سوره الشعراء - آیه 37

۱۲۵۱) سوره شعراء (۲۶) آیه ۳۷ یَاْتُوکَ بِکُلِّ سَحّاٰرٍ عَلٖیمٍ ۳ ربیع‌الاول ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۵/۲۵

[تا] همه جادوگران کاردان و متبحر را نزد تو آورند.

سَحَّارٍ

درباره ماده «سحر» ذیل آیه ۳۴ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۴۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-034/

عَليمٍ

درباره ماده «علم» و کلمه «علیم» ذیل آیه ۳۴ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۴۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-034/

يَأْتُوكَ / ياتُوكَ۱

سَحَّارٍ / ساحِرٍ

در اغلب قراءات این کلمه را به صورت صیغه مبالغه «سَحَّارٍ» قرائت کرده‌اند، که از این جهت تناسبی با کلمه «علیم» دارد که بعد از آن آمده است

اما در برخی قراءات اربعة‌عشر (اعمش) و برخی قراءات غیرمشهور (ابوحاتم از مفضل) به صورت «ساحر» قرائت شده است؛ که از این جهت تناسب با کلمه «السَّحَرَةُ» (در آیه بعد) دارد که جمع «ساحر» است.

البته در قرائت اهل بصره (ابوعمرو) و برخی از اهل کوفه (کسائی) و روایت ورش از قرائت اهل مدینه اماله‌هایی در اینجا وجود دارد.

تبصره:

قراءات این کلمه در آیه ۱۱۲ سوره اعراف و آیه ۷۹ سوره یونس نیز به همین صورت است با این تفاوت که در دو مورد مذکور، در قرائت عاصم (از قراء‌سبعه) نیز همانند قرائت اعمش به صورت «ساحر» قرائت شده است؛ و در مصاحف کنونی ما که بر اساس روایت حفص از قرائت عاصم است این دو آیه به این صورت اعراب‌گذاری شده است: «يَأْتُوكَ بِكُلِّ سٰحِرٍ عَليمٍ» (اعراف/112)، «وَ قالَ فِرْعَوْنُ ائْتُوني‏ بِكُلِّ سٰحِرٍ عَليمٍ (یونس/79). در واقع، در مصحف عثمانی این کلمه در این دو آیه به صورت «سحر» ثبت شده (لذا هم تحمل قرائت «ساحر» را دارد و هم تحمل قرائت «سحار») اما در سوره شعرا به صورت «سحار» ثبت شده که فقط تحمل قرائت دوم را دارد؛ و اعمش قراءات غیرمطابق با مصحف عثمانی را هم قرائت می‌کرده است و لزوما مطابق مصحف عثمانی نیست برخلاف قرائت مشهور عاصم.

مجمع البيان، ج‏4، ص707۲؛ معجم القراءات، ج۶، ص٤١٢ -413۳؛ المغنی فی القراءات، ص۱۳۷۵۴؛ جامع القراءات للروذباري، ج3، ص۹۱۵


  1. . . قراءة أبي جعفر وأبي عمرو بخلاف عنه والأزرق وورش والأصبهاني «ياتوك» بالألف من غير همز ، وهي قراءة حمزة في الوقف. والباقون بتحقيق الهمز «يأتوك». وتقدم مثل هذا في مواضع ، وانظر الآية / ۱۱۲ من سورة الأعراف.↩
  2. . و قرأ بكل سحار بألف بعد الحاء كوفي غير عاصم فی الاعراف و في يونس و قرأ الباقون «ساحِرٍ» بألف قبل الحاء في السورتين و لم يختلفوا في الشعراء أن الألف بعد الحاء هناك. ... و حجة من قرأ ساحر قوله فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ و لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ و السحرة جمع ساحر و كذلك قوله سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ و حجة من قرأ سحار أنه قد وصفه بعليم و ذلك يدل على تناهيه فيه و حذقه به فحسن لذلك أن يذكروا بالاسم الدال على المبالغة في السحر↩
  3. . . قراءة الجماعة «سَحار»
    . وقرأه بالإمالة أبو عمرو والكسائي والدوري وابن ذكوان من طريق الصوري.
    . والأزرق وورش بالتقليل
    . والباقون بالفتح ، وهي رواية الأخفش عن ابن ذكوان.
    . وقرأ الأعمش وعاصم في رواية «ساحِرٍ»
    قال الأصبهاني : ولم يختلفوا في الشعراء... أن الألف بعد الحاء؛ لأنه مكتوب بالألف إلا ماروي عن الأعمش».
    ↩
  4. . القراءة المعروفة : «بكُلِّ سَحَّارٍ» بتشديد الحاءِ بعد ألف.
    الأعمش، وأبو حاتم عن المفضّلِ: «سَاحِرٍ» بألف قبل الحاء.
    ↩
  5. . «ساحر» بوزن فاعل الأعمش، وتصديقه قوله: ﴿ فَجُمِعَ السَّحَرَةُ ) وهو جمع ساحر، ولو كان (سحاراً) لقال : فجمع السحارون.↩

حدیث ۱ ذیل آیه ۳۴ (که در آن از امام صادق ع روایت شده بود که: فرعون و هامان جادوگری را آموخته بودند و جز این نبود که با جادو بر مردم چیره می‌شدند و فرعون با جادو ادعای ربوبیت می‌کرد) تا حدودی به این آیه هم مرتبط می‌شد.

اما احادیث دیگر:

۱) از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:

الف. چه‌بسا حیله‌گر و برنامه‌ریزی که همان حیله و برنامه‌اش وی را زمین زده است.

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص291؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص266

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏:

رُبِّ مُحْتَالٍ صَرَعَتْهُ حِيلَتُهُ (73/ 4).

ب. کسی که مکری به کار ببرد همان مکرش به خودش اصابت می‌کند.

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص291؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص452

مَنْ مَكَرَ حَاقَ بِهِ مَكْرُهُ (173/ 5).

ج. کسی که با مردم مکر ورزد خداوند سبحان مکرش را به گردن خودش برمی‌گرداند.

تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص291؛ عيون الحكم و المواعظ (لليثي)، ص435

مَنْ مَكَرَ بِالنَّاسِ رَدَّ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مَكْرَهُ فِي عُنُقِهِ (377/ 5).

۲) از امیرالمومنین ع روایت شده که فرمودند:

مرد ظالم سه علامت دارد: با سرپیچی کردن به مافوق خود ظلم می‌کند؛ و با چیره شدن بر افراد دون خویش ظلم می‌کند و از قوم ظالم پشتیبانی می‌کند [و از آنان پشتیبانی می‌گیرد].

نهج البلاغة، حکمت350

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏:

لِلظَّالِمِ مِنَ الرِّجَالِ ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَظْلِمُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ وَ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ وَ يُظَاهِرُ الْقَوْمَ الظَّلَمَة.

۳) روایتی از ابن عباس در تفسیر این آیات آمده که به طور کامل به عنوان حدیث۳ ذیل آیه ۱۰ در جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/ گذشت و فرازی از آن ذیل آیه ۳۲ گذشت. در ادامه آن آمده است:

فرعون وقتی به خود آمد و ترس از او دور شده بود، به مردم اطرافش گفت: «چه فرمان می‌دهید؟ گفتند او و برادرش را واپس انداز» (اعراف/۱۱۰-۱۱۱؛ شعراء/۳۵-۳۶)؛ آنها را نزد ما نیاور و نزدیک ما مکن؛ «و در شهرها برانگیزانندگانی را گسیل بدار.» (اعراف/۱۱۱؛ شعراء/۳۶)؛

جادوگران از فرعون می‌ترسیدند؛ پس وقتی او آنها را فراخواند، گفتند: «خدای شما به شما حاجتی دارد و گفته این کار فلانی و فلانی است.» آنها گفتند: «این جادوگری است که جادوگری می‌کند. «آیا ما قطعاً پاداشی خواهیم داشت اگر پیروز شویم.» (اعراف/۱۱۳؛‌ شعراء/۴۱) اوجادوگری است که مردم را جادو می‌کند، اما جادوگر دیگری را نمی‌تواند جادو کند.» [فرعون] گفت: «آری، و به راستی، شما از مقربان خواهید بود.» (اعراف/۱۱۴ ؛‌شعراء/۴۲).

الدر المنثور، ج‏3، ص106

و أخرج ابن أبى حاتم عن ابن عباس قال:

... فلما أفاق و ذهب عن فرعون الروع «قالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ ما ذا تأمرون؛ قالُوا أَرْجِهْ وَ أَخاهُ» لا تأتنا به و لا يقربنا «وَ أَرْسِلْ فِي الْمَدائِنِ حاشِرِينَ».

و كانت السحرة يخشون من فرعون. فلما أرسل إليهم قالوا: قد احتاج إليكم إلهكم قال ان هذا فعل كذا و كذا. قالُوا ان هذا ساحر يسحر «أ إِنَّ لَنا لَأَجْراً إِنْ كُنَّا نَحْنُ الْغالِبِينَ»؟ قال ساحر يسحر الناس و لا يسحر الساحر الساحر. «قالَ نَعَمْ وَ إِنَّكُمْ إذا لَمِنَ الْمُقَرَّبِين».

۱) «يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَليم‏»

در آیه قبل اشاره شد که در پاسخ مشورت‌خواهی فرعون اطرافیانش از او خواستند که عده‌ای از مامورانش را در شهرها گسیل دارد؛ و اکنون ادامه سخن آنان را می آورد که وظیفه آن عده‌ای که گسیل داشته این است که تواناترین ساحران را از هرجا نزد وی بیاورند؛ و معلوم است این کار برای این بوده که حضرت موسی ع را شکست دهند.

۲) «يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَليم‏»

فرعون حضرت موسی ع را متهم کرد که «ساحر علیم» است. چرا آنها هنگام تعبیر از ساحرانی که قرار است گردآیند از تعبیر «سحار» استفاده کردند؟

الف. می‌خواستند بگویند اگر موسی ساحر است ما کسانی را داریم که در فنون سحر از او آگاه‌تر و دارای تجربه بیشترند (الميزان، ج‏15، ص274۱). به تعبیر دیگر، كفّار هم مى‏دانند براى مقابله با كار فرهنگى، بايد كار فرهنگى قوى‏ترى انجام داد (تفسير نور، ج‏4، ص140). در واقع، اگر قبول کنیم که هدف اصلی فرعون از طرح مساله ساحر بودن جلوگیری از پیشبرد روند منطقی بحث بود (چنانچه با تأکید بر اینکه می‌خواهد شما را از سرزمین‌تان بیرون کند بر این فضای احساسی افزود) چه‌بسا این یک دلگرمی به فرعون هم باشد که وی نظر مشورتی آنها را بپذیرد؛ یعنی مگر تو نگفتی که او ساحر است، خوب ما ساحران زبردست‌تر را می‌آوریم تا برتری تو و طرفدارانت بر او واضح گردد.

ب. ...

۳) «بِكُلِّ سَحَّارٍ»

فرعون تمام توان خود را بكار گرفت (تفسير نور، ج‏8، ص311).

۴) «يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَليم‏»

گاهى علم و تخصّص، در دست افراد منحرف و در مسير مبارزه با حقّ قرار مى‏گيرد (تفسير نور، ج‏4، ص140)؛

در واقع، اگر متخصّصين، متعهّد نباشند در خدمت فرعون‏ها در مى‏آيند (تفسير نور، ج‏8، ص311).

۵) «يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ»

طاغوت‏ها براى رسيدن به اهداف خود، از كارشناسان سوءاستفاده مى‏كنند، ما چرا استفاده‏ى خوب نكنيم؟ (تفسير نور، ج‏8، ص311).

۶) «يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ»

همايش و سمينار كارشناسان، سابقه‏ طولانى دارد؛ ‌و [از قدیم‌الایام] طاغوت‏ها براى شكستن حقّ، گردهمايى سراسرى و جهانى از متخصّصان تشكيل مى‏داده‌اند! (تفسير نور، ج‏4، ص140؛ و ج‏8، ص311).

۷) «يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ»

بالاخره اطرافیان فرعون کلمه «ساحر» را به کار بردند (آن گونه که در آیه ۱۱۲ سوره اعراف از آنها حکایت شده) یا کلمه «سحار» را؟

الف. در هیچیک از دو آیه گفته نشده همه بالاتفاق یک عبارت را گفتند. یعنی در حالی که اصل پیشنهاد واحد بوده (آوردن ساحرانی از مناطق مختلف کشور برای پاسخ دادن به موسی ع) اما محتمل است هنگام ارائه این پیشنهاد برخی تعبیر «ساحر» را به کار برده باشند که صرفا بر همانندی اینها با تلقی‌ای که فرعون درباره حضرت موسی ع مطرح کرد همسان باشد، و برخی تعبیر «سحار» را به دلایلی که در تدبر۲ بیان شد.

ب. ...


  1. . و التعبير بالسحارون الساحر للإشارة إلى أن هناك من هو أعلم منه بفنون السحر و أكثر عملا.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر