۱) حدیثی از امام صادق ع در تفسیر این آیات آمده که به طور کامل به عنوان حدیث۱ ذیل آیه ۱۰ در جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/ گذشت و فرازهایی از آن متناسب با هر آیه تا آیه ۴۹ تقدیم شد. در ادامه آن آمده است:
پس فرعون کسانی را که به موسی ایمان آورده بودند زندانی کرد، تا آنکه خداوند طوفان و ملخ و شپش و قورباغه و خون را بر آنان نازل کرد. پس فرعون آنان را آزاد کرد. آنگاه خداوند به موسی وحی کرد که: «بندگانم را شبانه حرکت ده، همانا شما تعقیب خواهید شد.» (شعراء/۵۲). پس موسی بنیاسرائیل را بیرون برد تا با آنها از دریا بگذرد.
تفسير القمي، ج2، ص۱۲۱
حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
... فَحَبَسَ فِرْعَوْنُ مَنْ آمَنَ بِمُوسَى حَتَّى أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الطُّوفانَ وَ الْجَرادَ وَ الْقُمَّلَ وَ الضَّفادِعَ وَ الدَّمَ. فَأَطْلَقَ فِرْعَوْنُ عَنْهُمْ فَأَوْحَى اللَّهُ «إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبادِي إِنَّكُمْ مُتَّبَعُونَ». فَخَرَجَ مُوسَى بِبَنِي إِسْرَائِيلَ لِيَقْطَعَ بِهِمُ الْبَحْرَ.
۲) از امام صادق ع حدیثی درباره درباره ورود حضرت موسی ع بر فرعون و وقایعی که رخ داد گذشت؛ فراز اول آن ذیل آیه ۱۶ (حدیث۴ جلسه ۱۲۳۰ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-016/) و فراز دوم آن ذیل آیه ۳۴ (حدیث۲ جلسه ۱۲۴۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-034/). در ادامهاش آمده است:
سپس حضرت موسی ع با بنی اسرائیل بیرون رفت و قصد داشت با آنان از دریا بگذرد. پس خداوند موسی و همراهانش را نجات داد و فرعون و همراهانش را غرق کرد. هنگامی که موسی در دریا بود، فرعون و سربازانش او را تعقیب کردند. پس فرعون ترسید از اینکه وارد دریا شود. پس جبرئیل بر مادیانی [اسب مادهای] متمثل شد در حالی که فرعون بر اسب نری سوار بود. وقتی قوم فرعون [رفتن] آن مادیان را دیدند، به دنبالش رفتند و وارد دریا شدند و غرق شدند. و خداوند به دریا فرمان داد که مرده فرعون را به بیرون اندازد تا گمان نرود با زنده است و غایب شده است.
سپس خداوند متعال به موسی دستور داد که بنی اسرائیل را به شام برگرداند و چون از دریا آنها را عبور داد، «بر قومی گذشتند که بر بتهايى كه داشتند گرد آمده بودند، گفتند: اى موسى، براى ما معبودى قرار ده، همان گونه كه آنها معبودهايى دارند! گفت: حقّا كه شما گروهى هستيد كه نادانى مىكنيد» (اعراف/۱۳۸).
قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي)، ص155
عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
ثُمَّ خَرَجَ مُوسَى ص بِبَنِي إِسْرَائِيلَ يُرِيدُ أَنْ يَقْطَعَ بِهِمُ الْبَحْرَ. فَأَنْجَى اللَّهُ مُوسَى وَ مَنْ مَعَهُ وَ غَرَّقَ فِرْعَوْنَ وَ مَنْ مَعَهُ. فَلَمَّا صَارَ مُوسَى فِي الْبَحْرِ اتَّبَعَهُ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ. فَتَهَيَّبَ فِرْعَوْنُ أَنْ يَدْخُلَ الْبَحْرَ. فَمُثِّلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى مَادِيَانَةٍ وَ كَانَ فِرْعَوْنُ عَلَى فَحْلٍ، فَلَمَّا رَأَى قَوْمُ فِرْعَوْنَ الْمَادِيَانَةَ، اتَّبَعُوهَا، فَدَخَلُوا الْبَحْرَ فَغَرِقُوا. وَ أَمَرَ اللَّهُ الْبَحْرَ فَلَفَظَ فِرْعَوْنَ مَيِّتاً حَتَّى لَا يُظَنَّ أَنَّهُ غَائِبٌ وَ هُوَ حَيٌّ.
ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى أَمَرَ مُوسَى أَنْ يَرْجِعَ بِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَى الشَّامِ فَلَمَّا قَطَعَ الْبَحْرَ بِهِمْ مَرَّ «عَلى قَوْمٍ يَعْكُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ قالُوا يا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ قالَ إِنَّكُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ».
ادامه این حدیث ذیل آیه ۵۹ خواهد آمد.
۳) ذیل آیه ۳۴ (حدیث۳ جلسه ۱۲۴۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-034/) و سپس آيه ۴۵ (حدیث۳) روایتی از مسعودی گذشت. در ادامه آن آمده است:
فرعون به آنها گفت: «آیا پیش از آنکه من به شما اجازه دهم، به او ایمان آوردید؟» پس به او گفتند: «هر کاری می خواهی بکن.»
و فرعون و پیروانش شکستخورده بازگشتند.
و پس از ظهور موسی، علیهالسلام، مصیبت بر بنیاسرائیل حتی شدیدتر شد؛ آنها مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند و آنها را مجبور به حمل سنگ، آب و هیزم میکردند. پس نزد موسی، صلواتالله علیه، رفتند و به او گفتند: «ما با آمدن انتظار فرج داشتیم، اما وقتی فرج تو رسید، مصیبت برای ما حتی شدیدتر شد.»
وی مطلب را به پیشگاه خداوند عرضه داشت. خداوند به او وحی کرد: «به بنیاسرائیل اطلاع ده که من فرعون را در چهل سال آینده نابود خواهم کرد.»
پس او این را به آنها گفت و آنها گفتند: «هر آنچه خدا بخواهد، همان خواهد شد.» [کنایه از اینکه تسلیم به رضای خدا هستیم].
سپس خداوند به او وحی کرد: «به آنها بگو که من دوره فرعون را به خاطر گفتنشان "هر آنچه خدا بخواهد، خواهد شد" ده سال کوتاه کردم و پس از سی سال او را نابود خواهم کرد.»
آنها گفتند: «هر نعمتی از جانب خداست.» [یعنی باز زبان به شکر گشودند].
خداوند به موسی وحی کرد: «من زمانه او را ده سال کاهش دادم، زیرا گفتند: هر برکتی از جانب خداست.» و من او را پس از بیست سال هلاک خواهم کرد.
آنها گفتند: « خیر و خوبی فقط به دست خداوند است.»
خداوند به او وحی کرد: «به خاطر این جملهشان ده سال دیگر از ایام او کاسته شد و من پس از ده سال مرگ او را رقم خواهم زد.»
آنها گفتند: «تنها خدا میتواند شر را دفع کند.»
خداوند به او وحی کرد: «من عمرش را کوتاه کردم و ایامش را به پایان رساندم را به خاطر این سخن که گفتند تنها خدا میتواند شر را دفع کند.»
پس او بنیاسرائیل را از مصر بیرون برد؛ و موسی، علیهالسلام، پیش از ترک مصر، فرعون را عذاب داد: یک روز با کنه، یک روز با ملخ، یک روز با قورباغه، یک روز با خون، یک روز با باد زرد و یک روز با باد سیاه.
اثبات الوصية، ص58-۵۹
فقال لهم فرعون: آمنتم به قبل ان آذن لكم؟ فقالوا له: اقض ما أنت قاض.
و رجع فرعون و أصحابه مغلوبين و اشتدت المحنة على بني اسرائيل بعد ظهور موسى عليه السّلام و كانوا يضربون و يحمل عليهم الحجارة و الماء و الحطب فصاروا إلى موسى صلّى اللّه عليه فقالوا له: كنّا نتوقع الفرج فلما فرّج عنّا بك غلظت المحنة علينا.
فناجى موسى ربّه في ذلك.
فأوحى اللّه إليه: عرّف بني إسرائيل اني مهلك فرعون بعد أربعين سنة.
فأخبرهم بذلك فقالوا: ما شاء اللّه كان.
فأوحى اللّه إليه: عرّفهم اني قد نقصت من مدّة فرعون بقولهم «ما شاء اللّه كان» عشر سنين و اني أهلكه بعد ثلاثين سنة.
فقالوا: كلّ نعمة من اللّه.
فأوحى اللّه إلى موسى: فانّي قد نقصت من أيامه لقولهم «كلّ نعمة من اللّه» عشر سنين و انّي مهلكه بعد عشرين سنة.
فقالوا: لا يأتي بالخير إلّا اللّه.
فأوحى اللّه إليه: قد نقصت من أيامه بقولهم «لا يأتي بالخير إلّا اللّه» عشر سنين و انّي مهلكه بعد عشر سنين.
فقالوا: لا يصرف السوء إلّا اللّه.
فأوحى اللّه إليه: اني قد بترت عمره و محقت أيامه بقولهم «لا يصرف السوء إلّا اللّه»
فأخرج بني إسرائيل من مصر فعذّب موسى عليه السّلام فرعون قبل أن يخرج من مصر يوما بالقمل و يوما بالجراد و يوما بالضفادع و يوما بالدم و يوما بالريح الصفراء و يوما بالريح السوداء...
بقیه این روایت ذیل آیه ۶۰ خواهد آمد.
۴) ذیل آیه ۴۶ حدیثی گذشت که تسمیه «رافضه» را به اقدام ساحران در برابر فرعون نسبت میداد. در متون روایی ما احادیث دیگری هست که بدون اشاره به ساحران، به ۷۰ نفر از قوم فرعون اشاره میکند که فرعون را رفض کردند و به حضرت موسی ع پیوستند؛ و به نظر میرسد با این آیه تناسبی داشته باشد که در ادامه تقدیم میشود:
الف. از ابوبصیر روایت شده است که به امام باقر (علیه السلام) گفتم: فدایت شوم، نامی هست که ما را با آن نامیدهاند و حاکمان، خون، مال و رنج ما را با آن مباح دانستهاند.
فرمودند: و آن چیست؟
گفتم: رافضی.
فرمودند: همانا هفتاد نفر از لشکر فرعون، فرعون را رفض کردند [= طرد کردند و از او کناره گرفتند] و نزد موسی آمدند. پس در میان قوم موسی کسی نبود که از آنها کوشاتر نبود و کسی محبتش به هارون به اندازه آنها نبود، بنابراین قوم موسی آنها را رافضی نامیدند. پس خداوند به موسی وحی کرد: «این نام را برای آنها در تورات ثابت کن، زیرا من آن را به آنها ارزانی داشتهام.» و این نامی است که خداوند به شما ارزانی داشته است.
المحاسن، ج1، ص157
عَنْهُ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ الدَّيْلَمِيِّ عَنْ رَجُلَيْنِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع: جُعِلْتُ فِدَاكَ اسْمٌ سُمِّينَا بِهِ اسْتَحَلَّتْ بِهِ الْوُلَاةُ دِمَاءَنَا وَ أَمْوَالَنَا وَ عَذَابَنَا.
قَالَ: وَ مَا هُوَ؟
قَالَ: الرَّافِضَةُ.
فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع: إِنَّ سَبْعِينَ رَجُلًا مِنْ عَسْكَرِ فِرْعَوْنَ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ فَأَتَوْا مُوسَى ع. فَلَمْ يَكُنْ فِي قَوْمِ مُوسَى ع أَحَدٌ أَشَدُّ اجْتِهَاداً وَ لَا أَشَدُّ حُبّاً لِهَارُونَ مِنْهُمْ فَسَمَّاهُمْ قَوْمُ مُوسَى الرَّافِضَةَ. فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى أَنْ: «ثَبِّتْ لَهُمْ هَذَا الِاسْمَ فِي التَّوْرَاةِ فَإِنِّي قَدْ نَحَلْتُهُمْ.» وَ ذَلِكَ اسْمٌ قَدْ نَحَلَكُمُوهُ اللَّهُ.۱
ب. از سلیمان دیلمی روایت شده است که نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که ابو بصیر با نفسهای سنگین وارد شد.
وقتی نشست، امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: «ای ابو محمد، این نفسهای سنگین چیست؟»
پاسخ داد: «فدایت شوم یا ابن رسول الله! سنم بالا رفته، استخوانهایم سست شده و مرگم نزدیک است، اما نمیدانم آخرتم چگونه خواهم بود.»
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «ای ابو محمد، تو چنین سخنی میگویی؟»
پاسخ داد: «فدایت شوم، چگونه این را نگویم؟»
فرمودند: «ای ابو محمد، آیا نمیدانی که خداوند متعال جوانانتان را اکرام مینماید و از پیرانتان شرم میکند؟!»
گفتم: «فدایت شوم، چگونه جوانان را اکرام مینماید و از پیران شرم میکند؟»
فرمودند: «خداوند جوانانتان را اکرام مینماید از اینکه بخواهد آنان را عذاب کند و از پیرانتان شرم میکند که بخواهد از آنان حساب بکشد.»
گفتم: «فدایت شوم، آیا این مخصوص ماست یا مخصوص همه موحدان؟»
فرمودند: «نه، به خدا قسم، این مخصوص شماست، نه همه جهانیان.»
گفتم: فدایت شوم! به ما نامی داده شده که کمرمان را شکسته و دلهایمان را کشته است و حاکمان بر اساس حدیثی که فقهایشان برایشان روایت کردهاند، خون ما را مباح دانستهاند.
فرمودند: [مقصودت] رافضی [است]؟
گفتم: بله.
فرمودند: نه، به خدا سوگند، آنها شما را به این نام ننامیدند، بلکه خدا شما را به این نام نامید. ای ابومحمد، آیا نمیدانی که هفتاد مرد از بنیاسرائیل، فرعون و قومش را رفض کردند هنگامی که گمراهی آنها برایشان آشکار شد، و به موسی ع پیوستند هنگامی که هدایت او برایشان آشکار شد؟ پس آنها در لشکر موسی ع رافضی نامیده شدند، زیرا فرعون را رفض کردند؛ و آنان جدیترین عبادتکنندگان در آن لشکر بودند و بیشترین محبت را به موسی، هارون و فرزندان آنها داشتند. پس خداوند متعال به موسی (علیه السلام) وحی کرد که «این نام را برای آنها در تورات تثبیت کن، زیرا من آنها را به این نام نامیدهام و به آنها ارزانی داشتهام». پس موسی علیه السلام این نام را برای آنها قرار داد. سپس خداوند متعال این نام را برای شما نگه داشت تا اینکه آن را به شما ارزانی داشت. ای ابومحمد، دیگران خیر را رفض کردند و شما شر را رفض کردی. مردم به فرقههایی تقسیم و به هر گروههایی منشعب شدند، اما شما به شعبه خاندان پیامبرتان (صلی الله علیه و آله و سلم) پیوستید و به جایی رفتید که آنها رفتند، و کسانی را برگزیدید که خدا برایتان برگزید و کسانی را خواستید که خدا خواست، پس بشارت، بشارت، زیرا شما کسانی هستید که مورد رحمت قرار خواهید گرفت، از نیکوکارتان [اعمالش] پذیرفته میشود و از گناهکارتان درمیگذرند. هر کس در روز قیامت با آنچه تو بر آن هستی به نزد خداوند متعال نیاید، هیچ عمل نیکی از او پذیرفته نمیشود و هیچ گناهی از او بخشیده نمیشود. ای ابومحمد، آیا تو را خشنود کردم؟
گفتم: فدایت شوم، بیشتر برایم بگو....
الكافي، ج8، ص33-۳۵؛ فضائل الشيعة، ص21-۲۵؛ الإختصاص، ص104-۱۰۷
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ أَبُو بَصِيرٍ وَ قَدْ خَفَرَهُ النَّفَسُ فَلَمَّا أَخَذَ مَجْلِسَهُ قَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ مَا هَذَا النَّفَسُ الْعَالِي؟
فَقَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ كَبِرَ سِنِّي وَ دَقَّ عَظْمِي وَ اقْتَرَبَ أَجَلِي مَعَ أَنَّنِي لَسْتُ أَدْرِي مَا أَرِدُ عَلَيْهِ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِي.
فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ وَ إِنَّكَ لَتَقُولُ هَذَا؟
قَالَ: جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ كَيْفَ لَا أَقُولُ هَذَا؟
فَقَالَ: يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى يُكْرِمُ الشَّبَابَ مِنْكُمْ وَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْكُهُولِ؟!
قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَكَيْفَ يُكْرِمُ الشَّبَابَ وَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْكُهُولِ؟
فَقَالَ: يُكْرِمُ اللَّهُ الشَّبَابَ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي مِنَ الْكُهُولِ أَنْ يُحَاسِبَهُمْ.
قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! هَذَا لَنَا خَاصَّةً أَمْ لِأَهْلِ التَّوْحِيدِ؟
قَالَ: فَقَالَ: لَا وَ اللَّهِ إِلَّا لَكُمْ خَاصَّةً دُونَ الْعَالَمِ.
قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! فَإِنَّا قَدْ نُبِزْنَا نَبْزاً انْكَسَرَتْ لَهُ ظُهُورُنَا وَ مَاتَتْ لَهُ أَفْئِدَتُنَا وَ اسْتَحَلَّتْ لَهُ الْوُلَاةُ دِمَاءَنَا فِي حَدِيثٍ رَوَاهُ لَهُمْ فُقَهَاؤُهُمْ.
قَالَ: فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: الرَّافِضَةُ؟
قَالَ: قُلْتُ: نَعَمْ.
قَالَ: لَا وَ اللَّهِ مَا هُمْ سَمَّوْكُمْ وَ لَكِنَّ اللَّهَ سَمَّاكُمْ بِهِ. أَ مَا عَلِمْتَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَنَّ سَبْعِينَ رَجُلًا مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ وَ قَوْمَهُ لَمَّا اسْتَبَانَ لَهُمْ ضَلَالُهُمْ فَلَحِقُوا بِمُوسَى ع لَمَّا اسْتَبَانَ لَهُمْ هُدَاهُ؛ فَسُمُّوا فِي عَسْكَرِ مُوسَى الرَّافِضَةَ لِأَنَّهُمْ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ وَ كَانُوا أَشَدَّ أَهْلِ ذَلِكَ الْعَسْكَرِ عِبَادَةً وَ أَشَدَّهُمْ حُبّاً لِمُوسَى وَ هَارُونَ وَ ذُرِّيَّتِهِمَا ع فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُوسَى ع أَنْ «أَثْبِتْ لَهُمْ هَذَا الِاسْمَ فِي التَّوْرَاةِ فَإِنِّي قَدْ سَمَّيْتُهُمْ بِهِ وَ نَحَلْتُهُمْ إِيَّاهُ. فَأَثْبَتَ مُوسَى ع الِاسْمَ لَهُمْ. ثُمَّ ذَخَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَكُمْ هَذَا الِاسْمَ حَتَّى نَحَلَكُمُوهُ. يَا أَبَا مُحَمَّدٍ رَفَضُوا الْخَيْرَ وَ رَفَضْتُمُ الشَّرَّ. افْتَرَقَ النَّاسُ كُلَّ فُرْقَةٍ وَ تَشَعَّبُوا كُلَّ شُعْبَةٍ فَانْشَعَبْتُمْ مَعَ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ ص وَ ذَهَبْتُمْ حَيْثُ ذَهَبُوا وَ اخْتَرْتُمْ مَنِ اخْتَارَ اللَّهُ لَكُمْ وَ أَرَدْتُمْ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ. فَأَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا فَأَنْتُمْ وَ اللَّهِ الْمَرْحُومُونَ، الْمُتَقَبَّلُ مِنْ مُحْسِنِكُمْ وَ الْمُتَجَاوَزُ عَنْ مُسِيئِكُمْ. مَنْ لَمْ يَأْتِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِمَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنْهُ حَسَنَةٌ وَ لَمْ يُتَجَاوَزْ لَهُ عَنْ سَيِّئَةٍ. يَا أَبَا مُحَمَّدٍ فَهَلْ سَرَرْتُكَ؟
قَالَ: قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي. فَقَال ...
ج. در روایت فوق، راوی ماجرا سلیمان دیلمی است که این احتمال هست که خود وی در اواسط گفتگو بین ابوبصیر و امام صادق ع وارد شده باشد (چون میگوید: گفتم...، هرچند از این جهت که امام ع با خطاب «ابومحمد» بحث را ادامه میدهد این احتمال تضعیف میشود)؛ اما فرات کوفی از همان فرازی که در نقل فوق ظاهرا گفتگوی سلیمان دیلمی با امام صادق ع باشد، به عنوان گفتگوی بین سلیمان اعمش [نه سلیمان دیلمی] با امام صادق ع روایت کرده است؛ بدین بیان که:
سلیمان اعمش روایت کرده است که بر امام صادق (علیه السلام) وارد شدم و به او گفتم: فدایت شوم، مردم ما را رافضی مینامند. رافضی چیست؟
فرمودند: به خدا قسم، آنها شما را رافضی ننامیدند، بلکه خداوند در تورات و انجیل از زبان موسی و زبان عیسی شما را رافضی نامید. و مطلب از این قرار است که هفتاد نفر از قوم فرعون، فرعون را رفض کردند [= طرد کردند و از او کناره گرفتند] و به دین موسی (علیه السلام) درآمدند، پس خداوند آنها را رافضی نامید. و به موسی وحی کرد که [این نام] را در تورات برای آنها تثبیت کند تا بر زبان محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آن را داشته باشند. پس خداوند آنها [= مسلمانان] را به فرقههای زیادی تقسیم کرد و آنان به گروههای متعددی تقسیم شدند، که خیر را رفض کردند و شما شر را رفض کردید و با خاندان پیامبرتان (صلی الله علیه و آله و سلم) ثابت قدم ماندید. شما جایی رفتید که پیامبرتان رفت و شما کسی را برگزیدید که خدا و رسولش برگزید. پس بشارت، بشارت، بشارت؛ زیرا شما کسانی هستید که مورد رحمت قرار خواهید گرفت، نیکیهایتان پذیرفته میشود و از بدیهایتان درمیگذرند. و هر که خدا را با همان حالتی که شما ملاقات کردهاید، ملاقات نکند، نیکیهایش پذیرفته نمیشود و از بدیهایش درنخواهند گذشت. ای سلیمان، آیا تو را خشنود کردم؟
گفتم: فدایت شوم، بیشتر برایم بگو....
تفسير فرات الكوفي، ص376-۳۷۷
فُرَاتٌ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا الْحَسَنُ بْنُ جَعْفَرٍ [قَالَ حَدَّثَنَا الْحُسَيْنُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدٌ يَعْنِي ابْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْحَنْظَلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا وَكِيعٌ] قَالَ حَدَّثَنَا سُلَيْمَانُ الْأَعْمَشُ قَالَ:
دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع وَ قُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ النَّاسَ يُسَمُّونَّا رَوَافِضَ. فَمَا الرَّوَافِضُ؟
فَقَالَ: وَ اللَّهِ مَا هُمْ سَمَّوْكُمُوهُ وَ [لَكِنَ] اللَّهَ سَمَّاكُمْ بِهِ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ عَلَى لِسَانِ مُوسَى وَ لِسَانِ عِيسَى؛ وَ ذَلِكَ أَنَّ سَبْعِينَ رَجُلًا مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ رَفَضُوا فِرْعَوْنَ وَ دَخَلُوا فِي دِينِ مُوسَى [ع] فَسَمَّاهُمُ اللَّهُ [تَعَالَى] الرَّافِضَةَ؛ وَ أَوْحَى إِلَى مُوسَى أَنْ أَثْبِتْ لَهُمْ [هَذَا الِاسْمَ] فِي التَّوْرَاةِ حَتَّى يَمْلِكُونَهُ عَلَى لِسَانِ مُحَمَّدٍ ص، فَفَرَّقَهُمُ اللَّهُ فِرَقاً كَثِيرَةً [وَ تَشَعَّبُوا شُعَباً كَثِيرَةً] فَرَفَضُوا الْخَيْرَ وَ رَفَضْتُمُ الشَّرَّ وَ اسْتَقَمْتُمْ مَعَ أَهْلِ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ ع فَذَهَبْتُمْ حَيْثُ ذَهَبَ نَبِيُّكُمْ وَ اخْتَرْتُمْ مَنِ اخْتَارَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ. فَأَبْشِرُوا ثُمَّ أَبْشِرُوا [ثُمَّ أَبْشِرُوا] فَأَنْتُمُ الْمَرْحُومُونَ الْمُتَقَبَّلُ مِنْ مُحْسِنِهِمْ وَ الْمُتَجَاوَزُ عَنْ مُسِيئِهِمْ وَ مَنْ لَمْ يَلْقَ اللَّهَ بِمِثْلِ مَا لَقِيتُمْ لَمْ تُقْبَلْ حَسَنَتُهُ وَ لَمْ يُتَجَاوَزْ عَنْ سَيِّئَتِهِ. يَا سُلَيْمَانُ هَلْ سَرَرْتُكَ؟
فَقُلْتُ: زِدْنِي جُعِلْتُ فِدَاك. فقال ...
۵) روایت شده که ولید (حاکم منصوب یزید در مدینه) عصر روز شنبه افرادی را به سراغ امام حسین ع میفرستد که برای بیعت با یزید نزد ولید برود.
حضرت به آنها میفرمایند: بگذارید صبح شود تا ببینیم چکار میکنیم.
آنان آن شب از آوردن امام ع منصرف شدند و اصراری نکردند و ایشان شبانه (شب یکشنبه، دو روز مانده به پایان رجب) همراه با فرزندان و برادران و برادرزادگان و همه اهل بیت خویش به غیر از محمد حنفیه به سوی مکه به راه افتادند ...
و در راه این آیه را [که وصف حال حضرت موسی ع هنگام فرار از فرعونیان در جریان قتل قبطی است] میخواندند: «پس ترسان، در حالى كه انتظار مىكشيد [نگران بود] بيرون آمد، گفت: پروردگارا، مرا از گروه ظالمان نجات بخش» (قصص/۲۱)
الإرشاد، ج2، ص34-۳۵؛ روضة الواعظين، ج1، ص172۲
فَلَمَّا كَانَ آخِرُ نَهَارِ يَوْمِ السَّبْتِ بَعَثَ الرِّجَالَ إِلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع لِيَحْضُرَ فَيُبَايِعَ الْوَلِيدَ لِيَزِيدَ بْنِ مُعَاوِيَةَ.
فَقَالَ لَهُمُ الْحُسَيْنُ: أَصْبِحُوا ثُمَّ تَرَوْنَ وَ نَرَى.
فَكَفُّوا تِلْكَ اللَّيْلَةَ عَنْهُ وَ لَمْ يُلِحُّوا عَلَيْهِ فَخَرَجَ ع مِنْ تَحْتِ لَيْلَتِهِ وَ هِيَ لَيْلَةُ الْأَحَدِ لِيَوْمَيْنِ بَقِيَا مِنْ رَجَبٍ مُتَوَجِّهاً نَحْوَ مَكَّةَ وَ مَعَهُ بَنُوهُ وَ إِخْوَتُهُ وَ بَنُو أَخِيهِ وَ جُلُّ أَهْلِ بَيْتِهِ إِلَّا مُحَمَّدَ ابْنَ الْحَنَفِيَّةِ رِضْوَانُ اللَّهِ عَلَيْهِ ...۳
فَسَارَ الْحُسَيْنُ ع إِلَى مَكَّةَ وَ هُوَ يَقْرَأُ «فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً يَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» ...
۶) الف. جابر بن یزید جعفی از امام باقر (علیه السلام) حدیثی طولانی را درباره ظهور امام زمان ع روایت کرده که در فرازی از آن فرمودند:
سفیانی لشکری را به مدینه میفرستد و حضرت مهدی از آنجا به مکه کوچ میکند. فرمانده لشکر سفیانی متوجه میشود که حضرت مهدی به سوی مکه رفته، لشکری را به دنبال او میفرستد، اما آنها به او نمیرسند تا اینکه او «ترسان و و نگران» به همان وضعیت موسی بن عمران، وارد مکه میشود...
الغيبة للنعماني، ص280؛ تفسير العياشي، ج1، ص64۴ و ص۲۴۴-245۵
أَخْبَرَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ هَؤُلَاءِ الرِّجَالِ الْأَرْبَعَةِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ وَ أَخْبَرَنَا مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ الْكُلَيْنِيُّ أَبُو جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ وَ حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عِمْرَانَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى قَالَ وَ حَدَّثَنِي عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ وَ غَيْرُهُ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ قَالَ وَ حَدَّثَنَا عَبْدُ الْوَاحِدِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ الْمَوْصِلِيُّ عَنْ أَبِي عَلِيٍّ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَاشِرٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ هِلَالٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي الْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع:
يَا جَابِرُ الْزَمِ الْأَرْضَ وَ لَا تُحَرِّكْ يَداً وَ لَا رِجْلًا حَتَّى تَرَى عَلَامَاتٍ أَذْكُرُهَا لَكَ إِنْ أَدْرَكْتَهَا ...۶
يَبْعَثُ السُّفْيَانِيُّ بَعْثاً إِلَى الْمَدِينَةِ فَيَنْفَرُ الْمَهْدِيُّ مِنْهَا إِلَى مَكَّةَ فَيَبْلُغُ أَمِيرَ جَيْشِ السُّفْيَانِيِّ أَنَّ الْمَهْدِيَّ قَدْ خَرَجَ إِلَى مَكَّةَ فَيَبْعَثُ جَيْشاً عَلَى أَثَرِهِ فَلَا يُدْرِكُهُ حَتَّى يَدْخُلَ مَكَّةَ «خائِفاً يَتَرَقَّبُ» عَلَى سُنَّةِ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ ع ...
ب. ابوبصیر از امام باقر ع روایت کرده است که ایشان فرمودند:
در صاحب این امر سنتی از حضرت موسی ع است و سنتی از حضرت عیسی ع و سنتی از حضرت یوسف ع و سنتی از حضرت محمد ص. اما آنچه از موسی ع است این است که او «ترسان و نگران است» (قصص/۲۱)؛ ...
كمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص329
حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْكُوفِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عِمْرَانَ النَّخَعِيُّ عَنْ عَمِّهِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ النَّوْفَلِيِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ:
فِي صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ سُنَّةٌ مِنْ مُوسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ عِيسَى وَ سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ ص فَأَمَّا مِنْ مُوسَى فَخَائِفٌ يَتَرَقَّبُ ...۷
ج. از امام صادق ع از پدرشان امام باقر ع روایت شده که فرمودند:
هنگامی که قائم قیام کند خواهد گفت: «و چون از شما ترسيدم، از شما گريختم، تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از فرستادگان قرار داد. (شعراء/21).
كمال الدين و تمام النعمة، ج1، ص32۸
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو عَلِيٍّ مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِكٍ قَالَ حَدَّثَنِي الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَمَاعَةَ قَالَ حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ الْحَارِثِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَنْ أَبِيهِ أَبِي جَعْفَرٍ الْبَاقِرِ ع قَالَ:
إِذَا قَامَ الْقَائِمُ ع قَالَ: «فَفَرَرْتُ مِنْكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْماً وَ جَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ»