سوره الشعراء - آیه 25

۱۲۳۹) سوره شعراء (۲۶) آیه ۲۵ قاٰلَ لِمَنْ حَوْلَهُ اَلٰا تَسْتَمِعُونَ ۵ صفر ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۵/۲۹

به اطرافیانش گفت آیا نمی‌شنوید؟!

قَالَ لِمَنْ / قَال لِّمَنْ۱

لِمَنْ حَوْلَهُ / لِمَنْ حَوْلِهُ

عموما کلمه «حول» را به صورت منصوب قرائت کرده‌اند؛

اما از ابراهیم نخعی و طلحة ‌بن مصرف قرائت آن به صورت مجرور نقل شده است (المغنی فی القراءات، ص١٣٧٤۲)؛ هرچند در نقل معروفی اعمش این را بر آنان خرده گرفته است (معاني القرآن، ج‏2، ص76۳؛ تأويل مشكل القرآن، ص44۴) و بر اساس نقل دیگری چنین به نظر می‌رسد که ابراهیم نخعی این قرائت را به خاطر تحلیل نحوی‌ای که از جایگاه کلمه داشته چنین قرائت کرده است، نه اینکه بر اساس نقل متصل به پیامبر ص بوده باشد (أخبار في النحو (لأبی طاهر بن أبي هاشم)، ص53۵) و بعدی‌ها همچون ابن جنی که قراءات شاذ متصل تا رسول الله ص را گردآوری کرده این را به عنوان نمونه‌ای از خطاهایی که برخی از اهل قرائت مرتکب می‌شدند برشمرده است (المحتسب في تبيين وجوه شواذ القراءات والإيضاح عنها، ج1، ص44۶).


  1. . إدغام اللام في اللام عن أبي عمرو ويعقوب (معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۸)↩
  2. . القراءة المعروفة : «لِمَنْ حَوْلَهُ» بفتح اللَّامِ.
    إبراهيمُ النَّخَعي، وطلحةُ بنُ مُصرف: بكسرِ اللَّامِ.
    ↩
  3. . حدّث مندل بن علىّ العنزىّ عن الأعمش قال: كنت عند إبراهيم النخعىّ و طلحة بن مصرّف [يقرأ] (قال لمن حوله أ لا تستمعون) بنصب اللام من (حوله) فقال إبراهيم: ما تزال تأتينا بحرف أشنع، إنما هى (لِمَنْ حَوْلَهُ) قال قلت: لا، إنما هى (حولِه) قال: فقال إبراهيم يا طلحة كيف تقول؟ قال: كما قلت (لِمَنْ حَوْلِهُ) قال الأعمش. قلت: لحنتما لا أجالسكما اليوم↩
  4. . وقال: الأعمش قرأت عند إبراهيم وطلحة بن مصرّف : قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلا تَسْتَمِعُونَ (25) [الشعراء: 25] ، فقال: إبراهيم ما تزال تأتينا بحرف أشنع! إنما هو (لمن حوله) واستشهد طلحة فقال مثل قوله. قال الأعمش: فقلت لهما: لحنتما، لا أقاعدكما اليوم.↩
  5. . «حدثنا أبو طاهر، قال: ثنا موسى، قال: ثنا ابن أبي سعد، قال: ثنا إسماعيل بن يعقوب، قال: ثنا محمد بن سَلّام، قال: حدثني أبو عبد الله الشنظيري، قال: كان إبراهمُ يَقْرَأُ على الأَعْمَشِ، فقال: (قَالَ لمن حولِهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ) [سورِة الشعراء: 25] فقَال له الأعمشُ: (لِمَنْ حَوْلَهُ)، فقال: أليس أخْبَرْتَنِى أنَّ "من" تَجُرُّ ما بعدها»↩
  6. . وما أقل من سلم من هذه الطبقة فى حرفه من الغلط والوهم: فقد قرأ «بعض المتقدمين»: ... وقال: «الأعمش» قرأت عند «إبراهيم» «وطلحة بن مصرف»: «قال لمن حوله ألا تستمعون»، فقال: «إبراهيم» ما تزال تأتينا بحرف أشنع! إنما هو: «لمن حوله» واستشهد «طلحة» فقال مثل قوله. قال «الأعمش»: فقلت لهما: لحنتما، لا أقاعد كما بعد اليوم.↩

درباره ماده «سمع» ذیل آیه ۱۵ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۲۹ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-015/

‌‌۱) در فرازی از حدیث ۱ ذیل آیه ۱۰ که به طور کامل در جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/ تقدیم شد از از امام صادق (ع) روایت شده بود که فرمودند:

پس «فرعون گفت: و پروردگار جهانیان چیست؟» (شعراء/۲۳) و همانا او از کیفیت و چگونگی خداوند پرسید.

موسی «گفت: پروردگار آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنهاست، اگر یقین دارید.» (شعراء/۲۴)

پس فرعون با تعجب به اطرافیانش «گفت: آیا نمی‌شنوید؟» (شعراء/۲۵) من از او از چگونگی می‌پرسم و او از صفات [حق/ خلق] پاسخم می‌دهد!

تفسير القمي، ج‏2، ص۱۱۹

حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال‏:

...فَ «قالَ فِرْعَوْنُ: وَ ما رَبُّ الْعالَمِينَ‏« وَ إِنَّمَا سَأَلَهُ عَنْ كَيْفِيَّةِ اللَّهِ.

فَ«قَالَ» مُوسَى‏: «رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنِينَ‏».

فَ«قَالَ» فِرْعَوْنُ مُتَعَجِّباً لِأَصْحَابِهِ: «أَ لا تَسْتَمِعُونَ‏»؟ أَسْأَلُهُ عَنِ الْكَيْفِيَّةِ فَيُجِيبُنِي عَنِ الصِّفَاتِ [الحق/ الخلق]!

کلمه آخر [الصفات] بر اساس نقلی که از تفسیر قمی در تفسير الصافي (ج‏4، ص32) آمده «الحقّ» است که مرحوم فیض توضیح داده: «أقولُ: يعني عن الثبوت.» و بر اساس نقل بحار الأنوار (ج‏13، ص120) «الخلق» می‌باشد.

۲) در حدیث ۱ ذیل آیه قبل اشاره شد که هشام بن حکم روایتی از امام صادق (ع) آورده است در پاسخ به آن زندیقی که سؤال کرد «او [خدا] چیست؟». در فراز دیگری از آن گفتگو آمده است:

سوال‌کننده گفت: پس آیا او کیفیت [و چگونگی] دارد؟

امام فرمودند: نه؛ زیرا «کیفیت» جهتِ [قابل درک بودنِ] صفت و احاطه [به چیزی] است؛ اما ناچار باید از [دام] تعطیل [=انکار صفات] و تشبیه [=شبیه دانستن خدا به خلق] بیرون آمد. زیرا کسی که آن را نفی کند [= قائل به تعطیل در صفات شود]، همانا او را انکار کرده و ربوبیتش را رد کرده و [خدا را] باطل ساخته است. و کسی که او را به غیرش تشبیه کند، او را به صفت مخلوقاتِ ساخته‌شده‌ای ثابت کرده که شایسته ربوبیت نیستند. لیکن چاره‌ای نیست جز قبول اینکه برای او کیفیتی [خاص] است که غیر او سزاوار آن نیست و در آن [کیفیت] شریک ندارد و [عقلاً] به آن احاطه نمی‌شود و غیر او آن را نمی‌داند.

سوال‌کننده گفت: پس [آیا خدا] اشیا را به ذات خود مستقیماً انجام می‌دهد [=با آنها سروکار فیزیکی دارد]؟

امام صادق (ع) فرمود: او والاتر از آن است که اشیا را با سروکار مستقیم و اقدام عملی [فیزیکی] انجام دهد؛ زیرا این صفت مخلوقی است که کارها برایش جز با سروکار مستقیم و اقدام عملی انجام نمی‌شود. و او [خداوند] متعالی است، اراده و مشیتش نافذ است، و هر چه را بخواهد انجام می‌دهد.

الكافي، ج‏1، ص۸۴-۸۵

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ عَمْرٍو الْفُقَيْمِيِّ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ لِلزِّنْدِيقِ حِينَ سَأَلَهُ: مَا هُوَ؟ ...

قَالَ لَهُ السَّائِلُ: فَلَهُ كَيْفِيَّةٌ؟

قَالَ: لَا لِأَنَّ الْكَيْفِيَّةَ جِهَةُ الصِّفَةِ وَ الْإِحَاطَةِ وَ لَكِنْ لَا بُدَّ مِنَ الْخُرُوجِ مِنْ جِهَةِ التَّعْطِيلِ وَ التَّشْبِيهِ لِأَنَّ مَنْ نَفَاهُ فَقَدْ أَنْكَرَهُ وَ دَفَعَ رُبُوبِيَّتَهُ وَ أَبْطَلَهُ وَ مَنْ شَبَّهَهُ بِغَيْرِهِ فَقَدْ أَثْبَتَهُ بِصِفَةِ الْمَخْلُوقِينَ الْمَصْنُوعِينَ الَّذِينَ لَا يَسْتَحِقُّونَ الرُّبُوبِيَّةَ وَ لَكِنْ لَا بُدَّ مِنْ إِثْبَاتِ أَنَّ لَهُ كَيْفِيَّةً لَا يَسْتَحِقُّهَا غَيْرُهُ وَ لَا يُشَارِكُ فِيهَا وَ لَا يُحَاطُ بِهَا وَ لَا يَعْلَمُهَا غَيْرُهُ.

قَالَ السَّائِلُ فَيُعَانِي الْأَشْيَاءَ بِنَفْسِهِ؟

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع: هُوَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ يُعَانِيَ الْأَشْيَاءَ بِمُبَاشَرَةٍ وَ مُعَالَجَةٍ لِأَنَّ ذَلِكَ صِفَةُ الْمَخْلُوقِ الَّذِي لَا تَجِي‏ءُ الْأَشْيَاءُ لَهُ إِلَّا بِالْمُبَاشَرَةِ وَ الْمُعَالَجَةِ وَ هُوَ مُتَعَالٍ نَافِذُ الْإِرَادَةِ وَ الْمَشِيئَةِ فَعَّالٌ لِمَا يَشَاءُ.

۱) «قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُون‏»

فرعون از حضرت موسی ع پرسید که رب العالمین چیست؟ و او در پاسخ گفت:‌ رب آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو است. فرعون که ظاهرا متوجه شد این نوع معرفی خداوند معرفی‌ای است که اگر کسی اهل معرفت و یقین باشد با آن به یقین می‌رسد از اینجا به بعد می‌کوشد که مانع انعقاد کلام حضرت موسی ع شود و از مغالطه پارازیت استفاده می‌کند.

توان فرعون در مغالطه کردن واقعا فوق‌العاده است؛ زیرا این گفتگو دوبار دیگر (آیات ۲۷ و ۲۹) از این مغالطه استفاده می‌کند که و در تمام دفعات، علاوه بر مغالطه پارازیت، مغالطات دیگری هم استفاده کرده که در جای خود بدانها اشاره می‌شود (در خصوص مغالطه دوم در همین جمله به تدبر۳ مراجعه کنید).

نکته تخصصی منطقی: مغالطه پارازیت

مغالطه پارازیت، یکی از مغالطات مقام نقد است. مغالطات مقام نقد، ترفندهایی هستند که جهت نادرست نشان دادن یک گزاره یا کاهش میزان تأثیرگذاری و مقبولیت آن به‌کار می‌روند. مغالطه پارازیت عبارت است از ایجاد وقفه در ارائه یک سخن یا پیام یا ایجاد مانع در رسیدنِ آن به مخاطب.

برای اینکه نحوه استفاده فرعون از مغالطه پارازیت خوب معلوم شود کافی است جملات وی را حذف کنید تا ببینید جملات حضرت موسی ع در پاسخ سوال او یک متن پیوسته است: «قالَ فِرْعَوْنُ وَ ما رَبُّ الْعالَمينَ؟ قالَ رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا إِنْ كُنْتُمْ مُوقِنينَ ... رَبُّكُمْ وَ رَبُّ آبائِكُمُ الْأَوَّلينَ ... رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ ما بَيْنَهُما إِنْ كُنْتُمْ تَعْقِلُون‏» (شعراء/۲۳-۲۴ و ۲۶ و ۲۸)، که مرتب فرعون برای به هم زدن توجه مخاطب، در میانه‌اش جملاتی گفته است.

۲) «قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُون‏»

وقتی حضرت موسی ع در پاسخ سوال «رب العالمین چیست؟» فرمود: رب آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو است. فرعون با استفهام انکاری تعجب خود از این پاسخ را ابراز نمود. درباره اینکه مقصود وی از این تعجب چه بود احتمالات مختلفی قابل طرح است، از جمله:

الف. من از او درباره چیستی ذات خدا پرسیدم و او دارد درباره صفات او سخن می‌گوید (حدیث۱)

ب. من از او درباره چیستی خدا پرسیدم و او دارد درباره کارهای او سخن می‌گوید.

ج. من از او می‌پرسم «رب العالمین» چیست؛ و او به جای پاسخ فقط برای کلمه «عالمین» (جهانها) مترادفی می‌آورد و می‌گوید «آسمان‌ها و زمین و آنچه بین این دو است» (در حالی که مقصود حضرت موسی اشاره به وجود تدبیر واحد در همه چیز بود که وجود یک رب برای عالمین را معقول می‌سازد) (الميزان، ج‏15، ص270۱).

د. ...

۳) «قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُون‏»

گاهی یک سخن کارکردی دارد دقیقا نقیض مفادی که در آن گنجانده شده است:

فرعون برای اینکه کسی سخن حضرت موسی ع را نشنود و بدان گوش ندهند که مقصود وی را درست متوجه شوند، گفت: آیا نمی‌شنوید؟ با دعوت افراد به شنیدن، می‌خواهند جلوی شنیده و فهمیده شدن سخن حق را بگیرد!

شاید این از قوی‌ترین نمونه‌های «كلمة حقّ يراد بها الباطل‏» باشد.

تحلیل اجتماعی: نکته‌ای در سواد رسانه‌ای

از ترفندهای سانسور در دنیای غلبه رسانه‌های جمعی این است که برای جلوگیری از شنیده شدن و اثرگذاری یک سخن، بقدری پیرامون آن اطلاعات ریخته و درباره آن، حرف‌های کم‌اهمیت زده شود که اصل مساله گم ویا لوث شود؛ و دست کم کسی درباره مفاد صحیح و عمیق آن تأمل نکند.

۴) «قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُون‏»

این تعبیر فرعون نشان می‌دهد که وی قصد داشته تا اطرافیانش را علیه موسی بیش از پیش تحریک کند. اگر منظورش تنها اظهار تعجب و انکار بود کافی بود بگوید: آیا می‌شنوید این مرد چه می‌گوید؟ اما بجایش گفت: آیا نمی‌شنوید؟ انگار می‌خواهد به اطرافیانش چنین القا کند که: چرا ساکت نشسته‌اید؟ مگر نمی‌شنوید که این مرد چه حرف‌هایی می‌زند؟!


  1. . و قوله: «قالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَ لا تَسْتَمِعُونَ» أي أ لا تصغون إلى ما يقول موسى؟ و الاستفهام للتعجيب يريد أن يصغوا إليه فيتعجبوا من قوله حيث يدعي رسالة رب العالمين، و إذا سئل ما رب العالمين؟ أعاد الكلمة ثانيا و لم يزد على ما بدأ به شيئا. و هذا تمويه منه عليهم يريد به الستر على الحق الذي لاح من كلام موسى ع فإنه إنما قال إن جميع العالمين تدل بوحدة التدبير الذي يشاهده أهل اليقين فيها على أن لها ربا مدبرا واحدا هو الذي تسألني عنه، و هو يفسر كلامه أنه يقول: أنا رسول رب العالمين، فإذا سألته ما رب العالمين؟ يجيبني بأنه رب العالمين.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر