سوره الشعراء - آیه 41

۱۲۵۵) سوره شعراء (۲۶) آیه ۴۱ فَلَمّاٰ جاٰءَ السَّحَرَةُ قاٰلُوا لِفِرْعَوْنَ اَئِنَّ لَناٰ لَاَجْرًا اِنْ کُنّـاٰ نَحْنُ الْغـٰـلِبٖینَ ۷ ربیع‌الاول ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۵/۲۹

پس هنگامی که جادوگران آمدند به فرعون گفتند آیا حتما برای ما پاداشی هست، اگر ما بودیم که پیروز شدیم [= غلبه‌کنندگان بودیم]؟

السَّحَرَةَ

درباره ماده «سحر» ذیل آیه ۳۴ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۴۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-034/

الْغالِبين‏

درباره ماده «غلب» و کلمه «غالب» ذیل آیه ۴۰ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۵۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-040

إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبين‏

کلمه «نحن» هم می‌تواند تأکید برای ضمیر متصل «نا» در «کنّا» باشد؛ و هم می‌تواند ضمیر فصل باشد که بین اسم کان و خبر کان آمده است (مجمع البيان، ج‏4، ص709۱).


  1. . الإعراب: نحن يحتمل أن يكون موضعه رفعا و يكون تأكيدا للضمير المتصل في كنا و يحتمل أن يكون فصلا بين الخبر و الاسم و ضم حرف مع أنه يجوز الوقف عليه لأنه في الوجوب نظير لا في النفي و إنما جاز الوقف على كل واحد منهما لأنه جواب لكلام يستغني بدلالته عليه عما يتصل به↩

أئِنَّ لَنا / ءآیِنَّ لَنا / أیِنَّ لَنا

در قراءات اهل کوفه (عاصم و حمزه و کسائی) و عمده طرق و روایات از قرائت اهل شام (ابن عامر هم در روایت ابن ذکوران و هم در طریق داجونی از روایت هشام) دو همزه را کاملا آشکارا و جداگانه قرائت کرده‌اند؛

اما در قرائت اهل بصره (ابوعمرو) و روایت قالون از قرائت اهل مدینه (نافع) و برخی قراءات عشر (ابوجعفر) و برخی قراءات اربعه عشر (یزیدی) بین دو همزه الفی فاصله می‌اندازد ولی همزه دوم را به تسهیل قرائت می‌شود؛ و البته در طریق حلوانی از روایت هشام از قرائت اهل شام (ابن عامر) که الف فاصله می‌اندازد هر دو همزه به صورت کاملا آشکارا قرائت می‌شود

و در قرائت اهل مکه (ابن کثیر) و روایت ورش از قرائت اهل مدینه (نافع) و برخی از قراءات عشر (یعقوب به روایت رویس) و برخی قراءات اربعه عشر (ابن محیصن) همزه دوم به تسهیل قرائت می‌شود و الفی فاصله نمی‌اندازد؛

الکامل المفصل فی القراءات الاربعة عشر، ص۳۶۹؛ معجم القراءات، ج۶، ص۴۱۳-414۱

با اینکه آیه ۱۱۳ سوره اعراف، شبیه همین آیه است و در آنجا قرائت این آیه به صورت «إِنَّ لَنا لَأَجْراً» در بسیاری از قراءات متواتر مشاهده می‌شود (در قرائت اهل مکه (ابن کثیر) و مدینه (نافع به هر دو روایتش) و نیز برخی قراءات اهل کوفه (عاصم به روایت حفص) که در همه اینها همزه استفهام حذف شده) (ر.ک: مجمع البيان، ج‏4، ص709۲؛ معجم القراءات، ج۳، ص۱۲۵-۱۲۶)؛ اما این قرائت در قراءات متواتر و مشهور ذیل این آیه وجود ندارد و فقط در برخی طرق غیرمعروف از قراءات سبع (قرائت ابن عامر به روایت ابن ذکوان، اما از طرق احمد بن انس و احمد بن ذکوان) مشاهده می‌شود (جامع القراءات للروذباري، ج3، ص۹۱۳).

لازم به ذکر است که علی‌رغم شباهت آیه مذکور و این آیه، اختلاف قراءات در اینها (غیر از مورد فوق) تفاوت‌های ظریف دیگری هم دارد.


  1. . قرأ قالون وأبو عمرو وأبو جعفر بتسهيل الهمزة الثانية من «أئن» مع الفصل بالألف.
    وقرأ ورش وابن كثير ورويس بالتسهيل بلا فصل.
    وقرأ هشام من طريق الحلواني بتحقيق الهمزتين مع الفصل بالألف.
    وقرأ هشام من طريق الداجوني بتحقيقهما مع القصر، وبه قرأ الباقون. وانظر الآية / ۱۱۳ من سورة الأعراف.
    وقرأ نافع وابن كثير وأبو جعفر وحفص وابن محيصن وابن ذكوان عن أبيه عن ابن عامر «إن لنا لأجراً» على الخبر. وانظر أيضاً الآية /١١٣ من سورة الأعراف.
    این سطر اخیر ظاهرا اشتباه است زیرا علاوه بر اینکه با مطالب بالا تنافی دارد خود عبداللطیف هم در اینجا پاورقی‌ای زده و از قول برخی از کسانی که این قول را مطرح کرده‌اند رد این قول را آورده است. ظاهرا اشکال در این است که این قرائت در ذیل آیه ۱۱۳ سوره اعراف هست و برخی اشتباها آن را به این سوره هم نسبت داده‌اند.
    ↩
  2. . القراءة: قرأ أهل الحجاز و حفص «إِنَّ لَنا لَأَجْراً» بهمزة واحدة على الخبر و قرأ أ إن بهمزتين محققتين ابن عامر و أهل الكوفة غير حفص و قرأ أبو عمرو آءن بهمزة ممدودة و قرأ يعقوب غير زيد بهمزة غير ممدودة.
    الحجة: قال أبو علي الاستفهام أشبه بهذا الموضع لأنهم يستفهمون عن الأجر و ليسوا يقفون على أن لهم الأجر و يقوي ذلك إجماعهم في الشعراء و ربما حذفت همزة الاستفهام.
    ↩
  3. . «إنَّ لَنَا لَأَجْرًا» بكسر الهمزة على الخبر ، أحمد بن أنس، وأحمد بن ذكوان کلاهما عن أبيه ابن ذكوان.↩

۱) حدیثی از امام صادق ع در تفسیر این آیات آمده که به طور کامل به عنوان حدیث۱ ذیل آیه ۱۰ در جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/ گذشت و فرازهایی از آن متناسب با هر آیه تا آیه ۳۸ تقدیم شد. فرازی از آنچه در آیه ۳۸ آمد و به این آیه و آیه بعد نیز مرتبط است بدین قرار است:

پس جادوگران به فرعون گفتند: تو می‌دانی که در دنیا جادوگرتر از ما نیست. پس اگر ما بر موسی غلبه کردیم، چه پاداشی نزد تو خواهیم داشت؟ (شعراء/۴۱)

«گفت: در آن صورت شما قطعاً از نزدیک‌شدگان خواهید بود» (شعراء/۴۲) نزد من، شما را در پادشاهی خود شریک می‌کنم.

گفتند: و اگر موسی بر ما غلبه کرد و جادوی ما را باطل ساخت، و دانستیم که آنچه آورده از راه جادو و حیله نیست و به او ایمان آوردیم و تصدیقش کردیم؟

پس فرعون گفت: اگر موسی بر شما غلبه کند، من نیز همراه شما تصدیقش می‌کنم، ولی «نیرنگتان را گرد آورید» (طه/۶۴) یعنی حیله‌تان را.

تفسير القمي، ج‏2، ص۱۲۰

حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

... فَقَالَ السَّحَرَةُ لِفِرْعَوْنَ: قَدْ عَلِمْتَ أَنَّهُ لَيْسَ فِي الدُّنْيَا أَسْحَرَ مِنَّا. فَإِنْ غَلَبْنَا مُوسَى فَمَا يَكُونُ لَنَا عِنْدَكَ؟

«قَالَ: إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ‏» عِنْدِي، أُشَارِكُكُمْ فِي مُلْكِي.

قَالُوا: فَإِنْ غَلَبَنَا مُوسَى وَ أَبْطَلَ سِحْرَنَا، عَلِمْنَا أَنَّ مَا جَاءَ بِهِ لَيْسَ مِنْ قِبَلِ السِّحْرِ وَ لَا مِنْ قِبَلِ الْحِيلَةِ وَ آمَنَّا بِهِ وَ صَدَّقْنَاهُ؟

فَقَالَ فِرْعَوْنُ: إِنْ غَلَبَكُمْ مُوسَى صَدَّقْتُهُ أَنَا أَيْضاً مَعَكُمْ، وَ لَكِنْ «أَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ» أَيْ حِيلَتَكُمْ.

بقیه این حدیث در ذیل آیه ۴۴ خواهد آمد.

۲) حدیث زیر ذیل آیه ۳۸ هم گذشت و به این آیه هم مرتبط می‌باشد:

از امام صادق ع از پدرانشان از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:

بدانچه امید نداری امیدوارتر باش نسبت بدانچه امید داری؛ که همانا موسی بن عمران رفت که برای خانواده‌اش شعله آتشی بیاورد پس خداوند عز و جل با او سخن گفت و پیامبری مرسل بازگشت؛ و ملکه سبا [از مملکت خود] بیرون آمد و همراه با سلیمان اسلام آورد؛ و ساحران فرعون بیرون آمدند در حالی در طلب عزتی از جانب فرعون بودند پس مومن برگشتند.

الكافي، ج‏5، ص83-۸۴

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاسَانِيِّ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع:

كُنْ لِمَا لَا تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ رَجَعَ نَبِيّاً مُرْسَلًا وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ‏ سُلَيْمَانَ ع وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ الْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ.

۳) روایتی از ابن عباس در تفسیر این آیات آمده که به طور کامل به عنوان حدیث۳ ذیل آیه ۱۰ در جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/ گذشت و فرازی از آن ذیل آیه ۳۶ گذشت که به این آیه نیز مرتبط می‌باشد:

جادوگران از فرعون می‌ترسیدند؛ پس وقتی او آنها را فراخواند، گفتند: خدای شما به شما حاجتی دارد و گفته این کار فلانی و فلانی است. آنها گفتند: این جادوگری است که جادوگری می‌کند. «آیا ما قطعاً پاداشی خواهیم داشت اگر پیروز شویم.» (اعراف/۱۱۳؛‌ شعراء/۴۱) اوجادوگری است که مردم را جادو می‌کند، اما جادوگر دیگری را نمی‌تواند جادو کند.» [فرعون] گفت: «آری، و به راستی، شما از مقربان خواهید بود.» (اعراف/۱۱۴ ؛‌شعراء/۴۲).

الدر المنثور، ج‏3، ص106

و أخرج ابن أبى حاتم عن ابن عباس قال:

... و كانت السحرة يخشون من فرعون. فلما أرسل إليهم قالوا: قد احتاج إليكم إلهكم قال ان هذا فعل كذا و كذا. قالُوا ان هذا ساحر يسحر «أ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ»؟ قال ساحر يسحر الناس و لا يسحر الساحر الساحر. «قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إذا لَمِنَ الْمُقَرَّبِين».

📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):

۱) «فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبين‏»

در آیات قبل دیدیم که فرعون عده‌ای از مامورانش را در شهرها گسیل داشت و همه ساحران برای قراری در روزی معین جمع شدند و فراخوانی غیرمستقیم هم به مردم داده شد که آنها را به پیروی از جادوگران تشویق می‌کرد. در این آیه و آیه بعد به گفتگوی جادوگران با فرعون می‌پردازد که مهمترین درخواست آنها این بوده که درصورت پیروزی بر حضرت موسی ع و در واقع در ازای این کمکی که به فرعون می‌کنند چه پاداشی خواهند داشت؟

اشاره به این درخواست آنها حاوی چه نکته‌ای است و به تعبیر دیگر، هدف قرآن از ذکر این مطلب چه بوده است؟

الف. شاید برای این بوده که خواننده مقایسه‌ای بین منطق مخالفان پیامبران و منطق پیامبران انجام دهد. در این سوره، بعد از داستان حضرت موسی ع و حضرت ابراهیم ع، مروری به ترتیب تاریخی بر پیامبران پیش از اینها (نوح و هود و صالح و شعیب و لوط) دارد و جمله‌ای که از همه اینها نقل می‌کند این است که ما از شما اجری نمی‌خواهیم و پاداش‌مان فقط بر عهده پروردگار جهانیان است: «وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى‏ رَبِّ الْعالَمين‏» (آیات ۱۰۹ و ۱۲۷ و ۱۴۵ و ۱۶۴ و ۱۸۰)؛ که این مقایسه از جهات متعددی می‌تواند درس‌هایی داشته باشد؛ از جمله:

الف.۱. شاید می خواسته نوع وابستگی افراد به رب خویش را نشان دهد:‌ هرکس که به ربوبیت کسی دل ببندد اجر خویش را از او می‌خواهد؛ پیامبران به ربوبیت رب العالمین دل بسته‌اند پاداش خود را از رب العالمین می‌خواهند؛ و جادوگران بر اساس دینی زندگی می‌کنند که فرعون را ربکم الاعلای خود معرفی می‌کرد اجر خویش را از او می‌خواهند. توجه شود که در اینجا سخن از احساس تعلق به یک نفر است نه واقعی بودن این احساس؛ یعنی واضح است که خداوند متعال رب همه جادوگران هم بود؛ اما جامعه فرعونیان در ذهنیت خود به رب بودن فرعون اذعان کرده بودند).

الف.۲. کسی که بر اساس منطق دنیوی زندگی می‌کند کاری برای هرکس انجام دهد از خود او انتظار مزد و پاداش دارد؛ اما کسی که کار را برای خدا انجام می‌دهد از کسانی که نفع آن کار بدانها می‌رسد انتظاری ندارد.

ثمره اخلاقی برای مبلغان دینی:

اگر کسی که برای هدایت مردم گام برمی‌دارد نباید از خود آن مردم انتظار پاداش داشته باشد، حتی پاداشی در حد تشکر.

الف.۳.

ب. می‌خواهد نشان دهد که اگر جادوگران در دستگاه فرعون کار می‌کردند نه انگیزه اعتقادی داشتند و نه ارادت قلبی، بلکه صرفا بخاطر منافعشان بوده است (سید محمد روحانی، مقاله۸، ص۲۵).

ج. ...

۲) «فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبين‏»

این آیه با حرف «ف» شروع می‌شود که غالبا برای تفریع جمله بعد بر جمله قبل می‌آید. کاربرد آن در این آیه چه دلالتی دارد؟

الف. اگر مترتب بر آیه قبل باشد چه‌بسا می‌خواهد بفرماید که وقتی جادوگران دیدند که دستگاه تبلیغاتی فرعون بر پیروی کردن از جادوگران مانور می‌دهد، متوجه نیاز فرعونیان به کار خویش شدند و بر اینکه حداکثر منفعت خود را ببرند حریص شدند و به فرعون چنین گفتند.

ب. ...

۳) «فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ ...»

با ابنکه در آیه ۳۷ توصیه به «آوردن» جادوگران شده بود (يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَليمٍ)؛ اما در اینجا به جای اینکه بفرماید «فلما أوتی بالسحرة: هنگامی که جادوگران را آوردند» تعبی کرد «هنگامی که جادوگران آمدند». چرا؟

الف. قبلا شواهد متعددی ارائه شد که دستگاه فرعون تلاش خود را کرده بود که دست نظام حکومتی به صورت مستقیم دیده نشود؛ چنانکه همه جمع شدن و هم فراخوان عمومی با فعل مجهول تعبیر شد و اشاره شد که کلمه «حاشرین» هم چه‌بسا بر هیمن دلالت داشته است. این هم چه‌بسا این هم موید دیگری بر آن باشد که این احضار جادوگران نه به صورت دستوری، بلکه به صورت خودجوش وانمود شود و با برانگیخته شدنشان توسط حاشرین، خودشان آمدند نه اینکه ماموران حکومتی آنها را بیاورند.

ب. ...

۴) «فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبين‏»

واضح است که این جمله جادوگران که به صورت استفهامی بیان شده در معنای درخواست است؛ اما چرا در مقام این درخواست، نتیجه کار خود را به صورت شرطی مطرح کردند: «اگر پیروز شدیم»، نه به صورت قطعی (مثلا: «اذا کنا غالبین: هنگامی که پیروز شدیم»)؟ و این در حالی است که چند تأکید هم در آن نهفته است (هم با إنّ» شروع می‌شود، هم جمله اسمیه است، هم ضمیر «نحن» تکرار شده، و هم «ال‍» بر روی خبر اضافه شده که هریک از اینها یک نحوه تأکید است).

الف. آنها می‌خواستند از فرعون امتیاز بگیرند و این حالت شک و تردید برای اینکه پاداش بیشتری بگیرند مفیدتر است؛ یعنی به فرعون القا می‌کنند که غلبه کردن بر موسی ع چندان کار آسانی نیست و کار ما خیلی می‌ارزد، که اتفاقا آیه بعد نشان می‌دهد که در این زمینه موفق هم شدند (الميزان، ج‏15، ص275۱؛ سید محمد روحانی، مقاله۸، ص۲۶). و در عین حال آن تأکیدات برای این است که مبادا بخاطر همین شک و تردید، فرعون از انجام این مبارزه منصرف شود و آنها بی نصیب بمانند. در واقع، این تعبیر که توأمان هم شک را القا می‌کند و هم تأکید و قطعیت را، ترفندی برای این بود که معامله پرسودی را برای جادوگران رقم بزند. آنچه این ترفندهای معامله‌گری را جدی‌تر می‌کند این است که با اینکه در اینجا و قبل از قرارداد با فرعون اینچنین شک ابراز می‌دارند در میدان با قاطعیت تمام سخن می‌گویند و به عزت فرعون سوگند می‌خورند که پیروزند (آیه۴۴).

ب. شاید آنها واقعا با دیدن موسی ع شک داشتند که بتوانند بر او موفق شوند، اما برای اینکه خود را نبازند و به خودشان روحیه بدهند و یا از باب خودشیرینی برای فرعون این قدر تأکیدات ضمیمه سخن کردند.

ج. ...


  1. . قوله تعالى: «فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالُوا لِفِرْعَوْنَ أَ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إِذاً لَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ» الاستفهام في معنى الطلب، و قد قالوا: إِنْ كُنَّا» و لم يقولوا، إذا كنا نحن الغالبين ليفيد القطع بالغلبة كما يفيده قولهم بعد: «بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ» بل ألقوه في صورة الشك ليكون أدعى لفرعون إلى جعل الأجر. و قد أثر ذلك أثره حيث جعل لهم أجرا و زاد عليه الوعد بجعلهم من المقربين↩

نظرات کاربران

ثبت نظر