۱) «قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُون»
از این آیه به بعد وارد عرصه مبارزه حضرت موسی ع و جادوگران میشویم. آن طور که در سوره اعراف و سوره طه گزارش شده ظاهرا ابتدا جادوگران از حضرت موسی ع میپرسند که آیا آنها شروع کنند یا حضرت موسی ع: «قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقين» (اعراف/۱۱۵)، «قالُوا يا مُوسى إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى» (طه/۶۵) و آنگاه است که حضرت موسی ع به آنها میگوید شما بیفکنید: «قالَ أَلْقُوا فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا ...» (اعراف/۱۱۶)، «قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ...» (طه/۶۶).
نکته جالب توجه اینکه در آن دو مورد که با سخن جادوگران شروع کرد، از سخن حضرت موسی ع فقط به «بیفکنید» بسنده کرد؛ اما در اینجا و مورد دیگری که ابتداءا از سخن حضرت موسی ع شروع کرد: «فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ» (یونس/80)، شاهدیم که حضرت موسی ع میفرماید «بیفکنید آنچه شما افکننده[اش] هستید!».
۲) «قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُون»
چرا حضرت موسی ص صرفا نفرمود: القوا« بیفکنید»، و افزود «آنچه شما افکننده هستید!» و منظورش از این تعبیر چه بود؟
الف. ظاهرا تکرار سخن خود جادوگران بوده است بنا بر آنچه در سوره اعراف از سخن آنها نقل شده است که گفته بودند: «إِمَّا أَنْ تُلْقِيَ وَ إِمَّا أَنْ نَكُونَ نَحْنُ الْمُلْقين» (اعراف/۱۱۵)، یعنی خودشان گفتند: «آیا ما افکننده باشیم» و حضرت فرمود بیفکنید آنچه شما افکننده هستید.
ب. این تعبیر ظاهرا کنایه از آن است که هرچه در توان و تخصص دارید اعمال کنید. استفاده از اسم فاعل به جای فعل، دلالت بر یک نحوه ثبوت صفت در فاعل دارد؛ یعنی آنها وقتی گفتند: «آیا ما افکننده باشیم» میخواستند بگویند میخواهی ما را در جایگاه تخصصیمان ببینی که چگونه «افکننده» هستیم؛ نه اینکه صرفا یک افکندنی از ما ببینی؟ و حضرت موسی ع هم فرمود: بله میخواهم شما با اوج تخصص و توانتان در مقابل من بایستید. از این جهت این جمله حضرت موسی ع شبیه این سخن سایر پیامبران با دشمنانش است که تمام کید و مکر خود را در مقابل من در پیش بگیرید و ببینید آيا می توانید مرا شکست دهید؛ چنانکه حضرت نوح فرمود: «فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُون» (یونس/۷۱) و حضرت هود هم فرمود: «فَكيدُوني جَميعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُون» (هود/۵۵) و اتفاقا فرعون هم به جادوگران همین توصیه را کرده بود: «فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا» (طه/۶۴). در واقع اگر قرار است آنچه حضرت موسی ع آورده معجزه باشد و در مورد آن تحدیای صورت گیرد لازمهاش آن است که برترین متخصصان بالاترین تخصص خود را بیاورند تا معلوم شود کاری که حضرت موسی ع انجام داده واقعا معجزه است نه از سنخ کارهای متخصصان.
ج. با توجه به اینکه استفاده از اسم فاعل به جای فعل، دلالت بر یک نحوه ثبوت صفت در فاعل دارد شاید حضرت موسی ع میخواسته به نحوی اشاره کند که این توان شما محصول یک عمر تمرین شماست که به این موقعیت رسیدهاید و اکنون شما با یک عمر تمرین در مقابل من هستید که صرفا یک عصا میاندازم و این کارم حاصل تمرین و ... نبوده است.
د. شاید حضرت با این تعبیر کنایی خواست از اینکه صریحا به آنها بگوید سحر انجام دهید اجتناب کند. چرا که سحر کردن کاری خلاف رضایت الهی است و سزاوار نیست حضرت موسی ع به عنوان پیامبر خدا، ولو در مقام تحدی، از طرف مقابل خود بخواهد که این کار حرام را انجام دهد. به تعبیر دیگر، حضرت موسی ع سحر و جادوی آنها را صرفا انداختن یک تعداد عصا و ریسمان میدید و به آنها فرمود هر چه میخواهید بیندازید بیندازید. به تعبیر عامیانهتر گویی به جای اینکه بگوید «جادوگریتان را نشان دهید»، که یک نحوه اذعان به جادوگری آنها در دل خود دارد، فرموده باشد «هر غلطی میخواهید بکنید، بکنید»!
ه. ...