📌 فهرست دسترسی سریع (تدبر):
۱) «قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْري لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونين»
حضرت موسی ع در پاسخ سوال «ما رب العالمین» سه پاسخ گفت، که ظاهرا مسأله ربوبیت خداوند برای جهانیان را از همه وجوه ممکن (طولی و عرضی، اعم از زمانی و مکانی) تبیین میکرد (توضیح بیشتر در تدبر ۱ ذیل آیه قبل) و فرعون که از هر پاسخی درمانده شده بود و پارازیت فرستادن برای اینکه کلام حضرت موسی ع منعقد نشود هم فایدهای نداشت، از بحث کردن به سمت ارعاب و تهدید رفت (شرح أصول الكافي (صدرا)، ج4، ص119۱)، که مضمون غیرمستقیم این سخنش این است که برای من مهم نیست که واقعا رب العالمینی هست که مدبر آسمانها و زمین و گذشتگان و آیندگان و شرق و غرب عالم باشد، یا نیست؛ من در موضع قدرت هستم، و اگر تو نخواهی به الوهیت من اقرار کنی و کس دیگری را به عنوان معبود خودت برگزینی تو را در زندان میافکنم تا تسلیم شوی.
اگر بخوایم با ادبیات بحث مغالطات سخن بگوییم باید گفت وی از مغالطه پارازیت وارد مغالطه تهدید (توسل به زور) شد؛ که به جای پیشبرد منطقی بحث، سعی میکند با زور موضع خود را بر مخاطب تحمیل کند.
۲) «قالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلهَاً غَيْري ...»
با توجه به اینکه قوم فرعون بتپرست بودند و آلهههای متعددی داشتند و طبیعتا غیر از فرعون، بتهایی بودند که به عنوان اله میپرستیدند، چرا فرعون گفت اگر غیر از من هر اله دیگری بگیری تو را به زندان می افکنم؟
الف. واضح است که مقصود فرعون از این تعبیر، پرستیدن رب العالمین بوده است، نه پرستش بتهای دیگر، و ظاهرا از باب این تعبیر را به کار برد که نمیخواسته اشارهای به اسم «رب العالمین» بکند ((الميزان، ج15، ص272۲). در واقع، چهبسا بتوان گفت با توجه به نظم عالم و گره خوردن تدبیر جهانیان به هم، خود اسم «رب العالمین» چنان دلالتی بر وجود او دارد، که او میدید اگر اسم او را بیاورد، عملا به وجود او اذعان کرده است و لذا از این تعبیر غیرمستقیم استفاده کرد.
ب. چهبسا مقصودش از تعبیر «غیر من»، غیری باشد که «من» جزءآن نباشم، نه غیر من همراه با من، چنانکه مفاد دعوت حضرت موسی ع دعوت به توحید و پرستش خدای واحد بود، و کنار گذاشتن همه آلهه. به تعبیر دیگر، چه
بسا بتوان گفت فرعون با اینکه موسی هم رب العالمین را بپرستد و هم تسلیم امر فرعون باشد مشکلی نداشت، مشکلش این بود که موسی ع دعوتش به پرستیدن رب العالمین، به نحو انحصاری بود و از فرعون و بقیه میخواست همه آلهه دیگر (از جمله فرعون) را کنار بگذارند و فقط رب العالمین را بپرستند.
نکته تخصصی جامعهشناسی دینی
یکی از ریشههای اینکه نگاه توحیدی اصیل (برخلاف بسیاری از ادان ساختگی)، اقتضاءات اجتماعی دارد و همواره با طاغوت درگیر است، این است که کسانی که به پرستش خویش دعوت میکنند با پرستش سایر موجودات مشکلی ندارند، آنها میخواهند خودشان مورد اطاعت بیچون و چرا قرار بگیرند، حالا اگر کسی به بت یا به خورشید یا ... سجده کند و کاهنان و معبدهایی که به این بتپرستی ها دامن میزنند علیه منافع آنها اقدامی نکنند و بلکه چنان باشند که مردم همچنان از این طاغوت اطاعت کنند آن طاغوت با هیچکدام اینها مشکلی ندارد، از این رو براحتی با شرک کنار میآید؛ اما نگاه توحیدی پرستش هیچ موجودی غیر از خدا را برنمیتابد، و از این روست که مستکبران و طاغوتهای عالم همواره با توحید مشکل دارند.
ج. ...
۳) «لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونين»
چرا به جای تعبیر «لأسجننک: تو را زندانی میکنم» از تعبیر «حتما تو را از زندانیان قرار میدهم» استفاده کرد؟
الف. این تعبیر تأکید بیشتری بر این است که سخن من تهدیدی است که عمل کردن به آن سابقه دارد. یعنی میخواهد اشاره کند که اینکه من افراد مخالفم را به زندان بیندازم یک واقعیت واضح و تجربهشده است و قبل از تو هم زندانیان فراوان دیگری هستند و من تو را به آنها ملحق میکنم.
ب. با توجه به اینکه «ال» در المسجونین» الف و لام عهد است (که دلالت بر وجود زندانیشدگانی دارد که طرفین از وجود آنها مطلع اند) و با توجه به سابقهای که از زندانیان دیگر در ذهن مخاطب هست، تهدید به این صورت شدیدتر است (الميزان، ج15، ص272۳)؛ بدین بیان که وقتی بگوید «تو را زندانی میکنم» صرفا تهدید به زندان انداختن است، اما وقتی میگوید تو را در زمره زندانیان قرار می دهم، وضعیت بالفعل زندانیان را هم به عنوان تهدید خود اضافه کرده است، یعنی نه فقط یک زندانی شدن ساده، که فقط دسترسی تو به دیگران را محدود کند، بلکه سیاهچالی مخوف با شکنجههای فراوان و ... .
ج. ...
۴) «لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونين»
چرا تهدید به زندانی کردن کرد، نه مثلا تهدید به کشتن یا شکنجه کردن یا ...؟
الف. چهبسا میخواست جلوی یک شورش را بگیرد، یعنی اگر موسی ع را میکشت خود شهادت وی روحی در پیروانش برای مبارزه میدمید، اما امید داشت که موسی ع در زندان تسلیم شود و در این صورت، غائله بنی اسرائیل کاملا مهار میشد.
ب. گفته شده که وی کسی را زندانی نمی کرد مگر اینکه با مرگ از زندان خارج میشد (مجمع البيان، ج7، ص294۴)؛ و این تهدید عملا تهدید به کشتن و شکنجه و .. را هم در دل خود داشت.
ج. ...