سوره الشعراء - آیه 132

۱۲۰۸) سوره شعراء (۲۶) آیه ۱۳۲ وَاتَّقُوا الَّذِی أَمَدَّکُمْ بِمَا تَعْلَمُونَ ۱ ذی‌القعده ۱۴۴۷
۱۴۰۵/۰۱/۳۰

و تقوای کسی را در پیش گیرید که شما را با آنچه می‌دانید مدد کرد.

تَعْلَمُونَ/ تِعْلَمُونَ۱


  1. . درمعجم القراءات، ج۶، ص۴۴۲ نوشته است: تقدمت القراءة بکسر حرف المضارعة فی سوره الفاتحة « تِعْلَمُونَ» در حالی که در سوره فاتحه اصلا کلمه تعملون نداریم!↩

فَاتَّقُوا

درباره ماده «وقی» و کلمه «تقوا» ذیل آیه ۱۲۶ توضیحات لازم بیان شد. جلسه ۱۲۰۲ https://yekaye.ir/ash-shuara-026-126/

أَمَدَّكُمْ

قبلا بیان شد که ماده «مدد» در اصل دلالت دارد بر کشیده شدن، خواه کشیده شدن خود یک چیز ویا اتصال چیزی به چیز دیگری که بر طولش بیفزاید و به این معنا امتداد یابد (مانند اتصال یک رود به رود دیگر)؛ و به تعبیر دیگر، بسط یافتن در یک یا چند جهت. و کم‌کم به معنای هرگونه کمک رساندن چیزی به چیز دیگر به کار رفته است: «أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ» (نمل/۳۶)

غالبا این ماده وقتی در باب افعال به کار می‌رود در معنای خوشایند است (وَ أَمْدَدْناهُمْ بِفاكِهَةٍ وَ لَحْمٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ‏، طور/۲۲؛ وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ‏، نوح/۱۲؛ يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ‏؛ آل عمران/۱۲۵) و برای امر ناخوشایند و نامطلوب از فعل ثلاثی مجرد (مَدّ یَمُدُّ) استفاده می‌شود (نَمُدُّ لَهُ مِنَ الْعَذابِ مَدًّا، مريم/۷۹؛ وَ يَمُدُّهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ‏، بقرة/۱۵؛ وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِ‏، أعراف/۲۰۲) هرچند این مورد دوم عمومیت ندارد، یعنی گاه از فعل ثلاثی مجرد استفاده می‌شود و ربطی به خوشایندی و کراهت ندارد: «وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ» (لقمان/۲۷). ...

جلسه ۶۹۳ https://yekaye.ir/al-kahf-18-109/

تَعْلَمُونَ

درباره ماده «علم» ذیل آیه ۴۹ همین سوره بحث شد. جلسه ۱۲۶۳

۱) دعایی از امام سجاد ع روایت شده است که ایشان بعد از نماز روز عید فطر و نیز در روزهای جمعه رو به قبله می‌ایستادند و آن را می‌خواندند. از آنجا که عمده فقرات این دعا بیان امدادهایی است که خداوند در حق انسانها کرده و خود انسانها هم متوجه آنها هستند در اینجا فرازهای نخستین آن تقدیم می‌شود:

ای كه رحمت مى‏آورى بر آن كس كه بندگان تو بر او رحمت نمى‏آورند؛ ای كه مى‏پذيرى آن را كه اهل هیچ شهر و دياری او را نمی‌پذیرند؛ ای كه تحقير نمى‏كنى آنان را كه دست نياز به سوى تو دراز كنند؛ ای كه نوميد نمى‏گردانى آنان را كه به اصرار از تو چيزى خواهند؛ ای كه جواب رد نمی‌دهی به آنان را که راه به سوی تو جسته‌اند؛ ای كه واپس نمى‏زنى ارمغانى را كه به پيشگاهت آرند، هر چند خرد و بى‏مقدار باشد، و هيچ كارى را بى‏اجر نمى‏گذارى، هر چند ناچيز باشد؛ ای كه اندك عملى را مى‏پذيرى و بر آن پاداش بزرگ مى‏دهى؛ ای كه نزديك مى‏شوى به هر كس كه به تو نزديك گردد؛ ای كه به نزد خود فرا مى‏خوانى آن كس را كه از تو روى گردانيده است؛ ای كه نعمت خود برنگردانی و در فرستادن نقمت عجله نکنی؛ ای كه نهال نيكى را مى‏پرورى تا به ثمر نشيند و از گناهان‏ درمی گذری تا يكسره از ميان بروند.

آرزوها پيش از آنكه به عرصه كرم تو برسند، روا شده بازگشتند و كاسه‏هاى حاجت حاجتمندان از فيض جود تو لبالب گرديد و ...

آنان كه به آستان ديگرى جز آستان تو رفتند، نوميد شدند و آنان كه به درگاهى جز درگاه تو روى نهادند زيانمند گرديدند و آنان كه جز به تو پرداختند تباه گشتند و آنان كه نه به صحراى فضل تو آمدند به قحطی گرفتار شدند.

درگاه تو به روى خواهندگان گشوده است و عطايت سائلان را رايگان است و فرياد رسيت فرياد خواهان را نزديك. اميدواران از تو نوميد نشوند و جويندگان از عطاى تو مأيوس نگردند و آمرزش خواهان از عقوبتت به شقاوت نيفتند.

خوان نعمتت براى آنان كه نافرمانيت كنند گسترده است. و بردباريت در حق آنان كه با تو خصومت ورزند مهيّاست. نيكى در حق بَدان شيوه توست و شفقت بر متجاوزان سنت تو. تا حدی كه درنگ كردن تو در مؤاخذت، ايشان را فريفته است كه توبه نكنند و مهلت دادن تو آنان را از گرايش به تو باز داشته است...

الصحيفة السجادية، دعاء 46

وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي يَوْمِ الْفِطْرِ إِذَا انْصَرَفَ مِنْ صَلَاتِهِ قَامَ قَائِماً ثُمَّ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ، وَ فِي يَوْمِ الْجُمُعَةِ، فَقَالَ:

يَا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لَا يَرْحَمُهُ الْعِبَادُ؛ وَ يَا مَنْ يَقْبَلُ مَنْ لَا تَقْبَلُهُ الْبِلَادُ؛ وَ يَا مَنْ لَا يَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَيْهِ؛ وَ يَا مَنْ لَا يُخَيِّبُ الْمُلِحِّينَ عَلَيْهِ؛ وَ يَا مَنْ لَا يَجْبَهُ بِالرَّدِّ أَهْلَ الدَّالَّةِ عَلَيْهِ؛ وَ يَا مَنْ يَجْتَبِي صَغِيرَ مَا يُتْحَفُ بِهِ، وَ يَشْكُرُ يَسِيرَ مَا يُعْمَلُ لَهُ. وَ يَا مَنْ يَشْكُرُ عَلَى الْقَلِيلِ وَ يُجَازِي بِالْجَلِيلِ؛ وَ يَا مَنْ يَدْنُو إِلَى مَنْ دَنَا مِنْهُ. وَ يَا مَنْ يَدْعُو إِلَى نَفْسِهِ مَنْ أَدْبَرَ عَنْهُ. وَ يَا مَنْ لَا يُغَيِّرُ النِّعْمَةَ، وَ لَا يُبَادِرُ بِالنَّقِمَةِ. وَ يَا مَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتَّى يُنْمِيَهَا، وَ يَتَجَاوَزُ عَنِ السَّيِّئَةِ حَتَّى يُعَفِّيَهَا.

انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَى كَرَمِكَ بِالْحَاجَاتِ، وَ امْتَلَأَتْ بِفَيْضِ جُودِكَ أَوْعِيَةُ الطَّلِبَاتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفَاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْأَعْلَى فَوْقَ كُلِّ عَالٍ، وَ الْجَلَالُ الْأَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلَالٍ.

كُلُّ جَلِيلٍ عِنْدَكَ صَغِيرٌ، وَ كُلُّ شَرِيفٍ فِي جَنْبِ شَرَفِكَ حَقِيرٌ، خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَكَ، وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِكَ، وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ

بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ، وَ جُودُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ، وَ إِغَاثَتُكَ قَرِيبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغِيثِينَ. لَا يَخِيبُ مِنْكَ الْآمِلُونَ، وَ لَا يَيْأَسُ مِنْ عَطَائِكَ الْمُتَعَرِّضُونَ، وَ لا يَشْقَى بِنَقِمَتِكَ الْمُسْتَغْفِرُونَ.

رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ، وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ، عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ، وَ سُنَّتُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ حَتَّى لَقَدْ غَرَّتْهُمْ أَنَاتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ، وَ صَدَّهُمْ إِمْهَالُكَ عَنِ النُّزُوعِ...

۲) از امام صادق ع روایت شده است که یکبار رسول الله ص بر عایشه وارد شدند دیدند تکه نانی زیر پا افتاده است؛ پس آن را برداشتند و خوردند سپس فرمودند:

ای حمیراء! حرمت همسایگی با نعمتهایی را که خداوند عز و جل بر تو ارزانی داشته رعایت کن، زیرا بسیار کم پیش می‌آید که نعمتی از گروهی روی‌گردان ‌شود و دوباره به وی بازگردد.

الكافي، ج‏6، ص300

حُمَيْدُ بْنُ زِيَادٍ عَنِ الْخَشَّابِ عَنِ ابْنِ بَقَّاحٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ جُمَيْعٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى عَائِشَةَ فَرَأَى كِسْرَةً كَادَ أَنْ يَطَأَهَا فَأَخَذَهَا فَأَكَلَهَا ثُمَّ قَالَ يَا حُمَيْرَاءُ أَكْرِمِي جِوَارَ نِعَمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْكِ فَإِنَّهَا لَمْ تَنْفِرْ مِنْ قَوْمٍ فَكَادَتْ تَعُودُ إِلَيْهِمْ.

ب. و از امام صادق (علیه‌السلام) روایت شده که فرمودند:

همسایه خوبی برای نعمت‌های خداوند باشید، و برحذر باشید که که از شما به دیگری منتقل شوند؛ زیرا خیلی بعید است که نعمتی از نزد کسی رفته باشد و دوباره به وی برگشته باشد.

و حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمود: «کم پیش می‌آید که چیزی به کسی پشت کند و دوباره روی آورد.»

الكافي، ج‏4، ص38؛ من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص60

مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ زَيْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ:

أَحْسِنُوا جِوَارَ نِعَمِ اللَّهِ وَ احْذَرُوا أَنْ تَنْتَقِلَ عَنْكُمْ إِلَى غَيْرِكُمْ أَمَا إِنَّهَا لَمْ تَنْتَقِلْ عَنْ أَحَدٍ قَطُّ فَكَادَتْ أَنْ تَرْجِعَ إِلَيْهِ.

قَالَ وَ كَانَ عَلِيٌّ ع يَقُولُ: قَلَّ مَا أَدْبَرَ شَيْ‏ءٌ فَأَقْبَلَ.

۱) «وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ ...»

در قرآن کریم بارها از امدادی که خداوند در حق بندگان خویش (اعم از مومن و کافر) روا داشته است سخن به میان آمد (و اشاره شد که تفاوت «امداد» با «مد» این است که اولی در جایی به کار می‌رود که خوشایند شخص است)، اما فقط در این آیه است که به مخاطب هشدار می‌دهد که چون خداوند شما را امداد کرده تقوای او را در پیش گیرید (اصطلاحا تعلیق حکم به وصف، مشعر به علیت است؛ یعنی چون خدا را با وصف امدادگریش ذکر کرد، پس این دستور به تقوا بخاطر همین امدادگری اوست؛ المیزان، ج۱۵، ص۳۰۱۱). البته یک مورد دیگر هم سخن حضرت نوح است که اگرچه عبارت «اتقوا» را ندارد اما مضمونش به این نزدیک است؛ یعنی حضرت نوح به مخاطبانش می‌گوید بنگرید که خداوند چگونه شما را امداد کرده است، پس چرا حرمتش را نگه نمی‌دارید: «وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهاراً؛ ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقارا» (نوح/12-۱۳).

البته این تعبیر به یک معنای عام‌تری در قرآن بارها تکرار شده است؛ یعنی امداد الهی مصداقی از نعمتهای خداوند در حق انسان است، که سزاوار است انسان قدردان نعمتها باشد. اما چرا در اینجا بر «امداد» تأکید کرد؟ و چرا به جای اینکه از شکر نعمت یا شکر امداد سخن بگوید از تقوای در برابر امدادرسان سخن گفت؟

نکته: تفاوت شکر منعم با تقوای از امدادرسان

الف. به نظر می‌رسد «امداد» تفاوت ظریفی با «إنعام» دارد؛ «نعمت» هر چیزی است که مایه تنعم و راحتی و آسایش شخص است، اما «مدد»، یک نحوه امتداد دادن در حقیقت شیء است؛ به تعبیر دیگر، امداد، لطف کردن در جایی است که اساسا ادامه یافتن حیات و بقای شیء متوقف بر آن لطف باشد؛ اما نعمت دادن، یک لطف و عنایتی است که اگر هم داده نشود، اصل وجود شیء باقی است فقط بدون آن نعمت دچار زحمت می‌شود. از این رو، سنت امداد سنتی عام است که همه خوبان و بدان را شامل می‌شود: «كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً» (اسراء/20). پس وظیفه‌ای که انسان در برابر امدادرسان دارد برتر و سنگین‌تر از وظیفه‌ای است که در برابر نعمت‌دهنده دارد. در قبال نعمت‌دهنده، از مخاطب انتظار تشکر و قدردانی می‌رود؛ اما در برابر امداد رسان، انسان باید بداند که اگر امداد او نباشد، اساسا او دیگر باقی نخواهد بود که حالا شکر کند یا کفران نماید؛ و اینجاست که «تقوا» به عنوان یک امر عمیق‌تر از «شکر» موضوعیت می‌یابد. «تقوا» از ماده «وقی» به معنای نگه داشتن خویش است و وقتی گفته می‌شود از کسی تقوا داشته باشید یعنی خودتان را در قبال او نگه دارید؛ یعنی چنان با او تنظیم کنید که بقایتان را در رعایت امر او ببینید. پس اگر کسی به انسان امدادی می‌رساند، انسان باید خود را با او تنظیم کند تا بتواند باقی بماند. (مثلا اگر کسی دارد غرق می‌شود و امدادرسانی برای نجات او می‌آید، مواجهه وی در آن لحظه با امدادرسان بسیار بیش از تشکر از او باید باشد؛ و اگر وی با توصیه‌های امدادرسان همراه نشود غرق خواهد شد و امداد وی اثر لازم در بقای وی را نخواهد داشت.)

در واقع، شاید بتوان گفت توصیه به تقوای در قبال امدادرسان برای این است که امداد او امتداد داشته باشد و بتواند از انسان دستگیری کند، چنانکه خداوند در جای دیگر اشاره می‌کند به کسانی که اگر بر دستور خداوند صبر کنید و تقوا داشته باشید، امداد جدیدی از جانب خداوند شامل حالتان خواهد شد: «بَلى‏ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمينَ» (آل عمران/125).

ب. ...

۲) «وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ بِمَا تَعْلَمُونَ»

در قرآن کریم بارها از امدادی که خداوند در حق بندگان خویش (اعم از مومن و کافر) روا داشته است سخن به میان آمد، و از مصادیق مختلف این امداد سخن گفته شده است: مانند امدادی که خداوند با فرزندان و اموال و باغها و رودها و ... در حق انسانها انجام می‌دهد (علاوه بر اینکه این در آیات بعد از همین آیه هم آمده در آیات متعدد دیگری هم هست مانند: «وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ يَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهارا» (نوح/12) یا «ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفيراً» (اسراء/6). با این حال این تنها آیه‌ای است که قبل و جدای از اشاره به مصادیقی از امدادها همه آنها را در عبارت «آنچه می‌دانید» خلاصه کرده است. چرا؟

الف. می‌خواهد بفرماید شما خودتان می‌دانید که این نعمتها از امداد الهی و کارخداوند است که کسی جز او در ایجاد و امدادرسانی با آن به شما نقشی نداشته است، پس لازم است که با تقوای او را مراعات کنید نه اینکه به عبودیت بتها و ... مشغول شوید (المیزان، ج۱۵، ص۳۰۱۲).

ب. می‌خواهد توجه دهد که: هر كس خود مى‏داند چقدر مورد لطف خداوند قرار گرفته است (تفسير نور، ج‏6، ص351). به تعبیر دیگر، چه‌بسا می‌خواهد بگوید امدادهای خداوند در زندگی شما بقدری فراوان و برای خودتان واضح است، که همین مواردی را که به وضوح می‌دانید جدی بگیرید کافی است که در مسیر تقوای الهی قرار بگیرید.

ج. ...


  1. . و قوله: «وَ اتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ» إلخ، في معنى تعليق الحكم بالوصف المشعر بالعلية أي اتقوا الله الذي يمدكم بنعمه لأنه يمدكم بها فيجب عليكم أن تشكروه بوضع نعمه في موضعها من غير إتراف و استكبار فإن كفران النعمة يستعقب السخط و العذاب قال تعالى: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ»: إبراهيم: 7.↩
  2. . و في قوله: «أَمَدَّكُمْ بِما تَعْلَمُونَ» نكتة أخرى هي أنكم تعلمون أن هذه النعم من إمداده تعالى و صنعه لا يشاركه في إيجادها و الإمداد بها غيره فهو الذي يجب لكم أن تتقوه بالشكر و العبادة دون الأوثان و الأصنام فالكلام متضمن للحجة.↩

نظرات کاربران

ثبت نظر