سوره الشعراء - آیه 39

۱۲۵۳) سوره شعراء (۲۶) آیه ۳۹ وَ قٖیلَ لِلنّـاٰسِ هَلْ اَنْـتُمْ مُجْتَمِعُونَ ۵ ربیع‌الاول ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۵/۲۷

و به مردم گفته شد: آیا شما هم جمع می‌شوید؟

مُجْتَمِعُونَ

قبلا بیان شد که ماده «جمع» در اصل به معنای انضمام شدن اشیاء به همدیگر است. برخی گفته‌اند انضمامی که با کنار هم قرار دادن امور حاصل شده باشد و برخی هم بر این باورند که هرگونه انضمام اشیای شبیه هم اعم از اینکه با هم متلاقی یا متراکم شوند یا به هم بچسبند و البته تفاوت ماده «ضمم» و «جمع» در این است که «ضمّ» برای جمع شدن اشیای فراوان به کار می‌رود و نقطه مقابل آن «بث» است که به معنای جدایی بین اشیای فراوان است؛ و البته تدریجا برای انضمام دو شیء و بیشتر هم به کار رفته است؛ و همچنین کلمه «ضم» را برای چسباندن چیزی به چیز دیگر به صورت «ضم الشي‏ء الى الشي‏ء» به کار می‌برند اما تعبیر «جمع» را برای این کار استفاده نمی‌کنند.

برخی بر این باورند که صیغه ثلاثی مجرد آن بر صرف کنار هم جمع شدن دلالت دارد:

که این می‌تواند ناظر به جمع شدن انسانها در کنار هم باشد، مانند «فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِميقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ» (شعراء/38)

یا ناظر به جمع شدنی در موضوعات خارجی مانند جمع کردن آیات قرآن: إِنَّ عَلَيْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ (قیامت/17) یا جمع شدن اشیایی در کنار هم:‌ أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَهُ (قیامت/3) «وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ» (قیامت/9) و ظاهرا از همین باب است جمع‌آوری ثروت: «وَ جَمَعَ فَأَوْعى»‏ (معارج/18) «الَّذي جَمَعَ مالاً وَ عَدَّدَهُ» (همزه/2) ...

ویا ناظر به اعمال و معانی: «فَتَوَلَّى فِرْعَوْنُ فَجَمَعَ كَيْدَهُ ثُمَّ أَتى»‏ (طه/60).

... اگر جمع شدن افراد یک فعل ارادی و از روی میل و رغبت و قبول باشد از باب افتعال استفاده می‌شود: «لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى‏ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ» (اسراء/88)، «إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَ لَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ» (حج/۷۳) «وَ قيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ» (شعراء/39)

درباره اینکه وقتی این ماده به باب افعال برود چه معنایی دارد، برخی گفته‌اند .. غالبا در جایی که جمعی باشد که با فکر و تدبیر حاصل شود مانند «فَأَجْمِعُوا كَيْدَكُمْ ثُمَّ ائْتُوا صَفًّا وَ قَدْ أَفْلَحَ الْيَوْمَ مَنِ اسْتَعْلى‏» (طه/64) چنانکه به چیزی که با فکر و تدبیر به غنیمت انسان می‌رسد «نهب مُجمَع» گویند؛ ...

از کلماتی که به این ماده نزدیک است می‌توان به کلمات «کل» ، «تألیف» و «مجاورت» می‌توان اشاره کرد؛ که در همانجا به تفاوت‌های اینها به تفصیل اشاره شد.

به کسانی که در یکجا جمع شده باشند «مجموع»، «جمع»، «جمیع» و «جماعت» گویند که البته کلمه «جماعت» در قرآن کریم نیامده است؛

برخی در تفاوت اینها گفته‌اند اگر صرف کنار هم جمع شدن باشد وزن «مفعول» (متعارف برای ثلاثی مجرد) استفاده می‌شود: «ذلِكَ يَوْمٌ‏ مَجْمُوعٌ‏ لَهُ النَّاسُ»‏ (هود/103) «قُلْ إِنَّ الْأَوَّلینَ وَ الْآخِرینَ لَمَجْمُوعُونَ إِلى‏ ميقاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ» (واقعه/49-50)، اما وقتی بخواهند بر لزوم و ثبات دلالت کنند از تعبیر «جَميع» و «جمع» استفاده می‌کنند؛ «ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ» (اعراف/۴۸) «سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ» (قمر/45) «وَ هُوَ عَلى‏ جَمْعِهِمْ إِذا يَشاءُ قَديرٌ» (شوری/29) «مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَ أَكْثَرُ جَمْعاً» (قصص/78) «ما أَغْنى‏ عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ» (اعراف/۴۸) «فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً» (عادیات/5)

اما برخی در خصوص کلمه «جمیع» بر این باورند که این کلمه همانند «أجمع» و «أجمعون» برای تاکید به کار می‌رود؛ با این تفاوت که «أجمع» اسم معرفه است برای توصیف معرفه به کار می‌رود «فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ‏ أَجْمَعُونَ‏» (حجر/30؛ ص/۷۳) «وَ أْتُونِي بِأَهْلِكُمْ‏ أَجْمَعِينَ‏» (يوسف/93)، و نمی‌توان آن را حال قرار داد؛ اما منصوب بودن «جمیع» را می‌توان از باب حال بودن در نظر گرفت: «اهْبِطُوا مِنْها جَمِيعاً» (بقرة/38)، «فَكِيدُونِي‏ جَمِيعاً» (هود/55) [و البته «جمیع» به نحو توصیف هم می‌تواند به کار رود: «وَ إِنَّا لَجَميعٌ حاذِرُونَ» (شعراء/56) و ...] که البته وجه تاکید در کلمه «أجمع» هم ظاهرا این است که این کلمه با رفتن به صیغه «أفعل» معنای افعل تفضیلی پیدا کرده است و از همین جهت برای تاکید به کار رفته است.

کلمه «جمع» و «جماعت» به عنوان اسمی برای اشاره به سه نفر به بالا رایج است و ظاهرا صرفا بر وجود افرادی که کنار هم جمع شده باشند دلالت دارد اما کلمات مشابهی دارد. در قرآن کریم از کلمه «جماعت» اصلا استفاده نشده و همان کلمه «جمع» را برای جماعت به کار برده؛ چنانکه گاه آن را به صورت تثنیه درآورده: «يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ» (آل عمران/۱۵۵ و ۱۶۶؛ انفال/۴۱) «فَلَمَّا تَراءَا الْجَمْعانِ قالَ أَصْحابُ مُوسى‏ إِنَّا لَمُدْرَكُونَ» (شعراء/61) و برای هر جماعتی ظاهرا با توجه به ملاحظه خاصی بوده از واژه دیگری استفاده شده است که در همانجا به کلمات «فوج» و «ثُلَّة» و «زمره» و «حزب» و «عصبة» و «طائفه» و «فریق» و «فئة» و «شیعه» و «ملأ» و «شرذمة» که در قرآن کریم به کار رفته و تفاوتشان با «جماعت» اشاره شد.

جلسه ۱۰۱۶ https://yekaye.ir/al-waqiah-56-49/

وَقِيلَ۱

قِيلَ لِلنَّاسِ / قِيل لِّلنَّاسِ۲

للنَّاسِ۳


  1. . - تقدم الإشمام فيه في الآيتين / ١١ و ٥٩ من سورة البقرة في الجزء الأول من هذا المعجم. (معجم القراءات، ج۶، ص۴۱۳).↩
  2. . - إدغام اللام في اللام عن أبي عمرو ويعقوب (معجم القراءات، ج۶، ص۴۱۳).↩
  3. . - تقدمت الإمالة فيه في الآيات /٨ ، ٩٤ ، ٩٦ من سورة البقرة في الجزء الأول من هذا المعجم (معجم القراءات، ج۶، ص۴۱۳).↩

۱) امیرالمومنین ع در منطقه ذی قار [ظاهرا در مسیر جنگ جمل در آنجا توقفی داشتند] خطبه‌ای خواندند که فرازهایی از آن قبلا گذشت.۱ در فراز دیگری از آن اشاره می‌کنند که بعد از من بر شما زمانی خواهد آمد که در آن زمان چیزی مخفی‌تر از حق و آشکارتر از باطل و بیشتر از دروغ بستن به خدا و رسولش نیست ... تا بدینجا می‌رسند که می‌فرمایند:

آنها امور خود و دینشان را به کسی سپرده‌اند که در میانشان با فریب، منکَر، رشوه‌خواری و قتل عمل می‌کند، گویی آنان پیشوایان قرآن‌اند، نه اینکه قرآن پیشوای آنها باشد. هیچ چیز از حقیقت نزد آنها نمانده جز نامش، و از قرآن جز خطوط و اعرابش نمی‌دانند. کسی که با شنیدن حکمت قرآن وارد [دین] می‌شود، اما هنوز آرام ننشسته که دین خارج می‌شود؛ از دین یک پادشاه به دین پادشاه دیگر منتقل می‌شود، و از تحت سلطنت یک پادشاه به تحت سلطنت پادشاه دیگر، از اطاعت یک پادشاه به اطاعت از پادشاه دیگر، و از پیمان‌های یک پادشاه به پیمان‌های پادشاه دیگر؛ پس «خداوند متعال آنان را به سنت استدراج مبتلا خواهد کرد از جایی که نمی‌دانند» (اعراف/۱۸۲) ...

الكافي، ج‏8، ص388

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَعْدِ بْنِ الْمُنْذِرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ أَبِيهِ قَالَ: خَطَبَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع [وَ رَوَاهَا غَيْرُهُ بِغَيْرِ هَذَا الْإِسْنَادِ وَ ذَكَرَ أَنَّهُ خَطَبَ بِذِي قَارٍ] فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ:

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَعَثَ مُحَمَّداً ص بِالْحَق‏ ... ثُمَّ إِنَّهُ سَيَأْتِي عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِي زَمَانٌ لَيْسَ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ شَيْ‏ءٌ أَخْفَى مِنَ الْحَقِّ وَ لَا أَظْهَرَ مِنَ الْبَاطِلِ وَ لَا أَكْثَرَ مِنَ الْكَذِبِ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى وَ رَسُولِهِ ص‏ ...

قَدْ وَلَّوْا أَمْرَهُمْ وَ أَمْرَ دِينِهِمْ مَنْ يَعْمَلُ فِيهِمْ بِالْمَكْرِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الرِّشَا وَ الْقَتْلِ كَأَنَّهُمْ أَئِمَّةُ الْكِتَابِ وَ لَيْسَ الْكِتَابُ إِمَامَهُم‏. لَمْ يَبْقَ عِنْدَهُمْ مِنَ الْحَقِّ إِلَّا اسْمُهُ وَ لَمْ يَعْرِفُوا مِنَ الْكِتَابِ إِلَّا خَطَّهُ وَ زَبْرَهُ. يَدْخُلُ الدَّاخِلُ لِمَا يَسْمَعُ مِنْ حِكَمِ الْقُرْآنِ فَلَا يَطْمَئِنُّ جَالِساً حَتَّى يَخْرُجَ مِنَ الدِّينِ، يَنْتَقِلُ مِنْ دِينِ مَلِكٍ إِلَى دِينِ مَلِكٍ وَ مِنْ وَلَايَةِ مَلِكٍ إِلَى وَلَايَةِ مَلِكٍ وَ مِنْ طَاعَةِ مَلِكٍ إِلَى طَاعَةِ مَلِكٍ وَ مِنْ عُهُودِ مَلِكٍ إِلَى عُهُودِ مَلِكٍ فَاسْتَدْرَجَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى «مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون‏» ...

۲) از امیرالمومنین ع روایت شده است که در خطبه‌ای در مقام تشویق مخاطبان خود به جهاد فرمودند:

چه شگفت‌آور است چه شگفت‌آور، و به خدا این دل‌ را می‌میراند و نگرانی را جلب می‌کند: گردهم‌آیی این مردم در باطل‌شان و پراکنده شدن شما از حق‌تان.

الكافي، ج‏5، ص5؛ نهج البلاغة، خطبه ۲۷

أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْعَلَوِيِّ وَ أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيُّ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْعَبَّاسِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ إِسْحَاقَ جَمِيعاً عَنْ أَبِي رَوْحٍ فَرَجِ بْنِ قُرَّةَ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ حَدَّثَنِي ابْنُ أَبِي لَيْلَى عَنْ أَبِي عَبْدِ الرَّحْمَنِ السُّلَمِيِّ قَالَ:

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْه‏: أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَاد ...

فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنَ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ [الْقَوْمِ] عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُم‏

ب. ابن هلال ثقفی این را مربوط به سخنرانی حظرت بعد از حمله سفیان بن عوف به شهر انبار و غارت آن می‌داند که در آن به جای «دل‌ را می‌میراند و نگرانی را جلب می‌کند» آمده است:

... دل آب می‌شود و نگرانی را جلب می‌کند و غم را برمی‌انگیزاند ...

الغارات، ج‏2، ص328

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مِخْنَفٍ: أَنَّ سُفْيَانَ بْنَ عَوْفٍ لَمَّا أَغَارَ عَلَى الْأَنْبَار ٍ لَمَّا أَغَارَ عَلَى الْأَنْبَارِ قَدِمَ‏ عِلْجٌ مِنْ أَهْلِهَا عَلَى عَلِيٍّ ع فَأَخْبَرَهُ الْخَبَرَ فَصَعِدَ الْمِنْبَرَ فَقَالَ: «آیها النَّاس‏ ...

فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللَّهِ يَمِيثُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ وَ يُسَعِّرُ الْأَحْزَانَ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلَاءِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُم‏

ج. شیخ مفید و مرحوم طبرسی این مطلب را این گونه روایت کرده‌اند:

شگفت‌آور است سراسر شگفت‌آور؛ و چرا در شفت نیایم از جمع شدن این قوم بر باطلشان و خوار کردن شما آنچه را که حق است در میان‌تان.

الإرشاد، ج‏1، ص278؛ الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏1، ص174

فَالْعَجَبُ كُلُّ الْعَجَبِ وَ مَا لِي لَا أَعْجَبُ مِنِ اجْتِمَاعِ قَوْمٍ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَخَاذُلِكُمْ عَنْ حَقِّكُم‏.

۳) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:

انجام‌دهنده ستم، و یاری‌کننده‌اش و راضی به آن، هر سه شریک‌اند.

الكافي، ج‏2، ص333

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

الْعَامِلُ بِالظُّلْمِ وَ الْمُعِينُ لَهُ وَ الرَّاضِي بِهِ شُرَكَاءُ ثَلَاثَتُهُمْ.


  1. . در جلسه ۵۰۹، پاورقی۳ https://yekaye.ir/al-qalam-68-44/
    جلسه ۵۳۵ حدیث۱ https://yekaye.ir/al-ahzab-33-46/
    جلسه ۶۴۰ پاورقی ۸ https://yekaye.ir/al-kahf-18-59/
    جلسه ۸۰۹ حدیث۶ https://yekaye.ir/ya-seen-36-60/
    ↩

۱) «وَ قيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ»

در آیات قبل اشاره شد که در پاسخ مشورت‌خواهی فرعون اطرافیانش از او خواستند که عده‌ای از مامورانش را در شهرها گسیل دارد که تواناترین ساحران را از هرجا نزد وی بیاورند؛ و بدین ترتیب همه ساحران برای قراری در روزی معین جمع شدند. در این آیه به جای اینکه بگوید: «سپس به مردم دستور داد که شما هم جمع شوید» این واقعه را این طور روایت کرده که: «به مردم گفته شد که آیا شما هم اجتماع‌کنندگان هستید؟». چرا؟

الف. این تعبیر از ابعاد گوناگون نشان می‌دهد که فرعون دستگاه تبلیغاتی بسیار قوی‌ای داشت و مدیریت افکار عمومی برایش مهم بوده است و به جای اینکه به نحو دستوری و از بالا به پایین برنامه‌های اینچنینی خود را اجرا کند، می‌کوشیده به نحو غیرمستقیم افراد را درگیر کند و طوری وانمود می‌کرده است که گویی خود مردم هستند که بدین کار اقدام می‌کرده‌اند:

اولا گوینده مطلب ناشناس است؛ یعنی نه‌تنها معلوم نیست که گوینده سخن فرعون باشد بلکه حتی معلوم نیست که آن ملأ پیرامون فرعون باشد؛ بلکه به نحوی است که معلوم نبوده این دعوت از طرف چه کسی است.

ثانیا جمله به صورت سوالی آمده است، یعنی نه‌تنها به صورت دستوری و کاملا مستقیم بیان نشده، بلکه با ایجاد سوال و دغدغه در افکار عمومی هدفش را تعقیب می‌کند و جنبه تشویقی و تحریک کنجکاوی مخاطب چنان غلبه دارد که گویی هیچ نحوه تحمیلی برای حضور در این برنامه نیست. (الميزان، ج‏15، ص274۱؛ سید محمد روحانی، مقاله۸، ص۱۴).

ثالثا نه‌تنها جمله سوالی به صورت جمله اسمیه آمده است که جنبه تأکیدی‌اش [= اثرگذاری‌اش از حیث تبلیغاتی] قوی‌تر است (در زبان عربی تأکید در جمله اسمیه شدیدتر از جمله فعلیه است؛ اما در فارسی چون ترجمه تحت‌اللفظی‌اش [=آیا شما هم اجتماع‌کنندگان هستید؟] نامانوس بود و دلالت مذکور را منتقل نمی‌کرد، به صورت «آیا شما هم جمع می‌شوید» ترجمه شد)، بلکه به نحوی تأکید بر «أنتم: شما» هم دارد؛ یعنی خود شمایید که تصمیم‌گیر اصلی هستید.

رابعا برای «جمع شدن» از باب افتعال استفاده شده است، یعنی به جای اینکه بگوید: «هل انتم مجموعون» گفته مذکور را با عبارت «هل أنتم مجتمعون» روایت کرد و در نکات ادبی اشاره شد که زمانی در این ماده از باب افتعال استفاده می‌شود که جمع شدن افراد یک فعل ارادی و از روی میل و رغبت و قبول باشد.

این اقدام حکومتی فرعون ظرافتهای تبلیغاتی دیگری هم دارد که ان شاء الله ذیل آیه بعد اشاره خواهد شد.

ب. ...

۲) «وَ قيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ»

چنین نیست که «رضایت عمومی و اجتماع مردم» تنها برای جبهه حق مهم باشد – امیرالمومنین ع در عهدنامه معروف به مالک اشتر می‌فرمایند: «وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِيَّة: دوست‌داشتنی امور نزد تو امری باشد که میانه‌روترین در حق، و عام‌ترین در عدالت، و جمع‌کننده‌ترین کار برای حصول رضایت عمومی باشد؛ نهج‌البلاغه، نامه ۵۳؛ که این جمله اخیر در نقل تحف العقول (ص۱۲۸) ‌به صورت «أَجْمَعَهَا لِلرَّعِيَّةِ: جمع‌کننده‌ترین کار برای افراد تحت حکومت» آمده است -، بلکه گاه می‌شود که جریان باطل برای غلبه بر جریان حق، در ظاهر به نظر و رضایت مردم بها می‌دهد و اجتماع مردمی پدید می‌آورد (همچنین توجه شود به احادیث۲ و ۳). در واقع، گاه «براى طاغوت‏ها جلب افكار عمومى و حضور مردم در صحنه مهم است» (تفسير نور، ج‏8، ص311).


  1. . قوله تعالى: «وَ قِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِنْ كانُوا هُمُ الْغالِبِينَ» الاستفهام لحث الناس و ترغيبهم على الاجتماع.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر