۱) از امام باقر(ع) روایت شده که فرمودند:
«همانا خداوند تبارک و تعالی بر گروهی ـ با آنکه در میانشان خیری نیست ـ منت مینهد، پس بر آنان احتجاج میکند و حجت را بر ایشان تمام و لازم میگرداند.»
المحاسن، ج1، ص277
عَنْهُ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيَمُنُّ عَلَى قَوْمٍ وَ مَا فِيهِمْ خَيْرٌ فَيَحْتَجُّ عَلَيْهِمْ فَيُلْزِمُهُمُ الْحُجَّة.
۲) از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند:
«همانا خداوند بر مردم به آنچه به آنان داده و آنان را به آن شناسانده، احتجاج کرده است.»
الكافي، ج1، ص163
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنِ ابْنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَ اللَّهَ احْتَجَّ عَلَى النَّاسِ بِمَا آتَاهُمْ وَ عَرَّفَهُمْ.
۳) امام صادق(ع) فرمودند:
«حق مخلوقات بر خدا این نیست که آنها [ابتداءآ] او را بشناسند؛ ولی حق مخلوقات است که خدا [خودش را] به آنان بشناساند؛ و بر خداست که چون [خودش را] به آنان شناساند، آنان بپذیرند.»
الكافي، ج1، ص164
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ الْمَحَامِلِيِّ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
لَيْسَ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَنْ يَعْرِفُوا وَ لِلْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ وَ لِلَّهِ عَلَى الْخَلْقِ إِذَا عَرَّفَهُمْ أَنْ يَقْبَلُوا.
۴) ابن أبیعُمَیر از محمد بن مسلم، از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمودند:
«مردی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا، هلاک شدم!
فرمود: آیا آن وسوسهگر به سراغت آمد و به تو گفت: چه کسی تو را آفریده است؟ تو گفتی: خدا. سپس به تو گفت: پس خدا را چه کسی آفریده است؟
گفت: آری، سوگند به آنکه تو را به حق برانگیخت، همینگونه بود.
پس رسول خدا(ص) فرمود: به خدا سوگند، این همان ایمان خالص است.»
ابن أبیعُمَیر میگوید این حدیث را برای عبدالرحمن بن حجاج نقل کردم. او گفت: پدرم از امام صادق(ع) برایم روایت کرد که رسول خدا(ص) از این سخن خود که فرمود: «به خدا سوگند، مقصود ایشان از «این همان ایمان خالص است» خوف او بود از اینکه مبادا بخاطر چیزی که در دلش خطور کرده بود، هلاک شده باشد.
الكافي، ج2، ص425
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَكْتُ فَقَالَ لَهُ ع أَتَاكَ الْخَبِيثُ فَقَالَ لَكَ مَنْ خَلَقَكَ فَقُلْتَ اللَّهُ فَقَالَ لَكَ اللَّهُ مَنْ خَلَقَهُ فَقَالَ إِي وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَكَانَ كَذَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاكَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَانِ.
قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ: فَحَدَّثْتُ بِذَلِكَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْحَجَّاجِ فَقَالَ:
حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص إِنَّمَا عَنَى بِقَوْلِهِ هَذَا وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَانِ خَوْفَهُ أَنْ يَكُونَ قَدْ هَلَكَ حَيْثُ عَرَضَ لَهُ ذَلِكَ فِي قَلْبِهِ.