سوره الشعراء - آیه 138

۱۲۱۴) سوره شعراء (۲۶) آیه ۱۳۸ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ ۱۶ ذی‌القعده ۱۴۴۷
۱۴۰۵/۰۲/۱۴

و ما از عذاب‌شدگان نخواهیم بود.

بِمُعَذَّبِينَ / بِمُعَذَّبِينَه۱


  1. . یقف یعقوب بخلف عنه بهاء السکت (الکامل المفصل فی القراءات الأربعة عشر، ص۳۷۳)↩

بِمُعَذَّبِينَ

در سه آیه قبل‌تر درباره ماده «عذب» توضیحاتی تقدیم شد. جلسه۱۲۱۱ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-135/

۱) امیرالمؤمنین ع در فراز دیگری از خطبه معروف به خطبه قاصعه۱ فرمودند:

پس عبرت گيريد از آنچه به مستكبران پيش از شما رسيد، از عذاب خدا و سختگيريهاى او و خوارى و كيفرهاى او، و عبرت گيريد از تيره خاكى كه رخساره‏هاشان بر آن نهاده است، و زمينهاى نمناك كه پهلوهاشان بر آن افتاده است، و به خدا پناه بريد از كبر كه در سينه‏ها زايد، چنانكه بدو پناه مى‏بريد از بلاهاى روزگار كه پيش آيد.

اگر خدا رخصت كبر ورزيدن را به يكى از بندگانش مى‏داد، به يقين چنين منتى را بر پيامبران گزيده و دوستانش مى‏نهاد، ليكن خداى سبحان بزرگ‏منشى را بر انان ناپسند ديد و فروتنى‏شان را پسنديد.

نهج‌البلاغه، خطبه ۱۹۲؛ (ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۲۱۴)

و من خطبة له ع تسمى القاصعة

فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الْأُمَمَ الْمُسْتَكْبِرِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ مِنْ بَأْسِ اللَّهِ وَ صَوْلَاتِهِ وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلَاتِهِ وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِي خُدُودِهِمْ وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِمْ وَ اسْتَعِيذُوا بِاللَّهِ مِنْ لَوَاقِحِ الْكِبْرِ كَمَا تَسْتَعِيذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ.

فَلَوْ رَخَّصَ اللَّهُ فِي الْكِبْرِ لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِهِ لَرَخَّصَ فِيهِ لِخَاصَّةِ أَنْبِيَائِهِ وَ أَوْلِيَائِهِ وَ لَكِنَّهُ سُبْحَانَهُ كَرَّهَ إِلَيْهِمُ التَّكَابُرَ وَ رَضِيَ لَهُمُ التَّوَاضُعَ ...

۲) از امام صادق ع روایت شده که فرمودند:

همانا گروهی بودند که گناهانی مرتکب شدند و بابت آن [از عذاب خدا] می‌ترسیدند و نگران بودند.

گروه دیگری نزد آنان آمدند و گفتند:‌ شما را چه می‌شود؟

گفتند: ما مرتکب گناهانی شده‌ایم و بابت آن می‌ترسیم و نگرانیم.

به آنها گفتند: ما بار آن گناهان را به جای شما بر دوش می‌کشیم!

پس خداوند تبارک و تعالی فرمود: آیا می‌ترسند و با این حال [به تکرار آن] جرأت می‌ورزند؟ پس خداوند عذاب را بر آنان نازل فرمود.

علل الشرائع، ج‏2، ص: 522

أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

إِنَّ قَوْماً أَصَابُوا ذُنُوباً فَخَافُوا مِنْهَا وَ أَشْفَقُوا فَجَاءَهُمْ قَوْمٌ آخَرُونَ فَقَالُوا لَهُمْ مَا لَكُمْ فَقَالُوا إِنَّا أَصَبْنَا ذُنُوباً فَخِفْنَا مِنْهَا وَ أَشْفَقْنَا فَقَالُوا لَهُمْ نَحْنُ نَحْمِلُهَا عَنْكُمْ فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَخَافُونَ وَ يَجْتَرِءُونَ عَلَيَّ فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ.

همین حدیث با اندک تفاوتی در عبارات با سندی متفاوت در منابع زیر هم آمده است:

المحاسن، ج‏1، ص116۲؛ الكافي ج‏5، ص104۳؛ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص241۴

۳) از عبدالله بن جندب نقل شده است که امام رضا (ع) نامه‌ای برای من نوشتند و فرمودند:

خداوند رحمتت کند، درباره گروهی صحبت کردی که دیروز برادران دینی ما بودند، اما اکنون به دشمنی، مخالفت و بیگانگی با ما روی آورده‌اند. همچنین کسانی که با تهمت‌هایشان، در زمان حیات پدرم (امام کاظم ع) دروغهایی وارد کردند. و در پایان نامه نوشتند:

همانا آنها گروهی‌اند که شیطان به آنان نزدیک شد و با شبهه‌انگیزی فریبشان داد و کار دینشان را بر آنان دچار ابهام کرد. این اتفاق زمانی افتاد که دروغ‌بستن‌هایشان آشکار شد، و بینشان توافقی رخ داد و بر عالم خود خشم گرفتند [یا: دروغ بستند]. آن‌ها می‌خواستند هدایت را از جانب خودشان پیدا کنند، پس می‌پرسیدند: چرا؟ کی؟ و چگونه؟ در نتیجه، هلاکت از جایی به سراغشان آمد که فکر می‌کردند در امان هستند؛ و این به خاطر آن چیزی بود که خود کسب نمودند همان‌طور که خداوند می‌فرماید: «پروردگارت به بندگان ستمکار نیست.» (فصلت/۴۶). این [ظاهرا این گونه موضع‌گیری] نه به نفع آن‌ها بود و نه به ضررشان؛ بلکه وظیفه و تکلیف آن‌ها این بود که در زمان تردید و حیرت، توقف می‌کردند و هر چیزی را که نمی‌دانستند، به عالم و استنباط‌کننده آن برمی‌گرداندند. زیرا خداوند در کتابش می‌فرماید: «و اگر آن را به پیامبر و اولی‌امر از میان آنان، برگردانند، کسانی از آنها که آن را استنباط می‌کنند، آن را می‌دانند.» و منظور از اولی‌امر، آل محمد (ص) هستند؛ کسانی که از قرآن استنباط می‌کنند، حلال و حرام را می‌شناسند و حجت خدا بر خلق او هستند.»

تفسير العياشي، ج‏1، ص: 260

عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جُنْدَبٍ قَالَ: كتب إلي أبو الحسن الرضا ع: ذكرت رحمك الله هؤلاء القوم الذين وصفت أنهم كانوا بالأمس لكم إخوانا و الذي صاروا إليه من الخلاف لكم و العداوة لكم و البراءة منكم، و الذين تأفكوا به من حياة أبي صلوات الله عليه و رحمته، و ذكر في آخر الكتاب:

إِنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَنَحَ لَهُمْ شَيْطَانٌ اغْتَرَّهُمْ بِالشُّبْهَةِ وَ لَبَّسَ عَلَيْهِمْ أَمْرَ دِينِهِمْ، وَ ذَلِكَ لَمَّا ظَهَرَتْ فِرْيَتُهُمْ وَ اتَّفَقَتْ كَلِمَتُهُمْ وَ كذبوا [نَقَمُوا] عَلَى عَالِمِهِمْ، وَ أَرَادُوا الْهُدَى مِنْ تِلْقَاءِ أَنْفُسِهِمْ، فَقَالُوا لِمَ وَ مَتَى‏ وَ كَيْفَ؟ فَأَتَاهُمُ‏ الْهُلْكُ‏ مِنْ‏ مَأْمَنِ‏ احْتِيَاطِهِمْ، وَ ذَلِكَ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِيهِمْ «وَ مَا رَبُّكَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»، وَ لَمْ يَكُنْ ذَلِكَ لَهُمْ وَ لَا عَلَيْهِمْ، بَلْ كَانَ الْفَرْضُ عَلَيْهِمْ وَ الْوَاجِبُ لَهُمْ مِنْ ذَلِكَ الْوُقُوفَ عِنْدَ التَّحَيُّرِ وَ رَدَّ مَا جَهِلُوهُ مِنْ ذَلِكَ إِلَى عَالِمِهِ وَ مُسْتَنْبِطِهِ، لِأَنَّ اللَّهَ يَقُولُ فِي‏ كِتَابِهِ‏ «وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى‏ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»‏ يَعْنِي آلَ مُحَمَّدٍ وَ هُمُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَ مِن‏ الْقُرْآنَ وَ يَعْرِفُونَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ هُمُ الْحُجَّةُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ.


  1. . فرازهایی از این خطبه در جلسه۷، تدبر۳ http://yekaye.ir/momenoon-23-78/ و در جلسه۵۸ حدیث۱ http://yekaye.ir/ar-room-30-42/ جلسه ۲۳۳، حدیث۱ http://yekaye.ir/al-aaraf-7-13/ و جلسه ۲۷۸، حدیث۱ http://yekaye.ir/al-hegr-15-39/ و جلسه۳۵۰ حدیث۲ http://yekaye.ir/al-alaq-96-1/ و جلسه۴۰۰ حدیث۳ http://yekaye.ir/al-ankaboot-29-3/ و جلسه۴۸۰، حدیث۴ http://yekaye.ir/al-qalam-68-14/ و جلسه ۵۵۵، حدیث۲ https://yekaye.ir/al-ahzab-33-67/ و تکمله جلسه ۱۰۷۴ حدیث۵۸ https://yekaye.ir/about-the-wars-of-imam-ali گذشت.↩
  2. . عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ قَوْماً أَذْنَبُوا ذُنُوباً كَثِيرَةً فَأَشْفَقُوا مِنْهَا وَ خَافُوا خَوْفاً شَدِيداً فَجَاءَ آخَرُونَ وَ قَالُوا ذُنُوبُكُمْ عَلَيْنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ ثُمَّ قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَافُونِي وَ اجْتَرَأْتُمْ↩
  3. . عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عن أَبُی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ... إِنَّ قَوْماً أَذْنَبُوا ذُنُوباً كَثِيرَةً فَأَشْفَقُوا مِنْهَا وَ خَافُوا خَوْفاً شَدِيداً وَ جَاءَ آخَرُونَ فَقَالُوا ذُنُوبُكُمْ عَلَيْنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ ثُمَّ قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَافُونِي وَ اجْتَرَأْتُمْ عَلَيَّ.↩
  4. . أَبِي ره قَالَ حَدَّثَنِي سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصٍ الْبَخْتَرِيِّ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ قَوْماً أَذْنَبُوا ذُنُوباً كَثِيرَةً فَأَشْفَقُوا مِنْهَا وَ خَافُوا خَوْفاً شَدِيداً وَ جَاءَ آخَرُونَ فَقَالُوا ذُنُوبُكُمْ عَلَيْنَا فَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْعَذَابَ ثُمَّ قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَافُونِي وَ اجْتَرَأْتُمْ.↩

۱) «وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ»

در آیات قبل دیدیم که حضرت هود ع بعد از اینکه خود را به عنوان پیامبر ص خدا معرفی کرد و درباره رویه‌های غلطی که داشتند بدانها هشدار داد و نعمتهای خدا بدانان را برشمرد و در مجموع در همین آیات مختصر چهار بار از آنان خواست که تقوای الهی در پیش گیرند، و آنان را از عذاب یوم عظیم ترساند، آنان گفتند برای ما تفاوتی ندارد که پند و اندرزمان بدهی یا ندهی، و این عادت متقدمین بوده است، ادعا کردند که ما از عذاب‌شدگان نخواهیم بود. به نظر می‌رسد این جمله اخیر آنان پاسخ آنان به ترسی است که حضرت هود از عذاب یوم عظیم مطرح کرد؛ و آنان ادعا کردند که ما اصلا عذاب نخواهیم شد که از این بابت برای ما نگران هستی.

نکته: ترسیدن یا نترسیدن از عذاب

یکی از اصول دین که از واضحات معارف قرآنی و شرط مسلمانی هر مسلمانی است، اعتقاد به معاد و قیامت است؛ و باور به معاد باور به این است که انسان با مرگ نیست و نابود نمی‌شود بلکه عاقبت اعمالی که در دنیا انجام داده خواهد دید و نهایتا به بهشت یا جهنم خواهد رفت. در واقع باور به وجود عذاب الهی، یکی از اصول و مبانی معارفی است که تمام پیامبران الهی بر آن تأکید داشته‌اند و هرکس ذره‌ای با معارف ادیان توحیدی آشنا باشد می‌داند که امکان هیچ تردیدی در این واقعیت نیست.

با این حال، آنچه بسیار تعجب دارد این است که در جوامع اسلامی گروهی پیدا می‌شوند که با تأکید بر رحمانیت خداوند و کلیدواژه «دین رحمانی»* و تعابیر دیگر، مدعی آن هستند که خداوند مهربانتر از آن است که کسی را عذاب کند! و لازمه سخن آنان این است که اصلا جهنمی در کار نیست و عذابی در کار نخواهد بود! چنین تحلیلی شاید از بارزترین مصادیق تفسیر به رای و اوج نفهمی در حوزه معارف دینی است؛ و عجیب اینجاست که گاه از کسانی شنیده می‌شود که لباس اهل علم به تن دارند: کسی مثل حضرت ابراهیم ع که مصداق بارز تجلی رحمت خداست و حتی برای جلوگیری از نزول عذاب بر قوم لوط با فرشتگان الهی مجادله می‌کرد (هود/۷۴-۷۵) وقتی در مقام اندرز دادن پدرش برمی‌آید تصریح می‌کند که من نگران این هستم که عذابی از جانب خدای رحمان به تو برسد: «يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ» (مریم/۴۵)؛ یعنی واضح است که همان خدا که رحمان است عذاب می‌کند.

در حقیقت، عذاب نشدن و نگرانی نداشتن از عذاب الهی، در منطق قرآن، تنها در دو صورت قابل قبول است:

یکی جایی که هنوز پیامبری فرستاده نشده و حجت بر مخاطبان تمام نشده است: «وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولا» (اسراء/۱۵)؛

و دیگری پس از اینکه حساب و کتاب اخروی به پایان برسد برای کسانی که به بهشت وارد می‌شوند: «في‏ جَنَّاتِ النَّعيمِ ... فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ يَتَساءَلُونَ ... أَ فَما نَحْنُ بِمَيِّتينَ؛ إِلاَّ مَوْتَتَنَا الْأُولى‏ وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبينَ؛ إِنَّ هذا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ» (صافات/۴۳ و ۵۰ و ۵۸-60).

در غیر این دو مورد، هرکسی تا در دنیاست نباید خود را از عذاب الهی ایمن بداند و این مسأله بقدری در معارف دین پررنگ است که حتی پیامبران و امامان معصوم ع هم بارها و بارها به خوف خود از عذاب الهی تصریح کرده‌اند و خداوند دست کم سه بار به پیامبر اکرم ص - که برترین پیامبر الهی ص است که بالاترین درجات عصمت را دارد – دستور می‌دهد که این را به همگان بگو که من هم از عذاب پروردگارم می‌ترسم اگر که مرتکب معصیت شوم: «قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏» (انعام/۱۵؛‌زمر/۱۳) و «قُلْ ما يَكُونُ لي‏ أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسي‏ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى‏ إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏» (یونس/۱۰).

وقتی ریشه‌های ادعای گزاف «ما عذاب نخواهیم شد» را در قرآن کریم ردیابی کنیم، این سخن یکبار توسط قوم عاد مطرح شده، که چنانکه قبلا هم اشاره شد از اقوامی بودند که به لحاظ امکانات و قدرت دنیوی (به تعبیر امروزی، پیشرفت تکنولوژی) بی‌نظیر بودند: «أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ؛ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ؛ الَّتي‏ لَمْ يُخْلَقْ مِثْلُها فِي الْبِلادِ» (فجر/6-8)؛ و دیگری در میان مترفین هر قومی این ادعا رایجی بوده است: «وَ ما أَرْسَلْنا في‏ قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُون‏؛ وَ قالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبين»‏ (سبأ/۳۴-۳۵) **

شاید بتوان گفت این باور نادرست – که گاه با عنوان قرائت رحمانی از دین مطرح می‌شود- ریشه در یک نحوه غرق شدن در ناز و نعمت دارد؛ افرادی که خداوند به آنان امکانات فراوان می‌دهد (قوم عاد به طور خاص، و رفاه‌زدگان به طور عام) بشدت در معرض این هستند که به این ناز و نعمت مغرور شوند و گمان کنند که حال که خداوند متعال علی‌رغم گناهانی که مرتکب می‌شود، آنان را از نعمتهای الهی بهره‌مند کرده است، پس هیچگاه آنان را عذاب نخواهد کرد؛ و این مبتلا شدن به سنت استدارج است که قرآن کریم با تعبیر «سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُون‏» (اعراف/۱۸۲؛‌قلم/۴۴) بدان اشاره فرموده است؛ یعنی اینکه افراد به نحو تدریجی و کم‌کم به وضعیتی می‌رسند که وقوع عذاب بر آنها قطعی می‌شود و دیگر هیچ راه فراری نخواهند داشت.

باید همگان به خداوند پناه ببریم از اینکه مبادا در زمره این افراد قرار گیریم!

پی‌نوشت‌ها:

* قبلا در مقام نقد آنچه به اسم قرائت رحمانی از دین شایع شده توضیح داده شد که وجود جهنم و عذاب جهنمیان، نه‌تنها منافاتی با رحمانیت الهی ندارد، بلکه لازمه آن است (مثلا در جلسه ۷۵۸، تدبر۵ http://yekaye.ir/ya-seen-36-11/ و جلسه ۷۷۰، تدبر۲ https://yekaye.ir/ya-seen-36-23/ و جلسه ۹۰۱، تدبر۵ https://yekaye.ir/ya-seen-36-52/ و ...).

** جالب اینجاست که توجیه کردن کارها با اشاره به اینکه این روش گذشتگان است نیز ادعایی است که هم قوم عاد مطرح کرده‌اند (آیه قبل) و هم در میان مترفانِ (=رفاه‌زدگانِ) هر قومی رایج بوده است: «وَ كَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ في‏ قَرْيَةٍ مِنْ نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى‏ آثارِهِمْ مُقْتَدُون‏».

۲) «إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ؛ وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ»

بت‏‌پرستان، انحراف خود را با شيوه‏ نياكان توجيه و از خود سلب مسئوليّت مى‌‏كردند (تفسير نور، ج‏6، ص352).

۳) «وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ»

برخی مفسران این تعبیر قوم هود را مصداقی از انکار آنها نسبت به روز قیامت دانسته‌اند (الميزان، ج‏15، ص302۱)؛

در عین اینکه این معنا می‌تواند درست باشد، اما تنها معنای قابل استفاده از این آیه نیست؛ زیرا ظاهرا این آیه ناظر به تعبیر حضرت هود ع است که فرمود: «إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ» (شعراء/۱۳۵) و تعبیر «یوم عظیم» در آن آیه هم می‌تواند ناظر به قیامت باشد و هم ناظر به آن روزی که عذاب خداوند در همین دنیا بر آنها نازل شود - چنانکه در همین سوره این تعبیر برای قوم شعیب در چنین معنایی به کار رفته است، آنجا که می‌فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كانَ عَذابَ يَوْمٍ عَظيم‏» (شعراء/۱۸۹)-. از این رو، معنای محتمل دیگر آیه آن است که آنان از اینکه در همین دنیا هم به عذاب الهی گرفتار شوند خود را ایمن می‌دانستند؛ و اتفاقا یکی از اقوامی که خداوند از عذاب شدن آنها در همین دنیا بارها سخن گفته همین قوم عاد است.

تذکر اخلاقی

با توجه به نکاتی که در تدبر ۱ بیان شد، مترفینی (= رفاه‌زدگانی) که به نعمتهای الهی مغرور شده و به معصیت الهی مشغولند، نه‌تنها باید نگران عذاب آخرت باشند، بلکه باید نگران این هم باشند که خداوند آنها را در همین دنیا عذاب کند.


  1. . قوله تعالى: «وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ» إنكار للمعاد بناء على كون المراد باليوم العظيم في كلام هود (ع) يوم القيامة.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر