سوره الشعراء - آیه 56

۱۲۷۰) سوره شعراء (۲۶) آیه ۵۶ وَ اِنّـاٰ لَجَمٖیعٌ حـٰـذِرُونَ ۱۱ ربیع‌الثانی ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۷/۰۱

و همانا ما قطعا جماعتی آماده‌باش [اهل احتیاط] ایم.

لَجَميعٌ

درباره ماده «جمع» ذیل آیه ۳۹ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۵۳ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-039

حاذِرُونَ

«حذر» همان برحذر بودن است که در فارسی هم تعبیر می‌شود. ابن فارس اصل این ماده را به معنای اجتناب کردن و بیداری دانسته و به مکان دشوار و صعب‌العبور هم «حِذْرِيَةُ» گفته می‌شود به خاطر اینکه افراد خود را از عبور از آن برحذر می دارند. وی درباره دو قرائت «حاذرون» و «حذرون» در این آیه گفته است که اولی به معنای «متأهب» (آماده‌باش) و دومی به معنای «ترسان» است و (معجم المقاييس اللغة، ج‏2، ص37۱)؛ اما کسائی و مرحوم طبرسی و فراء فرق «حاذر» و «حَذِر» را در این دانسته که حاذر صرفا انجام دهنده «حذر» است (یعنی کسی که خود را از چیزی برحذر می‌دارد) اما «حَذِر» کسی است که گویی اساسا بر «حذر» سرشته شده است؛ و از سیبویه هم نقل شده که «حذر» صیغه مبالغه است؛ و البته ابوعبید بر این باور بوده که این دو کلمه تفاوت معنایی با هم ندارند (مجمع البيان، ج‏7، ص299۲؛ البحر المحيط، ج‏8، ص157۳).

راغب و مرحوم مصطفوی هم اصل ماده «حذر» و «حَذَر» را به معنی احتراز کردن و برحذر بودن از امری می‌داند که جای آن دارد که شخص بترسد و خود را از آسیب آن حفظ کند: «هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ‏» (منافقون/4)، «إِنَّ مِنْ‏ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ‏ فَاحْذَرُوهُمْ» ‏(تغابن/14)، «يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ سُورَة» (توبه/۶۴)، «حَذَرَ الْمَوْت» (بقره/۱۹ و ۲۴۳). مرحوم مصطفوی تأکید می‌کند که این دو قید (احتراز کردن و خوف) در این ماده لحاظ شده لذا به صرف احتراز کردن یا ترسیدن اطلاق نمی‌شود و تذکر داده که اموری همانند آماده شدن و بیدار بودن و ... از لوازم این اصل است نه معنای آن. وی تذکر می دهد که «حِذر» اسم مصدر از این ماده است «خُذُوا حِذْرَكُمْ‏» (نساء/71) به معنای چیزی که از مصدر «حَذَر» حاصل می‌شود و به تعبیر راغب همان سلاح و اموری است که با برداشتن آ»ها شخص می‌تواند برحذر بودن خودش را تأمین کند و نتیجه این برحذر بودن آمادگی و احتیاط و توجه و عدم غفلت است (مفردات ألفاظ القرآن، ص223۴؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏2، ص182-183۵).

اما حسن جبل برخلاف بقیه با اشاره به کاربرد این کلمه «حَذر» به معنای «زمینِ سخت و ناهموار در یک منطقه برآمده و خشن، ویا بالای کوه وقتی که سفت، غلیظ [سخت و ناملایم] و صاف [مستوی] باشد»۶ اصل ماده را به معنای «تنشی در درونِ یک چیز؛ یعنی اشتداد و تداخل اجزای آن در هم، همراه با غلظت [درشتی و ناهمواری] در ظاهرِ آن»۷ دانسته است و معنای آگاه و برحذر بودن را از این جهت دانسته یک نوع آگاهی و تنشی درون اعصاب رخ می‌دهد. وی ترس و فزع را صرفا به عنوان لازمه وقوع این برحذر بودن می‌داند نه به عنوان جزیی از معنای این ماده، و همین آیه محل بحث را شاهد می‌آورد که فرعون به هیچ وجه نمی خواهد بگوید ما ترسان و نگران هستیم؛ هرچند می‌پذیرد که در این کاربردها یک نحوه برحذر بودن و احتیاط ملاحظه شده است (المعجم الإشتقاقي المؤصل لألفاظ القرآن الكريم، ص۳۹۳-۳۹۴)

قبلا ذیل ماده «خوف» به تفاوت آن با «حذر» و کلمات دیگری مانند «خشی» (خشیت) ، «رهب» (رهبت) ، «فزع» ، «هلع» (هلوع)، «وحش» (وحشت) ، «هول» ، و «نذر» (انذار) اشاره شد (جلسه ۸۴۶ http://yekaye.ir/ale-imran-3-175/) در اینجا فقط یادآوری می‌کنیم که در تفاوت «خوف» با «حذر» گفته‌اند که اگرچه در هر دو انتظار رسیدن امر ناخوشایند در کار است، اما در «حذر» اینکه شخص برای در امان ماندن از امر ناخوشایند تدبیری بیندیشد و خود را حفظ و دفع خطر کند لحاظ شده، اما خوف لزوما چنین نیست. (الفروق في اللغة، ص235-236۸؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏3، ص145)

همچنین دیدیم که اغلب در ماده «حذر» یک نحوه «احتراز» (از ماده «حرز») را ذکر کرده‌اند و در تفاوت این دو گفته‌اند «احتراز» حفظ کردن خویش است از چیزی موجود؛ اما حذر حفظ کردن خویش است از چیزی که فعلا نیست اما می‌دانیم یا گمان داریم که ممکن است در کار باشد (الفروق في اللغة، ص236۹).

این ماده در قرآن کریم همواره در حالت ثلاثی مجرد به کار رفته و علاوه بر فعل و مصدر و اسم فاعل که اشاره شد، به صورت اسم مفعول هم به کار رفته است: «إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً» (اسراء/57).

ماده «حذر» و مشتقات آن جمعا ۲۱ بار در قرآن کریم به کار رفته است.


  1. . الحاء و الذال و الراء أصلٌ واحد، و هو من التحرُّز و التيقُّظ.
    يقال‏ حَذِر يَحْذَر حَذَراً. و رَجُلٌ‏ حَذِرٌ و حَذُورٌ و حِذْرِيانٌ‏: متيقِّظٌ متحرّز.
    و حَذَارِ، بمعنى‏ احذَرْ. قال:* حَذَارِ من أرْماحِنا حَذَارِ *
    و قرئت: وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ‏ حاذِرُونَ‏ قالوا: متأهِّبون. و (حَذِرُونَ‏): خائفون. و المحْذُورة: الفزَع. فأمّا الحِذْرِيَةُ فالمكانُ الغليظ: و يمكن أنْ يكون سُمِّى بذلك لأنه‏ يُحذَر المشْىُ عليه‏
    ↩
  2. . و الفرق بين الحذر و الحاذر أن الحاذر الفاعل للحذر و الحذر المطبوع على الحذر↩
  3. . و قرأ الكوفيون، و ابن ذكوان، و زيد بن علي: حاذِرُونَ، بالألف، و هو الذي قد أخذ يحذر و يجدد حذره، و حذر متعد. قال تعالى: يَحْذَرُ الْآخِرَةَ». و قال العباس بن مرداس: «و إني حاذر أنمي سلاحي/ إلى أوصال ذيال صنيع‏»
    و قرأ باقي السبعة: بغير ألف و هو المتيقظ. و قال الزجاج: مؤدون، أي ذوو أدوات و سلاح، أي متسلحين. و قيل: حذرون في الحال، و حاذرون في المآل. و قال الفراء: الحاذر: الخائف ما يرى، و الحذر: المخلوق حذرا. و قال أبو عبيدة: رجل حذر و حذر و حاذر بمعنى واحد. و ذهب سيبويه إلى أن حذرا يكون للمبالغة، و أنه يعمل كما يعمل حاذر، فينصب المفعول به، و أنشد: «حذر أمورا لا تضير و آمن / ما ليس منجيه من الأقدار» و قد نوزع في ذلك بما هو مذكور في كتب النحو. و عن الفراء أيضا، و الكسائي: «رجل حذر، إذا كان الحذر في خلقته، فهو متيقظ منتبه.
    و قرأ سميط بن عجلان، و ابن أبي عمار، و ابن السميفع: حادرون، بالدال المهملة من قولهم: عين حدرة، أي عظيمة، و الحادر: المتورم. قال ابن عطية: فالمعنى ممتلئون غيظا و أنفة. و قال ابن خالويه: الحادر: السمين القوي الشديد، يقال غلام حدر بدر. و قال صاحب اللوامح: حدر الرجل: قوي بأسه، يقال: منه رجل حدر بدر، إذا كان شديد البأس في الحرب، و يقال: رجل حُدر، بضم الدال للمبالغة، مثل يقظ. و قال الشاعر: «أحب الصبي السوء من أجل أمّه / و أبغضه من بغضها و هو حادر» أي سمين قوي. و قيل: مدجّجون في السلاح.
    ↩
  4. . الْحَذَرُ: احتراز من مخيف، يقال: حَذِرَ حَذَراً، و حَذِرْتُهُ‏، قال عزّ و جل: يَحْذَرُ الْآخِرَةَ [الزمر/ 9]، و قرئ: و إنّا لجميع‏ حَذِرُونَ‏، و حاذِرُونَ‏ ، و قال تعالى: وَ يُحَذِّرُكُمُ‏ اللَّهُ نَفْسَهُ* [آل عمران/ 28]، و قال عزّ و جل: خُذُوا حِذْرَكُمْ‏* [النساء/ 71]، أي: ما فيه الحذر من السلاح و غيره، و قوله تعالى: هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْهُمْ‏ [المنافقون/ 4]، و قال تعالى: إِنَّ مِنْ‏ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ‏ فَاحْذَرُوهُمْ‏ [التغابن/ 14]، و حَذَارِ، أي: احذر، نحو: مَنَاعِ‏، أي: امنع.↩
  5. . أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو التحرّز الناشي عن الخوف، لا مطلق التحرّز و لا مطلق الخوف. و أمّا الاستعداد و التيقّظ و التأهّب و غيرها: فمن آثار ذلك الأصل و لوازمه.
    و الفرق بين الحذر و التحرّز و الورع: أنّ الخوف ملحوظ في الأوّل، و الثاني و الثالث بينهما عموم و خصوص من وجه، فانّ الورع هو التحرّز عمّا ينافيه العقل و الشرع سواء كان في العرف كذلك أم لا.
    يَحْذَرُ الْمُنافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَيْهِمْ‏، ... لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ‏، ... حَذَرَ الْمَوْتِ*، ... إِنَّ عَذابَ رَبِّكَ كانَ مَحْذُوراً، ... وَ يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ*و لا يخفى لطف التعبير بهذه المادّة في مواردها: إذ فيه دلالة على حصول الخوف و التحرّز معا، و ليس المنظور تحقّق أحدهما.
    . وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ‏- 4/ 102.. وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ‏- 4/ 102. الحذر اسم مصدر بمعنى ما يحصل من الحذر مصدرا، و نتيجة الحذر هي التأهّب و الاستعداد و الاحتياط و التوجّه و عدم الغفلة.
    . وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ‏- 26/ 56. أي و إنّا أفراد مجتمعة متّحدة نتحرّز عن أيّ مكروه يواجهنا و نتوقّى عن أيّ بأس يحدّدنا و نستعدّ و نتأهّب في مقابل مخالفينا لا نترك الاحتياط على أيّ حال.
    ثمّ إنّ اللّه تعالى أجاب عن هذا القول: . وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ‏- 28/ 6. فيعلم من هذه الآية الكريمة أنّهم كانوا دائما مُتَحَذِّرِينَ و حَاذِرِينَ.
    ↩
  6. . الأرض الغلیظة من القفّ الخشنة و أعلی الجبل إذا کان صلبا غلیظا مستویا↩
  7. . تَوَتُّرُ أثناء الشیء أی اشتدادها و تداخل بعضها فی بعض مع غلظة ظاهره↩
  8. . (الفرق) بين الخوف و الحذر و الخشية و الفزع‏: أن الخوف توقع الضرر المشكوك في وقوعه و من يتيقن الضرر لم يكن خائفا له و كذلك الرجاء لا يكون الا مع الشك و من تيقن النفع لم يكن راجيا له، و الحذر توقي الضرر، و سواء كان مظنونا أو متيقنا، و الحذر يدفع الضرر، و الخوف‏ لا يدفعه و لهذا يقال خذ حذرك و لا يقال خذ خوفك.↩
  9. . (الفرق) بين الحذر و الاحتراز: أن الاحتراز هو التحفظ من الشي‏ء الموجود، و الحذر هو التحفظ مما لم يكن اذا علم أنه يكون أو ظن ذلك.↩

حاذِرُونَ / حَذِرُونَ / حادِرُونَ / حَذُرون

این کلمه در قرائت اهل کوفه (عاصم وحمزة والكسائي) و عمده روایات از قرائت اهل شام (ابن عامر، هم به روایت ابن ذکوان، و هم به روایت هشام از طریق داجونی) و برخی قراءات عشر (خلف) و اربعه عشر (اعمش) و برخی قراءات غیرمعروف (زید بن علی و ابن عباس) به صورت «حاذِرُونَ» قرائت شده است؛

اما در قرائت اهل مدینه (نافع) و مکه (ابن کثیر) و بصره (ابوعمرو) و طریقی از قرائت شام (ابن عامر به روایت هشام از طریق حلوانی) و برخی قراءات عشر (یعقوب) به صورت «حَذِرُونَ» قرائت شده است؛

و در برخی قراءات غیرمشهور (ابی بن کعب و ابن مسعود و أبی‌عباد و ابن ابی عمار به روایت مهدوی و ابن سمیفع یمانی و ابن عمیر و سمیط بن عجلان به صورت «حادِرُونَ» قرائت شده است؛ که «حادر» به معنای فرد قوی و شدید و تنومند است؛ و کسی است که

همچنین در قرائت غیرمشهور دیگری (أخفش) به صورت «حَذُرون» قرائت شده است.

مجمع البيان، ج‏7، ص297۱؛ جامع القراءات للروذباري، ج3، ص۹۲۲؛ المغني في القراءات، ص۱۳۷۶۳؛ البحر المحيط، ج‏8، ص157-۱۵۸۴؛ الجامع لأحكام القرآن (قرطبی)، ج‏14، ص101۵؛ معجم القراءات، ج۶، ص٤٢٠-42۲۶


  1. . القراءة: قرأ ابن عامر و أهل الكوفة حاذرون بالألف و الباقون بغير ألف ... و قراءة ابن أبي عامر حادرون بالدال غير المعجمة
    الحجة: قال أبو علي قال أبو عبيدة رجل حذر و حذر و حاذر قال ابن أحمر: «هل ينسأن يومي إلى غيره / أني حوالي و أني حذر» حوالي أي ذو حيلة و قال العباس بن مرداس: «و إني حاذر أنمي سلاحي / إلى أوصال ذيال منيع‏» و أما قوله حادرون فالحادر القوي الشديد و منه الحادرة الشاعرة و حدر الرجل إذا قوي جسمه و امتلأ لحما و شحما قال الأعشى: «و عسير أدماء حادرة العين / خنوف عير أنة شملال‏»
    ↩
  2. . «حَذِرُونَ» بألف ، محمد بن مناذر و دمشقي غير ابن مسلم عنه، والحلواني إلا البخاري عنه، والأخفش كلاهما عنه، وعمرو بن هارون عن أيوب وكوفي/ غير أبي عمرو المازني، والخليل، وأبان، وهارون بن موسى عنه، وأبي أحمد عن جبلة بن مالك بن جبلة، وأبي زيد أيضاً من طريق الخزاعي عنه.↩
  3. . القراءة المعروفة: «إِنَّا لَجَمِيعٌ حَذِرُونَ» بذالٍ مُعجَمةٍ، من غير ألف.
    كوفي غيرَ المفَضّلِ، وأبان، والزعفراني، ومجاهد، ودمشقي غير أبي بشير: كذلك، إِلَّا أَنَّه بألف قبلَ الذَّالِ.
    اليماني، وابن أبي عمارة: «حادِرُون» بألفٍ، ودال غير مُعجَمةٍ، وهي قراءة أبي بن كعب.
    ↩
  4. . و قرأ الكوفيون، و ابن ذكوان، و زيد بن علي: حاذِرُونَ، بالألف، و هو الذي قد أخذ يحذر و يجدد حذره، و حذر متعد. قال تعالى: يَحْذَرُ الْآخِرَةَ». و قال العباس بن مرداس: «و إني حاذر أنمي سلاحي/ إلى أوصال ذيال صنيع‏»
    و قرأ باقي السبعة: بغير ألف و هو المتيقظ...
    و قرأ سميط بن عجلان، و ابن أبي عمار، و ابن السميفع: حادرون، بالدال المهملة من قولهم: عين حدرة، أي عظيمة، و الحادر: المتورم. قال ابن عطية: فالمعنى ممتلئون غيظا و أنفة. و قال ابن خالويه: الحادر: السمين القوي الشديد، يقال غلام حدر بدر. و قال صاحب اللوامح: حدر الرجل: قوي بأسه، يقال: منه رجل حدر بدر، إذا كان شديد البأس في الحرب، و يقال: رجل حدُر، بضم الدال للمبالغة، مثل يقظ. و قال الشاعر: «أحب الصبي السوء من أجل أمّه / و أبغضه من بغضها و هو حادر» أي سمين قوي. و قيل: مدجّجون في السلاح
    ↩
  5. . (وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ) أي مجتمع أخذنا حذرنا و أسلحتنا. وقرى" حاذرون" و معناه معنى" حاذِرُونَ" أي فرقون خائفون. قال الجوهري: و قرى" وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ" و" حَذِرُونَ" و" حذُرون" بضم الذال حكاه الأخفش، و معنى" حذِرُونَ" متأهبون، و معنى" حاذِرُونَ" خائفون. قال النحاس:" حذرون" قراءة المدنيين و أبي عمرو، و قراءة أهل الكوفة:" حاذرون" وهي معروفة عن عبد الله بن مسعود و ابن عباس، و" حادرون" بالدال غير المعجمة قراءة أبي عباد و حكاها المهدوي عن ابن أبي عمار، و الماوردي و الثعلبي عن سميط بن عجلان. قال النحاس: أبو عبيدة يذهب إلى أن معنى" حذرون" و" حاذرون" واحد. و هو قول سيبويه و أجاز: هو حذر زيدا، كما يقال: حاذر زيدا، و أنشد: «حذر أمورا لا تضير و آمن / ما ليس منجيه من الاقدار»و زعم أبو عمر الجرمي أنه يجوز هو حذر زيدا على حذف من. فأما أكثر النحويين فيفرقون بين حذر و حاذر، منهم الكسائي و الفراء و محمد بن يزيد، فيذهبون إلى أن معنى حذر في خلقته الحذر، أي متيقظ متنبه، فإذا كان هكذا لم يتعد، و معنى حاذر مستعد و بهذا جاء التفسير عن المتقدمين. قال عبد الله بن مسعود في قول الله عز و جل:" وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ" قال: مؤدون في السلاح و الكراع مقوون، فهذا ذاك بعينه. و قوله: مؤدون معهم أداة. وقد قيل: إن المعنى: معنا سلاح و ليس معهم سلاح يحرضهم على القتال، فأما" حادرون" بالدال المهملة فمشتق من قولهم عين حدرة أي ممتلئة، أي نحن ممتلئون غيظا عليهم، و منه قول الشاعر «و عين لها حدرة بدرة / شقت مآقيهما من أخر» و حكى أهل اللغة أنه يقال: رجل حادر إذا كان ممتلئ اللحم، فيجوز أن يكون المعنى الامتلاء من السلاح. المهدوي: الحادر القوي الشديد.↩
  6. . قرأ ابن عامر وعاصم وحمزة والكسائي وخلف وابن ذكوان وزيد بن علي وابن عباس وابن مسعود وخلف والأعمش وهشام برواية الداجوني عنه «حاذرون» بالألف والذال المعجمة.
    وقرأ أبو جعفر ونافع وابن كثير وأبو عمرو ويعقوب وهشام برواية الحلواني عنه «حَذِرون» بغير ألف، جمع حذر وهو المتيقظ أو الخائف
    والقراءتان عند الطبري مستفيضتان متقاربتا المعنى وهما عند أبي عبيدة بمعنى واحد ، وهو قول سيبويه. وقال الخليل: ونقرأ الآية: «وإنا لجميع حاذرون» أي مستعدون ومن قرأ «حَذِرون» فمعناه: إنا نخاف شرَّهم».
    وقرأ ابن مسعود وأبو عباد والمهدوي عن ابن أبي عمار والماوردي والثعلبي عن سُميط بن عجلان وابن السميفع اليماني وابن عمير الله السائب، وابن عامر «حادِرون» بالألف والدال المهملة ، وهو من قولهم: «عين حَدِرة» أي عظيمة، والحادر المتورم قال ابن عطية: «المعنى: ممتلئون غيظاً». وقال ابن خالويه: «الحادر السمين القوي.» وعند الشهاب معناه : «أقوياء أشداء». وهي عند الأزهري شاذة لايجوز عنده القراءة بها.
    . وحكى الأخفش «حَذُرون» بضم الذال من غير ألف، ومعناه متأهبون. قال ابن خالويه : «ولو قرأ قارئ «حَذُرون» بضم الذال لجاز، إلا أن القراءة سنة ...».
    ↩

۱) در ادامه همان حدیثی از امام باقر ع که عبارت «لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ» را توضیح می‌داد (ذیل آیه۶۴، حدیث۱) آمده که ایشان در توضیح «وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ» فرمودند:

یعنی از نظر سازوبرگ جنگی کاملاً مجهزند؛ و خودش سرتاپا مسلح بود.

تفسير القمي، ج‏2، ص122

وَ فِي رِوَايَةِ أَبِي الْجَارُودِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِهِ: «لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ» يَقُولُ: عَصَبَةٌ قَلِيلَةٌ؛ «وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ» يَقُولُ:

«مُؤَدُّونَ فِي الْأَدَاةِ وَ هُوَ الشَّاكُّ فِي السِّلَاح‏».

در اینجا خود است به برخی نقلهای از صحابه و تابعین هم اشاره شود که در توضیح این آیه گفته‌اند که یعنی:

الف. ابن عباس: دارای ساز و برگ جنگی کامل و نیرومندیم.

ب. اسود بن یزید: ردکننده [حمله دشمن] و کاملا آماده‌ایم.

ج. سعید بن جبیر: غرق در سلاح‌ایم.

د. ضحاک: سرتاپا مسلحیم.

ه. ابن مسعود: از نظر سازوبرگ جنگی و اسبان جنگی کاملاً مجهز و نیرومندیم.

و. ابن عباس در پاسخ به نافع بن ازرق: کاملا مسلحیم.

الدر المنثور، ج6، ص297

«وَأخرج ابْن جرير وَابْن أبي حَاتِم عَن ابْن عَبَّاس أَنه قَرَأَ {وَإِنَّا لجَمِيع حاذرون} قَالَ: مؤدون مُقِرّون

وَأخرج الْفرْيَابِيّ وَعبد بن حميد وَابْن جرير وَابْن أبي حَاتِم عَن الْأسود بن يزِيد انه كَانَ يَقْرَأها {وَإِنَّا لجَمِيع حاذرون} يَقُول: رادون مستعدون

وَأخرج عبد بن حميد وَابْن الْمُنْذر وَابْن أبي حَاتِم عَن سعيد بن جُبَير أَنه كَانَ يقْرَأ {وَإِنَّا لجَمِيع حاذرون} يَقُول: مَادون فِي السِّلَاح

وَأخرج عبد بن حميد وَابْن أبي حَاتِم عَن الضَّحَّاك {وَإِنَّا لجَمِيع حاذرون} يَعْنِي شاكي السِّلَاح

وَأخرج عبد بن حميد عَن ابْن مَسْعُود {وَإِنَّا لجَمِيع حاذرون} قَالَ: مؤدون مقوّون فِي السِّلَاح والكراع

وَأخرج ابْن الْأَنْبَارِي فِي الْوَقْف عَن ابْن عَبَّاس إِن نَافِع بن الْأَزْرَق قَالَ لَهُ: أَخْبرنِي عَن قَوْله {وَإِنَّا لجَمِيع حاذرون} مَا الحاذرون قَالَ: التامون السِّلَاح. قَالَ فِيهِ النَّجَاشِيّ: «لعمر أبي أَتَانِي حَيْثُ أَمْسَى / لقد تأذت بِهِ أَبنَاء بكر / خَفِيفَة فِي كتاب حاذرات / يقودهم أَبُو شبْل هزبر».

۱) «وَ إِنَّا لَجَميعٌ حاذِرُونَ»

فرعون در مقام تحریک افکار عمومی مصریان علیه حضرت موسی ع و پیروانش بعد از اینکه آنها را کم‌شمار معرفی کرد و آنان را عامل موجبات خشم آنان را رقم زده‌اند، تأکید کرد که در عین حال ما افراد یک اجتماع متحدی هستیم که از هر امر ناخوشایندی که پیش رویمان باشد احتراز می‌کنیم و در قبال هر تهدید و خطری آمادگی لازم را داریم و جانب احتیاط را در هیچ حالی رها نخواهیم کرد؛ و بر اساس برخی از تحلیل‌ها کلمه «حاذر» به معنای کسی است که غرق در سلاح است، که این هم با همان معنای احتیاط سازگاری دارد؛ یعنی ما دشمن را دست کم نمی‌گیریم و غرق در سلاح به جنگ آنان خواهیم رفت (تفسير الصافي، ج‏4، ص37۱؛ مجمع البيان، ج‏7، ص300۲).

در این آیه نیز فرعون این مطلب را با تأکیدات فراوان بیان کرده است: آوردن «إنّ» در ابتدای کلام، استفاده از جمله اسمیه، آوردن لام مزدلفه بر روی خبر، آوردن کلمه «جمیع» علاوه بر «نا» که بر اجتماع و همبستگی پیروان خویش می‌خواهد تأکید کند، و استفاده از «اسم فاعل» به جای فعل، و استفاده از جمله خبری به جای انشایی (یعنی به جای اینکه بگوید در این مسیر باید کاملا آماده‌باش و برحذر باشیم، گفت ما آماده‌باش هستیم). اما نکته جالب در داستان فرعون این است که اما این حذر با این همه تأکیدات، در برابر تدبیر الهی بی‌اثر می‌ماند و آنان سرانجام به همان چیزی گرفتار می‌شوند که از آن بیم داشتند: «وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ‏ ... وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ» (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج‏2، ص183۳).

۲) «وَ إِنَّا لَجَميعٌ حاذِرُونَ»

فرعون از سویی بنی‌اسرائیل را «شرذمة قلیلون» معرفی می‌کند و از سوی دیگر آنان را چنان خطرناک نشان می‌دهد که «همه باید در برابرشان آماده باشند». این تناقض بخوبی نشان می‌دهد که سخن فرعون بیش از آنکه گزارش واقعیت باشد، تبلیغات سیاسی برای ایجاد هراس، بسیج عمومی و مشروع جلوه دادن سرکوب بنی‌اسرائیل است.


  1. . وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ و انّا لجمع من عادتنا الحذر و استعمال الحزم في الأمور و قرء بحذف الالف.↩
  2. . «وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ» أي خائفون شرهم و حاذرون أي مؤدون مقوون أي ذوو أداة و قوة مستعدون شاكون في السلاح و قال الزجاج الحاذر المستعد و الحذر المتيقظ↩
  3. . . وَ إِنَّا لَجَمِيعٌ حاذِرُونَ‏- 26/ 56. أي و إنّا أفراد مجتمعة متّحدة نتحرّز عن أيّ مكروه يواجهنا و نتوقّى عن أيّ بأس يحدّدنا و نستعدّ و نتأهّب في مقابل مخالفينا لا نترك الاحتياط على أيّ حال.
    ثمّ إنّ اللّه تعالى أجاب عن هذا القول: . وَ نُرِيَ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما مِنْهُمْ ما كانُوا يَحْذَرُونَ‏- 28/ 6. فيعلم من هذه الآية الكريمة أنّهم كانوا دائما مُتَحَذِّرِينَ و حَاذِرِينَ.
    ↩

نظرات کاربران

ثبت نظر