سوره الشعراء - آیه 19

۱۲۳۳) سوره شعراء (۲۶) آیه ۱۹ وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَکَ الَّتٖی فَعَلْتَ وَ اَنْتَ مِنَ الْکـٰفِریٖنَ ۲۷ محرم ۱۴۴۸
۱۴۰۵/۰۴/۲۱

و کردی کار آنچنانی‌ات را که کردی، در حالی از کفرپیشگان [/کفران‌کنندگان] بودی.

فَعْلَتكَ / فِعْلَتكَ

این کلمه را اغلب به صورت «فَعْلَتكَ» قرائت کرده‌اند که دلالت بر یکبار انجام دادن کار دارد؛

اما در برخی طرق غیرمعروف از قراة اهل کوفه (طرق صرصری و ملطی از روایت شعبه از قرائت عاصم) و برخی قراءات غیرمشهور (شعبی) به صورت «فِعْلَتكَ» قرائت شده است که به معنای هیات و حالتی است که بر آن بوده است.

مجمع البيان، ج‏7، ص290۱؛ معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۶۲؛ المغنی فی القراءات، ص۱۳۷۳۳

مِنَ الْكَفِرِينَ۴


  1. . و قراءة الشعبي و فعلت فعلتك. ... و من قرأ فعلتك بكسر الفاء فهي مثل الركبة و الجلسة تكون كناية عن الحال التي يكون عليها و قد يكون المصدر على هذه الزنة تقول نشدته بالله نشدة.↩
  2. . قراءة الجمهور «فَعْلَتكَ» بفتح الفاء، يريد المرة الواحدة.
    وقرأ الشعبي «فِعلتك» بكسر الفاء، يريد الهيئة. قال الفراء : حدثني موسى الأنصاري عن السري بن إسماعيل عن الشعبي أنه قرأ «وفعلت فِعلتك» بكسر الفاء، ولم يقرأ بها غيره». قال الطبري: وهي قراءة القراءة القُرّاء من أهل الأمصار مخالفة».
    ↩
  3. . القراءة المعروفة : «وَفَعَلْتَ فَعَلَتَكَ» بفتح الفاء.
    الصَّرْصَري، والملطيُّ عن أبي بكر، والشعبي: بكسر الفاء من «فِعلتك».
    ↩
  4. . تقدَّمت الإمالة فيه، وانظر الآيات /١٩، ٣٤، ٨٩ من سورة البقرة في الجزء الأول من هذا المعجم (معجم القراءات، ج۶، ص۴۰۶).↩

فَعَلْتَ - فَعْلَتَكَ

قبلا بیان شد که ماده «فعل» کلمه‌ای است که برای فارسی زبانان هم آشناست. ابن فارس اصل آن را هرگونه ایجاد کردن چیزی می‌داند خواه عمل باشد یا غیر آن. راغب آن را هرگونه تاثیرگذاشتن از جانب موجود تاثیرگذارنده می‌داند، در یک معنای عام، یعنی به نحو مناسب باشد یا نامناسب، آگاهانه باشد یا ناآگاهانه، از روی قصد باشد یا بدون قصد، از هر موجودی که سر بزند، و آن را همانند «عمل» و اخص از «صنع» دانسته است. مرحوم مصطفوی هم تقریبا بین این دو جمع کرده و گفته است اصل واحد در این ماده ایجاد یک «عمل» است که وقتی نسبت عمل با انجام‌دهنده اش مورد تأکید باشد از ماده «فعل» استفاده می‌شود، مانند كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعاد» (فجر/۶)؛ ولی وقتی جهت وقوع آن در خارج مورد تأکید باشد از ماده «عمل»، مانند: «أَنِّي لا أُضِيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ» (آل عمران/۱۹۵).

شاید فقط حسن جبل است که توضیح اندک متفاوتی داده است. وی معنای محوری این ماده را عبارت دانسته از نفوذ یا مخلوط شدن مادی‌ای که با شدت و خشونت یا جدیت انجام شود (مانند بریدن و جدا کردن و چیز سنگینی را بردن یا تحریک نمودن و …) که چیزی را تغییر دهد یا ایجاد کند، و سپس توضیح داده که کم‌کم در هر کار عملی‌ای که یک نحوه قوت زیادی برای تاثیر گذاشتن یا تحمل کردن می‌خواهد به کار رفته است و از این جهت «فعل» کنایه از هرگونه کار جدی‌ای است و از این جهت در مقابل «قول» قرار می‌گیرد مانند: «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُون‏» (صف/۲).

این ماده در قرآن فقط در باب ثلاثی مجرد به کار رفته است، و کاربرد آن غیر از فعل، به صورت مصدر: «أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ» (انبیاء/۷۳)، «وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتي‏ فَعَلْتَ» (شعراء/19) و اسم فاعل: «وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْ‏ءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدا» (کهف/۲۳)، «قالُوا سَنُراوِدُ عَنْهُ أَباهُ وَ إِنَّا لَفاعِلُونَ» (یوسف/61)، «قالَ هؤُلاءِ بَناتي‏ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلينَ» (حجر/71)، «وَ الَّذينَ هُمْ لِلزَّكاةِ فاعِلُونَ» (مومنون/4) و اسم مفعول: «سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً» (اسراء/108)، «كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً (نساء/47؛ احزاب/۳۷)، «كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولاً» (مزمل/18) مشاهده می‌شود

این ماده با کلمات دیگری همچون «عمل»، «جعل»، «فطر»، «احداث» و «انشاء» شباهت دارد که توجه به تفاوت آنها ابعاد دقیق این ماده را بیشتر آشکار می‌کند. از این میان برخی موارد قبلا به تفصیل بیان شد؛ از جمله تفاوتش با «عمل» (در جلسه ۱۰۶۷ https://yekaye.ir/al-hujurat-49-02-2/)، «جعل» (در جلسه ۱۰۴۹ https://yekaye.ir/al-waqiah-56-82/ و ذیل آیه بعد) و «فطر» (در جلسه ۴۶۴ https://yekaye.ir/al-muzzammil-73-18/).

در تفاوتش با ماده «حدث» گفته‌اند «محدَث» چیزی است که حدوثش نسبتا جدید باشد، اما «مفعول» اعم از این است که تازه ایجاد شده یا قبلا.

در تفاوت «فعل» یا «انشاء» (ماده «نشأ») گفته‌اند انشاء ایجاد حالت جدیدی است بدون اینکه از روی نمونه‌ای شبیه آن الگوگیری کرده باشد و نشو و نما هم رشد کردنی است که کم‌کم بر چیزی می‌افزاید ولی فعل اعم از اینهاست و هرگونه کاری را شامل می‌شود

جلسه ۱۱۹۰ https://yekaye.ir/al-fil-105-1/

الکافرین

قبلا بیان شد که ماده «کفر» دلالت دارد بر پوشاندن و مخفی کردن. به کشاورز «کافر» گفته می‌شود چون دانه را در دل خاک مخفی می‌کند و «کفاره» هم کفاره است چون گناه را می‌پوشاند و «تکفیر» هم به معنای اقدامی است که چنان روی گناه را می‌پوشاند که گویی انسان گناهی انجام نداده (در مقابل حبط که در مورد نابود شدن کارهای خوب است) البته در زبان فارسی، حکم کردن به کفر شخص دیگری را «تکفیر» می‌گوییم که در زبان عربی تعبیر «إکفار» بدین معناست.

کفر، هم در نقظه مقابل ایمان به کار می‌رود زیرا «حق را می‌پوشاند» و هم در نقطه مقابل «شکر»‌ و به معنای «ناسپاسی» به کار می‌رود زیرا نعمت را می‌پوشاند. در خصوص این مطلب اخیر، راغب اصفهانی توضیح داده که در مورد ناسپاسی نعمت، غالبا تعبیر «کفران» به کار می‌رود، و در مورد انکار خدا و نبوت و شریعت (بی‌دینی) غالبا تعبیر «کُفر» (که فاعل آن، «کافر» است) به کار می‌رود و «کُفُور» (که در آیه حاضر آمده است) در هر دو با هم به کار می‌رود.

بر اساس توضیحات ایشان اگر بخواهیم با توجه به این دو معنای ناسپاسی (کفران نعمت) و بی‌دینی، مشتقات این ماده را دسته بندی کنیم باید بگوییم:

الف. «کفران» غالبا برای ناسپاسی نعمت به کار می‌رود، و کسی که زیاد کفران نعمت می‌کند، «کَفور» است و«کَفّار» بلیغ‌تر از «کَفور» است، و غالبا برای جمع بستن کسی که کفران نعمت می‌کند از تعبیر «کَفَرَة» استفاده می‌شود.

ب. «کُفر» غالبا برای بی‌دینی به کار می‌رود، و کسی که منکر خدا یا نبوت یا شریعت است «کافر» است که جمع آن «کُفّار» است. (و توجه شود که اینها معانی پراستعمال است وگرنه چنانکه اشاره شد برای «زارع» و کشاورز هم تعبیر «کافر» به کار می‌رود و لذا «کُفّار» که جمع «کافر» است در آیه 20 سوره حدید، می‌تواند به معنای «زُرّاع» (کشاورزان)‌ باشد و می‌تواند به همان معنای مخالفان اسلام باشد.) ...

جلسه ۲۰۵ https://yekaye.ir/al-furqan-025-50/

۱) ‌در فرازی از حدیث ۱ ذیل آیه ۱۰ که به طور کامل در جلسه ۱۲۲۴ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-010/ تقدیم شد از از امام صادق (ع) روایت شده بود که فرمودند:

... «و آن کارت را که کردی، کردی» (شعراء/۱۹) یعنی آن مرد را کشتی «و تو از کافرین بودی» (شعراء/۱۹) یعنی نعمت مرا کفران و ناسپاسی کردی.

تفسير القمي، ج‏2، ص118

حَدَّثَنِي أَبِي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

... فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ كَمَا حَكَى اللَّهُ‏: «أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ؛ وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ‏» أَيْ قَتَلْتَ الرَّجُلَ‏ «وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ»‏ يَعْنِي كَفَرْتَ نِعْمَتِي.

۲) در حدیث ۳ در جلسه ۱۱۳۴ (https://yekaye.ir/al-mumtahanah-60-04/) از امام صادق ع روایتی درباره اقسام پنج‌گانه کاربرد کلمه «کفر» در قرآن کریم گذشت که امام ع در فرازی از آن فرمودند:

وجه پنجم از وجوه کفر؛ کفر برائت است و آن همان است که خداوند سخن ابراهیم (علیه السلام) را حکایت می‌کند: «به شما کفر ورزیدیم و همواره بین ما و شما دشمنی و بغض پدیدار است تا وقتی که به خداوند که یکتاست ایمان آورید» یعنی از شما برائت می‌جوییم.

الكافي، ج‏2، ص۳۹۰

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ بَكْرِ بْنِ صَالِحٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَمْرٍو الزُّبَيْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

... وَ الْوَجْهُ الْخَامِسُ مِنَ الْكُفْرِ كُفْرُ الْبَرَاءَةِ وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَحْكِي قَوْلَ إِبْرَاهِيمَ ع: «كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ»‏ يَعْنِي تَبَرَّأْنَا مِنْكُمْ.

۱) «وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ»

در اینجا فرعون با کنایه به کاری که حضرت موسی ع قبلا کرده بود (کشتن یکی از قبطیان در جریان دفاع از یکی از شیعیانش) اشاره کرد و بر این تأکید کرد که تو آن موقع از «کافران» بودی.

چنانکه در نکات ادبی اشاره شد کفر هم در معنای ناسپاسی (کفران نعمت کردن) به کار می‌رود و هم در نقطه مقابل ایمان (کفر ورزیدن). در این طعنه فرعون هر دو می‌تواند مد نظر باشد:

اگر ناسپاسی باشد امتداد آیه قبل است؛ یعنی ما تو را بزرگ کردیم و سالها در میان ما بودی و نان و نمک ما را خوردی، بعدش بجای تشکر یکی از طرفداران ما را کشتی.

و اگر کفر ورزیدن باشد همراستا با آیه ۲۲ است که حضرت موسی می‌فرماید «این چه منتی است که تو بنی‌اسرائیل را برده کرده‌ای» (ان شاء الله ذیل آیه مذکور توضیح بیشتر این ارتباط خواهد آمد)؛ و اشاره به این است که تو از همان زمان هم به ربوبیت ما کافر بودی و اینکه الان آمده‌ای و با ما مخالفت می‌کنی مسبوق به سابقه است.

۲) «وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَ أَنْتَ مِنَ الْكافِرِينَ»

حضرت موسی ع قبلا در مقام دفاع از یکی از شیعیانش کسی را به قتل رسانده بود و بخاطر این سابقه از رفتن سراغ فرعون ابراز نگرانی کرده بود (آیه۱۴) و در اینجا فرعون همان واقعه را به وی گوشزد کرد. ذیل همان آیه اشاره شد که فرعونیان هم با اینکه این را به عنوان یک ایراد بر وی مطرح می‌کردند، اما ظاهرا آن را به عنوان یک گناه – که موجب کسر شأن جدی یک انسان می‌شود- نمی‌دیده‌اند (جلسه ۱۲۲۸ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-014/) و شاهد دیگری بر این مدعا همین نحوه اشاره به آن واقعه در این آیه است:

اولا گفت: کردی آن کاری که کردی؛ یعنی نه‌تنها به خود کشتن اشاره نکرد (که اگر واقعا آن کارش مصداق کشتن یک انسان بی‌گناه بود اینکه بگوید «یک انسان بی‌گناه را به قتل رساندی»، بسیار برای تحریک‌ مخاطبان علیه حضرت موسی ع کارآمد‌تر است تا صرفا انجام آن کار را به وی یادآوری کند)، حتی نگفت «کردی آن کاری که نباید می‌کردی».

ثانیا بر این تأکید کرد که «در حالی که از کافران بودی» یعنی آنچه این کار تو را زشت می‌کرد نه صرفا کشتن او، بلکه این جهت بود که این اقدام تو مصداقی از کافر بودن توست؛ خواه به معنای کفران نعمت یا به معنای کفر به رب بودن من فرعون (توضیح این دو در تدبر ۱ گذشت).

۳) «وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ»

فرعون با دو جمله، نبوّت موسى را زير سؤال برد: در آیه قبل گفت ما تو را بزرگ كرديم، چگونه الطاف ما را كفران و ناسپاسى مى‏كنى، ناسپاس كه پيامبر نمى‏شود. در این آیه افزود: تو نزد ما قاتل هستى و قاتل كه پيامبر نمى‏شود (تفسير نور، ج‏8، ص300).

تبصره:

این توضیح با آنچه در تدبر ۲ گذشت منافاتی ندارد. بله، فرعون تصریح به قتل نکرد، اما چون در مقام شبهه انداختن در ذهن حاضران در آن مجلس بود، همان اشاره ذهن افراد را به مفهوم قاتل بودن منتقل می‌کرد. به تعبیر دیگر، شاید اگر به کلمه «قتل» اشاره می‌کرد طبق توضیحی که در تدبر ۲ گذشت چه‌بسا ذهن حاضران در مجلس با او خیلی همراهی نمی‌کرد؛ اما وقتی غیرمستقیم به کار او اشاره می‌کند ذهنهای بسیاری از افراد به همین مفهوم قتل مذموم منتقل می‌شود.

۴) «وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ»

این تعبیر گاه برای اشاره به کار زشتی به کار می‌رود که از فرط ناپسند بودن قابل بیان نیست.

حکایت

حضرت زینب در مقابل یزید در فرازی از خطبه مشهورش بعد از اینکه از پیشگاه خداوند درخواست انتقام می‌کند از این کسانی که چنان ظلمی را مرتکب شدند وقتی می‌خواهد کار یزید را شرح دهد خطاب به او می‌فرماید:

... «و کردی کار آنچنانی‌ات را که کردی»! امّا تو جز پوست خود نَدَریدی و جز گوشت خود نَبُریدی. و [سرانجام] در پیشگاه رسول خدا [در قیامت] بازخواست خواهی شد به خاطر آنچه از خونِ ذرّیه‌اش برعهده‌ات آمد، و حرمتش را که شکستی، و خون‌هایی که از خاندان و خویشانش ریختی، آنجا که خدا با او پراکندگی‌شان را جمع کند، و پریشانی‌شان را سامان بخشد، و از ستمکارشان انتقام گیرد، و حقشان را از دشمنانشان بازستاند...»

الإحتجاج (للطبرسي)، ج‏2، ص309

رَوَى شَيْخٌ صَدُوقٌ مِنْ مَشَايِخِ بَنِي هَاشِمٍ وَ غَيْرُهُ مِنَ النَّاسِ:

أَنَّهُ لَمَّا دَخَلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع وَ حَرَمُهُ عَلَى يَزِيدَ ... فَلَمَّا رَأَتْ زَيْنَبُ ذَلِكَ فَأَهْوَتْ إِلَى جَيْبِهَا فَشَقَّتْهُ ثُمَّ نَادَتْ بِصَوْتٍ حَزِين‏ ... ثُمَّ قَامَتْ عَلَى قَدَمَيْهَا وَ أَشْرَفَتْ عَلَى الْمَجْلِسِ وَ شَرَعَتْ فِي الْخُطْبَة ...

... «وَ فَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ» وَ مَا فَرَيْتَ إِلَّا جِلْدَكَ وَ مَا جَزَرْتَ إِلَّا لَحْمَكَ وَ سَتُرَدُّ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ بِمَا تَحَمَّلْتَ مِنْ دَمِ ذُرِّيَّتِهِ وَ انْتَهَكْتَ مِنْ حُرْمَتِهِ وَ سَفَكْتَ مِنْ دِمَاءِ عِتْرَتِهِ وَ لُحْمَتِهِ حَيْثُ يَجْمَعُ بِهِ شَمْلَهُمْ وَ يَلُمُّ بِهِ شَعَثَهُمْ وَ يَنْتَقِمُ مِنْ ظَالِمِهِمْ وَ يَأْخُذُ لَهُمْ بِحَقِّهِمْ مِنْ أَعْدَائِهِم‏ ...

نظرات کاربران

ثبت نظر