حدیث۱ ذیل آیه قبل را به این آیه نیز میتوان مربوط دانست. اما احادیث دیگر:
۱) حدیثی از امام صادق ع درباره ورود حضرت موسی ع بر فرعون و وقایعی که رخ داد آمده که فرازی از آن ذیل آیه ۱۶ (حدیث۴ جلسه ۱۲۳۰ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-016/) و فراز دوم آن ذیل آیه ۳۴ (حدیث۲ جلسه ۱۲۴۸) گذشت. در ادامهاش آمده است:
«پس جادوگران برای وقت معین آن روز جمع شدند» (شعراء/۳۸). «و چون ریسمانها و عصای خود را افکندند» (شعراء/۴۴)، «موسی هم عصای خود را افکند» (شعراء/۴۵) و همه آنها را همچون لقمهای فرو برد. و در میان ساحران هفتاد و دو نفر از بزرگان بودند. به سجده افتادند، سپس به فرعون گفتند: این سحر نیست. اگر جادو بود، طنابها و عصای ما باقی میماند.
قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي)، ص155
عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
... وَ لَمْ يَبْقَ أَحَدٌ مِنْ جُلَسَاءُ فِرْعَوْنَ إِلَّا هَرَبَ. فَلَمَّا أَخَذَ مُوسَى الْعَصَا وَ رَجَعَتْ إِلَى فِرْعَوْنَ نَفْسُهُ هَمَّ بِتَصْدِيقِهِ.
فَقَامَ إِلَيْهِ هَامَانُ وَ قَالَ: بَيْنَا أَنْتَ إِلَهٌ تُعْبَدُ إِذْ أَنْتَ تَابِعٌ لِعَبْدٍ! وَ اجْتَمَعَ الْمَلَأُ وَ قَالُوا «هَذَا سَاحِرٌ عَلِيمٌ» «فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ»« فَلَمَّا أَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَ عِصِيَّهُمْ» «أَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ» فَالْتَقَمَتْهَا كُلَّهَا. وَ كَانَ فِي السَّحَرَةِ اثْنَانِ وَ سَبْعُونَ شَيْخاً خَرُّوا سُجَّداً، ثُمَّ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ: مَا هَذَا سِحْرٌ لَوْ كَانَ سِحْراً لَبَقِيَتْ حِبَالُنَا وَ عِصِيُّنَا...
ادامه این حدیث ذیل آیه ۵۱ خواهد آمد.
۲) این حدیث که ذیل آیه ۳۸ (حدیث۳) آمد که میتواند به این آیه نیز مربوط باشد:
حفص بن غیاث حدیثی طولانی از از امام صادق ع روایت کرده که ایشان در فرازی از آن فرمودند:
... و کسی که به نظرش برسد که بر دیگری برتریای دارد از مستکبرین است!
حفص میگوید: عرض کردم: از این جهت خود را برتر میبیند که [دینش] در عافیت است هنگامی که انجام دهنده گناهی را میبیند.
فرمودند: هیهات! هیهات! چهبسا او در مورد آنچه انجام داده مورد مغفرت قرار گیرد و تو را برای حساب و کتاب متوقف کنند! آیا داستان ساحران موسی را نخواندهای؟ سپس فرمودند: چهبسا کسی که بخاطر نعمتی که خداوند بدو داده است مغرور شده و چهبسا کسی که بخاطر پردهپوشی خداوند بر او به استدراج گرفتار آمده و چهبسا کسی که بخاطر مدح و ثنای مردم بر او به فتنه افتاده است. ...
الكافي، ج8، ص128
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ [وَ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ] عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ الْمِنْقَرِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ:
...۱ وَ مَنْ ذَهَبَ يَرَى أَنَّ لَهُ عَلَى الْآخَرِ فَضْلًا فَهُوَ مِنَ الْمُسْتَكْبِرِينَ فَقُلْتُ لَهُ إِنَّمَا يَرَى أَنَّ لَهُ عَلَيْهِ فَضْلًا بِالْعَافِيَةِ إِذَا رَآهُ مُرْتَكِباً لِلْمَعَاصِي فَقَالَ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ فَلَعَلَّهُ أَنْ يَكُونَ قَدْ غُفِرَ لَهُ مَا أَتَى وَ أَنْتَ مَوْقُوفٌ مُحَاسَبٌ أَ مَا تَلَوْتَ قِصَّةَ سَحَرَةِ مُوسَى ع ثُمَّ قَالَ كَمْ مِنْ مَغْرُورٍ بِمَا قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ كَمْ مِنْ مُسْتَدْرَجٍ بِسَتْرِ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ كَمْ مِنْ مَفْتُونٍ بِثَنَاءِ النَّاسِ عَلَيْهِ ....
۳) از امام حسن عسکری ع روایت شده است که فرمودند:
به امام صادق (علیهالسلام) گفته شد: عمار دهنی امروز نزد ابن ابی لیلی، قاضی کوفه، رفته بود که شهادت دهد. قاضی به او گفت: برخیز ای عمار، ما تو را شناختیم؛ گواهی تو پذیرفته نیست، زیرا تو رافضی هستی.
عمار برخاست، در حالی که اندامش میلرزید و گریه بر او غلبه کرده بود.
ابن ابی لیلی به او گفت: تو مردی از اهل علم و حدیث هستی. اگر ناراحت میشوی که به تو «رافضی» بگویند، از رافضی بودن تبری بجوی؛ که در این صورت از برادران ما هستی.
عمار به او گفت: ای آقا! به خدا سوگند، مساله آن گونه که تو تصور کردی نیست، بلکه بر تو و بر خودم گریستم.
اما گریه من بر خودم از آن روست که مرا به مرتبه ای شریف نسبت دادی که من اهل آن نیستم. گفتی که من رافضی هستم. وای بر تو! به راستی که امام صادق (ع) به من خبر داد که: نخستین کسانی که "رافضه" (= روگردانندگان) نامیده شدند، جادوگرانی بودند که چون معجزه موسی (ع) را در عصایش دیدند، به او ایمان آوردند [و از او خشنود شدند] و از او پیروی کردند و فرمان فرعون را رفض کردند [=کنار نهادند] و در برابر هر آنچه بر آنان فرود آمد، تسلیم شدند. پس فرعون آنان را از آن رو که از دینش روی برتافتند، "رافضه" نامید. پس رافضی کسی است که هر آنچه را خداوند ناپسند میدارد، رفض کند [= کنار بگذارد] و هر آنچه را خداوند فرمان دهد، به جا آورد. پس در این زمانه کجا همانند این شخص یافت میشود؟ پس من تنها از بیم آن بر خودم گریستم که خداوند متعال بر قلب من آگاه شود در حالی که من این نام شریف را بر خود پذیرفته باشم، آنگاه پروردگارم عزوجل مرا بازخواست کند و بفرماید: ای عمار، آیا تو همانگونه که دربارهات گفتهاند، روگردان از باطل و عامل به طاعت بودهای؟ آنگاه اگر مرا ببخشاید، همین موجب پایین آمدن درجات من باشد، و اگر مرا بازخواستِ سخت کند، سببِ عذابِ شدید بر من گردد، مگر آنکه سرورانم با شفاعت خود مرا دریابند.
و اما گریه من بر تو، از عظمتِ دروغ توست در اینکه مرا به نامی غیر از نامم خواندی، و از شفقت شدیدم بر تو از عذاب خداوند متعال، که شریفترین نامها را برگرفتی و آن را از پستترین نامها ساختی. چگونه بدنت بر عذاب خداوند [و بر عذاب] این سخنت شکیبایی میکند؟!
سپس امام صادق (ع) فرمود: اگر بر عمار از گناهان باری بیش از آسمانها و زمینها بود، هر آینه با این سخنان محو میگشت؛ و همانا این سخنان در حسنههای او نزد پروردگارش عزوجل میافزاید، تا آنجا که هر دانهای (خردلی) از آن، هزار بار بزرگتر از دنیا میگردد.
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام، ص310-۳۱۱؛ مجموعة ورام، ج2، ص106
وَ قِيلَ لِلصَّادِقِ ع: إِنَّ عَمَّاراً الدُّهْنِيَ شَهِدَ الْيَوْمَ عِنْدَ [ابْنِ] أَبِي لَيْلَى قَاضِي الْكُوفَةِ بِشَهَادَةٍ، فَقَالَ لَهُ الْقَاضِي: قُمْ يَا عَمَّارُ فَقَدْ عَرَفْنَاكَ، لَا تُقْبَلُ شَهَادَتُكَ لِأَنَّكَ رَافِضِيٌّ.
فَقَامَ عَمَّارٌ وَ قَدِ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُ، وَ اسْتَفْرَغَهُ الْبُكَاءُ.
فَقَالَ لَهُ ابْنُ أَبِي لَيْلَى: أَنْتَ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ الْحَدِيثِ، إِنْ كَانَ يَسُوءُكَ أَنْ يُقَالَ لَكَ «رَافِضِيٌّ» فَتَبَرَّأْ مِنَ الرَّفْضِ، فَأَنْتَ مِنْ إِخْوَانِنَا.
فَقَالَ لَهُ عَمَّارٌ: يَا هَذَا مَا ذَهَبْتَ وَ اللَّهِ حَيْثُ ذَهَبْتَ، وَ لَكِنِّي بَكَيْتُ عَلَيْكَ وَ عَلَيَّ:
أَمَّا بُكَائِي عَلَى نَفْسِي فَإِنَّكَ نَسَبْتَنِي إِلَى رُتْبَةٍ شَرِيفَةٍ لَسْتُ مِنْ أَهْلِهَا، زَعَمْتَ أَنِّي رَافِضِيٌّ، وَيْحَكَ! لَقَدْ حَدَّثَنِي الصَّادِقُ ع: أَنَّ أَوَّلَ مَنْ سُمِّيَ الرَّافِضَةَ السَّحَرَةُ الَّذِينَ لَمَّا شَاهَدُوا آيَةَ مُوسَى ع فِي عَصَاهُ آمَنُوا بِهِ [وَ رَضُوا بِهِ] وَ اتَّبَعُوهُ وَ رَفَضُوا أَمَرَ فِرْعَوْنَ، وَ اسْتَسْلَمُوا لِكُلِّ مَا نَزَلَ بِهِمْ، فَسَمَّاهُمْ فِرْعَوْنُ الرَّافِضَةَ لَمَّا رَفَضُوا دِينَهُ. فَالرَّافِضِيُّ مَنْ رَفَضَ كُلَّمَا كَرِهَهُ اللَّهُ، تَعَالَى وَ فَعَلَ كُلَّ مَا أَمَرَهُ اللَّهُ، فَأَيْنَ فِي الزَّمَانِ مِثْلُ هَذَا؟ فَإِنَّمَا بَكَيْتُ عَلَى نَفْسِي خَشْيَةَ أَنْ (يَطَّلِعَ اللَّهُ تَعَالَى) عَلَى قَلْبِي، وَ قَدْ تَقَبَّلْتُ هَذَا الِاسْمَ الشَّرِيفَ عَلَى نَفْسِي، فَيُعَاتِبَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَقُولَ: يَا عَمَّارُ أَ كُنْتَ رَافِضاً لِلْأَبَاطِيلِ، عَامِلًا لِلطَّاعَاتِ كَمَا قَالَ لَكَ؟ فَيَكُونَ ذَلِكَ تَقْصِيراً بِي فِي الدَّرَجَاتِ إِنْ سَامَحَنِي، وَ مُوجِباً لِشَدَيدِ الْعِقَابِ عَلَيَّ إِنْ نَاقَشَنِي، إِلَّا أَنْ يَتَدَارَكَنِي مَوَالِيَّ بِشَفَاعَتِهِمْ.
وَ أَمَّا بُكَائِي عَلَيْكَ، فَلِعِظَمِ كَذِبِكَ فِي تَسْمِيَتِي بِغَيْرِ اسْمِي، وَ شَفَقَتِيَ الشَّدِيدَةِ عَلَيْكَ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ تَعَالَى أَنْ صَرَفْتَ أَشْرَفَ الْأَسْمَاءِ إِلَى أَنْ جَعَلْتَهُ مِنْ أَرْذَلِهَا كَيْفَ يَصْبِرُ بَدَنُكَ عَلَى عَذَابِ [اللَّهِ، وَ عَذَابِ] كَلِمَتِكَ هَذِهِ!
فَقَالَ الصَّادِقُ ع: لَوْ أَنَّ عَلَى عَمَّارٍ مِنَ الذُّنُوبِ مَا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ لَمُحِيَتْ عَنْهُ بِهَذِهِ الْكَلِمَاتِ: وَ إِنَّهَا لَتَزِيدُ فِي حَسَنَاتِهِ عِنْدَ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَ حَتَّى يُجْعَلَ كُلُّ خَرْدَلَةٍ مِنْهَا أَعْظَمَ مِنَ الدُّنْيَا أَلْفَ مَرَّةٍ .
تبصره: البته گفتگویی بین ابوبصیر و امام باقر ع (المحاسن، ج1، ص157)۲ یا امام صادق ع (الكافي، ج8، ص33-۳۵۳؛ فضائل الشيعة، ص21-۲۵؛ الإختصاص، ص104-۱۰۷) و نیز بین سلیمان اعمش و امام صادق ع (تفسير فرات الكوفي، ص376-۳۷۷)۴ روایت شده که در آن در مقام تسمیه «روافض» بدون اشاره به جادوگران به ۷۰ نفر از قوم فرعون اشاره میکند که فرعون را رفض کردند و به حضرت موسی ع پیوستند.