سوره الشعراء - آیه 27

۱۲۴۱) سوره شعراء (۲۶) آیه ۲۷ قـاٰلَ اِنَّ رَسُولَکُمُ الَّذٖى اُرْسِلَ اِلَیْکُمْ لَمَجْنُونٌ ۸ صفر ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۵/۰۱

گفت: واقعا پیامبرتان که به سوی شما فرستاده شده بی‌تردید دیوانه است.

أُرْسِلَ / أَرْسَلَ

در اغلب قراءات این فعل به صورت مجهول قرائت شده است: «أُرْسِلَ»

اما در برخی قراءات غیرمعروف (ابن‌عباس و مجاهد و حميد بن قيس و أعرج) به صورت فعل معلوم قرائت شده استو

المغنی فی القراءات، ص١٣٧٤۱؛ معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۹۲


  1. . القراءة المعروفة : «أُرْسِلَ» بضم الهمزة، وكسرِ السِّينِ
    حميد، ومجاهد، وابن عباس: بفتح الهمزة والسين.
    ↩
  2. . قراءة الجماعة «أُرْسلَ» بضم أوله وكسر السين المهملة، مبنياً للمفعول
    وقرأ مجاهد وحميد بن قيس والأعرج «أَرْسَلَ» بفتح أوله والسين مبنياً للفاعل وهو الله تعالى.
    ↩

أُرْسِلَ

درباره ماده «رسل» ذیل آیه ۱۳ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۲۷ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-013/

لَمَجْنُونٌ

قبلا بیان شد که ماده «جنن» در اصل به معنای «پوشش» (ستر) و مخفی شدن (تستّر) می‌باشد که مشتقات فراوانی از آن ساخته شده و در قرآن کریم به کار رفته است؛ از جمله:

«جِنّ» موجودی است که همانند انسان اختیار و تکلیف دارد؛ اما از ما انسانها پوشیده و مستور است و به همین جهت به او «جن» گفته می‌شود (و در زبان فارسی گاه به دیو و پری ترجمه می‌شود). به جماعت جنیان «جِنّة» گفته می‌شود: «مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ» (ناس/6)؛ البته «جِنّة» (سبأ/46) گاه به معنای «جنون» و دیوانگی هم به کار می‌رود از این جهت که گویی عقل شخص مخفی شده است؛ هرچند درباره «مجنون» (دیوانه) (دخان/14) این احتمال هم مطرح است که از این جهت چنین نامیده شده که گمان می کردند دیوانها کسی است که جنیان بر او تسلط پیدا کرده‌اند. ...

«جَنَّة» (جمع آن: «جنّات») به بوستان پردرخت می‌گویند از این جهت که با درختان پوشیده شده است (سبأ/15-16)؛ و به بهشت هم «جنت» گفته شده (آل‌عمران/133)، یا به خاطر تشبیه به باغ و بوستان های زمینی؛ ویا از این جهت است که پاداشی است که فعلا از دیدگان ما پوشیده و مستور است.

جلسه ۲۵۶ http://yekaye.ir/al-hegr-15-27/

۱) عَلْقَمه گفتگویی بین خود و امام صادق ع را روایت کرده است. در فرازی از آن آمده است۱:

به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: یا ابن رسول الله! مردم گناهان بزرگی را به ما نسبت می‌دهند و سینه‌هایمان از این موضوع تنگ شده است!

امام علیه‌السلام فرمودند: عَلْقَمه! خشنودی مردم به دست نمی‌آید و زبان‌هایشان مهار نمی‌شود. و چگونه شما از چیزی [= تهمت و نسبت‌های ناروا] سالم می‌مانید که پیامبران خدا و رسولانش و حجت‌های خدا از آن سالم نماندند...

الأمالي( للصدوق)، ص103؛ قصص الأنبياء عليهم السلام (للراوندي)، ص203

حَدَّثَنَا أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ قُتَيْبَةَ عَنْ حَمْدَانَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ نُوحِ بْنِ شُعَيْبٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ صَالِحٍ عَنْ عَلْقَمَةَ قَالَ: ...۲

فَقُلْتُ لِلصَّادِقِ ع: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنَّ النَّاسَ يَنْسُبُونَنَا إِلَى عَظَائِمِ الْأُمُورِ وَ قَدْ ضَاقَتْ بِذَلِكَ صُدُورُنَا!

فَقَالَ ع: يَا عَلْقَمَةُ إِنَّ رِضَا النَّاسِ لَا يُمْلَكُ وَ أَلْسِنَتَهُمْ لَا تُضْبَطُ؛ وَ كَيْفَ تَسْلَمُونَ مِمَّا لَمْ يَسْلَمْ مِنْهُ أَنْبِيَاءُ اللَّهِ وَ رُسُلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ ع‏ ...

۲) حدیثی ناظر به گفتگوی امام صادق ع با یک زندیق ذیل آیه ۲۴ گذشت. (جلسه ۱۲۳۸ حدیث۳ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-024/). در ادامه آن حدیث مخاطب امام ع موضعی می‌گیرد شبیه موضعی که فرعون در این آیه گرفت و امام پاسخش را می‌دهد.

یعنی بعد از آن فرازی که امام ع فرمودند: «او پروردگار است، او معبود است، او خداست...؛ او گفت: ما هیچ «موهومی» [= چیزی که در ذهن درک می‌شود] را نیافته‌ایم مگر آنکه مخلوق بوده است.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: اگر چنین بود که تو می‌گویی، یقیناً توحید از ما برداشته می‌شد؛ زیرا ما [در معرفت خدا] به چیزی جز «موهوم» مکلّف نمی‌بودیم. ولیکن ما می‌گوییم: هر «موهومی» که با حواس درک شود که حواس آن را محدود و تصویر کنند، آن مخلوق است. زیرا [در شناخت خدا دو راه باطل وجود دارد:] نفی [= انکار هر سخنی درباره خدا] همان ابطال و نیستی است، و سویۀ دوم [= اشتباه مقابل] تشبیه [= شبیه دانستن خدا به خلق] است، چون تشبیه صفت مخلوقی است که آشکارا ترکیب و تألیف دارد. اما گریزی نیست از اثباتِ صانع، به دلیل وجود مصنوعات [= موجوداتِ آفریده‌شده] و اضطرار [= ناچاریِ عقل] به اینکه آن‌ها مصنوع هستند و اینکه صانعشان غیر از آن‌هاست و مانند آن‌ها نیست؛ زیرا اگر مانندِ آن‌ها باشد شبیه به آن‌ها خواهد بود در ظاهرِ ترکیب و تألیف، و در آنچه بر آن‌ها جاریست از حدوث و پدید آمدن پس از آنکه نبودند، و جابجایی‌شان از کوچکی به بزرگی، و از سیاهی به سپیدی، و از نیرومندی به ناتوانی، و حالاتِ موجودِ دیگری که بخاطر آشکار بودن و وجودش نیازی به توضیح‌ ندارد.

او گفت: پس او را محدود کردی، چون وجودش را اثبات نمودی.

امام صادق علیه‌السلام فرمودند: او را محدود نکردم، بلکه او را اثبات کردم؛ زیرا میان نفی و اثبات، امر سومی نیست.

گفت: پس آیا او «انّیّت» [= بودن] و «ماءیت» [= چیز خاصی بودن] دارد؟

امام فرمودند: آری؛ چیزی اثبات نمی‌شود مگر با «انّیّت» [= بودن] و «ماءیت» [= چیز خاصی بودن].

الكافي، ج‏1، ص83-84

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَمْرٍو الْفُقَيْمِيِّ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ لِلزِّنْدِيقِ حِينَ سَأَلَهُ: مَا هُوَ؟ ....

قَالَ لَهُ السَّائِلُ: فَإِنَّا لَمْ نَجِدْ مَوْهُوماً إِلَّا مَخْلُوقاً.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: لَوْ كَانَ ذَلِكَ كَمَا تَقُولُ لَكَانَ التَّوْحِيدُ عَنَّا مُرْتَفِعاً لِأَنَّا لَمْ نُكَلَّفْ غَيْرَ مَوْهُومٍ‏ وَ لَكِنَّا نَقُولُ كُلُّ مَوْهُومٍ بِالْحَوَاسِّ مُدْرَكٍ بِهِ تَحُدُّهُ الْحَوَاسُّ وَ تُمَثِّلُهُ فَهُوَ مَخْلُوقٌ، إِذْ كَانَ النَّفْيُ‏ هُوَ الْإِبْطَالَ وَ الْعَدَمَ وَ الْجِهَةُ الثَّانِيَةُ التَّشْبِيهُ إِذْ كَانَ التَّشْبِيهُ هُوَ صِفَةَ الْمَخْلُوقِ الظَّاهِرِ التَّرْكِيبِ وَ التَّأْلِيفِ. فَلَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْ إِثْبَاتِ الصَّانِعِ لِوُجُودِ الْمَصْنُوعِينَ وَ الِاضْطِرَارِ إِلَيْهِمْ‏ أَنَّهُمْ مَصْنُوعُونَ وَ أَنَّ صَانِعَهُمْ غَيْرُهُمْ وَ لَيْسَ مِثْلَهُمْ إِذْ كَانَ مِثْلُهُمْ شَبِيهاً بِهِمْ فِي ظَاهِرِ التَّرْكِيبِ وَ التَّأْلِيفِ وَ فِيمَا يَجْرِي عَلَيْهِمْ مِنْ حُدُوثِهِمْ بَعْدَ إِذْ لَمْ يَكُونُوا وَ تَنَقُّلِهِمْ مِنَ صِغَرٍ إِلَى كِبَرٍ وَ سَوَادٍ إِلَى بَيَاضٍ وَ قُوَّةٍ إِلَى ضَعْفٍ وَ أَحْوَالٍ مَوْجُودَةٍ لَا حَاجَةَ بِنَا إِلَى تَفْسِيرِهَا لِبَيَانِهَا وَ وُجُودِهَا.

قَالَ لَهُ السَّائِلُ: فَقَدْ حَدَدْتَهُ إِذْ أَثْبَتَّ وُجُودَهُ.

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: لَمْ أَحُدَّهُ وَ لَكِنِّي أَثْبَتُّهُ إِذْ لَمْ يَكُنْ بَيْنَ النَّفْيِ وَ الْإِثْبَاتِ مَنْزِلَةٌ.

قَالَ لَهُ السَّائِلُ: فَلَهُ إِنِّيَّةٌ وَ مَائِيَّةٌ؟

قَالَ: نَعَمْ لَا يُثْبَتُ الشَّيْ‏ءُ إِلَّا بِإِنِّيَّةٍ وَ مَائِيَّةٍ.

فراز بعدی این حدیث همان است که ذیل آیه ۲۵ گذشت.


  1. . این حدیث در همین سوره ذیل آیه ۱۳۷ در جلسه ۱۲۱۳ حدیث۱ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-137/ نیز گذشت.↩
  2. . قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع وَ قَدْ قُلْتُ لَهُ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَخْبِرْنِي عَمَّنْ تُقْبَلُ شَهَادَتُهُ وَ مَنْ لَا تُقْبَلُ فَقَالَ يَا عَلْقَمَةُ كُلُّ مَنْ كَانَ عَلَى فِطْرَةِ الْإِسْلَامِ جَازَتْ شَهَادَتُهُ قَالَ فَقُلْتُ لَهُ تُقْبَلُ شَهَادَةُ مُقْتَرِفٍ لِلذُّنُوبِ فَقَالَ يَا عَلْقَمَةُ لَوْ لَمْ تُقْبَلْ شَهَادَةُ الْمُقْتَرِفِينَ لِلذُّنُوبِ لَمَا قُبِلَتْ إِلَّا شَهَادَاتُ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ لِأَنَّهُمْ هُمُ الْمَعْصُومُونَ دُونَ سَائِرِ الْخَلْقِ فَمَنْ لَمْ تَرَهُ بِعَيْنِكَ يَرْتَكِبُ ذَنْباً أَوْ لَمْ يَشْهَدْ عَلَيْهِ بِذَلِكَ شَاهِدَانِ فَهُوَ مِنْ أَهْلِ الْعَدَالَةِ وَ السَّتْرِ وَ شَهَادَتُهُ مَقْبُولَةٌ وَ إِنْ كَانَ فِي نَفْسِهِ مُذْنِباً وَ مَنِ اغْتَابَهُ بِمَا فِيهِ فَهُوَ خَارِجٌ عَنْ وَلَايَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ دَاخِلٌ فِي وَلَايَةِ الشَّيْطَانِ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ مَنِ اغْتَابَ مُؤْمِناً بِمَا فِيهِ لَمْ يَجْمَعِ اللَّهُ بَيْنَهُمَا فِي الْجَنَّةِ أَبَداً وَ مَنِ اغْتَابَ مُؤْمِناً بِمَا لَيْسَ فِيهِ انْقَطَعَتِ الْعِصْمَةُ بَيْنَهُمَا وَ كَانَ الْمُغْتَابُ فِي النَّارِ خالِداً فِيها وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ قَالَ عَلْقَمَةُ↩

۱) «قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ»

ذیل آیه ۲۵ اشاره شد که فرعون از حضرت موسی ع پرسید که رب العالمین چیست؟ و وقتی با پاسخ‌های عمیق حضرت موسی ع مواجه شد که اگر مخاطب اهل معرفت بود از آن پاسخ‌ها به یقین می‌رسید، کوشید مانع انعقاد کلام حضرت موسی ع شود و از مغالطه پارازیت استفاده کرد. اشاره شد که توان فرعون در مغالطه کردن واقعا فوق‌العاده است؛ و این آیه پارازیت دومی است که بین جملات حضرت موسی ع فرستاده شد؛ که در عین حال از روش برچسب‌زنی هم استفاده کرده است؛ یعنی با زدن برچسب دیوانه (یا جن‌زده) عملا سخن گوینده را نزد شنونده بی‌ارزش جلوه می‌دهد و شنونده را از اینکه سخن گوینده را جدی بگیرد و در آن تأمل کند بازمی‌دارد. «او با گفتن این جمله از یک طرف قصد دارد اطرافیانش را همچنان علیه موسی بشوراند و از طرف دیگر، با آوردن تأکیدات متعدد («إنّ» و «ل») و اینکه پیامبری موسی ع را با عبارات «رسولکم» و «الیکم» تعبیر می‌کند (که گویی ساحت خود را از اینکه مخاطب این دعوت باشد منزه دانسته) می‌خواهد صلابت و ابهت خود را – که گویا بر اثر سخنان حضرت موسی ع در آستانه درهم‌شکسته شدن است – ترمیم کند.» (سید محمد روحانی، مقاله۶، ص۲۹).

۲) «قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ»

در نکات ادبی اشاره شد که کاربرد تعبیر «مجنون» در خصوص «دیوانه» از این جهت بوده که گمان می‌کردند فرد دیوانه «جن‌زده» است یعنی دیوانها کسی است که جنیان بر او تسلط پیدا کرده‌اند.

جالب است که این تهمتی است که از زمان حضرت نوح مطرح شد: «كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ فَكَذَّبُوا عَبْدَنا وَ قالُوا مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ» (قمر/9) و «إِنْ هُوَ إِلاَّ رَجُلٌ بِهِ جِنَّةٌ فَتَرَبَّصُوا بِهِ حَتَّى حين» (مومنون/۲۵) و تقریبا در مورد هر پیامبری تکرار گشت: «كَذلِكَ ما أَتَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ» (ذاریات/52) و در خصوص پیامبر اکرم هم بارها تکرار شد (مثلا ر.ک: حجر/۷۱؛ دخان/۱۴۲؛ صافات/36؛ قلم/۵۱۳) و گاه تعبیری به کار می‌بردند که بر این مفهوم «جن‌زدگی» دلالت بیشتری می‌کرد (بِهِ جِنَّةٌ؛ مومنون/۷۰۴؛ سبأ/۸۵) تا جایی که خداوند خود بارها به دفاع از ایشان پرداخت: «فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ» (طور/29)، «ما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِمَجْنُونٍ» (قلم/2)، «وَ ما صاحِبُكُمْ بِمَجْنُونٍ» (تکویر/22)، «ما بِصاحِبِهِمْ مِنْ جِنَّةٍ» (اعراف/184؛ سبأ/۴۶) و در اینجا هم فرعون این تهمت را به حضرت موسی ع می‌زند.

چرا چنین تهمتی به حضرت موسی ع (و به طور کلی به پیامبران) می‌زدند؟

الف. می‌خواهند بگویند وی خودش نمی‌فهمد چه می‌گوید، پس سخنانش ارزش گوش دادن ندارد. فرعون در اینجا از زاویه دیگری همان کنایه‌ای را که در جمله قبلی‌اش منطوی بود تصریح کرد. آنجا کنایه‌اش این بود که من درباره چیستی رب العالمین سوال می‌کنم و او جواب بی‌ربط می‌دهد، اکنون می‌گوید او باز هم جواب بی‌ربط داد و کسی که در جواب سوالات پاسخهای بی‌ربط می‌دهد دیوانه است که اصل سوال را نمی‌فهمد چه رسد که بخواهد جواب درست هم بدهد (شرح أصول الكافي (صدرا)، ج‏4، ص118۶).

ب. دیوانه کسی است که بر اساس منطق عملی‌ای که عموم افراد رفتار می‌کنند رفتار نمی‌کند. با توجه به اینکه انبیاء عموما در جوامعی که انحراف غلبه پیدا کرده بود مبعوث می‌شدند تا مردم را از گمراهی نجات دهند، مضمون دعوت آنها با فرهنگ عمومی مستقر در آن جامعه منافات داشت و می‌خواهند بگویند این منافات ناشی از این است که او همانند دیوانه‌ها در مقام عمل برخلاف منطقی که عموم افراد قبول دارند توصیه می‌کند.

ج. پیامبری مبتنی بر این است که شخصی از طریق فرشته وحی پیام خدا را به مردم برساند. هم فرشته و هم جن از موجودات ماورایی هستند که عموم مردم ارتباط آشکاری با آنها ندارند و تفاوت اصلی این دو در تلقی عمومی صرفا این است که هردو موجداتی با قدرت‌های ماورایی هستند با این تفاوت که فرشتگان موجودات ماورایی خوب و کمک‌دهنده به انسان، و جنیان موجودات ماورایی بد و آزاردهنده انسان هستند.* وقتی کسی ادعا می‌کند پیامبر است و معجزه‌ای می‌آورد ذهن مخاطب متوجه آن ارتباط ماورایی وی می‌شود و بهترین گزینه برای انحراف افکار عمومی آن است که به آنها القا شود که برخلاف ادعای خود پیامبران (که مدعی‌اند با فرشتگان ارتباط دارند) این توانایی‌هایشان بخاطر ارتباط با جنیان بوده است.

* پی نوشت: توضیحی که درباره تفاوت جن و فرشته بیان شد صرفا تلقی رایج در اغلب جوامع است وگرنه بر طبق آموزه‌های قرآن و سنت، هم در میان فرشتگان فرشتگان موکل برای عذاب داریم و هم در میان جنیان جنیان مومن و صالح داریم.

د. ...

۳) «قالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ»

با اینکه قرآن کریم حضرت موسی را علاوه بر «قوم فرعون» (آیات۱۰-۱۱)، خود فرعون هم دانست (آیه ۱۶) و علی‌القاعده حضرت موسی هم خود فرعون را مخاطب قرار داده، اما به نظر می‌رسد فرعون با تعبیر «رَسُولَكُمُ الَّذي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ» (که دوبار ضمیر «کم» را تکرار کرد) اصرار دارد که موسی را فرستاده شده به سوی مخاطبانش، و نه خودش، قلمداد کند. چرا؟

الف. مستكبر هرگز حقّ را نمى‏پذيرد و خود را از مردم جدا مى‏داند (تفسير نور، ج‏8، ص306).

ب. فرعون ادعای ربوبیت داشت و می‌خواست بر این موضع خود پافشاری کند و با این تعبیر، «خودش را از اینکه قرار است مخاطب دعوت وی باشد منزه بدارد.» (سید محمد روحانی، مقاله۶، ص۲۹)

ج. می‌کوشد اطرافیان را علیه موسی ع تحریک کند؛ انگار می‌خواهد بگوید خودتان باید تکلیفتان را با این که ادعا می‌کند پیامبرتان است معلوم کنید (سید محمد روحانی، مقاله۶، ص۲۹)

د. روی سخن را به جای حضرت موسی ع، متوجه اطرافیان کرده و چنین القا کند که این مردک دیوانه اصلا در اندازه‌ای نیست که من بخواهم با او حرف بزنم (سید محمد روحانی، مقاله۶، ص۲۹).

ه. چه‌بسا می‌خواهد از تعبیری که حضرت موسی ع در آیه ۱۷ آورد که «أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَني‏ إِسْرائيلَ» سوء استفاده کند و وظیفه فرعون را منحصر به رسالتش برای بنی اسرائیل وانمود کند و شق اول رسالت وی (که مبارزه با شرک فرعون و فرعونیان بود) را غیرمستقیم به حاشیه ببرد. (درباره این دووجهی بودن رسالت حضرت موسی ذیل آیه مذکور توضیح لازم داده شد. ر.ک جلسه ۱۲۳۱، تدبر۲ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-017/).

و. ...


  1. . وَ قالُوا يا أَيُّهَا الَّذي نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ↩
  2. . ثُمَّ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ قالُوا مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ↩
  3. . وَ إِنْ يَكادُ الَّذينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ↩
  4. . أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ وَ أَكْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ↩
  5. . أَفْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِباً أَمْ بِهِ جِنَّةٌ بَلِ الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ فِي الْعَذابِ وَ الضَّلالِ الْبَعيدِ↩
  6. . ثم لما كان فرعون ليس غرضه من السؤال الاستكشاف و الاستعلام بل ركب متن اللجاج و العناد فقال: إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ‏ ، اصرارا على ما كان عليه من قوله الاول، يعنى ان مقصودى من سؤال «ما» طلب الماهية و خصوصيته الحقيقية و التعريف بهذه الآثار الخارجية لا يفيد المطلوب، فهذا الّذي يدعى الرسالة مجنون لا يفهم السؤال فضلا عما يجيب عنه.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر