سوره الشعراء - آیه 26

۱۲۴۰) سوره شعراء (۲۶) آیه ۲۶ قاٰلَ رَبُّکُمْ وَ رَبُّ ءاٰباٰئِکُمُ الْاَوَّلٖینَ ۷ صفر ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۵/۳۱

گفت: ربّ شما و ربّ نیاکان نخستین شماست.

قَالَ رَ بُّكُمْ / قَال رَّ بُّ‍‍‍كُمْ۱


  1. . إدغام اللام في الراء وإظهارها عن أبي عمرو ويعقوب.
    وتقدّم هذا في الآية /۱۲ من هذه السورة (معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۹)
    ↩

رَبِّ

درباره کلمه «ربّ» و ماده‌های «ربب» و «ربو» ذیل آیه ۱۶ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۳۰

الْأَوَّلِينَ

درباره ماده «أول» و کلمه «أولین» ذیل آیه ۱۳۷ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۱۳ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-137/

۱) محمد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانی روایت کرده است:

نزد شیخ ابوالقاسم حسین بن روح [یکی از نواب اربعه امام زمان] به همراه گروهی بودم که علی بن عیسی قَصری نیز در میانشان بود. مردی به حضور او برخاست و گفت: می‌خواهم از تو چیزی بپرسم. فرمود: هرچه می‌خواهی بپرس.

مرد گفت: به من خبر بده که آیا حسین بن علی (علیه‌السلام) ولیّ خداست؟ فرمود: آری.

گفت: به من خبر بده که آیا قاتل او - که خدا لعنتش کند - دشمن خداست؟ فرمود: آری.

مرد گفت: پس آیا ممکن است که خداوند دشمن خود را بر دوست خود مسلّط گرداند؟

ابوالقاسم به او فرمود: آنچه می‌گویم خوب بفهم.

بدان که خداوند متعال با مردم با مشاهده عینی سخن نمی‌گوید و با آنان رودررو کلام نمی‌گوید، بلکه خداوند - عزّوجلّ - فرستاده‌ای از جنس و نوع خودشان، بشری مانند آنان، به سویشان برانگیخت. اگر پیامبرانی از غیر نوع و صورتشان به سوی آنان می‌فرستاد، از آنان می‌گریختند و مطلبی را از آنان نمی‌پذیرفتند. چون پیامبران نزدشان آمدند و از جنس خودشان بودند: «غذا می‌خوردند و در بازارها راه می‌رفتند» (فرقان/۲۰) - به آنان گفتند: شما مثل ما هستید، پس از شما نمی‌پذیریم تا چیزی برای ما بیاورید که ما از آوردن مانند آن ناتوان باشیم و بدانیم که شما به چیزی اختصاص داده شده‌اید که ما بر آن توانایی نداریم.

از این رو خداوند متعال معجزاتی برایشان قرار داد که خلق از آوردن آن عاجزند. برخی طوفان آورد پس از هشدار و اتمام حجّت، و همه کسانی که سرکشی و طغیان کردند غرق شدند. و برخی در آتش افکنده شد و آتش بر او «سرد و سالم» (انبیاء/۶۹) گشت. و برخی از سنگ سخت مادّه‌شتری بیرون آورد و در پستانش شیر جاری ساخت. و برخی دریا برایش شکافته شد و از سنگ برایش چشمه‌ها جوشانده شد و عصای خشک برایش به اژدهایی بدل گشت که «آنچه را به دروغ ساخته بودند فرو می‌بلعید» (اعراف/۱۱۷؛ طه/۶۹؛ شعراء/۴۵). و برخی «نابینای مادرزاد و پیس را بهبود بخشید و مردگان را به اذن خدا زنده کرد و به آنان خبر داد از آنچه می‌خورند و در خانه‌های خود ذخیره می‌کنند» (ال عمران/۴۹؛ ماسده/۱۱۰). و برخی ماه برایشان شکافته شد و چهارپایانی چون شتر و گرگ با وی سخن گفت؛ و غیر آن.

پس چون [پیامبران] چنین معجزاتی آوردند و مردمِ امّت‌هایشان از آوردن مانند آن عاجز ماندند، از تقدیر خداوند متعال و لطف او نسبت به بندگانش و حکمتش این بود که پیامبرانش را با وجود این معجزات، گاه در حال پیروزی و گاه در حال شکست، و گاه در حال چیرگی و گاه در حال مقهوریت قرار دهد. اگر خداوند - عزّوجلّ - آنان را در همه حالاتشان پیروز و چیره می‌گردانید و هرگز مبتلا و آزمایش نمی‌کرد، مردم آنان را به جای خداوند متعال به خدایی می‌گرفتند و فضیلت صبرشان بر بلاها و سختی‌ها و آزمایش‌ها شناخته نمی‌شد. ولیکن خداوند - عزّوجلّ - حالاتشان را در این امور، مانند حالات دیگران قرار داد تا در سختی و بلا شکیبا باشند و در آسایش و پیروزی بر دشمنان سپاسگزار، و در همه حالات فروتن باشند نه سرکش و نه گردنکش؛ و تا بندگان بدانند که اینان خدایی دارند که آفریننده و مدبّر آنان است، پس او را بپرستند و از رسولانش اطاعت کنند، و حجّت خداوند متعال بر کسی که در حق آنان از حدّ تجاوز کند و برایشان ربوبیّت ادّعا کند یا عناد ورزد و مخالفت و نافرمانی کند و آنچه را پیامبران و رسولان آورده‌اند انکار نماید، برقرار باشد؛ «تا هر که هلاک می‌شود از روی دلیل هلاک شود و هر که زنده می‌ماند از روی دلیل زنده بماند» (انفال/۴۲).

محمد بن ابراهیم بن اسحاق گفت: روز بعد خدمت شیخ ابوالقاسم حسین بن روح رسیدم و با خود می‌گفتم: آیا آن دیروز (این مطالب) را از پیش خود گفته است؟ [همین‌طور در اندیشه بودم] که ایشان خود آغاز سخن کرد و به من فرمود: ای محمد بن ابراهیم، اگر از آسمان فرو افتم و پرندگان مرا بربایند یا باد مرا به جای دوری بیفکند، برایم دوست‌داشتنی‌تر است از اینکه در دین خداوند متعال از رأی خود و از پیش خود چیزی بگویم. بلکه این مطالب از اصل است و شنیده شده از حجّت (علیه‌السلام).

علل الشرائع، ج‏1، ص242-243؛ كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص507-508؛ الغيبة (للطوسي)، ص324-326؛ الدعوات (للراوندي)، ص66-68؛ الإحتجاج على أهل اللجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص472

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الطَّالَقَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ:

كُنْتُ عِنْد الشَّيْخِ أَبِي الْقَاسِمِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَوْحٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ مَعَ جَمَاعَةٍ فِيهِمْ عَلِيُّ بْنُ عِيسَى الْقَصْرِيُّ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: لَهُ أُرِيدُ أَسْأَلُكَ عَنْ شَيْ‏ءٍ.

فَقَالَ لَهُ: سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ.

فَقَالَ الرَّجُلُ: أَخْبِرْنِي عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع أَ هُوَ وَلِيُّ اللَّهِ؟ قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ: أَخْبِرْنِي عَنْ قَاتِلِهِ لَعَنَهُ اللَّهُ أَ هُوَ عَدُوُّ اللَّهِ؟ قَالَ: نَعَمْ.

قَالَ الرَّجُلُ: فَهَلْ يَجُوزُ أَنْ يُسَلِّطَ اللَّهُ عَدُوَّهُ عَلَى وَلِيِّهِ؟

فَقَالَ لَهُ أَبُو الْقَاسِمِ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ: افْهَمْ عَنِّي مَا أَقُولُ لَكَ.

اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَا يُخَاطِبُ النَّاسَ بِشَهَادَةِ الْعَيَانِ وَ لَا يُشَافِهُهُمْ بِالْكَلَامِ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ إِلَيْهِمْ رَسُولًا مِنْ أَجْنَاسِهِمْ وَ أَصْنَافِهِمْ بَشَراً مِثْلَهُمْ فَلَوْ بَعَثَ إِلَيْهِمْ رُسُلًا مِنْ غَيْرِ صِنْفِهِمْ وَ صُوَرِهِمْ لَنَفَرُوا عَنْهُمْ وَ لَمْ يَقْبَلُوا مِنْهُمْ. فَلَمَّا جَاءُوهُمْ وَ كَانُوا مِنْ جِنْسِهِمْ «يَأْكُلُونَ‏ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ‏» قَالُوا لَهُمْ« أَنْتُمْ مِثْلُنَا فَلَا نَقْبَلُ مِنْكُمْ حَتَّى تأتون [تَأْتُونَا] بِشَيْ‏ءٍ نَعْجِزُ أَنْ نَأْتِيَ بِمِثْلِهِ فَنَعْلَمَ أَنَّكُمْ مَخْصُوصُونَ دُونَنَا بِمَا لَا نَقْدِرُ عَلَيْهِ. فَجَعَلَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُمُ الْمُعْجِزَاتِ الَّتِي يَعْجِزُ الْخَلْقُ عَنْهَا. فَمِنْهُمْ مَنْ جَاءَ بِالطُّوفَانِ بَعْدَ الْإِنْذَارِ وَ الْإِعْذَارِ فَغَرِقَ جَمِيعُ مَنْ طَغَى وَ تَمَرَّدَ. وَ مِنْهُمْ مَنْ أُلْقِيَ فِي النَّارِ فَكَانَتْ عَلَيْهِ‏ بَرْداً وَ سَلاماً. وَ مِنْهُمْ مَنْ أَخْرَجَ مِنَ الْحَجَرِ الصَّلْدِ نَاقَةً وَ أَجْرَى فِي ضَرْعِهَا لَبَناً. وَ مِنْهُمْ مَنْ فُلِقَ لَهُ الْبَحْرُ وَ فُجِّرَ لَهُ مِنَ الْحَجَرِ الْعُيُونُ وَ جُعِلَ لَهُ الْعَصَا الْيَابِسَةُ ثُعْبَاناً فَ«تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ» وَ مِنْهُمْ مَنْ «أَبْرَأَ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ وَ أَحْيَا الْمَوْتى‏ بِإِذْنِ اللَّهِ‏ تَعَالَى وَ أَنْبَأَهُمْ بِمَا يَأْكُلُونَ وَ مَا يَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِهِمْ» وَ مِنْهُمْ مَنِ انْشَقَّ لَهُ الْقَمَرُ وَ كَلَّمَتْهُ الْبَهَائِمُ مِثْلُ الْبَعِيرِ وَ الذِّئْبِ وَ غَيْرِ ذَلِكَ.

فَلَمَّا أَتَوْا بِمِثْلِ ذَلِكَ وَ عَجَزَ الْخَلْقُ مِنْ أُمَمِهِمْ عَنْ أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِهِ كَانَ مِنْ تَقْدِيرِ اللَّهِ تَعَالَى وَ لُطْفِهِ بِعِبَادِهِ وَ حِكْمَتِهِ أَنْ جَعَلَ أَنْبِيَاءَهُ مَعَ هَذِهِ الْمُعْجِزَاتِ فِي حَالٍ غَالِبِينَ وَ فِي أُخْرَى مَغْلُوبِينَ وَ فِي حَالٍ قَاهِرِينَ وَ فِي حَالٍ مَقْهُورِينَ. وَ لَوْ جَعَلَهُمْ عَزَّ وَ جَلَّ فِي جَمِيعِ أَحْوَالِهِمْ غَالِبِينَ وَ قَاهِرِينَ وَ لَمْ يَبْتَلِهِمْ وَ لَمْ يَمْتَحِنْهُمْ لَاتَّخَذَهُمُ النَّاسُ آلِهَةً مِنْ دُونِ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَمَا عُرِفَ فَضْلُ صَبْرِهِمْ عَلَى الْبَلَاءِ وَ الْمِحَنِ وَ الِاخْتِبَارِ. وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ أَحْوَالَهُمْ فِي ذَلِكَ كَأَحْوَالِ غَيْرِهِمْ لِيَكُونُوا فِي حَالِ الْمِحْنَةِ وَ الْبَلْوَى صَابِرِينَ وَ فِي حَالِ الْعَافِيَةِ وَ الظُّهُورِ عَلَى الْأَعْدَاءِ شَاكِرِينَ‏ وَ يَكُونُوا فِي جَمِيعِ أَحْوَالِهِمْ مُتَوَاضِعِينَ غَيْرَ شَامِخِينَ وَ لَا مُتَجَبِّرِينَ وَ لِيَعْلَمَ‏ الْعِبَادُ أَنَّ لَهُمْ ع إِلَهاً هُوَ خَالِقُهُمْ وَ مُدَبِّرُهُمْ فَيَعْبُدُوهُ وَ يُطِيعُوا رُسُلَهُ وَ تَكُونَ حُجَّةُ اللَّهِ تَعَالَى ثَابِتَةً عَلَى مَنْ تَجَاوَزَ الْحَدَّ فِيهِمْ وَ ادَّعَى لَهُمُ الرُّبُوبِيَّةَ أَوْ عَانَدَ وَ خَالَفَ وَ عَصَى وَ جَحَدَ بِمَا أَتَتْ بِهِ الْأَنْبِيَاءُ وَ الرُّسُلُ وَ «لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى‏ مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ».

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ فَعُدْتُ إِلَى الشَّيْخِ أَبِي الْقَاسِمِ الْحُسَيْنِ بْنِ رَوْحٍ قَدَّسَ اللَّهُ رُوحَهُ مِنَ الْغَدِ وَ أَنَا أَقُولُ فِي نَفْسِي: أَ تَرَاهُ ذَكَرَ مَا ذَكَرَ لَنَا يَوْمَ أَمْسِ مِنْ عِنْدِ نَفْسِهِ؟ فَابْتَدَأَنِي فَقَالَ لِي: يَا مُحَمَّدَ بْنَ إِبْرَاهِيمَ لَأَنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفَنِي الطَّيْرُ أَوْ تَهْوَى بِيَ‏ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ‏ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أَقُولَ فِي دِينِ اللَّهِ تَعَالَى ذِكْرُهُ بِرَأْيِي وَ مِنْ عِنْدِ نَفْسِي بَلْ ذَلِكَ عَنِ الْأَصْلِ وَ مَسْمُوعٌ عَنِ الْحُجَّةِ ص.

۱) «قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ»

حضرت موسی ع در پاسخ «وَ ما رَبُّ الْعالَمينَ» ابتدا فرمود: «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا». فرعون پارازیتی فرستاد که مقصود وی درست فهم نشود ولی حضرت موسی ع معرفی دومی از رب العالمین ارائه داد که رب خودتان و نیاکان پیشین‌تان. مقصودش از این تعبیر دوم چه بود؟

الف. حضرت موسی ع بر مدار مدارا حرکت کرد و حجت قبلی خود را مورد تاکید قرار داد؛ و با این بیان جدید، عملا ادعایی را که فرعون در جامعه خود مطرح کرده بود به چالش کشید. فرعون خود را «ربکم الأعلی» معرفی می‌کرد (نازعات/۲۴)؛ و حضرت موسی ع در اینجا تصریح کرد که کسی استحقاق ربوبیت دارد که رب مردمان همه زمانها باشد (مجمع البيان، ج‏7، ص294۱)، و اتفاقا او به طور خاص رب تو و اطرافیان تو و نیز رب آباء و اجداد شما هم هست، پس تو قطعا رب اینها نیستی.

ب. سراغ مصداق واضح‌تر برای فهم ربوبیت خداوند رفت؛ که این واضح‌تر بودن را چند گونه می‌توان توضیح داد:

ب.۱. یعنی اگر در وجود رب و خالق حکیمی برای آسمانها و زمین تردید دارید در نیازمندی خودتان و اینکه خودتان آفریننده خود نبوده‌اید که تردیدی ندارید (تفسير الصافي، ج‏4، ص32۲؛ شرح أصول الكافي (صدرا)، ج‏4، ص117۳)

ب.۲. شق دیگری از عالمین را مطرح کرد. یعنی یک عرصه از عوالم که نشاندهنده وحدت ربوبیت است آسمانها و زمین و آنچه بین این دو است؛ عرصه دیگر از عوالم، عوالم انسانهاست یعنی جماعتهای حاضر و گذشته انسانها. (الميزان، ج‏15، ص270۴).

ج. ...

۲) «قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ»

تذکر دادن به اینکه خداوند رب شما و رب پدران نخستین شما بوده در قرآن کریم در دو جای دیگر هم مطرح شده است: ‌یکی از جانب حضرت الیاس که بعد از آنکه قومش را مواخذه کرد که چرا بعل را می‌خوانید و احسن الخالقین را رها می‌کنید، فرمود: «اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ‏» (صافات/۱۲۶)؛ و دیگری از قول خود قرآن و خطاب به مردم مخاطب خویش که فرمود: «لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيي‏ وَ يُميتُ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلين‏» (دخان/۸).

تذکر دادن به اینکه خداوند پروردگار شما و نیاکاتن نخستین شماست چه نکته خاصی دارد که - چنانکه مشاهده شد - در دعوت‌های مختلف پیامبران مورد تأکید قرار گرفته است؟

الف. شاید یکی از زمینه‌های انکار نبوت که در بسیاری از انسانها هست این است که بسیاری از پیامبران با فاصله معناداری از پیامبر قبل مبعوث می‌شدند (که مثلا در مورد پیامبر اکرم خداوند تصریح می کند: «قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ» (مائده/۱۹) و افراد نسل‌هایی قبل از خویش را سراغ دارند که پیامبری در زمان آنها مبعوث نشده؛ و این سوال برایشان پیش می‌آمده که اگر خداوند قرار است از طریق فرستادگانش مردم را هدایت کند، تکلیف این گذشتگان چه می‌شود، چنانکه فرعون در جایی به همین تصریح کرد: «قالَ فَما بالُ الْقُرُونِ الْأُولى‏» (طه/۵۱). و چه‌بسا این تعبیر که خداوند پروردگار شما و پروردگار گذشتگان شماست عبارت دیگری از همان پاسخ حضرت موسی ع به این سوال فرعون است که: «قالَ عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي في‏ كِتابٍ لا يَضِلُّ رَبِّي وَ لا يَنْسى‏» (طه/۵۲). یعنی پروردگار عالمین که مرا سراغ شما فرستاده همانقدر که پروردگار شماست پروردگار اجداد شما هم بوده است و خودش می‌داند با آنها چه کرده و چه خواهد کرد.

ب. ظاهرا اینجا کلمه «آباء» اعم از پدران و مادران است، و با این وصف، چه‌بسا اشاره به «آبائکم» در کنار «کم» از این جهت باشد که مهمترین کسانی که ما پرورش خود را مدیون آنها می بینیم پدران و مادران‌مان هستند؛ و گویی به خاطر نقش آنها در به دنیا آمدن و پرورش اولیه ما، ناخودآگاه آنها را رب خود می‌بینیم، و پیامبران تذکر می‌دهند که رب حقیقی شما همان خدایی است که رب پدران شما هم بوده است و همین که خود آنها تحت ربوبیت غیر هستند نشان می‌دهد که این طور نیست که آن پدران شما رب شما باشند.

ج. ...

۳) «قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا ... رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ»

ربوبيّت خداوند نسبت به انسان‏هاى موجود، انسان‏هاى گذشته و آسمان و زمين يكسان است. به تعبیر دیگر، تدبير و نظارت و مديريّت خداوند بر آيات آفاقى (آسمان‏ها و زمين)، و آيات انفسى (انسان‏ها) يكسان است. (تفسير نور، ج‏8، ص305).


  1. . فجرى موسى (ع) على عادته في الرفق و تأكيد الحجة و تكريرها «قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ» و إنما ذكره تأييدا لما قبله و توكيدا له فإن فرعون كان يدعي الربوبية على أهل عصره دون من قبله فبين إن المستحق للربوبية من هو رب أهل كل عصر و مالك تدبيرهم↩
  2. . قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ عدل الى ما لا يشكّ في افتقاره الى مصوّر حكيم و خالق عليم و يكون اقرب الى الناظر و أوضح عند المتأمّل.↩
  3. . و لان اظهر المخلوقات عندنا نفوسنا عدل موسى عليه السلام من الجواب الاول عن سؤال فرعون حين انكره الى قوله: رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ‏ ، اى عدل عن التعريف بخالقية السموات و الارض الى التعريف بكونه خالقا لنا و لآبائنا، و ذلك لانه لا يمتنع ان يعتقد احد ان السموات و الارض واجبة لذواتها فهى غنية عن الخالق و المؤثر كالدهرية و الطباعية، و لكن لا يمكن لعاقل ان يعتقد فى نفسه و فى آبائه و اجداده كونهما واجبة الوجود لذواتها، كيف و المشاهدة دلت على انهم وجدوا بعد العدم ثم عدموا بعد الوجود و ما كان كذلك استحال ان يكون مستغنيا عن المؤثر و الخالق، فكان التعريف بهذا الاثر ابين و اظهر فلهذا عدل موسى عليه السلام عن الكلام الاول إليه.↩
  4. . و قوله: «قالَ رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ» جواب موسى ع ثانيا فإنه لما رأى تمويه فرعون على من حوله و قد كان أجاب عن سؤاله «وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ» بتفسير العالمين من العالم الكبير كالسماوات و الأرض و ما بينهما عدل ثانيا إلى ما يكون أصرح في المقصود فذكر ربوبيته تعالى لعالمي الإنسانية فإن العالم الجماعة من الناس أو الأشياء فعالمو الإنسان هو الجماعات من الحاضرين و الماضين و لذلك قال: «رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلِينَ.
    فإن فرعون ما كان يدافع في الحقيقة إلا عن نفسه لما كان يدعي الألوهية فكان يحتال في أن يبطل تعلق ربوبية الرب به في ضمن تعلقه بالعالمين لاستلزام ذلك بطلان ربوبية الأرباب و هو من جملتهم و إن كان يرى أنه أعلاهم و أهمهم كما حكى الله تعالى عنه: «فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى‏»: النازعات: 24. «وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا أَيُّهَا الْمَلَأُ ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرِي»: القصص: 38.
    فكأنه كان يقول إن أردت برب العالمين الله تعالى فهو رب الأرباب لا غير و إن أردت غيره من الآلهة فكل منهم رب عالم خاص فما معنى رب العالمين؟ فأجاب موسى بما حاصله أن ليس في الوجود إلا رب واحد فيكون رب العالمين فهو ربكم و قد أرسلني إليكم.
    و كان محصل تمويه فرعون أن موسى لم يجبه بشي‏ء إذ كرر اللفظ فأجابه موسى ثانيا بالتصريح على أن رب العالمين هو رب عالمي الإنسانية من الحاضرين و الماضين و بذلك تنقطع حيلته
    ↩

نظرات کاربران

ثبت نظر