سوره الشعراء - آیه 30

۱۲۴۴) سوره شعراء (۲۶) آیه ۳۰ قـاٰلَ اَوَلَوْ جِئْتُکَ بِشَیْءٍ مُبٖینٍ ۲۲ صفر ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۵/۱۵

گفت: و اگرچه برایت چیزی آشکار بیاورم؟!

مُبين‏

درباره ماده «بین» و کلمه «مبین» ذیل آیه ۲ همین سوره توضیحاتی گذشت. ر.ک: جلسه۱۲۱۷ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-002/

جِنْتُكَ / جِیتُكَ۱

بشَيْءٍ۲


  1. . - قراءة أبي جعفر وأبي عمرو بخلاف عنه «أولو جيتك» بإبدال الهمزة ياء. وانظر الآية /۸۹ من سورة النحل، و ۳۲ من سورة الفرقان «جئنا» (معجم القراءات، ج۶، ص٤١٠).↩
  2. . - انظر القراءة في لفظ «شيء» في الآيتين / ٢٠ و ١٠٦ من سورة البقرة. (معجم القراءات، ج۶، ص٤١٠).↩

۱) از امام باقر(ع) روایت شده که فرمودند:

«همانا خداوند تبارک و تعالی بر گروهی ـ با آن‌که در میانشان خیری نیست ـ منت می‌نهد، پس بر آنان احتجاج می‌کند و حجت را بر ایشان تمام و لازم می‌گرداند.»

المحاسن، ج‏1، ص277

عَنْهُ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:

إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَيَمُنُّ عَلَى قَوْمٍ وَ مَا فِيهِمْ خَيْرٌ فَيَحْتَجُّ عَلَيْهِمْ فَيُلْزِمُهُمُ الْحُجَّة.

۲) از امام صادق(ع) روایت شده که فرمودند:

«همانا خداوند بر مردم به آنچه به آنان داده و آنان را به آن شناسانده، احتجاج کرده است.»

الكافي، ج‏1، ص163

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى وَ غَيْرُهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنِ ابْنِ الطَّيَّارِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

إِنَ‏ اللَّهَ احْتَجَّ عَلَى النَّاسِ بِمَا آتَاهُمْ وَ عَرَّفَهُمْ.

۳) امام صادق(ع) فرمودند:

«حق مخلوقات بر خدا این نیست که آنها [ابتداءآ] او را بشناسند؛ ولی حق مخلوقات است که خدا [خودش را] به آنان بشناساند؛ و بر خداست که چون [خودش را]‌ به آنان شناساند، آنان بپذیرند.»

الكافي، ج‏1، ص164

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِي شُعَيْبٍ الْمَحَامِلِيِّ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

لَيْسَ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ أَنْ يَعْرِفُوا وَ لِلْخَلْقِ عَلَى اللَّهِ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ وَ لِلَّهِ عَلَى الْخَلْقِ إِذَا عَرَّفَهُمْ أَنْ يَقْبَلُوا.

۴) ابن أبی‌عُمَیر از محمد بن مسلم، از امام صادق(ع) روایت کرده است که فرمودند:

«مردی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا، هلاک شدم!

فرمود: آیا آن وسوسه‌گر به سراغت آمد و به تو گفت: چه کسی تو را آفریده است؟ تو گفتی: خدا. سپس به تو گفت: پس خدا را چه کسی آفریده است؟

گفت: آری، سوگند به آن‌که تو را به حق برانگیخت، همین‌گونه بود.

پس رسول خدا(ص) فرمود: به خدا سوگند، این همان ایمان خالص است.»

ابن أبی‌عُمَیر می‌گوید این حدیث را برای عبدالرحمن بن حجاج نقل کردم. او گفت: پدرم از امام صادق(ع) برایم روایت کرد که رسول خدا(ص) از این سخن خود که فرمود: «به خدا سوگند، مقصود ایشان از «این همان ایمان خالص است» خوف او بود از این‌که مبادا بخاطر چیزی که در دلش خطور کرده بود، هلاک شده باشد.

الكافي، ج‏2، ص425

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ هَلَكْتُ فَقَالَ لَهُ ع أَتَاكَ الْخَبِيثُ فَقَالَ لَكَ مَنْ خَلَقَكَ فَقُلْتَ اللَّهُ فَقَالَ لَكَ اللَّهُ مَنْ خَلَقَهُ فَقَالَ إِي وَ الَّذِي بَعَثَكَ بِالْحَقِّ لَكَانَ كَذَا فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاكَ وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَانِ.

قَالَ ابْنُ أَبِي عُمَيْرٍ: فَحَدَّثْتُ بِذَلِكَ عَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْحَجَّاجِ فَقَالَ:

حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص إِنَّمَا عَنَى بِقَوْلِهِ هَذَا وَ اللَّهِ مَحْضُ الْإِيمَانِ خَوْفَهُ أَنْ يَكُونَ قَدْ هَلَكَ حَيْثُ عَرَضَ لَهُ ذَلِكَ فِي قَلْبِهِ.

📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):

۱) «قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‏ءٍ مُبين‏»

فرعون پرسید «ما رب العالمین»، و حضرت موسی ع سه پاسخ گفت. فرعون که از هر پاسخی درمانده شده بود و از بحث کردن به سمت ارعاب و تهدید رفت که اگر تو نخواهی به الوهیت من اقرار کنی و کس دیگری را به عنوان معبود خودت برگزینی تو را در زندان می‌افکنم. حضرت موسی ع در اینجا به سراغ این رفت که ابن بار خود مأمور بودنش را اثبات کند و گفت حتی اگر دلیل کاملا آشکاری بیاورم که برایت اثبات شود که من واقعا فرستاده رب العالمین هستم؟

این ادبیات حضرت موسی ع بخوبی نشان می‌دهد که در منطق وی، مساله اصلی برای قبول یا رد یک مطلب، ارائه دلیل آشکار است، چیزی که ذهن هر منصفی را قانع کند، اما در آیات بعد خواهیم دید که فرعون مسأله‌اش چیز دیگری است.

نکته تخصصی دین‌شناسی

بشر معاصر در عین اینکه در برخی عرصه‌های شناخت حسی و تجربی رشد قابل توجهی داشته است، اما به موازات آن، از حل بسیاری از معضلات فکری و عمیق انسانی ناتوان مانده است و همین زمینه‌ساز غلبه فضای نسبی‌گرایی بر بشر معاصر شده است. غلبه این فضا کم‌کم میدان را برای دیدگاه‌هایی که به اسم «ایمان‌گرایی» باز کرده است، دیدگاه‌هایی که دفاع از دین را در کنار گذاشت عقل جستجو می‌کنند و مدعی‌اند که تأملات عقلی راه را بر ایمان می‌بندد و انسان برای رسیدن به ایمان باید عقل را کنار بگذارد.

این منطقی است که در ادبیات قرآنی بشدت مذمت شده است؛ در ادبیات قرآن و در دعوت‌های پیامبران، تقاضای دلیل روشن از جانب مخاطبان پیامبران یک تقاضای کاملا معقول دانسته شده و حتی در مواردی که مثل فرعون که به یک معنا از بحث منطقی گریزان بوده‌اند خودشان پیشگام شده‌اند. بله، انحصار دلیل به دلایلی که در فلسفه‌ها ارائه شده و گمان اینکه قالب منطق ارسطویی تنها قالب استدلال منطقی است، گمان نادرستی است که شاید به طور ناخواسته آن رویکرد موسوم به ایمان‌گرایی را دامن زده است. مساله این است که تمام مدعیات اصولی زندگی (که از آنها به اصول دین تعبیر می‌شود) باید در قالبی کاملا واضح و آشکار برای عقل ارائه شود؛ و مادام که شخص در این بستر حرکت می‌کند این محض ایمان است هرچند به پاسخ نرسیده باشد (حدیث۴).

۲) «قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُكَ بِشَيْ‏ءٍ مُبين‏»

حضرت موسی ع چرا این سوال را پرسید؟‌ چرا به جای اینکه این را بپرسد، به ارائه معجزه‌اش اقدام نکرد؟

الف. به نظر می‌رسد فرعون هدفش این بود که مسأله واضح نشود؛ در واقع او یک انسان عمل‌گرا بود که به جای اینکه حقیقت برایش مهم باشد (که آیا واقعا حضرت موسی ع فرستاده خداست یا نه؟ و آیا واقعا رب العالمینی در کار هست و واقعا پیامی برای او فرستاده یا نه؟) دنبال مدیریت افکار عمومی به نفع اغراض خویش بود و دائما با جوسازی علیه موسی (پیش کشیدن سابقه او و ...) ‌ویا پارازیت دادن و بحث را منحرف کردن، می‌کوشید ذهن مخاطب عمومی را از اصل مسأله منصرف کند. حضرت موسی ع با طرح این سوال، گویی با زیرکی تمام با این طور طرح مسأله کردن، حس کنجکاوی طبیعی او را تحریک کرد و او درخواست ارائه دلیل منطقی کرد (آیه بعد). (سید محمد روحانی، مقاله۷، ص۷ و ۴۴).

ب. ...

۳) «بِشَيْ‏ءٍ مُبين‏»

چرا حضرت موسی آنچه می‌خواهد بیاورد را با تعبیر «شیء‌ مبین» یاد کرد؟

الف. وقتی کلمه «شیء: چیز» می‌آید غالبا صرف یک موجودیت بیرونی مد نظر است و همه ذهن معطوف به وصفی می‌شود که در ادامه‌اش بیان شود. حضرت موسی ع با این تعبیر خواست اذهان را متوجه «مبین» بودن معجزه خویش کند. به تعبیر دیگر، با این تعبیر نشان داد:

معجزه‏ انبيا حقيقت دارد و مردم آن را به خوبى درك مى‏كنند (تفسير نور، ج‏8، ص307).

ب. ...

نظرات کاربران

ثبت نظر