعالى: وَ مَقامٍ كَرِيمٍ. قال ابن لهيعة: هو الفيوم.↩
  13. . قيل: الأسرة في الكلل.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر